در این مطلب تاریخچه کامل متال و تمامی زیر شاخه ها و سبک های منشعب از آن ، فستیوال های معروف متال ، مجلات اختصاصی متال ، سازبندی و تعریف کامل سازهای مورد استفاده در این موسیقی و ... ارائه می شود که امیدوارم مورد پسند واقع شود . موسیقی هوی متال بر گرفته شده از موسیقی راک می باشد که در اواخر دهه شصت و اویل دهه هفتاد گسترش داده شد . البته در موسیقی هوی متال از شاخه های سبک های بلوز راک و سایکودلیک راک هم استفاده شد . سازبندی موسیقی متال از گیتار الکتریک ، بیس گیتار و درامز تشکیل شده است . گیتار الکتریک در این سبک به شدت دیستورت شده است و سولوهایی بسیار سرعتی در این سبک نواخته می شود که بعدا در مورد هرکدام از سازها و نوع نواختن آنها به طور کامل توضیح خواهم داد .
موسیقی هوی متال در دهه هشتاد به شدت مطرح شد و در بین مردم گسترش پیدا کرد و زیر شاخه های متعددی از این سبک منشعب شد که به طور کامل توضیح خواهم داد .
مشخصه های هوی متال :
مشخصه موسیقی متال صدای دیستورشن بسیار قوی ، ریتم های سنگین و قوی ، بیس گیتار در پس زمینه آهنگ و درام تند و رگبار وار و آواز خشن و قوی که در هرکدام از زیر شاخه ها متفاوت است . ترکیب یک گروه هوی متال هم معمولا از یک درامر ، یک بیسیست ، یک ریتم گیتاریست و یک یا دو لید گیتاریست تشکیل می شود که باز هم در زیر شاخه های مختلف ممکن است تغییر کند و سلزهای دیگری مانند کی برد ، ویولون و ... به آن اضافه شود .
البته در ابتدا معمولا گروهها از یک گیتاریست استفاده می کردند مانند گروه black sabbath ولی از ابتدای دهه هفتاد گروهها با دو گیتاریست کار کردند مانند گروه judas prist و iron maiden که حتی در مقاطع مختلف از سه گیتاریست استفاده می کرد .
هسته تکنیکی موسیقی هوی متال هم سولوهایی است که توسط لید گیتاریست نواخته می شود که در میان آنها از تکنیک های مختلف مانند سوئیپ پیکینگ ، تپینگ و .... استفاده می شود . از معروفترین لید گیتاریست های متال می توان به ریچی بلک مور از گروه دیپ پارپل ، دیو ماستین از گروه مگادث و کرک همت از گروه متالیکا اشاره کرد .
آواز در موسیقی متال بسیار گسترده است به همین علت گروههای متال از خواننده های قدرتمندی استفاده می کنند که از بهترین آنها و قوی ترین آنها می توان به راب هالفورد از گروه جوداس پریست و بروس دیکنسون از گروه آیرن میدن اشاره کرد .
بیس گیتار در این سبک هم نقش مهمی دارد و با صدای بم خود موسیقی را به سمت سنگین تر شدن پیش می برد . در بعضی از گروههای بیسیست ها از افکت در بیس گیتار استفاده می کنند و بیس در این سبک معمولا با پیک نواخته می شود . از بیسیست های مطرح این سبک می توان به استیو هریس از گروه آیرن میدن و کلیف برتن از گروه متالیکا اشاره کرد .
درام در این سبک بسیار بزرگ تر و متعدد تر از سبک راک است و در این سبک تقریبا از همه اجزای درام استفاده می شود از درامر های مطرح این سبک هم می توان به لارس الریش از متالیکا و دیو لومباردو از اسلیر اشاره کرد .
موضوعات و درون مایه :
موضوع عمومی اشعار در موسیقی هوی متال معمولا خشونت ، ضد جنگ ، *** ، اساطیر و ... است . تم اشعار سکسی از گروه لد زپلین آغاز شد که آن هم برگرفته شده از موسیقی بلوز بود . به طور مثال اشعار گروه آیرن میدن معمولا بر پایه اساطیر و افسانه ها
نوشته می شود مثلا در آهنگ rime of the ancient mariner که یکی از آهنگ های زیبای این گروه است شعر آن بر اساس شعری اسطوره ای از ساموئل تیلور سروده شده است .
یا مثلا گروه مگادث و بسیاری دیگر از گروهها تم کلی شعرهای خود را بر پایه افکار ضد جنگ و بعضا سیاسی طراحی می کنند . مانند آهنگ های war pig از بلک سبت ، and justice for all از متالیکا ، 2minute to midnight از ایرن میدن و peace sells از مگادث .
مرگ یکی دیگر از موضوعات شعری در موسیقی هوی متال است که گروههای متعددی مانند اسلیر ، وسپ و ... از این تم استفاده می کنند .
حرکات فیزیکی :
در کنسرت های متال معمولا شاهد هدبنگ و stage diving هستیم که بعدا به طور کامل آنها را توضیح خواهم داد . هدبنگ که از حرکات موزون گردن ساخته می شود اول توسط رونی جیمز دیو خواننده بلک سبت و جن سیمون گیتاریست گروه کیس ارائه شد که همانطور که گفتم به طور کامل توضیح خواهم داد .
تاریخچه هوی متال :
در میانه دهه هشتاد موسیقی بلوز در آمریکا و موسیقی راک در انگلیس نفوذ و شهرت بسیاری داشت و اولین جرقه های هوی متال موقعی زده شد که گروههای جدید آثار گروههای قدیمی تر را کاور می کردند و در این باز نوازی کمی تغییرات در آهنگ ایجاد می کردند که از جمله به افزایش تمپو (سرعت) و افزایش دیستورت گیتار که در آن زمان معمولا از آوردرایو استفاده می شد می توان اشاره کرد . (آور درایو صدایی مابین آکوستیک و دیستورشن است ). و این تغییرات باعث خشن تر و قدرتمند تر شدن آهنگ می شد . به عنوان مثال می تواهنم آهنگ you realy got me از گروه the kinks را معرفی کنم .
اما به طور یقین سال 1968 را می توان به عنوان سال پایه گذاری موسیقی هوی متال نامید . در این سال گروههای مختلفی تشکیل شدند که هرکدام از آنها سهمی در پایه گذاری هوی متال داشتند مانند alice cooper ، budgie ، deep purple ، led zeppelin ، ufo ، jethro tull و ...
در ابتدای این سال گروه blue cheer آهنگی به نام summertime bluse را ضبط کرد که در این آهنگ بسیاری از عناصر هوی متال شنیده می شود . در همان زمان گروه Steppenwolf آلبومی به نام born to wild ضبط کرد که اولین اشعار خاص هوی متال در این آلبوم شنیده می شود .
اما در جولای همین سال گروه iron butterfly آلبومی به نام heavy ضبط کرد که به نوشته دایره المعارف ویکپدیا اولین آلبوم هوی متال است . بعد از این آلبوم گروه jeff beck آلبومی به نام truth ضبط کرد که این آلبوم هم دارای پایه های هوی متال بود .
اما در سال 1969 گروه black Sabbath تاسیس شد و همچنین پایه گذاریهای ابتدایی گروه judas prist انجام شد. در ابتدای همین سال آلبوم گروه led zeppelin رتبه 10 بیلبورد را به خود اختصاص داد که می توان عنوان کرد که این آلبوم اولین آلبوم هوی متال است که در بین 10 آلبوم برتر سال قرار گرفت . با سه آلبوم دیگر pretties for you از alice cooper ، deep purple از deep purple و tommy از گروه the who را هم می توان جزو آلبوم های ابتدایی این سبک نام برد .
اما در ابتدای سال 1970 تونی آیومی گیتاریست گروه black Sabbath به دلیل اینکه یکی از انگشتان خود را در یک حادثه صنعتی از دست داد کوک گیتار را بم تر کرد تا سیمها شل تر شوند که بتواند راحت تر بنوازد و در ضمن به همین علت آیومی بیشتر از پاورکورد ها در نواختن خود استفاده می کرد و با این مشخصات این گروه اولین آلبوم خود را به نام گروه یعنی black Sabbath ضبط کرد که با این آلبوم موسیقی جدیدی به نام هوی متال پا به عرصه جهان موسیقی گذاشت و به همین علت از این گروه به عنوان بنیان گذار این سبک از موزیک یاد می کنند . در کنار نام black sabbath باید یادی هم از گروه deep purple کنیم که با هدایت ریچی بلک مور گیتاریست و یان گیلان خواننده خود دومین گروه هوی متال بود و فروش بالای دو آلبوم این دو گروه در سال 1970 به نامهای paranoid از black Sabbath و black night از deep purple باعث شد که این دو آلبوم رتبه های خوبی در بیلبرد کسب کند و موسیقی هوی متال را بیشتر در بین مردم نمایان کند .
از دیگر اتفاقاتی که در این سال افتاد هم می توان به مرگ مرحوم جیمی هندریکس اشاره کرد که اغلب کارشناسان و علاقمندان به گیتار او را بهترین و بزرگترین گیتاریست تاریخ موسیقی می دانند . روحش شاد و یادش گرامی باد .
در سال 1971 گروه dust به عنوان اولین گروه هوی متال در آمریکا تاسیس شد و دیگر گروههای ابتدایی این سبک در آمریکا هم blue oyster cult که در سال 1972 تاسیس شد و گروه kiss که در سال 1974 تاسیس شد .
در سال 1974 دو آهنگ از گروه queen به نام queen2 به عنوان اولین آهنگ در سبک thrash metal و آهنگ stone cold crazy به عنوان اولین آهنگ در سبک speed metal شناخته شد .
اتفاق مهم دیگر در اواخر دهه هفتاد اخراج آزی آزبرن خواننده بلک سبت از گروه به دلیل آلودگی بیش از حد به مشروب و مواد مخدر بود که رونی جیمز دیو جانشین او در گروه شد و آزی آزبرن هم کار خود را به صورت انفرادی ادامه داد .
اما دوران طلایی و تکرار نشدنی موسیقی هوی متال دهه هشتاد بود که موجی جدید از گروههای هوی متال جهان موسیقی را به تسخیر خود در آوردند که به wave of british heavy metal به معنای موج جدید هوی متال انگلیسی مشهور شدند . که از معروفترین گروههای این جنبش می توان به iron maiden ، motorhead ، saxon ، diamond head و def leppard اشاره کرد .این جنبش به تختصار به NWOBHM معروف شد . طوفان این موج از سال 1980 آغاز شد و تا سالیان بعد به طور کامل کنترل موسیقی دنیا را در اختیار داشت . که در این مورد هم به طور کامل توضیح خواهم داد .
در سال 1980 اتفاقات دیگری هم افتاد که از جمله آنها انحلال گروه led zeppelin ، مرگ خواننده ac dc بر اثر افراط در خوردن مشروب ، مرگ درامر گروه led zeppelin بر اثر استفاده بیش از حد از مواد مخدر و ... بود .
در اواخر همین سال آلبومهای سه گروه مطرح NWOBHM یعنی iron maiden ، motorhead و saxon در میان 10 آلبوم برتر سال قرار گرفت که موفقیتی چشمگیر برای این موسیقی بود .
سال 1983 یکی از سالهای خیلی خوب در عرصه این موسیقی بود در این سال 3 گروه برتر این سبک در آمریکا با الهام گرفتن از NWOBHM و سرعت بخشیدن و خشن تر کردن آن سبک thrash metal را ابداع کردند و در این سال اولین آلبومهای خود را ضبط کردند . این سه گروه metallica ، slayer و megadeth بودند .
در طی این چند سال آلبومهای متال در صدر جداول موسیقی متال قرار گرفتند و به عنوان پرفروش ترین آثار مطرح شدند در میان گروههای هوی متال گروههای ac dc ، aerosmith ، bonjovi ، deep purple تا کنون بالای 100 میلیون نسخه از آلبومهای خود را به فروش رسانده اند . برای افزایش اطلاعات خوانندگان این وبلاگ باید عرض کنم که تا کنون گروههای the beatles و elvis prisley بالای یک میلیارد نسخه از آلبومهای خود را فروخته اند که از این نظر رکورد دار هستند و frank Sinatra و Michael Jackson با فروش بالای 500 میلیون در رتبه های بعدی هستند . pink floyd ، Elton john ، queen و madona و ... هم تا کنون بالای 250 میلیون نسخه از آلبومهای خود را فروخته اند .
دو مجله kerrang و metal hammer یه طور اختصاصی برای موسیقی متال تاسیس شدند که در مورد آنها هم توضیح خواهم داد .
گستردگی و ذوق و سلیقه هنرمندان این سبک باعث شد که از دل هوی متال سبک ها و زیر شاخه های بی شماری منشعب شود که در ادامه به توضیح معروفترین آنها می پردازم .
Thrash metal :
در اوایل دهه هشتاد این سبک با الهام گرفتن از موسیقی hardcore punk و NWOBHM ساخته شد . به این سبک speed metal هم گفته می شود . این سبک بر پایه سرعت و تکنیک بنا شده است .
ویژگی های thrash metal :
از بارز ترین نشانه های این موسیقی سرعت بسیار بالا ، ریف های پیچیده و مختلط گیتار و سولوهایی بسیار سریع است . ریتم گیتار در این سبک بر پایه تکنیک پالم میوتینگ و استاکتو ساخته می شود که باعث تولید صدایی خشن و خشک می شود . لید گیتار در این سبک بر پایه تکنیک های مخلف از جمله تپینگ ، سوئیپ پیکینگ ، آلترنیت پیکینگ و ... ساخته می شود .
درام در این سبک بسیار سریع و رگبارگونه نواخته می شود که معمولا به صورت دولاچنگ و بالاتر نواخته می شود . استفاده از دو باس درام در این سبک بسیار معمول است که باعث سریع تر شدن درام می شود .
در اشعار این سبک ایده های نهیلیستی (پوچ گرایی) ، افکار ضد جنگ ، سیاست و بعضا شیطان پرستی به وفور دیده می شود .
تاریخچه thrash metal :
سال 1981 را می توان به عنوان مبدا موسیقی thrash metal نام برد . اما پایه های این موسیقی از سالیان قبل تر ریخته شده است . به عنوان مثال آهنگ های into the voids و children of the grave از گروه black Sabbath ، stone cold crazy از گروه queen( که در سال 1991 متالیکا جایزه گرمی را برای بازنوازی این آهنگ دریافت کرد . ) و چند آهنگ دیگر را می توان سرمنشاء های موسیقی thrash metal نامید .
مشهورترین گروههای این سبک متالیکا ، مگادث ، تستامنت ، اسلیر ، آورکیل و ونوم هستند . تاثیرگذار ترین گروه در این موسیقی گروه motorhead است . آلبوم سال 1979 این گروه به نام overkill دو سال بعد الهام بخش نام گذاری یکی از بهترین گروههای این سبک به همین نام شد و این گروه با ضبط آهنگ the beast within در سال 1981 یکی از اولین آهنگ های این سبک را ساخت .
گروه venom هم یکی دیگر از تاثیرگذار ترین گروهها بر این موسیقی است که با ضبط آلبوم welcome to hell در سال 1981 به نوعی یکی از بنیان کذاران این سبک بود . اما تعریف کلی این موسیقی در سال 1983 وقتی که دو گروه متالیکا و اسلیر دو آلبوم kill em all و show no mercy را ضبط کردند صورت گرفت و بدین شکل موسیقی thrash metal به عنوان یکی از معتبرترین و مطرح ترین سبک ها در موسیقی متال مطرح شد .
