تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان

   موسیقی زیرزمینی اعتراض دارد!


   ادیب وحدانی :موسیقی زیر زمینی قابل کنترل نیست!
   نمی توان جلوی ادامه حرکت موسیقی زیر زمینی را گرفت چون امروزه فناوری های صوتی و تصویری امکان ضبط و پخش موسیقی به شکل های مختلف را فراهم کرده است.
   ادیب وحدانی در نخستین سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی گفت: "گاهی از من می پرسند که چرا گروه متالیکا کنسرت نمی گذارد. مسئله این است که فرهنگ خاص اهالی موسیقی زیر زمینی به گونه ای است که اصولا" از دیده شدن پرهیز می کنند. برای آنها یک توهین تلقی می شود که کلیپ شان از شبکه های مشهور موسیقی دنیا پخش شود. به همین خاطرکلیپی می سازندکه اصولا قابل پخش نباشد.
   وی ادامه داد: "این موضوع در ایران کاملا" متفاوت و حتی برعکس است. به این مفهوم که وقتی موسیقی زیر زمینی می شود که امکان ارایه در شکل عادی و عمومی را ندارد. علاوه بر این، گروه های موسیقی زیر زمینی دوست دارند که دیده شوند و آثارشان روی صحنه به اجرا دربیاید. این گروه ها می خواهند که به صورت گسترده ای حاضر باشند و همانند دیگر گروه های موسیقی مورد توجه و استقبال قرار بگیرند."
   این فعال موسیقی با اشاره به ویژگی های مضمونی این نوع آثار اظهار داشت: "زمانی که در جامعه پخش CD غیر اخلاقی یکی از بازیگران پخش می شود و جنجال آفرینی می کند، حنجره های رسمی همانند سراج یا اصفهانی نمی توانند در این مورد آهنگ وترانه ای بخوانند. اما من یک آهنگ از نوع موسیقی زیر زمینی شنیدم با این عنوان که "CD رو بشکن" که اشاره ای به نابود کردن کپی های این فیلم غیراخلاقی داشت. موسیقی زیر زمینی از چنین کارکردهای اجتماعی نیز برخوردار است."
   وحدانی با بیان اینکه موسیقی زیر زمینی نیاز به ساماندهی دارد، اظهار داشت: "برخی مواقع در قالب این شیوه موسیقایی ترانه هایی خوانده می شود که حتی خوانندگان آن حاضر نیستند، برادرشان این نوع موسیقی را بشنود یا آن را تکرار کند. به همین خاطر باید به کیفیت این نوع موسیقی توجه کافی صورت بگیرد تا بتواند با رشد کیفی مواجه شود. اصولا" در خصوص آثار این گونه موسیقایی معیار تشخیص آثار قابل قبول و نامناسب وجود ندارد."
   وی ادامه داد: "یکی از مشکلاتی که در حال حاضر وجود دارد اینکه گروه های زیر زمینی به دنبال این هستند که آثار خود را روی صحنه و در قالب کنسرت ارایه کنند، اما نوع برخورد مخاطب این اجازه را به آنها نمی دهد. بسیاری از اهالی موسیقی هستند که وقتی کنسرت می گذارند به خاطر کنترل هیجان مردم مجبور می شوند، ریتم آهنگ های خود را آرام کنند یا حتی زودتر آن را به پایان ببرند تا مشکلی پیش نیاید. مردم می خواهند همان کارهایی را انجام دهند که در ماهواره می بینند!

