تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان
لينكين پارك

 

اطلاعات کلی
ملیت لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
سبک نومتال
رپ‌کور
مدت فعالیت ۱۹۹۶ - تاکنون
برچسب Warner Brothers Records
Machine Shop Recordigns

اعضا
چستر بنینگتون
مایک شینودا
جوزف هان
برد دلسون
دیو «فواِنیکس» فارل
راب بوردون

لینکین پارک (انگلیسی: Linkin Park) گروه راک آمریکایی در سبک نومتال/رپ‌کور است. این گروه با اولین آلبوم خود به نام «Hybrid Theory» (نظریهٔ دورگه) به فروش میلیونی و شهرت فراوان دست‌ یافت
---------------------------
آلبوم‌ها
۲۰۰۰ -Hybrid Theory (نظریهٔ دورگه)
۲۰۰۲ - Reanimation (جانی دوباره)
۲۰۰۲ - Meteora (نام محلی در یونان)
۲۰۰۳ - Live in Texas (زنده در تگزاس)
۲۰۰۴ - Collision Course (مسیر برخورد) (با جی-زی)
۲۰۰۷ - Minutes to midnight
دقایقی در نیمه شب

Chesterبه محض فارغ التحصيل شدن از دبيرستان واشينگتن واقع در شهر Phoenix در ايالت Arizona در سال 1994 وارد گروهي به نام Grey Daze شد. Grey Daze دو آلبوم به نامهاي Wake Me و No Sun Today منتشر كرد. بعدها Chester به دليل اختلافات شخصي از گروه جدا شد.

در سال 1996 ، Brad Delson و Mike Shinoda از دبيرستان Agoura واقع در محلي به نام Agoura Hills كه در حومه شهر لس انجلس از ايالت كاليفرنيا واقع شده، فارغ التحصيل ميشن و به محض فارغ التحصيل شدن به همراه دوستشون Rob Bourdon گروهي به نام SuperXero تشكيل ميدن. قبل از اين Brad و Rob در گروهي به نام Relative Degree با هم به مدت يكسال فعاليت داشتن.

هرسه پس از ورود به دانشگاه با هم به تمرين موسيقي ميپرداختن. Brad وارد دانشگاه كاليفرنيا واقع در Westwood شد، Mike هم وارد دانشكده هنر Pasadena واقع در كاليفرنيا شد. Brad پس از ورود به دانشگاه UCLA با Dave Farrell آشنا ميشه. Brad و Dave هم اتاقي بودن و هر از گاهي با همديگه تمرين ميكردن. قبل از اين Farrell به همراه Mark Fiore در گروهي به نام Tasty Snax فعاليت داشت كه بعدا نام گروه به The Snax تغيير پيدا ميكنه. Mark Fiore در حال حاضر در Linkin Park به عنوان مستند ساز و فيلمبردار گروه مشغول به فعاليته. در همين زمانها بود كه Mike در دانشكده هنر با Joe Hahn آشنا ميشه.

پس از اين آشنايي ها Farrell و Hahn هم وارد گروه SuperXero ميشن و نام گروه رو تغيير ميدن كه به صورت كوتاه شده Xero ناميده ميشن. پس از مدتي Mark Wakefield هم به عنوان Vocalist به گروه پنج نفره Xero ميپيونده و گروه اولين نوار دموي خودش رو با نام Xero ضبط ميكنه. اين نوار دمو رو براي شركتهاي مختلف موسيقي ميفرستن ولي مورد توجه هيچ كدومشون قرار نميگيره و شركتي حاضر به عقد قرارداد براي انتشار اين آلبوم با اونها نميشه. پس از مدتي Mark Wakefield گروه رو ترك ميكنه (در حال حاضر مديريت گروه Taproot رو بر عهده داره).

پس از رفتن Mike Shinoda ، Wakefield كار جستجو براي پيدا كردن Vocalist جديد رو آغاز ميكنه. در همين حال Brad Delson هم به دليل داشتن تحصيلات در زمينه ارتباطات به قسمت A&R شركت Warner Brothers Records مراجعه ميكنه و با Jeff Blue آشنا ميشه. (A&R به كسي گفته ميشه كه به دنبال استعداديابي هست و اگر كسي مثلا دنبال نويسنده آهنگ يا خواننده ميگرده A&R درخواست دهنده ها رو با هم آشنا ميكنه) Jeff Blue هم به عنوان نماينده A&R در بخش ارتباطات Chester رو به Mike و Brad به عنوان خواننده با استعداد و جواني از شهر Phoenix كه به دنبال گروه جديدي براي عضو شدن ميگرده، معرفي ميكنه.

Shinoda و Delson نواري رو كه شامل آهنگي بدون كلام بود براي Bennington ميفرستن تا بر روي اين آهنگ صداش رو ضبط كنه. Chester هم پس از ضبط كردن Vocal بر روي نوار با Mike Shinoda تماس تلفني ميگيره و نوار رو از پشت تلفن براي Mike پخش ميكنه. اين آغازگر همكاري Bennington با گروه بود و طولي نكشيد كه اعضاي گروه پي به استعداد و توانايي ها او و همچنين صداي انعطاف پذيرش ميبرن و ازش دعوت به همكاري ميكنن.

به محض ورود Chester به گروه، نام گروه به Hybrid Theory تغيير پيدا ميكنه و اعضاي اصلي گروه شكل ميگيرن. البته Farrell به دليل عضويتش در گروه The Snax موقتا گروه Hybrid Theory رو ترك ميكنه براي همين بر روي آلبوم Hybrid Theory EP به عنوان بيسيست حضور نداره و كار نواختن Bass Guitar رو براي اين آلبوم Brad Delson و شخصي به نام Kyle Christener انجام ميدن. آلبوم Hybrid Theory EP در اواسط سال 1999 منتشر ميشه و تنها يك هزار نسخه چاپ ميشه. چندين نسخه از اين آلبوم براي شركتهاي مختلف موسيقي من جمله Warner Brothers فرستاده ميشه. بعدها كل نسخه هاي منتشر شده به اعضاي اوليه Street Team به منظور كارهاي تبليغاتي واگذار ميشه. پس از ترك موقت Farrell از گروه، بيسيست جديدي به نام Scott Koziol جايگزين او ميشه. Scott در ويديوي One Step Closer از آلبوم Hybrid Theory حضور داره.

بعدها به لطف Jeff Blue گروه موفق ميشه قراردادي رو با Warner Brothers در سال 1999 امضاء كنه. اما به دليل رعايت مسايل كپي رايت گروه مجبور ميشه مجددا نام خودش رو تغيير بده. چونكه گروهي بريتانيايي با نام Hybrid وجود داشت كه در سبك Electronic فعاليت داشتن. پيشنهادهاي زيادي براي نام جديد گروه ارائه شد مثل: Clear, Probing Lagers, Platinum Lotus Foundation و Ten P.M. Stockers كه نام اخير به شوخي به اونها پيشنهاد شد چون هميشه آخر شب و ديروقت شروع به تمرين و فعاليت ميكردن.

سرانجام Chester نام Lincoln Park رو پيشنهاد ميده. چون هر وقت كه براي ضبط آلبوم جديدشون به استوديو ميرفته از اين پارك كه در Santa Monica واقع در ايالت كاليفرنيا قرار داره عبور ميكرده و پيش خودش فكر كرده كه اسم خوبي براي گروهشون ميتونه باشه چون پاركهاي زيادي با نام Lincoln Park در سطح كشور وجود داره و هر دفعه هم كه گروه به شهرهاي مختلف براي اجراي برنامه سفر كنه ديگه مهم نيست كه از كجا اومدن چون با شنيدن نامشون فكر ميكنن كه اونها يك گروه محلي هستن! ولي از اونجايي كه آدرس دامين lincolnpark.com قبلا ثبت شده بود و توانايي خريدش رو نداشتن تصميم ميگيرن تا املاء اين نام رو به Linkin تغيير بدن تا بتونن linkinpark.com رو براي خودشون ثبت كنن.



در تاريخ 24 اکتبر سال 2000 لینکین پارک اولین آلبوم خودش رو با نامHybrid Theory در آمريكا منتشر كرد. آهنگ High Voltage كه سبكش Hip-Hop بود و بر روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار داشت، بر روي اين آلبوم قرار نگرفت و از ليست آهنگها حذف شد. اولين Single آلبوم يعني One Step Closer در شبكه MTV پخش ميشد و آهنگ برنامه هاي راك اين شبكه شده بود.

در تاريخ 17 دسامبر سال 2000 گروه اولين كنسرت خودش رو در برنامه Almost Acoustic Christmas شبكه راديويي KROQ برگزار كرد كه باعث شناخته شدن گروه در سطح بين المللي شد. Shinoda آهنگ جديدي به نام My December براي اين كنسرت نوشت كه اجرا كردن ولي از اونجايي كه اين آهنگ بر روي آلبوم Hybrid Theory قرار نگرفته بود همه تصور ميكردن كه اين آهنگ B-Side باشه. بعدها اين آهنگ بر روي آلبومي مخصوص كريستمس متعلق به شبكه KROQ با نام DJs Kevin and Bean قرار گرفت.

اوايل سال 2001 ، Farrell مجددا وارد گروه شد و دومين Single گروه با نام Crawling منتشر شد كه موفق به دريافت جايزه Best Hard Rock Performance از Grammy Award در سال 2002 شد. گروه اولين تور بين المللي خودش رو در Ozzfest در كنار گروههايي مثل Black Sabbath, Marilyn Manson, Slipknot, Papa Roach, Crazy Town, Disturbed و Black Label Society برگزار كرد.

اواسط سال 2001 گروه سومين Single خودش رو با نام In The End منتشر كرد. اين آهنگ رو معروفترين و محبوبترين آهنگ گروه تا به امروز ميدونن كه جزو محبوبترين آهنگهاي سال 2001 هم به حساب مياد. ويديوي اين آهنگ توسط Nathan Karma Cox و Joe Hahn كارگرداني شده كه توضيحات مربوط به اين ويديو در قسمت Videography سايت قرار داره.

در تاريخ دوم سپتامبر سال 2001 گروه اولين DVD خودش رو با نام Frat Party at the Pankake Festival منتشر كرد. اين DVD شامل تمام ويديو موزيكهاي گروه تا اون تاريخ بود و مستندي هم از تورهاي برگزار شده توسط گروه براي حمايت از آلبوم Hybrid Theory شون روي اين DVD قرار داره. علاوه بر اينها تعداد زيادي هم ويديو و بخشهاي مخفي روي DVD قرار داره كه از جمله اونها ميشه به ويديوي Esaul اشاره كرد كه گروه رو در حال اجراي اين آهنگ در استوديويي در سال 1999 نشون ميده. (Esaul دموي آهنگ A Place For My Head هست.)

در ماه نوامبر سال 2001 يكي از دوستان گروه به نام Jessica Bardas پيشنهاد تشكيل يك Fan Club رو به گروه ميده كه با استقبال اعضاي گروه مواجه ميشه و به اين ترتيب Linkin Park Underground يا LPU متولد ميشه. اعضاي LPU هر سال يك CD ، پوستر ، تي شرت ، پيك گيتار و نامه از اعضاي گروه به اضافه امكانات و وسايل ديگه دريافت ميكنن. هر سال هم بايد عضويتشون رو تمديد كنن. اولين آلبوم LPU كه به اعضا داده شد ورژن جديدي از آلبوم Hybrid Theory EP با طرح روي جلد جديد بود.

اوايل سال 2002 گروه اولين سري تورهاي خودش با نام Projekt Revolution رو برگزار كرد. اولين سري اين تورها شامل گروههاي Adema, Cypress Hill و DJ Z-Trip بود. در طول برگزاري كنسرت Mike Shinoda و Joe Hahn در اجراي آهنگ It’s Going Down با گروه X-Ecutioners همكاري كردن. پس از به پايان رسيدن تور گروه مجددا پس از گذشت دوسال وارد استوديو شد.

Mike پس از دريافت چند تا آهنگ Remix از آهنگهاي توسط گروههاي مختلف Linkin Park تصميم ميگيره تا يك آلبوم ريميكس منتشر كنه. در ابتدا قرار بود كه اين آلبوم تنها شامل چند تا آهنگ باشه و به صورت EP منتشر بشه. اما Mike با تشويق همگروهي هاش مثل Delson و Joe Hahn تصميم ميگيره كه پا رو فراتر بذاره و يك آلبوم ريميكس كامل منتشر كنه.

اين آلبوم ريميكس با نام Reanimation شامل ريميكسي از تمام آهنگهاي آلبوم Hybrid Theory به اضافه آهنگهاي My December و High Voltage هست. هر آهنگ توسط يك Artist ريميكس شده و گفته ميشه تعداد آهنگهاي ريميكس شده بالاي پنجاه تا هست ولي Mike پس از گوش دادن به ورژنهاي مختلف بهترين اونها رو براي اين آلبوم انتخاب كرده. تنها دو آهنگ ريميكس بر روي اين آلبوم قرار بود قرار بگيرند كه در آخرين لحظات اين امر محقق نشد. يكي آهنگ Points of Authority كه توسط Crystal Method ريميكس شده بود و بعدا بر روي آلبوم LPU v2.0 قرار گرفت و ديگري ريميكس Marilyn Manson از آهنگ By Myself. ريميكس ديگه اي كه مورد تاييد قرار گرفت مربوط به ريميكس آهنگ My December از گروه Team Sleep ميشه. البته اين ريميكس هم بعدها كنار گذاشته شد چون آهنگ رو از اون چيزي كه بود غمناكتر كرده بود. به همين دليل Mike ورژن ديگه اي از اين آهنگ رو كه كمي شادتر بود روي آلبوم قرار داد.

تعدادي از هنرمنداني كه در ريميكس كردن اين آلبوم نقش داشتن عبارتند از: Chali 2na از گروه Jurassic 5 ، Stephen Richards از گروه Taproot ، Kelli Ali از گروه Sneaker Pimps ، Aaron Lewis از گروه Staind ، The Humble Brothers ، Jonathan Davis از گروه Korn ، Aceyalone ، Pharoah Monch ، The X-ecutioners ، Black Thought و Jay Gordon از گروه Orgy.

اين آلبوم ريميكس در تاريخ 30 جولاي سال 2002 منتشر شد و تنها يك Single از اين آلبوم با نام Pts.of.Athrty كه توسط Jay Gordon از گروه Orgy ريميكس شده منتشر شد. در ماه نوامبر دومين نسخه LPU به نام Underground 2 منتشر شد كه آلبوم EP اين نسخه شامل آهنگ ريميكس Crystal Methos از Points of Authority و همچنين آهنگي به نام Dedicated بود كه گفته ميشه قرار بود روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار بگيره. همچنين يك آهنگ 50 ثانيه اي بدون كلام به نام A.06 كه بيانگر موسيقي سنگينتر گروه هست بر روي اين آلبوم قرار گرفته. اين آهنگ به طرفدارن اين باور و اميد رو داد كه آلبوم بعدي گروه از Hybrid Theory ، قوي تر و سنگين تر خواهد بود.



گروه اواخر سال 2002 به استوديو ميره تا آلبوم جديد خودش رو ضبط كنه. نام آلبوم تا ماه دسامبر به صورت محرمانه باقي ميمونه و سپس افشا ميشه كه نام آلبوم جديد Meteora هست. Meteora نام يكسري صومعه هاي قديميه كه بر روي صخره هايي در ارتفاعات ساخته شده و در كشور يونان قرار دارن. اولين Single از آلبوم Meteora آهنگ Somewhere I Belong بود كه در ماه فوريه سال 2003 منتشر شد و بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. در تاريخ 25 مارچ سال 2003 آلبوم Meteora منتشر شد و براي اولين بار پس از فروش 810,000 نسخه در هفته اول در جدول Billboard قرار گرفت. اين آلبوم حدودا يازده ميليون نسخه در دنيا فروش داشته كه نصف اين فروش رو تنها در آمريكا داشت!

پس از انتشار آلبوم Meteora گروه دومين سري تورهاي خودش رو با نام Projekt Revolution در كنار گروههاي Blindside, Mudvayne و Xzibit آغاز كرد. پس از پايان تور گروه دومين Single از آلبوم Meteora رو با نام Faint منتشر كرد. گروه Metallica در همان سال و پس از پايان Projekt Revolution از Linkin Park دعوت ميكنه تا در تورهاي مخصوصشون با نام Summer Sanitarium حضور پيدا كنن. علاوه بر Linkin Park گروههاي ديگري نيز مانند Limp Bizkit ، Deftones و Mudvayne نيز حضور داشتن. پس از پايان اين سري از تورها گروه Single بعدي خودش رو با نام Numb منتشر ميكنه كه ويديوي اين آهنگ رو در شهر پراگ واقع در كشور جمهوري چك فيلمبرداري كردن. همزمان با اين ويديو گروه كار فيلمبرداري براي ويديوي From The Inside رو هم آغاز كرد. البته گفته ميشه ويديوي From The Inside قبل از Numb فيلمبرداري شده. Chester Bennington قبل از به اتمام رسيدن كار فيلمبرداري ويديوي Numb دچار يك مريضي ميشه بنابراين ادامه كار فيلمبرداري پس از بهبود Chester در يك كليسا واقع در شهر لس انجلس انجام ميشه.

در تاريخ 18 نوامبر سال 2003 گروه يك پكيج به صورت DVD/CD به نام Live In Texas منتشر ميكنه كه شامل اجراهاي زنده گروه در تور تابستاني Sanitarium در شهرهاي Dallas و Houston تگزاس هست. اين DVD كاملا منحصر به فرده چون تركيبي از دو اجراي زنده گروه در دو برنامه جداگانست كه با هم در قالب يك اجرا تدوين شدن براي اينكه اين كار انجام بشه گروه مجبور بوده در دو روز متوالي يك لباس مشابه بپوشه. اگر دقت كرده باشيد در اوايل يك صحنه پشت لباس Chester خيس عرقه ولي در آخر همون قسمت اجرا شده تصوير نشون ميده كه پشت Chester كاملا خشكه! DVD منتشر شده شامل 17 Track هست و CD هم شامل 12 Track به صورت منتخبه.

در ماه نوامبر ورژن شماره سه LPU منتشر شد كه شامل پنج آهنگ از Live In Texas ، DVD بود. LPU 3 زياد مورد توجه طرفداران قرار نگرفت چون اونها انتظار دارن كه گروه بر روي سري آلبومهاي LPU آهنگهايي رو قرار بده كه تا به حال منتشر نشده نه آهنگهاي Live رو.

در انتهاي سال 2003 گروه سومين كنسرت خودش در سري كنسرتهاي KROQ Almost Acoustic Christmas رو اجرا كرد. اونها در شب دوم اين كنسرت به اجراي برنامه پرداختند كه 17 آهنگ رو اجرا كردن. در اواخر برنامه كه طبق معمول در حال اجراي آهنگ One Step Closer بودن Sonny Sandoval خواننده گروه P.O.D روي صحنه مياد و به طور مشترك با گروه به اجراي اين آهنگ ميپردازن.

با شروع سال 2004 گروه سري تورهاي Meteora World Tour رو با گروههاي P.O.D, Hoobastank و Story of The Year آغاز ميكنه. Linkin Park اعلام ميكنه كه اين آخرين تور بين المللي خواهد بود كه پس از انتشار آلبوم Meteora انجام خواهند داد و بعد از اين تور تا انتشار آلبوم بعديشون توري برگزار نخواهند كرد.

در طول برگزاري تورها ويديوي From The Inside به صورت بين المللي منتشر شد. پس از Meteora World Tour گروه كار بر روي ويديوي جديد خودش رو با نام Breaking The Habit آغاز ميكنه. براي ساخت اين ويديوي از انيميتورهاي ژاپني استفاده شده و كار ساخت انيميشن هم در همان استوديويي كه صحنه هاي فيلم Kill Bill گرفته شده، انجام شده و كار كارگرداني اين ويديو هم بر عهده Kazuto Nakazawa و Joe Hahn بوده. (توضيحات بيشتر در قسمت Videography). قبل از انتشار Breaking The Habit آهنگ Lying From You به عنوان يك Single راديويي منتشر شد.

Linkin Park براي سومين بار سري تورهاي Projekt Revolution خودش رو برگزار ميكنه كه بزرگترين سري از اين تورها بود كه شامل دو Stage ميشد و قسمتهاي مختلفي هم براي تفريح در نظر گرفته شده بود و ميشه گفت بيشتر شبيه يك شهر بازي بود كه به همين خاطر گروه نام اين سري از تورها رو Revolution Village گذاشته بود. حاضرين در هنگام ورود به اين دهكده ميتونستن از هر دو Stage كه در يك زمان گروههاي مختلف بر روي اونها به اجراي برنامه ميپرداختن استفاده كنن و در بين برنامه هم از برنامه هاي تفريحي ديگه لذت ببرن. از اين لحاظ ميشه گفت شباهت زيادي به Ozzfest و Vans Warped Tour داشت. Stage اصلي شامل گروههاي Linkin Park, Korn, Snoop Dogg, The Used و Less Than Jake بود و Stage شماره دو هم شامل گروههاي Ghostface, Funeral For A Friend, M.O.P, downset, No Warning, instruction و Autopilot Off بود. DJ Z-Trip هم همراه گروه در كنسرتها حضور داشت و در بين اجراها برنامه اجرا ميكرد. همينطور Ivan هم كه يك Break Dancer شناخته شده هست هر از گاهي رو Stage ظاهر ميشد و برنامه اجرا ميكرد. علاوه بر اينها قسمتي به نام Remixing Stages وجود داشت كه در اون بازديدكننده ها با امكاناتي كه در اختيارشون قرار داده شده بود به ميكس كردن آهنگهاي اجرا شده در تور ميپرداختن و در آخر هم برنده از بين شركت كننده ها انتخاب ميشد. Projekt Revolution سال 2004 به عنوان پرفروش ترين تور سال انتخاب شد.

