|
زیر زمین خروشان
|
اطلاعات کلی
ملیت لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
سبک نومتال
رپکور
مدت فعالیت ۱۹۹۶ - تاکنون
برچسب Warner Brothers Records
Machine Shop Recordigns
اعضا
چستر بنینگتون
مایک شینودا
جوزف هان
برد دلسون
دیو «فواِنیکس» فارل
راب بوردون
لینکین پارک (انگلیسی: Linkin Park) گروه راک آمریکایی در سبک نومتال/رپکور است. این گروه با اولین آلبوم خود به نام «Hybrid Theory» (نظریهٔ دورگه) به فروش میلیونی و شهرت فراوان دست یافت
---------------------------
آلبومها
۲۰۰۰ -Hybrid Theory (نظریهٔ دورگه)
۲۰۰۲ - Reanimation (جانی دوباره)
۲۰۰۲ - Meteora (نام محلی در یونان)
۲۰۰۳ - Live in Texas (زنده در تگزاس)
۲۰۰۴ - Collision Course (مسیر برخورد) (با جی-زی)
۲۰۰۷ - Minutes to midnight
دقایقی در نیمه شب
Chesterبه محض فارغ التحصيل شدن از دبيرستان واشينگتن واقع در شهر Phoenix در ايالت Arizona در سال 1994 وارد گروهي به نام Grey Daze شد. Grey Daze دو آلبوم به نامهاي Wake Me و No Sun Today منتشر كرد. بعدها Chester به دليل اختلافات شخصي از گروه جدا شد.
در سال 1996 ، Brad Delson و Mike Shinoda از دبيرستان Agoura واقع در محلي به نام Agoura Hills كه در حومه شهر لس انجلس از ايالت كاليفرنيا واقع شده، فارغ التحصيل ميشن و به محض فارغ التحصيل شدن به همراه دوستشون Rob Bourdon گروهي به نام SuperXero تشكيل ميدن. قبل از اين Brad و Rob در گروهي به نام Relative Degree با هم به مدت يكسال فعاليت داشتن.
هرسه پس از ورود به دانشگاه با هم به تمرين موسيقي ميپرداختن. Brad وارد دانشگاه كاليفرنيا واقع در Westwood شد، Mike هم وارد دانشكده هنر Pasadena واقع در كاليفرنيا شد. Brad پس از ورود به دانشگاه UCLA با Dave Farrell آشنا ميشه. Brad و Dave هم اتاقي بودن و هر از گاهي با همديگه تمرين ميكردن. قبل از اين Farrell به همراه Mark Fiore در گروهي به نام Tasty Snax فعاليت داشت كه بعدا نام گروه به The Snax تغيير پيدا ميكنه. Mark Fiore در حال حاضر در Linkin Park به عنوان مستند ساز و فيلمبردار گروه مشغول به فعاليته. در همين زمانها بود كه Mike در دانشكده هنر با Joe Hahn آشنا ميشه.
پس از اين آشنايي ها Farrell و Hahn هم وارد گروه SuperXero ميشن و نام گروه رو تغيير ميدن كه به صورت كوتاه شده Xero ناميده ميشن. پس از مدتي Mark Wakefield هم به عنوان Vocalist به گروه پنج نفره Xero ميپيونده و گروه اولين نوار دموي خودش رو با نام Xero ضبط ميكنه. اين نوار دمو رو براي شركتهاي مختلف موسيقي ميفرستن ولي مورد توجه هيچ كدومشون قرار نميگيره و شركتي حاضر به عقد قرارداد براي انتشار اين آلبوم با اونها نميشه. پس از مدتي Mark Wakefield گروه رو ترك ميكنه (در حال حاضر مديريت گروه Taproot رو بر عهده داره).
پس از رفتن Mike Shinoda ، Wakefield كار جستجو براي پيدا كردن Vocalist جديد رو آغاز ميكنه. در همين حال Brad Delson هم به دليل داشتن تحصيلات در زمينه ارتباطات به قسمت A&R شركت Warner Brothers Records مراجعه ميكنه و با Jeff Blue آشنا ميشه. (A&R به كسي گفته ميشه كه به دنبال استعداديابي هست و اگر كسي مثلا دنبال نويسنده آهنگ يا خواننده ميگرده A&R درخواست دهنده ها رو با هم آشنا ميكنه) Jeff Blue هم به عنوان نماينده A&R در بخش ارتباطات Chester رو به Mike و Brad به عنوان خواننده با استعداد و جواني از شهر Phoenix كه به دنبال گروه جديدي براي عضو شدن ميگرده، معرفي ميكنه.
Shinoda و Delson نواري رو كه شامل آهنگي بدون كلام بود براي Bennington ميفرستن تا بر روي اين آهنگ صداش رو ضبط كنه. Chester هم پس از ضبط كردن Vocal بر روي نوار با Mike Shinoda تماس تلفني ميگيره و نوار رو از پشت تلفن براي Mike پخش ميكنه. اين آغازگر همكاري Bennington با گروه بود و طولي نكشيد كه اعضاي گروه پي به استعداد و توانايي ها او و همچنين صداي انعطاف پذيرش ميبرن و ازش دعوت به همكاري ميكنن.
به محض ورود Chester به گروه، نام گروه به Hybrid Theory تغيير پيدا ميكنه و اعضاي اصلي گروه شكل ميگيرن. البته Farrell به دليل عضويتش در گروه The Snax موقتا گروه Hybrid Theory رو ترك ميكنه براي همين بر روي آلبوم Hybrid Theory EP به عنوان بيسيست حضور نداره و كار نواختن Bass Guitar رو براي اين آلبوم Brad Delson و شخصي به نام Kyle Christener انجام ميدن. آلبوم Hybrid Theory EP در اواسط سال 1999 منتشر ميشه و تنها يك هزار نسخه چاپ ميشه. چندين نسخه از اين آلبوم براي شركتهاي مختلف موسيقي من جمله Warner Brothers فرستاده ميشه. بعدها كل نسخه هاي منتشر شده به اعضاي اوليه Street Team به منظور كارهاي تبليغاتي واگذار ميشه. پس از ترك موقت Farrell از گروه، بيسيست جديدي به نام Scott Koziol جايگزين او ميشه. Scott در ويديوي One Step Closer از آلبوم Hybrid Theory حضور داره.
بعدها به لطف Jeff Blue گروه موفق ميشه قراردادي رو با Warner Brothers در سال 1999 امضاء كنه. اما به دليل رعايت مسايل كپي رايت گروه مجبور ميشه مجددا نام خودش رو تغيير بده. چونكه گروهي بريتانيايي با نام Hybrid وجود داشت كه در سبك Electronic فعاليت داشتن. پيشنهادهاي زيادي براي نام جديد گروه ارائه شد مثل: Clear, Probing Lagers, Platinum Lotus Foundation و Ten P.M. Stockers كه نام اخير به شوخي به اونها پيشنهاد شد چون هميشه آخر شب و ديروقت شروع به تمرين و فعاليت ميكردن.
سرانجام Chester نام Lincoln Park رو پيشنهاد ميده. چون هر وقت كه براي ضبط آلبوم جديدشون به استوديو ميرفته از اين پارك كه در Santa Monica واقع در ايالت كاليفرنيا قرار داره عبور ميكرده و پيش خودش فكر كرده كه اسم خوبي براي گروهشون ميتونه باشه چون پاركهاي زيادي با نام Lincoln Park در سطح كشور وجود داره و هر دفعه هم كه گروه به شهرهاي مختلف براي اجراي برنامه سفر كنه ديگه مهم نيست كه از كجا اومدن چون با شنيدن نامشون فكر ميكنن كه اونها يك گروه محلي هستن! ولي از اونجايي كه آدرس دامين lincolnpark.com قبلا ثبت شده بود و توانايي خريدش رو نداشتن تصميم ميگيرن تا املاء اين نام رو به Linkin تغيير بدن تا بتونن linkinpark.com رو براي خودشون ثبت كنن.
در تاريخ 24 اکتبر سال 2000 لینکین پارک اولین آلبوم خودش رو با نامHybrid Theory در آمريكا منتشر كرد. آهنگ High Voltage كه سبكش Hip-Hop بود و بر روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار داشت، بر روي اين آلبوم قرار نگرفت و از ليست آهنگها حذف شد. اولين Single آلبوم يعني One Step Closer در شبكه MTV پخش ميشد و آهنگ برنامه هاي راك اين شبكه شده بود.
در تاريخ 17 دسامبر سال 2000 گروه اولين كنسرت خودش رو در برنامه Almost Acoustic Christmas شبكه راديويي KROQ برگزار كرد كه باعث شناخته شدن گروه در سطح بين المللي شد. Shinoda آهنگ جديدي به نام My December براي اين كنسرت نوشت كه اجرا كردن ولي از اونجايي كه اين آهنگ بر روي آلبوم Hybrid Theory قرار نگرفته بود همه تصور ميكردن كه اين آهنگ B-Side باشه. بعدها اين آهنگ بر روي آلبومي مخصوص كريستمس متعلق به شبكه KROQ با نام DJs Kevin and Bean قرار گرفت.
اوايل سال 2001 ، Farrell مجددا وارد گروه شد و دومين Single گروه با نام Crawling منتشر شد كه موفق به دريافت جايزه Best Hard Rock Performance از Grammy Award در سال 2002 شد. گروه اولين تور بين المللي خودش رو در Ozzfest در كنار گروههايي مثل Black Sabbath, Marilyn Manson, Slipknot, Papa Roach, Crazy Town, Disturbed و Black Label Society برگزار كرد.
اواسط سال 2001 گروه سومين Single خودش رو با نام In The End منتشر كرد. اين آهنگ رو معروفترين و محبوبترين آهنگ گروه تا به امروز ميدونن كه جزو محبوبترين آهنگهاي سال 2001 هم به حساب مياد. ويديوي اين آهنگ توسط Nathan Karma Cox و Joe Hahn كارگرداني شده كه توضيحات مربوط به اين ويديو در قسمت Videography سايت قرار داره.
در تاريخ دوم سپتامبر سال 2001 گروه اولين DVD خودش رو با نام Frat Party at the Pankake Festival منتشر كرد. اين DVD شامل تمام ويديو موزيكهاي گروه تا اون تاريخ بود و مستندي هم از تورهاي برگزار شده توسط گروه براي حمايت از آلبوم Hybrid Theory شون روي اين DVD قرار داره. علاوه بر اينها تعداد زيادي هم ويديو و بخشهاي مخفي روي DVD قرار داره كه از جمله اونها ميشه به ويديوي Esaul اشاره كرد كه گروه رو در حال اجراي اين آهنگ در استوديويي در سال 1999 نشون ميده. (Esaul دموي آهنگ A Place For My Head هست.)
در ماه نوامبر سال 2001 يكي از دوستان گروه به نام Jessica Bardas پيشنهاد تشكيل يك Fan Club رو به گروه ميده كه با استقبال اعضاي گروه مواجه ميشه و به اين ترتيب Linkin Park Underground يا LPU متولد ميشه. اعضاي LPU هر سال يك CD ، پوستر ، تي شرت ، پيك گيتار و نامه از اعضاي گروه به اضافه امكانات و وسايل ديگه دريافت ميكنن. هر سال هم بايد عضويتشون رو تمديد كنن. اولين آلبوم LPU كه به اعضا داده شد ورژن جديدي از آلبوم Hybrid Theory EP با طرح روي جلد جديد بود.
اوايل سال 2002 گروه اولين سري تورهاي خودش با نام Projekt Revolution رو برگزار كرد. اولين سري اين تورها شامل گروههاي Adema, Cypress Hill و DJ Z-Trip بود. در طول برگزاري كنسرت Mike Shinoda و Joe Hahn در اجراي آهنگ It’s Going Down با گروه X-Ecutioners همكاري كردن. پس از به پايان رسيدن تور گروه مجددا پس از گذشت دوسال وارد استوديو شد.
Mike پس از دريافت چند تا آهنگ Remix از آهنگهاي توسط گروههاي مختلف Linkin Park تصميم ميگيره تا يك آلبوم ريميكس منتشر كنه. در ابتدا قرار بود كه اين آلبوم تنها شامل چند تا آهنگ باشه و به صورت EP منتشر بشه. اما Mike با تشويق همگروهي هاش مثل Delson و Joe Hahn تصميم ميگيره كه پا رو فراتر بذاره و يك آلبوم ريميكس كامل منتشر كنه.