   دکتر محمد سریر :موسیقی بدون تنش باید مجاز باشد.
   هر نوع موسیقی که در جامعه تنش ایجاد نکند و از ترکیب هایی برخوردار باشد که درصدی از هنر را انعکاس دهد، باید به صورت مجاز در جامعه مورد توجه و استفاده قرار بگیرد.
   دکتر محمد سریر به عنوان دومین سخنران سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی با اشاره به تفاوت قایل شدن میان تولید اصوات و ساخت موسیقی گفت: "این نوع از موسیقی می تواند از نظر کیفیت بسیار ضعیف یا حتی خیلی هنری باشد، اما باید به این موضوع توجه شود که تولید هر صدایی با استفاده از سازهای موسیقی یک نوای موسیقایی نیست. من در اینجا حتی به مسئله ترکیب اشاره نمی کنم؛ در وهله نخست مسئله تولید صدای خوب مطرح است."
   وی ادامه داد: "موسیقی باید درصدی از تفکر هنری و معماری را در خود داشته باشد و این مسئله باید در تولید و ترکیب به خوبی رعایت شود تا نتیجه قابل قبولی در برداشته باشد. به نظر من موسیقی زیر زمینی در کشور ما به موسیقی ای گفته می شود که مجوز پخش ندارد. مسئله این است که اگر موسیقی تنشی در جامعه ایجاد نمی کند و با اعتقادات شرقی یا سنت هایی که داریم در تضاد قرار نمی گیرد، قابل پخش است."
   این موسیقیدان و استاد دانشگاه با بیان اینکه موسیقی و ترانه در جامعه با مفاهیمی خاص همراه است، توضیح داد: "در فرهنگ ما یک سری از افعال یا کلمات یا موسیقی هایی وجود دارد که بیان آنها گاهی تنش هایی را در جامعه به جهت اجتماعی و فرهنگی ایجاد می کند. شکل اجرای موسیقی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. یعنی اگر در کشور ما یک خواننده مرد با صدای زنانه آواز بخواهند و تکیه کلام های بانوان را به کار ببرد، از نظر عموم پذیرفتنی نیست. در صورتی که همین حرکت در غرب حتی ممکن است جالب توجه هم باشد."
   سریر با اشاره به اینکه باید به تفاوت های موسیقی و دیگر صداها توجه داشت، توضیح داد: "هر کاری که یک درصدی از مسایل هنری و خلاقیت در آن وجود داشته باشد، باید مورد توجه و تشویق قرار بگیرد تا میزان توجه صاحب اثر مورد نظر نسبت به مسایل هنری و زیبایی شناسانه افزایش پیدا کند. برخی از آثار موسیقایی در اصل فقط صداهای تولید شده توسط یک دستگاه موسیقی است و از ایده در آن خبری نیست. این گونه آثار زودگذر و دور از خلاقیت هستند."
   وی خاطر نشان کرد: "در حال حاضر بیشتر جوانانی که به سمت ارایه آثار موسیقایی در این بخش تمایل پیدا می کنند از دانش به نسبت خوبی برخوردارند که حاصل به دست آوردن اطلاعات و مطالب علمی مورد نیاز از طریق کتاب، اینترنت و سایر ابزارهای فرهنگی و ارتباطی است. با توجه به این موضوع باید در خصوص نزدیکی آثار موسیقی زیر زمینی به اصول هنری تلاش صورت بگیرد تا در جهت بحث ماندگاری آثار و القای تفکری قابل ذکر گام هایی برداشته شود.