اواخر سال 2004، Linkin Park اعلام كرد كه قصد داره به درخواست شبكه MTV با Jay-Z براي انتشار يك آلبوم همكاري كنه. نتيجه اين همكاري آلبومي EP به نام Collision Course بود كه در تاريخ 30 نوامبر سال 2004 منتشر شد. اين آلبوم شامل تركيبي از هفت آهنگ Linkin Park با شش آهنگ از Jay-Z بود. اولين Single از اين آلبوم Numb/Encore نام داشت كه پس از انتشار رتبه نخست جدول موسيقي رو به خودش اختصاص داد و به مدت شش ماه همچنان در مكان اول جدول قرار داشت، براي همين ميرفت كه جايزه Grammy رو از آن خودش كنه. آلبوم هم خودش پس از انتشار در مكان اول پرفروشهاي جدول قرار گرفت.

چهارمين ورژن از LPU هم ماه نوامبر منتشر شد. آلبوم چهارم شامل دو آهنگ جديد بود. آهنگ اول كه حدود دو دقيقه زمانش بود، Sold My Soul to Yo Mama نام داشت كه توسط Joe Hahn ساخته شده بود و آهنگ بعدي Standing in the Middle نام داشت كه براي ساخت اين آهنگ با Motion Man همكاري شده بود. Standing in the Middle در سال 2001 ضبط شده بود و يك آهنگ تمريني براي ضبط آلبوم Reanimation به حساب ميومد. Motion Man سرانجام با Kutmasta Kurt آهنگ In The End رو براي آلبوم Reanimation ريميكس كرد كه با نام Enth E ND بر روي آلبوم قرار گرفت.



سال 2005 تقريبا سالي آرام براي Linkin Park به شمار ميره. گروه در اين سال موسسه اي خيريه به نام Music For Relief تاسيس كرد كه كارش كمك به حادثه ديدگان بلاهاي طبيعي هست مثل فاجعه سونامي و طوفانهاي Katrina و Rita كه جان بسياري رو گرفت و خيليها رو بي خانمان كرد حتي در سايت اصلي اين موسسه اطلاعيه هم مبني به درخواست كمك براي حادثه ديدگان زلزله بم ايران قرار گرفته بود. گروه دو كنسرت در سال 2005 اجرا كرد يكي در ايالت كاليفرنيا براي موسسه Music For Relief و ديگري در كنسرتهاي معروف Live 8 براي كمك به فقراي آفريقا كه اين سري از كنسرتها به طور همزمان در سراسر دنيا برگزار شدند، و Linkin Park در فيلادلفيا حضور داشت.

در ماه May گروه اعلام كرد كه به دليل نداشتن اعتماد قصد داره قراردادش رو با شركت Warner Bros. فسخ كنه و به دنبال شركت جديدي براي عقد قرارداد ميگرده. Linkin Park طبق قراردادي كه از سال 2000 با شركت Warner Bros امضاء كرده بود بايد چهار آلبوم رسمي ديگه از طريق اين شركت منتشر ميكرد. در ماه دسامبر سال 2005 گروه بالاخره پس از رايزني هايي كه انجام ميدن اعلام ميكنه كه به توافقهايي با شركت Warner Bros. براي ادامه همكاري رسيدن. طبق توافقنامه جديد كه مورد تاييد دوطرف رسيد قرار شد كه شركت Warner Bros. براي انتشار آلبوم جديد گروه يك و نيم ميليون دلار پيش پرداخت كنه و علاوه بر اين حق الزحمه گروه هم به بيست درصد به ازاي هر نسخه فروش آلبوم، افزايش پيدا كنه. مدت زمان اعتبار قرارداد هم منوط ميشه به انتشار 5 آلبوم ديگه توسط گروه. يعني به عبارتي طبق قرارداد قبلي و فعلي گروه ملزم به انتشار كلا يازده آلبوم از طريق شركت وارنر خواهد بود يعني يك آلبوم بيشتر از قرارداد قبليشون.

در ماه جولاي Mike Shinoda اعلام ميكنه كه در حال انجام يك پروژه جانبي در سبك Hip-Hop به نام Fort Minor هست. به گفته Mike هدفش از انجام اين كار بازگشت به سبك اصلي خودش در موسيقي يعني Hip-Hop هست. Mike ميخواست با اين كارش با دوستان قديمي خودش همكاري داشته باشه، چيزي كه خيلي وقت بود آرزوش رو داشت يعني همكاري با گروه Styles of Beyond (كه اين گروه در حال حاضر با شركت موسيقي مخصوص Linkin Park يعني Machine Shop Recprds قرارداد امضاء كردن) ، Black Thought از گروه The Roots و همچنين Common (كه جزو اونهايي هست كه در تهيه آلبوم Reanimation نقش داشته).

حدود يك ماه قبل از انتشار آلبوم Fort Minor آهنگ Remember The Name در اينترنت منتشر شد و شركت وارنر هم سايتي رو كه ارتباطي با اين موضوع نداشت تهديد كرد و خيلي از سايتها رو كه اين آهنگ رو براي دانلود روي سرورهاشون گذاشته بودن مجبور كرد كه آهنگ رو از رو سايتشون بردارن. آهنگ Remember The Name بر روي بازي NBA Live 2006 قرار داره و خيلي از شبكه هاي ورزشي از اين آهنگ در طول مسابقه فينال بسكتبال در سال 2006 استفاده كردن.

در تاريخ 30 اكتبر سال 2005 آلبوم Mixtape گروه Fort Minor با نام DJ Green Lantern Presents Fort Minor: We Major در اينترنت منتشر شد و خيلي از طرفداران Fort Minor در اينترنت به دنبال اين آلبوم بودن تا اينكه سايت RapBasement.com اين آلبوم رو به طور كامل براي دانلود در دسترس قرارداد. در تاريخ 22 نوامبر سال 2005 بالاخره اولين آلبوم گروه Fort Minor با نام The Rising Tied منتشر شد. اولين Single از اين آلبوم Petrified نام داشت كه هنوز خيلي از شبكه ها پخشش ميكنن. با اينكه اين آلبوم مورد توجه خيلي از طرفداران سبك Hip-Hop قرار گرفت ولي نتوست در جدول موسيقي موفق ظاهر بشه. اما در سال 2006 با انتشار سومين Single از اين آلبوم به نام Where’d You Go كه مورد توجه همه قرار گرفت باعث شد كه اين آهنگ در مكان چهارم جدول Billboard Hot 100 قرار بگيره.

Chester Bennington هم در حال كار بر روي آلبوم سولوي خودش با همكاري Amir Derakh(كه اصليت ايراني داره) و Ryan Shuck از گروه Orgy هست. پروژه انفرادي Snow White Tan ، Chester نام داره. يكي از آهنگهاي اين گروه The Morning After نام داره كه اين آهنگ رو Chester قبل از ورودش به گروه Linkin Park ساخته بوده و براي پروژه سولوش مجددا در استوديو ضبطش كرده. علاوه بر اين Bennington با Amir Derakh و Ryan Shuck در گروه ديگري با نام Julien-K همكاري ميكنه و هنوز هم دقيقا معلوم نيست كه سهمش از اين همكاري در چه قسمتي هست. همچنين Chester گروهي به نام Bucket of Weenies تشكيل داده كه به كاور كردن آهنگها ميپردازن و اخيرا آهنگ The Morning After رو در جشن سالگرد Club Tattoo با همين گروه كاور كردن. گفته ميشه كه آلبوم گروه Snow White Tan بعد از انتشار آلبوم سوم گروه Linkin Park منتشر خواهد شد.

به خاطر پروژه هاي جانبي كه Chester و Mike در اين مدت دنبالش بودن و انجام دادن خيلي از طرفداران شايعه هايي رو مبني بر از هم پاشيدن گروه Linkin Park درست كردن كه Mike و Chester هر دو اين شايعات رو رد كردن. طبق گفته Mike و ديگر اعضاي گروه Linkin Park در حال كار بر روي آلبوم جديدش هست و چندين آهنگ Demo هم ضبط كردن. قرار بود آلبوم جديد گروه اواخر تابستان 2006 منتشر بشه كه اين امر تحقق نيافت و طبق آخرين اخبار كه Mike در گفتگوي خودش با اعضاي LPU انجام داده اعلام كرده كه آلبوم جديد اوايل سال 2007 منتشر خواهد شد.

ورژن شماره پنج LPU هم 21 نوامبر سال 2005 منتشر شد كه CD اين ورژن شامل اجراهاي زنده گروه در كنسرت Live 8 بود.

در ماه نوامبر توسط Phoenix اعلام شد كه Linkin Park آهنگ جديدي رو براي آلبوم Mixtape شركت Machine Shop Records ضبط كرده ولي هنوز منتشر نشده. در ماه دسامبر 2005 اعلام شد كه Mike Shinoda به عنوان دستيار تهيه آلبوم جديد گروه انتخاب شده. قبل از اين Mike آلبوم Hybrid Theory EP و Collision Course رو هم تهيه كنندگي كرده بود. در تاريخ 8 فوريه سال 2006 گروه Linkin Park خبر داد كه تهيه كننده آلبوم جديدشون رو انتخاب كردن و او كسي نيست غير از مرد اسطوره اي يعني Rick Robin كه با گروههاي بزرگي مانند The Beastie Boys, Weezer, Metallica, Audioslave, Slipknot, Rage Against The Machine, Red Hot Chili Peppers, System Of A Down و گروههاي بيشمار ديگه كار كرده.

در طول برگزاي مراسم Grammy Award سال 2006 گروه آهنگ تركيبي به نام Yester/Numb رو به همراه Jay-Z و Paul McCartney اجرا كرد.

در طول مراسم Grammy مجله Rolling Stone مصاحبه اي رو با Chester انجام داد در مورد آلبوم جديد كه Chester عنوان كرد آلبوم جديدشون نسبت به آلبومهاي قبليشون متفاوت تر خواهد بود كه تركيبي از Rap و Hard Rock بوده. آلبوم جديد به گفته Chester غمناك، ترسناك و ملوديك خواهد بود. به گفته او آلبوم جديد سبكي سنگين نخواهد داشت ولي ديوانه كننده خواهد بود. اين لغاتي بود كه Chester براي تشبيه آلبوم جديد ازشون استفاده ميكرد. به گفته او گروه تا به حال بيش از پنجاه آهنگ براي آلبوم جديد ضبط كرده و در حال حاضر هم در مراحل ضبط به سر ميبرن. Linkin Park اخيرا در فستيوالي با شركت گروههاي بزرگي مثل Metallica در كشور ژاپن به نام Summer Sonic Festival شركت كرد كه در اين كنسرتها آهنگ جديدي رو اجرا كردن كه با نام نسبتا عجيب QWERTY در ليست قرار داشت. البته به احتمال زياد اين نام اصلي آهنگ نيست. Mike جايي اظهار كرده كه هنوز مشخص نيست كه اين آهنگ بر روي آلبوم جديد قرار بگيره يا نه. به گفته Mike متن آهنگ رو زماني كه داشتن داخل هواپيما به سمت ژاپن ميرفتن نوشتن و چون از اين آهنگ خوششون اومده تصميم گرفتن تا در كنسرت جديدشون اجرا كنن. (احتمالا به خاطر تنوع!)

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 17:57  توسط پیمان آلفا  | 

لينكين پارك

 

ترجمه اهنگهاي Afraid This Time /  in This World  /  Points of Authority  / Faint

از لینکین پارک  


 

Afraid This Time

You look down to me,
تو از بالا به من نگاه می کنی،
cause I'm apology.
چون من عذر می خوام.
But you cannot see,
اما تو نمی تونی ببینی،
Woman's wish is a wanna be.
آروزی زنانه می خوام باشم هستش.

Then it comes to you,
پس اون به سمت میاد،
They wanted you
اونا تو رو می خواستن
Wanted all to write
می خواستن همش رو بنویسن
She is something you cannot tie.
اون چیزی که شما نمی تونید اسیرش کنید.

Don't follow me,
من رو دنبال نکن،
Don't cover me.
از من حمایت نکن.
just leave me be.
فقط بذار خودم باشم.
(Wanna be)
(می خوام خودم باشم)
Don't try to change,
تلاش نکن من رو به تبدیل کنی،
to somethin you aint.
به چیزی که خودت نبودی.

Don't even try,
حتی تلاشم نکن،
try to be me.
تلاش کن مثل من باشی.
Don't you see the irony.
آیا تمسخر رو نمی بینی.
Oh, don't you see
اوه، آیا نمی بینی
Oh, you wanted to be me.
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
But I don't wanna be.
اما من نمی خوام.

You wanna go away.
تو می خوای بری.
But I can't be out today.
اما من نمی تونم امروز بیرون باشم.
I'll just be a run away.
من یه فراری خواهم بود.
I walk 100 miles,
من 100 مایل که قدم می زنم،
And watch the time fly.
و زمان پرواز رو تماشا می کنم.

Don't need an alibi.
به عذر و بهانه احتیاجی نداری.

Don't follow me,
من رو دنبال نکن،
Don't cover me.
از من حمایت نکن.
just leave me be.
فقط بذار خودم باشم.
(Wanna be)
(می خوام خودم باشم)
Don't try to change,
تلاش نکن من رو به تبدیل کنی،
to somethin you aint.
به چیزی که خودت نبودی.

Don't even try,
حتی تلاشم نکن،
try to be me.
تلاش کن مثل من باشی.
Don't you see the irony.
آیا تمسخر رو نمی بینی.

Wanting to be me.
می خوای مثل من باشی.

Wanna be, Wanna be, Wanna be, Wanna be,
می خوای باشی، می خوای باشی، می خوای باشی، می خوای باشی،
Wanna be
می خوای باشی
Try to be me
تلاش کن مثل من باشی
But dont you see the irony
اما آیا تمسخر رو نمی بینی
oh you wanted to be me
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
try to be me
تلاش کن مثل من باشی
but dont you see,
اما آیا نمی بینی،
the irony
تمسخر رو
oh you wanted to be me,
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
dont wanna be
نمی خواد باشی


in This World



Turn my mic up louder,
صدای میکروفونم رو بلندتر کنین،
I got to say somethin.
باید یه چیزی بگم.
Lightweights steppin' aside,
سبک وزنا میرن یه کناری،
when we comin.
وقتی ما وارد میشیم.
Feel it in your chest,
توی سینت احساسش کن،
the syllables get pumpin.
سیلاب[هجاء]ها ادا میشن.
People on the street,
مردمه توی خیابون،
they panic and start running.
وحشت می کنن و پا به فرار میذارن.
Words on loose leaf,
کلمات روی ورق پاره،
sheet complete coming.
تمام و کامل میان و ظاهر میشن.
I jump on my mind,
به طور ناگهانی میزنم تو سرم،
I summon the rhyme of dumping.
من شعر بی محتوایی رو فرا می خونم.
Feeling the blind,
نابناها رو احساس می کنم،
I promise to let the sun in.
من قول میدم تا اجازه بدم خورشید[منظور روشنایی است] وارد بشه.
Sick of the dark ways,
شیوه ی بیماری تاریکی،
we march to the drumming.
ما پیش میریم تا طبل ها رو به صدا در بیاریم.
Jump when they tell us
بپرین وقتی که اونها به ما میگن
they want to see jumping.
می خوان پریدن[مون] رو ببینن.
---- that, I want to
گندش بزنن، من می خوام
see some fist pumping.
مشتی رو که داره مشت میزنه رو ببینم.
Risk something.
چیزی رو به خطر بنداز.
Take back what's yours
چیزی که مال خودته رو دوباره پس بگیر
Say something that you know
چیزی رو که می دونی بگو
they might attack you for
اونا ممکنه بهت حمله کنن به خاطره
cause I'm sick of being treated
اینکه چون من از اینکه مورد بحث قرار بگیرم خسته هستم
like I have before.
جوری که قبلا بودم.
Like it;s stupid standing for
مثل اینکه اون کله پوک وایستاده برای
what I'm standing for.
چیزی که من به خاطرش ایستادم.
Like this war is really just
مثل اینکه این جنگ واقعا
a different brand of war.
یه نوع دیگه ای از جنگه.
Like it doesn't cater to the rich
مثل اینکه اون توی ناز و نعمت ثروتمند نشده
and an abandoned the poor.
و یه آدم بی چیز رها شده نیست.
Like they understand you
مثل اینکه اونا من رو درک می کنن
in the back of the jet,
توی پشت جت،
When you can't put gas in your tank.
وقتی که تو نمی تونی به تانکت بنزین بزنی.
These fuckers are laughing their way
این کثافتا دارن می خندن به روش
to the bank and cashing their cheque
رفتن به بانک و نقد کردن چک هاشون
asking you to have compassion and to have some respect. For a leader so nervous
ازت می خوام تا رحم داشته باشی و احترام بذاری به یه رهبر که خیلی عصبیه
in an obvious way
[و] به وضوح
Stuttering and mumbling
لکنت گرفته و من من میکنه
for nightly news to replay
برای اینکه خبر شبانگاهی دوباره پخش بشه
and the rest of the world
و بقیه دنیا
watching at the end of the day
داره پایان روز رو تماشا می کنه
in the living room laughing
توی اتاق می خنده
like what did he say?
مثل چی گفتش؟

Amen, Amen, Amen, Amen, Amen
آمین، آمین، آمین، آمین، آمین

In my living room watching,
توی اتاقم [پایان روز رو] تماشا می کنم،
But I am not laughing.
اما نمی خندم.
'Cause when it gets tense,
چون وقتی که اوون سخت میشه،
I know what might happen.
من می دونم که چه چیزی ممکنه اتفاق بیوفته.
The world is cold,
دنیا سرده،
The bold men take action.
مردان شجاع یه کاری می کنن.
Have to react,
بایستی واکنش نشون بدی،
To getting blown into fractions.
تا به درونه شکاف ها نفوذ کنی.

10 years old is something to see,
[بچه ی]10 ساله چیزه قابل دیدنیه،
Another kid my age dragged under a jeep,
یه بچه ی دیگه هم سن من زیر جیپ له شد،
Taken and bound and found later under a tree,
گرفته شد، برده شد و پیدا شد بعدا زیر یه درخت،
I wonder if he even thought the next one could be me.
من متعجبم اگه اون حتی فکرش رو می کرد که نفر بعدی می تونستم من باشم.
Do you see?
آیا می بینی؟
The soldiers that are out today.
سربازانی که امروز بیرونن.
That brush the dust with bulletproof vests away.
که پاک می کنن گرد و خاک رو با جلیقه ی ضد گلوله.
It's ironic.
اون آهنیه.
At times like this you pray,
در زمان هایی مثل این شما دعا می کنین،
But a bomb blew the mosque up yesterday.
اما یه بمب دیروز مسجد رو ویران کرد.
There's bombs in the buses, bikes, roads,
بمب هایی توی اتوبوس ها، موتورها، جاده ها،
inside your markets,your shops, your clothes,
درون سوپر مارکت های شما، مغازه های شما، لباس های شما هستش،
My dad, he's got a lot of fear I know
بابام، خیلی ترسیده بود من می دونم
but enough pride inside not to let that show.
اما غرورش کافی بود که نذاره ترسش رو بروز بده.
My brother had a book he would hold with pride
برادرم یه کتاب داشت اون، اون با افتخار دوستش داشت
A little red cover with a broken spine.
یه پوشش قرمز رنگه کوچولو با یه تیکه ی شکسته.
In the back he hand wrote a quote inside,
پشت جلدش تو سمت داخلش یه نقل قول با دست خط خودش نوشته بود،
when the rich wage war, it's the poor who die.
وقتی که ثروتمند جنگ رو شروع می کنه، اون فقیره که می میره.

Meanwhile, the leader just talks away
ضمنا، رئیس جمهور[منظور بوش است] خیلی حرف میزنه
Stuttering and mumbling
لکنت گرفته و من من میکنه
for nightly news to replay
برای اینکه خبر شبانگاهی دوباره پخش بشه
and the rest of the world
و بقیه دنیا
watching at the end of the day
داره پایان روز رو تماشا می کنه
both scared and angry
هر دو ترسیدن و خشمگینن
like what did he say?
مثل چی گفتش؟

Amen, Amen, Amen, Amen, Amen.
آمین، آمین، آمین، آمین، آمین

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.

With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.