اين آلبوم ريميكس با نام Reanimation شامل ريميكسي از تمام آهنگهاي آلبوم Hybrid Theory به اضافه آهنگهاي My December و High Voltage هست. هر آهنگ توسط يك Artist ريميكس شده و گفته ميشه تعداد آهنگهاي ريميكس شده بالاي پنجاه تا هست ولي Mike پس از گوش دادن به ورژنهاي مختلف بهترين اونها رو براي اين آلبوم انتخاب كرده. تنها دو آهنگ ريميكس بر روي اين آلبوم قرار بود قرار بگيرند كه در آخرين لحظات اين امر محقق نشد. يكي آهنگ Points of Authority كه توسط Crystal Method ريميكس شده بود و بعدا بر روي آلبوم LPU v2.0 قرار گرفت و ديگري ريميكس Marilyn Manson از آهنگ By Myself. ريميكس ديگه اي كه مورد تاييد قرار گرفت مربوط به ريميكس آهنگ My December از گروه Team Sleep ميشه. البته اين ريميكس هم بعدها كنار گذاشته شد چون آهنگ رو از اون چيزي كه بود غمناكتر كرده بود. به همين دليل Mike ورژن ديگه اي از اين آهنگ رو كه كمي شادتر بود روي آلبوم قرار داد.
تعدادي از هنرمنداني كه در ريميكس كردن اين آلبوم نقش داشتن عبارتند از: Chali 2na از گروه Jurassic 5 ، Stephen Richards از گروه Taproot ، Kelli Ali از گروه Sneaker Pimps ، Aaron Lewis از گروه Staind ، The Humble Brothers ، Jonathan Davis از گروه Korn ، Aceyalone ، Pharoah Monch ، The X-ecutioners ، Black Thought و Jay Gordon از گروه Orgy.
اين آلبوم ريميكس در تاريخ 30 جولاي سال 2002 منتشر شد و تنها يك Single از اين آلبوم با نام Pts.of.Athrty كه توسط Jay Gordon از گروه Orgy ريميكس شده منتشر شد. در ماه نوامبر دومين نسخه LPU به نام Underground 2 منتشر شد كه آلبوم EP اين نسخه شامل آهنگ ريميكس Crystal Methos از Points of Authority و همچنين آهنگي به نام Dedicated بود كه گفته ميشه قرار بود روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار بگيره. همچنين يك آهنگ 50 ثانيه اي بدون كلام به نام A.06 كه بيانگر موسيقي سنگينتر گروه هست بر روي اين آلبوم قرار گرفته. اين آهنگ به طرفدارن اين باور و اميد رو داد كه آلبوم بعدي گروه از Hybrid Theory ، قوي تر و سنگين تر خواهد بود.
گروه اواخر سال 2002 به استوديو ميره تا آلبوم جديد خودش رو ضبط كنه. نام آلبوم تا ماه دسامبر به صورت محرمانه باقي ميمونه و سپس افشا ميشه كه نام آلبوم جديد Meteora هست. Meteora نام يكسري صومعه هاي قديميه كه بر روي صخره هايي در ارتفاعات ساخته شده و در كشور يونان قرار دارن. اولين Single از آلبوم Meteora آهنگ Somewhere I Belong بود كه در ماه فوريه سال 2003 منتشر شد و بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. در تاريخ 25 مارچ سال 2003 آلبوم Meteora منتشر شد و براي اولين بار پس از فروش 810,000 نسخه در هفته اول در جدول Billboard قرار گرفت. اين آلبوم حدودا يازده ميليون نسخه در دنيا فروش داشته كه نصف اين فروش رو تنها در آمريكا داشت!
پس از انتشار آلبوم Meteora گروه دومين سري تورهاي خودش رو با نام Projekt Revolution در كنار گروههاي Blindside, Mudvayne و Xzibit آغاز كرد. پس از پايان تور گروه دومين Single از آلبوم Meteora رو با نام Faint منتشر كرد. گروه Metallica در همان سال و پس از پايان Projekt Revolution از Linkin Park دعوت ميكنه تا در تورهاي مخصوصشون با نام Summer Sanitarium حضور پيدا كنن. علاوه بر Linkin Park گروههاي ديگري نيز مانند Limp Bizkit ، Deftones و Mudvayne نيز حضور داشتن. پس از پايان اين سري از تورها گروه Single بعدي خودش رو با نام Numb منتشر ميكنه كه ويديوي اين آهنگ رو در شهر پراگ واقع در كشور جمهوري چك فيلمبرداري كردن. همزمان با اين ويديو گروه كار فيلمبرداري براي ويديوي From The Inside رو هم آغاز كرد. البته گفته ميشه ويديوي From The Inside قبل از Numb فيلمبرداري شده. Chester Bennington قبل از به اتمام رسيدن كار فيلمبرداري ويديوي Numb دچار يك مريضي ميشه بنابراين ادامه كار فيلمبرداري پس از بهبود Chester در يك كليسا واقع در شهر لس انجلس انجام ميشه.
در تاريخ 18 نوامبر سال 2003 گروه يك پكيج به صورت DVD/CD به نام Live In Texas منتشر ميكنه كه شامل اجراهاي زنده گروه در تور تابستاني Sanitarium در شهرهاي Dallas و Houston تگزاس هست. اين DVD كاملا منحصر به فرده چون تركيبي از دو اجراي زنده گروه در دو برنامه جداگانست كه با هم در قالب يك اجرا تدوين شدن براي اينكه اين كار انجام بشه گروه مجبور بوده در دو روز متوالي يك لباس مشابه بپوشه. اگر دقت كرده باشيد در اوايل يك صحنه پشت لباس Chester خيس عرقه ولي در آخر همون قسمت اجرا شده تصوير نشون ميده كه پشت Chester كاملا خشكه! DVD منتشر شده شامل 17 Track هست و CD هم شامل 12 Track به صورت منتخبه.
در ماه نوامبر ورژن شماره سه LPU منتشر شد كه شامل پنج آهنگ از Live In Texas ، DVD بود. LPU 3 زياد مورد توجه طرفداران قرار نگرفت چون اونها انتظار دارن كه گروه بر روي سري آلبومهاي LPU آهنگهايي رو قرار بده كه تا به حال منتشر نشده نه آهنگهاي Live رو.
در انتهاي سال 2003 گروه سومين كنسرت خودش در سري كنسرتهاي KROQ Almost Acoustic Christmas رو اجرا كرد. اونها در شب دوم اين كنسرت به اجراي برنامه پرداختند كه 17 آهنگ رو اجرا كردن. در اواخر برنامه كه طبق معمول در حال اجراي آهنگ One Step Closer بودن Sonny Sandoval خواننده گروه P.O.D روي صحنه مياد و به طور مشترك با گروه به اجراي اين آهنگ ميپردازن.
با شروع سال 2004 گروه سري تورهاي Meteora World Tour رو با گروههاي P.O.D, Hoobastank و Story of The Year آغاز ميكنه. Linkin Park اعلام ميكنه كه اين آخرين تور بين المللي خواهد بود كه پس از انتشار آلبوم Meteora انجام خواهند داد و بعد از اين تور تا انتشار آلبوم بعديشون توري برگزار نخواهند كرد.
در طول برگزاري تورها ويديوي From The Inside به صورت بين المللي منتشر شد. پس از Meteora World Tour گروه كار بر روي ويديوي جديد خودش رو با نام Breaking The Habit آغاز ميكنه. براي ساخت اين ويديوي از انيميتورهاي ژاپني استفاده شده و كار ساخت انيميشن هم در همان استوديويي كه صحنه هاي فيلم Kill Bill گرفته شده، انجام شده و كار كارگرداني اين ويديو هم بر عهده Kazuto Nakazawa و Joe Hahn بوده. (توضيحات بيشتر در قسمت Videography). قبل از انتشار Breaking The Habit آهنگ Lying From You به عنوان يك Single راديويي منتشر شد.
Linkin Park براي سومين بار سري تورهاي Projekt Revolution خودش رو برگزار ميكنه كه بزرگترين سري از اين تورها بود كه شامل دو Stage ميشد و قسمتهاي مختلفي هم براي تفريح در نظر گرفته شده بود و ميشه گفت بيشتر شبيه يك شهر بازي بود كه به همين خاطر گروه نام اين سري از تورها رو Revolution Village گذاشته بود. حاضرين در هنگام ورود به اين دهكده ميتونستن از هر دو Stage كه در يك زمان گروههاي مختلف بر روي اونها به اجراي برنامه ميپرداختن استفاده كنن و در بين برنامه هم از برنامه هاي تفريحي ديگه لذت ببرن. از اين لحاظ ميشه گفت شباهت زيادي به Ozzfest و Vans Warped Tour داشت. Stage اصلي شامل گروههاي Linkin Park, Korn, Snoop Dogg, The Used و Less Than Jake بود و Stage شماره دو هم شامل گروههاي Ghostface, Funeral For A Friend, M.O.P, downset, No Warning, instruction و Autopilot Off بود. DJ Z-Trip هم همراه گروه در كنسرتها حضور داشت و در بين اجراها برنامه اجرا ميكرد. همينطور Ivan هم كه يك Break Dancer شناخته شده هست هر از گاهي رو Stage ظاهر ميشد و برنامه اجرا ميكرد. علاوه بر اينها قسمتي به نام Remixing Stages وجود داشت كه در اون بازديدكننده ها با امكاناتي كه در اختيارشون قرار داده شده بود به ميكس كردن آهنگهاي اجرا شده در تور ميپرداختن و در آخر هم برنده از بين شركت كننده ها انتخاب ميشد. Projekt Revolution سال 2004 به عنوان پرفروش ترين تور سال انتخاب شد.
اواخر سال 2004، Linkin Park اعلام كرد كه قصد داره به درخواست شبكه MTV با Jay-Z براي انتشار يك آلبوم همكاري كنه. نتيجه اين همكاري آلبومي EP به نام Collision Course بود كه در تاريخ 30 نوامبر سال 2004 منتشر شد. اين آلبوم شامل تركيبي از هفت آهنگ Linkin Park با شش آهنگ از Jay-Z بود. اولين Single از اين آلبوم Numb/Encore نام داشت كه پس از انتشار رتبه نخست جدول موسيقي رو به خودش اختصاص داد و به مدت شش ماه همچنان در مكان اول جدول قرار داشت، براي همين ميرفت كه جايزه Grammy رو از آن خودش كنه. آلبوم هم خودش پس از انتشار در مكان اول پرفروشهاي جدول قرار گرفت.
چهارمين ورژن از LPU هم ماه نوامبر منتشر شد. آلبوم چهارم شامل دو آهنگ جديد بود. آهنگ اول كه حدود دو دقيقه زمانش بود، Sold My Soul to Yo Mama نام داشت كه توسط Joe Hahn ساخته شده بود و آهنگ بعدي Standing in the Middle نام داشت كه براي ساخت اين آهنگ با Motion Man همكاري شده بود. Standing in the Middle در سال 2001 ضبط شده بود و يك آهنگ تمريني براي ضبط آلبوم Reanimation به حساب ميومد. Motion Man سرانجام با Kutmasta Kurt آهنگ In The End رو براي آلبوم Reanimation ريميكس كرد كه با نام Enth E ND بر روي آلبوم قرار گرفت.
سال 2005 تقريبا سالي آرام براي Linkin Park به شمار ميره. گروه در اين سال موسسه اي خيريه به نام Music For Relief تاسيس كرد كه كارش كمك به حادثه ديدگان بلاهاي طبيعي هست مثل فاجعه سونامي و طوفانهاي Katrina و Rita كه جان بسياري رو گرفت و خيليها رو بي خانمان كرد حتي در سايت اصلي اين موسسه اطلاعيه هم مبني به درخواست كمك براي حادثه ديدگان زلزله بم ايران قرار گرفته بود. گروه دو كنسرت در سال 2005 اجرا كرد يكي در ايالت كاليفرنيا براي موسسه Music For Relief و ديگري در كنسرتهاي معروف Live 8 براي كمك به فقراي آفريقا كه اين سري از كنسرتها به طور همزمان در سراسر دنيا برگزار شدند، و Linkin Park در فيلادلفيا حضور داشت.
