تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان
دانلود 1

دانلود 2

دانلود 3

دانلود 4

دانلود 5

دانلود 6


TOOL 27th of june 2006,Zenith,Paris,France

And a bunch of TOOL - songs in a nice dex

tool

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 22:41  توسط پیمان آلفا  | 

پیشگفتار

سراینده اشعار گروه tool مینارد جیمز کینان است .اگر بخواهیم ریشه افکار و اندیشه های مینارد کینان را جستجو کنیم به جرات می توان وی را یک نظریه پردازخواند . فلسفه ی گروه tool برگزیدن شیوه ی طریقت است . در ابتدا رنجهای ناشی از زندگی روزمزه را بیان می کند که بدون شناخت و انتخاب فرد بر وی تحمیل شده است opiate . او به علت انزجار از این زندگی به طریقت عارفانه روی می اورد تا خویش و معبود خویش را بشناسد زیرا این تنها راه رسیدن به ارامش و ازادیاست. سپس به بیان سختی ها و مشکلات این راه دشوار می پردازد . او اکنون عاشقی است که تمام دلبستگی هایش را - که در دوره اول زندگی به تقلید از دیگران برگزیده بود کنار گزاشته و به دنبال معشوق خود است و در سر گردانی ها و گمراهی ها هیچ نشانی به جز اندیشه و احساس درونی اش وی را راهنمایی نمی کندundertow . اما زندگی را به همان گونه ای که هست می پزیرد و با خطرات و مشکلات ان روبرو میشود و با اراده ی استوار راه را تا رسیدن به هدف ادامه می دهدaenima . بالا خره جهان به گونه ای دیگر در نظرش پدیدار میشود و عابت ثبات و پایداری و شیوه ای از زندگی را که بتوان در عالم مستی باقی ماند می یابدlateralus .


بیوگرافی گروه tool

گروه tool در سال 1990 در لوس انجلس در امریکا شکل گرفت و به سرعت به یکی از پیشگامان سبک alternative progressive metal تبدیل شد. البوم کوتاه opiate به تهیه کنندگی سیلویامسی شروعی قدرتمند وهیجان انگیز برای گروه بود . تور مشترک انها با گروه های rage aginy the machine در اروپا وrolling band در امریکا باعث شد تا گروه مورد توجه محافل موسیقی امریکا قرار گیرد. در سال 1993 البوم undertow با اشعاری پر مغز و مفهومی واهنگسازی تجربی و جسورانه انتشار یافت . با این البوم گروه tool موفق به دریافت جایزه پلانتیوم از جشنواره موسیقی لولاپالوزا شد . در سال 1996 البوم aenima با حضور جاستین چانسلور justin chansellor بیسیست جدید گروه ساخته شد در همین سال عنوان بهترین موسیقی سبک راک اروپا و امریکا به اینالبوم داده شد . در دسامبر سال 2000 مجموعه ای از اجراهای زنده ی چند اهنگ منتشر نشده و چند اهنگ از البوم های قبلی گروه به نام salival در اختیار علاقمندان قرار گرفت که در حقیقت این البوم نشانه قدرت و توانایی گروه در اجرای بی کم وکاست و زیبای ترانه ها - به صورت زنده به حساب می اید . وسرانجامدر سال 2001 البوم lateralus - به عنوان اخرین کار گروه تا این زمان - با موسیقی و اهنگسازی متفاوت و در حقیقت متکامل روانه بازار شد . tool در لغت به معنای ابزار و نیز تهذیب است. که در واقع می توان موسیقی و اشعار این گروه را وسیله و ابزاری برای خود شناسی و جهان شناسی به شمار اورد.


بیو گرافی اعضای گروه


مینارد جیمز کینان meynard james keenan با نام اصلی james herbet keenan متولد اوریل 1964 در راونا ravena :

پدرش معلم دبیرستان بود . خوانواده او ار معتقدان یکی از فرقه های مسیحیت به نام بپتیسم baptism بودند . در 12 سالگی از طرفداران پر وپا قرص kiss به شمار می رفت . او دوره دبیرستان را در اسکات ویل میشیگان به پایان رساند و در سال 1982 وارد ارتش شد . در این دوره وارد باشگاه ورزش های صحرایی ارتش شد. باشگاهی که با شعار من دروغ نمی گویم تقلب نمی کنم دزدی نمی کنم و کسانی که چنین میکنند را تحمل نمی کنم . مورد توجه میتارد قرار گرفته بود در سال 1984 با ترک ارتش در اکادمی هنر های مفهومی کندال میشیگان ثبت نام کرد . او در دهه هشتاد در گروه های texant...,anarchronistic dynasty در مقام وکال فعالیت کرده است .سپس به لوس انجلس نقل مکان کرد و در این شهر مدتی را با دیو ماستین dave mustin خواننده و گیتاریست و مغز متفکر گروه mega death همخانه بود. بعد ها پس از همسایگی با دنی کری و اشنایی با ادام جونز گروه tool راپایه گذاری کرد میناد در حال حاضر در گروه aperfect circle نیز کار میکند .


(( به عقیده من موسیقی قدرتی است در درون خودش که به یک روزنه خروج با واسطه نیاز دارد . در این صورت ما فقط واسطه هستیم ))


دنی کری danny carey :


با نام اصلی daniel edwin carey متولد اول می 1961 در پایولا paola کانزاس متولد شد.


پدرش کارشتاس بیمه و مادرش معلم مدرسه بود . از 10 سالگی نواختن درامز را با یک اسنیر snare اغاز کرد . در سیزده سالگی اولین مجموعه ی درامز خود را خریداری کرد . سه سال در دانشگاه میسوری موسیقی خواند . جغرافیا و علوم ماوراءالطبیعه نیز از دیگر علایق علمی از به شمار می امدند . او عضو تیم بسکتبال دانشکده بود و به رغم پیشرفت قابله ملاحظه در این رشته موسیقی را انتخاب کرد . در سال 1986 به لوس انجلس نقل مکان کرد او چهار سال در گروه های مختلف به طور نه چندان جدی به نواختن درامز پرداخت و همزمان در یک شرکت ضبط موسیقی کار کرد تا اینکه در سال 1990 به گروه tool پیوست .او در لوس انجلس در همسایگی مینارد زندگی می کرد . دنی کری به گروه هایی به نام زایوم zaum نیز همکاری داشته است و بیلی کوپن billy cophan از نوازندگان مورد علاقه اوست . (( ما از معدود گروه هایی هستیم که مجبور نشده ایم بر اساس مد روز کار کنیم و همواره توانسته ایم هنر را در درجه اول قرار دهیم)


ادام جونر adam jones :


با نام اصلی adam thoma jones متولد 15 زانویه 1965 در لیبریتی ویل در ایلی نویز است .


در کودکی ویولون می نواخت . سپس در گروه electric ships به نواختن بیس bass پرداخت . او بعد از اشنایی با تام مورلو tom morello گیتاریست گروهrage against the machine نواختن گیتار را اغار کرد و همزمان در رشته فیلم سازی به تحصیل پرداخت . او در بخش جلوه های ویzhe فیلم هایی چونterminator ll وjurasic park lll همکاری داشته و کلیپ های ویدیویی گروه tool تماما ساخته و پرداخته ی ذهن خلاق اوست . او در لوس انجلس با مینارد اشنا شد و این اشنایی منجر به شکل گیری گروه tool در سال 1990 شد . اشنایی تام مورلو سهم به سزایی در پیشرفت هنری و اشنایی او با دنی کری داشته است


(( ما همه منحصر به فردیم و نظرات خودمان را داریم ما دور هم جمع شده ایم و انچه را که شما به عنوان tool میشنوید تولید می کنیم ))


پل دامور paul d'amour:


متولد 12 ماه می 1967 در اسپوکین واشنگتن است . او که موسیقی را با نواختن گیتار الکتریک اغاز کرد برای ورود به عرصه سینما به مهد این صنعت - لوس انجلس - امد . ولی پس از اشنایی با ادام جونز و موسیقی محکم و پر قدرت tool به عنوان نوازنده بیس bass به انان پیوست .پل دامور پیش از این در گروه های king of oblivion و failure گیتار نواخته است . او در سال 1994 پس از انتشار undertow از گروه جدا شد . و علت این جدایی نه اختلاف فکری بلکه گرایش شخصی او به نوعی موسیقی ملایم تربود. او پس از این جدایی از tool گروه lusk را تشکیل داد و دراین گروه به نواختن ساز اصلی خود یعنی گیتارپرداخت .