در طی سالهای 84 و 85 شاهد پیشرفت سریع این موسیقی هستیم که با پخش هر آلبوم افق هایی جدید به روی این موسیقی باز شد . اما سال 1986 طلایی ترین سال موسیقی ترش متال و کلا موسیقی متال بود در این سال گروههای مختلف شاهکار خود را که دیگر هیچ وقت در عرصه موسیقی تکرار نشدند ضبط کردند . از مطرح ترین آلبوم ها در این سال می توان به master of puppets (متالیکا) ، regin in blood (اسلیر) ، eternal devastation (دستراکشن) ، pleasure to kill (کریتور) ، peace sells (مگادث) ، morbid visions (سپولترا) نام برد . در این سال مجله متال همر هم به عنوان مجله اختصاصی متال شروع به کار کرد . از اتفاقات دیگر این سال می توان به مرگ phil lynott بنیان گذار گروه thin lizzy و cliff burton بیسیست گروه متالیکا اشاره کرد .
تکامل thrash metal در دهه 90
در ابتدای این دهه گروههای جدید تر ترکیبی از thrash metal با عناصر موسیقی کلاسیک را ابداع کردند که به power metal مشهور شد . از گروههای موفق در این عرصه می توان به iced earth اشاره کرد .
از دیگر اتفاقات این دهه تغییر سبک و ملایم تر شدن موسیقی بعضی از گروههای این سبک بود که نمونه آنها سه آلبوم black ، loud و reloud از گروه متالیکا بود که آمیخته ای از موسیقی متال با بلوز و راک بود . گروه مگادث با آلبوم countdown to extinction موسیقی خود را کمی ملایم تر کرد . این تاثیر را کم و بیش در گروههای دیگر مانند anthrax و testament و ... شاهد هستیم .
Death metal
موسیقی دث متال تشکیل شده از گیتار شدیدا دیستورت شده ، صدای وکالی که شبیه به غرش و خرناس کشیدن است ، ریتم و ملودی های بسیار سریع .
این موسیقی در حقیقت نشئت گرفته شده از موسیقی thrash metal است و اولین گروههایی که می توان گفت به نوعی بنیان گذار این سبک بوده اند به slayer و possessed می توان اشاره کرد . اما اولین گروههایی که این موسیقی را به طور کامل تعریف کردند دو گروه death و morbid angel بودند .
در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود این سبک به شدت در رسانه ها مطرح شد و شرکت های معروف و معتبری مانند road runner و earache record با گروههای این سبک قرارداد بستند .
مشخصه های دث متال :
این سبک از متال معمولا به سرعت بالای آهنگ های خود معروف است . دیستورت شدید صدای گیتار که معمولا بم تر از حالت نرمال کوک می شود و با تکنیک هایی مانند ترومولو پیکینگ آمیخته می شود . درام در این سبک بسیار سریع ، یک نواخت و سنگین است .
اشعار در سبک دث متال معمولا ترویج دهنده خشونت ، شیطان پرستی ، کفرگرائی ، ضد مسیحیت و گاها سیاسی است .
بنیاد و مبدا دث متال :
در مورد این مبحث چند نظریه متفاوت وجود دارد . بسیاری از علاقمندان به این سبک بنیاد آن را فلوریدای آمریکا و اولین گروه فعال در این زمینه را گروه DEATH و نام این سبک را برگرفته شده از نام این گروه می دانند برخی دیگر از طرفداران گروههای hellhammer و celtic frost می دانند و نام این سبک یعنی death metal هم برگرفته شده از نام آلبوم سال 1984 گروه hellhammer است . ولی بارز ترین نکته در این مورد این است که شهر فلوریدا و کشور آمریکا به عنوان مرکزی ترین هسته این موسیقی است و بسیاری از گروههای مطرح در این سبک برخواسته از این شهر هستند .
این سبک در طی سالیان فعالیت خود دچار تغییرات زیادی شد که سرانجام به چند زیر شاخه مختلف تقسیم شد که در مورد آنها توضیح خواهم داد .
تاریخچه دث متال :
اغلب طرفداران این سبک گروه slayer را به عنوان اولین الگو برای ساخت این موسیقی می دانند و در حقیقت هم با گوش کردن به موسیقی دو آلبوم hell awaits و regin in blood از این گروه درون مایه هایی از دث متال قابل شنیدن است . بعد از اسلیر از گروههای سپولترا ، سودوم و کریتور می توان به عنوان گروههای تاثیر گذار بر این سبک نام برد . گروههایی نام برده شده با تغییراتی در سبک thrash metal از جمله سریع تر و خشن تر کردن آن و تغییر در نوع آواز الهام بخش ساخت این سبک شدند . گروه possessed هم یکی از اولین گروههایی بود که صدای خواننده اش به نوعی شبیه صدای خواننده های دث متال بود .
اما در حدود سالهای 1983 تا 1984 دو گروه death و morbid angel از فلوریدا ، گروه possessed از کالیفرنیا و گروه master از شیکاگو به همراه دو گروه hellhammer و celtic frost بنیان گذاران سبکی شدند که به early death metal یا دث متال اولیه مشهور است .
اما در اواخر دهه هشتاد دث متال در اروپا و مخصوصا اسکاندیناوی رشد کرد و در کشور سوئد گروههای مطرحی مانند entombed ، carnage ، hypocrisy ، tiamat و ... تشکیل شدند که هرکدام از اینها با آلبومهای خود باعث پیشرفت هرچه بیشتر این سبک شدند و تغییراتی در این سبک دادند که این تغییرات پایدار ماند و به modern death metal یا دث متال پیشرفته معروف شد .
از دیگر گروههای خوب این سبک می توان از napalm death از کشور انگلیس یاد کرد که با آلبوم harmony corruption در سال 1990 یکی از آلبومهای زیبای این سبک را به جا گذاشت .
گروههای cannibal corpse ، carcass ، bolt tower و suffocation از دیگر گروههای خوب این سبک هستند که در اوایل دهه نود شروع به فعالیت کردند .
اما در میان تمامی این گروهها گروه death به نوعی تکنیکی ترین و حرفه ای ترین موسیقی را در این سبک به نمایش گذاشت و با ضبط هر آلبوم گروههای دیگر را سالیان نوری پشت سر گذاشت .
در اواسط این دهه ، دث متال به وسیله گروههایی مانند cannibal corpse ، morbid angel و ... به موفقیت های تجاری بسیاری دست پیدا کرد و گروههای مطرح دیگری مانند six feet under ، deicide و ... هم در این سبک پا گذاشتند و با گسترش این سبک و ظهور گروههای دیگر این سبک به زیر شاخه های متعددی دیگر تقسیم شد که در ادامه به معرفی آنها می پردازم .
Melodic death metal :
این سبک از ترکیب دث متال با عناصر هوی متال ساخته شده است و یکی از بارزترین مشخصه های آن استفاده از کی برد در موسیقی این سبک است . گروه iron maiden یکی از مطرح ترین گروههایی است که در ابتدا موسیقی دانان ملودث متال از آن الهام می گرفتند . آلبوم heartwork از گروه carcass به نوعی اولین آلبوم در این سبک شناخته می شود . گروههای in flames ، dark tranquility ، arch enemy ، hypocrisy و at the gates از مطرح ترین گروههای این سبک هستند .
این سبک همانطور که از نام آن مشخص است از ریتم ها و سولوهای ملودیک و روان تشکیل شده که بعضا با گیتار آکوستیک هم آمیخته می شود . مبدا و هسته اصلی این سبک هم اسکاندیناوی است .
Scandinavian death metal :
این سبک از نظر ساختار شباهت های زیادی با ملودیک دث دارد . در کل این سبک از ترکیبی از دث متال با موسیقی پانک و thrash metal است .و الهام گرفته شده از موسیقی سرد و خشک اسکاندیناوی است که بعضد در این گروههای اساطیر اسکاندیناوی در راس اشعار این گروههای قرار دارند . مطرح ترین گروهها در این سبک هم dismember ، amon amarth ، grave و tiamat هستند .
Florida death metal :
این سبک یکی از خشک ترین و وحشیانه ترین زیر شاخه های دث متال است و همانطور که از نام آن مشخص است برخواسته شده از فلوریدا می باشد . به نوعی شبیه اوایل سبک thrash metal است . دو گروه kreator و destruction الهام بخش اصلی این سبک بودند . شیطان پرستی و ضد مسیحیت تم کلی اشعار این سبک است . گروههای مطرح این سبک هم deicide ، morbid angel ، massacre و ... هستند .
Progressive death metal :
این سبک برگرفته شده از ترکیب موسیقی دث متال و progressive metal است و از ویژگی تکنیکی بارزی برخوردار می باشد . موسیقی بلوز هم یکی از سبک های تاثیر گذار بر این زیر شاخه است . از گروه های این سبک هم می توان به akercocke ، pestilence ، opeth ، edge of sanity و ... اشاره کرد .
Brutal death metal :
این سبک از ترکیب سبک دث متال با موسیقی grindcore ساخته شده است و مانند سبک grindcore بسیار خشک و یک نواخت است و از نظر ساختار شباهت های زیادی با سبک فلوریدا دث متال دارد . در این سبک معمولا گیتار بسیار بم تر از حالت معمولی کوک می شود تا بدین وسیله خشکی و خشونت بیشتری را القا کند . گروههای مطرح این سبک هم cannibal corpse ، nile ، suffocation و ... هستند .
Death doom :
همانطور که از نام این سبک مشخص است از ترکیب دث متال و دوم متال تشکیل شده است . موسیقی در این سبک بر عکس دیگر سبک های دث متال به صورت آرام و مالیخولیایی ساخته می شود . فضا سازی توسط کی برد یکی از مشخصه های اصلی این سبک است . گروههای معروف در این زمینه هم amorphis ، katatonia ، winter ، anathema و ... هستند .
Blackened death metal :
این سبک از ترکیبی بین دث متال با عناصر ملودیک و روان بلک متال تشکیل شده است و در حقیقت این سبک مرزی بین دث متال و بلک متال است که اصل و بنیاد آن در اروپاست . معروفترین گروههای این سبک هم behemoth ، zyklon ، belphegor و ... هستند .
Black metal
بلک متال یکی از مطرح ترین و پرطرفدار ترین سبک های منشعب از موسیقی هوی متال است . این سبک هم همانند دث متال برخواسته از سبک ترش متال است و گروههایی مانند venom و bathory که اولین گروههای این سبک هستند در اواسط دهه هشتاد موسیقی مابین ترش متال و بلک متال را ارائه می کردند . اما مشخصه های اصلی بلک متال در اواخر دهه هشتاد و اوایل نود به وسیله گروههایی مانند mayhem و darkthrone معین شد .
مشخصه های بلک متال :
گیتار : 1. دیستورشن بالا به همراه نوازندگی سریع بر پایه تکنیک های ترومولو پیکینگ و آلترنیت پیکینگ . 2 . در این سبک گیتار با فرکانسی پائین و با کوک هایی بم تر از کوک نرمال نواخته می شود . 3 . به ندرت در این سبک از سولو نوازی بهره گرفته می شود .
درام : 1. بر پایه ضربات رگباری و سریع ساخته می شود . 2 .در نواختن درام در این سبک از دوبل پدال استفاده می شود . 3 . برخی از گروههای این سبک از ماشین درام استفاده می کنند .
اشعار و آواز : 1. آواز بسیار خشمگین و با صدایی جیغ مانند که تقریبا همه خواننده های این سبک از افکت در صدای خود استفاده می کنند . 2.بسیاری از گروههای این سبک از خواننده زن به عنوان خواننده پشت صدا استفاده می کنند . 3.اشعار در این سبک بر پایه شیطان پرستی ، ضد یهود ، ضد مسیح ، اساطیر ، طبیعت گرائی (ناتورالیسم) و ... می باشد .
تاریخچه بلک متال :
بسیاری از علاقمندان این سبک آلبوم black metal اثر گروه venom را به عنوان اولین آلبوم در این سبک می دانند که این آلبوم به شدت در شیطان پرستی تاکید دارد .
گروه دیگری که از آن به عنوان دیگر بنیان گذاری این موسیقی نام برده می شود bathory است که گروهی انفرادی بود که توسط مرحوم Thomas Forsberg ملقب به quorthon هدایت می شد . آلبوم the return از این گروه اولین آلبومی بود که در آن از اساطیر نروژ استفاده شد .
اما در اوایل دهه نود موجی جدید در بلک متال نروژ ایجاد شد که از چند گروه زیرزمینی مانند mayhem ، burzum ، satyricon ، immortal ، darkthrone ، emperor و enslaved تشکیل شده بود . این گروههای عناصر جدیدی به بلک متال قبلی وارد کردند و درون مایه و چهارچوبهای کلی این سبک را نمایان کردند .
بلافاصله بعد از شروع فعالیت این گروهها در نروژ گروههای سوئدی هم در این زمینه تشکیل شدند که از اولین های آنها می توان به marduk اشاره کرد .
اولین شرکتی که آثار بلک متال را در سطح دنیا پخش کرد شرکت DSP متعلق به اورونیموس گیتاریست گروه میهم بود . البته اورونیموس مغازه ای هم به نام helvete داشت که در آن آثار بلک متال را به فروش می رساند .
سوزاندن کلیساها :
در بین سالهای 92 تا 96 سرکرده های گروههای بلک متال به سوزاندن 50 کلیسا اعتراف کردند که برخی از این کلیساها بالای 1000 سال قدمت داشتند مانند کلیسای fantoft stave که به ادعای پلیس به وسیله ورگ ویکرنس ملقب به کنت گریشناخ از گروه burzum سوزانده شد . عکی کلیسای سوخته fantoft را می توانید در کاور پشت جلد آلبوم aske از burzum ببینید .
در هر صورت پلیس در آن زمان نتوانست ادعای خود را ثابت کند و ورگ را دستگیر کند تا اینکه در سال 1993 ورگ اورانیموس گیتاریست میهم را با ضربات متعدد چتقو به قتل رساند که در وبلاگ قبلی خودم به طور کامل در مورد این موضوع توضیح داده ام .
Mayhem :
در سال 1991 وقتی که خواننده گروه میهم به نام per yngve ohlin ملقب به dead خود کشی کرد باعث جلب توجهات به سوی بلک متال شد . او که اول رگهای دست خود را بریده بود با شلیک گلوله شاتگان به سر خود خود کشی کرد که بعدها شایعه شد که تفنگ و گلوله های آن توسط ورگ برای dead خریداری شده .
جسد dead توسط اورونیموس پیدا شد او بلافاصله از جسد dead عکس برداری کرد که بعدها یکی از همین عکسها در کاور آلبوم down of the black hearts از میهم قرار گرفت .
شایعه شده است که اورونیموس قسمتی از مغر dead را پخته و خورده است و hellhammer درامر میهم هم با استخوان جمجمه او گردنبند برای خودش درست کرده که اعضای گروه این دو ادعا را نه قبول کرده اند نه تکذیب کرده اند .
Faust و حادثه Lillehammer :
حادثه Lillehammer به اتفاقی بر می گردد که طی آن faust درامر emperor با یک کشیش همجنس باز طرح دوستی می ریزد و پس از دادن قول *** به او با آن کشیش به جنگل می رود و در جنگل او را با ضربات متعدد چاقو به قتل می رساند و سپس در آتش زدن چند کلیسا شرکت می کند و سرانجام به وسیله پلیس دستگیر و به 14 سال حبس محکوم می شود .