در ماه May گروه اعلام كرد كه به دليل نداشتن اعتماد قصد داره قراردادش رو با شركت Warner Bros. فسخ كنه و به دنبال شركت جديدي براي عقد قرارداد ميگرده. Linkin Park طبق قراردادي كه از سال 2000 با شركت Warner Bros امضاء كرده بود بايد چهار آلبوم رسمي ديگه از طريق اين شركت منتشر ميكرد. در ماه دسامبر سال 2005 گروه بالاخره پس از رايزني هايي كه انجام ميدن اعلام ميكنه كه به توافقهايي با شركت Warner Bros. براي ادامه همكاري رسيدن. طبق توافقنامه جديد كه مورد تاييد دوطرف رسيد قرار شد كه شركت Warner Bros. براي انتشار آلبوم جديد گروه يك و نيم ميليون دلار پيش پرداخت كنه و علاوه بر اين حق الزحمه گروه هم به بيست درصد به ازاي هر نسخه فروش آلبوم، افزايش پيدا كنه. مدت زمان اعتبار قرارداد هم منوط ميشه به انتشار 5 آلبوم ديگه توسط گروه. يعني به عبارتي طبق قرارداد قبلي و فعلي گروه ملزم به انتشار كلا يازده آلبوم از طريق شركت وارنر خواهد بود يعني يك آلبوم بيشتر از قرارداد قبليشون.
در ماه جولاي Mike Shinoda اعلام ميكنه كه در حال انجام يك پروژه جانبي در سبك Hip-Hop به نام Fort Minor هست. به گفته Mike هدفش از انجام اين كار بازگشت به سبك اصلي خودش در موسيقي يعني Hip-Hop هست. Mike ميخواست با اين كارش با دوستان قديمي خودش همكاري داشته باشه، چيزي كه خيلي وقت بود آرزوش رو داشت يعني همكاري با گروه Styles of Beyond (كه اين گروه در حال حاضر با شركت موسيقي مخصوص Linkin Park يعني Machine Shop Recprds قرارداد امضاء كردن) ، Black Thought از گروه The Roots و همچنين Common (كه جزو اونهايي هست كه در تهيه آلبوم Reanimation نقش داشته).
حدود يك ماه قبل از انتشار آلبوم Fort Minor آهنگ Remember The Name در اينترنت منتشر شد و شركت وارنر هم سايتي رو كه ارتباطي با اين موضوع نداشت تهديد كرد و خيلي از سايتها رو كه اين آهنگ رو براي دانلود روي سرورهاشون گذاشته بودن مجبور كرد كه آهنگ رو از رو سايتشون بردارن. آهنگ Remember The Name بر روي بازي NBA Live 2006 قرار داره و خيلي از شبكه هاي ورزشي از اين آهنگ در طول مسابقه فينال بسكتبال در سال 2006 استفاده كردن.
در تاريخ 30 اكتبر سال 2005 آلبوم Mixtape گروه Fort Minor با نام DJ Green Lantern Presents Fort Minor: We Major در اينترنت منتشر شد و خيلي از طرفداران Fort Minor در اينترنت به دنبال اين آلبوم بودن تا اينكه سايت RapBasement.com اين آلبوم رو به طور كامل براي دانلود در دسترس قرارداد. در تاريخ 22 نوامبر سال 2005 بالاخره اولين آلبوم گروه Fort Minor با نام The Rising Tied منتشر شد. اولين Single از اين آلبوم Petrified نام داشت كه هنوز خيلي از شبكه ها پخشش ميكنن. با اينكه اين آلبوم مورد توجه خيلي از طرفداران سبك Hip-Hop قرار گرفت ولي نتوست در جدول موسيقي موفق ظاهر بشه. اما در سال 2006 با انتشار سومين Single از اين آلبوم به نام Where’d You Go كه مورد توجه همه قرار گرفت باعث شد كه اين آهنگ در مكان چهارم جدول Billboard Hot 100 قرار بگيره.
Chester Bennington هم در حال كار بر روي آلبوم سولوي خودش با همكاري Amir Derakh(كه اصليت ايراني داره) و Ryan Shuck از گروه Orgy هست. پروژه انفرادي Snow White Tan ، Chester نام داره. يكي از آهنگهاي اين گروه The Morning After نام داره كه اين آهنگ رو Chester قبل از ورودش به گروه Linkin Park ساخته بوده و براي پروژه سولوش مجددا در استوديو ضبطش كرده. علاوه بر اين Bennington با Amir Derakh و Ryan Shuck در گروه ديگري با نام Julien-K همكاري ميكنه و هنوز هم دقيقا معلوم نيست كه سهمش از اين همكاري در چه قسمتي هست. همچنين Chester گروهي به نام Bucket of Weenies تشكيل داده كه به كاور كردن آهنگها ميپردازن و اخيرا آهنگ The Morning After رو در جشن سالگرد Club Tattoo با همين گروه كاور كردن. گفته ميشه كه آلبوم گروه Snow White Tan بعد از انتشار آلبوم سوم گروه Linkin Park منتشر خواهد شد.
به خاطر پروژه هاي جانبي كه Chester و Mike در اين مدت دنبالش بودن و انجام دادن خيلي از طرفداران شايعه هايي رو مبني بر از هم پاشيدن گروه Linkin Park درست كردن كه Mike و Chester هر دو اين شايعات رو رد كردن. طبق گفته Mike و ديگر اعضاي گروه Linkin Park در حال كار بر روي آلبوم جديدش هست و چندين آهنگ Demo هم ضبط كردن. قرار بود آلبوم جديد گروه اواخر تابستان 2006 منتشر بشه كه اين امر تحقق نيافت و طبق آخرين اخبار كه Mike در گفتگوي خودش با اعضاي LPU انجام داده اعلام كرده كه آلبوم جديد اوايل سال 2007 منتشر خواهد شد.
ورژن شماره پنج LPU هم 21 نوامبر سال 2005 منتشر شد كه CD اين ورژن شامل اجراهاي زنده گروه در كنسرت Live 8 بود.
در ماه نوامبر توسط Phoenix اعلام شد كه Linkin Park آهنگ جديدي رو براي آلبوم Mixtape شركت Machine Shop Records ضبط كرده ولي هنوز منتشر نشده. در ماه دسامبر 2005 اعلام شد كه Mike Shinoda به عنوان دستيار تهيه آلبوم جديد گروه انتخاب شده. قبل از اين Mike آلبوم Hybrid Theory EP و Collision Course رو هم تهيه كنندگي كرده بود. در تاريخ 8 فوريه سال 2006 گروه Linkin Park خبر داد كه تهيه كننده آلبوم جديدشون رو انتخاب كردن و او كسي نيست غير از مرد اسطوره اي يعني Rick Robin كه با گروههاي بزرگي مانند The Beastie Boys, Weezer, Metallica, Audioslave, Slipknot, Rage Against The Machine, Red Hot Chili Peppers, System Of A Down و گروههاي بيشمار ديگه كار كرده.
در طول برگزاي مراسم Grammy Award سال 2006 گروه آهنگ تركيبي به نام Yester/Numb رو به همراه Jay-Z و Paul McCartney اجرا كرد.
در طول مراسم Grammy مجله Rolling Stone مصاحبه اي رو با Chester انجام داد در مورد آلبوم جديد كه Chester عنوان كرد آلبوم جديدشون نسبت به آلبومهاي قبليشون متفاوت تر خواهد بود كه تركيبي از Rap و Hard Rock بوده. آلبوم جديد به گفته Chester غمناك، ترسناك و ملوديك خواهد بود. به گفته او آلبوم جديد سبكي سنگين نخواهد داشت ولي ديوانه كننده خواهد بود. اين لغاتي بود كه Chester براي تشبيه آلبوم جديد ازشون استفاده ميكرد. به گفته او گروه تا به حال بيش از پنجاه آهنگ براي آلبوم جديد ضبط كرده و در حال حاضر هم در مراحل ضبط به سر ميبرن. Linkin Park اخيرا در فستيوالي با شركت گروههاي بزرگي مثل Metallica در كشور ژاپن به نام Summer Sonic Festival شركت كرد كه در اين كنسرتها آهنگ جديدي رو اجرا كردن كه با نام نسبتا عجيب QWERTY در ليست قرار داشت. البته به احتمال زياد اين نام اصلي آهنگ نيست. Mike جايي اظهار كرده كه هنوز مشخص نيست كه اين آهنگ بر روي آلبوم جديد قرار بگيره يا نه. به گفته Mike متن آهنگ رو زماني كه داشتن داخل هواپيما به سمت ژاپن ميرفتن نوشتن و چون از اين آهنگ خوششون اومده تصميم گرفتن تا در كنسرت جديدشون اجرا كنن. (احتمالا به خاطر تنوع!)
ترجمه اهنگهاي Afraid This Time / in This World / Points of Authority / Faint
از لینکین پارک
Afraid This Time
You look down to me,
تو از بالا به من نگاه می کنی،
cause I'm apology.
چون من عذر می خوام.
But you cannot see,
اما تو نمی تونی ببینی،
Woman's wish is a wanna be.
آروزی زنانه می خوام باشم هستش.
Then it comes to you,
پس اون به سمت میاد،
They wanted you
اونا تو رو می خواستن
Wanted all to write
می خواستن همش رو بنویسن
She is something you cannot tie.
اون چیزی که شما نمی تونید اسیرش کنید.
Don't follow me,
من رو دنبال نکن،
Don't cover me.
از من حمایت نکن.
just leave me be.
فقط بذار خودم باشم.
(Wanna be)
(می خوام خودم باشم)
Don't try to change,
تلاش نکن من رو به تبدیل کنی،
to somethin you aint.
به چیزی که خودت نبودی.
Don't even try,
حتی تلاشم نکن،
try to be me.
تلاش کن مثل من باشی.
Don't you see the irony.
آیا تمسخر رو نمی بینی.
Oh, don't you see
اوه، آیا نمی بینی
Oh, you wanted to be me.
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
But I don't wanna be.
اما من نمی خوام.
You wanna go away.
تو می خوای بری.
But I can't be out today.
اما من نمی تونم امروز بیرون باشم.
I'll just be a run away.
من یه فراری خواهم بود.
I walk 100 miles,
من 100 مایل که قدم می زنم،
And watch the time fly.
و زمان پرواز رو تماشا می کنم.
Don't need an alibi.
به عذر و بهانه احتیاجی نداری.
Don't follow me,
من رو دنبال نکن،
Don't cover me.
از من حمایت نکن.
just leave me be.
فقط بذار خودم باشم.
(Wanna be)
(می خوام خودم باشم)
Don't try to change,
تلاش نکن من رو به تبدیل کنی،
to somethin you aint.
به چیزی که خودت نبودی.
Don't even try,
حتی تلاشم نکن،
try to be me.
تلاش کن مثل من باشی.
Don't you see the irony.
آیا تمسخر رو نمی بینی.
Wanting to be me.
می خوای مثل من باشی.
Wanna be, Wanna be, Wanna be, Wanna be,
می خوای باشی، می خوای باشی، می خوای باشی، می خوای باشی،
Wanna be
می خوای باشی
Try to be me
تلاش کن مثل من باشی
But dont you see the irony
اما آیا تمسخر رو نمی بینی
oh you wanted to be me
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
try to be me
تلاش کن مثل من باشی
but dont you see,
اما آیا نمی بینی،
the irony
تمسخر رو
oh you wanted to be me,
اوه، تو می خواستی مثل من باشی.
dont wanna be
نمی خواد باشی
in This World
Turn my mic up louder,
صدای میکروفونم رو بلندتر کنین،
I got to say somethin.
باید یه چیزی بگم.
Lightweights steppin' aside,
سبک وزنا میرن یه کناری،
when we comin.
وقتی ما وارد میشیم.
Feel it in your chest,
توی سینت احساسش کن،
the syllables get pumpin.
سیلاب[هجاء]ها ادا میشن.
People on the street,
مردمه توی خیابون،
they panic and start running.
وحشت می کنن و پا به فرار میذارن.
Words on loose leaf,
کلمات روی ورق پاره،
sheet complete coming.
تمام و کامل میان و ظاهر میشن.
I jump on my mind,
به طور ناگهانی میزنم تو سرم،
I summon the rhyme of dumping.
من شعر بی محتوایی رو فرا می خونم.
Feeling the blind,
نابناها رو احساس می کنم،
I promise to let the sun in.
من قول میدم تا اجازه بدم خورشید[منظور روشنایی است] وارد بشه.
Sick of the dark ways,
شیوه ی بیماری تاریکی،
we march to the drumming.
ما پیش میریم تا طبل ها رو به صدا در بیاریم.
Jump when they tell us
بپرین وقتی که اونها به ما میگن
they want to see jumping.
می خوان پریدن[مون] رو ببینن.
---- that, I want to
گندش بزنن، من می خوام
see some fist pumping.
مشتی رو که داره مشت میزنه رو ببینم.