عقیده ی او(بزرگترین وجه تمایز انسان ها طرزتفکر انهاست که یک موسیقی خوب می تواند انها را برای لحظاتی همسو کند.))


جاستین چانسلور justin chansellor :


او در 19 نوامبر 1971 در انگلستان متولد شد . در سن 8 سالگی نواختن گیتار را اغاز کرد . 14 سال سن داشت که به همراه چند تن از دوستانش گروه peach راتشکیل داد. سال 1992 در نیو یورک با گروه tool و اعضای ان اشنا شد . دو سال بعد یعنی 1994 به همراه گروه tool اجرایی مشترک را در اروپا راه اندازی کرد . همان سال پس از جدایی پل دامور از گروه tool گروه با جاستین وارد مذاکره شد . او ابتدا از پیوستن به گروه tool امتناع کرد اما هنگامی که گروه peach 6 ماه پس از اجرای مشترک با گروه tool از هم پاشید جاستین به پیشنهاد گروه جواب مثبت داد و در سال 1995 به انها پیوست .

((من هرگز در چنین جمعی نبوده ام . جمعی که به لحاظ روحی و شخصیتی و اعتقادی بسیار متفاوت باشند و ضمنا این توانایی را داشته باشند که اختلافات خود را

به صورتی همه جاتبه همساز کنند و انها را به صورت قدرت خلاقه مثبت در اورند . ))

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 22:30  توسط پیمان آلفا  | 

متاليکا را که همه می شناسند. آيا تا به حال پرسيده ايد که چرا متاليکا در تمام گروههای ديگر متال معروف است؟(در ادامه جواب اين را می دهم.) بگذريم.
مدتی است که متاليکا آلبوم جديدش را به اسم St.Anger را به بازار داده و باعث شده که طرفداران جبهه گيری های مختلفی در مورد اين آلبوم داشته باشند. گروهی که با متاليکا از آلبوم Load به بعد حال می کنن گفته اند که متاليکا آشغال زده و حيف آلبومهای Load, Reload, Garage Inc., Black .!!! گروهی گفته اند که اين هم شاهکار ديگری است چون اگر متاليکا Rap هم بخونه باز هم خداست!!!. گروهی هم گفته اند که می توان جرقه های اميدی در St.Anger ديد و کمی دوباره به متاليکا اميدوار شد.
اما اين اواخر از گروه کارهای عجيبی مشاهده شده که واقعا بسی جای نااميدی است و آن همه بارقه های اميد را از بين برده اند. مثلا اينکه گروههای Nu-Metal شروع کردن به کاور کردن آهنگهای گروه و از اين کاورها اجرای زنده برگزار کرده اند و اعضای متاليکا هم از اين بابت به خودشون می بالند!! و يا اينکه دومين فيلم مستند تجاريشان ساخته شد!! و يا کاور کردن آهنگ Beat it مايکل جکسون (البته اين موضوع را فقط شنيده ام). مايکل جکسنی که برای به شهرت رسيدن آهنگ Come Together را از گروه راک بيتلز (‌Beatless) کاور کرد!!
آنقدر وضع ماليشان از اين کارها خوب شده که در اجراهاشون از آمپليفاير با مارک Metallica استفاده می کنند و حرف M از آرم شبکه Mtv را به شکل M متاليکا تغييرش دادن (چه توانائی بالای مالی داشته اند که توانسته اند با شبکه قولی مثل Mtv اين کار را بکنند!!!)
آيا اينان واقعا هنوز متال هستند!!؟ آنانی که در اوايل دهه ۸۰ با لباسهای ارزان قيمت و ظاهری درويش وار روی صحنه می آمدند. آنانی که مو بلند می گذاشتند. آنانی که در شعرهايشون عليه سياست و بی عدالتی سخن می گفتند. آنانی که نفرت خود را از جنگ و کثيفی آن بيان می کردند. از توده هائی که فريب دول را می خوردند می گفتند. از سختی و رنج و درد می گفتند. از واقعيات تلخ زندگی می گفتند.
اينان چه شدند؟ اکنون با ظاهری هرچه آراسته تر نمايان می شوند و لباسهای آنچنانی می پوشند و از احساسات لطيف و رقيق سخن می گويند و اين اواخر هم در بعضی از آهنگها بوی عشق و عاشقی شنيده می شود.....چه اتفاقی برای اين جوانان افتاد که باعث شد تمام عقيده ها و ارزشهای اوليه خود را زير پا بگذارند؟

ثروت ، شهرت

آيا اينان اهدافی را که بنيانگذاران سبک Heavy Metal داشتند را از ياد نبرده اند؟ آيا اينان نبودند که باعث پا گرفتن گروهها و عقايد جديد و تجاری شدند؟ اکنون چه حرفی برای زدن دارند؟ تمام گروههای متال عقيده ای دارند که آن را دنبال می کنند(بر خلاف خواننده های پاپ که دنبال چيزی جز فروش بالاتر نيستند.). عقيده و هدف امروز اينان چيست؟ واقعا جواب اين سئوال را به من بدهيد.(البته اگر جوابی وجود داشته باشد.) آيا هدف آنان با هدف بريتنی اسپيرز و جنيفر لوپز تفاوتی دارد؟
چه بر سر دهه ۸۰ طلائی آمد؟ آن دهه ای که همه جا در متال سخن از متاليکای يکه تاز بود؟ چه شد که بزرکان متال همچون Steve Digergio می گويند که متاليکا هرگز نخواهد توانست آلبومی مثل Master of Puppets و يا Ride the Lightning ارائه دهد؟ چه دليلی داشت که عظمت خود را در دهه ۹۰ از بين بردند؟

ثروت ، شهرت

آيا نمی توانستند همچون خيلی از گروههای بزرگ در اوج (يعنی بعد از آلبوم بلک) کناره گيری کنند؟ خيلی ها بودند که تا آخر پای عقيده خود ايستادند و در شهرت هم به گروه و هم به خود پايان دادند. کرت کوبينی که هميشه در آرزوی به اوج رسيدن بود، در اوج شهرت به زندگی خود خاتمه داد و هزاران نفر در اروپا و مخصوصا آمريکا به خاطر او خودکشی کردند. جيم موريسونی که در اوج معروفيت مرد. گروههای بسياری که در اوج منحل شدند و اين آخريا هم خبر انحلال گروه بزرگ و قدرتمند Abbath يعنی Immortal را شنيديم.
شايد يکی از بزرگترين اشتباهاتشان اين بود که خواستند دوباره از اسم Metallica استفاده کنند. برای همين دوباره در سال ۱۹۹۵ با همين اسم برگشتند. آيا نمی توانستند تغيير سبکشان را با اسمی ديگر غير از متاليکا انجام دهند تا گروه متايکا را اسطوره Thrash Metal بدانند؟ نه نمی خواستند، چون اسم سربلند متاليکا اين چيزها را به راحتی به ارمغان می آورد:

ثروت ، شهرت

اينها (گروههائی که در اوج خاتمه يافتند) خود را جاويدان کردند و برای هميشه در خاطره ها يادی خوش باقی می ماند و تا ابد وقتی اسم کرت کوبين می آيد پشت همگان را به لرزه می اندازد. اما آيا اين برای متاليکا مصداق دارد؟ همينکه من اينجا به اينگونه به نقد متاليکا پرداخته ام نشان از يک چيز است و آن هم آن است که در مورد متاليکا اين قضيه (جاودانگی به عنوان يک اسطوره) صدق نمی کند.
شايد هيچ اهميتی نداشته باشد که در گوشه ای از دنيا، در وبلاگ پکيده ای، شخصی مثل من به بدگوئی از متاليکا بپردازد. اما همين نشان می دهد که کار اينها يک جائيش اشکال داشته که افرادی به بدگوئی می پردازند. آيا در مورد Sepultura (تا زمانی که Max Cavalera در گروه حضور داشت) بدگوئی شده بود؟ مگر نه اينطور است که Max در شهرت به Soulfly پرداخت و اسم Sepultura را اعضای باقی مانده فقط يدک می کشند.
من هرگز نمی خواهم توانائی گروه متاليکا را در آهنگ سازی نديد بگيرم اما با مقايسه ای ساده متوجه می شويد که از نظر بار متالی آهنگهای Master of Puppets کجا و آهنگهای Load مثل King Nothing, Hero of the day و... کجا. و هميشه اين را به خاطر داشته باشيد که تا نباشد چيزکی، مردم نگويند چيزها.
حالا بايد بشينند به تماشای اجرای قطعاتشان توسط گروههای Nu-Metal در حاليکه آنقدر اين قطعات را بد می نوازند که آدم از اين همه فلاکت اشکش در می آد. پس حالا بايد بکشند. چون خود کرده را تدبير نيست. چه چيزی باعث اين همه فلاکت شد؟

ثروت ، شهرت

ثروت و شهرت چيزی است که موسقيدانان متال از آن نفرت دارند چنانکه مرحوم چاک شلداينر بارها نفرت خود را از تجارت هنر اعلام داشته است.
ديگر اين همه ننگ را به واژه مقدس متال نخواهم تحمل کرد. هر روز افتضاحی ديگر. اينان کسانی هستند که موسقی پاپ را با الکتريک گيتار می نوازند!!!