   مانی جعفرزاده :موسیقی زیر زمینی مخاطب عام و خاص را جذب می کند
  
مهمترین ویژگی موسیقی زیرزمینی این است که هم امکان جذب مخاطب نخبه و صاحب اندیشه را دارد و هم اینکه به آسانی می تواند با مخاطب عام و مردم عادی ارتباط خوبی برقرار کند.
   دکتر مانی جعفرزاده در سمینار بررسی موسیقی زیرزمینی با اشاره به این مطلب گفت: "مسئله اصلی نوع برخورد با تفکر موسیقایی یا شنیداری نهفته در آثار زیر زمینی است. این نوع موسیقی وقتی بروز می کند که یک آهنگ یا ترانه به خاطر اعمال سلیقه ای خاص یا سایر موانع جانبی امکان بروز و ارایه در قالب شیوه ای رسمی و قانونمند را نداشته باشد و نتواند به صورت منظم و بر اساس قاعده عمومی ظهور پیدا کند. موسیقی زیر زمینی به خاطر موانعی که بر سر راهش وجود دارد، به نوعی در جستجوی دهن کجی است."
   این آهنگسازخاطر نشان کرد: " این موسیقی هویت خود را در این شکل خاص از ارایه جستجو می کند. یعنی معیار زیبایی شناسی آن شبیه معیارهای جاری نیست و مشکل اصلی در همین جا خود را نشان می دهد. اصولا" باور این نوع موسیقی در خصوص هنر با چارچوب های کلی متفاوت است. این تفاوت در کشور ما در قالب تعارض با ممیزی و در کشورهای غربی ممکن است در تقابل با نگاه و سلیقه مدیر تولید یک شرکت معتبر و بزرگ موسیقی نمایان شود."
وی با بیان اینکه موسیقی زیر زمینی از یک امتیاز ویژه برخوردار است، توضیح داد: "مهمترین فایده این نوع موسیقی برقراری ارتباط بدون هیچ واسطه و حجابی است. به این خاطر که این سبک از موسیقی در زیر لایه های اجتماع جای می گیرد. به بیان استوارت هیوز همه آنچه در زیر لایه های جامعه می بینیم از سطوح عالی تر به پایین ترشح کرده است."
   جعفرزاده ادامه داد: "مزیت مهم موسیقی زیرزمینی در این است که نشان می دهد در زیر لایه های اجتماع چه می گذرد. این موضوع هم نشان دهنده شرایط هنری جامعه و هم مسایل مربوط به حاکمیت است. اصولا" این نوع موسیقی چون خود را محدود به پیروی از تفکر یا شیوه ای خاص نمی بینید، حرفش را به آسانی بیان می کند. همین موضوع باعث می شود که من از شنیدن چنین آثاری لذت ببرم."
   وی با تاکید بر برخورداری موسیقی زیر زمینی از جنبه های آزاد و رها از چارچوب های رایج اعلام کرد: "وقتی من به این نوع موسیقی گوش می دهم از شعف و انرژی فوق العاده ای برخوردار می شوم که در آن وجود دارد. به عقیده من، موسیقی زیر زمینی به این موضوع اشاره دارد که چگونه می توان از لحظه لحظه زندگی لذت برد و به همین خاطر این نوع موسیقی را دوست دارم.