Modern black metal :
در اواسط دهه نود گروههای بلک متال در پی راه اندازی جریان جدیدی در موسیقی بلک متال بودند .در این زمان بلک متال به خارج از مرزهای نروژ و سوئد رفت و در سراسر اروپا و آمریکا شایع شد و در این میان سبک ها و استایل های مختلفی از این سبک به وجود آمد .
در این میان کشورهای بلوک شرق اروپا مانند اوکراین ، روسیه ، لهستان و ... سهمی عظیم در رشد بلک متال داشتند . بسیاری از آنها عناصر موسیقی بومی خود را به بلک متال تزریق کردند . مانند گروه trollech از کشور چک یا گروه graveland که گروهی NSBM از کشور لهستان است . گروههای دیگری مانند nukturnal mortum از اوکراین و svarogh از بلغارستان نمونه های دیگری از این دسته است . یکی از تغییراتی که در این دوره به موسیقی بلک متال وارد شد آوردن کی برد و سینتی سایزر به موسیقی بلک متال بود که البته در ابتدا توسط burzum مورد استفاده قرار گرفت اما کی برد در موسیقی burzum در پس زمینه و وجودی بسیار کمرنگ داشت اما در موسیقی گروههای دوره modern black metal کی برد به یکی از ارکان اصلی موسیقی آنها تبدیل شد .
در این میان پایه های استایل های جدیدی مانند NSBM ، ambient black metal ، industrial black metal ، symphonic black metal و ... ریخته شد که در ادامه به توضیح هر کدام خواهم پرداخت .
ایدئولوژی در بلک متال :
ایدئولوژی در بلک متال بسیار گسترده است و این موسیقی از لحاظ تکنیک های نوازندگی و قدرت موسیقیایی نسبت به سایر سبک های متال بسیار ضعیف تر است اما این ضعف به وسیله ایدئولوژی ها جبران می شود و در حقیقت باید گفت بلک متال بر خلاف سایر سبک های متال بر پایه ایدئولوژی است نه بر پایه موسیقی .
ایدئولوژی های اصلی که بسیار در این سبک مورد استفاده قرار می گیرد ضد مسیحیت مانند گروه mayhem ، misanthropy (انسان گریزی) مانند گروه azaghal ، nihilism (پوچ گرائی) مانند گروه alghazanth ، paganism (اعتقاد به اساطیر و خدایان باستانی) مانند گروه immortal ، Satanism (شیطان پرستی) مانند گروه marduk ، nationalism (ملی گرائی) مانند گروه graveland ، naturalism (طبیعت گرائی) مانند گروه burzum و ... که به تناسب گروههای مختلف متفاوت است . حتی بسیاری از گروههای از دو یا چندین اندیشه مختلف در موسیقی خود استفاده می کنند . مانند گروه immortal که همزمان از اندیشه های ضد مسیحیت ، طبیعت گرائی استفاده می کند.
Lord of chaos :
کتابی نو.شته Michael monyhan در زمینه موسیقی بلک متال در نروژ است . این کتاب در سال 1998 برای اولین بار منتشر شد و در سال 2003 چاپ مجدد شد .
این کتاب از 13 بخش به نامهای 1: Sympathies for the Devil 2: Death Metal dies, Black Metal arrives 3: A Blaze in theNorthern Sky 4: Mayhem in the Dead Zone 5: Welcome to Hell 6: Ashes 7: Deathlike Silence 8: Count Quisling 9: Resurgent Atavism 10: Their Satanic Majesties 11: Furor Teutonicus 12: Lords of Chaos 13: Ragnarok
این کتاب در کل به بررسی بلک متال در طی سالهای 1990 تا 1993 می پردازد . در ابتدای کتاب به روند تشکیل موسیقی هوی متال از گروههایی مانند black Sabbath تا رسیدن به بلک متال اولیه با گروههایی مثل bathory می پردازد .
NSBM یا national socialist black metal
National socialist به معنای جامعه گرائی ملی می باشد . socialism اندیشه ای است که بر پایه طرفداری توزیع و تعدیل ثروت در بین اقشار جامعه است . اندیشه های سوسیالیستی که جزو دسته بندی اندیشه های مارکس است بعد از کمونیسم ایجاد شد با این تفاوت که اندیشه های کمونیسم کاملا بر ضد سرمایه داری است ولی سوسیالیست ها ضد سرمایه داری نیستند ولی طرفدار تقسیم سرمایه به تمام اقشار جامعه به نسبت مساوی هستند یعنی هر کس از هر قشر و دسته ای در هر کشور باید برابر با هر کس دیگر از سرمایه بهره مند شود این اندیشه بعد از قدرت گرفتن نازیسم ایجاد شد و در ابتدا نازی ها این اندیشه را ایجاد کردند . اشعار گروههای NSBM بر پایه anti Semitism ، racial separatism و Aryanism نوشته می شود که در مورد هر کدام توضیح می دهم.
Racial separatism یعنی اینکه مردم با نژادهای گوناگون با قدرتی محدود در کنار هم به دور از هرگونه اندیشه های نژاد پرستی زندگی کنند و از طبیعت و دیگر مسائل به طور یکسان و مساوی بهره مند شوند .
Anti Semitism یعنی ضدیت و دشمنی با یهودیان . که به طور متناوب در طول تاریخ شاهد آن بوده ایم . مانند اخراج یهودیان از اسپانیا در سال 1492 ، از انگلیس در سال 1290 ، و کشتار و سوزاندن یهودیان توسط هیتلر .
Aryanism همانطور که نام آن پیداست این اندیشه هم که توسط نازی ها قدرت گرفت مبنی بر این مطلب است که اروپائیان از نژاد آریایی یا همان نژاد برتر هستند .
پس با کمی دقت متوجه می شویم که NSBM بر پایه افکار نازیسم و نئو نازیسم بنا شده است . ضمنا گروههای NSBM بر ضد اسلام ، یهود و مسیحیت هستند . البته در این میان اندیشه های paganism هم به NSBM اضافه شده است .
تاریخچه NSBM :
به اعتقاد بسیاری از طرفداران این سبک اندیشه های NSBM در کار burzum نمود پیدا کرد . اما به طور رسمی اولین گروهی که بنیان گذار NSBM بود گروه یک نفره graveland از کشور لهستان بود . با قدرت گرفتن NSBM در اوایل قرن 21 از دل این ایدئولوژی دو ایدئولوژی دیگر به نامهای NABM یا national anarchist black metal بر پایه هرج و مرج گرایی و APBM یا anarcho primitivist black metal ساخته شد .
گروههای NSBM :
در اوخر قرن 20 و اوایل قرن 21 گروههای بسیاری در زمینه NSBM پا به عرصه موسیقی گذاشتند که در ادامه از تعدادی از آنها نام می برم .
Absurd ، branikald ، forest ، Gestapo ss ، graveland ، grom ، satanic warmaster ، temnozor و ...
برخی از اعضای قدیمی بلک متال مانند frost از گروه satyricon و ihsahn از گروه emperor بر ضد و مخالف اندیشه های NSBM هستند و اندیشه های آن را مخالف بلک متال واقعی می دانند .
Viking black metal :
این ایدئولوژی از ترکیب اساطیر نروژ و خدایان باستانی آن با بلک متال تشکیل شده است . اولین گروهی که این اندیشه را در موسیقی بلک متال وارد کرد گروه bathory بود که در |آلبومهای خود مخصوصا آلبوم blood fire death جو و اتمسفر بسیار زیبایی از جنگهای اساطیری ساخته است .
این سبک با موسیقی دث متال هم مخلوط شد و از دل آن گروههای خوبی مانند amon amarth و unleashed پدید آمدند .
Unblack metal :
ایدئولوژی کم طرفدار در بلک متال است که گروههای فعال در این زمینه بر عکس گروههای دیگر مذهبی و ضد شیطان پرستی هستند . اولین اثر در این زمینه در سال 1991 به وسیله گروهی به نام antestor با آلبومی به نام the defeat of satan به معنای "شکست دادن شیطان " پدید آمد .دو اثر معروف دیگر در این زمینه به نام silence the blasphemous chanting و invert the inverted cross اثر گروه horde به سال 1994 است که این گروه افکار ضد شیطان پرستی داشتند . این تم از بلک متال را به نام Christian black metal یا white metal هم می نامند .
Melodic black metal :
همانطور که از نام این سبک مشخص است ترکیبی از بلک متال با عناصر ملودیک را تشکیل می دهد . با این تفاوت که این سبک کمی آرام تر از بلک متال است . از مشخصه های آن می توان به گیتاری سنگین ، فضا سازی با کی برد ، استفاده از گیتار آکوستیک و گاها نواختن سولو گیتار در آهنگها .
از لحاظ ریشه ای ریشه این سبک به بلک متال و ملودیک دث متال بر می گردد و گاها با سبک های gothic metal ، doom metal هم ترکیب می شود .
از لحاظ آهنگ سازی اکثر آثار ملودیک بلک متال تقریبا ساختاری یکسان دارند و اغلب آهنگ سازان این سبک از گامهای هارمونیک مینور استفاده می کنند . اکثرا آهنگهای این سبک شروعی ملودیک دارند که با گیتار آکوستیک و کی برد همراه است .
برخلاف سبکهای دیگر بلک متال و مخصوصا true black metal این سبک ساختاری پیچیده تر دارد و از لحاظ آهنگ سازی به مراتب قوی تر است .
مشهورترین گروه در این زمینه dimmu borgir است که شهرتی جهانی دارد و جزو مشهورترین گروههای بلک متال در سطح دنیاست .از دیگر گروههای فعال در این زمینه می توان به agathodaimon ، ancient ، catamenia ، dissection ، old mans child و ... اشاره کرد .
Symphonic black metal :
ترکیبی از موسیقی کلاسیک و سمفونیک با بلک متال است . سرعت آهنگها نسبت به سایر سبکها آرام تر است و گروههای علاوه بر استفاده از سازهای ارکسترال از کی بیرد و خواننده زن هم بهره می گیرند .
برخی از گروهها متناوبا از این سبک به همراه سبک melodic black metal استفاده می کنند . مانند dimmu borgir و old mans child . برخی دیگر هم به تناوب از ترکیب این سبک با موسیقی gothic استفاده می کنند . مانند grave worm .
گروههای مشهور در این زمینه anorexia nervosa ، darzamat ، tvangeste و ... هستند .
منبع : blasphemy2.persianblog.ir
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/30ساعت 14:41 توسط پیمان آلفا
|
ریشه و سرچشمه اصطلاح «هوی متال» در ارتباط با نوعی موسیقی نامعلوم است. این اصطلاح قرنها در علم شیمی و علم فلزات مورد استفاده بودهاست و در «لغتنامه انگلیسی آکسفورد» نیز در همین لیست قرار گرفتهاست. از جمله اولین نمونههای استفاده از این واژه در فرهنگ مدرن توسط نویسندهِ مخالف فرهنگ ویلیام اس بوروگز بودهاست. او در رمانش در سال ۱۹۶۲ بنام The Soft Machine«به معرفی شخصیت»اورانین ویلی، فرزند هوی متال «پرداخت. وی در رمان بعدیش در سال ۱۹۶۴ بنام Nova Express این مضمون را گشترش داد،»هوی متال" به عنوان استعارهای برای داروهای مخدر به کار رفت.
مردم هوی متال اورانوس با بیماریها ، داروهای ارگاسم و روش زندگی سرد خوشان در ساحل آبی غبارآلود پیچیده شدند و مردم مینراد با موسیقی متال[۱]
با توجه به تاریخ انتشار این کتابها چنین به نظر میرسد که بوروگز قصدی در مورد مرتبط ساختن این واژه با موسیقی راک نداشته است; با این وجود ممکن است نوشتههای بوروگز برکابردهای بعدی این واژه تاثیراتی گذاشته باشند.
اولین استفاده از واژه «هوی متال» در غزلیات آوازی در اصطلاح «heavy metal thunder» در سال ۱۹۶۸ میباشد. «همگام با شیطان: لعنت بر قدرت، جنسیت و دیوانگی در موسیقی هوی متال». انتشارات دانشگاه وسلیان، ۱۹۹۳. صفحه ۸ . ISBN ۰-۸۱۹۵-۶۲۶۰-۲ :
I like smoke and lightning
Heavy metal thunder
Racin' with the wind
And the feelin' that I'm under
در کتاب «تاریخ هوی متال» عنوان شده که «هوی» از «hippiespeak,» گرفته شده به معنای هر چیزی که؟؟؟؟
کلمه «هوی» (به معنی جدی یا عمیق) است.
ارجاعات به «موسیقی هوی»، که معمولا از انواع پاپ با سرعت کمتر و قدرت بیشتر بود، رواج یافته بود. در واقع آیرن باترفلای برای اولین بار در سال ۱۹۶۷ لس آنجلس را بازی کرد و توضیح روی جلد آلبوم بدین صورت بود: «آیرن- سمبل چیزی سنگین در آهنگ، باترفلای- نور، جذاب و متحرک....شیئی که براحتی میتوان در تخیلات از آن استفاده کرد. آلبوم معروف آیرن باترفلای در سال 1968 به عنوان هوی نام گرفت.
این حقیقت که لد زپلین (که نام آن تا حدودی ارجاع به تمسخر کیت مون که»مثل بالونی سربی فرو میروند" است) هوی متال را در نام آلبومش افزود ممکن است دلیل عدم استفاده بیشتر از این واژه باشد.
در اواخر دهه ۱۹۶۰، بیرمینگهام، انگلیس کماکان مرکز تولیدات صنعتی بود(با توجه به گروههای راک که در گوشه و کنار شهر ایجاد شده بودند ، از جمله Led Zeppelin ،The Move ، و Black Sabbath،برخی افراد بر این باورند که واژه هوی متال ممکن است ارتباطی با این فعالیتها داشته باشد. در بیوگرافی هایThe Move عنوان شدهاست که صدای ریفهای گیتارهای هوی آنها بود که در میان متال میدلند محبوبیت داشت.
آلبوم ۱۹۶۸ Club Ninja ، نشاندهنده استفاده گروه از سمبلهای شیمیایی برای سرب است – «یک فلز سنگین». سندی پرلمن تهیه کننده، مدیر و ترانه نویسBlue Öyster Cult، ادعا کرئهاست که اولین فردی بودهاست که از واژه هوی متال برای موسیقی راک در سال ۱۹۷۰ استفاده کردهاست. پرلمن در جریان ایجاد تصویری از گروه که در برگیرنده اشارات شوخی آمیز به پدیدههای غیبی باشد به استفاده از یک سمبل برای گروه رسید(مانند استفاده از سمبلIron Maiden که بعدها در آلبوم هنری آنها استفاده شد)، شیمیایی سمبل برای سرب یکی از سنگین ترین فلزات. او این واژه را برای توضیح نوعی موسیقی که بلو ایسترکالت اجرا کرد پیشنهاد کزد.
یکی از فرضیههای اخیر اما جنجال برانگیز در مورد ریشه این ژانر از طرف «چاس» که در سال ۱۹۶۹ مدیر Jimi Hendrix Experience بود در مصاحبهای تلویزیونی وی با برنامه تلویزیونی PBS TV به نام «Rock and Roll» در سال ۱۹۹۵ پیشنهاد شد.او عنوان کرد«....واژه»هوی متال«از یک مقاله در نیویورک تایمز که راجع به بررسی یک نوازنده بنام Jimi Hendrix بود نشات گرفتهاست.».....مانند گوش دادن به سقوط فلزات سنگین از آسمان." با این وجود منشاء دقیق این ادعا پیدا نشدهاست و بحثهای بسیاری در مورد صحت آن وجود دارد.