Points of Authority





Album: Hybrid Theory




Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی

You love the way i look at you
تو اون جوری که من بهت نگاه می کنم رو دوست داری
While taking pleasure in the awful things you put me through
در حالی که از چیزایه باحالی که لذت می بری من رو مجبور می کنی توشون باشم
You take away if i give in
تو میری اگه من تسلیم بشم
My life, My pride is broken
زندگیم، غرورم از بین رفته

You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)

You love the things i say i'll do
تو دوست داری چیزایی رو که من می گم که انجامشون خواهم داد
The way i'll hurt myself again just to get back at you
جوری که من دوباره به خودم صدمه میزنم تا فقط کارت رو تلافی کنم
You take away if i give in
تو میری اگه من تسلیم بشم
My life, My pride is broken
زندگیم، غرورم از بین رفته

You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)

Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی

Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی

You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)

You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)



Album: Live In Texas 
Faint

I am,
من،
A little bit of loneliness,
یه ذره تنها هستم،
A little bit of disregard,
یه ذره نادیده گرفته شده هستم،
Handful of complaints,
یک مشت از شکایات
But I can't help the fact,
اما من نمی تونم جلوی حقیقتی رو بگیرم،
That everyone can see these scars,
که همه می تونن ببینن این زخم ها رو،
I am,
من،
What I want you to want,
چیزی هستم که می خوام تو بخوای،
What I want you to feel,
چیزی هستم که می خوام تو احساس کنی،
But it's like,
اما اون شبیه،
No matter what I do,
اینه که کن هرچی می خوام انجام میدم،
I can't convince you,
من نمی تونم تو رو قانع کنم،
To just believe this is real,
تا باور کنی که این حقیقته،
So I,
پس من،
Let go,
رها می کنم،
Watching you,
دارم تماشات می کنم،
Turn your back like you always do,
پشتت رو بر می گردونی مثل کاری که همیشه انجام میدی،
Face away and pretend that I'm not,
صورتت به طرفی دیگه و وانمود می کنی که من نیستم،
But I'll be here,
اما من اینجا خواهم بود،
'Cause you're all that I got,
چون تو همه ی چیزی هستی که من بدست آوردم،

I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،

I am,
من،
A little bit insecure,
یه ذره غیرمطمئن هستم،
A little unconfident,
یه ذره نامطمئن،
'Cause you don't understand,
چون تو درک نمی کنی،
I do what I can,
من کاری رو می کنم که می تونم،
But sometimes I don't make sense,
اما گاهی من کارای غیر عاقلانه می کنم،
I am,
من،
What you never wanna say,
چیزی هستم که تو هرگز نمی خوای بگیش،
But I've never had a doubt,
اما من هرگز شکی نداشتم،
It's like no matter what I do,
اون شبیه اینه که هرچی می خوام انجام میدم،
I can't convince you,
من نمی تونم متقاعدت کنم،
For once just to hear me out
برای یک بار هم که شده به دقت به من گوش کن
So I,
پس من،
Let go,
رها می کنم،
Watching you,
دارم تماشات می کنم،
Turn your back like you always do,
پشتت رو بر می گردونی مثل کاری که همیشه انجام میدی،
Face away and pretend that I'm not,
صورتت به طرفی دیگه و وانمود می کنی که من نیستم،
But I'll be here,
اما من اینجا خواهم بود،
'Cause you're all that I got,
چون تو همه ی چیزی هستی که من بدست آوردم،

I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!

No!!!!!
نه!!!!!
Hear me out now!!!!
حالا به دقت به من گوش کن!!!!
You're gonna listen to me,
تو می خوای به من گوش بدی،
Like it or not ,
دوستش داشته باشی یا نه،
Right now!!!!!!!!!!!
همین حالا!!!!!!!!!!!
Hear me out now!!!!!
حالا به دقت به من گوش کن!!!!
You're gonna listen to me,
تو می خوای به من گوش بدی،
Like it or not,
دوستش داشته باشی یا نه،
Right now!!!!!!!!!!
همین حالا!!!!!!!!!!

I can't feel the way I did before,
من نمی تونم احساس کنم روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!!!!!!!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!

I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،

I can't feel!!!!!!!!!
من نمی تونم احساس کنم!!!!!!!!!
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change!!!!!!!!!!!
زمان تغییر نخواهد کرد!!!!!!!!!!!
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!!!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 17:42  توسط پیمان آلفا  | 

 

به نظرتون  بین اهداف برخی گروه های متال که اشعار فلسفی میخونه و عقاید نیچه فیلسوف هستی گرا چه رابطه ای هست؟؟

بهتره خودتون ادامه مطالب رو بخونید و قضاوت کنید.

نیچه در کتابش فراسوی نیک و بد مطرح می کند که باید از دگم گرایی ها
در اندیشه فلسفی دوری کرد. او حقیقت گرایی مطلق افلاطون را زیر
سئوال می برد و جستجوی خیر و حقیقت مطلق را باطل می داند. وی می گوید که برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. نیچه می گوید که باید در تضادهای دوگانه شک کرد. نیز می گوید از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. اگر چه نیچه مطرح می کند که چه بسا این ارزش گذاری ها اشتباه و ظاهربینانه است. از نظر وی نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم.
او احکام نادرست را برای زندگی بشری ضروری می انگارد و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی می داند. از نظر او فلسفه فراسوی نیک و بد ضروری ست.
نیچه مخالف عرفاست و نظر آنان را مبنی بر قرار دادن شهود به عنوان مبنای جستجوی درونی باطل می داند. او همچنین معتقد است که کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند. از نظر او بشر به دلیل خواست قدرت به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. نیچه از کانت و اسپینوزا که در پی یافتن مبانی اخلاقی برای فلسفه خود بوده اند انتقاد می کند و تلئولوژی یا غایت انگاری اسپینوزا را باطل می داند. وی می گوید که نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا او طبیعت را بی رحم می داند و معتقد است اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد و او از رواقیون که در اخلاق سختگیر بودند و می گفتند که باید زندگی با طبیعت سازگار باشد انتقاد می کند. نیچه می گوید که غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.
از نظر نیچه فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. پس از نظر وی فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. او معتقد است که باید بیش از خواست حقیقت جستجو کنیم. نیچه مسیحیت و متافیزیک را نیهیلیسم یا انکار زندگی و جهان گذران به نام حقایق جاویدان و ثابت می داند زیرا خشک مذهبان به دنبال هیچ مطمئن هستند تا چیز نامطمئن.
نیچه در انتقاد از فلسفه کانت معتقد است که او در یافتن حکم تالیفی ماتقدم نیز اشتباه کرده است و این حکم را نمی توان یک قوه تازه بشری دانست اگرچه کانت به یافتن آن مغرور بود. او به جای این پرسش کانت که "احکام تالیفی ماتقدم چکونه ممکن هستند؟" این سئوال را که "چرا اصلا باید باور به این نوع احکام ضروری ست؟" لازم برای پاسخ دادن می داند. نیچه این احکام را نادرست می داند. او کانت را به دلیل جستجوی قوه اخلاقی برای بشر شایسته انتقاد می داند. همچنین شلینگ را به دلیل شهود عقلی نامیدن قوه حسی آدمی جهت راضی کردن دینداران استهزا می کند. نیچه این رمانتیسم را عامل فریب روح آلمانی می داند و می گوید که باید بر فریب حواس خود پیروز شویم همان طور که کوپرنیک حرکت زمین را ثابت کرد با وجود آن که به حواس ما درنمی آید. نیچه نیاز آدمی به متافیزیک را باطل می داند. او ابدی و بخش ناپذیر بودن روح را که طبق اندیشه مسیحی ست به تمسخر می گیرد اگرچه علم به جای روح ذهن و عاطفه را جایگزین کرده است. از نظر نیچه علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.
نیچه از دکارت و شوپنهاور هم انتقاد می کند. او اطمینان "من فکر می کنم" دکارتی و نیز خرافه "من اراده می کنم" شوپنهاوری را باطل می داند. من به عنوان فاعل و اندیشیدن به عنوان فعل هر دو مورد شک هستند و نمی توان قطعیتی درباره شان صادر کرد. درباره اراده نیچه توجه ما را به این نکات معطوف می کند که اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد. از نظر نیچه علت و معلول را بشر جعل کرده است و اشیاء فی نفسه معلول نیستند بلکه مفاهیمی مانند علت تقابل اجبار قانون انگیزه آزادی را ما جعل کرده ایم. وی همچنین معتقد است که قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.
نیچه می گوید که بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. نیچه بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بیند. او از فلاسفه می خواهد که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد. پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. نیچه ما را به کنار نهادن این پیشداوری دعوت می کند و برگذشتن از اخلاق را توصیه می کند زیرا از نظر او ارزش یک عمل ربطی به نیت آن ندارد. زیرا نیت به خودی خود معنایی ندارد و ارزش دادن به آن یک پیش داوری ست. او همچنین احساسی را که به لذت بینجامد نکوهش می کند و می گوید که باور داشتن به یک عقیده یا واقعیت به دلیل لذت داشتن آن است نه حقیقت داشتن آن. نیچه ذهن و ادنیشه را مسئول به خطا افتادن بشر می داند و این جهان را اشتباه می داند. او ما را به گذشتن از ارزش گذاری های اخلاقی دعوت می کند زیرا معتقد است که باید ورای این ارزش گذاری ها زندگی کرد. او می گوید که باید اخلاق را بدون این ارزش گذاری ها یعنی بدون پیش داوری بررسی کرد. همچنین می گوید که فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.
نیچه جهان را بر اساس خواست قدرت می داند. او سخت ترین و خطرناک ترین آزمون را دور کردن خود از همه وابستگیها می داند. او می گوید که فلسفه ای که ادعا کند حقیقت برای همه است جزمی میشود. خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. نیچه حتی جذب شدن افراد به یک فرد زاهد را به دلیل خواست قدرت در آنها می داند. قدرتی که ضدیت آنها با طبیعت را سبب می شود تا طبیعت وجودشان را نادیده بگیرند. نیچه مفاهیمی مانند خدا و گناه را بازیچه های کودکانه برای بشر می داند. او عبادت دینی را نتیجه بیکاری و فراغت آدمی می داند و می گوید که کسانی که بدون دین زندگی می کنند افرادی پرکار هستند که وقتی برای عبادات دینی ندارند ولی نسبت به آن بی تفاوتند و اگر از آنها بخواهند آن را انجام می دهند. نیچه خداگرایی انسان را نشانه ترس او از دست یافتن به حقیقت و گرایش او به تحریف معنای زندگی می داند. از نظر نیچه دین برای فرانروایان وسیله رسیدن به قدرت است. دین به فرمانبران انگیزه و وسوسه قدرت طلبی در آینده و به مردم عادی احساس آسایش و رضایت از زندگی را می دهد. نیچه می گوید که دین برای پرستاری کردن از آدمی و پایان دادن به رنج های او آمده ولی بر رنج هایش می افزاید! و آنچه را که باید نابود شود را نگه داشته و سبب پست شدن آدمی شده است طوری که بیمارگونه احساس عذاب وجدان می کند.
عشق به یک نفر است به زیان دیگران تمام می شود. وی همچنین می گوید که آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. او می گوید که کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد! و کسی که خود را خوار بشمارد به عنوان خوارشمارنده باز هم خود را بزرگ خواهد دانست. او حقیقت را به دریا تشبیه می کند که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند. وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. گاهی ظواهر انسان را فریب می دهد مثلا سردی بیش از حد و یخ زدگی می تواند انگشت را بسوزاند و سوزان به نظر آید! آدمی که از بی اخلاقی اش شرمگین است در نهایت از اخلاق خودش هم شرمگین خواهد بود. از نظر نیچه مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم. کسیکه بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد. استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند. آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود.
نیچه معتقد است که فلاسفه تا قبل از او اخلاق را نشکافته اند بلکه برایش حجت آورده اند و آنچه گفته اند فقط بر مبنای تجربه محدود خودشان بوده است. هر اخلاقی درباره آفریننده اش است که یا می خواهد خود را پنهان کند یا برتر نشان دهد یا از دیگران انتقام بگیرد. هر دستگاه اخلاقی تحت سیطره جبر است و همه از قوانین تو در توی سخت فرمان می برند. هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. از نظر نیچه اخلاق افلاطونی که همه چیزهای سقراطی را جستجو و تبلیغ می کند بی پایان و ناممکن است. زیرا سقراط مساله قدیمی ایمان و دانش یا به عبارت دیگر غریزه و عقل را برای اخلاق اینطور مطرح کرده بود که نمی توان غرایز را رها کرد و عقل مجبور است از غرایز پیروی کند و به کمک آنها بیاید. افلاطون این هر دو را با هم پیوند داد تا به سوی یک خدف یعنی به سوی خیر و خدا حرکت کنند. اگرچه دکارت فقط عقل را در نظر گرفت و چون عقل وسیله است پس نظر دکارت سطحی بود.
نیچه می گوید که ابتدای تاریخ هر دانشی ایجاد ایمان و دوری از بدگمانی بوده است و چون حواس ما دیر یاد می گیرند بنابراین خطا می کنند. به عنوان مثال برای گوش های ما شنیدن صداهای آشنا خوشایند است اما شنیدن صداهای ناآشنا جالب نیست. چشمان ما هم بیشتر کلمات یک کتاب را ندیده رد می کنند. قیافه افراد را آن طور که ما دلمان می خواهد می بینیم. ما به دروغ عادت کرده ایم و به عبارتی به هنر!
نیچه تعریف می کند که در روم قدیم ترحم به دیگری از اخلاق نبود بلکه ماورای اخلاق بود. او در جامعه اروپای عصر خود دو عامل ترس و ترحم را می بیند که شکل دهنده آن روز اروپا بود. سوسیالیسم و ادعای جامعه آزاد در نظر نیچه یک گرایش بیمارگونه است که مردم را با ضعف روحی بار می آورد و ترحم را در آنها برمی انگیزد. چنین جامعه ای از نظر او رو به تباهی ست و فیلسوفان آینده باید چاره ای برای آن پیدا کنند.
نیچه می گوید که علم که زمانی زیردست خداشناسی بود اکنون ادعای برتری بر فلسفه را دارد و مردم در دوره او به دلیل اشتباهات یک فیلسوف از فلسفه رویگردان می شوند. او معتقد است که فیلسوف باید خطر کند و بی پروا زندگی کند اگرچه این نوع زندگی را دیگران نپسندند. او مرد علم را بی تفاوت نسبت به زندگی خودش می داند زیرا غرق در دنیای عینیات است. یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است.
از نظر نیچه شک آوران به دنبال نه یا آری نیستند. آنها از هر قطعیتی گریزانند. نیچه شک آوری را نتیجه وضعیتی فیزیولوژیک در اروپا می داند که از آمیزش نژادهای مختلف اروپایی حاصل شده است و افرادی این چنین اراده ندارند و درباره آزادی اراده شک دارند. در نتیجه یک روح بیمار در اروپا رشد کرده است و کشورهای اروپایی برای به دست آوردن اراده جنگ طلب شده اند. او شک آوری جدید را در فلسفه انتقادی کانت یعنی سنجش گری می داند که مثبت است. از نظر وی این شک آوری خاص فیلسوفان آینده است. نیچه می گوید که چنین فیلسوفانی به تجربیاتی دست خواهند زد که از ذوق مردم نرمخو که به مردمسالاری (دموکراسی) گرایش دارند فراتر است. آنها بزرگی افراد را به دلیل زیبایی اثر هنریشان نخواهند پذیرفت و چیزی را که جذب کننده باشد حقیقت نخواهند دانست. یعنی برعکس فیلسوفان عصر خواهند بود که حقیقت یک اثر را بر اساس احساسی که می دهد می پذیرند. با این وجود نیچه می گوید که این افراد سنجش گرانند و خود را فیلسوف نمی دانند بلکه ابزار فیلسوف می دانند. نیچه کانت را یک سنجشگر می داند نه فیلسوف.
نیچه معتقد است که یک فرد برای فیلسوف شدن باید سلسله مراتبی را طی کند و سنجشگر شک آور جزم باور و تاریخگزار باشد و نیز شاعر و جهانگرد و... تا از تجربیاتی که کسب کرده بتواند از عمق به بلندای معانی برود و اینها لازمه فیلسوف شدن است اما شرط لازم آن آفرینش ارزش هاست. نیچه می گوید که فیلسوفان آینده باید زمان را کوتاه کنند و همه حقیقت ها و ارزش های تعریف شده در گذشته را بررسی کنند و ارزش های جدید بیافرینند. آنها فرمانروا و قانونگذار هستند و بایدها را تعیین می کنند که بشر از کجا شروع کند و به کجا برود. خواست حقیقت آنها خواست قدرت است. نیچه وجود این نوع فیلسوفان را لازم می داند. فیلسوف باید به جای دوستدار خردمندی دیوانه ای با پرسش های خطرناک باشد که قصد رفتن راه های نرفته را دارد و از ارزش گذاری های امروزین که ریاکارانه است دوری کند و آرمانش عظمت باشد که همانا قوت اراده است و بشر سست اراده امروز از آن دور است و چه بسا فضیلت هایی که به دلیل فضیلت های جستجو شده بشر امروز در خاک دفن شده است و فیلسوف باید به دنبال پیدا کردنش باشد. چنین کسی سرشار از اراده است. فراسوی نیک و بد و سالار فضایل خود است.او تنهاترین است و عظمتش در همین است یعنی چنان پهناور که پر.
فلسفیدن از نظر نیچه دشوار است چون آموزاندنی نیست بلکه به تجربه حاصل می شود.
نیچه درباره فضیلت خود که وجدان نیک می نامد می گوید که از نوع فضیلت نیاکان وی نیست. او رفتار بشر مدرن را متغیر می داند مثل ستارگان که از نور خورشیدهای متعدد رنگ می گیرند. فراسوی نیک و بد ورای ارزش ها نگریستن بشر به وجود خود رسیدن به ابر انسان یا انسان کامل است که به خدا نزدیک تر است تا بشر. دریافت اخلاق مثل یک وضع یعنی اخلاق را نسبی و مربوط به وضع بشری دانستن سبب دلزدگی از آن شده نتیجه درباره دین هم چنین است. کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. نیچه روانشناسان را دروغگو و ریاکار معرفی می کند که مردم را با مکر خود سرگرم می کنند. نیچه حکم اخلاق کردن و به این حکم محکوم کردن را مخصوص افراد تنگ جان می داند که برای گشاده جانان در نظر می گیرند تا با صدور این حکم به معنویت برسند. نیچه رابطه بین معنویت و اخلاق آنان را زیر سئوال می برد.
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست برای نیچه خنده دار است زیرا او همه چیز را طبق خواست قدرت می داند. مطلق بودن احکام اخلاقی از دیگر مواردی ست که نیچه با آن مخالف است. او می گوید که آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه از نظر نیچه غیر اخلاقی ست. نیچه درباره ترحم معتقد است که کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند. از نظر او کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.
نیچه بر این عقیده است که آدم های عادی فکر می کنند که آدمهای والا دلبستگی به چیزی ندارند در حالی که اشتباه فکر می کنند! او می گوید که اخلاق ها را باید به صورت سلسله مراتب در نظر گرفت و بینشان درجه بندی قائل شد. نیچه فلسفه اپیکوری لذت را به باد تمسخر می گیرد و اندیشه رنج و لذت را سطحی می داند. او فایده باوری بنتام را زیر سئوال می برد و نیز می گوید که آنچه یک نفر را سزاوار است می تواند سزاوار دیگری نباشد. او می گوید که لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به خویشتن آزاری می رسد.
از نظر نیچه قدرت روح در از آن خود گرداندن است و احساس رشد به احساس قدرتمندی می رسد. او مرد را خواهان حقیقت می داند اما زن را موجودی سحطی نگر معرفی می کند. نیچه مخالف دموکراسی ست و نتیجه آن را پرورش بردگی و جباری می داند.
او روح آلمانی را دارای تضاد و ناپایداری و بی ثباتی می داند و موسیقی آلمانی را به دو نوع اروپایی و وطنی تقسیم می کند. او نبوغ را بر دو نوع می داند: یا بارور می کند (مثل مرد) یا بارور می شود (مثل زن). نیچه خود را آلمانی خوب نمی داند بلکه اروپایی خوب می داند و از میهن گرایی افراطی آلمانی ها بیزار است. از نظر او انگلیسی ها مردمی سرسخت و جدی هستند در حالی که فرانسوی ها ظریف و رمانتیک اند و آلمانی ها دچار تضاد فکری هستند. نیچه اختلاف طبقاتی را از ضروریات جامعه برای اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می داند. او آغاز همه فرهنگ ها را بربریت می داند. از نظر او تکان خوردن بنیان عواطف یعنی زندگی در اثر آشوب غرایز باعث تباهی می شود. او جامعه را برای جامعه نمی داند بلکه برای هستی بالاتر می داند. اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی جامعه است ولی خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. زندگی از نظر نیچه خواست قدرت است و بهره کشی به ذات زندگی تعلق دارد و کارکرد بنیادی اورگانیسم است. نتیجه خواست زندگی خواست قدرت است که باعث خواست بهره کشی می شود.
نیچه اخلاق را به دو نوع اخلاق فرمانروایان و اخلاق بردگان یا زیردستان تقسیم می کند. اخلاق فرمانروایان تعیین کننده والا و پست است. او خود انسان والا را معیار ارزش می داند و اوست که ارزش آفرین است نه کردار او. او از زیردستانش دستگیری می کند نه به خاطر دلسوزی و رحم بلکه به خاطر قدرتمندی اش. او ضد از خود گذشتگی و نرمخویی ست و به خاطر خودخواهی اش بالاتر از خود را نمی بیند بلکه پایین تر از خود را می بیند.او به سنت و دیرسالی تعلق دارد. در مقابل چنین اخلاقی اخلاق بردگان است که بدبین هستند و قدرتمندان را محکوم می کنند. آنها برای کشیدن بار زندگی اخلاق شکیبایی رحم و سودمندی را دارند. از نظر آنها هر چه ترس انگیز است شر است. پس فرد بی ضرر و احمق خوب است. فرق بین این دو اخلاق اشتیاق به آزادی و شادی از آن است. نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر می داند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. نیچه معتقد است که پاکی نفس جدایی می آورد.
او هر امتیازی را وظیفه دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن را از نشانه های والا بودن می داند. آدم های والا کمتر زخم و آسیب می بینند. او می گوید که با دیگران بودن آلودگی می آورد.
چهار فضیلتی که نیچه مطرح می کند عبارت است از: دلیری درون بینی همدلی و تنهایی که گرایش به آنها سبب پاکی می شود. از نظر او آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست.
فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند.
فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.