   محسن نامجو :موسیقی زیرزمینی اعتراض دارد
  
موسیقی زیر زمینی آن نوع موسیقی است که از سوی نظام حاکم به رسمیت شناخته نشده و در مکانی که موقعیت رسمی ندارد و بیشتر شبیه استودیوهای خانگی است به صورت مخفیانه و با مضامین اعتراض گونه تولید می شود .
   محسن نامجو خواننده و نوازنده سه تار ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد ضمن بیان این مطلب درباره خاستگاه این نوع موسیقی گفت : موسیقی زیرزمینی نتیجه نوعی اختلاف نظر قدرت حاکم با گروه های موسیقی است که بنابر دلایل مختلف اجازه کار و فعالیت به آنها داده نشده و به دلیل ممنوعیتی که از سوی نظام حاکم اعمال می شوداین گروه ها به شکل غیررسمی فعالیت می کنند و نوعی موسیقی به نام زیرزمینی را پدید می آورند.
   وی در ادامه خاطرنشان کرد : موسیقی زیرزمینی از جنبه های مختلف قابل بررسی است به این معنی که گاهی اوقات بنابر موقعیت مکانی و ضبط و اجرا در زیرزمین تعریف می شود -که این مسئله تنها مختص به ایران است - و دوم از جهت فرم که معمولاموسیقی راک است وبه دلیل داشتن المان های اعتراض که در اغلب موارد هم به مسائل اجتماعی پرداخته می شود مورد قبول نهاد رسمی مانند وزارت ارشاد قرار نمی گیرد و در مواجه و تقابل با موسیقی قرار می گیرد که تریبون رسمی دارد و با مجوز رسمی وزارت ارشاد فعالیت می کند.
   نامجو با ذکر مثالی در تعریف جایگاه اجتماعی موسیقی زیرزمینی گفت : موسیقی زیرزمینی مانند یادداشت های انتقادی شخص نسبت به موضوع و یا مسئله ای است که همواره او را مورد آزار قرار می داده ولی برحسب عرف و یا قانون مجبور است به آن عقیده احترام بگذارد مثلا فردی را در نظر بگیرید که نسبت به رفتار پدرش موضع انتقادی دارد اما به هر دلیلی باید به پدرش احترام بگذارد همانطور که باید باید به قوانین و ارزش های انقلاب اسلامی احترام گذاشت.
   اما اگر کسی نسبت به سیاست های وزارت ارشاد معترض بود مجاز و مختار است که یادداشت هایی را در اعتراض به این سیاست ها بنویسد ولی وقتی این یادداشت های شخصی از حریم خصوصی افراد خارج می شود و به شکل سی دی های قاچاق در دست عموم قرار می گیرد دیگرنوشته های شخصی نیست در واقع جایگاه و خاستگاه موسیقی زیرزمینی از دل همین یادداشت های خصوصی در می آید و نمی توان انتظار داشت که این انتقادها به کسی برنخورد.
محسن نامجو در پایان خاطرنشان کرد : با این اوصاف به نظرمن موسیقی زیرزمینی فی نفسه پدیده بدی نیست و هیچ نهاد و ارگان رسمی و غیررسمی نمی تواند جلوی این یادداشت های شخصی را بگیرد ضمن اینکه بعضی از این موسیقی های زیرزمینی هم به لحاظ محتوا و هم به جهت فرم، آثار خوب و شنیدنی است و چه خوب است که نهادهایی مانند وزارت ارشاد به عنوان تنها نهاد رسمی از این نوع موسیقی، پدرانه حمایت کند تاموسیقی زیرزمینی به موسیقی رو زمینی تبدیل شود
.

   احمد علی راغب :موسیقی زیرزمینی وارداتی است!
  
موسیقی زیرزمینی فرهنگی وارداتی است و به هیچ عنوان سنخیتی با فرهنگ موسیقایی ایران ندارد که متاسفانه در سال های اخیر در بین جوان های مشتاق به موسیقی ریشه دوانده است.
   احمد علی راغب عضو شورای نظارت و ارزشیابی موسیقی در صدا و سیما ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد گفت : اصولا با هر عنوانی از موسیقی و با هرحرکت مثبت در این عرصه و درهر جای این مملکت موافقم و گمان می کنم هرنوع تلاش در این زمینه قابل ستایش است به شرط اینکه آن نوع موسیقی با هویت و فرهنگ برخاسته از موسیقی ایران همخوانی داشته باشد.
   وی درباره ماهیت موسیقی زیرزمینی گفت : ما وارث ان نوع موسیقی هستیم که از طریق سفیران روح به ما به ارث رسیده و چه حیف است که این هنر را در راهی خرج کنیم که کمترین سود و بیشترین ضرر را ازآن می بریم چراکه زبان موسیقی ما فاخر و با بسیاری از معیارهای موسیقی روز دنیا تفاوت دارد که متاسفانه آن نوع از موسیقی که به نام زیرزمینی در بین جوان ها رایج است با معیارهای انسانی و هنرمندانه موسیقی ایرانی همراه نیست و جایگاه موجهی در موسیقی ایرانی ندارد.
   راغب افزود : موسیقی ایرانی به وجود نیروهای جوانی که در این عرصه مشغول هستند نیازمند است و من واقعا دلم می سوزد که چرا چنین استعدادها و نیروی جوان انسانی باید اینچنین هدر رود.
   این آهنگساز در ادامه خاطرنشان کرد : جامعه 70 میلیونی ایران با وجود داشتن انواع و اقسام سلیقه و تنوع فرهنگی به هر نوع موسیقی نیاز دارد و می دانم که مسئولان در وزارت ارشاد از هر نوع موسیقی که ارزش هنری داشته باشد استقبال می کنند کما اینکه در بسیاری موارد شاهد بوده ام که برخی از این گروه های به اصطلاح زیرزمینی به دلیل داشتن قابلیت های هنری در وزارت ارشاد مورد تایید قرار گرفتند و از زیرزمین به رو زمین نقل مکان کرده اند.
   وی در پایان خاطرنشان کرد : اطلاق نام موسیقی زیرزمینی به این نوع موسیقی یک عنوان عاریه گرفته شده است که من این نوع نام گذاری را قبول ندارم چراکه معتقدم این نوع موسیقی، موسیقی هدایت نشده است که با کمی توجه و مساعدت مسئولان می تواند در مسیر درستی قرار بگیرد.