Risk something.
چیزی رو به خطر بنداز.
Take back what's yours
چیزی که مال خودته رو دوباره پس بگیر
Say something that you know
چیزی رو که می دونی بگو
they might attack you for
اونا ممکنه بهت حمله کنن به خاطره
cause I'm sick of being treated
اینکه چون من از اینکه مورد بحث قرار بگیرم خسته هستم
like I have before.
جوری که قبلا بودم.
Like it;s stupid standing for
مثل اینکه اون کله پوک وایستاده برای
what I'm standing for.
چیزی که من به خاطرش ایستادم.
Like this war is really just
مثل اینکه این جنگ واقعا
a different brand of war.
یه نوع دیگه ای از جنگه.
Like it doesn't cater to the rich
مثل اینکه اون توی ناز و نعمت ثروتمند نشده
and an abandoned the poor.
و یه آدم بی چیز رها شده نیست.
Like they understand you
مثل اینکه اونا من رو درک می کنن
in the back of the jet,
توی پشت جت،
When you can't put gas in your tank.
وقتی که تو نمی تونی به تانکت بنزین بزنی.
These fuckers are laughing their way
این کثافتا دارن می خندن به روش
to the bank and cashing their cheque
رفتن به بانک و نقد کردن چک هاشون
asking you to have compassion and to have some respect. For a leader so nervous
ازت می خوام تا رحم داشته باشی و احترام بذاری به یه رهبر که خیلی عصبیه
in an obvious way
[و] به وضوح
Stuttering and mumbling
لکنت گرفته و من من میکنه
for nightly news to replay
برای اینکه خبر شبانگاهی دوباره پخش بشه
and the rest of the world
و بقیه دنیا
watching at the end of the day
داره پایان روز رو تماشا می کنه
in the living room laughing
توی اتاق می خنده
like what did he say?
مثل چی گفتش؟
Amen, Amen, Amen, Amen, Amen
آمین، آمین، آمین، آمین، آمین
In my living room watching,
توی اتاقم [پایان روز رو] تماشا می کنم،
But I am not laughing.
اما نمی خندم.
'Cause when it gets tense,
چون وقتی که اوون سخت میشه،
I know what might happen.
من می دونم که چه چیزی ممکنه اتفاق بیوفته.
The world is cold,
دنیا سرده،
The bold men take action.
مردان شجاع یه کاری می کنن.
Have to react,
بایستی واکنش نشون بدی،
To getting blown into fractions.
تا به درونه شکاف ها نفوذ کنی.
10 years old is something to see,
[بچه ی]10 ساله چیزه قابل دیدنیه،
Another kid my age dragged under a jeep,
یه بچه ی دیگه هم سن من زیر جیپ له شد،
Taken and bound and found later under a tree,
گرفته شد، برده شد و پیدا شد بعدا زیر یه درخت،
I wonder if he even thought the next one could be me.
من متعجبم اگه اون حتی فکرش رو می کرد که نفر بعدی می تونستم من باشم.
Do you see?
آیا می بینی؟
The soldiers that are out today.
سربازانی که امروز بیرونن.
That brush the dust with bulletproof vests away.
که پاک می کنن گرد و خاک رو با جلیقه ی ضد گلوله.
It's ironic.
اون آهنیه.
At times like this you pray,
در زمان هایی مثل این شما دعا می کنین،
But a bomb blew the mosque up yesterday.
اما یه بمب دیروز مسجد رو ویران کرد.
There's bombs in the buses, bikes, roads,
بمب هایی توی اتوبوس ها، موتورها، جاده ها،
inside your markets,your shops, your clothes,
درون سوپر مارکت های شما، مغازه های شما، لباس های شما هستش،
My dad, he's got a lot of fear I know
بابام، خیلی ترسیده بود من می دونم
but enough pride inside not to let that show.
اما غرورش کافی بود که نذاره ترسش رو بروز بده.
My brother had a book he would hold with pride
برادرم یه کتاب داشت اون، اون با افتخار دوستش داشت
A little red cover with a broken spine.
یه پوشش قرمز رنگه کوچولو با یه تیکه ی شکسته.
In the back he hand wrote a quote inside,
پشت جلدش تو سمت داخلش یه نقل قول با دست خط خودش نوشته بود،
when the rich wage war, it's the poor who die.
وقتی که ثروتمند جنگ رو شروع می کنه، اون فقیره که می میره.
Meanwhile, the leader just talks away
ضمنا، رئیس جمهور[منظور بوش است] خیلی حرف میزنه
Stuttering and mumbling
لکنت گرفته و من من میکنه
for nightly news to replay
برای اینکه خبر شبانگاهی دوباره پخش بشه
and the rest of the world
و بقیه دنیا
watching at the end of the day
داره پایان روز رو تماشا می کنه
both scared and angry
هر دو ترسیدن و خشمگینن
like what did he say?
مثل چی گفتش؟
Amen, Amen, Amen, Amen, Amen.
آمین، آمین، آمین، آمین، آمین
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
With Hands Held High
با دستان بالا برده
into a sky so blue
بسوی آسمان آبی
the ocean opens up
اقیانوس شکافته میشه
to swallow you.
تا ما رو ببلعه.
Points of Authority
Album: Hybrid Theory
Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی
You love the way i look at you
تو اون جوری که من بهت نگاه می کنم رو دوست داری
While taking pleasure in the awful things you put me through
در حالی که از چیزایه باحالی که لذت می بری من رو مجبور می کنی توشون باشم
You take away if i give in
تو میری اگه من تسلیم بشم
My life, My pride is broken
زندگیم، غرورم از بین رفته
You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You love the things i say i'll do
تو دوست داری چیزایی رو که من می گم که انجامشون خواهم داد
The way i'll hurt myself again just to get back at you
جوری که من دوباره به خودم صدمه میزنم تا فقط کارت رو تلافی کنم
You take away if i give in
تو میری اگه من تسلیم بشم
My life, My pride is broken
زندگیم، غرورم از بین رفته
You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی
Forfeit the game before somebody else
بازی رو واگذار کن پیش از اینکه یکی دیگه
Takes you out of the frame and puts your name to shame
تو رو از میدان به در کنه و تو رو خوار کنه
Cover up your face you can't run the race
تغییر چهره بده تو نمی تونی مسابقه رو ادامه بدی
The pace is too fast you just won't last
گام[ها] خیلی سریعه تو نخواهی تونست که ادامه بدی
You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You like to think you're never wrong
تو دوست داری فکر کنی که هرگز اشتباه نمی کنی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You have to act like you're someone
تو مجبوری طوری رفتار کنی که انگار یکی دیگه هستی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want someone to hurt like you
تو می خوای یکی رو مثل خودت آزار بدی
(Forfeit the game)(You live what you've learn)
(بازی رو واگذار کن)(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
You want to share what you've been through
تو می خوای دیگران رو در چیزی که در میونش بودی سهیم کنی
(You live what you've learn)
(تو جوری که یاد گرفتی زندگی می کنی)
Album: Live In Texas
Faint
I am,
من،
A little bit of loneliness,
یه ذره تنها هستم،
A little bit of disregard,
یه ذره نادیده گرفته شده هستم،
Handful of complaints,
یک مشت از شکایات
But I can't help the fact,
اما من نمی تونم جلوی حقیقتی رو بگیرم،
That everyone can see these scars,
که همه می تونن ببینن این زخم ها رو،
I am,
من،
What I want you to want,
چیزی هستم که می خوام تو بخوای،
What I want you to feel,
چیزی هستم که می خوام تو احساس کنی،
But it's like,
اما اون شبیه،
No matter what I do,
اینه که کن هرچی می خوام انجام میدم،
I can't convince you,
من نمی تونم تو رو قانع کنم،
To just believe this is real,
تا باور کنی که این حقیقته،
So I,
پس من،
Let go,
رها می کنم،
Watching you,
دارم تماشات می کنم،
Turn your back like you always do,
پشتت رو بر می گردونی مثل کاری که همیشه انجام میدی،
Face away and pretend that I'm not,
صورتت به طرفی دیگه و وانمود می کنی که من نیستم،
But I'll be here,
اما من اینجا خواهم بود،
'Cause you're all that I got,
چون تو همه ی چیزی هستی که من بدست آوردم،
I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
I am,
من،
A little bit insecure,
یه ذره غیرمطمئن هستم،
A little unconfident,
یه ذره نامطمئن،
'Cause you don't understand,
چون تو درک نمی کنی،
I do what I can,
من کاری رو می کنم که می تونم،
But sometimes I don't make sense,
اما گاهی من کارای غیر عاقلانه می کنم،
I am,
من،
What you never wanna say,
چیزی هستم که تو هرگز نمی خوای بگیش،
But I've never had a doubt,
اما من هرگز شکی نداشتم،
It's like no matter what I do,
اون شبیه اینه که هرچی می خوام انجام میدم،
I can't convince you,
من نمی تونم متقاعدت کنم،
For once just to hear me out
برای یک بار هم که شده به دقت به من گوش کن
So I,
پس من،
Let go,
رها می کنم،
Watching you,
دارم تماشات می کنم،
Turn your back like you always do,
پشتت رو بر می گردونی مثل کاری که همیشه انجام میدی،
Face away and pretend that I'm not,
صورتت به طرفی دیگه و وانمود می کنی که من نیستم،
But I'll be here,
اما من اینجا خواهم بود،
'Cause you're all that I got,
چون تو همه ی چیزی هستی که من بدست آوردم،
I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!
No!!!!!
نه!!!!!
Hear me out now!!!!
حالا به دقت به من گوش کن!!!!
You're gonna listen to me,
تو می خوای به من گوش بدی،
Like it or not ,
دوستش داشته باشی یا نه،
Right now!!!!!!!!!!!
همین حالا!!!!!!!!!!!
Hear me out now!!!!!
حالا به دقت به من گوش کن!!!!
You're gonna listen to me,
تو می خوای به من گوش بدی،
Like it or not,
دوستش داشته باشی یا نه،
Right now!!!!!!!!!!
همین حالا!!!!!!!!!!
I can't feel the way I did before,
من نمی تونم احساس کنم روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!!!!!!!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!
I can't feel,
من نمی تونم احساس کنم،
The way I did before,
روشی رو که من قبلا رفتار می کردم،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change,
زمان تغییر نخواهد کرد،
This damage anymore,
این خرابی [هم] بیش از این [نمیشه]،
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
I can't feel!!!!!!!!!
من نمی تونم احساس کنم!!!!!!!!!
I won't be ignored,
من نادیده گرفته شده نخواهم بود،
Time won't change!!!!!!!!!!!
زمان تغییر نخواهد کرد!!!!!!!!!!!
Don't turn your back on me,
پشتت رو به من نکن،
I won't be ignored!!!!!!!!!!!!!
من نادیده گرفته شده نخواهم بود!!!!!!!!!!!!!
به نظرتون بین اهداف برخی گروه های متال که اشعار فلسفی میخونه و عقاید نیچه فیلسوف هستی گرا چه رابطه ای هست؟؟
بهتره خودتون ادامه مطالب رو بخونید و قضاوت کنید.
نیچه در کتابش فراسوی نیک و بد مطرح می کند که باید از دگم گرایی ها
در اندیشه فلسفی دوری کرد. او حقیقت گرایی مطلق افلاطون را زیر
سئوال می برد و جستجوی خیر و حقیقت مطلق را باطل می داند. وی می گوید که برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. نیچه می گوید که باید در تضادهای دوگانه شک کرد. نیز می گوید از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. اگر چه نیچه مطرح می کند که چه بسا این ارزش گذاری ها اشتباه و ظاهربینانه است. از نظر وی نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم.
او احکام نادرست را برای زندگی بشری ضروری می انگارد و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی می داند. از نظر او فلسفه فراسوی نیک و بد ضروری ست.
نیچه مخالف عرفاست و نظر آنان را مبنی بر قرار دادن شهود به عنوان مبنای جستجوی درونی باطل می داند. او همچنین معتقد است که کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند. از نظر او بشر به دلیل خواست قدرت به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. نیچه از کانت و اسپینوزا که در پی یافتن مبانی اخلاقی برای فلسفه خود بوده اند انتقاد می کند و تلئولوژی یا غایت انگاری اسپینوزا را باطل می داند. وی می گوید که نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا او طبیعت را بی رحم می داند و معتقد است اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد و او از رواقیون که در اخلاق سختگیر بودند و می گفتند که باید زندگی با طبیعت سازگار باشد انتقاد می کند. نیچه می گوید که غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.