 
منبع

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 17:37  توسط پیمان آلفا  | 

 اریک آدامز متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۸ در مادرید اسپانیاست. پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود. اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا ادامه داد ولی بعد از ۲ سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد.

سپس به مادرید بارگشت و در سال ۱۹۸۱ با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد. جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد. جوای متولد ۲۱ جولای ۱۹۶۰ و اهل مادرید بود. جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد.

دنی متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۵۹ در فلوریدا بود. اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد. روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد ۱۷ مارس ۱۹۵۶ بارسلونا اسپانیا. اریک بعد از تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.
منووار نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد. اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.

اریک کار خود را با تشکیل گروهی در ۱۷ اگوست ۱۹۸۱ به طور رسمی شروع کرد. اریک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.

جو لمن مدیر استودیوی وبستر از این تک آهنگ که بسیار هم مورد توجه او قرار گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اریک آدامز، جوای دمایو، روس د بوس و دنی هازمیک) بست و شروع کار این گروه که نام آن را منووار گذشته بودند از اواخر سال ۱۹۸۱ به طور رسمی و قراردادی شروع شد.

اریک آدامز متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۸ در مادرید اسپانیاست. پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود. اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا ادامه داد ولی بعد از ۲ سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد.

سپس به مادرید بارگشت و در سال ۱۹۸۱ با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد. جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد. جوای متولد ۲۱ جولای ۱۹۶۰ و اهل مادرید بود. جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد.

دنی متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۵۹ در فلوریدا بود. اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد. روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد ۱۷ مارس ۱۹۵۶ بارسلونا اسپانیا. اریک بعد از تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.
منووار نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد. اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.

اریک کار خود را با تشکیل گروهی در ۱۷ اگوست ۱۹۸۱ به طور رسمی شروع کرد. اریک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.

جو لمن مدیر استودیوی وبستر از این تک آهنگ که بسیار هم مورد توجه او قرار گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اریک آدامز، جوای دمایو، روس د بوس و دنی هازمیک) بست و شروع کار این گروه که نام آن را منووار گذشته بودند از اواخر سال ۱۹۸۱ به طور رسمی و قراردادی شروع شد.

پس از چند وقت یعنی در آوریل ۱۹۸۲ گروه اولین کار خود را با نام اشعار جنگ به بازار عرضه کرد. با این کار و فروش فوق العاده آن اریک مصمم شد تا کارهای بیشتری را انجام دهد. گروه منووار با ترکیب چهار مرد طلایی توانسته بودند کاری منحصر به فرد با سبک مارش راک وارد عرصه موسیقی کنند. ار این به بعد بود که هماهنگی گروه منووار روز به روز بیشتر شد.

گروه دومین کار خود را در ژوئن ۱۹۸۳ به نام سوار بر شکوه به بازار عرضه کرد. این آلبوم نیز یکی از پر فروش ترین آلبوم های راک ماه شد و به سرعت باعث محبوبیت گروه منووار شد.
ترانه های گروه را خود اریک می سرود و تنظیم می کرد تا با پیشنهاد جالبی از طرف شخصی به نام اکس شکین رو به رو شد.
اکس شکین یک حقوقدان بود که علاقه زیادی به کارها و آلبوم های گروه نشان می داد و از طرفداران پر و پا قرص گروه بود و پس از مشورت با اریک، درخواست همکاری سرودن اشعار را با او در میان گذاشت که با موافقت اریک مواجه شد.
طی ۱۰ ماه همکاری بین اکس و اریک ۱۲ سروده و ۲ اینسترو منتال آماده و ضبط گردید. اریک با پیشنهاد و همکاری اعضای گروه این ۱۲ سروده و ۲ تکنوازی را در دو آلبوم به نامهای درود بر انگلستان و نشان چکش در دو سال پیاپی به بازار عرضه کرد. درود بر انگستان در نوامبر ۱۹۸۴ و نشان چکش در فوریه ۱۹۸۵ و با ۴ ماه تاخیر وارد بازار آلبوم های راک شد و همانطور که اریک و اعضای گروه پیش بینی کرده بودند با استقبال زیادی مواجه شد و آلبوم درود بر انگلستان تا ۶ ماه پرفروش ترین آلبوم هوی متال آمریکا بود.

گروه، دیگر جای خود را بین گروههای راک و هوی متال پیدا کرده بود و شاید هم موفق تر از دیگر گروهها بود. شعرهای اریک، اشعار حماسی و افسانه ای بود که بسیاری از طرفداران آن به این نکته توجه زیادی داشتند. اریک توانسته بود با حس جنگجویی و حماسی خود شعرهای قابل قبولی را به بازار عرضه کند.
اکس شکین با گرفتن مبلغ مالی اندکی طبق قرارداد گروه را ترک کرد و مسئولیت سرودن اشعار دوباره به گردن اریک افتاد.
بعد از گذشت ۲ سال خاموشی گروه باز هم آلبوم دیگری به نام در مصاف با دنیا که یکی دیگر از کارهای خوب گروه بود را به بازار عرضه کرد. اما به خاطر متن اشعار این آلبوم، بین اریک و روس مشکلاتی پیش آمد که باعث سد روس با رضایت خود از گروه بیرون رود و روند پیشرفت آلبوم ۲ ماه به تاخیر افتاد تا جای روس را شخصی به نام اسکات کلمبوس بگیرد.
اسکات از گیناریستهای خوب گروه پانکی به نام پاپی کوچ بود که با درخواست اریک و بستن قرارداد گزافی به گروه منووار پیوست. اریک از کار اسکات راضی بود و آلبوم در مصاف با دنیا را پس از نواختن گیتار آن توسط اسکات با رضایت کامل در اکتبر ۱۹۸۶ روانه بازار کرد.
آلبوم در مصاف با دنیا به گفته خود اریک برگرفته از اشعار و ریتم های گروه جوداس پیریست و کیس می باشد. در همان سال یعنی ۱۹۸۶ بود که گروه تصمیم گرفت یک استودیوی اختصاصی بخرد و قرارداد خود را با شرکت وبستر لغو کند تا بتواند تمامی کارهای خود را در استودیوی اختصاصی خود انجام دهد.
پس از گذشت چند ماه استودیوی سن جرج واقع در محله لیفراک ویرجینیا توسط گروه خریداری شد. هزینه این استودیو تماما ار فروش آلبوم ها بود و این استودیوی اختصاصی کوچک که قابلیت ضبط آلبومهای گروه را داشت در حدود ۷۵۰۰۰ دلار برای گروه هزینه داشت.

تا این سال گروه برنامه های خود را با هزینه شرکت وبستر اداره می کرد. تا اینکه توانست برای خود استودیوی اختصاصی دایر کند. با این که این استودیو کوچک بود ولی جوابگوی کارهای گروه بود.

در سال ۱۹۸۷ بود که اریک تصمیم به ازدواج با صدابردار استودیوی اختصاصی خود که چند ماهی بود با آن آشنا شده بود گرفت. خانم آنجلیکا پرستر با پیشنهاد اریک موافقت کرد و در دسامبر ۱۹۸۷ در کلیسای دوپر دیترید مراسم ازدواج آنها برگزار شد.
آنجلیکا متولد ۲۵ اکتبر ۱۹۶۵ در دیترید بود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای راپیدوین در انریش در رشته تئاتر به پایان رسانده بود و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشت.
آنجلیکا به اریک علاقه زیادی داشت و در خاطراتش می گوید: از اراده اریک برای اداره استودیو احساس حقارت می کردم. اریک بسیار مصمم بود تا بتواند بهترین کار را برای اجراء ارائه دهد.
جوای دمایو در همان سال با پیشنهاد گزافی به موزیک فلارمونیک شهر تگزاس دعوت شد . اما جوای از این همکاری سر باز زد و گروه را ترجیح داد.

جوای تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان آلمانی به پایان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش گیتار تدریس می کرد.
حدود یک سال بعد اریک و اعضای گروه که آنجلیکا هم دیگر جزء آنها شده بود، آلبومی به نام سلاطین فلزی را آماده عرضه به بازار کردند. این آلبوم که در نوامبر ۱۹۸۸ وارد بازار شد، یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کارهای گروه منووتر محسوب می شود.

اریک درباره این آلبوم می گوید: با آنجلیکا درباره نام آلبوم صحبت کردم که آنجلیکا نام چهار پادشاه فلزی را پیشنهاد داد که بعدها طی صحبت با اعضای گروه به سلاطین فلزی تغییر نام داد. اما زمینه فکری نام این آلبوم را آنجلیکا پایه ریزی کرد. اریک این آلبوم را شاه تمام آلبومهای راک سال ۸۸ می دانست و با توجه به آنچه در انتظار داشت این آلبوم به مدت ۷ ماه پرفروش ترین آلبوم راک سال ۸۸ شد. اریک توانسته بود گروه خوبی را تشکیل دهد. هنوز مدتی از ورود این آلبوم به بازار نگذشته بود که پیشنهاد جالبی از طرف دنی هامزیک برای اجرای کنسرت و یک تور تفریحی به اریک شد.

اریک بعد از صحبت با اعضای گروه تصمیم به اجرای یک کنسرت ۸۰ دقیقه ای و یک تور ۲۰ روزه در اسپانیا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت تا هم تنوعی برای گروه باشند و هم بتوانند انرژی تازه ای کسب کنند. ۲ روز بعد از این تصمیم گیری گروه در شهر مادرید اسپانیا در پی کسب انرژی تازه ای برای ادامه کار بود.
شهری که خود اریک زاده آنجا بود. گروه بعد از تور مادرید به میشیگان رفت و قرار شد که کنسرت در ۲۲ جولای ۱۹۹۰ در سالن گرین مک میشیگان برگزار شود. گروه خود را برای اجرای کنسرت آماده می کرد. اریک . اعضای گروه با توجه به مدت زمانی که برای کنسرت در نظر داشتند و ترک از آلبومهای خود جدا کردند و پس از هماهنگی با سالن ۲۲۰۰ نفری گرین مک خود را برای اجرای کنسرت آماده می کردند که ناگهان اریک با فوت پدرش دنی مواجه شد و کنسرت به ۱۷ اکتبر موکول گشت.

این اولین کنسرت منووار بود که به نام شمشیرهای بیرون از غلاف نامگذاری شد و بعدها به صورت یک آلبوم به بازار عرضه شد. در سالن گرین مک شی ۱۷ اکتبر در حدود ۲۰۰۰ بلیط فروخته شد و میانگین سنی کنسرت ۱۸ تا ۲۴ سال اعلام گردید. کنسرت بدون هیچ مشکلی برگزار شد و گروه ۴ روز بعد از کنسرت به ویرجینیا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.

در همین سال یعنی ۱۹۹۰ اریک صاحب فرزند پسری شد که به احترام نام پدرش نام او را دنی گذاشت. آنجلیکا ار استودیو بیرون رفت تا از دنی نگهداری کند و گروه دوباره با همان ترکیب قبلی به کار خود ادامه داد.
اریک شیفته اشعار حماسی، جنگ و مبارزه بود و دوست داشت تمام این احساسات خود را در مضمون شعرهایش بیان کند و این کار را با با ساخت آلبوم پیروزی پولادین به کرسی نشاند. این آلبوم در جولای ۱۹۹۲ وارد بازار شد و برگرفته از اشعار هومر بود.

اریک می گوید: من شیفته افسانه آشیل بودم و همیشه بعد از خواندن این افسانه حماسی مو بر بدنم راست می شد. دوست داشتم در ذهنم یک تراوای واقعی داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم. این آلبوم را با داستان افسانه ای شهر تراوا شروع کردم تا برای همیشه این افسانه پایدار بماند و همه بدانند که آشیل هنوز هم زنده است و منووار نام آن را همیشه زنده نگاه خواهد داشت.
آلبوم پیروزی پولادین بر خلاف جایزه ای که از F.O.R به خاطر اجرای حماسی افسانه آشیل گرفت فروش چندان موفقی نداشت. یکی از قسمتهای جذاب این آلبوم درام دنی هامزیک بود که بر خلاف نظر اریک در آلبوم نواخته شد و یکی ار نقاط قوت آلبوم محسوب می شود. این آلبوم شاید آخرین آلبومی از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملا رعایت کرده است.
اریک همان طور که خودش هم بعد ار آلبوم پیروزی پولادین گفته بود دیگر سبک کاری برایش اهمیتی ندارد بلکه مضمون شعرهاست که به کارهایش اهمیت می بخشد.

اریک تصمیم به یک دوره استراحت گرفت و با اعضای گروه هم در میان گذاشت و با توجه به موافقت اعضای گروه تصمیم گرفت تا چند سالی از آلبومهای Best استفاده کند و شعذی نگوید که بعد از آن بهترین کارهای خود را در آلبومی به نام چرخهای جهنمی عرضه کردند. این آلبوم در مارس ۱۹۹۴ به بازار عرضه شد.
این کار اثر جوای دمایو بود و کار تنظیم این آهنگ را هم خود جوای به دست گرفت و اریک هم از این کار بسیار راضی بود. این آلبوم با این که به نظر نمی رسید فروش چندانی کند ولی مبلغ قابل توجهی از فروش آلبوم به دست آمد.
اریک و اعضای منووار آلبوم بعدی خود را پس از ۴ سال خاموشی بر خلاف تمام آلبومهای قبای خود چه از نظر ریتم و سبک و چه از نظر مضمون شعری بیرون دادند. اریک برای ساخت این آلبوم از شخصی به نام راجر هیومن کمک گرفت. راجر یک نویسنده و شاعر خوب بود که اریک می توانست از او برای متن شعرهای خود کمک بگیرد.

بعد از بستن قرارداد و شروع به کار حدود ۱ سال برای سرودن اشعار و تنظیم ترکها وقت صرف شد تا در دسامبر ۱۹۹۶ کار در استودیوی اختصاصی منووار اجرا و وارد بازار شد. این آلبوم فراتر از جهنم نام گرفت و کار کاملا هوی متال و عام پسند بود و بعدها حتی گروههای پانکی نیز از ریتم این آهنگها در آلبوم های خود استفاده کردند.
گروه بعد از ساخت این آلبوم به یک تور یک ماه و نیمه به سواحل هاوایی رفت.. در این سفر راب هالفورد و بوروس دیکنسون هم همراه گروه بودند.
اریک بعد از این سفر با همسر و فرزندش رابطه نزدیکتری برقرار کرد و از سال ۹۶ به بعد تمام کارهای این گروه به صورت Best اجراء و به بازار عرضه شد و یا به صورت کنسرت هایی که اشعارش قبلا سروده شده بود، اجراء گردید.
در سال ۱۹۹۶ و قبل از ضبط آلبوم فراتر از جهنم دنی هامزیک از گروه خداحافظی کرد و کارل لوگان به جای او وارد گروه شد. اکنون بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال اعضای گروه منووار عبارتند از:
۱) اریک آدامز
۲) جوای دمایو
۳) اسکات کولومبوس
۴) کارل لوگان
از آلبومها و کنسرتهای دیگر گروه منووار می توان چرخهای جهنمی، مرحله ای از جهنم و جنگاوران جهان را نام برد.


+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 10:11  توسط پیمان آلفا  | 

متن تمامی اهنگها در ادامه مطالب


نام گروه: Estatic Fear (اتريش)
نام آلبوم: A Somber Dance
سال انتشار: 1999
نام قطعه: Chapter I
سبك گروه: Symphonic Doom Metal

حجم 2.9 MB

لينك دانلود


نام گروه: Enslavement of Beauty (نروژ)
نام آلبوم: Traces O'Red
سال انتشار: 1999
نام قطعه: Be Thou My Lethe And Bleeding Quietus
سبك گروه: Symphonic Gothic/Black Metal

حجم 2.6MB
لينك دانلود


نام گروه: Wintersun (فنلاند)
نام آلبوم: Wintersun
سال انتشار: 2004
نام قطعه: Sleeping Stars
سبك گروه: Viking Metal

(حجم 3.2 MB)

لينك دانلود


نام گروه: Dissection (سوئد)
نام آلبوم: Reinkaos
سال انتشار: 2006
نام قطعه: Black Dragon
سبك گروه: Melodic Black/Death Metal (early), Melodic Death Metal (later)


لينك دانلود


نام گروه: Hypocrisy (سوئد)
نام آلبوم: The Fourth Dimension
سال انتشار: 1994
نام قطعه: The North Wind
سبك گروه: Melodic Death Metal/Atmospheric Metal

حجم 2.1 MB
لينك دانلود


نام گروه: Motorhead
نام آلبوم:Ace Of Spades
سال انتشار: 1980
نام ترانه: Ace Of Spades
سبك گروه: Hard Rock...Speed Metal....Heavy Metal

لينك دانلود


نام گروه: Haggard
نام آلبوم:Awaking the Centuries
سال انتشار: 2000
نام ترانه: The Final Victroy
سبك گروه:(Death Metal (early), Classical/Orchestral/Symphonic Metal (now

لينك دانلود


نام گروه: Ancient Wisdom (سوئد)
نام آلبوم: And the Physical shape of Light Bled
سال انتشار: 2000
نام ترانه: And the Physical shape of Light Bled
سبك گروه: Atmospheric Black Metal

حجم 1.77MB

لينك دانلود


نام گروه: Avrigus (استراليا)
نام آلبوم: The Seret Kingdom
سال انتشار: 2001
نام ترانه: Dark Angels' Ascension
سبك گروه: Orchestral ambient doom metal


حجم 2.6MB

لينك دانلود


نام گروه: Abyssic Hate (استراليا)
نام آلبوم: Cleansing of an Ancient Race
سال انتشار: 1994
نام قطعه: Bloodletting
سبك گروه: Black Metal

لينك دانلود


نام گروه: Skid Row (ايالات متحده)
نام آلبوم: Skid Row
سال انتشار: 1989
نام قطعه: 18 and Life
سبك گروه: Glam Metal

 (حجم: 2.1MB)


لينك دانلود


نام گروه: Nightwish (فنلاند)
نام آلبوم: Once
سال انتشار: 2004
نام قطعه: The Siren
سبك گروه: Symphonic Operatic Heavy Metal


لينك دانلود


نام گروه: Judas Priest (بريتانيا)
نام آلبوم: Roacka Rolla
سال انتشار: 1974
نام قطعه: Roacka Rolla
سبك گروه: Heavy Metal/Speed Metal
 
حجم 1.7MB

لينك دانلود


نام گروه : Epica
نام آلبوم : The Phantom Agony
سال انتشار :2003
نام آهنگ: 03. Cry for the Moon (The Embrace that Smothers - Part IV)
سبك گروه: Symphonic/Gothic Metal

عجب وکالی داره این Epica!