در آخر متذکر می شوم که اگر تويی که اين مطلب را خواندی و عاشق متاليکا هستی، من هرگز به علاقه ات بی احترامی نخواهم کرد. علاقه شما هم مانند همه ارزشمند است و اين دغل بازان عرصه موسقی هستند که بايد نقد شوند و نه شمای شنونده!


نظرتون؟

ايا اين درباره ي بند هاي ديگه هم صدق ميكنه؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 14:5  توسط پیمان آلفا  | 

فردي مركوري يا فرخ بولسارا، مغز متفكر و خواننده اصلي گروه كوئين ـ گروهي كه بيش از دو دهه با قدرت در صحنه موسيقي جهان درخشيد ـ اصل و نسب ايراني داشت. پديده كوئين، نه فقط در غرب بلكه در تمام دنيا آن چنان ريشه‌دار و مقبول است كه اين گروه را پس از بيتلز دومين تحول بزرگ موسيقي معاصر قلمداد كرده‌اند. چندي پيش ترانه حماسه كولي كوئين به عنوان ترانه برتر هزاره انتخاب شد. بسياري از خوانندگان برجسته جهان نظير التون جان، جرج مايكل، ديويد بوي سعي كردند جاي خالي فردي را در گروه كوئين پر كنند اما به قبول راجر تيلر كفش‌‌هاي فردي آنقدر بزرگ بود كه به آساني پر نمي‌شود. كوئين به چنان موفقيتي در عرصه موسيقي دست يافت كه كمتر گروهي مي‌تواند به آن دست يابد.


1972:

در ژانويه جان به پيشنهاد دوستانش در كالج Bedford كنسرتي براي Queen در آنجا ترتيب ميدهد. آن شب Queen فقط براي شش نفر مينوازد!
Queen هنوز يك گروه غيررسمي است و كم كم به خاطر نبود پيشرفت درحال نااميد شدند. اما گروه نظر كمپاني Chrysalis Records جلب ميكند و حتي تا مرز قرارداد با كمپاني نيز پيش ميرود. اما پس از مدتي تفكر، اعضاي گروه با هم هم عقيده ميشوند كه شرايط پيشنهادي چندان خوب نيست و از معامله منصرف ميشوند.
ولي سپس با روي توماس بيكر و جان آنتوني از استوديوي ترايدنت و اردور استريت آشنا ميشوند. جان تحت تأثير گروه قرار گرفته است و برايان و راجر را از Smile به ياد ميآورد. او توليدكننده اي تك آهنگ Earth براي Smile بود.
از جك نلسون دعوت كردند كه به گروه كمك كند.


1973:

در فوريه ، ترايدنت برنامه‌اي ترتيب داد كه گروه در برنامه "Sounds of Seventies" درBBC حضور بابد كه اين فرصت استثنايي براي گروه بود.
جك نلسون در يك فستيوال كه همه‌ي كمپاني‌هاي بذرگ حضور داشتند ، شركت كرد ويك دمو از queen را به Roy Fetherstone ( كه يكي از مجريان EMI است ) مي‌دهد. روي كار گروه را مي پسندد. و جك به دروغ مي‌گويد كه كمپاني‌هاي زيادي آماده قرارداد با آنها هستند! و اين باعث مي شود كه روي يك پيغام براي اعضاي گروه بفرستد و از آنها بخواهد كه دست نگه دارند و با هيچ شركتي قرارداد نبندند!
سرانجام در ماه مارچ با EMI قرارداد مي بندند.
در آمريكاي شمالي، گروه با شركت Elektra قرارداد مي‌بندد.
تمامي كارهاي آلبوم اول با اعضاي گروه است. پشت جلد آلبوم كلاژي از عكسهايي است كه بچه‌هاي گروه و هم‌اتاقي‌هايشان گرفته اند! روي جلد عكسي‌است از فردي بر روي صحنه و دو نورافكن از پشت او بر صحنه مي تابد.
آلبوم در 13 جولاي به بازار آمد و نام آلبوم Queen بود. توضيحات آلبوم شامل اين جمله‌ي ابدي مي شد: No-one played Synthesisers !
اسامي پيشنهادي ديگر براي آلبوم اينها بودند: "Top Fax, Pix and Info" و "Deary Me"
بعضي منتقدين از گروه خوششان نيامده بود و آنها را پاسخ بريتانيا به عروسكهاي نيويوركي ناميدمد.. اين رابطه بد با منتقدين مجلات در تمام طول كار گروه تا انتها، ادامه داشته..
در 12 نوامبر Queen اولين برنامه‌شان را به همراهي گروه Mott the Hoople ، در Leeds Town Hall اجرا كردند. تور گروه خيلي عالي پيش رفت و Mott از آنها دعوت كرد كه در تور آمريكه آنها را همراهي كنند..
Roger :" They (Mott) were great. A real '---, drugs and rock and roll band "
راجر مي‌گويد:
Mott عالي بود.. اونا يه گروه واقعي سكس ، مواد مخدر و راك اند رول بودن..!
در اين سال Queen در بسياري از نظرخواهي هاي مجلات ، به عنوان بهترين گروه جديد، انتخاب شد كه چندان خوشايند روزنامه‌نگارن منتقد آنها نبود..


1974:

سالي كه حركت گروه سرعت گرفت..
Ronnie Fowler كه از روساي EMI بود، روي گروه سرمايه‌گذاري خوبي كرد و به هركسي كه مي‌توانست، آنها را معرفي كرد.
در اوايل سال ،آلبوم Queen II آماده انتشار بود اما به دليل يك اشتباه تلفظ در آلبوم و همچنين بحران نفت در بريتانيا، گروه ترجيح داد تا كمي صبر كنند..
Roger:
It's very difficult to choose one album I prefer out of all of them. But I do like a lot of the work on the second album, second side. It all runs into one, very epic. Musically it's quite daring ....
راجر:
سخت است كه يك آلبوم كه به بقيه ترجيح مي‌دهم را نام ببرم، اما كارهايي كه روي آلبوم دوم ، طرف دوم آن كرديم را دوست دارم.. همه آن به يك سو است و خيلي حماسي است. از نظر موسيقايي واقعاً جسورانه است...
"See What A Fool I've Been " در ليست بريتانيا شماره 10 مي‌شود.. بعد از موفقيت اين تك‌آهنگ و آلبوم جديد ، گروه اولين تور خودش را در بريتانيا برگزار كرد. تور خيلي خوب برگزار شد و در اواسظ تور بود كه آلبوم Queen II رتبه 5 جدول را بدست آورد.
تور بعدي گروه در آمريكاي شمالي نيمه كاره ماند و گروه براي كار روي آلبوم بعدي، به انگليس برگشت.
در سپتامبر، آلبوم دوم گروه، 100000 نسخه فروش كرد.
در 11 اكتبر، تك‌آهنگ Killer Queen به بازار آمد و در UK شماره 2 شد.

برايان:
Killer Queen يك نقطه بازگشت براي گروه بود. اين آهنگ محشري بود كه نوع موسيقي ما رو خوب معرفي ميكرد و ما به ناچار مجبور بوديم كه اون رو به عنوان يه موفقيت براي خودمون حساب كنيم.
رابطه گروه با شركت ترايدنت بد شد و آنها Jim Beach را به عنوان وكيل انتخاب كردند.