از نظر نیچه فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. پس از نظر وی فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. او معتقد است که باید بیش از خواست حقیقت جستجو کنیم. نیچه مسیحیت و متافیزیک را نیهیلیسم یا انکار زندگی و جهان گذران به نام حقایق جاویدان و ثابت می داند زیرا خشک مذهبان به دنبال هیچ مطمئن هستند تا چیز نامطمئن.
نیچه در انتقاد از فلسفه کانت معتقد است که او در یافتن حکم تالیفی ماتقدم نیز اشتباه کرده است و این حکم را نمی توان یک قوه تازه بشری دانست اگرچه کانت به یافتن آن مغرور بود. او به جای این پرسش کانت که "احکام تالیفی ماتقدم چکونه ممکن هستند؟" این سئوال را که "چرا اصلا باید باور به این نوع احکام ضروری ست؟" لازم برای پاسخ دادن می داند. نیچه این احکام را نادرست می داند. او کانت را به دلیل جستجوی قوه اخلاقی برای بشر شایسته انتقاد می داند. همچنین شلینگ را به دلیل شهود عقلی نامیدن قوه حسی آدمی جهت راضی کردن دینداران استهزا می کند. نیچه این رمانتیسم را عامل فریب روح آلمانی می داند و می گوید که باید بر فریب حواس خود پیروز شویم همان طور که کوپرنیک حرکت زمین را ثابت کرد با وجود آن که به حواس ما درنمی آید. نیچه نیاز آدمی به متافیزیک را باطل می داند. او ابدی و بخش ناپذیر بودن روح را که طبق اندیشه مسیحی ست به تمسخر می گیرد اگرچه علم به جای روح ذهن و عاطفه را جایگزین کرده است. از نظر نیچه علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.
نیچه از دکارت و شوپنهاور هم انتقاد می کند. او اطمینان "من فکر می کنم" دکارتی و نیز خرافه "من اراده می کنم" شوپنهاوری را باطل می داند. من به عنوان فاعل و اندیشیدن به عنوان فعل هر دو مورد شک هستند و نمی توان قطعیتی درباره شان صادر کرد. درباره اراده نیچه توجه ما را به این نکات معطوف می کند که اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد. از نظر نیچه علت و معلول را بشر جعل کرده است و اشیاء فی نفسه معلول نیستند بلکه مفاهیمی مانند علت تقابل اجبار قانون انگیزه آزادی را ما جعل کرده ایم. وی همچنین معتقد است که قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.
نیچه می گوید که بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. نیچه بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بیند. او از فلاسفه می خواهد که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد. پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. نیچه ما را به کنار نهادن این پیشداوری دعوت می کند و برگذشتن از اخلاق را توصیه می کند زیرا از نظر او ارزش یک عمل ربطی به نیت آن ندارد. زیرا نیت به خودی خود معنایی ندارد و ارزش دادن به آن یک پیش داوری ست. او همچنین احساسی را که به لذت بینجامد نکوهش می کند و می گوید که باور داشتن به یک عقیده یا واقعیت به دلیل لذت داشتن آن است نه حقیقت داشتن آن. نیچه ذهن و ادنیشه را مسئول به خطا افتادن بشر می داند و این جهان را اشتباه می داند. او ما را به گذشتن از ارزش گذاری های اخلاقی دعوت می کند زیرا معتقد است که باید ورای این ارزش گذاری ها زندگی کرد. او می گوید که باید اخلاق را بدون این ارزش گذاری ها یعنی بدون پیش داوری بررسی کرد. همچنین می گوید که فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.
نیچه جهان را بر اساس خواست قدرت می داند. او سخت ترین و خطرناک ترین آزمون را دور کردن خود از همه وابستگیها می داند. او می گوید که فلسفه ای که ادعا کند حقیقت برای همه است جزمی میشود. خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. نیچه حتی جذب شدن افراد به یک فرد زاهد را به دلیل خواست قدرت در آنها می داند. قدرتی که ضدیت آنها با طبیعت را سبب می شود تا طبیعت وجودشان را نادیده بگیرند. نیچه مفاهیمی مانند خدا و گناه را بازیچه های کودکانه برای بشر می داند. او عبادت دینی را نتیجه بیکاری و فراغت آدمی می داند و می گوید که کسانی که بدون دین زندگی می کنند افرادی پرکار هستند که وقتی برای عبادات دینی ندارند ولی نسبت به آن بی تفاوتند و اگر از آنها بخواهند آن را انجام می دهند. نیچه خداگرایی انسان را نشانه ترس او از دست یافتن به حقیقت و گرایش او به تحریف معنای زندگی می داند. از نظر نیچه دین برای فرانروایان وسیله رسیدن به قدرت است. دین به فرمانبران انگیزه و وسوسه قدرت طلبی در آینده و به مردم عادی احساس آسایش و رضایت از زندگی را می دهد. نیچه می گوید که دین برای پرستاری کردن از آدمی و پایان دادن به رنج های او آمده ولی بر رنج هایش می افزاید! و آنچه را که باید نابود شود را نگه داشته و سبب پست شدن آدمی شده است طوری که بیمارگونه احساس عذاب وجدان می کند.
عشق به یک نفر است به زیان دیگران تمام می شود. وی همچنین می گوید که آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. او می گوید که کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد! و کسی که خود را خوار بشمارد به عنوان خوارشمارنده باز هم خود را بزرگ خواهد دانست. او حقیقت را به دریا تشبیه می کند که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند. وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. گاهی ظواهر انسان را فریب می دهد مثلا سردی بیش از حد و یخ زدگی می تواند انگشت را بسوزاند و سوزان به نظر آید! آدمی که از بی اخلاقی اش شرمگین است در نهایت از اخلاق خودش هم شرمگین خواهد بود. از نظر نیچه مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم. کسیکه بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد. استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند. آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود.
نیچه معتقد است که فلاسفه تا قبل از او اخلاق را نشکافته اند بلکه برایش حجت آورده اند و آنچه گفته اند فقط بر مبنای تجربه محدود خودشان بوده است. هر اخلاقی درباره آفریننده اش است که یا می خواهد خود را پنهان کند یا برتر نشان دهد یا از دیگران انتقام بگیرد. هر دستگاه اخلاقی تحت سیطره جبر است و همه از قوانین تو در توی سخت فرمان می برند. هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. از نظر نیچه اخلاق افلاطونی که همه چیزهای سقراطی را جستجو و تبلیغ می کند بی پایان و ناممکن است. زیرا سقراط مساله قدیمی ایمان و دانش یا به عبارت دیگر غریزه و عقل را برای اخلاق اینطور مطرح کرده بود که نمی توان غرایز را رها کرد و عقل مجبور است از غرایز پیروی کند و به کمک آنها بیاید. افلاطون این هر دو را با هم پیوند داد تا به سوی یک خدف یعنی به سوی خیر و خدا حرکت کنند. اگرچه دکارت فقط عقل را در نظر گرفت و چون عقل وسیله است پس نظر دکارت سطحی بود.
نیچه می گوید که ابتدای تاریخ هر دانشی ایجاد ایمان و دوری از بدگمانی بوده است و چون حواس ما دیر یاد می گیرند بنابراین خطا می کنند. به عنوان مثال برای گوش های ما شنیدن صداهای آشنا خوشایند است اما شنیدن صداهای ناآشنا جالب نیست. چشمان ما هم بیشتر کلمات یک کتاب را ندیده رد می کنند. قیافه افراد را آن طور که ما دلمان می خواهد می بینیم. ما به دروغ عادت کرده ایم و به عبارتی به هنر!
نیچه تعریف می کند که در روم قدیم ترحم به دیگری از اخلاق نبود بلکه ماورای اخلاق بود. او در جامعه اروپای عصر خود دو عامل ترس و ترحم را می بیند که شکل دهنده آن روز اروپا بود. سوسیالیسم و ادعای جامعه آزاد در نظر نیچه یک گرایش بیمارگونه است که مردم را با ضعف روحی بار می آورد و ترحم را در آنها برمی انگیزد. چنین جامعه ای از نظر او رو به تباهی ست و فیلسوفان آینده باید چاره ای برای آن پیدا کنند.
نیچه می گوید که علم که زمانی زیردست خداشناسی بود اکنون ادعای برتری بر فلسفه را دارد و مردم در دوره او به دلیل اشتباهات یک فیلسوف از فلسفه رویگردان می شوند. او معتقد است که فیلسوف باید خطر کند و بی پروا زندگی کند اگرچه این نوع زندگی را دیگران نپسندند. او مرد علم را بی تفاوت نسبت به زندگی خودش می داند زیرا غرق در دنیای عینیات است. یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است.
از نظر نیچه شک آوران به دنبال نه یا آری نیستند. آنها از هر قطعیتی گریزانند. نیچه شک آوری را نتیجه وضعیتی فیزیولوژیک در اروپا می داند که از آمیزش نژادهای مختلف اروپایی حاصل شده است و افرادی این چنین اراده ندارند و درباره آزادی اراده شک دارند. در نتیجه یک روح بیمار در اروپا رشد کرده است و کشورهای اروپایی برای به دست آوردن اراده جنگ طلب شده اند. او شک آوری جدید را در فلسفه انتقادی کانت یعنی سنجش گری می داند که مثبت است. از نظر وی این شک آوری خاص فیلسوفان آینده است. نیچه می گوید که چنین فیلسوفانی به تجربیاتی دست خواهند زد که از ذوق مردم نرمخو که به مردمسالاری (دموکراسی) گرایش دارند فراتر است. آنها بزرگی افراد را به دلیل زیبایی اثر هنریشان نخواهند پذیرفت و چیزی را که جذب کننده باشد حقیقت نخواهند دانست. یعنی برعکس فیلسوفان عصر خواهند بود که حقیقت یک اثر را بر اساس احساسی که می دهد می پذیرند. با این وجود نیچه می گوید که این افراد سنجش گرانند و خود را فیلسوف نمی دانند بلکه ابزار فیلسوف می دانند. نیچه کانت را یک سنجشگر می داند نه فیلسوف.
نیچه معتقد است که یک فرد برای فیلسوف شدن باید سلسله مراتبی را طی کند و سنجشگر شک آور جزم باور و تاریخگزار باشد و نیز شاعر و جهانگرد و... تا از تجربیاتی که کسب کرده بتواند از عمق به بلندای معانی برود و اینها لازمه فیلسوف شدن است اما شرط لازم آن آفرینش ارزش هاست. نیچه می گوید که فیلسوفان آینده باید زمان را کوتاه کنند و همه حقیقت ها و ارزش های تعریف شده در گذشته را بررسی کنند و ارزش های جدید بیافرینند. آنها فرمانروا و قانونگذار هستند و بایدها را تعیین می کنند که بشر از کجا شروع کند و به کجا برود. خواست حقیقت آنها خواست قدرت است. نیچه وجود این نوع فیلسوفان را لازم می داند. فیلسوف باید به جای دوستدار خردمندی دیوانه ای با پرسش های خطرناک باشد که قصد رفتن راه های نرفته را دارد و از ارزش گذاری های امروزین که ریاکارانه است دوری کند و آرمانش عظمت باشد که همانا قوت اراده است و بشر سست اراده امروز از آن دور است و چه بسا فضیلت هایی که به دلیل فضیلت های جستجو شده بشر امروز در خاک دفن شده است و فیلسوف باید به دنبال پیدا کردنش باشد. چنین کسی سرشار از اراده است. فراسوی نیک و بد و سالار فضایل خود است.او تنهاترین است و عظمتش در همین است یعنی چنان پهناور که پر.
فلسفیدن از نظر نیچه دشوار است چون آموزاندنی نیست بلکه به تجربه حاصل می شود.
نیچه درباره فضیلت خود که وجدان نیک می نامد می گوید که از نوع فضیلت نیاکان وی نیست. او رفتار بشر مدرن را متغیر می داند مثل ستارگان که از نور خورشیدهای متعدد رنگ می گیرند. فراسوی نیک و بد ورای ارزش ها نگریستن بشر به وجود خود رسیدن به ابر انسان یا انسان کامل است که به خدا نزدیک تر است تا بشر. دریافت اخلاق مثل یک وضع یعنی اخلاق را نسبی و مربوط به وضع بشری دانستن سبب دلزدگی از آن شده نتیجه درباره دین هم چنین است. کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. نیچه روانشناسان را دروغگو و ریاکار معرفی می کند که مردم را با مکر خود سرگرم می کنند. نیچه حکم اخلاق کردن و به این حکم محکوم کردن را مخصوص افراد تنگ جان می داند که برای گشاده جانان در نظر می گیرند تا با صدور این حکم به معنویت برسند. نیچه رابطه بین معنویت و اخلاق آنان را زیر سئوال می برد.