چنین به نظر میرسد که اولین نمونه مستند استفاده ار واژه «هوی متال» برای اشاره به یک سبک موسیقی در ماه میسال ۱۹۷۱ درانتشار Creem است که بازبینی Kingdom Come اثر سرلردبالتیمر است. در این بررسی عنوان شدهاست «چنین به نظر میرسد که سرلرد بالتیمر اغلب بهترین حقههای هوی متال را در این کتاب آشکار کردهاست.» منتقدانCreem از جمله دیوید مارش و لستربنگز متعاقبا از این واژه در نوشته هایشان در ارتباط با کروههایی مانند Led Zeppelin و Black Sabbath است.
«هوی متال» ممکن است در ابتدا توسط برخی منتقدان موسیقی برای تمسخر بکار گرفته باشد، اما هواداران آن سریعا آن را پذیرفتند. سایر گروههایی که از قبل ایجاد شده بودند از جمله Deep Purple که ریشه در پاپ و یا راک مترقی داشتند، بلافاصله از هوی متال استفاده کرده و با یک رویکرد خشن، تغییراتی در آن ایجاد کردند.
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/30ساعت 14:22 توسط پیمان آلفا
|
در هوی متال نیز مانند محبوب ترین انواع موسیقی، تصاویر و ایماژها بخشی از موسیقی را تشکیل میدهد. گرچه جلدآلبوم و نمایشهای صحنهای هیچ گاه از خود موسیقی اهمیتی بیشتر نیافت اما به اندازه خود موسیقی ابزاری برای نشان دادن محتوا شد. بنابراین، بسیاری از هنرمندان، از طریق هوی متال، با هم همکاری میکنند تا فهرستی از تجربه در هر قطعه و mdash ایجاد کنند؛ تا از این طریق تجربیات متنوع تری برای شنوندگان ایجاد کنند. در این رابطه، هوی متال از دیگر انواع هنر که تنها یکه روش برای ابراز خود داشتند از تنوع بیشتری برخوردار است. در حالیکه بایک نقاشی از طریق تصویر ارتباط برقرار میشود، یک سمفونی از طریق شنیداری درک میشود،ایماژ هوی متال و درون مایه عمومی که تمامی موسیقیهای آنان را مقید کرده علاوه بر صدای موسیقی از طریق تصاویر روی آلبوم، اجرای صحنه، آهنگ اشعار، و لباسهای دسته ابراز میشود.
مورخان موسیقی راک معتقدند تاثیر موسیقی پاپ غربی هویت فرار از واقعیت را از طریق اشعار و mdash عجیب و خیالی، به موسیقی هوی متال داده است؛ در همین حال موسیقی بلوز سیاهان آمریکا، با تمرکز بر خسران، افسردگی و تنهایی حقیقت واقعیت برهنه هوی متال را به آن میدهد.
اگر مولفههای فضا و درون مایه هوی متال عموما واقعیت متاثر از بلوز است، مولفه تصویری آن عموما تحت تاثیر خیالپردازی موسیقی پاپ است. درون مایههای تاریکی،پلیدی، قدرت و الهام مولفههای زبانی خطاب قرار دادن مشکلات زندگی هستند. هوی متال در واکنش به «صلح و عشق» فرهنگ هیپی در دهه ۱۹۶۰، به عنوان یک ضد فرهنگ، نشان داد که تاریکی جای نور را میگیرد و واقعیت برهنه جایگزین پایان خوش پاپ شده و همه چیز پایان خوشی نخواهد داشت. در حالیکه برخی از طرفداران معتقدند که ابزار تاریکی پیام هوی متال نیست، منتقدان هوی متال این نوع موسیقی را متهم به ستایش جنبههای منفی واقعیت کردهاند.
درون مایههای هوی متال عموما عمیق تر از درون مایههای ساده انگارانه پاپ دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ که توجه آن معطوف به جنگ، نابودی اتمی، مسائل زیست محیطی، و تبلیغات سیاسی یا مذهبی بود. «خوکهای جنگی» اثر بلک سبت، و قاتل بزرگان اثر اوزی اوسبورن...و عدالت برای همه آلبوم)|...و عدالت برای همه و نیزاسبهای فنا شدنی (متالیکا)|اسبهای فناشدنی، و دو دقیقه به نیمه شب اثر گروه Iron Maiden، و بسیار از آوازهای System Of A Dawn نمونههایی از بحث وضعیت امور هستند. گاهی اوقات تفسیر بیش از حد ساده میشود چرا که واژگان شعری متال در اصل به دوگانگی تاریکی در برابر روشنایی، امید در برابر نومیدی، یا خوب در برابر بد میپردازد، و جایی برای سایههای پیچیده خاکستری باقی نمیگذارد.
درون مایههای هوی متال عموما عمیق تر از درون مایههای ساده انگارانه پاپ دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ که توجه آن معطوف به جنگ، نابودی اتمی، مسائل زیست محیطی، و تبلیغات سیاسی یا مذهبی بود. «خوکهای جنگی» اثر بلک سبت، و قاتل بزرگان اثر اوزی اوسبورن...و عدالت برای همه آلبوم)|...و عدالت برای همه و نیزاسبهای فنا شدنی (متالیکا)|اسبهای فناشدنی، و دو دقیقه به نیمه شب اثر گروه Iron Maiden، و بسیار از آوازهای System Of A Dawn نمونههایی از بحث وضعیت امور هستند. گاهی اوقات تفسیر بیش از حد ساده میشود چرا که واژگان شعری متال در اصل به دوگانگی تاریکی در برابر روشنایی، امید در برابر نومیدی، یا خوب در برابر بد میپردازد، و جایی برای سایههای پیچیده خاکستری باقی نمیگذارد.
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/30ساعت 14:20 توسط پیمان آلفا
|
جیمز هتفیلد ، خواننده ، گیتاریست و مغز متفکر متالیکا ، که فرزند پدری صاحب شرکت حمل و نقل و مادری خواننده اپرا بود ، خانواده ای تحت تاثیر مذهب علمی مسیحیت داشت . وی ابتدا با طلاق والدین - 10 سال بعد از طلاق والدینش ، پدرش را ندید - و بعد با مرگ مادرش نابود شد . با توضیح اینکه " موسیقی به من دروغ نمی گفت " ، " و یا من را تنها نمی گذاشت " . اما حتی در متالیکا نیز از حادثه های غم انگیز در امان نبود . در سپتامبر 1986 ، گیتار بیس زن گروه در تصادف اتوبوس تور در راه سوئد جانش را از دست داد . امروزه در فیلمی بیست دقیقه ای که قبل از کنسرت های متالیکا پخش می شود ، بخش وسیعی مربوط به کلیف برتون است .
در همین حال ، در مورد اینکه چقدر یک افسانه بودن او را خوشحال می کند هم بی تصمیم است . هتفیلد می گوید " وقتی که در گروهی هستی ، فکر می کردم که باید همه من را بشناسند ، وقتی که وارد مغازه ای می شوی ، یکی بگوید : هی ، تو در متالیکا هستی " . الآن چون این موضوع هر روز اتفاق می افتد ، از رویاهای دیگرش صحبت می کند ؛ داشتن کلبه ای در جایی که حتی خدا را هم فراموش کند . در فاصله بین تورها به خانه ی یکی از دوستانش فرار می کند . " تا یک ماشین جنگلی نداشته باشی ، نمیشود به آنجا رفت . همینطور در تراس می نشینیم و می نوازیم . همیشه می گویم که برای همیشه اینجا بمانیم ، دلتنگ ما نمی شوند . شاید با یک کبوتر ، کاست دمو و یک نوشته بفرستم : این هم شعرهای جدید ."
هتفیلد بلند می خندد و می گوید " این عالی میشد " و اضافه می کند " بدون اینکه دیده شوی ، بتوانی موزیک درست کنی . "
سوال : کلیف برتون ، صاحب یک چهرۀ قهرمان واقعی ست . وقتی که در کنسرت هایتان تصویر او را در اکران بزرگ نشان می دهید ، شور و هیجان مردم ، انسان را تحت تاثیر قرار می دهد . کلیف چطور آدمی بود ؟
جیمز هتفیلد : عین تو نبود ( می خندد ) . یک شخصیت بود . او را اولین بار در یک بار در لس آنجلس دیده بودیم . گروهش به خاطر کنسرت ، از سان فرانسیسکو آمده بود . آن سولوی وحشی را شنیدیم و گفتیم " گیتاریستی روی صحنه نیست ". بعد فهمیدیم که گیتار بیس زن روی صحنه با پدال واه-واه و موهای آشفته ، کلیف است . اصلاً برایش اهمیت نداشت که آنجا انسانی هست . سرش به طرف جلو بود و به گیتارش نگاه میکرد و می نواخت .
بعد از کنسرت با او آشنا شدیم . گفتیم که " ما در این گروه هستیم ، یک گیتار بیس زن می خواهیم و فکر می کنیم که تو خیلی مناسب هستی . چونکه تو یک روانی کاملی . " . خودش متوجه این بود . برای او سورپرایز نشده بود . موزیک باعث میشد که اینطور حس کند . موزیک را دوست داشت . واقعاً آدم صریحی بود . به من در رابطه با آن رفتارش خیلی چیزها یاد داد . وقتی که داشت کارش را انجام میداد ، اصلاً نمی توانستید در کارش مداخله کنید . من هم دوست داشتم صاحب آن احترام شوم . هر روز او را در مورد شلوارهایش مسخره می کردیم . اصلاً اهمیت نمی داد . می گفت " همین را می پوشم " .
سوال : در رابطه با روزی که فوت کرد ، چه چیزهایی به خاطر می آوری ؟
جیمز هتفیلد : او را دیدم . واقعاً صحنه ی ترسناکی بود . او و من شب دیر خوابیده بودیم . خوابیدیم و بعد اتوبوس شروع کرد به تکان خوردن . وقتی که اتوبوس چپ کرد ، از در خروج اضطراری بیرون آمدم و انسانهایی را دیدم که فریاد می زدند . هوا خیلی سرد بود . دیدم که اتوبوس رفت روی او . پاهایش از پایین اتوبوس بیرون بودند . دیوانه شده بودم . یادم می آید که راننده اتوبوس تلاش می کرد که پتوهای زیر کلیف را به دیگران بدهد . رفتم و به او گفتم که : " این کار را نکن " . اصلاً همینطوریش هم می خواستم که طرف رو بکشم . نمی دانم که مست بود یا اینکه روی یخ لیز خورده بود . تنها چیزی که می دانم ، این است که او راننده اتوبوس بود و کلیف دیگر بین ما نبود .
مرگ مادرم را سپری کرده بودم ، یعنی قبلاً هم آن احساس را پیدا کرده بودم . موضوع سنگینی بود و آن تصادف هم بیشتر سنگینش کرد . قبل ها وقتی که شروع به نوشتن می کردم به شکل " هی ، من دراین مورد خیلی فکر میکنم ، شما چطور ؟ " بود . نوشتن به خالی کردن آن فشار درون شما کمک می کند . می تواند نامه ای به وکلا باشد ، نامه ای به پدر-مادر و یا شعر نوشتن .
بله ، بعد از مرگ کلیف چنین چیزهایی به فکر من آمد . " دیگر آن چیزها را نمی نویسی ، مگه نه ؟ " معلومه که می نویسم . اگر چیزی تغییر کرده باشد ، این است که دیگر خیلی واقعی شده .
سوال : در " Dyers Eve " و " Leper Messiah " ، بیشتر به طرف تاریک طرز بزرگ شدن و کودکی ات رفتی .
جیمز هتفیلد : " Dyers Eve " مثل زندگی من که خانواده ام منسوب شده مذهب " علم مسیحیت " بودند ، در مورد بچه ایست که به عنوان محافظت از او ، نسبت به دنیای خارج منزوی شده است . این من را با مدرسه غریبه کرد . وقتی که مثلاً خواستم با چیزی مثل فوتبال کلنجار بروم ، باید از دکتری کاغذ سلامتی ام را می گرفتم و من می گفتم " من این را باور نمی کنم ، کاغذی کوچک در دستم هست که می گوید من مخالف این هستم " . یک جوری مخالفت با قوانین بود ، که این را دوست داشتم . اما به عنوان یک بچه ، متفاوت بودن از دیگران ، من را خیلی اذیت کرد . می خواهی که قسمتی از مردم شوی و یا اینکه کارهای آنها را انجام دهی . نمی خواهی که مجبور شوی که در کلاس سلامتی ، بلند شوی و بگویی که خانواده ات نمی خواهند که اینها را یاد بگیری
سوال : پدر و مادرت ، عالمان متعصب مسیحیت بودند ؟
جیمز هتفیلد : بله ، خیلی متعصب . وقتی که مشکلی پیش می آمد ، یک " پراتسین " پیدا می کردند ، یعنی کسی که وقتی در مورد کتاب مقدس مشکلی پیدا کردید ، قسمت مربوط به آن مشکل را در کتاب پیدا کند . اصلاً برای این موضوع معنی ای قائل نمی شدم و هیچ چیزی را هم حل نمی کرد . وقتی که یک دختر بچه از کلیسا ، دستش را شکست ، اصلاً گچ نگرفتند . همینطور می گذاشتند باشد . به دستش نگاه کردم ، جوری مانده بود که انگار دو تا تکه شده . فکر می کردم که " این درست نیست ، دیگر علمی داریم که می تواند این را درمان کند " . دوست دارم که هر چیزی به صورت طبیعی مداوا شود .
فکر می کنم که به جای اینکه انسان در چیزی مداخله کند ، باید گذاشت آن چیزی خودش مداوا شود . اما مطمئنم که اگر یک گوزن می توانست پای شکسته را مداوا کند ، حتماً این کار را می کرد !
سوال : چه زمانی رابطه ات با پدرت قطع شد ؟
جیمز هتفیلد : طلاق . پدرم به مسافرت های کاری می رفت . " بابام رفت ، کی می آید ؟ " . این بار برای مدت زمانی دروغ به من گفته شد و سرانجام " نه ، دیگر نمی آید " . یک مدت زمانی کنجکاو بودم که چرا ما را ترک کرد و رفت و اینکه اصلاً به ما کمک نکرد . هنوز هم سوالهای بی پایانی وجود دارد . یعنی ، اینطور می توانید از کسی تا ابد متنفر باشید . دیگر آنقدر در این مورد ناراحت نیستیم . با همدیگر بیرون می رویم و زمانهای خوبی را می گذرانیم ، به شکار رفتن و اینطور چیزها . وقتی که 10 سال بعد او را دیدم ، در او چیزهایی از خودم دیدم ، این خیلی عجیب بود .
سوال : پدرت متوجه هست که آن شعر چقدر در مورد احساسات تو از دوران کودکی هست ؟
جیمز هتفیلد : نمی دانم . در آن مورد صحبت نمی کنیم ، چونکه هیچ شکی نیست که شروع به بحث خواهیم کرد . وضعیت خیلی خوب است و من نمی خواهم که این را به هم بزنم . فکر میکنم که بداند . نمی دانم که در مورد متن شعرها تحقیق می کند یا نه . فقط می داند که پسرش یک جایی در آنجاها ، کاری را که می خواهد انجام می دهد . نمی خواهم با او در مورد دلیل و دلایل وارد بحث تکنیکی شوم . گذشته همیشه کارها را به هم می زند . همیشه .