1975:

در ژانويه تك‌آهنگ ديگري به دام Now I am here آماده مي‌شود.
در 18 اين ماه جان با ورونيكا تتزلاف ازدواج مي‌كند.
در 18 آوريل، اولين كنسرت گروه درژاپن برگزار مي‌شود.
بعد از بازگشت به بريتانيا ، فردي جايزه Ivor Novello را براي اهنگ KillerQueen ميگيرد.
تك آهنگ بعدي‌گروه Bohemian Rhapsody بود. كروه با 4500 پاوند، اولين ويدئوي خودش را براي اين آهنگ ساخت..
اين آهنگ در 31 اكتبر به بازار آمد و غوغايي در بريتانيا به پا كرد.. و در 25 اكتبر شماره يك ليست UK شد و تا 9 هفته در همانجا باقي ماند!
آلبوم "A Night At The Opera", در ماه دسامبر منتشر شد. نام آلبوم از فيلمي با همين نام، ساخته‌ي برادران ماركس، گرفته شده بود.
اين آلبوم پرخرج‌ ترين آلبوم تهيه شده تا آن روز شناخته شد. اين آلبوم در بيش از 6 استوديو ضبط شده بود.
آهنگ Death On Two Legs كه به شخص گمنامي تقديم شده بود براي گروه دردسر درست كرد و Norman Sheffield كه ادعا كرده بود اشعار آن درباره‌ي او است، گروه را تهديد به شكايت كرد..


1976:

فردي يك بار ديگر جايزه Ivor Novello را ( اين بار به خاصر Bohemian Rhapsody ) ميگيرد.
اين آهنگ تاكنون به تنهاي يك مليون نسخه فروش كرده و گفته مي‌شود كه بزرگترين آهنگ از سال 1957 تاكنون است.
سومين تور گروه در 20 ژانويه برگزار شد.
تمام 4 آلبوم گروه در ليست 20 آلبوم برتر، قرار ميگيرد.( چنين اتفاق تاكنون براي هيچ گروهي رخ نداده است.)
در ماه ژوئن جان آهنگ "You're My Best Friend" را براي گروه مي‌سازد. يك وثدئو هم براي اين آهنگ ساخته شد. در 18 سپتامبر گروه در Hyde Park لندن در، براي صد پنجاه هزار نفر ( به مناسبت سالروز مرگ جيمي هندريكس) كنسرت داد.
در اواخر كنسزت ، چون كنسرت بيش از حد معمول طولاني شده بود، پليس برق پارك راقطع كرد تا گروه مجبور به ترك آنجا شود!!
برايان :
من فكر ميكنم كنسرت هايد پارك يكي از مهمترين اتفاقات دوران فعاليت ما بود. خيلي تاثير مهمي داشت ، چون ما تا آن موقع در كشورهاي زيادي اجرا كرده بوديم، ولي انتظار همچين استقبالي رو در انگليس نداشتيم.
كار بر روي آلبوم بعدي شروع شد. در 12 نوامبر آهنگ "Somebody To Love" ساخته شد كه فيلمش حاوي صحنه‌هاي از اين كنسرت بود. اين آهنگ در ليست UK شماره 2 شد.
گروه براي ديدن يك مسابقه(Race) اسب دواني ، مهمان ميشود و به طور اتفاقي همه‌ي اعضاي گروه( بدون اينكه از نظر هم و از سابقه اسبها مطلع باشند) روي يك اسب شرط بندي ميكنند و همان اسب هم برنده ميشود!!
آلبوم بعدي با نام "A Day At The Races" بيرون مي آيد. نام آلبوم باز هم از يكي از فيلكهاي برادران Marx گرفته شده. آلبوم در UK شماره 1 ميشود..



1977:

در آمريكا كنسرتي به همراهي Thin Lizzy برگزار كزدند .
اهنگ "Tie Your Mother Down" ساخته شد . در ماه مارس آنها به دعوت گروچو ماركس ( يكي از برادران ماركس) به لس آنجلس رفتند.
"We Are The Champions" و "We Will Rock You" ساخته شدند كه تبديل به آهنگهايي بين المللي شدند .
در اكتبر، گروه يك جايزه به عنوان بهترين تك آهنگ در 25 سال گذشته ، براي (Bohemian Rhapsody) گرفت. دو روز بعد آلبوم بعدي گروه به نام "News of the World" به بازار امد.
طرح روي جلد البوم كار Frank Kelly Freas است. نقاشي روي جلد، يك غول را با يك انگشت زخمي نشان ميدهد، كه يك انسان بي‌جان را در دست گرفته. (به جز اين البوم) تاكنون هميشه خود اعضاي گروه ، روي جلد آلبومهايشان را طراحي كرده‌اند.
اين البوم هفت ميليون نسخه فروش كرد.
فردي از دوست دخترش جدا مي‌شود و يك خانه‌ي شيك در لندن براي او مي‌خرد.
گروه تصميم مي‌گيرد بدون مديرش John Reid ( كه همزمان مدير برنامه Elton John هم بود) به كار ادامه دهد.
فردي:
ما ديگه احتياجي به يك مدير مثل جان، نداشتيم. در موفعيتي بوديم كه خودمان كارمان را پيش ببريم


1978:

در جولاي گروه براي ضبط آلبوم بعديشان Jazz به سوييس و فرانسه رفتند.
"Fat Bottomed Girls" و "Bicycle Race" در اين آلبوم بود و براي ويديوي اين دو آهنگ ، تصميم گرفتند از پنجاه زن لخت كه دوچرخه سواري مي‌كنند فيلم بگيرند! مسابقه‌ اي در ويمبلي برگزار شد و تعداد بي‌شماري داوطلب براي اين كار حاضر شده بودند! برنده‌ي مسابقه بر روي جلد اين اهنگ جا ميگرفت.


نمایش باید ادامه پیدا کند The Show Must Go On

فضاهای خالی – ما برای چه زنده ایم؟ Empty spaces - what are we living for
اماکن متروکه – حدس میزنم که ما علت را میدانیم Abandoned places - I guess we know the score
ادامه دارد و ادامه دارد On and on
آیا هیچ کس میداند که ما به دنبال چه هستیم....؟ ?....does anybody know what we are looking for
یک قهرمان دیگر ,یک جنایت بدون فکر دیگر Another hero, another mindless crime
پشت پرده با ایما و اشاره Behind the curtain, in the pantomime
راهت را ادامه بده Hold the line
آیا کس دیگری میخواهد که باز ادامه دهد؟ ? does anybody want to take it anymore
نمایش باید ادامه پیدا کند , The show must go on
نمایش باید ادامه پیدا کند . The show must go on
درون قلب من در حال شکستن است Inside my heart is breaking
نقابم ممکن است از بین برود My make-up may be flaking
ولی لبخندم همچنان ادامه خواهد داشت. But my smile still stays on
هرچه اتفاق بیافتد ,من تمام آن را به شانس واگذار میکنم Whatever happens, I'll leave it all to chance
یک عذاب روحی دیگر, یک عشق شکست خورده دیگر Another heartache, another failed romance
ادامه دارد و ادامه دارد On and on
آیا هیچ کس میداند ما برای چه زنده ایم؟ does anybody know what we are living for
فکر کنم دارم می آموزم, من باید الان پرتحرک تر باشم I guess I'm learning, I must be warmer now
به زودی تغییر خواهم کرد, الان این مخمصه تمام میشود I'll soon be turning, round the corner now
بیرون خورشید در حال طلوع است Outside the dawn is breaking
اما در درون, من زجر میکشم تا آزاد باشم But inside in the dark I'm aching to be free
نمایش باید ادامه پیدا کند The show must go on
نمایش باید ادامه پیدا کند The show must go on
درون قلب من در حال شکستن است. Inside my heart is breaking
نقابم ممکن است از بین برود My make-up may be flaking
ولی لبخندم همچنان ادامه خواهد داشت But my smile still stays on
روح من مانند بالهای پروانه ها رنگارنگ است My soul is painted like the wings of butterflies
دروغ های شگفت انگیز دیروز بزرگتر میشوند Fairytales of yesterday will grow
ولی هرگز از بین نمیروند. but never die
من میتوانم پرواز کنم - دوستان من I can fly - my friends
نمایش باید ادامه پیدا کند The show must go on
نمایش باید ادامه پیدا کند The show must go on
من با تبسمی با آن روبرو خواهم شد I'll face it with a grin
اما هرگز در آن شرکت نمیکنم I'm never giving in
ادامه دادن – با نمایش - On - with the show
من در بالای فهرست قرار خواهم گرفت, من غلبه خواهم کرد I'll top the bill, I'll overkill
من مجبورم که بیابم, خواسته ی همراه بودن I have to find the will to carry on
همراه بودن با - On with the
همراه بودن با نمایش - On with the show
نمایش باید ادامه پیدا کند... ....The show must go on