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست برای نیچه خنده دار است زیرا او همه چیز را طبق خواست قدرت می داند. مطلق بودن احکام اخلاقی از دیگر مواردی ست که نیچه با آن مخالف است. او می گوید که آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه از نظر نیچه غیر اخلاقی ست. نیچه درباره ترحم معتقد است که کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند. از نظر او کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.
نیچه بر این عقیده است که آدم های عادی فکر می کنند که آدمهای والا دلبستگی به چیزی ندارند در حالی که اشتباه فکر می کنند! او می گوید که اخلاق ها را باید به صورت سلسله مراتب در نظر گرفت و بینشان درجه بندی قائل شد. نیچه فلسفه اپیکوری لذت را به باد تمسخر می گیرد و اندیشه رنج و لذت را سطحی می داند. او فایده باوری بنتام را زیر سئوال می برد و نیز می گوید که آنچه یک نفر را سزاوار است می تواند سزاوار دیگری نباشد. او می گوید که لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به خویشتن آزاری می رسد.
از نظر نیچه قدرت روح در از آن خود گرداندن است و احساس رشد به احساس قدرتمندی می رسد. او مرد را خواهان حقیقت می داند اما زن را موجودی سحطی نگر معرفی می کند. نیچه مخالف دموکراسی ست و نتیجه آن را پرورش بردگی و جباری می داند.
او روح آلمانی را دارای تضاد و ناپایداری و بی ثباتی می داند و موسیقی آلمانی را به دو نوع اروپایی و وطنی تقسیم می کند. او نبوغ را بر دو نوع می داند: یا بارور می کند (مثل مرد) یا بارور می شود (مثل زن). نیچه خود را آلمانی خوب نمی داند بلکه اروپایی خوب می داند و از میهن گرایی افراطی آلمانی ها بیزار است. از نظر او انگلیسی ها مردمی سرسخت و جدی هستند در حالی که فرانسوی ها ظریف و رمانتیک اند و آلمانی ها دچار تضاد فکری هستند. نیچه اختلاف طبقاتی را از ضروریات جامعه برای اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می داند. او آغاز همه فرهنگ ها را بربریت می داند. از نظر او تکان خوردن بنیان عواطف یعنی زندگی در اثر آشوب غرایز باعث تباهی می شود. او جامعه را برای جامعه نمی داند بلکه برای هستی بالاتر می داند. اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی جامعه است ولی خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. زندگی از نظر نیچه خواست قدرت است و بهره کشی به ذات زندگی تعلق دارد و کارکرد بنیادی اورگانیسم است. نتیجه خواست زندگی خواست قدرت است که باعث خواست بهره کشی می شود.
نیچه اخلاق را به دو نوع اخلاق فرمانروایان و اخلاق بردگان یا زیردستان تقسیم می کند. اخلاق فرمانروایان تعیین کننده والا و پست است. او خود انسان والا را معیار ارزش می داند و اوست که ارزش آفرین است نه کردار او. او از زیردستانش دستگیری می کند نه به خاطر دلسوزی و رحم بلکه به خاطر قدرتمندی اش. او ضد از خود گذشتگی و نرمخویی ست و به خاطر خودخواهی اش بالاتر از خود را نمی بیند بلکه پایین تر از خود را می بیند.او به سنت و دیرسالی تعلق دارد. در مقابل چنین اخلاقی اخلاق بردگان است که بدبین هستند و قدرتمندان را محکوم می کنند. آنها برای کشیدن بار زندگی اخلاق شکیبایی رحم و سودمندی را دارند. از نظر آنها هر چه ترس انگیز است شر است. پس فرد بی ضرر و احمق خوب است. فرق بین این دو اخلاق اشتیاق به آزادی و شادی از آن است. نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر می داند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. نیچه معتقد است که پاکی نفس جدایی می آورد.
او هر امتیازی را وظیفه دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن را از نشانه های والا بودن می داند. آدم های والا کمتر زخم و آسیب می بینند. او می گوید که با دیگران بودن آلودگی می آورد.
چهار فضیلتی که نیچه مطرح می کند عبارت است از: دلیری درون بینی همدلی و تنهایی که گرایش به آنها سبب پاکی می شود. از نظر او آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست.
فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند.
فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.
منبع
پس از چند وقت یعنی در آوریل ۱۹۸۲ گروه اولین کار خود را با نام اشعار جنگ به بازار عرضه کرد. با این کار و فروش فوق العاده آن اریک مصمم شد تا کارهای بیشتری را انجام دهد. گروه منووار با ترکیب چهار مرد طلایی توانسته بودند کاری منحصر به فرد با سبک مارش راک وارد عرصه موسیقی کنند. ار این به بعد بود که هماهنگی گروه منووار روز به روز بیشتر شد.
گروه دومین کار خود را در ژوئن ۱۹۸۳ به نام سوار بر شکوه به بازار عرضه کرد. این آلبوم نیز یکی از پر فروش ترین آلبوم های راک ماه شد و به سرعت باعث محبوبیت گروه منووار شد.
ترانه های گروه را خود اریک می سرود و تنظیم می کرد تا با پیشنهاد جالبی از طرف شخصی به نام اکس شکین رو به رو شد.
اکس شکین یک حقوقدان بود که علاقه زیادی به کارها و آلبوم های گروه نشان می داد و از طرفداران پر و پا قرص گروه بود و پس از مشورت با اریک، درخواست همکاری سرودن اشعار را با او در میان گذاشت که با موافقت اریک مواجه شد.
طی ۱۰ ماه همکاری بین اکس و اریک ۱۲ سروده و ۲ اینسترو منتال آماده و ضبط گردید. اریک با پیشنهاد و همکاری اعضای گروه این ۱۲ سروده و ۲ تکنوازی را در دو آلبوم به نامهای درود بر انگلستان و نشان چکش در دو سال پیاپی به بازار عرضه کرد. درود بر انگستان در نوامبر ۱۹۸۴ و نشان چکش در فوریه ۱۹۸۵ و با ۴ ماه تاخیر وارد بازار آلبوم های راک شد و همانطور که اریک و اعضای گروه پیش بینی کرده بودند با استقبال زیادی مواجه شد و آلبوم درود بر انگلستان تا ۶ ماه پرفروش ترین آلبوم هوی متال آمریکا بود.
گروه، دیگر جای خود را بین گروههای راک و هوی متال پیدا کرده بود و شاید هم موفق تر از دیگر گروهها بود. شعرهای اریک، اشعار حماسی و افسانه ای بود که بسیاری از طرفداران آن به این نکته توجه زیادی داشتند. اریک توانسته بود با حس جنگجویی و حماسی خود شعرهای قابل قبولی را به بازار عرضه کند.
اکس شکین با گرفتن مبلغ مالی اندکی طبق قرارداد گروه را ترک کرد و مسئولیت سرودن اشعار دوباره به گردن اریک افتاد.
بعد از گذشت ۲ سال خاموشی گروه باز هم آلبوم دیگری به نام در مصاف با دنیا که یکی دیگر از کارهای خوب گروه بود را به بازار عرضه کرد. اما به خاطر متن اشعار این آلبوم، بین اریک و روس مشکلاتی پیش آمد که باعث سد روس با رضایت خود از گروه بیرون رود و روند پیشرفت آلبوم ۲ ماه به تاخیر افتاد تا جای روس را شخصی به نام اسکات کلمبوس بگیرد.
اسکات از گیناریستهای خوب گروه پانکی به نام پاپی کوچ بود که با درخواست اریک و بستن قرارداد گزافی به گروه منووار پیوست. اریک از کار اسکات راضی بود و آلبوم در مصاف با دنیا را پس از نواختن گیتار آن توسط اسکات با رضایت کامل در اکتبر ۱۹۸۶ روانه بازار کرد.
آلبوم در مصاف با دنیا به گفته خود اریک برگرفته از اشعار و ریتم های گروه جوداس پیریست و کیس می باشد. در همان سال یعنی ۱۹۸۶ بود که گروه تصمیم گرفت یک استودیوی اختصاصی بخرد و قرارداد خود را با شرکت وبستر لغو کند تا بتواند تمامی کارهای خود را در استودیوی اختصاصی خود انجام دهد.
پس از گذشت چند ماه استودیوی سن جرج واقع در محله لیفراک ویرجینیا توسط گروه خریداری شد. هزینه این استودیو تماما ار فروش آلبوم ها بود و این استودیوی اختصاصی کوچک که قابلیت ضبط آلبومهای گروه را داشت در حدود ۷۵۰۰۰ دلار برای گروه هزینه داشت.
تا این سال گروه برنامه های خود را با هزینه شرکت وبستر اداره می کرد. تا اینکه توانست برای خود استودیوی اختصاصی دایر کند. با این که این استودیو کوچک بود ولی جوابگوی کارهای گروه بود.
در سال ۱۹۸۷ بود که اریک تصمیم به ازدواج با صدابردار استودیوی اختصاصی خود که چند ماهی بود با آن آشنا شده بود گرفت. خانم آنجلیکا پرستر با پیشنهاد اریک موافقت کرد و در دسامبر ۱۹۸۷ در کلیسای دوپر دیترید مراسم ازدواج آنها برگزار شد.
آنجلیکا متولد ۲۵ اکتبر ۱۹۶۵ در دیترید بود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای راپیدوین در انریش در رشته تئاتر به پایان رسانده بود و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشت.
آنجلیکا به اریک علاقه زیادی داشت و در خاطراتش می گوید: از اراده اریک برای اداره استودیو احساس حقارت می کردم. اریک بسیار مصمم بود تا بتواند بهترین کار را برای اجراء ارائه دهد.
جوای دمایو در همان سال با پیشنهاد گزافی به موزیک فلارمونیک شهر تگزاس دعوت شد . اما جوای از این همکاری سر باز زد و گروه را ترجیح داد.
جوای تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان آلمانی به پایان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش گیتار تدریس می کرد.
حدود یک سال بعد اریک و اعضای گروه که آنجلیکا هم دیگر جزء آنها شده بود، آلبومی به نام سلاطین فلزی را آماده عرضه به بازار کردند. این آلبوم که در نوامبر ۱۹۸۸ وارد بازار شد، یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کارهای گروه منووتر محسوب می شود.
اریک درباره این آلبوم می گوید: با آنجلیکا درباره نام آلبوم صحبت کردم که آنجلیکا نام چهار پادشاه فلزی را پیشنهاد داد که بعدها طی صحبت با اعضای گروه به سلاطین فلزی تغییر نام داد. اما زمینه فکری نام این آلبوم را آنجلیکا پایه ریزی کرد. اریک این آلبوم را شاه تمام آلبومهای راک سال ۸۸ می دانست و با توجه به آنچه در انتظار داشت این آلبوم به مدت ۷ ماه پرفروش ترین آلبوم راک سال ۸۸ شد. اریک توانسته بود گروه خوبی را تشکیل دهد. هنوز مدتی از ورود این آلبوم به بازار نگذشته بود که پیشنهاد جالبی از طرف دنی هامزیک برای اجرای کنسرت و یک تور تفریحی به اریک شد.
اریک بعد از صحبت با اعضای گروه تصمیم به اجرای یک کنسرت ۸۰ دقیقه ای و یک تور ۲۰ روزه در اسپانیا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت تا هم تنوعی برای گروه باشند و هم بتوانند انرژی تازه ای کسب کنند. ۲ روز بعد از این تصمیم گیری گروه در شهر مادرید اسپانیا در پی کسب انرژی تازه ای برای ادامه کار بود.
شهری که خود اریک زاده آنجا بود. گروه بعد از تور مادرید به میشیگان رفت و قرار شد که کنسرت در ۲۲ جولای ۱۹۹۰ در سالن گرین مک میشیگان برگزار شود. گروه خود را برای اجرای کنسرت آماده می کرد. اریک . اعضای گروه با توجه به مدت زمانی که برای کنسرت در نظر داشتند و ترک از آلبومهای خود جدا کردند و پس از هماهنگی با سالن ۲۲۰۰ نفری گرین مک خود را برای اجرای کنسرت آماده می کردند که ناگهان اریک با فوت پدرش دنی مواجه شد و کنسرت به ۱۷ اکتبر موکول گشت.