لينك دانلود


نام گروه: Agathodaimon (آلمان)
نام آلبوم: Serpent's Embrace
سال انتشار: 2004
نام ترانه: Serpent's Embrace
سبك گروه: Gothic Metal
 
حجم: 2.6MB

نام گروه: Darkthrone (نروژ)
نام آلبوم: Total Death
سال انتشار: 1996
نام قطعه: Black Victory of Death
سبك گروه: Black Metal
 
(حجم 2.3MB)
 

نام گروه: Meads of Asphodel (بريتانيا)
نام آلبوم: Jihad/Freezing Moon - Split With Mayhem
سال انتشار: 2002
نام قطعه: Jihad: The Grisly Din Of Killing Steel
سبك گروه:
Medieval Experimental Black Metal
 

نام گروه: Gates of Ishtar (سوئد)
نام آلبوم: At Dusk And Forever
سال انتشار: 1998
نام ترانه: Wounds
سبك گروه: Melodic Death Metal

 
نام گروه: Altar (هلند)
نام آلبوم: In the Name of the Father
سال انتشار: 1999
نام قطعه: Holy Mask
سبك گروه: Death Metal


لينك دانلود

نام گروه: Majesty (آلمان)
نام آلبوم: HellForces
سال انتشار: 2006
نام قطعه: Guardians of Dragon Grail
سبك گروه: Heavy/Power Metal

 
نام گروه: Black Sabbath (بريتانيا)
نام آلبوم: Master of Reality
سال انتشار: 1971
نام ترانه: Solitude
سبك گروه: Heavy Metal
*
 حجم 2.5Meg
لينك دانلود

نام گروه: UFO (آلمان)
نام آلبوم: Phenomenon
سال انتشار: 1974
نام ترانه: Doctor Doctor
سبك گروه: Hard Rock/Heavy Metal


لينك دانلود

نام گروه: The Vision Bleak (آلمان)
نام آلبوم:
نام ترانه: Elizabeth Dane
سال انتشار:
سبك گروه: Gothic Metal

لينك دانلود

 
 متن تمامي اهنگ ها 
 
 
 
 
 

Chapter I

The feeble leafs decline,
Enshrined in downing deep
The mourn abandoned plains,
Laid down in sombre sleep
Misty shades engulf the sky
Like past, worn memories
The bird's song fills the whispering breeze
With autumns melody

The lunar pale grim shape
At evening's sight renews
It's silented wail relieves
Repressed thoughts anew
I hear the lonesome choir
Of fortunes past my way
Disdained in fiery weeps
Throughout my every day
These skies I hail and treasure thee,
Most pleasant misery
Not pittes thorn I shelter thine
Mysterious harmony

Draw on most pleasant night
Shade my lorn exposed sight
For my grief's when shadows told
Shall be eased in mist enfold
Why should the foolish's hope
Thy unborn passioned cry
Exhaust unheard
Beneath this pleasent sky?
For if the dusking day declined
Could delight be far behind


Be Thou My Lethe And Bleeding Quietus

I drift into luciferous darkness
And kiss the blithesome aeons of quietude

A wounded cupid passes saddened by, dead in the winds eye

O, blood, blood, blood...

...I bath in the sea of vengeance
And conquer cupidity by making the leviathan bleed

I am the wraith in the woebegone guise... lost in the reverie
I mock mortality and as I open my eyes, Ah... I behold thee

The aeons of prophane immortality annihilates the mournful impact
I kiss the woebegone flesh goodbye in life's final act

Oh, exquisite star in the passionate darkness
I love thee... fair temptress


Sleeping Stars

Oh sleeping stars, why are you so sad tonight
Oh sleeping stars, will you shine for me tonight
Oh sleeping stars

Can you see them float in the night sky
Can you hear those echoes of their sweet cries, creating a tune
Can you see them shine so bright
Can you feel their loneliness through their cold light, touching you

My eyes feel so heavy when the stars are calling me
- Join with us eternally -
I'm falling in deep trance and my powers are weakening
I'm falling in a world between dreams and reality

I am now alone in the silent light
And there's nothing but darkness around me
Deeper into unknown the strange light is guiding me
Wake me until it's too late

Suddenly I feel a warmth go through my body
But I feel that a part of me has died, I sense the change in me
I must have been away so long
So please stay with me for a while

Black Dragon


Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam!
Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam!

We invoke thee, Black Dragon of Chaos
We evoke thee, O mighty dragon force
Awaken now from your aeonic slumber -- rise up from the abyss
Dragon of forgotten lore - let your Chaos rule forever more
Lotan - Raise your seven heads and let the ancient ones rule again

Apep - Dragon of devouring darkness, supreme ruler of emptiness
Open up your black diamond eyes and rejoice as Ra's creation dies

Jormungand - Lord of the poisonous sea, fulfill the twilight prophecy
Unleash your hatred upon all life and kill this world in the final strife
Tiamat - Queen of the formless deep - The Eleventh seal is now broken
Hark to your children's invocations and awaken from your dreadful sleep

Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam!
Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam!

Leviathan - Tortuous one, by your Wrathful Chaos our war will be won
Bring forth your darkness, grant us your grace and enlighten us in your wicked ways
Typhon - Lord of dark desires, purify us with your smokeless fires
Make us at one with thyself and walk the earth once again

Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam!
Tohu Tehom Theli Than Leviathan Tanin'iver Taninsam

The North Wind

Beware of the North Wind
It will take you away
(Murdered the same)
Tear apart what's left of your body
You will be left to rot on your knees

You will stop breathing
As you pass away
Suffocate
Your skin turns blue

The eyeballs roll in the back of your head
The North Wind will (pick) you up and take you
A journey to hell

The winds of evil swept over the Earth.
Killing all those worthless souls.
War across, the globe gather around for the storms.
Lords of death, watching us through the words of evil.

The Earth will be, dark as dirt.
No existence of life, just cold and emptiness.
You will stop breathing, as you pass away.
Suffocate.
Your skin turns blue.
 

Ace Of Spades

If you like to gamble, I tell you I'm your man,
You win some, lose some, all the same to me,
The pleasure is to play, makes no difference what you say,
I don't share your greed, the only card I need is
The Ace Of Spades

Playing for the high one, dancing with the devil,
Going with the flow, it's all the same to me,
Seven or Eleven, snake eyes watching you,
Double up or quit, double stake or split,
The Ace Of Spades

You know I'm born to lose, and gambling's for fools,
But that's the way I like it baby,
I don't wanna live for ever,
And don't forget the joker!

Pushing up the ante, I know you wanna see me,
Read 'em and weep, the dead man's hand again,
I see it in your eyes, take one look and die,
The only thing you see, you know it's gonna be,
The Ace Of Spades

 
We are writing the year 1543 A.D., the time the black plaque struck
Agen, here Michael Nostradamus lived with his wife and two children.
He confidently began to treat his felow citizens, but - unfortunately - was
not able to save his family from his old enemy...
-
The final victory
Has crushed the autumn silence
The vinal victory
Has crushed the autumn silence
-
Mortius, domine, lux perpetua luceat
Mortius, domine, lux perpetua luceat
Mortius, domine
-
Mortius, domine
-
Viju svet v notschi tumanoi
Ne prognat mne prisrak strany
Svet Negasnusei svetschi
Gorit, Gorit v notschi

(Vizhu svet v nochi tumannoi
Ne prognat mne prizrak strannyi
Svet negasnuschei svechi
Gorit, gorit v nochi
Translation by Igor Dolotin)


-
So God has found him weeping
And wrath flickered deep withing His eyes
So thy shalt suffer
As long ago the one's been crucified
The keeper of the Lord's mark
Is rising up with this ability
Heavenly damnation
So thou shalt trust the seer

 
And The Physical Shape Of Light Bled

Perish, thy presence is no longer
Feeble energy buried by time, by evolution, by man and mind...
Children of the Beast, Offspring of Hell
Time has come to reap, to triumph
Reap the souls of fools, marked by light
Rejoice in eternal power and eternal sin

Manifest thyself, scorch the land
Scorn the heavens, turned to sand
Stain the ground with sacred blood
Burn their thrones, the end of god

Bleed and cry, thou feeble lord
Blood of thine shall wet my sword
Burn and bleed, thou feeble whore
Burn and bleed, forever more

I am He, who shun the light
Born with sin, to walk by night
Born with sin, born with might
For I am He, who shun the light
Perish, thou of light and purity
Thy presence is no longer
The strength of thine, forever gone
Blessed are we, the Devil's sons

Blessed with fire, born with might
Born with sin, to rule the night

For we are those who shun the light...
I shall drive the stake of sin through the heart of this world...
... leave eternal scars in the weavings of light

Dark Angels' Ascension



When the fires of Hell have burned to the core,
And evil deads are done no more,
Then the Earth shall heave with a mighty roar,
As angles of death to Heaven shall soar.

Great shadows shall fall as one by one
Dark angels wings eclipse the sun.

Salvaging truth
from the wake of their lies,
Stealing their thunder
from the gods and the wise.

All hail! All hail!
As dark archangels rise.

Bloodletting

My shadowed spirit has become a hollow void
There is no solace nothing left but pain
Forever I am called to cross into the unknown
Yet there is a fear which I don't understand
I must retreat from this grasp of life
Embracing the dark, rejoicing in this pain
Forever I'll roam in the realm of my God
I shall escape all that I hate

I am beyond their emotions
I am at one with the dead

Revile and despise the traditions of mankind
Crush the barriers that enslave your soul
And pass the gate to the netherworld
Enter the realm where evil prevails

I drift off into foreign worlds from the fear of mortal life
Pains of steel sweep my arm; I seek the land where humanity dies
The blade does caress my neck and the life flows from the wound
No longer to be mortal, I'll now exist as a God


Eighteen and Life

Ricky was a young boy; He had a heart of stone.
Lived 9 to 5 and worked his fingers to the bone.
Just barely got out of school, came from the edge of town.
Fought like a switchblade so no one could take him down.
He had no money, oooh no good at home.
He walked the streets a soldier and he fought the world alone
And now it's

18 and life You got it
18 and life you know
Your crime is time and it's
18 and life to go

Tequila in his heartbeat, His veins burned gasoline.
It kept his motor running but it never kept him clean.
They say he loved adventure, "Ricky's the wild one."
He married trouble and had a courtship with a gun.
Bang Bang Shoot 'em up, the party never ends.
You can't think of dying when the bottle's your best friend
and now it's

"Accidents will happen" they all heard Ricky say
He fired his six-shot to the wind that blew a child away.



A lady with a violin playing to
the seals
Hearken to the sound of calling

Who tied my hands to
the wheel?
The zodiac turns over me
(Come to me)
Somewhere there my fate
revealed
I hear but how will I see

I tied myself to the wheel
The winds talk to my sails,
not me
(Come to me)
Somewhere there my fate
revealed
I hear but how will I see


Rocka Rolla

Man eatin' momma
Steam driven hammer
Sorts the men out from the boys
Takes no messin'
All in wrestlin'
Is one of her pride and joys
She's a classy
Flashy lassy
Imitation sapphire shrine
Two-faced liar
Full of fire
But I know the flame is mine
Rocka rolla woman for a rocka rolla man
You can take her if you want her
If you think you can
Rocka rolla woman for a rocka rolla man
You can take her if you want her you can
She's a grip and choke ya
Heavy smoker
Wrong side of the law
Midnight Shady
Good time lady
Heavy, ready show you what for
Barroom fighter
Ten pint a nighter
Definite ninety-nine
Diamond cluster
Knuckle duster
Feline on the borderline
Rocka rolla woman for a rocka rolla man
You can take her if you want her
If you think you can
Rocka rolla woman for a rocka rolla man
You can take her if you want her you can

 
Follow your common sense
You cannot hide yourself behind a fairytale forever and ever
Only by revealing the hole truth can we disclose
The soul of this bulwark forever and ever
Forever and ever

Indoctrinated minds so very often
Contain sick thoughts
And commit most of the evil they preach against

Don't try to convince me with messages from God
You accuse us of sins committed by yourselves
It's easy to condemn without looking in the mirror
Behind the scenes opens reality

Eternal silence cries out for justice
Forgiveness is not for sale
Nor is the will to forget

Virginity has been stolen at very young ages
And the extinguisher loses it's immunity
Morbid abuse of power in the garden of eden
Where the apple gets a youthful face

You can't go on hiding yourself
Behind old fashioned fairytales
And keep washing your hands in innocence

 
Serpent's Embrace
She was the dawn of a new day
The crystal voice inside my head
And at times she showed me Eden
Untrodden paths, a sky that's bleeding
Serpent's embrace
Serpent's embrace
Darkness waiting in her eyes, her gaze
Kissed by a fraudulent snake
A soul eater - serpent's embrace
Serpents embrace
She was the dawn of a new day
But all it brought was pure dismay
The sky and sun turned black
Nailed black as ebony
And there was no turning back
No turning back
A golden sun in past times, floating high above
Looking back from now, a collection of strange days, for love
And at time I realized
Everything must surely end, some day
Darkness waiting in her eyes
Darkness waiting in her gaze
She gave birth to a worm of lies
A place of shadows mourn
A soul eater - serpent's embrace
Every dawn of a new day
Too far away, but death in cheap
There's a giant, black sun below
Maybe just below the ground, about six feet deep
Beneath the undertow
Beneath the undertow

Fire
Fire I greet Thee
Give life to shadows grim
So that they may writhe where you dwelt
In life, now dead within
Gaia!
Once mother of all life
Now raped by death
To breed the brethren of black fire
Destruction!
In claw-controe
Neverending bleakness
In the sight of the undead
Black desert of ashes
Under a dark clouded sky
Given shelter to flesheating flames
Starved since creation
Reign from skeleton thrones
The realm of the beast
Black victory of death
No life in this funeral beast

 
Jihad: The Grisly Din Of Killing Steel

I feel death is upon me
When these gods collide
This holy war of faith my key to paradise
In the flaming glint of a sword of fate
In iron birds sent by gods of hate
To kill
*
The flames of hate
Dance in the sky
Made red by genocide
East and west
Are chained by faith
But one in suicide
*
You're a multi racial satanic idol
Of empty promises and empty lies
A false redeemer leading sheep to slaughter
Under blazing moons and burning skies.
*
This grisly din of killing steel
But what god is to blame?
The flames of hate rise ever high
The end is always the same
*
The towers of Babel fell as one
Flesh and stone explode
The debris of Eden for all to gloat
God’s paradise unveiled
*
Thou shalt not kill or maim
Unless god doth decree
Thou shalt then do the same
And kill humanity.

مصاحبه اي در ارتباط با اين اثر:

 
Wounds

Time, What is time? The tale of pain and death, those moments of our lives
Pain never dies; you only suffer more when death stares into your eyes
Wounds never heal; the scars are there to stay as the memory remains
Lost never found, your soul is led astray when your body fades away
Never the same again, scarred by the years of pain
Never the fool again, scarred by the years of pain
To be dead is to always live in their memories
And walk alone on the path of grief
To be dead is to always scream at the silence
Forever trapped in a place of pain
Pain, what is pain? The tales are the pain, the moments never die
Dead are the lies, the truth is here to stay as the liars fades away
Lost, never found, souls are led astray, their words to be slain
Pain never dies; you only suffer more when death stares into your eyes
 

Holy Mask

A perfect member of society
That is what you want us to believe
They say a christian celebrity
There's nothing wrong - in your own conceit

Rely on trust
Calvinist
Deny your lust
Calvinist

You say God is everywhere, he sees from above
and at the end he will judge us all
He has given you the light, you represent
The force that hides us from the fall
But you're on the edge, you stumble yourself
Satan has got you by the balls
So you push yourself, and he will forgive
when you make the final call

It is not the God himself
who should be ashamed
Stupid christian motherfucker
you're the one to blame

You can't always hide, behind your holy mask
The day has come to speak the truth
You children will grow old, and won't be afraid
to tell about their distorted youth
 

 
Guardians Of The Dragon Grail
*
Dragon come over sea, we will fly eternally
We are guardians of the dragon grail
*
Deep in the forest of wisdom
High on the mountains we found resort
Honored our ancient religion
The secrets of the world
*
For centuries the old ones had told of
The riders of dragons, the sacred ones
High in the clouds they were calling
There's magic in their words
*
Deep in our halls you'll find them
Our written chronicles
Knowing that only the chosen
Can take wind to the stars
*
Dragon come over sea, we will fly eternally
Hear the anthem that we sing
We are children on the wing
Take me high to the sky, our spirit will prevail
We are guardians of the dragon grail
*
Breaking through wind and through fire
Dragon, let's fly to the crimson shores
Freedom is all we desire, a bond without a care
*
Over the mountains and rivers
Over the land there's a mystic force
I know the red moon will guide us
Through the northern air
*
Deep in our halls you'll find them
Our written chronicles
Knowing the only the chosen
Can take wind to the stars
*
Dragon come over sea, we will fly eternally
Hear the anthem that we sing
We are children on the wing
Take me high to the sky, our spirit will prevail
We are guardians of the dragon grail
*
Times have changed, years gone by
I see sadness sin your eyes
Mighty dragon fly the earth
Leave all sorrow from this verse
Let us rise into night, where our dreaming cannot fail
We are guardians of the dragon grail
*
Dragon come over sea, we will fly eternally
Hear the anthem that we sing
We are children on the wing
Take me high to the sky, our spirit will prevail
We are guardians of the dragon grail

 
Solitude

*
My name it means nothing
My fortune is less
My future is shrouded in dark wilderness
Sunshine is far away, clouds linger on
Everything I possessed - now they are gone
*
O, where can I go to and what can I do?
Nothing can please me only thoughts are of you
You just laughted when I begged you to stay
I've not stopped crying since you went away
*
The world is a lonely place - you're on your own
Guess I will go home - sit down and moan
Crying and thinking is all that I do
Memories I have remind me of you

 
 
Doctor Doctor
*
Doctor doctor, please
Oh, the mess Im in
Doctor doctor, please,
Oh the mess Im in
She walked up to me
And really stole my heart
And then she started
To take my body apart
*
*livin, lovin, Im on the run
Far away from you
Livin, lovin, Im on the run
So far away from you
*
Doctor doctor, please
Oh, Im goin fast
Doctor doctor, please,
Oh, Im goin fast
Its only just a moment,
Shes turnin paranoid
Thats not a situation for a nervous boy
*
Doctor doctor, please
Oh, the mess Im in
Doctor doctor, please,
Oh, the mess Im in
But you look so angry
As I crawled across your floor
Shes got the strain,
And I cant take any more

 
 
منولوگ آغازين فيلم The Fog
“11:55, almost midnight. Enough time for one more story. One more story before 12:00, just to keep us warm. In five minutes, it will be the 21st of April. One hundred years ago on the 21st of April, out in the waters around Spivey Point, a small clipper ship drew toward land. Suddenly, out of the night, the fog rolled in. For a moment, they could see nothing, not a foot in front of them. Then, they saw a light. By God, it was a fire burning on the shore, strong enough to penetrate the swirling mist. They steered a course toward the light. But it was a campfire, like this one. The ship crashed against the rocks, the hull sheared in two, mars snapped like a twig. The wreckage sank, with all the men aboard. At the bottom of the sea, lay the Elizabeth Dane, with her crew, their lungs filled with salt water, their eyes open, staring to the darkness. And above, as suddenly as it come, the fog lifted, receded back across the ocean and never came again. But it is told by the fishermen, and their fathers and grandfathers, that when the fog returns to Antonio Bay, the men at the bottom of the sea, out in the water by Spivey Point will rise up and search for the campfire that led them to their dark, icy death.”