یک تصور One Vision

یک انسان, یک هدف, یک ماموریت, One man one goal one mission,
یک قلب, یک روح و فقط یک راه حل One heart one soul just one solution,
یک جرقه از نور, آری, یک خدا, یک تصور. One flash of light yeah one god one vision.
یک گوشت, یک استخوان, One flesh one bone,
یک دین حقیقی, One true religion,
یک صدا, یک امید, One voice one hope,
یک تصمیم واقعی, One real decision,
به من بینشی بده. Wowowowo gimme one vision.
نه درست نه غلط, No wrong no right,
من میخواهم به تو بگویم که نه سیاه وجود دارد و نه سفید I’m gonna tell you there’s no black and white,
نه خون و نه بدنامی, No blood no stain
تمام چیزی که ما نیاز داریم یک بینش وسیع جهانی است. All we need is a one world wide vision.
یک گوشت, یک استخوان, One flesh one bone,
یک دین حقیقی, One true religion,
یک صدا, یک امید, One voice one hope,
یک تصمیم واقعی, One real decision,
آری آری آری Wowowowo oh yeah oh yeah oh yeah.
من رویایی داشتم, I had a dream,
در زمان جوانی خود When I was young,
رویایی شیرین اما باطل, A dream of sweet illusion,
امید وحدت در یک آن, A glimpse of hope and unity,
و تصوراتی از یک اتحاد شیرین, And visions of one sweet union,
اما بادی سرد وزید, But a cold wind blows,
و بارانی سیاه بارید, And a dark rain falls,
و درون قلب من خود را نشان داد, And in my heart it shows,
ببین که آنها با رویای من چه کرده اند. Look what they’ve done to my dream.
پس دستهاتون رو به من بدید, So give me your hands,
قلب هاتون رو با من همراه کنید, Give me your hearts,
من حاضرم, I’m ready,
فقط یک جهت وجود دارد: There’s only one direction
یک جهان و یک نوع بشر, One world one nation,
بله یک تصور. Yeah one vision.
بدون تنفر و بدون جنگ, No hate no fight,
فقط برانگیختن, Just excitation,
در تمام طول شب, All through the night,
جشنی برپاست. It’s a celebration Wowowowo yeah.
یک گوشت, یک استخوان, One flesh one bone,
یک دین حقیقی, One true religion,
یک صدا, یک امید, One voice one hope,
یک تصمیم واقعی, One real decision,
به من در شبی, Gimme one night,
امیدی بده, Gimme one hope,
فقط بده, Just gimme,
یک انسان یک انسان, One man one man,
یک شب در یک بار, One bar one night,
یک روز آهای آهای, One day hey hey,
فقط بده بده بده, Just gimme gimme gimme,
یک بینش. One vision
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 13:45  توسط پیمان آلفا  | 

نام گروه : Iced Earth
نام آلبوم : Dark Saga
نام آهنگ : Question Of Heaven


زمان تمام میشود ، پایان نزدیک است
قدم هایم از وسط دره ها عبور میکند ، و ترس به دنبال آن
خیال می کنم پوچ هستم ، زمان توبه کردن به پایان رسیده
گمان می کنم برای رسیدن به تو دیر شده
من بسیار وحشت زده هستم از چیزی که به سرم خواهد آمد
من میدونم که تو نمی تونی من رو ببخشی ، من میدونم که همه چیز رو برای خودم می خواستم
من دارم به تو خیانت می کنم و به تنهایی قدم بر می دارم
چرا تو معنیه تو اینه؟
فقط پیاده ها در بازی تو تاب می خورند
به سختی درد میکشم برای دروغ هایی که در زندگیم گفتم
برای عشقی که هرگز نتونستم تسلیمش بشم

Bridge *

سئوالم درباره تو نیست
تو تقدیر خودت رو داری و ابدی هستی
و ناخواسته در این زندگی و آینده وجود داری
تو تقدیر خودت رو داری و ابدی هستی

ارباب من مشتم را به سوی تو می فرستم
تو نمی خوای من بمیرم
ای کاش به اندازه کافی رنج نمی کشیدم
هیچ روحی بعد از زندگی آرامش نخواهد داشت

Bridge

من کاری رو که فکر می کنم درسته انجام میدم
همه اش به خاطر زندگی ام است
این رو هم میدونم که غمگینم میکنه اما حقیقت داره
بعضی مواقع که خیلی نادرسته
محکوم به تحمل زجری طولانی هستم
برای عشقی که واقعیه

سئوالم از درون آن دروغهاست
و درکش خیلی سخته
اشک های خاموش من
و در نسیم مرگ من
قلبم پشیمانی نداره و افسوس نمی خوره
من نمی خوام چیزی رو تغییر بدم

روح من شروع می کنه و بسوی آسمان خدایی پرواز می کنه
و فقط به دست تو از آن طرف فرار می کنم
هم اکنون می خواهم بمیرم ، مسیری طلایی در آسمان نیست
و من دستانم را از تو میشویم ( پاک می کنم )

Bridge

نوری از خدا برخاسته میشود
و فقط مرگ را احضار می کند
و فقط همه چیز را ممنوع می کند
اوه ، من می دونم تو نمیتونی من رو ببخشی
من میدونم که خودخواه بودم
من میدونم به تو خیانت کردم
تو میدونی من به تنهایی راه میرم
تو میدونی من به تنهایی راه میرم

راه میرم ، راه میرم در نشانی از ترس
من مشتم را به سوی تو می فرستم
من بوسیله تو فرار می کنم
دستانم را از تو میشویم

چرا تو نمی خوای من بمیرم ؟
چرا تو نمی خوای من بمیرم ؟
چرا تو نمی خوای من بمیرم ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 13:35  توسط پیمان آلفا  | 