این اولین کنسرت منووار بود که به نام شمشیرهای بیرون از غلاف نامگذاری شد و بعدها به صورت یک آلبوم به بازار عرضه شد. در سالن گرین مک شی ۱۷ اکتبر در حدود ۲۰۰۰ بلیط فروخته شد و میانگین سنی کنسرت ۱۸ تا ۲۴ سال اعلام گردید. کنسرت بدون هیچ مشکلی برگزار شد و گروه ۴ روز بعد از کنسرت به ویرجینیا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.
در همین سال یعنی ۱۹۹۰ اریک صاحب فرزند پسری شد که به احترام نام پدرش نام او را دنی گذاشت. آنجلیکا ار استودیو بیرون رفت تا از دنی نگهداری کند و گروه دوباره با همان ترکیب قبلی به کار خود ادامه داد.
اریک شیفته اشعار حماسی، جنگ و مبارزه بود و دوست داشت تمام این احساسات خود را در مضمون شعرهایش بیان کند و این کار را با با ساخت آلبوم پیروزی پولادین به کرسی نشاند. این آلبوم در جولای ۱۹۹۲ وارد بازار شد و برگرفته از اشعار هومر بود.
اریک می گوید: من شیفته افسانه آشیل بودم و همیشه بعد از خواندن این افسانه حماسی مو بر بدنم راست می شد. دوست داشتم در ذهنم یک تراوای واقعی داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم. این آلبوم را با داستان افسانه ای شهر تراوا شروع کردم تا برای همیشه این افسانه پایدار بماند و همه بدانند که آشیل هنوز هم زنده است و منووار نام آن را همیشه زنده نگاه خواهد داشت.
آلبوم پیروزی پولادین بر خلاف جایزه ای که از F.O.R به خاطر اجرای حماسی افسانه آشیل گرفت فروش چندان موفقی نداشت. یکی از قسمتهای جذاب این آلبوم درام دنی هامزیک بود که بر خلاف نظر اریک در آلبوم نواخته شد و یکی ار نقاط قوت آلبوم محسوب می شود. این آلبوم شاید آخرین آلبومی از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملا رعایت کرده است.
اریک همان طور که خودش هم بعد ار آلبوم پیروزی پولادین گفته بود دیگر سبک کاری برایش اهمیتی ندارد بلکه مضمون شعرهاست که به کارهایش اهمیت می بخشد.
اریک تصمیم به یک دوره استراحت گرفت و با اعضای گروه هم در میان گذاشت و با توجه به موافقت اعضای گروه تصمیم گرفت تا چند سالی از آلبومهای Best استفاده کند و شعذی نگوید که بعد از آن بهترین کارهای خود را در آلبومی به نام چرخهای جهنمی عرضه کردند. این آلبوم در مارس ۱۹۹۴ به بازار عرضه شد.
این کار اثر جوای دمایو بود و کار تنظیم این آهنگ را هم خود جوای به دست گرفت و اریک هم از این کار بسیار راضی بود. این آلبوم با این که به نظر نمی رسید فروش چندانی کند ولی مبلغ قابل توجهی از فروش آلبوم به دست آمد.
اریک و اعضای منووار آلبوم بعدی خود را پس از ۴ سال خاموشی بر خلاف تمام آلبومهای قبای خود چه از نظر ریتم و سبک و چه از نظر مضمون شعری بیرون دادند. اریک برای ساخت این آلبوم از شخصی به نام راجر هیومن کمک گرفت. راجر یک نویسنده و شاعر خوب بود که اریک می توانست از او برای متن شعرهای خود کمک بگیرد.
بعد از بستن قرارداد و شروع به کار حدود ۱ سال برای سرودن اشعار و تنظیم ترکها وقت صرف شد تا در دسامبر ۱۹۹۶ کار در استودیوی اختصاصی منووار اجرا و وارد بازار شد. این آلبوم فراتر از جهنم نام گرفت و کار کاملا هوی متال و عام پسند بود و بعدها حتی گروههای پانکی نیز از ریتم این آهنگها در آلبوم های خود استفاده کردند.
گروه بعد از ساخت این آلبوم به یک تور یک ماه و نیمه به سواحل هاوایی رفت.. در این سفر راب هالفورد و بوروس دیکنسون هم همراه گروه بودند.
اریک بعد از این سفر با همسر و فرزندش رابطه نزدیکتری برقرار کرد و از سال ۹۶ به بعد تمام کارهای این گروه به صورت Best اجراء و به بازار عرضه شد و یا به صورت کنسرت هایی که اشعارش قبلا سروده شده بود، اجراء گردید.
در سال ۱۹۹۶ و قبل از ضبط آلبوم فراتر از جهنم دنی هامزیک از گروه خداحافظی کرد و کارل لوگان به جای او وارد گروه شد. اکنون بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال اعضای گروه منووار عبارتند از:
۱) اریک آدامز
۲) جوای دمایو
۳) اسکات کولومبوس
۴) کارل لوگان
از آلبومها و کنسرتهای دیگر گروه منووار می توان چرخهای جهنمی، مرحله ای از جهنم و جنگاوران جهان را نام برد.
متن تمامی اهنگها در ادامه مطالب
نام گروه: Estatic Fear (اتريش)
نام آلبوم: A Somber Dance
سال انتشار: 1999
نام قطعه: Chapter I
سبك گروه: Symphonic Doom Metal
حجم 2.9 MB
لينك دانلود
نام گروه: Enslavement of Beauty (نروژ)
نام آلبوم: Traces O'Red
سال انتشار: 1999
نام قطعه: Be Thou My Lethe And Bleeding Quietus
سبك گروه: Symphonic Gothic/Black Metal
حجم 2.6MB
لينك دانلود
نام گروه: Wintersun (فنلاند)
نام آلبوم: Wintersun
سال انتشار: 2004
نام قطعه: Sleeping Stars
سبك گروه: Viking Metal
(حجم 3.2 MB)
لينك دانلود
نام گروه: Dissection (سوئد)
نام آلبوم: Reinkaos
سال انتشار: 2006
نام قطعه: Black Dragon
سبك گروه: Melodic Black/Death Metal (early), Melodic Death Metal (later)
لينك دانلود
نام گروه: Hypocrisy (سوئد)
نام آلبوم: The Fourth Dimension
سال انتشار: 1994
نام قطعه: The North Wind
سبك گروه: Melodic Death Metal/Atmospheric Metal
حجم 2.1 MB
لينك دانلود
نام گروه: Motorhead
نام آلبوم:Ace Of Spades
سال انتشار: 1980
نام ترانه: Ace Of Spades
سبك گروه: Hard Rock...Speed Metal....Heavy Metal
نام گروه: Haggard
نام آلبوم:Awaking the Centuries
سال انتشار: 2000
نام ترانه: The Final Victroy
سبك گروه:(Death Metal (early), Classical/Orchestral/Symphonic Metal (now
نام گروه: Ancient Wisdom (سوئد)
نام آلبوم: And the Physical shape of Light Bled
سال انتشار: 2000
نام ترانه: And the Physical shape of Light Bled
سبك گروه: Atmospheric Black Metal
حجم 1.77MB
نام گروه: Avrigus (استراليا)
نام آلبوم: The Seret Kingdom
سال انتشار: 2001
نام ترانه: Dark Angels' Ascension
سبك گروه: Orchestral ambient doom metal
حجم 2.6MB
لينك دانلود
نام گروه: Abyssic Hate (استراليا)
نام آلبوم: Cleansing of an Ancient Race
سال انتشار: 1994
نام قطعه: Bloodletting
سبك گروه: Black Metal
لينك دانلود
نام گروه: Skid Row (ايالات متحده)
نام آلبوم: Skid Row
سال انتشار: 1989
نام قطعه: 18 and Life
سبك گروه: Glam Metal
(حجم: 2.1MB)
نام گروه: Nightwish (فنلاند)
نام آلبوم: Once
سال انتشار: 2004
نام قطعه: The Siren
سبك گروه: Symphonic Operatic Heavy Metal
لينك دانلود
نام گروه : Epica
نام آلبوم : The Phantom Agony
سال انتشار :2003
نام آهنگ: 03. Cry for the Moon (The Embrace that Smothers - Part IV)
سبك گروه: Symphonic/Gothic Metal
عجب وکالی داره این Epica!
Chapter I
The feeble leafs decline,
Enshrined in downing deep
The mourn abandoned plains,
Laid down in sombre sleep
Misty shades engulf the sky
Like past, worn memories
The bird's song fills the whispering breeze
With autumns melody
The lunar pale grim shape
At evening's sight renews
It's silented wail relieves
Repressed thoughts anew
I hear the lonesome choir
Of fortunes past my way
Disdained in fiery weeps
Throughout my every day
These skies I hail and treasure thee,
Most pleasant misery
Not pittes thorn I shelter thine
Mysterious harmony
Draw on most pleasant night
Shade my lorn exposed sight
For my grief's when shadows told
Shall be eased in mist enfold
Why should the foolish's hope
Thy unborn passioned cry
Exhaust unheard
Beneath this pleasent sky?
For if the dusking day declined
Could delight be far behind
Be Thou My Lethe And Bleeding Quietus
I drift into luciferous darkness
And kiss the blithesome aeons of quietude
A wounded cupid passes saddened by, dead in the winds eye
O, blood, blood, blood...
...I bath in the sea of vengeance
And conquer cupidity by making the leviathan bleed
I am the wraith in the woebegone guise... lost in the reverie
I mock mortality and as I open my eyes, Ah... I behold thee
The aeons of prophane immortality annihilates the mournful impact
I kiss the woebegone flesh goodbye in life's final act
Oh, exquisite star in the passionate darkness
I love thee... fair temptress
A lady with a violin playing to
the seals
Hearken to the sound of calling
Who tied my hands to
the wheel?
The zodiac turns over me
(Come to me)
Somewhere there my fate
revealed
I hear but how will I see
I tied myself to the wheel
The winds talk to my sails,
not me
(Come to me)
Somewhere there my fate
revealed
I hear but how will I see
1-اجراي acoustic از going under
2-اجراي farther away در rock am ring 2004
3-اجراي thoughtless در rock in rio بخش اول
3-اجراي thoughtless در rock in rio بخش دوم
دانلود ويديو every body's fool
VIDEO - Whisper live in Germany Cologne
VIDEO - Farther Away in Zenith
براي دريافت 35 tab از آهنگهاي evanescence ٬ لينك زير رو دانلود كنين
متن انگلیسی در ادامه مطالب
متن زير از سايتwww.mourningtheancient.com انتخاب وترجمه شده که در اون تعدادی از اعضای گروه های متعدد متال،عقايد و نظرات خودشونو در مورد آينده جوامع بشری ابراز کردن:
:Pierre Wilhelmsson of Mهnegarm
"شرايط حادتر و بشر تو گنداب خودش غرق خواهد شد."
_____
:Herr Stalhammar of Rossomahaar
"...،علاوه براين قادر نيستم حرف اميدواركننده اي در خصوص پيشرفت و ترقي روزافزون بشر بزنم.ظاهرا قدرت و توان مادر بانوي خاك، ترتيب همه ما رو خواهد داد و يك آخرالزمان اكولوژيكي،اجتناب ناپذير به نظر ميرسه."
_____
:Pete Helmkamp of Angelcorpse
"روز به روز آخر خط نزديك تر ميشيم و حتي نيازي به روي دادن يك اتفاق خارق العاده احساس نميشه."
_____
:John of Incantation
"به نظر من آينده، بسيار عفونت بار تر از اون چيزيه كه ما امروز ميبينيم."
_____
:Joe of Noctuary
"من نسبت به آينده اين جهان بسيار بدبينم. يقين دارم كه سقوط و انحطاط بشريت خيلي نزديكه و احتمالا عمر ما ديدن اون رو قد ميده.شيوه اي كه ما براي زندگي كردن انتخاب كرديم، لاجرم تباهمون خواهد كرد.با توجه به راهي كه جهان پيش گرفته بايد گفت كه ما در آينده اي نه چندان دور مرگ خودمون رو آرزو خواهيم كرد."
_____
: Vincent Crowley of Acheron
"جهان يه چاه مستراحه و ما همه گند و گوههاش! ما عاشق اينيم كه همديگه رو در حال رنج كشيدن ببينيم.
ما موجودات مريضي هستيم كه زندگي دسته جمعي از عهدمون خارجه. هزاره آينده آخرالزمان زمين رو به خودش خواهد ديد."