سوال : رابطه ات را با لارس آلریک چطور توضیح میدهی ؟ گروه را با او درست کردی و 10 سال است که با هم کار میکنید .
جیمز هتفیلد : زندگی راک اند رل را به عنوان یک طرز زندگی از من بیشتر اهمیت قائل شد . هر عضو گروهی ، خود را در داخل مرزهای خودش دوست دارد . اما اگر هر کسی مثل او 100% متالیکا میشد ، خراب میشد .
بین ما دو تا احترامی عمیق وجود دارد . اما وقتی موضوع یک مشکل باشد ، نسبت به هم صادق تر از همیشه میشویم و این بین به مزخرفات جایی نمیدهیم . اگر چیز جدی ای باشد که بخواهیم درباره آن صحبت کنیم ، با اعضای دیگر گروه و یا با کس دیگری مطرح نمی شود . مثل قانونی ست که نوشته نشده و از این مطمئناً خوشم می آید .
سوال : کرک همت به من گفت که - خصوصاً در مورد نوشتن شعر - ، در گروه تو حق وتو داری . اگر یک ریف را نپسندی ، کار تمام است .
جیمز هتفیلد : اگر یک ریف را بشنوی و بپسندی ، تمام است . اگر بد باشد ، بد است و ما از روز اول به عنوان یک تیم نوشتن شعر یک جا جمع شدیم ، برای همین همه به این موضوع احترام می گذاریم .
سوال : چطور است که در مورد --- ، حتی یک شعر هم ننوشتید ؟
جیمز هتفلید : برای این موارد وارد این کار نشدیم . چیزی که در فکرمان بود ، این نبود .
سوال : چی در فکرتان بود ؟
جیمز هتفیلد : آلبوم اول " Kill 'Em All " ، چیزهایی بود که می دانستیم - جستجو کن ، نابود و دیوانه شو . کمی از آن در رابطه با طرز ال.ای ( لس آنجلس ) بود که باید موهای لطیفی داشته باشی و خیلی مرتب باشی ، تا بتوانی وارد جایی شوی . ما می نواختیم و در چهره انسانها آن صورت ِ گم شده وجود داشت . در ذهنمان این بود " مشکل تو چی هست ؟ به من تف کنید ، برایم شکلک در بیاورید ، داد بزنید ، بخندید ، یک کاری کنید " .
سوال : منبع اینکه از این موضوع به موضوع جزای اعدام در " Ride the Lightning " و موضوع خودکشی در " Fade to Black " چه بود ؟
جیمز هتفیلد : فقط خواستیم که وارد بعضی از مسائل سیاسی شویم . جزای اعدام مشکل بزرگی بود و صندلی الکتریکی . این خیلی سنگین است . اگر شما بودید ؟ آن هم اشتباهی . آن اثر در این مورد است ، اتفاقی متهم شناخته شدن و محکوم شدن به اعدامی که بازگشتی ندارد . مسئله این بود که خودم را در جای انسانهای دیگر قرار دادم تا احساسات آنها را منعکس کنم .
سوال : واکنش طرفدارها درباره " Fade to Black " ، تو را متعجب کرد ؟
جیمز هتفیلد : وقتی که آن اثر بیرون آمد ، خودم را با استعدادتر حس کردم . بعضی موقع ها اصلاً حتی فکر نمی کنم که چنین چیزی را من نوشته باشم . هنوز هم هزاران نامه دریافت می کنیم که " Fade to Black "، زندگی من را نجات داد " . اصلاً نمی خواهم که بگویم مردم چطور زندگی کنند . از روز اول گفتیم " خودت فکر کن " اینکه انسان ها در مورد شما چه فکر می کنند ، شما را به فکر می اندازد . اصلاً چرا اهمیت بدهم که انسانها چطور فکر می کنند ؟
سوال : برای " Don't Tread on Me " واکنش های زیادی گرفتید ، به عنوان یک اثر ملیت گرا و طرفدار جنگ مورد نقدهای مثبت و منفی ای قرار گرفت . به خصوص ، بعد از اینکه در " One " ، فجایع وحشتناک جنگ را مورد بحث قرار دادید ، دقیقاً کدام طرف هستید ؟
جیمز هتفیلد : هیچ وقت ، خودمان را گروهی مخالف جنگ نشان ندادیم . طرفدار و یا مخالف هیچ چیز نبودیم . در دوران " And Justice for All " به عنوان یک گروه سیاسی شناخته شدیم و این ما را واقعاً ترساند ، چونکه این موضوعی نیست که ما بخواهیم برای همیشه روی آن بایستیم . چیزهای خیلی زیادی برای فکر کردن داریم . " Don't Tread on Me " از گفته های انسانهایی که در اردوهای جنگ بودند ، درست میشد . در مورد یک پرچم ، یک مار ، یک سمبل .
جیمز هتفیلد : خودت را از بیان سیاسی چطور تعریف می کنی ؟ یکی از منژرهایتان گفت که آزادی خواه هستی .
جیمز هتفیلد : اصلاً از "ایزم" خوشم نمی آید . از هیچ حزب سیاسی ای خوشم نمی آید . در خیلی از موارد ، محافظه کار هستم . این داستان جدید مالیات برای من منطقی به نظر نمی آید . نمی دانم هدفش چیست . برای انسان های طبقه متوسط خیلی سخت است . اما طرفدار ممنوعیت کورتاژ نیستم . انسانهایی که از خاتمه دادن زندگی در نقطه شروع آن حرف می زنند . در دنیا تعداد خیلی زیادی بچه ناخواسته وجود دارد . این طرفداران کورتاژ آیا از بعضی از آنها بچه می خواستند ؟
در این دنیای لعنتی انسانهای زیادی وجود دارند .
سوال : آیا تنها بودن را دوست داری ؟
جیمز هتفیلد : بعضی موقع ها . بعضی موقع ها هم از تنها بودم تنفر پیدا می کنم . بیشتر اوقات اعتماد به نفسم ، کامل است . اما مثل هر کسی ، بعضی موقع ها به یک فکر دوم احتیاج پیدا می کنم در مورد اینکه بگوید حجره های مغزم کار می کنند یا نه .
سوال : برای فکر دوم پیش کی می روی ؟
جیمز هتفیلد : در تورها یکی هست ، یکی از منژرها . نمی دانم که برای اینکه بفهمد انسانها ذهنشان کار می کند یا اینکه چطور کار می کند ، درس روانشانسی یا اجتماعی خوانده یا نه . من را خیلی خوب می شناسد . یک دوست دختر دارم که به راحتی می توانم با او صحبت کنم ( فرانچسکا هتفیلد ؛ که هم اکنون همسر جیمز هتفیلد است ) . اما گاهی اوقات به فکر یک مرد احتیاج دارم .
بیشتر اوقات تلاش می کنم که درونم را ببینم . رسیدن به احساسات در اعماق وجودم . اما گاهی اوقات احتیاج به یک تایید اعتماد دهنده دارم . هر کسی سلامت فکر را استنطاق می کند .
سوال : اگر یک روز کار متالیکا تمام میشد ، چه کار می کردی ؟
جیمز هتفیلد : به خانه می رفتم . شعر می ساختم ... ( مکث می کند ) مطمئناً متالیکا ادامه پیدا می کرد ، حتی بیشتر از آنچه که باید ادامه پیدا کند ( می خندد ) . انجام دادن این کار را دوست داریم . این کار موزیک را ، نه معروف بودن را . مادامی که دوست داشته باشیم با هم باشیم و بسازیم ، با هم خواهیم بود .
اگر با هم نبودیم ، نمی دانم که چه کار می کردیم . فکر ترسناکی است . این یک خانواده است .
سوال : اما اگر آتش درونتان خاموش شود چه ؟ حدود 30 سالتان است ، بیشتر از آنچه که فکر می کردید ، پول در می آورید . چه چیزی مانده که شما را ناراحت کند ؟ مردم نمی خواهند شعرهایی در مورد اینکه چقدر زمانهای خوبی را گذراندید ، بشنوند .
جیمز هتفیلد : " کاناپه خیلی راحته ، آره ! " . هیچ کس نمی خواهد این را گوش دهد و گوش هم نخواهد داد . دائماً چیزهایی که ما را نارحت کرده اند ، خواهد بود و آنها را خواهیم نوشت .
در ضمن این هم هست : اگر کسی بگوید " اگر عصبی شوی ، کار خوبی کرده ای ، وگرنه نمی توانی آلبوم خوبی بیرون دهی" ، حتی این هم مرا عصبی می کند
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/30ساعت 14:6 توسط پیمان آلفا
|
موسیقی یکی از با ارزش ترین و تائثیر گزارترین هنرها محسوب میشود ، که بسته به دید ، سطح تفکر و شعور افراد هر یک از ما به سبکی خاص از این هنر علاقه نشان میدهیم.
به عنوان مثال موسیقی رپ توانسته اذهان کوته بین و ساده اندیش و کسانی که به موسیقی به عنوان یک مد و سرگرمی نگاه میکنند را به سوی خود جذب کند.فعالان (هنرمندان بی هنر ) این موسیقی از جایگاه هنری بسیار پایینی برخوردارند و اگثر فعالان در این زمینه هدفی جز مشهور شدن و پول در آوردن از این راه ندارند و موسیقی آنها همچون کالایی است که تاریخ مصرف دارد وحداکثر بعد از چند سال از ذهن ها پاک میشود.اکثر طرفداران این موسیقی کودکان و نوجوانان و کسانی که از درک و شناخت درستی از موسیقی ندارند ،هستند.
اما موسیقی مورد نظر ما موسیقی متال metal Music هست که نگرش های بسیاری درباره ی آن وجود دارد که در ابتدا به دلیل سنگینی این نوع موسیقی فقط شنوندگان حرفه ای به آن روی می آورند ولی یتدریج شنونده های دیگر نیز جذب آن شدند.
یکی از عوامل موثر در اجتماعی شدن موسیقی متال اشعار ولیریک های پدید آورندگان این نوع موسیقی است ، که مسائل و معضلات روز اجتماع را به درستی یه تصویر میکشد و بعد ها دیگر بزرگان این موسیقی ، فلسفه و عرفان را نیز وارد این نوع موسیقی کردند. هنرمندان این سبک دوران کودکی و نوجوانی خویش را با موضوعاتی چون جنگ شرئ ، جنگ ویتنام و ... سپری کرده اند و اعتراض خود را نسبت به نظام سردمداری و بی عدالتی در قالب موسیقی متال بیان میکردند که باعث شد طرفداران بسیاری به ویژه نسل جوان به سوی آنها جذب شوند.موسیقی متال خود دارای سبک هاییست که میتوان به :
Black/Death/Doom?gothic?Power?Heavy?thrash?Gothenberg…..
+
نوشته شده در شنبه
1386/07/28ساعت 13:38 توسط پیمان آلفا
|
موسیقی متال فریاد مردمی رنج کشیده است.مردمی که در این روزگار به دست همنوعانشان به زیر بار ظلم رفته اند.مردمی که حقوقشان پایمال شده است.اما هنوز در نا امیدی دل به صدای دردناک این موسیقی بسته اند مردمی که همدمی جز این ندارند تا روزی که آنها که خوابند بیدار شوند.
یکی از حرفهای جیمز بود این تیکه
اما ادامه بحث:
ظاهراً عده ای هم چنان دچار این سوئ تفاهم هستند که هنر امکان یا وظیفه ی "بهبود" اوضاع بشری را دارد. شخصاً فکر می کنم که نهایت کاری که موسیقی و اصولاً هنر می تواند انجام بدهد این است که زندگی را برای آدم ها قابل تحمل تر کند، از طریق ارتباط دادن آن ها با چیزی بزرگ، والا و فراتر از چارچوب تنگ و مزخرف روزمرگی.
در مورد موسیقی متال هم با وجود هنجارشکن بودن آن - چراکه موسیقی متال، قواعد ظاهراً تثبیت شده ی مربوط یه زیبایی شناسی موسیقی را به چالش می طلبد - این قاعده صدق می کند.
از طرفی متال به دلیل ماهیت و ساختار منحصربه فردش کارکردی به شدت پالاینده دارد و از طریق رویارو کردن مخاطبش با آب طیفی از عواطف و احساسات که عموماً "منفی" به حساب می آیند (عواطفی مانند اندوه، خشم، نومیدی، ترس و...) به او امکان- "برگذشتن" از آن ها را می دهد و حاصل آن هم ایجاد نوعی تعادل در روح و احساسات مخاطب است.
موسیقی متال در واقع به نوعی مخاطب اش را وادار به روبه رو شدن با بخش تاریک وجودش می کند.
رسیدن به تعادل و تکامل مستلزم رویارویی مستقیم با "سایه"ی خویشتن است، یعنی چیزی که اکثریت قریب به اتفاق انسان ها از آن می گریزند و در نتیجه هیچ گاه به تعادل و تکامل (فردیت) دست پیدا نمی کنن.
بی اغراق موسیقی متال بیش از هر گونه ی هنری دیگری این امکان را فراهم می کند تا به کنکاش در این بخش عموماً نادیده گرفته شده از وجودمان بپردازیم. در واقع ما را وادار به این کار می کند.
و به نظره من این هدف والاتر از بهبوده اوضاعه جامعه است که از عهده متال در برههه هایی از زمان بر نمی آید و هدف نیز محسوب نمیشود. امیدوارم دوستان با بهره گیری از این نکته ها بهتر موسیقیه متال رو گوش کنیم و بتونیم از اوون برای سرکوب خصیصه های بد و مبارزه با حس های درد آور استفاده کنیم نه صرفا هیجانه کاذب داشته باشیم.
+
نوشته شده در شنبه
1386/07/28ساعت 13:35 توسط پیمان آلفا
|
سلام دوستان عزیز . ممنون که به وبلاگم سر میزنید و با نظرات خود راهنمایم میکنید .
تو این سایت میتونید آهنگهای فرزاد اجری استاد بزرگوارم را دانلود کنید.
دانلود
+
نوشته شده در جمعه
1386/07/27ساعت 9:34 توسط پیمان آلفا
|
با گوش دادن به 4 آلبوم اول متاليكا (و همچنين آلبوم زيباي پنجم) و اين كه خودتون رو طرفدار متاليكا بدونين به اين معنيه كه : من طرفدار موسيقي رسا سريع و هوشمند-داراي پيامهاي واضح و تعابير و تفاسير تند و تيز هستم . بنظر من هيچ آلبومي بهتر از Ride The Lightning شاهد اين مدعا نيست.
دو تا از بهترين آهنگهاي ضد جنگ متاليكا بطور برجسته اي در اين آلبوم خودنمايي ميكنند.
در شروع آلبوم با آهنگ Fight Fire With Fire در ابتدا شاهد يك پيش درآمد آكوستيك بسيار زيبا و جذاب هستيم و پس از آن آهنگ با يك نمونه كامل Classic Thrash با كار Drums عالي لارس و صداي انفجار هسته اي آ غاز ميشود........
Blow The Universe , Into Nothingless
Nuclear Warfare, Shall Lay Us To Rest
صداي جيمز هتفيلد در هنگام خواندن جملات بالا بسيار جا افتاده تر (نسبت به آلبوم اول) و كاملا در متن
آهنگ جا افتاده همينطور داراي تن Thrash قويتري هست.