Iced Earth ، یک گروهه Power Metal و Heavy Metal که در سال 1984 در Florida شکل گرفت. گروهی که بارها و بارها تغییر ارنج داد. اما به آرامی کار رو ادامه داد تا جایی که برای همیشه یکی از بزرگترین گروههای Classic متال تا الان بوده. گروهی که از Cover آلبوم هاشون میشه اسطوره و حماسه رو دریافت کرد.
گروه با نوازندگی گیتار Jon Schaffer بنا نهاده شد. 5 سال متمادی به کارشون ادامه دادن ، با تاثیر پذیری از گروههای بزرگی مثل Iron Maiden . در سال 1998 اولین Demo رو با نام Enter the Realm وقتی هنوز بک گروه زیر زمینی بودند عرضه کردند. این Demo مورد علاقه بسیاری واقع شد تا اینکه گروه در سال 1990 با ارنج: Schaffer و Randall Sawver گیتاریست ، Gene Adams خواننده ، Dave Abell ، بیسیست و Mark McGill درامر ، کار بی نامی رو منتشر کرد. آلبوم نه چندان قابل قبول که به صورت یک کار Traditional Heavy عرضه شد. کارهایی در این اثر وجود داشت که بعدها در آلبومهای جدیدشون و با بازنوازی دوباره آورده شد.
تغییر ارنج دوباره و آلبوم بعدی در سال 1991 با نام Night of the Storm rider . آلبومی که به عقیده ای از Iced Earth نا امید کننده بود. با توجه به Alternative Rock که مورد توجه قرار گرفته بود این آلبوم عرضه شد. استفاده از Guitar Acoustic و یک جو اتمسفری با کیبرد در آهنگهایی مثل Angel's Holocaust ، Before the Vision . در مجموع کار رو بد نمیدونن. اما این رو بدشانسی گروه برای زمان ارایه آلبوم میدونن. استفاده از خواننده جدید و با نفسی قوی در گروه که به نسبت کار خوبی رو ارایه داد از نقاط قوی گروهه.
علیرغم ایرادهایی که از Iced Earth گرفته شده بود با دو آلبوم اول ، گروه کارش رو ادامه داد تا در سال 1995 آلبوم بعدی خودشون با نام Burnt Offerings عرضه کردند. کاری با ارنج جدید گروه و به نسبت خوب! بیسیست و خواننده گروه تغییر کرده بود. کاری که مانند کارهای دیگر گروههای Classic متال مثل Iron Maiden از یک خوانندگی حماسی بهره میبرد. آلبومی با نهایت ظرافت در انتخاب نام Track ها ، نوازندگی قوی Drum ، گیتارهای خشن با یک همبندی زیبا با صدای لطیف Piano . Track اخر گروه با نام Dante's Inferno گه 16 دقیقه طول داره رو بهترین کار این آلبوم میدونن. آهنگی با یک پیچیدگی بسیار بالا در نوازندگی . آهنگی که خیلی آروم شروع میشه و تا دقیقه 1:40 همینجوری باقی میمونه و یکباره به طرز وحشتناکی ریتم عوض میشه و Power Metal رو به راحتی در اون میشه دید. در دقایق 7:30 تا 8 و بعد از اون در هر چند ثانیه یک بار با صدایی Opera مانند مواجه میشیم که خیلی زیباست.
1996 و Dark Saga ، به عقیده خودم بهترین و بزرگترین کار گروه. کاری که باز با ارنج جدید ارایه شد، بیسیت و درامر عوض شده بودند. اشعاری قوی و کاور بسیار قوی کار شده! از این البوم 2 Track شروع آلبوم رو قوی میدونن: Dark Saga و I dead for you. دو Track نسبتا آرام و Heavy قبل از Trackی با نام Violate که خشمگین و سرعتی کار شده. Track بعدی Hunter نام داره و بعد از 2 Track آغازی نسبت به باقی بهتر نامبرده شده. نوازندگی گیتار Randall Sawver در این آلبوم رو بسیار قابل توجه میدونن. خصوصا نوازندگی قوی وی رو تو Trackی با نام Depths Of Hell به شهود میشه دید. Solo هایی که در این آلبوم زده شده رو خوب میدونن. اما به نظر من این آلبوم تمام آهنگاش خوبه که اگر قرار باشه به اونا امتیاز بدم، به همه 99 میدم به غیر از 3 Track : Dark Saga ، I Dead For You و Question Of Heaven که فکر میکنم باید امتیازی بالا تر از 100 بهشون اختصاص بدم. صدای Jon Schaffer فوق العاده کار میکنه، صدایی زیبا و رسا و در عین حال بسیار کلفت و خشن. صدایی که با صدای بقیه خواننده ها فرق داره . برای این که متوجه بشین فقط باید صداش رو گوش کنین.
ارنج گروه بعد از Dark Saga بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که در سال 1997 آلبوم بعدی رو با نام Days of Purgatory عرضه کردند. کارشناسان بر این عقیده هستند که این آلبوم از Dark Saga هم قویتر کار شده. تا جایی که این آلبوم رو بهترین معرف برای Iced Earth میدونن. Lyric هایی قوی ، نوازندگی ملودیک گیتار ، گروهنوازی قوی و درامی سریع! به جز معدود Track هایی از این آلبوم اکثرا ساخته شده توسط خود Schaffer هستند. Colors ، Nightmares ، When the Night falls و Desert Rain رو دارای گیتاری اتمسفریک میدونن. Angel’s Holocaust رو Trackی با یک تمه Gothic میدونن. The Funeral یک کار Instrumental قوی و در عین حال زیبا و Travel In Stygian قوی ترین Track این آلبوم! این آلبوم بسیار قوی کار شده اما به نظر من نتونست جای Dark Saga رو بگیره و هنوز اون رو بهترین آلبوم Iced Earth میدونم.
کارهای گروه با آلبومهایی مثل Horror Show و Tribute to the Gods ادامه پیدا کرد که همین ها هم کارهای قدرتمندی هستند.
Iced Earth رو به جرات میشه جزو دلنشین ترین و قوی ترین گروههای متال دونست. کارها عموما آروم ، اما منحصر به فردند. یک جو Heavy در کل کارهاشون موج میزنه. به عقیده بسیاری از کارشناسان کارهای اونا به کارهای pantera شبیه ، در صورتی که اصلا اینطور نیست و این کاملا غلطه. از Acoustic گیتار در عین ظرافت استفاده شده ، عموما با Intro های زیبایی از گیتار شروع میشه که این رو از نقاط قوت گروه میدونن. ارنجش بیش از هر گروهی تغییر کرده . در دو آلبوم Dark Saga و Days of Purgatory که بهترین کارهای گروه هم هستند ،حساسیت زیادی به نام Track ها داشتند ، Cover ها هم قوی کار شده خصوصا در cover ، Dark Saga ...
خودتون ببینین
دو تا از بهترین Track های آلبوم Dark Saga با حجم خیلی کم

Dark Saga

I Dead For You

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 13:33  توسط پیمان آلفا  | 

Gates Of Logos

گروه Gates Of Logos کار خود را در زمستان 1383 با بازنوازی آهنگهایی از Obituary آغاز کرد. اعضای گروه در ابتدا حسام صدری (گیتار الکتریک)، مهرزاد معتضدیان (گیتار بیس) و میلاد قاضی زاده (درامز) بودند. سه دوستی که پس از گذشت سه سال با وجود تغییرات زیاد در اعضای گروه همکاری خود را حفظ کرده اند. وقتی شهرام به عنوان خواننده به گروه پیوست، تصمیم به بازنوازی آهنگهایی از گروه Dark Tranquillity گرفتند. در این مقطع نیما نوایی نیز به عنوان گیتاریست دوم به گروه اضافه شد که پس از مدتی برای انجام خدمت وظیفه مجبور به ترک گروه شد. بعد از او دو گیتاریست دیگر به نامهای سیاوش و محمد با گروه همکاری کردند و آهنگهای مختلفی از My Dying Bride, Hypocrisy, Arch Enemy, Emperor, and Mayhem را بازنوازی کردند. پس از این دو نیما دهخوارقانی به گروه پیوست. همچنین حضور بابک به عنوان کیبوردیست گروه را از نظر نوع سازبندی تکمیل کرد تا بتوانند به طور کامل ایده های خود را عملی سازند. در مدت حضور نیما و با توجه به نوع تفکراتش گروه شروع به نوشتن چند آهنگ کرد اما همچنان علاقه به اجرای یک کنسرت از بازنوازی آهنگهای Dark Tranquillity داشتند. همین امر باعث شد نیما گروه را ترک کند و پروژه شخصی خود با نام Direct Vision را اغار کند. بابک نیز پیرو نیما گروه را ترک کرد.

گروه پس از بررسی گیتاریست و کیبوردیست های مختلف کار را با سایمون نورستیس (گیتار الکتریک) و آرین نظری (کیبورد) از نو آغاز کردند. بالاخره کار انجام شد. پس از آماده شدن دوازده آهنگ گروه به دنبال راهی برای اجرای کنسرت بود. پس از مدتی تحقیق موفق به عملی کردن ایده خود نشدند و در نهایت با یک اجرای زیرزمینی در محل تمرین خود با حضور چند تن از نوازندگان گروه های دیگر به پروژه خود پایان دادند و کار بر روی آهنگهای خود برای ضبط آلبوم را آغاز کردند. در حال حاضر گروه بدون سایمون و آرین به فعالیت خود ادامه می دهد و تا چندی دیگر برای ضبط آلبوم خود آماده می شوند، اما همچنان به دنبال دریچه ای برای حضور خود در یک کنسرت می باشند.