 


 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 13:55  توسط پیمان آلفا  | 

جان مایکل اُزبورن حرفه موسیقی خود را در اواخر دهه 90 آغاز کرد ، یعنی زمانی که با گیتاریستی به نام تونی ایومی نوازنده بیسی به نام جیزار باتلر و درامری به نام بیل وارد گروه بلک سبث را تشکیل داد.
گروه شیوه خود را با ساختن ملودی های غم انگیز و تم های سیاه شروع کرد و اولین آلبوم خود را در سال 1970 با عنوان بلک سبث منتشر کرد . پس از آلبوم Never Say Die از گروه در سال 1987*، ازبورن راه خود را از بلک سبث جدا کرد و پروژه های شخصی خود را از سر گرفت . او با مدیر جدید برنامه هایش شارون ازدواج کرد و گروه خود را تشکیل داد که نام*Blizzard of ozz را برایش انتخاب کرد . در این گروه رندی رودز نوازنده گیتار ٬ باب دیزلی نوازنده گیتار باس و لی کرسلیک نوازنده درام بودند . اولین آلبوم گروه با عنوان ود گروه در سپتامبر 1980 در انگلستان منتشر شد . گروه که متاثر از اشعار و شیوه بلک سبث کار خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفت از صدایی بلند تر و هوی تر استفاده کند . آن ها فرمول های استاندارد متال را با شیوه های مبدعانه خود در هم آمیختند و آلبوم به مقام هفتم در چارت های انگلستان دست یافت و در رده بندی بهترین های آمریکا مقام 21 را دریافت کرد . آلبوم در کمال تعجب دو سال تمام در صدر فروش بود به یک موفقیت عظیم تبدیل شد . دو عضو گروه یعنی کرسلیک و دیزلی جای خود را به تومی آلدریچ و و رودی سارزو دادند و مدتی کوتاه پس از آن آلبوم Diary of a Madman در نوامبر منتشر می شود.
این بار آلبوم در آمریکا مقام 16 را به دست می آورد و با فروش بالایی رو برو می شود . . به نظر می آمد که ازبورن توانسته بود هواداران خود را از بلک سبث جدا کند . اما نا گهان شهرتش با خدشه ای جدی رو برو شد و ازبورن با لقب حیوان آزار به شهرت سوئی رسید .
در خلال یکی از کنسرتها خفاشی به روی سن پرتاب می شود و ازبورن هم این حرکت یکی از هواداران را با حرکتی عجیب تر پاسخ می دهد . به این ترتیب که سر خفاش را با دندان از بدنش جدا می کند ! این مسئله باعث بروز بیماری در او می شود و ازبورن به بیمارستان منتقل می گردد . اندک زمانی بعد رودز در یک حادثه غیر منتظره هواپیمایی کشته می شود و موفقیت های پی در پی گروه به لحظاتی نا امید کننده تبدیل می شود . ازی با از دست دادن بهترین دوست خود به افسردگی دچار می شود و نقشه های وی برای یک آلبوم از اجرا های زنده تغییر پیدا می کند . او در یک نمایش زنده با دو کبوتر ما جرایی جنجالی می آفریند . یکی از کبوتر ها را رها می کند و سر دیگری را مثل دفعه پیش که سر خفاش را کنده بود ٬ از بدنش جدا می کند و با این حرکت می تواند نظر مثبت مدیران کمپانی جت رکوردز را جلب کرده و با آنها قرار دادی را امضاء کند . از اینجا گیتاریستی به نام جیک ای.لی به او ملحق شده و*The Moon Bark at*در 1984 منتشر می شود . آلبوم نقد های خوبی را شاهد است و در حالی که دو سال بعد وقتی در 1986 اوزبورن با*Ultimate Sinباز می گردد از این نقد های مثبت خبری نیست اما این باعث نمی شود ارزشهای مو جود در آن را نا دیده بگیریم . در همان سال ازبورن متهم می شود که با اشعار خود توانسته شنوندگانش را به خود کشی جلب کند و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را ترویج می دهد . اگر چه این اتهام بعدا" رفع می شود اما باعث می شود تا شهرت سوء ازبورن شدت پیدا کند . سال 1987 با آلبوم زنده ای که سال 1981 ضبط شده بود و عنوان*Tribute *را را بر آن گذاشته بود باز می گردد که یکی از قدرتمند ترین کار های او تا به امروز محسوب می شود . او از کنسرت خود نیز آلبومی تهیه و در سال 1990 راهی بازار می کند و آلبوم جدید خود را یک سال بعد در استدیو ضبط می کند . تا اینجا ازبورن توانسته صدای خودش را مطرح کند . پس کمی از موسیقی کناره گرفت تا وقت بیشتری را کنار خانواده اش صرف کند . وقتی آلبوم No More Tears *در پاییز منتشر می شود شایع می گردد که ازبورن می خواهد با اجرای یک تور کار خود را برای همیشه پایان دهد . اما به دنبال تور آلبومی از آن تهیه و در 1993 با عنوان*Live loud*منتشر می شود . سال بعد ازبورن*Ozzmosis را بیرون می دهد که سه میلیون نسخه از آن به فروش میرسد . بعد از آن بود که ازبورن دست به ابتکار جدیدی به نام**Ozzfestمیزند که در واقع برنامه کنسرتی بود که سالانه به عرفی برنامه های خودش در کنار سایر گروه های متال می پرداخت . در سال 97 گروه هایی همچون پنترا ٬ مریلین منسون و بلک سبث در این برنامه شرکت کردند و ازی آلبومی از این اجراها منتشر ساخت . او همراه با گروه سابق خود (بلک سبث) قطعاتی از را ضبط و البومی تحت عنوان*Reunion را ساخته و ارایه می دهد .او مدتی بعد همراه با درامر*سابق گروه فيت نومور يعنی مايک بوردن و رابرت تروجيلو نوازنده سابق*باس**در گروه*T.I.G ,*و وايلد نوازنده گيتار دنباله ای*برای Ozzmosis را ساخته و ارايه می دهد .**او با آلبوم Downto Earth که در پاییز 2001 منتشر می شود دور تازه ای از فعالیت انفرادی را پس از مدت ها آغاز می کند و همراه با راب زامبی یک تور عظیم به راه می اندازد و در همین اثنا از سویM T V برای برنامه ای دیدنی دعوت به همکاری می شود و به این صورت که زندگی خانوادگی او هوراه با سایر اعضا خانواده به صورت یک سریال شبانه تلویزیونی در می آید که با نام خانواده ازبورن سرو صدای فراوانی به راه می اندازد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 13:9  توسط پیمان آلفا  | 


ديو دی مارتينو - ظرف دو سال گذشته اوزی آزبرن از سخنگوی غيررسمی موسيقی نامأنوس به نفر اول و

پدر آن تبديل شده است. به خصوص با سريال واقعی «خانواده آزبرن» كه برای سومين فصل متوالی پخش

آن از MTVادامه دارد. اين سريال شارون همسر اوزی، پسرش جك و دخترش كلی را به ستارگان شبانه

تلويزيون تبديل كرده. در كنار آن مصاحبه با باربارا والترز نيز در اين محبوبيت نقش موثری ايفا كرده است.

علی رغم بی توجهی مراسم جوايز سالانه موسيقی آمريكا، اوزی با تورهای سالانه OZZ fest به فعاليت

خود ادامه می دهد.البته در زندگی خانواده آزبرن، همه چيز بر وفق مراد نيست. شارون همسر اوزی مبتلا

به سرطان روده است و اين موضوع ذهن اعضای خانواده را به شدت به خود مشغول كرده. حتی ميليون

ها بيننده مراحل شيمی درمانی او را از طريق دوربين های تلويزيونی تعقيب می كنند. و اوزی به تازگی در

مراسم شب سال نو، عقد شارون را به صورت رسمی در آورده كه خود نشانگر حق شناسی او نسبت به

همسرش است. اوزی مصاحبه ای با سايت yahoo launch انجام داده و درباره زندگی مرموز، وحشی و

شگفت انگيز خود صحبت كرده است.

با هم می خوانيم:

• درباره شهرت چه نظری داری؟ تصوير تو در اذهان عمومی آشناست.

خوب. هر وقت با كسانی كه من را نمی شناسند برخورد می كنم، می گويند: اوه تو همونی هستی كه

به همه نيش و كنايه می زنه؟ اما چيزی كه من را ناراحت می كند اين است كه آنها درباره من فقط همين

را شنيده اند. اگر اين تمام چيزی است كه درباره اوزی آزبرن فكر می كنيد، كاملاً در اشتباهيد.


• پس خودت بگو، اوزی آزبرن به چه فكر می كند؟

به كار كردن، به مردم و به سرگرم كردن مردم فكر می كنم. من يك مرد خانواده هستم. يك همسر و يك

پدر. من در طول سال ها كارهای زيادی كرده ام كه قطعاً نمی خواهيم در مورد آنها حرف بزنيم. من

هميشه تلاش می كنم تا كارم بهتر شود. می دانيد، من به پيشرفت مداوم فكر می كنم. تمام عمرم چنين

كرده ام. هميشه فكر می كنم كه امروز چه كار كنم تا زندگی ام بهتر باشد تا احساس شعف كنم. مثل

ترك كردن سيگار.


• آيا ترك سيگار برايت سخت بود؟

هميشه فكر می كردم ترك مواد مخدر، الكل و سيگار سخت ترين كار ممكن برای من باشد. شما فيلم

های قديمی را نگاه می كنيد؟ آنها شما را به انجام كاری ترغيب می كنند. وقتی يك هنرپيشه سيگار به

دست می بينيد، هوس می كنيد سيگار بكشيد.


• خب، به نظر تو احمقانه ترين كاری كه در عمرت مرتكب شده ای چيست؟

فقط يك كار نبوده. من لباس های زنانه پوشيده ام، به شكل نازی ها در آمده ام، روی صحنه لخت شده

ام، بدمستی كرده ام، خيلی كارهای احمقانه مرتكب شده ام. اما اين تنها بخشی از شخصيت اوزی

است. ۹/۹۹ درصد رفتارهايم بدون تفكر و برنامه ريزی قبلی بوده است. بعضی هايشان جداً غلط بوده و

بعضی ديگر جداً درست. اما غيرممكن است كه در يك ساعت بتوانم در مورد تمامشان توضيحی بدهم. تو

فيلم «آن سوی موسيقی» (مستندی درباره زندگی اوزی آزبرن) را ديده ای؟ من از خانواده ای پرجمعيت

سر بر آورده ام. سه خواهر بزرگ تر و دو برادر كوچك تر داشته ام. در فيلم با خواهرم مصاحبه می كنند و

اين اولين بار بود كه پس از سال ها او را می ديدم. من زندگی بی نهايت خاصی داشتم. بعضی وقت ها

می نشينم و به زمانی كه هيچ پولی نداشتم فكر می كنم. وقتی در آن شرايط قرار داريد، غمگينانه فكر

می كنيد اين شرايط تا ابد ادامه خواهد داشت. ناگهان رعدی می زند و... اين منم. پولدار و ثروتمند. هر

چيز بخواهم دارم. هرگز يك آلبوم شماره يك در آمريكا نداشته ام. اما چند نسل به آهنگ هايم گوش داده

اند و سی سال است كه كار می كنم. بعضی از طرفدارانم بيش از سی سال است كه من و كارم را می

شناسند. اما هميشه بر طرفدارانم افزوده ام. وقتی به آلبوم های اوليه ام گوش بدهيد باورتان نمی شود

كه بيست و يك ساله بوده ام. همان طور كه باورتان نمی شود الان چهل و نه ساله باشم. فقط باور می

كنيد كه من اوزی آزبرن هستم. منظورم را می فهميد؟


• راز اين ماندگاری چيست؟

نمی دانم. امروز صبح در مصاحبه ای تلفنی از من همين سئوال را پرسيدند و گفتم نمی دانم. منظورم اين

است كه هرگز در زندگی ام نتوانسته ام برای آينده برنامه ريزی كنم. ممكن بود به خاطر بلاهايی كه

سرخودم آورده ام، بميرم. مواد مخدر، الكل و روش زندگی ام در سی سال گذشته را می گويم. اكنون

ممكن است حشره ای كمياب برفراز سرم پرواز كند، روی شانه ام بنشيند و من بميرم اما زندگی ام يك

زندگی واقعی بوده است.


• فكر نمی كنی زندگی ات اين گونه نابود می شود؟

هنوز به كارم اعتقاد دارم. من از آن دسته آدم هايی نيستم كه با خود می گويند: «سال آينده فلان برنامه

را خواهم داشت و حتماً همين كار را خواهم كرد.» من آدم خوش شانسی هستم. من حتی نوازندگی بلد

نيستم. فكر نمی كنم خواننده بزرگی باشم، اما با شنوندگانم ارتباط برقرار می كنم. يك هنرمند داريم، يك

خلأ در ميانه و سپس شنوندگان. ترجيح می دهم در ميان شنوندگان باشم. می خواهم برای مدت يك

ساعت و نيم من در آنها و آنها در من حل بشوند. من به خاطر ضد مسيح بودن و تشويق جوانان به

خودكشی، مورد نكوهش قرار می گيرم. اما اينها همه اش مزخرف است. تفكراتم اين گونه نيست. تنها

كاری كه می كنم گذراندن شب هالووين در بيرون شهر است. شب هالووين با شب های ديگر برايم فرقی

ندارد. اگر اين كار در شب هالووين جرم است، پس تمام بازداشتگاه های پليس در چنين شبی بايد پر از

آدم های شيطانی باشد.


• خيلی از مردم فكر می كنند تو واقعاً پليد هستی.

من معتقدم هرگز درباره كتابی از روی جلدش قضاوت نكنيد. من حتی خودم هم نمی دانم اوزی كيست؟

اما اگر درباره اوزی تصورات خاصی داريد، من كی هستم كه نظر شما را تغيير بدهم؟ منظورم اين است كه

اگر فكر می كنيد من روی سقف می خوابم يا شب ها پرواز می كنم يا گلوی آدم ها را نيش می زنم، خوب

باشد می توانيد اينجوری فكر كنيد. اما تنها چيزی كه به آن فكر می كنم اين است كه مردم به كنسرت

هايمان بيايند و لذت ببرند. نمی خواهم كسی به هيچ وجه به خودش آسيبی برساند و هميشه آدم خيری

بوده ام، حتی اگر كسی باور نكند. مذهبی نيستم اما افكارم نيز قطعاً پليد نيستند.


• كمی در مورد كنسرت هايت صحبت كنيم. با ايده تور سالانه ozzfest چگونه كنار آمدی؟

داستان اين تور سالانه از ده سال پيش شروع شد دوستی دارم كه در كار موسيقی است و در انگلستان

برنامه های راديو تلويزيونی می سازد. روزی به من گفت: «خدا خواسته تا تو زنده بمانی. مطمئنم در آينده

برنامه های مفصلی خواهی داشت كه ستاره اصلی آن خودت خواهی بود.» در سال ۱۹۹۶ همسرم

گفت: چه كار می خواهی بكنی؟ جواب دادم: نمی دانم آيا می توانم شب های متوالی هر شب دو و نيم

ساعت برنامه اجرا كنم يا نه. و همسرم گفت: امتحان كن و من در سال ۹۶ چهار ozzfest برگزار كردم كه

همه بليت هايش به فروش رسيد. در سال ۹۷ شارول پيشنهاد كرد دوباره اين كار را تكرار كنم. و ما بيست

و دو برنامه اجرا كرديم و آواز چون آتش از دهانم بيرون می ريخت. و اين دومين تور پرمخاطب در تاريخ شد.

(پس از وود استاك). اما ما احمق نيستيم. فكر نمی كنم اين برنامه تا ابد موفق باشد. سرانجام روزی اين

كار تمام می شود و من كنار می روم. هيجان انگيز است. هميشه می نويسی، ضبط می كنی، اجرا می

كنی و دوباره از اول، نوشتن، ضبط، اجرا. اما جايی بايد پارك كنی و استراحت كنی و كار ديگری انجام

بدهی. می فهمی؟


• چندی پيش قصد بازنشستگی داشتی؟

می دانی، من از آن دسته آدم هايی هستم كه اگر در روز بدم به سراغم بيايی، به تو می گويم: لعنتی، از

جلوی چشمم دور شو. ديوانه می شوم. يكی از همين روزها به شارون گفتم : خيلی وقت است كه كار

می كنم و هيچ وقت فرصت لذت بردن از حاصل زحماتم را ندارم. می خواهم بازنشسته بشوم. آن موقع بود

كه قطعه No more tears را ساختم و بازنشستگی خودم را پس از آن تور اعلام كردم و بعد خودم را

بازنشسته كردم و به خانه رفتم. در يخچال را باز كردم و بستم. نشستم دوباره پا شدم و در يخچال را باز

كردم. شارون گفت: تو چته؟ گفتم: حوصله ام سر رفته. شارون گفت: ديوانه ام كردی با اين بازنشستگی

ات. تو نمی توانی توی خانه بنشينی پس بازنشستگی را فراموش كن. من از آن تيپ آدم هايی هستم كه

وقتی بيرون هستم می خواهم بروم خانه و وقتی در خانه هستم می خواهم بروم بيرون هميشه در حال

تحرك و جست وخيزم. بايد كاری برای انجام دادن داشته باشم. اگر در خانه بنشينم و از پنجره بيرون را نگاه

كنم، خواهم مرد.


• آيا هيچ وقت اين وسوسه را داشتی كه همسرت شارون را مدير برنامه هايت بكنی؟

اولين مشاور مالی و مدير برنامه هر مرد متأهلی، همسرش است. يك روز يك ماشين گنده خريدم و دم در

خانه تحويل گرفتم. خيلی خوشحال بودم. ناگهان همسرم وارد شد و گفت: متشكرم كه بالاخره برايم يك

ماشين خريدی. گفتم: برای تو نخريده ام. او گفت: چرا ولی فكر كردم فراموش كرده ای. گفتم : پس خودم

چی؟ و همسرم گفت : بی ام و قديمی ام را فرستاده ام تعمير كنند. می توانی از آن استفاده كنی! می

بينيد! حالا بگوييد ستاره واقعی كيست؟ البته می دانيد، من در طول روز مشغله های خودم را دارم، بچه

های گروه، نوازندگان موقت، اما شارون عشق زندگی ام است. او فوق العاده است. به عنوان مثال امروز

كه بيدار شدم به او تلفن زدم و پرسيدم: برای مصاحبه امروز چی بپوشم؟ او گفت: از من می پرسی چی

بپوشی؟ اما اگر نمی پرسيدم می گفت: اين را پوشيدی!؟ می بينيد اگر بپرسم يكجور دردسر دارم و اگر

نپرسم يكجور ديگر. اميدوارم فكر نكنی من آنقدر خنگ و بی دست و پا هستم كه برای لباس پوشيدنم

ديگران بايد نظر بدهند. اما از بعد تجاری و اقتصادی و تصميمات مربوط به آن به شارون اعتقاد و ايمان كامل

دارم. بعضی وقت ها اشتباه می كند. اما اغلب تصميماتش درست است.


• به نظر می رسد ازدواج موفق و زندگی خانوادگی خوشی داری؟

بچه هايمان برايمان خيلی مهمند. ضمناً ما خيلی سگ دوست داريم. تقريباً ده تا سگ داريم. قبلاً با زن

ديگری ازدواج كرده بودم. اما به خاطر الكل و مواد مخدر آن زندگی را نابود كردم و اين تأثير خيلی بدی روی

بچه هايم گذاشت. اين چيزها روی بچه ها تأثير خيلی بدی می گذارد. می دانی در آمريكا ازدواج خيلی

ناگهانی اتفاق می افتد. «اوه حوصله ام سر رفته، بيا اين هفته ازدواج كنيم!» وقتی ازدواج كردم معنی آن

را درست نمی فهميدم. من اولين ازدواجم را نابود كردم. با دومی اش هم تقريباً همين كار را كردم. اما

قرارداد ازدواج سنگين ترين قراردادی است كه در طول عمرت امضا می كنی و وقتی بچه ها به دنيا می

آيند ناخودآگاه سنگين تر هم می شود.

منبع روزنامه شرق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 12:9  توسط پیمان آلفا  | 

evanescence1-اجراي acoustic از going under

2-اجراي farther away در rock am ring 2004

3-اجراي thoughtless در rock in rio بخش اول

3-اجراي thoughtless در rock in rio بخش دوم

دانلود ويديو every body's fool

my last breath

VIDEO - Whisper live in Germany Cologne

VIDEO - Farther Away in Zenith

براي دريافت 35 tab از آهنگهاي evanescence ٬ لينك زير رو دانلود كنين

ورژن چيني my immortal هم آمد !

بیش از 2 گیگ تصویر از evanescence

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 13:13  توسط پیمان آلفا  | 

گروه evanescence نه سال پیش توسط ben moody و amy lee که هم مدرسه ای بودن به طور کاملا اتفاقی تشکیل شد.
amy lee خواننده و آهنگساز21 ساله و ben moody هم گیتاریست و آهنگساز 28 ساله گروه هستن که البته ben moody حدود 1 سال پیش بنا به دلایلی از گروه جدا شد. دیگر اعضای این گروه john lecompt که گیتار میزنه william boyd که بیسیست هستش و rocky gray درامر گروه هستن terry blasmo هم از گروه the cold جایگزین ben moody شد.
زادگاه این گروه هم ارکانزاس و شهر کوچک لیتل راک هستش.
قبل از آلبوم جاودانه fallen چند آلبوم ديگه هم درست شده بود كه public نشدن و فقط حدود 200 كپي از آنها تهيه شد.
در مورد سبك آهنگها هم بايد بگم gothic rock هستش . آلبوم fallen حدود 17 ماه پيش release شد و 43 هفته در top 10 بيلبورد بود .5.3 مليون كپي تو آمريكا و 12 مليون كپي هم در كل دنيا فروش داشت . من خودم 15 ماهه كه دارم 11 تا آهنگ fallen رو گوش ميكنم ولي هنوز هم آهنگهاش برام جذابن و تكراري نشدن
يكي از مهمترين دلايل موفقيت fallen اينه كه 7 سال رو اين آلبوم كار شده به طور مثال آهنگ my immortal مربوط به سال 98 هستش
خصوصيت منحصر به فرد آهنگهاي evanescence كه اونها رو از هر نظر با بقيه آهنگها متمايز ميكنه شعر هاي فوق العاده پر معني و عميق اونهاست . آهنگهايي مثل my immortal و tourniuet و imaginary و ... داراي بالاترين سطح محتوا هستن . به نظر من amy lee و ben moody قبل از اينكه آهنگساز خوبي باشن شاعرهاي قابلي هستن.
اين بخش اول معرفي evanescence بود اگر از اين متن خوشتون اومد بهم بگين تا بخشهاي بعديش رو هم بنويسم ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 12:45  توسط پیمان آلفا  | 

جاودانه من


من از اینجا بودن خیلی خسته ام
و ترسهای کودکانه ام مرا محصور کرده اند
اگر باید مرا ترک کنی
امیدوارم که حضورت
(که هنوز اینجاست و مرا تنها نمیگذارد)
نیز مرا ترک کند
به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند
این درد کاملا حقیقی است
و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد

وقتیکه تو گریه میکنی
تمام اشکهایت را پاک میکنم
وقتیکه فریاد میزنی
با تمام ترسهایت مبارزه خواهم کرد
من در تمام طول این سالها
تنها دست تو را در دست داشتم
ولی تمام وجود من متعلق به تو بود

تو عادت داشتی که مرا
با نور افسونگر خویش مجذوب کنی
حال من توسط زندگی که تو پشت سر گذاشتی محصور شده ام
تنها رویای دلپذیر من
چهره توست که همواره در جلوی روی من است
و صدای تو تمام روح مرا متاثر میکند

من به سختي پزيرفتم كه تو رفته ای
اگر چه تو هنوز با منی
ولی من در طول این مسیر تنها بوده ام

براي دريافت mp3 اين آهنگ

متن انگلیسی در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 12:43  توسط پیمان آلفا  | 



Aggressive


اصطلاح Aggressive عموما به موسيقي گروه هايي اطلاق مي گردد كه در چهارچوب سبك خود داراي آثاري به شدت سريع تر و تهاجمي تر نسبت به ساير گروه ها مي باشند. در موسيقي Metal معمولا گروه هاي Thrash, Power و Progressive اين استايل را در آثار خود به كار مي برند.