آهنگ با صداي يك انفجار هسته اي كه بازگو كننده پاياني تلخ برلي دنياست به پايان ميرسد.
بياد آوردن آهنگي كه نقطه نظرات خودشو بسيار هوشيارانه بيان كنه و داراي ريتم و ساختار قوي اي هم باشه خيلي سخته اما متاليكا بنوعي اينكار رو در آهنگ For Whom The Bell Tolls انجام داده( كه نامش رو از اثر كلاسيك ارنست همينگوي برداشته ) . در اين آهنگ ابعاد انساني در جنگ و كشمكشهاي نظامي دولتها بصورت بسيار هنرمندانه اي بيان ميشه :
For A Hill Men Would Kill,why?,they Do Not Know
Stiffened Wounds Test Their Pride
Men Of Five Still Alive Through The Raging Glow
Gone Insane From The Pain That They Surely Know
اين آهنگ نسبت به آهنگهاي ديگه آلبوم كمتر Thrash كار شده و به اصطلاح خودمون آرومتره . صداي ژرف نواخته شدن ناقوس هم به اون يك گيرايي مضاعف ميده و باعث ايجاد آهنگي شده كه بشدت جنبه هاي احساسي و سياسي رو (در كنار تركيب بسيار قوي و محكم موسيقيايي) با هم آميخته كه به جرات ميشه گفت كمتر كسي تا بحال موفق به انجام چنين كاري شده.
در ادامه شاهد يكي از آثار كلاسيك متاليكا هستيم Fade To Black يكه از پر مخاطب ترين آهنگهاي گروهه . آهنگ در ابتدا با يك مقدمه آكوستيك زيبا شروع وشدت آن (تا رسيدن به نقطه اوج) بسيار ملايم در طول زمان 7 دقيقه ايش بالا ميره:
Noone But Me Can Save Myself, But It's Too Late
Now I Cant Think Why I Should Even Try
هتفيلد جملات بالا را در زمان اوج آهنگ ميخواند.
Creeping Death در مباحث كارشناسان همواره بعنوان يكي از بهترينهاي گروه شناخته شده كه در مورد چشم انداز دهمين بلاي نازل شده بر مصريها در زمان اسارت بني اسراييل و حكومت فرعون هست
.....مرگ اولين نوزاد پسر......
آهنگ در ابتدا بسيار پرخاشگر و بطور غير متجانسي محكم و قوي بنظر ميرسه. اگه اجراهاي زنده اين آهنگو ديده باشين متوجه انرژي بالايي كه اعضاي گروه(بخصوص لارس) صرف ميكنن ميشين.
آلبوم با آهنگ زيباي Instrumental (بي كلام) The Call Of Ktulu به پايان ميرسه كه علاقمندان حتما اجراشو با گروه اركستر سمفونيك سان فرانسيسكو در آلبوم S&m شنيدن كه به مرتب زيباتر و دلنشين تره. به نواختن ليد همت در طول آهنگ توجه كنين (در قسمتهاي آرام و تند - هوي و سافت - بالا و پايين) كاملا يكنواخت و بطرز حيرت آوري گيراست.
Ride The Lightning يكي از كارهاي بسيار مهم متاليكا و متعلق به روزهاييست كه گروه داراي استعداد ابتكار اصالت و بينش بالايي بود. اين آلبوم بدون ترديد آلبومي براي طرفداران Thrash Metal هست و داراي خط اصلي و جاذبه كارهاي موسيقيايي آروم گروه نيست اما هنوز داراي چنان قدرت بي كم و كاستيه كه هر كسي آرزوي گوش دادنشو داشته باشه و در حقيقت داراي پيامهاي بسيار مهمي در باره دنياييه كه توش زندگي ميكنيم كه به آلبوم قدرتي مضاعف داده. اگه هيچ دليل ديگه اي وجود نداشته باشه سه آهنگ اول آلبوم اونو تبديل كرده به اثري جاودان براي تمامي دوران .
__________________
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/07/25ساعت 21:0 توسط پیمان آلفا
|
مرگ – مدت زیادی منتظرت بودم
برای سالیان طولانی
اکنون ان لحظه فرا رسیده ,
بگذار دستت را بگیرم
بگذار وارد قلمرو تاریکی ات شوم
قلمرو ی از تاریکی جاودانه !
در زندگی انرا به من نشان دادی
تعداد کمی انرا دیدند
با نجوا به من گفتی
رویداد های اینده را
و حالا ان لحظه نزدیک تر می شود , در اخر من با افتخار به تو می پیوندم
من شناور هستم
در رودخانه ای بی پایان که هیچ احدی انرا ندیده
من در اغوش تاریکی هستم
و دستانی سرد نوازشم می کنند , نوازشی با دستان سرد
در تاریکی مطلق , این تاریکی ابدی مرا از اینسو به انسو می کشد
داخل مکانی عاری از تاریکی می شوم
که هیچ احدی انرا ندیده
بدون هیچ درد و رنجی , فارغ از غم و غصه , تهی از حزن و اندوه , بدون ذره ای درد
بدون اضطراب , با بی باکی و هیچ ترسی , فقط مرگ , مرگی شیرین
در تنهایی مطلق , روحم را رها می کنم در
اینجا که عاری از سردی و نفرت است
روحم از اخرین احساسات و احتیاجات انسانی باقیمانده پاک شده
من تنها با شب , تمام چیزیست که من حس می کنم
تنها چیزی بود که می تواستم بشنوم , تنها چیزی که تا ابد خواهد بود
من می توانم شاهد همه ی اینها باشم !
وارد جهنم می شوم , میلیارد ها نفر به من خوش امد می گویند :
"اه , فرزندم , در اخر تو هم به ما ملحق شدی . حالا
به ارتش ابدی بپیوند"
خوش امد گوی برای بار دیگر !
از زنجیرهای زندگی ازاد بودن ,
تطهیر پایانی به روحم نزدیک می شود
اه , این نیروی عظیم چه قدرتی دارد
من یکی از نیروهای رستاخیز هستم !
گوشت تنشان از بدنهایشان جدا می شود و چشمانشان از جمجمه و قلبهایشان از سینه هایشان
به میان اتش ابدی میافتد , این راه ازاد کردن روحشان در جهنم است , با هدایتی از مراسم جاودانه ی ما , روحشان را از زمین
به مکان شب های بی ستاره می اوریم , با شمشیری لعن شده در دستانم
این نبرد بی پایان را ادامه می دهم , پیروزی بر انسانها , نبردی که خیلی وقت پیش
رویایش را دیده بودم بارها و بارها و بارها و انها در این شب اسیران من خواهند شد ,
شبی بی پایان , اه در من جمع کن و از جانت به من بده و بگذار برای همیشه من تنها کسی باشم که در تاریکی از خوبی ها نجاتت می دهد و بگذار همیشه زجرت بدهم : من بایستی برای همیشه آفت جان و ترست باشم , آفت جانت – ترست!!!
از این سو به ان سو در اسمان شب با شمشیری لعن شده , لشکرم زمین را نابود کرده
و به هیچ جانداری رحم نکردند , زمان مرگ پایانی رسید و انتقال ارواح به تعداد
شکارهای ما بالا رفت , لشکر عظیم ما , یک لشکر شکست ناپذیر شیطانی
که اسمان شب را خانه ی خود کرد , در این شب مرگ و زجر و عذاب و شکنجه و شیطانی و تاریک و مرگبار و خون بار و اشک اور و نابودی کامل و آخرین مبارزه ی خیر و شر
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/07/25ساعت 20:53 توسط پیمان آلفا
|
اولين جنبش های هوی متال در جوانانی ديده شد که از نسلی برخاستند که در قلب يک تحولی بزرگ متولد شدند ، جنگ جهانی دوم و شرايط بعد از جنگ.
در اوايل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشيبی کامل ماشينی شدن يافت ، شرايطی که باعث شد جوانان اين دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بيابند ، همچنين وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سياست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنين واقعه ويتنام که دليلی بر سياست های سرمايه داری امريکائی بود ، به همين دلايل شرايط نا اميد کننده و ياس آور در جوانان اين دوره رخ داد .و اين عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار « سرانجام - اصلاحی بايد » آغاز کنند.
اولين آثار موسيقی هوی متال را می توان به گروه Kinks (کينکس) نسبت داد، اما قطعات اين گروه کاملا در چارچوب هوی متال نبود . در اين دوره گروههای بزرگی به عرض اندام پرداختند از جمله « هو » ، « اسپايدرز » به سرپرستی آليس کوپر ، کريم ،جيمی هندريکس ، لدزپلين وانيلا فوج ،آيرن باترفلای ، استپن ولف ، بلوچير ، دیپ پرپل ، هامبل پای ، کاکتوس و بلک سبث.
در مورد آغازگر اين سبک ۲ نظر وجود دارد . عده ای پيشوای اين سبک را بلک سبث می دانند و عده ای ديگر استپن ولف .اما به دلايل خاص می توان بلک سبث را سردمدار اين سبک و همچنين لد زپلين که گروهی راک بود با خط فکری هوی متال را نام برد.
در اين سالها گروههای «کريم» با هنر Eric clapton و گروه Jimy Hendrix اولين گروههائی بودند که به متال جنبه تجاری بخشيدند و آن را از ديسکوها به بازار فروش کشاندند.
از جمله کارهای Eric clapton می توان به Sunshine of your love , White room و Jimy Hendrix با آلبومهای Are you Experienced , Electric lady بازار را بدست گرفتند .اما تا آن سالها پيشرويان اين سبک Deep Purple,Led Zeppelin,Black sabbath بودند.
Deep purple با حضور Ritchie Blackmore , Jon lord , گروه Led Zeppelin با حضور Jimmy Page و Black Sabbath با حضور Ozzy Osbourn , Tony Iommy رقابت تنگاتنگی داشتند.
سالهای آغازين هوی متال به علت وجود پيشکسوتان اين جنبش به Classic Metal مشهور است که بدون شک بهترين و بياد ماندنی ترين کارها در همين دوره است.
از سال ۱۹۷۰ گروه Black sabbath با آلبومهای موفق Paranoid, Master of Reallity اولين آلبومهای متال را ثبت کرد که بعدها Metallica ,Nirvana که در شاخه هائی جدا فعاليت کردند خودرا پيشرو Black sabbath دانستند . در اين سالها Deep purple با هنر Jon lord در نوازندگی Keyboard که آنرا با گيتار Ritchie Blackmored مخلوط کرد و متال هنر سازهای ديگر را نيز به همگان عرضه کرد.
همچنين در اواسط دهه ۷۰ گروه KISS به علت فرم نمايشی وتئاتر گونه و نيز تکامل اجراهای زنده بوسيله نوازندگانی بزرگ از جمله Paul Stanley , Gene Simmons سهم زيادی در تکامل موسيقی متال داشت.
در اواسط دهه ۷۰ بزرگان ديگری نيز پا در اين عرصه گذاشتند از جملهAerosmith , Queen , Judas priest بطوری که مشهود است اکثر گروههای متال شهرت خود را در ابتدا به عنوان گروههای راک بدست آوردند .همين عامل سبب ايجاد سبک Progressive Rock شد که گروههائی چون Genesis , Pink Floyd به خواست خودشان از اين فراتر نرفتند . اما گروههای Jetro tull, Yes , King Crismon از اين سبک به سمت هوی متال حرکت کردند که باعث ابداع تکنيک های جديد نوازندگی شد.
در اواخر دهه ۷۰ گروههای Aerosmith , Thin Lizzy,Black Sabbath به تجديد قوا و استراحت پرداختند . KISS به ناگاه دچار افت محبوبيت شد . Led Zeppelin با مرگ John Bouham نوازنده درام خود از هم پاشيد . اما در اين دوره Queen , Judas priest با قدرت به کار خود ادامه دادند . اما گروههای Rush ,Ac/Dc ,Ted nugent برخاستند و اعلام کردند هوی متلا همچنان زنده است . در اين دوره Rainbow که توسط Ritchie Blackmore , Dio تاسيس شد نيز از هم پاشيد.
همزمان با هوی متال سبک Punk که برای احيای Rock'n'Roll آمده بود نيز در حال شکل گيری بود. پانک ها نيز مخالف فاشيسم و تبعيض نژادی بودند و گاه بر ضد دولت های چپاولگر غربی می خواندند. گروههای ,bamnes , pagans ,dead boys ,misfits , Iggy pop ,MC5 Ramons,Clash,damned ,siouxsies که بارها باعث توفان در جهان شدند . اما سردمداران اينها ۳ گروه Iggy pop , sex pistols, Ramons بودند.
در سالهای آخر دهه ۷۰ که پانک طرفدارانش را رفته رفته کمتر می ديد گروه جديدی به اسم Motorhead آغازگر سبک جديدی شد که به ۳ زير شاخه Power metal , speed Metal , Trash Metal تقسم شده است . اين گروه به دليل اينکه هواداران هوی متال وپانک را دور خود جمع کرده بود سهم عمده ای از تاريخ هوی متال را به خود اختصاص داد . سبک Hardcore از ديگر دستاوردهای Motorhead است.
هنگامی که هاردکور روز به روز به پيشرفت خود ادامه می داد موسيقی متال با رهبری Queen , Judas priest و به دنبالشان Scorpions وگروههای موج نوی هوی متال بريتانيا از جمله Diamond head , Def leppard , Iron maiden , Venom , Saxon , Raven جای خالی Black sabbath , Led zeppelin را پر کردند . Scorpions با قطعاتی از جمله Virigin Killers , Love Drive , Black out توانست هواداران زيادی را جذب کند .در اين بين Iron Maiden بار ديگر تفکر و تعقل و ايجاز را در زبان هوی متال زنده کرد . آهنگهای killers , Piece of mind شاهد اين مدعا هستند که Iron Maiden به پاکسازی ملودی ها و ريتم معتقد بودند.
آنچه مسلم است اينست که Iron maiden از گروههائی بود که برپايه موسيقی Metallica تاثير فراوان گذاشت . در اين سالها Venom با اجرای کارهای جديدش خود را بين سبکهائی که بعدها Black metal , Death metal ناميده شدند سرگردان ديد.
خلاصه سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۳ سالهای آغازين هوی متال بود. نمادگری،بی خيالی ، طرد دنيای سياست و دنباله روی (عشرت طلبی) از مشخصه های اصلی اين سبک بود . اکثر طرفداران اين سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴سال بودند که هوی متال راموسيقی نسل خود می دانستند .اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می کردند و با رقص ميانه خوبی نداشتند.
منبع : ۴۰ سال Rock در اروپا
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/07/24ساعت 23:17 توسط پیمان آلفا
|
فریادها ،هیاهوها،مرگها،رنگها،دردها
افکار انسانهای بیدار
مرگ رنگ
درد ساکت
و فریاد
همیشه وقتی دلم از یه چیزی پره فریاد میزنم،وقتی خوشحالم فریاد میزنم و فریاد میزنم
متال یه نوع موسیقیه یه نوع موسیقی بیدار موسیقیی که بیشتر از اینکه یک صدا باشه یک فریاده .فریادی که مطرح میکنه بی پروا بی حراس ، بی پرده،هیچی نمی خواد اما همه چیزو میگه.فریادی که بوی مرگ میده،بوی حرفهای یک انسان دم مرگ که به فکر هیچ چیز نیست.
موسیقی متال مقدس ترین نوع اعتراض، اعتراضی از جنس فریاد نه از جنس پرچم نه از جنس دفاع، از جنس درون.