_____
: Dana of Demonic Christ
"منابع طبيعي رو به اتمامن و بزودي بحران به حدي ميرسه كه قطعا جنگي همه جانبه به بار ميآد.به باور من،فقط جنگ باقي ميمونه و جنگ."
_____
: Mario Bove of Banshee
"آينده اي دردناك رو براي بشر ميبينم"
_____
: Thargelion of Gontyna Kry
"در مجموع به عقيده من، جهان مضمحل خواهد شد.همه چيز مو ضوع يك دور باطله، پس موسم سقوط بزودي سر ميرسه."
_____
:Vautrin of Pantheon
"انحطاطي عظيم ميبينم."
_____
:Ornias of Svartsyn
"جامعه از هم پاشيده. دير يا زود جهان به آخر خط ميرسه. جامعه رو خرد و خمير كن! نظام رو درب و داغون كن! ((آزادي براي همه))، يه حرف مفت بيشتر نيست."
_____
ark of Tears of Grief
"اين جهان پوچ و مزخرف، نفرين شده. ما خودمونو نابود ميكنيم، آخرش همينه."
_____
:Leithana of Ordo Equitum Solis
"تمدن به اصطلاح ((با شكوه باختري)) ما،تباه خواهد شد. من آرزوي يه دنياي بهتر رو ندارم.خونه از پاي بست
ويرونه."
_____
: Paul Jacobsen of Allfather
"آينده بشر،شوم و عبوس به چشم ميآد. من يقين دارم كه اوضاع وخيم تر هم خواهد شد. من فكر ميكنم كه در حاشيه
فراموشي، جامعه روز به روز ملتهب و ملتهب تر ميشه."
_____
: Crepusculo of Lament
"اوضاع جهان بد تر و بد تر ميشه.من بدبينم و بدون شك،آينده اي تاريك رو براي بشر پيش بيني ميكنم.در واقع اميدوارم،بشريت تاوان اعمالشو، بپردازه."
_____
: Glenn of The Sins of Thy Beloved
"شرايط نه تنها بهتر، كه روز به روز حادتر و حادتر ميشه، تا همه چيز از هم بپاشه.اون وقته كه تاريكي،جهان رو در بر خواهد گرفت."
_____
:Paimon of Thunderbolt
"به عقيده من،حتي اگر يك جنگ عالم گير يا تحولي عظيم شكل نگيره ، بشر خودش، خودش رو نابود ميكنه.تمدن براي نسل بشر، حكم يه ماشين مرگ رو داره. هستي انسانها ، تعادل و توازن طبيعتو به هم زده و يك روز طبيعت انتقام خواهد گرفت. شايد يه جنگ هستهاي، راه حل مناسبي باشه."
_____
:Othala of Godless North
"احساس ميكنم كه جهان به مكاني پوسيده و فرتوت مبدل شده. قبل از اين كه خورشيد نوين، در افق ظاهر بشه،اوضاع رو به وخامت پيش خواهد رفت."
_____
:J.C.M. of Mortem
"من فكر ميكنم كه دنيا هميشه همين بوده، فقط اين ما بوديم كه تا به حال احساسش نميكرديم.ما اغلب به خودمون ميگيم كه اوضاع بدتر از اينم ميتونست باشه ولي آيا واقعا ميدونيم كه شرايط بهتر يعني چي؟ يه ((جهان انساني واقعي))؟! اين جهنم متجسمه."
:Shane of Abyssic Hate
"مطمئنا اوضاع به جای بهتر شدن,روز به روز وخیم تر خواهد شد.به زودی همه چیز به نقطه انفجار میرسه و ما یک جنگ عالم گیر رو شاهد خواهیم بود."
___
:Incarnatus of Pagan Hellfire
" آینده چندان روشن به نظر نمیرسه.به نظر من عمر نسل ما,کفاف شاهد بودن زوال بشریت رو نخواهد داد, اما گام های بزرگی در این راه برداشته شده,به طوری که در حال حاضر,ازپس اون سالها همه چیز به وضوح دیده میشه؛اوضاع بحرانی و حادتر خواهد شد."
___
:Blackthorn of Thornspawn
"چیزی به جز مرگ و نهایتا انهدام این سیاره رخ نخواهد داد؛ازدیاد جمعیت,آلودگی,جنگ و خونریزی,خشکسالی و بیماری.انهدام همگانی,پیشامدی گریز ناپذیره."
___
:Sadorass of -the true- Frost
"به زودی به دنبال یک آشفتگی و التهاب عالمگیر، زندگی بر روی کره زمین به پایان میرسه و اراده ای نیرومند فرصت برخواستن و زدودن جویبار های خون از جهان رو خواهد داشت؛ نسلی از عصیان و آشوب؛
آفرینش در میان تباهی."
___
:Ynleborgaz of Angantyr
"البته که بدتر خواهد شد.هر کسی انتهای ایت راه رو به وضوح میبینه."
___
:Griffiths of Spear of Longinus
،روز به روز قدرتمند تر و حریص تر میشه ، اقتصاد جهان رو تباه میکنه و ما N.W.O "بدتر از همه اینکه
و ما همه رنج خواهیم کشید."
___
:Count Vassilium of Ork
"من ایمان دارم که آینده ای تاریک در انتظار بشریته."
___
:AmfortaS of Merrimack
"90 درصد انواع موجودات زنده از میان خواهند رفت و البته انسان هم از این قاعده مستثنی نیست؛چرا که از قویترین تیره خودمون بسیار بدور افتاده ایم.ممکنه اون چیزی که فاجعه رو ببار میآره، یک جنگ هسته ای یا یه حفره ساده در لایه اوزون باشه؛ ولی در هر حال من حتم دارم که انسان مسئول اون فاجعه خواهد بود.متاسفانه در زمان به اجرا در اومدن این نمایش، ما زنده نخواهیم بود."
___
:Rhodri of Solace Denied
"تقریبا منم بیشتر امیدمو از مردم این جهان بریده ام.این روزها اغلب مردم تحت سیطره تجارت و پول قرار دارن.به عقیده من بشریت دوام چندانی نخواهد آورد چرا که در مجوع برای هیچ چیزی ارزشی قائل نیست.اغلب مردم به واسطه اون چیزهایی که هر روز از طریق پنجره و تلویزیون میبینن از خواب غفلت بیدار شده و نست به بهبود اوضاع جهانی که در اون زندگی میکنن کاملا مایوسن."
___
:In Peccatum
"فرا رسیدن یک پایان دردناک، اجتناب ناپذیره."
___
:Craig of Sturmfuhrer
"قطعا وخیم تر شدن اوضاع رو میبینم."
___
:Kaiser W of Ad Hominem
"البته ما در فساد و پوسیدگی به زندگی ادامه خواهیم داد ؛ جهان در حال مردنه ؛ شکی نیست."
__________________
۱. Comfortably Numb - David Gilmour (Pink Floyd)
2. Stairway To Heaven - Jimmy Page (Led Zeppelin)
3. All Along The Watchtower - Jimi Hendrix
4. Freebird - Allen Collins (Lynyrd Skynyrd)
5. Maggot Brain - Edie Hazel (Funkadelic)
6. Texas Flood - Stevie Ray Vaughan
7. Eruption - Eddie Van Halen (Van Halen)
8. Highway Star - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
9. Cause We've Ended As Lovers - Jeff Beck
10. htel California - Don Felder/Joe Walsh (Eagles)
11. Mr Crowley - Randy Rhoads (Ozzy)
12. Little Wing - Jimi Hendrix
13. Time - David Gilmour (Pink Floyd)
14. Layla - Eric Clapton/Duane Allman (Derek & The Dominos)
15. Sweet Child O' Mine - Slash (Guns N Roses)
16. Cliffs Of Dover - Eric Johnson
17. Nottingham Lace - Buckethead
18. For The Love Of God - Steve Vai
19. Voodoo Child (slight return) - Jimi Hendrix
20. November Rain - Slash (Guns N Roses)
21. Shine On You Crazy Diamond - David Gilmour (Pink Floyd)
22. Blue Sky - Duane Allman/Dickey Betts (Allman Brothers Band)
23. Satch Boogie - Joe Satriani
24. Cortez The Killer - Neil Young
25. Lazy - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
26. Crazy Train - Randy Rhoads (Ozzy)
27. White Room - Eric Clapton (Cream)
28. Sultans Of Swing - Mark Knopfler (Dire Straits)
29. One - Kirk Hammett (Metallica)
30. No More Tears - Zakk Wylde (Ozzy)
31. Since I've Been Loving You - Jimmy Page (Led Zeppelin)
32. Floods - Dimebag Darrel (Pantera)
33. Black Star - Yngwie Malmsteen
34. Atom Heart Mother - David Gilmour (Pink Floyd)
35. Red House - Jimi Hendrix
36. Big Sur Moon - Buckethead
37. The Rocker - Eric Bell (Thin Lizzy)
38. Those Were The Days - Eric Clapton (Cream)
39. Bohemian Rhapsody - Brian May (Queen)
40. While My Guitar Gently Weeps - Eric Clapton (The Beatles)
41. Fade To Black - Kirk Hammett (Metallica)
42. Dream - John McLaughlin (Mahavishnu Orchestra)
43. Sound Chaser - Steve Howe (Yes)
44. Alive - Mike McCready (Pearl Jam)
45. Mood For A Day - Steve Howe (Yes)
46. Aqualung - Martin Barre (Jethro Tull)
47. Stone In Love - Neal Schon (Journey)
48. Child In Time - Ritchie Blackmore (Deep Purple)
49. Like A Hurricane - Neil Young
50. Dreams - Duane Allman (Allman Brothers Band)
51. Southern Man - Neil Young
52. Over The Mountain - Randy Rhoads (Ozzy)
53. Money - David Gilmour (Pink Floyd)
54. Killer Queen - Brian May (Queen)
55. Two Minutes To Midnight - D. Murray/A. Smith (Iron Maiden)
56. Why Does Love Got To Be So Sad - D. Allman/E. Clapton (Derek & The Dominos)
57. Kid Charlemagne - Larry Carlton (Steely Dan)
58. Surfing With The Alien - Joe Satriani
59. Little Wing - Stevie Ray Vaughan
60. Too Many Humans - Buckethead
61. Heartbreaker - Jimmy Page (Led Zeppelin)
62. Under A Glass Moon - John Petrucci (Dream Theater)
63. Desert Rose - Eric Johnson
64. Dazed And Confused - Jimmy Page (Led Zeppelin)
65. Tender Surrender - Steve Vai
66. Still In Love With You - Gary Moore (Thin Lizzy)
67. Bold As Love - Jimi Hendrix
68. Don't Keep Me Wondering - Duane Allman (Allman Brothers Band)
69. Ramblin' Man - Dicky Betts (Allman Brothers Band)
70. Always With Me Always With You - Joe Satriani
71. Tale Of Brave Ulysses - Eric Clapton (Cream)
72. You Really Got Me - Dave Davies (The Kinks)
73. Stranger In A Strange Land - Adrian Smith (Iron Maiden)
74. 25 Or 6 To 4 - Terry Kath (Chicago)
75. Devil Takes The Hindmost - Allan Holdsworth
76. Have A Cigar - David Gilmour (Pink Floyd)
77. Super Stupid - Edie Hazel (Funkadelic)
78. Trademark - Eric Johnson
79. La Villa Strangiato - Alex Lifeson (Rush)
80. Bulls On Parade - Tom Morello (Rage Against The Machine)
81. Stranglehold - Ted Nugent
82. Beyond The Realms Of Death - Glenn Tipton (Judas Priest)
83. Unrestrained Growth - Buckethead
84. Far Beyond The Sun - Yngwie Malmsteen
85. Miserlou - Dick Dale
86. Brighton Rock - Brian May (Queen)
87. Dogs - David Gilmour (Pink Floyd)
88. The Thrill Is Gone - B.B. King
89. Master Of Puppets - Kirk Hammett (Metallica)
90. Beat It - Eddie Van Halen (Michael Jackson)
91. Sow Thistle - Buckethead
92. Whipping Post - Duane Allman/Dicky Betts (Allman Brothers Band)
93. The Way It Has To Be - Shawn Lane
94. 21st Century Schizoid Man - Robert Fripp (King Crimson)
95. War Pigs - Toni Iommi (Black Sabbath)
96. Dreams - Eddie Van Halen (Van Halen)
97. Padmasana - Buckethead
98. Whole Lotta Love - Jimmy Page (Led Zeppelin)
99. Working Man - Alex Lifeson (Rush)
100. Love Is The Law - John Squire (Seahorses)