Atmospheric


اصطلاح Atmospheric براي موسيقي گروه هايي كاربرد دارد كه با استفاده از اصوات ديجيتالي و افكت هاي صوتي, فضايي رويايي و پراحساس در آثار خود خلق مي كنند. اين گروه ها تكيه بسياري بر موسيقي Dark Ambient دارند. استايل Atmospheric بيشتر با سبك هاي Black, Doom و Gothic در ارتباط است.

Avante-Garde


عده اي Avante-Garde Metal را به عنوان يك Sub Genre مي شناسند, با اين حال عده نيز آن را تنها به عنوان يك استايل پديرفته اند. موزيسين هاي اين سبك كه تقريبا همگي به زير شاخه Black Metal تعلق دارند, علاقه وافري به استفاده از اصوات و سازهاي نامعمول در موسيقي متال از خود بروز مي دهند. اين نوازندگان همچنين گرايش بسياري نيز به سبك هاي جز و آوانگارد دارند, با اين حال نبايد آن را با موسيقي Progressive كه در آن نيز گرايش به سمت جز ديده مي شود اشتباه گرفت.

Brutal


اصطلاح Brutal عموما در مورد گروه هاي Death و Grindcore كاربرد دارد. از كلمه Brutal براي متمايز ساختن گروه هايي استفاده مي گردد كه داراي موسيقي به مراتب سنگين تر و خشن تري نسبت به گروه هاي معمول در اين سبك ها مي باشند.

Dark


اصطلاح Dark بيانگر فضايي تيره و افسرده در موسيقي متال است. استيل Dark يا Dark Metal كه بيش از هر چيز با گروه هاي Doom پيوستگي دارد, بيانگر گروه هايي در اين سبك است كه به جاي فضاي غمناك, از فضايي تيره و ترسناك در آثار خود بهره مي جويند.

Electronic


اين اصطلاح طيف گسترده اي از معاني را شامل مي شود. گاه به گروه هايي اطلاق مي گردد كه در آثار خود از سبك Industrial استفاده مي كنند و گاه نيز به گروه هايي كه اصوات سازهاي اصلي موسيقي Metal مانند گيتار يا درامز را بوسيله ادوات الكترونيكي ضبط مي كنند. از سوي ديگر گروه هايي كه داراي موسيقي تجربي بوده و از اصوات الكترونيك بهره مي گيرند نيز با نام Electronic شناخته مي شوند.

Epic


اصطلاح Epic به استايل گروه هايي در موسيقي متال اشاره دارد كه فضايي حماسي و باشكوه را در موسيقي خود به نمايش مي گذارند. اين گروه ها معمولا گرايش بسياري به استفاده از كيبورد و چندين خواننده و گروه هاي كر دارند. اصطلاح Epic بيشتر در كنار سبك هاي Folk, Black, Gothic و Death ديده مي شود.

Melancholic


اصطلاح Melancholic بيانگر حالتي بسيار افراطي در ايجاد فضاي هاي افسرده و نااميدانه است. اين فضا البته تا حدود بسياري نيز حالت روانپريشانه داشته و بدين صورت بيش از هر چيز با سبك Doom و بويژه با زيرشاخه Funeral Doom در ارتباط است. البته برخي گروه هاي Symphonic Gothic و Symphonic Black نيز به اين استايل گرايش دارند. اين استايل را با نام Depressive نيز مي شناسند.

Melodic


استايل Melodic عموما به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضاي ملوديك تري را به نسبت گروه هاي هم سبك خود به نمايش مي گذارند. در گروه هاي Melodic تكيه بر ريف هاي سنگين كمتر ديده مي شود, در عوض ملودي ها نمود بيشتري به خود مي گيرند. اين صطلاح بيش از هم با سبك هاي Power, Death و Black داراي ارتباط مي باشد.

Operatic


اصطلاح Operatic بيانگر شيوه گروه هايي در موسيقي Metal است كه از موسيقي و آوازهايي به شيوه سنتي اپراهاي اروپايي در آثار خود بهره مي گيرند. اين استايل بيش از هرچيز با استايل گروه هاي Symphonic درايا پيوند مي باشد.

Raw


اصطلاحا به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضايي بسيار خشك و خشن را به مانند گروه هاي دهه هشتاد در آثار خود به نمايش مي گذارند. در موسيقي چنين گروه هايي از اصوات كيبورد و افكت هاي ديجيتالي استفاده نمي گردد. از اين اصطلاح عموما براي تمايز گروه هاي اوليه سبك Black از گروه هاي Symphonic استفاده مي كنند.

Symphonic


اصطلاح Symphonic بيانگر استايل گروه هايي است كه از اصوات سمفونيك در آثار خود استفاده مي كنند. اين اصوات معمولا بوسيله كيبورد اجرا مي شوند, با اين حال گروه هاي معدودي از سازهاي واقعي نيز در آثار خود بهره مي گيرند. گروه هاي Symphonic معمولا هارموني سنگين و حجم صداي بلايي در قياس با ساير گروه ها توليد مي كنند.

Technical


اين اصطلاح بيانگر گروه هايي است كه نوازندگان آنها داراي توانايي بسيار بالايي در اجراي ساز خود مي باشند. اصطلاح Technical را نبايد با Progressive اشتباه گرفت, با اين حال اكثر گروه هاي Technical داراي موسيقي قدرتمندي نيز از لحاظ ساختارهاي تكنيكي مي باشند. اين استايل معمولا در كنار سبك هاي Death و Thrash كاربرد دارد.

پي نوشت1: موسيقي Progressive در كنار ساير سبك هاي Metal نقش يك استايل را ايفا مي كند و عموما نمي توان آن را به صورت يك سبك تلفيقي در نظر گرفت.

پي نوشت2: عده بسياري معتقدند موسيقي Folk Metal را به دليل ماهيت آن بايد به صورت يك استايل در نظر گرفت , نه يك sub Genre از موسيقي Heavy Metal
***
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 20:16  توسط پیمان آلفا  | 

  روز هفتصد و پانزدهم. اين آخرين ميان نويسى است كه در اواخر مستند متاليكا: نوعى هيولا ساخته جو

برلينگر و بروس زينافسكى روى تصوير ظاهر مى شود. ساخت جديد ترين آلبوم گروه متاليكا با عنوان قديس

خشم به يك ماراتن تمام عيار تبديل شد. در سينما حتى ستارگان مقتدرى چون تام كروز، بايد بر طبق

برنامه از پيش تعيين شده كار كنند. اما در صنعت موسيقى رسمى حاكم است و آن اينكه وقتى گروهى

وارد استوديو مى شود، تا زمانى كه همه چيز واقعاً مرتب و درست نباشد از آن خارج نخواهد شد. ۷۱۵ روز

زمانى بود كه صرف آمادگى كامل گروه متاليكا شد تا يك آلبوم ضبط كنند. به هر حال متاليكا در موسيقى

گروه مهمى است. ركورد پرفروش ترين تور هاى موسيقى دهه ۹۰ آمريكاى شمالى و فروش نود ميليون

نسخه از آثار گروه ظرف دو دهه گذشته دستاورد قابل توجهى است. وقتى خواننده گروه جيمز هتفيلد

روى صحنه مى خواند رو به راه به نظر نمى رسد و تعجبى هم ندارد كه مثل جك بلك در فيلم مدرسه راك،

به زمين هم بيفتد. طرفداران به خاطر هتفيلد متاليكا را دوست دارند. روى صحنه جاى مناسبى براى از

هوش رفتن نيست. و بعد دوربين هاى برلينگر و زينافسكى به كار مى افتند، گره گشايى مى كنند و وارد

جرو بحث ها و مشاجره هاى اعضاى گروه مى شوند. هتفيلد مدت كوتاهى پيش از نمايش فيلم در نيويورك

گفت: «وقتى تصاوير خودم را در اين فيلم مى بينم، خب اصلاً راضى نيستم. خيلى غيرقابل تحمل به نظر

مى رسم.» متاليكا: نوعى هيولا چيزى وراى يك مستند درباره موسيقى است، هر چند كه قطعات

موسيقى در آن فراوان به گوش مى رسد. اين فيلم گوشه اى پرارزش از تاريخ فيلمسازى است كه پنج

شخصيت انسانى متفاوت (سه عضو گروه و دو فيلمساز) را براى مدتى طولانى كنار هم قرار مى دهد.»

اين مستند از آن فيلم ها نيست كه خواننده هاى راك از خودشان براى مستند ساز ها بگويند و بعد مستند

ساز ها چيز دندان گيرى از خواننده هاى راك به تماشاگر نشان ندهند. متاليكا: نوعى هيولا سرشار از واقع

گرايى و حقيقت زندگى است. متاليكا حدفاصل سال هاى ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ را در ركود و رخوت كامل به سر

برد. كارگر هاى قديمى سان فرانسيسكو، اين دوره را در پريشانى و آشفتگى از سر گذراندند. تمام دردسر

ها براى ضبط آلبومى بود كه بعد ها قديس خشم نام گرفت. در طول مدت تمرين و ضبط قطعات اين آلبوم،

اعضاى گروه توسط دكتر فيل تاول تحت روان درمانى قرار گرفتند. اين روان شناس سعى

داشت تنش هاى جارى ميان اعضاى گروه را از ميان ببرد و خشم و اضطراب هاى آنان را مهار نمايد. به

جيمز هتفيلد و لارس اولريخ نوازنده درام گروه، كه گروه متاليكا را در سال ۱۹۸۱ بنيان گذاشتند. و كرك

همت گيتاريست گروه كه يك سال بعد به آنها افزوده شد. به جز اين سه نفر نوازندگان متعددى در بيست

و سه سال گذشته به گروه پيوستند و بعد هر كدام به دلايلى راه خود را جدا كردند. مدت كوتاهى پس از

آغاز فيلمبردارى هتفيلد به علت اعتياد شديد به الكل گروه را ترك كرد و يازده ماه را در كلينيك هاى بازپرورى

صرف ترك اعتياد نمود. خود هتفيلد درباره آن دوران مى گويد: «تصميم اين بارم براى ترك الكل جدى بود.

نمى خواستم مثل دفعات قبل پيش يك روانپزشك بروم. دليل اصلى اش هم اين بود كه همسرم مرا از

خانه بيرون انداخته و گفت: برو تو يه بيمارستان بسترى شو، تو واقعاً به كمك احتياج دارى.»

وقتى هتفيلد برگشت، بالاخره گروه كارساخت آهنگ ها را به پايان رساند و ضبط را آغاز كرد. گيتار بيس

خشم را باب راك تهيه كننده متاليكا نواخت. بعد هم رابرت تروخيلو نوازنده بيس سابق گروه آزى آزبرن براى

تور سيزده ماهه گروه استخدام شد. آزبرن هم بلافاصله جيسن نيوستد نوازنده سابق بيس متاليكا را

جايگزين تروخيلو كرد. در واقع خروج نيوستد از متاليكا در سال ۲۰۰۱ جرقه آغاز بحران در گروه بود. بعد تاول

روان شناس استخدام شد. در فيلم صحنه اى هست كه تاول مى گويد فروش خانه اش در

آركانزاس ربطى به حقوق ماهيانه چهل هزار دلارى اش كه از گروه هوى متال كاليفرنيايى مى گرفت ندارد.

زمانى كه تاول را در يك ميهمانى پيش از نمايش افتتاحيه فيلم در نيويورك ديدم متعجب نشدم. او همراه

شان پن و كلى از برو بچه هاى سينماى مستقل نيويورك، مشغول گپ زدن بود و هتفيلد كه در فيلم چهره

ناخوشايندى از خود به نمايش گذاشته مى گويد: «فكر مى كنم حضور تاول يك هديه بود، يك هديه

پدرانه.» برلينگر و زينافسكى اولين بار اعضاى گروه متاليكا را در سال ۱۹۹۶ و براى كسب اجازه استفاده از

ترانه مشهور بازگشت به خانه (آسايشگاه روانى) از آلبوم عروسك گردان در فيلم گمشده در بهشت

ملاقات كردند. گمشده در بهشت مستندى بود درباره سه نوجوان اهل ممفيس كه به جرم كشتن سه نفر

در مراسم شيطان پرستان در حال گوش دادن به موسيقى هوى متال دستگير شده بودند. بنيادگرايان

مذهبى هميشه با موسيقى متال مخالفت مى ورزند اما با سبك هاى ديگر موسيقى مشكلى ندارند. البته

جريان اصلى موسيقى هم دل خوشى از موسيقى متال ندارد. مطبوعات هم همين طور، مثلاً گاردين همه

سبك هاى موسيقى را نقد مى كند و به آن مى پردازد. اما به ياد نمى آورم در گاردين نقد يا مقاله اى

درباره متاليكا يا مثلاً مگاوث خوانده باشم و اين غيرمنصفانه است. متاليكا در دو دهه گذشته حضورى مقتدر

در عرصه موسيقى جهانى داشته و قديس خشم آلبومى متفاوت و چالش برانگيز است. بيشتر از آن كه به

سبك ترش متال (Thrash metal) نزديك باشد به سبك پانك (Punk) شباهت دارد. «آنها بازگشتى به

سبك و سياق سال هاى اوليه فعاليت شان داشته اند» كتى كمپينا نويسنده مجله آمريكايى متا اج،

راهنماى من در دنيايى كه دايناسور هايش هنوز از ميان نرفته اند اين جمله را بر زبان مى آورد. او مى

گويد: «قديس خشم يك آلبوم كاملاً شخصى است. آنها در اين آلبوم تحت تاثير هيچ كس حتى زينافسكى

و برلينگر، قرار نگرفته اند. همه در اين پروژه همديگر را جدى گرفته اند.» زمانى كه زينافسكى و برلينگر با

گروه متاليكا ديدار كردند، در واقع علاقه اى به موسيقى هوى متال نداشتند. برلينگر در اين باره مى

گويد: «در سال ۱۹۹۶ براى موسيقى بعضى از فيلم هايمان با گروه متاليكا آشنا شديم. به نظر يك مشت

مست و ابله و بى عقل مى رسيدند. ما طرفدار موسيقى آنها نبوديم، اما براى موسيقى فيلم مان به آنها

نياز داشتيم.» اعضاى گروه نه تنها با خواسته آنها موافقت كردند، بلكه يكى از ترانه هاى خود را نيز به

شكل مجانى در اختيار آنها قرار دادند. لارس اولريخ درامر گروه با اشاره به مستند نگهدارى از برادر ساخته

زينافسكى و برلينگر كه در جشنواره سال ۱۹۹۲ ساندنس برنده جايزه بهترين مستند شد مى گويد: «از

وقتى آن فيلم را ديدم، طرفدار جو و بروس شدم. مستندى بود درباره چهار برادر نيمه خل و چل كه در

نيويورك زندگى مى كردند.» متاليكا: نوعى هيولا هم از بعضى جهات شباهت هايى با آن فيلم دارد. برلينگر

مى گويد: «آنها خيلى معقول و جذاب به نظر مى رسند و خيلى هم روشنفكر و مطلع. براى ما خيلى

جالب بود كه پرسوناى آنها روى صحنه با آنچه در زندگى عادى بودند تفاوت هاى بسيارى داشت. لارس

اولريخ يك عشق سينماى واقعى است كه خيلى فيلم ديده.» در واقع وقتى اولريخ فهميد كه اين دو قصد

دارند مستندى درباره آلبوم جديد گروه بسازند، هيجان زده شد. حتى درخواست كرد فيلم چيزى بيش از

يك اطلاع رسانى تجارى باشد. «نگران تجارى و سطحى درآمدن كار بودم. اما فيلم چيزى فراتر از حد

انتظارم شده است.» دو فيلمساز هم همين نگرانى را داشتند. زينافسكى در اين باره گفت: «با ساختن

فيلمى مثل بهشت گمشده نمى توان ثروتمند شد. اما از راه ساخت آگهى هاى تبليغاتى پول در مى

آورديم و اين پروژه يك كار كاملاً شخصى بود.» اما خب هميشه مشكلاتى هم هست. «هر بار كه به ديدن

آنها رفتيم، گفتيم كه نمى خواهيم يك مستند تبليغاتى صرف بسازيم جيمز به ما نگاه مى كرد و مى گفت

امكان نداره. هتفيلد حتى قبل از ترك اعتيادش به الكل هم آدم ترسناكى به نظر مى رسيد. اندامى ورزيده

پر از خالكوبى با صدايى گيرا و خشن. يكى از خوفناك ترين آدم هايى كه تاكنون ديده ام.» اما وقتى جيمز

پس از ترك اعتياد بازمى گردد مى گويد: «الان در بهترين شرايط هستم.» جيمز با نيشخندى بر لب و

نگاهى مهربان از پشت عينك آفتابى زرد رنگش اين جمله را بر زبان مى آورد. آنچه بر سر جيمز و گروه آمد

آنها را ناچار كرد تاول را به خدمت بگيرند و روانشناس هم به آنها اطمينان داد كه شبيه مشترى هاى پير او

نيستند كه در اتاقى در هتل ريتز كارلتون سن فرانسيسكو به ملاقاتش مى روند. سه سال تمام دوربين ها

به دنبال گروه همه جا رفتند و دائم خاموش و روشن شدند. نتيجه اين خاموش و روشن شدن مكرر دوربين

ها فيلمى شد كه احتمالاً بهترين مستند نسل جديد درباره موسيقيدان هاى هوى متالى است كه در حين

تمرين دائم به هم و به همه چيز بد و بيراه مى گويند. متاليكا: نوعى هيولا مى توانست يك سريال اپراى

صابونى باشد. خيلى ساده مى توان آن را با سريال تلويزيونى آزى آزبرن مقايسه كرد. سريال آزى آزبرن كه

يك Reality tv serial است، به لحاظ شخصيت ها شباهت هاى فراوانى با اين مستند دارد. به جاى خود

آزى، هتفيلد را مى توان گذاشت. با خالكوبى بازوى راستش كه سنت مايكل را در حال مبارزه با شياطين

نشان مى دهد. به جاى شرون همسر آزى هم لارس را داريم كه نصف هيكل هتفيلد هم نمى شود، اما

در مورد مسائل مالى گروه او تصميم مى گيرد. اولريخ در فيلم عصبى اما با تدبير به نظر مى آيد. اما در

زندگى واقعى (حداقل در مصاحبه هايش كه حداقل نيمى از زندگى واقعى است) فردى مطلع و خوش

صحبت است. و بالاخره گيتاريست اول گروه كرك همت را داريم، تنها عضو گروه كه هنوز موهايش را بلند

نگه داشته (هر چند فقط تا سرشانه هايش). همت شخصيتى كاليفرنيايى دارد كه هرگاه لازم باشد

خودش را كنار مى كشد. خودش به شوخى مى گويد: «هميشه آدم خوبى بود ه ام. در بيست سال

گذشته داور و قاضى گروه بودم . اگر من در گروه نبودم اختلافات اين دو نفر گروه را نابود مى كرد.» ضمناً

همت يكى از خدايان گيتار الكتريك جهان است. يك نسل از نوجوانان (خصوصاً در آمريكا) نواختن گيتار را از

مقالات و نت هاى آموزشى همت در مجلات هوى متال آموخته اند، اما او هميشه كمتر از هتفيلد و اولريخ

به چشم مى آيد. همت لزوم استخدام تاول را تاييد مى كند. «روان درمانى آخرين انتخاب ما بود. همه

خسته شده بوديم. زندگى بى بند و بار ستارگان راك را سال ها بود تجربه كرده بوديم اما همه چيز ديگر

لطفش را برايمان از دست داده بود. ديگر اين طرز زندگى داشت به شدت به ما لطمه مى زد. روان درمانى

تنها راه ممكن براى ادامه كار بود. اصلاً جيسن نيوستد (نوازنده بيس سابق گروه) هم به همين خاطر گروه

را ترك كرد. همه ما بريده بوديم و تحمل همديگر را هم نداشتيم.» متاليكا: نوعى هيولا در نهايت چيزى بيش

از يك فيلم تجارى است كه يك گروه مردان ميانسال موسيقيدان در حال روان درمانى را نشان بدهد. اين

برترى به خاطر سياست هاى مستندسازى نيست، بلكه به تجربه گرايى زينافسكى و برلينگر در پروسه

توليد طولانى مدت فيلم مربوط مى شود. اما انگار كسانى نمى خواستند متاليكا براى بازگشت آماده شود

يا فيلم به انتها برسد. وقتى كمپانى تهيه كننده تصميم گرفت فيلم را در تلويزيون پخش كند، گروه متاليكا به

قصد جلوگيرى از اين كار فيلم را خريد. برلينگر مى گويد: «خوشبختانه همه چيز درست شد. كمپانى الكترا

آن قدر منطقى بود كه فيلم را رها، يا بهتر بگويم آزاد كند. گروه يك چك دو ميليون دلارى به كمپانى الكترا

داد و كليه حقوق تجارى فيلم را خريد و قرار شد چهار و نيم ميليون دلار هم پس از نمايش عمومى فيلم به

الكترا پرداخت شود.» فيلمبردارى ادامه يافت، اما كنترل همه چيز اكنون در دست دو فيلمساز بود. برلينگر

مى گويد: «اين آدم ها (اعضاى گروه) خيلى آدم هاى خوبى بودند كه اختيار تدوين نهايى را به طور كامل

در اختيار ما قرار دادند. هيچ وقت نگفتند اين كار را بكنيم و آن كار را نكنيم.» با نمايش فيلم تنها در دو سالن

در نيويورك و يك سالن در لس آنجلس، متاليكا: نوعى هيولا ركورد فروش مستند هاى راك را شكست و حالا

بايد عكس العمل هاى متفاوت تماشاگران انگليسى را شاهد باشيم. چرا كه اين روان درمانى ها و

خودنگرى هاى گروه در فيلم، براى انگليسى ها بامزه تر خواهد بود تا آمريكايى ها. اين خيلى غم انگيز

خواهد بود كه مستندى درباره روان درمانى گروهى، تماشاگران جدى سينما را ممكن است فرارى بدهد.