فریادهایی که با خشم آمیختست فریادهایی که صدات میزنن
امکان نداره یک انسان چنین چیزیو بشنوه و به وجد نیادو
به نظر من افرادی که تلخی همه چیرو حس کردن حرف متال رو بیشتر می فهمن شاید به خاطر همینه که بیشتر آدمایی که واقعا به این موسیقی احترام میزارن افکاری روشن دارن
و انسان رو با چهره ی واقعی خودش یعنی حیوانی باهوش و پست میبینن.
در واقع درک موسیقی متال درک وجوده یه انسانه
به اندازه ای که حتی شخصیت خیلی از انسانهارو شکل داده و عوض کرده
شخصیت هایی با تفکر عمیق درست کرده با دید روشنفکرانه نسبت به جهان.
و چشمی که به غیر از رنگهای زیبا ،رنگ های زندگیو که اکثرا تیره هستن رو میبینه.
شخصیت هایی رو ساخته که میفهمن و درک میکننو فریاد میزنن.
باید قبول کرد که متال یک باوره که توی وجود همه قرار داره اما باید بیدار شه باید فریاد بزنه. دردهایی هستن که فریادها خاموششون میکنه.و انسانهایی هستن که هیچ وقت بیدارنمیشن همیشه ساکت ان و زندگی میکنن اما صدا ندارن فریادی ندارن یا اگه دارن قبل از زدن
خفه میشه مثل فریادهای خفه شده ی ما
فریادهایی که با سرب خفه میشه فریادهایی که زده نمیشه.
و باید بدونیم صدایی که نرسه هیچ وقت به عمل تبدیل نمیشه
وای که چقدر فریادو کشتیم
ما باید میبودیم ما هم باید آزاد زندگی میکردیم آزادی ... آزادی
آزادی چیه قسم میخورم نصف ملتم نمیتونن ازادی رو تعریف کنن همون طور که نمیتونن دینو تعریف کنن دینی که بخاطرش کشته میشن و بدنیا میان .
حالا دیگه خوب یاد گرفتیم فریادهامونو بکشیم.و ادامه ندیم و به خدا پناه ببریم از شر
شیطان.اما هیچ وقت کشتن رو واقعا یاد نمیگیریم و...فریاد میزنیم، فریاده خاموش.
او که با آوازه خویش با سپیده همراه نشود،فرزند تاریکی خواهد بود
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/07/24ساعت 22:58 توسط پیمان آلفا
|
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:42 توسط پیمان آلفا
|
معتاد، خلاف ، دیوانه، فاسد، غیرطبیعی، ضدخدا، شیطان پرست وانواع و اقسام برچسبهایی از این قبیل. اینها معمولا اولین برچسب هایی است که زده میشود و شاید شایع ترین برداشتی است که طیف عمومی مردم ایران (و یا شاید در خیلی از نقاط جهان) از اعضای یک گروه موسیقی متال دارند. شاید در خوش بینانه ترین حالت ممکنه لقب غیرطبیعی و آنرمال اولین چیزی باشد که به ذهن یک شنونده ناآشنا با موسیقی متال می رسد. برداشتهایی که شاید در نگاه اول اجتناب ناپذیر و در عمل بی انصافانه باشد.
فرم آرایش چهره و مو، لباسهای نامتعارف و جنس صدای موسیقی راک از دیگر عواملی هستند که چنین پیش داوریی را آسانتر میکنند. به خصوص برای مردم ایران، به تجربه ثابت شده که یکی از عادات مذموم مردم ما قضاوت و داوری کردن بر اساس ظاهر افراد است.
موسیقی متال در ذاتموسیقی اعتراض است و به طور طبیعی ذات اعتراضی آن شباهتی به جریان عامه پسندی که در جامعه وجود داشته و مقبول اکثریت است باقی نمی گذارد. در بسیاری از کشورها از جمله کشور ما ، ایران ، این عدم تشابه به موسیقی مردم پسندتر و مقبول تر توسط عامه مردم ، باعث شده تا پذیرش آن نیز برای مردم سخت تر شود. سنتی تر بودن جامعه خود مزید بر علت است.
ساز بندی موسیقی متال و استفاده از یک مجموعه ساز بندی مینیمال ، معمولا دو گیتار الکتریک ، یک گیتار بیس ، یک ست درامز و گاها کیبرد و ذات صدای دیستورشن ایجاد شده توسط امپلی فایرهای Tube Driven گیتار و صدای گاها" غیر طبیعی خواندن خواننده و متن اشعار باعث می شود که شنونده ای که گوشش با صدای موسیقی متال آشنا نیست آنرا غیر طبیعی و گوش خراش بیابد. در حالی که تمامی آنچه با آن روبرو هستیم فقط نوعی از موسیقی است! نه بیشتر و نه کمتر.
در ایران صرف نظر از عده ای از طرفداران این نوع موسیقی که بیشتر به خاطر مسائل ظاهری خود را طرفدار موسیقی متال (اصطلاحا متال باز!!) می دانند و اطلاعاتی که در مورد این نوع موسیقی دارند بعضا اشتباه ، مغرضانه و نادرست است قسمت اعظمی وجود دارند که ذات این موسیقی را به علل دیگری محترم و مورد علاقه میشمرند که به صورت خلاصه می توان آنها را در چند دسته قرار داد:
1- علاقه به متن : متن اشعار این سبکها بسیار بسیار فکورانه تر و عمیق تر از موسیقی پاپ رایج در جهان است، نگاه به مسائلی همچون جنگ ، مرگ و حقایق زندگی جزو مواردی است که کمتر در اشعار سایر سبکهای موسیقی دیده میشوند.
2- توجه به موسیقی : برخلاف موسیقی پاپ ، هنرمندان موسیقی متال خود نوازنده و خالق آثار خود هستند. این موضوع برای بسیاری از طرفداران که طیفی از آنها خود به عنوان یک نوازنده فعال هستند جذابیت دارد. قوی بودن بعد موسیقیایی این سبک در قیاس با موزیک پاپ از دیگر عامل هایی است که برای بسیاری از طرفداران این موسیقی جذابیت دارد.
شاید بهتر باشد قبل از قضاوت زودهنگام در مورد هنرمندان / نوازندگان و طرفداران این سبک و زیرشاخه های آن توجهی هرچه بیشتر به موارد ذکر شده داشته باشیم و وجود چند گروه با خصوصیات نامناسب را به کلیت یک سبک و طرفداران آن تعمیم ندهیم.
منبع :Zirzamin
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:22 توسط پیمان آلفا
|
فریاد هایی خشمگینانه از مدت ها پیش جزو ارکان اصلی موسیقی دث متال بود یعنی زمان پا گرفتن این سبک در سال 80 میلادی توسط گروهی به همین نام ، یعنی Death بود، اما چرا باید همچنین صدایی به مانند خرخر کردن ! برای چنین ژانری از موسیقی به کار برده شود؟ و توسط منتقدان، این نوع صدای خواننده متهم به غیر اصیل بودن، صدایی خسته کننده شود و در واقع این طور به نظر میرسد، اما همیشه این گونه نمی باشد. بسیاری از گروه های دث متال از این تکنیک استفاده نموده و صاحب امتیاز می باشند، تعدادی گروه ها از صدایی کاملا آرام استفاده می کنند، که در واقع استفاده از صدایی آرام و ملایم در این گروه ها باعث از دست دادن قدرت لازمه شده و ادامه این کار از آنها یک گروه معمولی و خنثی میسازد، اما این جمله در مورد گروه های دث صدق نمی کند
خواننده به عنوان یکی از اعضای اصلی در تشکیل یا منحل شدن گروه های دث متال نقشی کلیدی را ایفا می کند، و اگر این خواننده نتواند پیشرفت کند و خود را با گروه وفق دهد ، باعث کم کردن تاثیر موسیقی گروه شده و به این معناست که یا باید عضو جدیدی وارد گروه شود یا خواننده به دلیل ضعف خود از گروه طرد گردد.
قدرت خوانندگان در سبک دث متال مثال زدنی نیست. من به گروه های دث متال زیادی گوش داده ام که بعضی از خوانندگان آنها آنقدر ها هم صدایی سهمگین و ترسناکی نداشتند. با این اوصاف فرق میان یک گروه خوب و یک گروه عالی ، در واقع در قدرت خواننده گروه نهفته است. اگر کار یک خواننده یک بعدی و یکنواخت باشد مسلم است که به مرور زمان از شنوندگان گروه کم خواهد شد. من به آن میگویم hardcore syndrome یا "ساندروم از نوع hardcore" و به این دلیل چنین نامی را انتخاب کردم چون این یک مشخصه خوانندگان سبک hardcore میباشد. صدای آنها همچون خرخر کردن یک پیرمرد بوده، روش خواننده با تمام سبک های دیگر بسیار متفاوت میباشد. چرا آنها، که من در حال اشاره به hardcore در میان مقاله ای در باب صدای خوانندگان دث متال هستم؟ زیرا گروه های hardcore، طرد شده های دث متال هستند. بیشترین بخش آن بر میگردد به این که آنها علاقه کافی یا استعداد برای اجرای سبک دث متال را ندارند یا در واقع فاقد درنده خویی سبک دث متال میباشند.
اما چرا باید فاقد این درنده خویی باشند؟ چرا معمولا این گونه است. زیرا خوانندگان با صدای آرام و ساکن باعث از بین رفتن تاثیر موسیقی میشوند، اما چطور با مثال های خوبی در مورد گروه های موفق در سبک دث متال چنین اتفاقی نمی افتد؟ بهترین مثال هایی که میتوان در این سبک نام برد به نظر من Peter Tagtgren از گروهHypocrisy و Max Cavalera از گروه Sepultura هستند. هر دو توانستند تحول بنیادی در ارتقاء این سبک ایجاد کنند و هر دو مرد، دارای قدرت بسیار بالایی میباشند. با جیغ های Peter Tagtgren - که جزو بهترین افرادی است که به آن علاقه دارم - یک حس عصبی و پر هرج و مرج به آدم دست میدهد و آرام خرخر کردن او از زیباترین مراحل آن است. او یک چنین قدرتی دارد و به راحتی میتواند شنوندگان خود را همچنان راضی نگه داشته و سرگرم کند. و نیز برای Max Cavalera، خوانندگی یعنی بروز خشم و انتقام در موسیقی. احساسات سرد و خشم، به کمک او آمد تا در گروه قبلی خود Sepultura آهنگ های زیبایی را به اجرا بگذارد.
این است هدف اصلی خرخر کردن یا growling در دث متال، برای افزودن آشفتگی و خشم به یک موسیقی که خود عامل یا دارای هرج و مرج میباشد. تصور کنید که HammerFall بخواهد از Cannibal Corpse آلبوم Hammer Smash Face را کاور کند، ولی به شما میگویم که هیچ گاه این کاور به خوبی اجرای اصلی آلبوم نخواهد شد، یعنی تمام هیجان خود را از دست میدهد و دیگر این کاور از آلبوم، یک اثر دث متال نخواهد بود.
تمام انتقاد ها از سبک دث متال فقط استفاده از خرخر کردن است، و متهم کردن آن به غیر اصیل بودن و چیز هایی از این قبیل است، اما در موردش کمی فکر کنید، که خرخر کردن جزء علامت های سبک شناسی در این ژانر میباشد. حذف کردن خرخر کردن از دث متال، باعث میشود که فقط به گروه چیزی را اطلاق کرد نه به موسیقی آن، یا گفته شود گروهی با موسیقی blues با آوازهایی در مورد چیزهای شاد، و یا اطلاق هر سبک راک دیگری به خاطر این تحریف سبکی! این تغییر در سبک و ساختن یک موسیقی بی نقص از آن، ولی بدون خرخرکردن! دث متال هیچ گاه دث متال نخواهد شد. حالا هر چه قدر سعی کنند که این سبک را تکنیکی تر نمایند و از خوانندگان خشن تر استفاده کنند، سبک دث متال را وسعت دهند تا از همه نظر کامل نشان دهد! اما این کار، جزء تعدادی تکنیک موسیقی بیش نیست و اگر کسی واقعاً از آن خسته شده باشد بداند که لازمه یک صدای خوب در سبک دث متال برخورداری از خرخر کردن است. به همین دلیل من سبک دث متال را برای خرخر کردن یا growling ستایش میکنم و حاضرم هر کاری را برای آن انجام دهم.
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:11 توسط پیمان آلفا
|
این سبک از متال یکی از زیر شاخه های هوی متال محسوب میشود که در اواخر دهه ی هفتاد و اوایل هشتاد تحت تاثیر صدای متال انگلیسی مانند جوداس و فاکتور های پانک به وجود آمد.
میزان های هوی متال تغییر پیدا کرد سولو ها حذف شدند گرچه در زمانی نه چندان دور به ترش بازگشتند!!!
میزان ها تغییر پیدا کرد و علائم زمان کوتاه تر شدند معنا و مفهوم ریف به سرعت و نهایت خود رسید و سولوهای هوی متال شدت و سرعت گرفتند.دیستورت گیتارها بی نهایت بالاتر رفت و استفاده از پالم میوتینگ(خفه کردن سیم ها به وسیله ی دست راست)به اوج خود رسید.
درام ها سریع تر شدند و استفاده از دبل باس رایج شد و تاکید ها از سرضرب ها به نیم ضرب ها انتقال پیدا کرد .
احساس این موسیقی همانند موسیقی های جز یا کلاسیک غیر متعارف است و کمتر زیبایی شنیداری دارد .
این موسیقی صرفا برای احساس پدید نیامده و بار فلسفی سنگین و عمیقی هراه خود دارد کما اینکه ترش به معنی کوبیدن و له کردن نام این سبک است!!!
در سال 1971 بلک سابات دو کار از آلبوم خود را سریعتر و محکمتر عرضه میکند آهنگ های Into the VoidوChildren of the Grave که با آلبوم Symptom of the Universe در سال 1975 این حرکت کامل شده و اولین ریف های ترش عرضه میشوند همچنین آهنگ سنگ سرد از کویین در سال 1974 نقطه ی شروعی در آن زمان محسوب میشود این آهنگ هم برای زمان خود و هم برای گروه خود از سرعت بالایی برخوردار است .
گروهی به اسم Overkill که گویا این نام از یکی از کارهای موتور هد گرفته میشود اولین آهنگ ترش متال تاریخ را در سال 1981 عرضه میکند Unleash the Beast Within
و دومین آهنگ را جوانی از جنوب کالیفرنیا آهنگساز گروه Leather Charm مینویسد با نامHit the Lights این آهنگ بعد ها در گروه بعدی این جوان یعنی متالیکا عرضه میشود جیمز هتفلد کار خود را آغاز میکند...
اولین دموی ترش به وسیله ی گروه متال چرچ عرضه میشود دمویی اینسترومنتال و ترکیبی از ترش و اسپید و پاور با نام Red Skies...
متالیکا باز هم دوم است دموی پاور متال در آپریل 1982 و زندگی نیست تا شلاق هست در جولای 1982 دومین دموهای ترش متال محسوب میشوند ترش متال در 1981 و 1982 زاده میشود...
اولین آلبوم رسمی و استودیوی ترش متال در جولای 1983 به بازار عرضه میشود متالیکا این بار در ترش اول است چیزی که تا پایان تاریخ برای این گروه ادامه پیدا میکند .همه را بکش به بازار عرضه میشود و ترش رسمیت پیدا میکند...