Line-up:
Shahram (Vercana): (Vocals)
Hesam Sadri: (Electric Giutar)
Mehrzad Motazedian: (Bass)
Milad Ghazi Zadeh: (Drums

 

کاغذ دیواری


Aprigon

پژمان در سال 1354 در تهران متولد شد. در 15 سالگی موسیقی را با نواختن گیتار آکوستیک آغاز کرد. ابتدا به سبکهای Blues و Hard Rock علاقمند بود. پس از آشنایی بیشتر با سبک و گروه های متال به این سبک تمایل نشان داد و در همان هنگام بود که به نواختن گیتار الکتریک روی آورد. پس از پاین دوره ی سربازی تصمیم گرفت تا موسیقی را به طور حرفه ای تر و علمی تر دنبال کند. به یکی از انیستیتوهای موسیقی رفت و به فراگیری تئوری و هارمونی موسیقی پرداخت و به طور همزمان وارد گروه کر مؤسسه شد. پس از شش ماه از خوانندگان خوب آن گروه کر شده و از آنجا به گروه کر مرکز موسقی و ارکستر Symphonic Television در تهران راه پیدا کرد. او همزمان کلاسهای آواز و پیانو را هم پیش می برد. سپس به پیشنهاد استاد آواز خود تصمیم گرفت تا به طور حرفه ای اپرا (Opera) را دنبال کند. به مدت سه سال کلاسهای اپرا را پیش برد و تصمیم به رفتن به یکی از کنسرواتورهای اپرا در اروپا را داشت. مسیر درازی بود، از فراگیری زبانهای ایتالیایی، آلمانی، فرانسه و روسی گرفته تا آموزشهای تئاتر و پیانو و پانتومیم و دیکته ی موسیقی و ... . پس از ماندن در ایران از آنجایی که یک مرکز رسمی و فعال جهت فعالیت در رشته ی اپرا نبود از فعالیت در این رشته کناره گیری کرد. چرا که تنها در خواندن Chand Arya (یک قطعه ی آوازی به صورت تک خوانی در اپرا) او را راضی نمی کرد. بنابراین پس از یک دوره ی کوتاه رها کردن فعالیتهای موسیقی، تصمیم گرفت که دوباره به همان عشق دوران نوجوانی یعنی موسیقی متال روی بیاورد.

  پژمان دوباره تمرینات خود را آغاز کرد و تسلط او به زبان انگلیسی - که ان را از دوران کودکی (پنج سالگی) آغاز کرده بود - او را در پیشبرد کارها کمک می کرد . همچنین از دوران نوجوانی هم دستی در نوشتن ترانه به این زبان داشت، اما این بار با یک دید حرفه ای تر به این کار روی آورده بود. در همین دوران بود که پیشنهاد تشکیل یک گروه متال را به هومن داد. با موافقت هومن کار آغاز شد و سبکهای زیادی تجربه شد تا سبک گروه به صورت آنچه که امروز می شنوید در آمد.

   هومن متولد سال 1348 است. او فعالیتهای خود را در موسیقی در سن هفده سالگی آغاز کرد. پس از مدتی به نوازندگی در سبک Blues پرداخت. او ابتدا در رشته ی روانشناسی بالینی تحصیل می کرد اما عشق به موسیقی او را واداشت تا از رشته ی مورد تحصیل خود صرف نظر کند. از آنجایی که می خواست موسیقی را به طور حرفه ای دنبال کند به یکی از موسسه های موسیقی رفت و تئوری و هارمونی را فراگرفت. او در زمینه ی موسیقی فیلم نیز فعالیت داشت و آهنگسازی در یک فیلم سینمایی و چند برنامه ی تلوزیونی و سریال را در کارنامه ی خود ثبت کرد. هومن علاوه بر نواختن گیتار الکتریک در سبکهای متال و بلوز به نواختن سبک فلامینگو هم علاقه علاقه داشت و نواهای این سبک را با کمی چاشنی ایرانی وارد سبک متال کرده است.

 

سايت رسمي گروه


Direct Vision

هسته اولیه گروه Direct Vision در بهار 2006 توسط نیما به وجود آمد. سپس دانیال که در اکثر پروژه ها با نیما همکاری می کرد به او پیوست. نیما و دانیال کار بر روی ضبط یک دمو را آغاز کردند تا زمانیکه مشهود به عنوان درامر به گروه پیوست. با اضافه شدن درامر، گروه تمرینات خود را به صورت جدی تری آغاز کرد. در نهایت رضا که سالها پیش در پروژه ای دیگر با نیما همکاری داشت نیز به عنوان خواننده به گروه پیوست. Direct Vision به سرعت مشغول کار بر روی اولین Single Demo خود به نام I Am Me شد که بعد از 3 ماه تلاش مداوم در تابستان همان سال منتشر شد. این گروه هم اکنون مشغول ضبط و میکس اولین آلبوم خود می باشد و امید دارد که تا تابستان 2007 آن را منتشر کند.

Direct Vision سعی دارد نوعی از موسیقی متال را تجربه کند که کمتر به آن پرداخته شده و به نوعی هنوز در دنیا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد. ریف هایی سنگین همراه با سبنتی سایزر و گستره متنوعی از انواع مختلف وکال، با اشعاری که جوهره آن در نام گروه و مفهوم گروه نهفته است: Direct Vision

Line-up:
Reza Delavar: (Vocals)
Nima Dehkharghani: (Electric Giutar)
Danial Khazaeli: (Bass)
Mash-hood Valiyan: (Drums)

كاغذ ديواري گروه

براي شنيدن اهنگ گروه اينجا كليك كنيد

سايت رسمي گروه


آتش باد 

 

گروه "آتش باد" نام جدید گروه مطرح "آوای مردمی" یا "Public Voice" سابق است. این گروه در سال 1373 تاسیس شد و در سال 1377 در مرکز موسیقی ثبت گردید. اولین اجرای آنها در سال 1380 و در سینما ساویز کرج برگزار شد. بعد از آن نیز کنسرت های متعددی را در شهرهای مختلف ایران برگزار کردند. این گروه رکورددار تعداد ببیننده در یک کنسرت راک است. کنسرت مورد نظر در شهر کرج برگزار شده بود و جمعیتی در حدود 7000 نفر! از این کنسرت دیدن کردند، که البته بعد از این اجرا گروه متحمل فشارهای زیادی شد. در سال 1384 آلبوم "فرار از تاریکی" را توسط موسسه فرهنگی هنری آوای باربد منتشر کردند.

در طی این چند سال ترکیب گروه دستخوش تغییرات بسیار زیادی شده است و نوازنده های زیادی با گروه همکاری داشته اند که مهمترین این تغییرات مربوط می شود به جدایی سه تن از اعضای اصلی گروه (که در ضبط آلبوم حضور داشتند) یعنی علی خلج (بیس گیتار)، سیاوش فلاحی (کیبورد) و پوریا پور ناظری (پرکاشن) بعد از کنسرت بزرگ آنها.
با این اوصاف اعضای فعلی گروه در حال حاضر عبارتند از:
علیرضا تهرانی: خواننده
پوریا پورداخلی: خواننده
رضا خلیلی: گیتار الکتریک
ارسلان پرویزی: بیس گیتار
بهمن خلیلی: درامز
سام نظری: کیبورد

  ناگفته نماند که صالح زارعی بیسیست اصلی گروه بود که در اوایل سال 86 برای تحصیل به انگلیس سفر کرد و در نتیجه ارسلان (از گروه ماورا) به گروه پیوست. همچنین سام نظری نیز در گروه Mad City مشغول به فعالیت می باشد.

 با توجه به این تغییر و تحولات فضای کارهای گروه تا حدی متحول شده و به سمت و سوی بهتری حرکت کرده است. در حال حاضر گروه تمرینات خود را در کرج ادامه می دهد و مشغول تهیه کنسرت در تهران است. در اجرای کنسرت تهران 4 قطعه از گروه آرپی و بقیه قطعات از گروه آتش باد می باشد. گروه در اواخر سال 85 نام خود را از "آوای مردمی" به "آتش باد" تغییر داده است.
   علیرضا تهرانی خواننده گروه آلبوم شخصی نیز دارد که نام آن "کنار ماه دودی" است. همچنین مجموعه سه گانه "بهشت، برزخ، دوزخ" که از سوی موسسه آوای باربد منتشر شده و شامل گزیده ای از بهترین قطعات موسیقی متن فیلم هاست توسط او گردآوری و تنظیم شده است.