اما قطعاً حداقل علاقه مندان موسيقى متال از آن استقبال خواهند كرد. فيلم ميان جلسات روان درمانى و

ضبط آهنگ ها در حركت است و زندگى واقعى را بى واسطه به تصوير مى كشد. نوعى هيولا فيلمى

بسيار جاه طلبانه است، به خصوص در ده يا پانزده دقيقه اول اين جاه طلبى كاملاً هويدا است. برلينگر كه

به همراه زينافسكى و ديويد زايف (تدوين گرى كه در دو مجموعه تلويزيونى حقيقت تلخ و ملت تلويزيون با

مايكل مور همكارى كرده بود) دو سال براى تدوين همزمان با فيلمبردارى وقت صرف كردند، در اين باره مى

گويد: «اين سخت ترين و دشوارترين تدوينى بود كه در عمرمان انجام داده ايم. فيلم ساختار خطى

مرسومى نداشت. بيشتر بر پايه گسترش، احساس و وجه تماتيك ماجرا تاكيد داشتيم كه كار بسيار

دشوارترى بود و توجه تماشاگر را هم كمتر جلب مى كرد. چالش ساختارى ديگرى كه با آن مواجه بوديم

اين بود كه هر علاقه مند موسيقى مى دانست كه متاليكا چه دورانى را گذرانده. تصميم نهايى ما هم بر

اين شد كه فيلم را به طور موازى با تصاوير حال حاضر و فلاش بك پيش ببريم. پناهم بده مستندى كه در

سال ۱۹۷۰ درباره گروه راك برادران مى لز ساخته شد نيز از همين ساختار تبعيت مى كرد. لارس مى

گفت دوربين ها مثل سرم هاى حقيقت هستند و اگر در جلسات روان درمانى حاضر نباشند همه چيز از

دست مى رود.» زينافسكى هم اشاره مى كند كه جذابيت فيلم از شخصيت متغير و دكتر جكيل / آقاى

هايد گونه اعضاى گروه ناشى مى شود. عناصر اجرايى فراوانى در فيلم وجود دارد. در استوديو، در

جلسات روان درمانى و جا هاى ديگر، نه در مصاحبه هاى مزخرف و پر از دروغ و ريا. اما آيا هميشه همين

طور است؟ اين سئوالى است كه از همت پرسيدم. «راستش فكر مى كنم هميشه همين طور است. اين

فيلم خيلى جاه طلبانه است. جاه طلب در نفوذ به عمق اتفاقات، جاه طلب در نحوه نمايش ما جلوى

دوربين، در آنچه از زندگى گذشته ما مطرح مى كند.» نوعى هيولا يك فيلم هوى متال است. در يكى از

ترانه هاى آلبوم قديس خشم آمده است: رهايش مى كنم بدون پشيمانى / بايد خشمم را رها سازم

حالا نظر لارس رو مي خونيم:
S K O M "
جايزه بهترين فيلم مستند را از آن خود كرد
23 Mar 2005

به طور غير منتظره اعلام شد كه اين فيلم ، جايزه بهترين فيلم مستند را در مراسم "‌‌ " برد كه در در لس

آنجلس برگزار شد. . فيلم توسط "جو برلينگر و بروس سينوفسكي "(كارگردان فيلم بهشت گمشده ) كه

يك شفاف سازي از روابط اونها با همديگر و وسوسه هاي شخصي شان را نشان ميدهد . لارس در مورد

اين جايزه گفت : اين واقعا هيجان آور و رضايت بخش است كه بدونيم "‌ " فيلم ما رو به عنوان بهترين

مستند سال 2004 انتخاب كرده. ما به هيچ وجه فكر نميكرديم كه اين فيلم چه تاثير شديدي روي زندگي

ما و ديگران خواهد داشت.متاليكا همواره سعي كرده كه در مورد خودش پنهان كاري كنه . افشا كردن

خودمان تا اندازه اي كه درين فيلم نشون داده شد ، اصلا جزو نقشه ما نبود و هيچ كدوم در مورد اينكه

كار چه جوري از آب در بياد ، نظري نداشتيم . در هر صورت اون براي همه ما يك چيزي ويژه در اومد همراه

شدن نسبت به فيلاين جايزه با عكس العمل مثبت طرفداران ، واقعا براي ما ويژه بود .


در آخر نظر ماستين در باره لارس:
مستند متاليكا ثابت ميكنه كه لارس بيمار روانيه14 apr 2005

ديو ماستين اخيرا با سيدني مورنينگ در مورد افزايش دشمني خويش با متاليكا و آسيب ديدگي دست او

كه باعث وقفه در كار او و آخرين آلبوم گروه " د سيستم هز فيلد " صحبت كرد كه برگزيده سخنان او در زير

آمده است:اگه شما فيلم متاليكا را ديده باشيد ، نميتوانيد شك نكنيد كه لارس يك بيمار رواني است . من

به وضعيت خانوادگی اون آگاهم.شما عكس العمل اونها را در قبال كاري كه با كمپاني نپستر كرد دیدید.

اون فقط نشون ميده اونها چه نوع آدمهايي هستند زماني كه بچه ها (طرفداران)شروع به ترك گفتن اونها

كردند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 20:5  توسط پیمان آلفا  | 

متن زير از سايتwww.mourningtheancient.com انتخاب وترجمه شده که در اون تعدادی از اعضای گروه های متعدد متال،عقايد و نظرات خودشونو در مورد آينده جوامع بشری ابراز کردن:





:Pierre Wilhelmsson of Mهnegarm





"شرايط حادتر و بشر تو گنداب خودش غرق خواهد شد."



_____



:Herr Stalhammar of Rossomahaar






"...،علاوه براين قادر نيستم حرف اميدواركننده اي در خصوص پيشرفت و ترقي روزافزون بشر بزنم.ظاهرا قدرت و توان مادر بانوي خاك، ترتيب همه ما رو خواهد داد و يك آخرالزمان اكولوژيكي،اجتناب ناپذير به نظر ميرسه."



_____



:Pete Helmkamp of Angelcorpse






"روز به روز آخر خط نزديك تر ميشيم و حتي نيازي به روي دادن يك اتفاق خارق العاده احساس نميشه."



_____



:John of Incantation






"به نظر من آينده، بسيار عفونت بار تر از اون چيزيه كه ما امروز ميبينيم."



_____



:Joe of Noctuary






"من نسبت به آينده اين جهان بسيار بدبينم. يقين دارم كه سقوط و انحطاط بشريت خيلي نزديكه و احتمالا عمر ما ديدن اون رو قد ميده.شيوه اي كه ما براي زندگي كردن انتخاب كرديم، لاجرم تباهمون خواهد كرد.با توجه به راهي كه جهان پيش گرفته بايد گفت كه ما در آينده اي نه چندان دور مرگ خودمون رو آرزو خواهيم كرد."



_____



: Vincent Crowley of Acheron






"جهان يه چاه مستراحه و ما همه گند و گوههاش! ما عاشق اينيم كه همديگه رو در حال رنج كشيدن ببينيم.



ما موجودات مريضي هستيم كه زندگي دسته جمعي از عهدمون خارجه. هزاره آينده آخرالزمان زمين رو به خودش خواهد ديد."



_____



: Dana of Demonic Christ






"منابع طبيعي رو به اتمامن و بزودي بحران به حدي ميرسه كه قطعا جنگي همه جانبه به بار ميآد.به باور من،فقط جنگ باقي ميمونه و جنگ."



_____



: Mario Bove of Banshee






"آينده اي دردناك رو براي بشر ميبينم"



_____



: Thargelion of Gontyna Kry






"در مجموع به عقيده من، جهان مضمحل خواهد شد.همه چيز مو ضوع يك دور باطله، پس موسم سقوط بزودي سر ميرسه."



_____



:Vautrin of Pantheon






"انحطاطي عظيم ميبينم."



_____



:Ornias of Svartsyn






"جامعه از هم پاشيده. دير يا زود جهان به آخر خط ميرسه. جامعه رو خرد و خمير كن! نظام رو درب و داغون كن! ((آزادي براي همه))، يه حرف مفت بيشتر نيست."



_____



ark of Tears of Grief






"اين جهان پوچ و مزخرف، نفرين شده. ما خودمونو نابود ميكنيم، آخرش همينه."



_____



:Leithana of Ordo Equitum Solis






"تمدن به اصطلاح ((با شكوه باختري)) ما،تباه خواهد شد. من آرزوي يه دنياي بهتر رو ندارم.خونه از پاي بست



ويرونه."



_____



: Paul Jacobsen of Allfather






"آينده بشر،شوم و عبوس به چشم ميآد. من يقين دارم كه اوضاع وخيم تر هم خواهد شد. من فكر ميكنم كه در حاشيه



فراموشي، جامعه روز به روز ملتهب و ملتهب تر ميشه."



_____



: Crepusculo of Lament






"اوضاع جهان بد تر و بد تر ميشه.من بدبينم و بدون شك،آينده اي تاريك رو براي بشر پيش بيني ميكنم.در واقع اميدوارم،بشريت تاوان اعمالشو، بپردازه."



_____



: Glenn of The Sins of Thy Beloved






"شرايط نه تنها بهتر، كه روز به روز حادتر و حادتر ميشه، تا همه چيز از هم بپاشه.اون وقته كه تاريكي،جهان رو در بر خواهد گرفت."



_____



:Paimon of Thunderbolt






"به عقيده من،حتي اگر يك جنگ عالم گير يا تحولي عظيم شكل نگيره ، بشر خودش، خودش رو نابود ميكنه.تمدن براي نسل بشر، حكم يه ماشين مرگ رو داره. هستي انسانها ، تعادل و توازن طبيعتو به هم زده و يك روز طبيعت انتقام خواهد گرفت. شايد يه جنگ هستهاي، راه حل مناسبي باشه."



_____



:Othala of Godless North






"احساس ميكنم كه جهان به مكاني پوسيده و فرتوت مبدل شده. قبل از اين كه خورشيد نوين، در افق ظاهر بشه،اوضاع رو به وخامت پيش خواهد رفت."



_____



:J.C.M. of Mortem






"من فكر ميكنم كه دنيا هميشه همين بوده، فقط اين ما بوديم كه تا به حال احساسش نميكرديم.ما اغلب به خودمون ميگيم كه اوضاع بدتر از اينم ميتونست باشه ولي آيا واقعا ميدونيم كه شرايط بهتر يعني چي؟ يه ((جهان انساني واقعي))؟! اين جهنم متجسمه."





:Shane of Abyssic Hate



"مطمئنا اوضاع به جای بهتر شدن,روز به روز وخیم تر خواهد شد.به زودی همه چیز به نقطه انفجار میرسه و ما یک جنگ عالم گیر رو شاهد خواهیم بود."

___

:Incarnatus of Pagan Hellfire



" آینده چندان روشن به نظر نمیرسه.به نظر من عمر نسل ما,کفاف شاهد بودن زوال بشریت رو نخواهد داد, اما گام های بزرگی در این راه برداشته شده,به طوری که در حال حاضر,ازپس اون سالها همه چیز به وضوح دیده میشه؛اوضاع بحرانی و حادتر خواهد شد."

___

:Blackthorn of Thornspawn



"چیزی به جز مرگ و نهایتا انهدام این سیاره رخ نخواهد داد؛ازدیاد جمعیت,آلودگی,جنگ و خونریزی,خشکسالی و بیماری.انهدام همگانی,پیشامدی گریز ناپذیره."

___

:Sadorass of -the true- Frost



"به زودی به دنبال یک آشفتگی و التهاب عالمگیر، زندگی بر روی کره زمین به پایان میرسه و اراده ای نیرومند فرصت برخواستن و زدودن جویبار های خون از جهان رو خواهد داشت؛ نسلی از عصیان و آشوب؛

آفرینش در میان تباهی."

___

:Ynleborgaz of Angantyr



"البته که بدتر خواهد شد.هر کسی انتهای ایت راه رو به وضوح میبینه."

___

:Griffiths of Spear of Longinus



،روز به روز قدرتمند تر و حریص تر میشه ، اقتصاد جهان رو تباه میکنه و ما N.W.O "بدتر از همه اینکه

و ما همه رنج خواهیم کشید."

___

:Count Vassilium of Ork



"من ایمان دارم که آینده ای تاریک در انتظار بشریته."

___

:AmfortaS of Merrimack



"90 درصد انواع موجودات زنده از میان خواهند رفت و البته انسان هم از این قاعده مستثنی نیست؛چرا که از قویترین تیره خودمون بسیار بدور افتاده ایم.ممکنه اون چیزی که فاجعه رو ببار میآره، یک جنگ هسته ای یا یه حفره ساده در لایه اوزون باشه؛ ولی در هر حال من حتم دارم که انسان مسئول اون فاجعه خواهد بود.متاسفانه در زمان به اجرا در اومدن این نمایش، ما زنده نخواهیم بود."

___

:Rhodri of Solace Denied



"تقریبا منم بیشتر امیدمو از مردم این جهان بریده ام.این روزها اغلب مردم تحت سیطره تجارت و پول قرار دارن.به عقیده من بشریت دوام چندانی نخواهد آورد چرا که در مجوع برای هیچ چیزی ارزشی قائل نیست.اغلب مردم به واسطه اون چیزهایی که هر روز از طریق پنجره و تلویزیون میبینن از خواب غفلت بیدار شده و نست به بهبود اوضاع جهانی که در اون زندگی میکنن کاملا مایوسن."

___

:In Peccatum



"فرا رسیدن یک پایان دردناک، اجتناب ناپذیره."

___

:Craig of Sturmfuhrer



"قطعا وخیم تر شدن اوضاع رو میبینم."

___

:Kaiser W of Ad Hominem



"البته ما در فساد و پوسیدگی به زندگی ادامه خواهیم داد ؛ جهان در حال مردنه ؛ شکی نیست."

__________________

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 17:0  توسط پیمان آلفا  | 

  

 ۱. Comfortably Numb - David Gilmour (Pink Floyd)
2. Stairway To Heaven - Jimmy Page (Led Zeppelin)
3. All Along The Watchtower - Jimi Hendrix
4. Freebird - Allen Collins (Lynyrd Skynyrd)
5. Maggot Brain - Edie Hazel (Funkadelic)
6. Texas Flood - Stevie Ray Vaughan
7. Eruption - Eddie Van Halen (Van Halen)
8. Highway Star - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
9. Cause We've Ended As Lovers - Jeff Beck
10. htel California - Don Felder/Joe Walsh (Eagles)
11. Mr Crowley - Randy Rhoads (Ozzy)
12. Little Wing - Jimi Hendrix
13. Time - David Gilmour (Pink Floyd)
14. Layla - Eric Clapton/Duane Allman (Derek & The Dominos)
15. Sweet Child O' Mine - Slash (Guns N Roses)
16. Cliffs Of Dover - Eric Johnson
17. Nottingham Lace - Buckethead
18. For The Love Of God - Steve Vai
19. Voodoo Child (slight return) - Jimi Hendrix
20. November Rain - Slash (Guns N Roses)
21. Shine On You Crazy Diamond - David Gilmour (Pink Floyd)
22. Blue Sky - Duane Allman/Dickey Betts (Allman Brothers Band)
23. Satch Boogie - Joe Satriani
24. Cortez The Killer - Neil Young
25. Lazy - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
26. Crazy Train - Randy Rhoads (Ozzy)
27. White Room - Eric Clapton (Cream)
28. Sultans Of Swing - Mark Knopfler (Dire Straits)
29. One - Kirk Hammett (Metallica)
30. No More Tears - Zakk Wylde (Ozzy)
31. Since I've Been Loving You - Jimmy Page (Led Zeppelin)
32. Floods - Dimebag Darrel (Pantera)
33. Black Star - Yngwie Malmsteen
34. Atom Heart Mother - David Gilmour (Pink Floyd)
35. Red House - Jimi Hendrix
36. Big Sur Moon - Buckethead
37. The Rocker - Eric Bell (Thin Lizzy)
38. Those Were The Days - Eric Clapton (Cream)
39. Bohemian Rhapsody - Brian May (Queen)
40. While My Guitar Gently Weeps - Eric Clapton (The Beatles)
41. Fade To Black - Kirk Hammett (Metallica)
42. Dream - John McLaughlin (Mahavishnu Orchestra)
43. Sound Chaser - Steve Howe (Yes)
44. Alive - Mike McCready (Pearl Jam)
45. Mood For A Day - Steve Howe (Yes)
46. Aqualung - Martin Barre (Jethro Tull)
47. Stone In Love - Neal Schon (Journey)
48. Child In Time - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
49. Like A Hurricane - Neil Young
50. Dreams - Duane Allman (Allman Brothers Band)
51. Southern Man - Neil Young
52. Over The Mountain - Randy Rhoads (Ozzy)
53. Money - David Gilmour (Pink Floyd)
54. Killer Queen - Brian May (Queen)
55. Two Minutes To Midnight - D. Murray/A. Smith (Iron Maiden)
56. Why Does Love Got To Be So Sad - D. Allman/E. Clapton (Derek & The Dominos)
57. Kid Charlemagne - Larry Carlton (Steely Dan)
58. Surfing With The Alien - Joe Satriani
59. Little Wing - Stevie Ray Vaughan
60. Too Many Humans - Buckethead
61. Heartbreaker - Jimmy Page (Led Zeppelin)
62. Under A Glass Moon - John Petrucci (Dream Theater)
63. Desert Rose - Eric Johnson
64. Dazed And Confused - Jimmy Page (Led Zeppelin)
65. Tender Surrender - Steve Vai
66. Still In Love With You - Gary Moore (Thin Lizzy)
67. Bold As Love - Jimi Hendrix
68. Don't Keep Me Wondering - Duane Allman (Allman Brothers Band)
69. Ramblin' Man - Dicky Betts (Allman Brothers Band)
70. Always With Me Always With You - Joe Satriani
71. Tale Of Brave Ulysses - Eric Clapton (Cream)
72. You Really Got Me - Dave Davies (The Kinks)
73. Stranger In A Strange Land - Adrian Smith (Iron Maiden)
74. 25 Or 6 To 4 - Terry Kath (Chicago)
75. Devil Takes The Hindmost - Allan Holdsworth
76. Have A Cigar - David Gilmour (Pink Floyd)
77. Super Stupid - Edie Hazel (Funkadelic)
78. Trademark - Eric Johnson
79. La Villa Strangiato - Alex Lifeson (Rush)
80. Bulls On Parade - Tom Morello (Rage Against The Machine)
81. Stranglehold - Ted Nugent
82. Beyond The Realms Of Death - Glenn Tipton (Judas Priest)
83. Unrestrained Growth - Buckethead
84. Far Beyond The Sun - Yngwie Malmsteen
85. Miserlou - Dick Dale
86. Brighton Rock - Brian May (Queen)
87. Dogs - David Gilmour (Pink Floyd)
88. The Thrill Is Gone - B.B. King
89. Master Of Puppets - Kirk Hammett (Metallica)
90. Beat It - Eddie Van Halen (Michael Jackson)
91. Sow Thistle - Buckethead
92. Whipping Post - Duane Allman/Dicky Betts (Allman Brothers Band)
93. The Way It Has To Be - Shawn Lane
94. 21st Century Schizoid Man - Robert Fripp (King Crimson)
95. War Pigs - Toni Iommi (Black Sabbath)
96. Dreams - Eddie Van Halen (Van Halen)
97. Padmasana - Buckethead
98. Whole Lotta Love - Jimmy Page (Led Zeppelin)
99. Working Man - Alex Lifeson (Rush)
100. Love Is The Law - John Squire (Seahorses)

__________________
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 16:48  توسط پیمان آلفا  |