در 1984 سلیر برنامه ای زنده با نام Haunting the Chapel اجرا میکند که آهنگChemical Warfare با فضای تیره تر خود آغازی برای دث متال میشود...
گروه های سپولترا و کریتور نیز به جمع بزرگان ترش اضافه میشوند اما جای یکی از بزرگان ترش و خالق اسپید متال هنوز خالی است این جای خالی با عرضه ی آلبوم کشتن شغل من است پر میشود یکی از اعضای قدیمی متالیکا و یکی از آفرینندگان ترش به این موسیقی باز میگردد دیو ماستین کبیر
سال 1986 مهمترین سال ترش متال محسوب میشود سال حکومت بند های ترش متال دارک انجلDarkness Descends را ریلیز میکند که یکی از سنگین ترین و تیره ترین کارهای ترش محسوب میشود گرچه آن چنان مورد توجه قرار نمیگیرد حکومت در خون سلیر به یک کلاسیک تمام عیار در ترش تبدیل میشود Pleasure to Kill آلبوم گروه کریتور به مهمترین احساس دث متال بدل میگردد و در کنار همه ی اینها بزرگترین و مهمترین آلبوم ترش متال تاریخ عرضه میگردد ارباب عروسک ها بر قله ی ترش متال جای میگیرد و تا امروز در کنار آلبوم زنگار در صلح به عنوان کاملترین آلبوم ترش متال بر این قله قرار دارد...
Larry LaLonde, شاگرد جو ساتریانی گروه Possessed را به عنوان اولین گروه دث متال دنیا تشکیل میدهد و به فاصله ی اندک چاک شولدینر کبیر گروه دث را راه اندازی میکنید اولین شاخه از ترش منشعب میشود...
در سال 1988 و عدالت برای همه به بازار میاید که آهنگ یگانه اولین ویدیوی متالیکا در این آلبوم است این سیر در سال 1990 با پیوستن بهترین گیتاریست تاریخ ترش متال و یکی از بهترین های دنیا به گروه مگادث کامل میشود پیوستم مارتی فریدمن به دیو ماستین باعث خلق زنگار در صلح کاملترین آلبوم تاریخ ترش میشود این آلبوم از لحاظ تئوری و سولویینگ حرف اول را در ترش متال میزند گرچه از آهنگسازیه ضعیف تری نسبت به ارباب عروسک ها بر خوردار است این آلبوم صدای مخصوص مگادث و بهترین ریلیز آنها میشود آهنگ آشانه ی 18 در کنار آهنگ ارباب عروسک ها کاملترین کار های ترش شناخته میشود و این اوج ترش متال و همچنین پایان آن میشود!!!!گروه های پانک با موسیقی جدید خود یعنی آلترنیتیو دنیای راک را تسخیر میکنند مگادث به سمت اسپید میرود و متالیکا پس از یک آلبوم نیمه هوی نیمه ترش که آخرین تلاش متالیکا برای اعتلای متال است موهای خود را کوتاه میکنند!!!!!و برای آلترنیتیو آماده میشوند آلبوم های لود و ریلود با وجود آهنگسازیه زیبا مرثیه ای برای ترش متال محسوب میشوند Larry LaLonde, به گروه آلترنیتیو پرایموس میپیوندد تا در کناریکی از خدایان بیس لس کلی پول از بهترین های آلترنیتیو شود...
دث متال به بیراهه میرود و بلک زاده میشود فریاد های چاک بزرگ هم تاثیری در گمراهی ندارد سولوها از دث حذف میشوند و موسیقی کلاسیک اروپایی جایگزین هامونی های اگرسیو ترش میشود ماشین هد و پنترا هم به اندازه ی کافی قوی نیستند و با مرگ چاک کبیر ترش دوباره به زیر زمین های تاریک کالیفرنیا بر میگردد...
مارتی ماستین را ترک میگوید و متالیکا آلبومی بی نهایت ابتدایی و دم دستی عرضه میکند از ترش ناب دههی هشتاد اثری نمانده مگر آلبو جدید مارتی فریدمن موسیقی برای سرعت که یک اثر هم نمیتواند ناجی یک سبک باشد...
هنوز هم ارباب عروسک ها و زنگار در صلح قله های رفیع ترش محسوب میشوند گرچه تکرار نا شدنی به نظر میرسند...
بند های کلیدی ترش متال:
Metallica
Megadeth
Slayer
Anthrax
بندهای که نقشی پررنگ در ترش دارند گرچه به اندازه ی 4 بند ذکر شده قدرت ندارند:
Destruction
Kreator
Sodom
بندهای عادی ترش متال:
Annihilator
Artillery
Coroner
Dark Angel
Demolition Hammer
Death Angel
Doomsday
Exodus
Flotsam and Jetsam
Forbidden
Heathen
Metal Church
Nuclear Assault
Onslaught
Overkill
Sabbat
Sadus
Sepultura
Stormtroopers Of Death (S.O.D.)
Tankard
Testament
Vio-lence
Voivod (Early)
Watchtower
Wrath
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:9 توسط پیمان آلفا
|
امروزه Heavy Metal ، شامل Doom Metal نیز می گردد. کسانی که در رأس های مدرسه ی قدیمی متال بودند و بسیار آهسته می نواختند تا شنوندگانشان را افسرده کنند. Doom Metal یکی از اصلی ترین شاخه های Heavy Metal و به عبارتی، امروزه به عنوان سبکی مستقل شناخته می شود. Doom در لغت به معنای محشر، فنا، سرنوشت بد، زوال و نابودیاست که این معانی خود گویای بسیاری از حقایق در مورد این سبک می باشند. در واقع Doom Metal ، هنگامی که Black Sabbath موسیقی خود ( Heavy Metal) را آهسته کرد بهوجود آمد. سبک جدید نسبت به قبل آهسته تر شد و بیشتر به نوشتن ترانه هایی افسرده کننده گرایش داشت. برای شنوندگان این سبک، جو سرد این موسیقی در بسیاری از موارد بامصرف مواد مخدر، به خصوص ماری جوآنا همراه می شود. هنگامی که اکثر سبک های دیگرمتال برای افزایش گام، میزان سرعت و همچنین مهارت و کارایی فنی تلاش می کردند، Doom Metal بر احساسات و هیجانات تأکید می کرد. احساساتی معمولآ غمگین، افسرده و پریشان همراه با طنزی حزن انگیز. Doom Metal به سرعتی آهسته تر همراه با Riff های یعزاگونه(اغلب با تن صدای پایین) و تاریک، و هارمونی های ملودیک غم انگیز روی آورد. اکثر باندهای Doom Metal از وکال های Death و Black متال استفاده می کردند. صداهای بکر و خالص مردان و زنانی که اغلب برای عبوس تر کردن و غمناک تر کردن فضا و حالت تاریک موسیقی به کار گرفته می شد. در این سبک آلات کلاسیک موسیقی مانند آلات زهی وپیانو اغلب مورد استفاده قرار می گرفتند. کانون توجه لایریک ها اغلب متمرکز برموضوعات و ریشه هایی مانند عزاداری، سوگواری و ماتم، عشق از دست رفته و شکست خورده،تراژدی، مصیبت و خود تردیدی بودند. اما با تمام این وجود، این لایریکها اغلب تصدیق کننده و اثبات کننده ی زندگی، و ترانه هایی با ملاحظه و همراه با تفکر هستند. درمجموع Doom Metal از لحاظ محتوی و مضمون سبکی بسیار غنی است. از بزرگترین پیشگاماناین سبک می توان به Candlemass, Black Sabbath و Saint Vitus اشارهکرد.
سبکی با صدایی آرام، پایین و کوتاه و موسیقی سنگین که بسته به موقعیتبر سرعتش افزوده می گردد و صدای بلندتری می گیرد. گیتار در Doom Metal به آهسته ومحکم حرکت کردن در میان ریف های هیولا گونه و سنگین گرایش دارد! کیبورد اکثرآ برایاثرات وحشت زده و غیر عادی استفاده می شود و گاهی فلوت هم مورد استفاده می گردد. محتوی لایریک ها اغلب بر پایه ی مسائل روحانی و معنوی و غیر مادی است. Doom Metal به طور گسترده ای از سرود عذای آرام و سنگین Black Sabbath الهام گرفت. و یکی ازمعدود زیر سبک های Heavy Metal است که برای احساس، بیشتر از تکنیک های نمایشی و زرقو برق دار ارزش قائل می شود و حالت های انسانی را مغتنم می شمارد... اما گروه بزرگدیگری که استحقاق دارد تا نامش برده شود و یادی از آن شود گروه Candlemass است. گروهی که برای دوباره جوان کردن و از سر گرفتن این سبک در دهه ی 80 تلاش های عظیمیانجام داد. چهار آلبوم کلاسیک اول این گروه همواره به عنوان نمونه های عالی Doom Metal مورد احترام اند. از دیگر باندهای برجسته ی Doom Metal می توان اشاره کرد به: (Elegion (Australia ؛ (Anathema (Britain ؛ (Paradise Lost (Britain ؛ (Cathedral (Britan ؛ (My Dying Bride (Britain ؛ (Ras Algethi (Italy ؛ (Dolorian (Finland
در حالی که سبکی مانند Thrash بر سرعت متمرکز شده، Doom Metal رابا یک کلمه ی ساده می توان توصیف کرد: آهسته... ریف های خیلی سنگین، برتر، عالی ومعمولآ وکالی ملودیک از خصوصیات این سبک از متال است. به واقع Doom Metal همان Heavy Metal اصیل آهسته شده، همراه با تغییراتی محتوایی است. به طور کلی، کارهایاولیه ی Black Sabbath ، به عنوان یکی از پدران متال، بر ریفهای آهسته متمرکز بود وبدین گونه Black Sabbath نخستین تأثیر را بر باند های Doom Metal گذاشت. حقیقتآ Doom Metal با سه آلبوم اول Black Sabbath شکل گرفته است: کار هایی آرام و آهسته،یکنواخت و سنگین همراه با ریفهای شرورانه و لاییریک هایی غم افزا. اما پس از آن چندسبک دیگر متال نیز از کارهای Black Sabbath مشتق شدند... اما این شکل پر ارزش ازصدای آنها تنها نوعی غیر روحانی از موسیقی بود، تا این که باند آمریکایی St.Vitus وپس از آن Candlemass همراه با این سبک جلو آمدند و تحولات گسترده ای در آن ایجادکردند. به واقع Candlemass پدران اصلی Doom Metal هستند و تمام باندهای با کیفیت وبسیار خوب Doom امروزی، یا از آنها الهام گرفتند یا با آنها در بعضی جهات و اهدافمقایسه می شوند. اصولآ ماهیت و وجود Doom Metal آهسته و کند است، Riff هایی خردشونده (مانند صدای شکستن)، ترانه های بلند حماسی و فضایی کلی از غم افزایی ونومیدی. باند های Doom درباره ی مرگ، سوگواری، عزاداری، ماتم، تباهی، نابودی، مصیبتو تراژدی می خواندند. و گاهی اوقات همه ی آن ها را با هم در ترانه ای می گنجاندند ! اما به مرور مرکز توجه و تمرکز اشعار این سبک، با تعدادی گروه که بیشتر بر پایه یحقیقت و واقعیت استوار بودند و لایریک های خارق العاده می نوشتند کمی تغییر کرد. این لایرییک ها اغلب در مورد پادشاهی های نابود شده و همچنین اقوام و نژادهای ازدست رفته، شکست خورده و مفقود شده بود. سایر باندهای قابل توجه Doom Metal عبارتنداز: Type O Negative ؛ Doomsword ؛ Morgion ؛ Solitude Aeturnus ؛ While Heaven Wept ؛ Pantheist
دو مکتب اصلی در Doom Metal وجود دارد. یکی سبک یا همان استایل سنتی و رایج، باوکالی ملودیک که در مجموع پا در جای پای Candlemass گذاشته و از آنان پیروی می کند. نمونه های امروزی و مدرن این استایل گروه هایی مانند While Heaven Wept, Solitude Aeturnus و Doomsword هستند. این شیوه در باند های اوایل دهه ی 90 پدیدار شد. آنانراه موسیقیایی Doom کلاسیک را با فرمی از وکال Death Metal ترکیب می کردند. باندهای Paradise Lost و My Dying Bride پیشگامان این سبک بودند. سبکی که امروزه کاملآرسمی، و متکی بر دارایی های خودش است. Runemagick و Morgion هم دو باند دیگر قابلتوجه این مکتب اند... اما مکتب دیگر رایج در Doom Metal سبکی است که امروزه " Funeral Doom" نامیده می شود. (کلمه ی Funeral در لغت به معنای مراسم تدفین و تشییعجنازه است.) سبکی که با گروه هایی مانند Pantheist و Tyranny پشتیبانی شد و بهجایگاه امروزی خود دست یافت. Funeral ذاتآ نوعی از Doom با صدا و وکالی مرگ آور استکه حتی آهسته تر از آن چیزی که در شیوه ی معمول Doom Metal رایج است نواخته میگردد. به عبارت دیگر این موسیقی به طوری باور نکردنی آهسته و سرد است. Funeral Doom در واقع یک مکتب از Doom Death Metal است که نخستین بار در اسکاندیناوی پایه گذاریشد. این سبک نیز مانند دیگر سبک های Doom Metal بر موسیقی و سرود عزا تأکید می کرد. در مجموع موسیقی ای خلسه آور، سخت، سنگین، با صدایی بم و با گام هایی به صورت غیرعادی آهسته. گروه فنلاندی Skepticism و گروه بریتانیایی Esoteric از پیشگامان اینشیوه بودند.
اما Doom Death Metal که در بالا به آن اشاره شد، نوعی سبکتلفیقی است. ترکیب ساده ای از میزان سرعت آرامتر و گامی آهسته تر نسبت به Doom Metal رایج و سنتی. سبکی با فضایی عبوس، تلفیقی از کج خلقی خاص Doom Metal همراه باسنگینی Death Metal ، معمولآ با آهنگ و تن صدای آهسته و وکالی خرناس مانند. حس پیشگویی، مکاشفه و تشریفات مراسم تدفین از مضامین مورد توجه این سبک اند. سبکی همراهبا ترانه هایی بلند، ماندنی، تاریخی و شگفت آور. آلات کلاسیک موسیقی که اغلب در Doom Death به کار گرفته می شوند، معمولآ به پیانو، آلات بادی چوبی، و سازهایی ازخانواده ی ویولن محدود می شوند. استفاده از وکال های زن در این سبک کاملآ رایج است. وکال هایی اغلب با صدایی پایین، پراکنده و همراه با خرناس های گلویی آهسته. این سبکبر پایه ی داغداری،عذا داری، محرومیت، گسستگی، نومیدی و یأس تثبیت شد. زیر سبکی از Doom Metal ، که گام آهسته و آرام Doom را با صدای افتاده و خرناس مانند مختص Death Metal که از ته گلو خارج می شود ترکیب می کند. در مجموع سه باند بریتانیایی Paradise Lost , My Dying Bride,و Anathema به عنوان بدعت گذاران و نوآوران در اینسبک مورد توجه اند که البته دو تای آخر در سال های اولیه ی فعالیت خود با استایل Doom Death Metal می نواختند... سایر باندهای برجسته در این سبک عبارتند از: (Celestial Season (Holland ؛ (Winter (USA ؛ (Disembowelment (Australia ؛ (Silent Stream of Godless Elegy (Czech Republic ؛ (Sorrow (USA و...
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:0 توسط پیمان آلفا
|