Qutin

 

این گروه در واقع متعلق به علیرضا معزی مقدم متولد 1360 در تهران است. علاقه زیاد علیرضا نسبت به موسیقی علی الخصوص سبک های راک و متال از سن 15 سالگی مشهود بود، اما به علت مشکلات مالی و کمبود امکانات در جامعه هنری کار خود را از سال 1380 با خرید گیتار الکتریک آغاز کرد. پس از بازنوازی آهنگهای گروه های مختلف وی شروع به تشکیل گروه نمود. در طول این چند سال گروه های مختلفی با همکاری علیرضا تشکیل شد که به علت مشکلات مختلف فعالیت نکردند.
   در این مقطع تصمیم به ایجاد وب سایتی شخصی نمود تا بتواند موزیکهای خودش را در اختیار جامعه هنری بگذارد و از نظر و پیشنهادات مطلع شود. اولین کنسرت رسمی علیرضا در کشور هلند بود و از آن به عنوان تجربه ای شیرین و مهم یاد می کند. سبک کاری او بیشتر
Progressive Metal است و در حال حال حاضر در حال ساخت آلبومی با نام Psycho می باشد.

Line-up:
Alireza Moezi Moghadam: Lead Guitar - Rythm Guitar - Bass - Production
Mahyar Nazaripour: Keyboards - Rhythm Guitar -
Piano
Saeed Piltan: Drums

سایت رسمی گروه


Axiom

 

در سال 1381 احسان شیخی، علیرضا معزی مقدم و وحید شهسواری که در یک محل زندگی می کردنند تصمیم گرفتند فعالیت خودشان در موسیقی را به صورت جدی تری دنبال کنند و به دلیل تشابه سلیقه در کارشان خیلی زود با هم هماهنگ شدند. گروه در ابتدای کار با زدن کاورهایی از گروه های مطرح دنیا از جمله Megadeth, Slayer, Death & Opeth و راک های دهه 60 و70 مانند Pink Floyd و Deep Purple خودشان را محک زدند. ولی به دلیل مشکلات زیادی اعم از کمبود امکانات و نبودن افراد مناسب برای کار، گروهی به صورت رسمی تشکیل نشد. سرانجام در تابستان 1385 مهیار نظری پور، سعید پیلتن و علی مالمیر به گروه پیوستند و Axiom  کار رسمی خودش را از بهار سال 1386 آغازکرد. اهداف این گروه نواختن و ساختن آهنگ برای آرامش روح خود وطرفدارانشان است.


Ehsan Sheykhi: (Vocals)
Alireza Moezi Moghadam: (Electric Giutar)
Vahid Shahsavari: (Electric Guitar)
Mahyar Nazaripour: (Keyboards)
Ali Malmir: (Bass)
Saeed Piltan: (Drums)

سایت رسمی گروه

 


 هامان

  هامان نام یکی از دولتمردان دروه انوشیروان ساسانی می باشد و نامی کاملا" ایرانی است. گروه هامان از سال ۸۱ بطور غیر رسمی و از سال ۸۲ بطور رسمی توسط آشور مرادیان و فرزین یاییجی وارد عرصه راک موسیقی ایران شد. افراد زیادی در این گروه برای مدت کوتاهی عضویت داشتند. در حال حاضر گروه با علیرضا مقدم(گیتار الکتریک)، افشین آرام (کیبورد)، صالح زارعی (گیتار باس) و آشور مرادیان ( درامز)به کار خود ادامه می دهد.

   آلبوم اول گروه پس از ۳ سال با نام "هیچ کس" آماده انتشار می باشد. لازم به ذکر است که این آلبوم در استودیو هامان (که بر گرفته از نام گروه می باشد) ضبط، میکس و مستر شده است. همین طوراز گروه جهت شرکت در فستیوال راک یوسف اسلام دعوت به عمل آمد ولی متاسفانه بنا به دلایلی گروه از اجرا در این همایش امتناع کرد.

سبک کاری گروه :
   گروه در ابتدا با فضای راک دهه ۷۰ کار خود را شروع کرد. مدتی هم در فضای فیوژن راک به سر برد، ولی کم کم به سمت پروگرسیو راک گرایش پیدا کرد که در مقایسه با ابتدای کار موزیکی متفاوت ارائه می کرد. این تغییرات در سبک موزیک هامان بنا به جدایی و اضافه شدن نوازندگان جدید در گروه بود که البته تجربه خوبی نیز به شمار می رفت.

   موضوع اشعار براساس موضوعات اجتماعی انتخاب شده و تعدادی هم موضوعات درون گرایانه دارد و با هدف تفکر شنونده نسبت به چیزی که گوش می کند پیش می رود. همکارانی که در امر ترانه و شعر در گروه هامان فعال هستند: حسن علیشیری، پیمان علایی و مهدی احمد آبادی. دوستی که از اولین روز تا هم اکنون همیشه یار و همراه گروه بود و مسایل بیرونی گروه، برنامه ریزی و مدیریت گروه را به عهده دارد: محمد رضا موحدی. لازم بذکر است که صالح زارعی در اواسط فروردین ماه برای ادامه تحصیل به کشور انگلیس عزیمت کرد


آرپی

گروه آرپی به سرپرستی و خوانندگی امیر عطا تقی نژاد و نوازندگی اعضای گروه آتشباد تشکیل شد. این گروه که در سبک راک کار می کند در حال حاضر مراحل ضط آلبومش را در استودیو شخصی سیاوش فلاحی و استودیو رهگذر طی می کند. گروه آرپی در تاریخ یکم خرداد ماه 1386 به همراه گروه آتشباد کنسرتی را در تالار ایوان عطار کاخ سعد آباد برگزار می کند. در این اجرا 4 قطعه توسط این گروه در ابتدای کنسرت اجرا خواهد شد.

  • رضا خلیلی (گیتارالکترونیک )
  • سام نظری (کیبرد)
  • ارسلان پرویزی (گیتارباس)
  • بهمن خلیلی ( درام )
  • علیرضا تهرانی (خواننده آتش باد)
  • پوریا پور داخلی (خواننده آتش باد)
  • امیر عطا تقی نژاد (خواننده آرپی)

سايت رسمي گروه

 

منبع www.metalhead.ir

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 18:31  توسط پیمان آلفا  | 

کنسرت گروه Reinforcer (یکشنبه 3 دی 1385):

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5


کنسرت گروه گاتاها (یکشنبه 19 شهریور 1385):

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6

تصویر شماره 7

تصویر شماره 6

تصویر شماره 7

تصویر شماره 8

تصویر شماره 9

تصویر شماره 10


 کنسرت گروه Cotalors (یکشنبه 27 فروردین 1385)

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6

تصویر شماره 7

تصویر شماره 8

تصویر شماره 9

تصویر شماره 10

تصویر شماره 11


کنسرت مشترک گروههای ماورا و آوار (پنجشنبه 12 مرداد 1385)

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6

تصویر شماره 7


کنسرت گروه نوریک میساکیان (جمعه 27 مرداد 1385)

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 15:4  توسط پیمان آلفا  | 

فرزاد آجري متولد آذر ماه سال 1361 ميباشد

.يادگيري موسيقي را در دوران نوجواني نزد استاد "فرهنگ مشتاق" در تهران آغاز نمود

 و چند سالي از از تجربيات ايشان استفاده نمود

.پس از جدايي از استادش به تنهايي و با جديت شروع به تمرين کرد

 و به کسب مهارتهايي در اجراي قطعات سولويي و ريتميک دست يافت و شروع به بازنوازي
آثار برخي بزرگان راک و متال کرد و در عين حال شروع به نوشتن کارهاي خود نمود

 و در اين راه از نرم افزارها و برنامه هاي کامپيوتري کمک گرفت و چندين آلبوم بدون کلام
گرداوري کرد

 که بيشتر بر روي بداهه نوازي استوار بودند.ويديو کليپ هاي "مردي در سايه "و "دلتنگي مبهم"از کارهاي ان دوران محسوب ميشوند.

آثار فرزاد
در سبکها ي مختلف و متفاوتي ميباشد که بيشتر شامل :راک مدرن /هارد راک/هوي و ترش متال است. فرزاد پس از راه اندازي يک استوديوي خانگي شروع به
ضبط چند تراک از کارهايش کرد و بصورت يک آلبوم گرداوري نمود.وي در اين آلبوم آهنگسازي و نوازندگي و ضبط و ميکس و مسترينگ تمامي قطعات را بعهده داشته است
آلبوم با همکاري نيما موسوي نوازنده کيبورد تهيه شد.قطعات 1 تا 7 بدون کلام ميباشد ولي قطعه 8 با دکلمه "ت.ا" که يکي از دوستان فرزاد ميباشد اجرا شد.

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/02ساعت 19:14  توسط پیمان آلفا  |