   بهمن خلیلی:ما نمی خواهیم زیر زمینی باشیم.
  
هیچ یک از گروه های موسیقی راک فعال در ایران دوست ندارند جزو گروه های زیرزمینی باشند.
   سرپرست گروه موسیقی راک "آتشباد" ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد گفت : وقتی گروهی برای برگزاری کنسرت از وزارت ارشاد مجوز می گیرد نمی توان نام موسیقی زیر زمینی را بر آن گذاشت و گمان نمی کنم کسی هم مایل باشد عنوان موسیقی زیرزمینی را روی خودش بگذارد و به عبارت بهتر ما در ایران گروه موسیقی زیرزمینی شناخته شده نداریم.
   وی در ادامه خاطر نشان کرد : علی رغم همکاری های نسبی که وزارت ارشاد با گروه های موسیقی راک در ارائه مجوز برای برگزاری کنسرت داردهیچ گاه شاهد فراهم کردن بستر مناسب برای برگزارشدن کنسرت از سوی این نهاد نبوده ایم و جالب اینکه دلیل آن را هم نمی دانیم و هیچ جواب مشخصی هم به ما نمی دهند.
   سرپرست گروه موسیقی "آتشباد" گفت : برای توضیح بیشتر به سال 82 بر می گردم که پس از پایان کنسرت بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشد سه روز روانه زندان شدیم و هیچ کس نپرسید چرا و به چه جرمی به زندان رفتیم و تا همین الان هم متوجه نشدیم که چرا برخورد امنیتی با ما شد؛ما نمی دانیم که آیا به این دلیل بوده که می خواستیم نوعی موسیقی راک را اجرا کنیم؟ و این شرایط در حالی است که جوان ها درگوشه و کناراین مملکت به گونه های مختلف موسیقی نیاز دارند.
   وی در پایان خاطر نشان کرد : گروه های موسیقی راک به دلیل برگزار نشدن کنسرت هیچ گونه در آمدزایی ندارند و متاسفانه تحت پوشش هیچ سازمان و نهادی هم نیستند پس به ناچار برای باقی ماندن در عرصه مجبوریم کارها را به صورت زیرزمینی دراختیار مخاطب قرار دهیم و این به معنی قرار گرفتن در دسته گروه های موسیقی زیرزمینی نیست و ما از مسئولان می خواهیم که از ما حمایت های لازم را به جا آورندچرا که ما نمی خواهیم زیر زمینی باشیم.

   علی مرادخانی :موسیقی را از نگاه منطقی باید بررسی کرد.
  
فشارهای زیادی روی موسیقی است، اما باید موسیقی را از نگاه منطقی بررسی کرد.
   علی مرادخانی، مدیر اسبق مرکز موسیقی وزارت ارشاد در نشست نقد و بررسی موسیقی زیرزمینی که در خبرگزاری مهر برگزار شد، گفت : "فشارهای زیادی روی موسیقی است، اما باید موسیقی را از نگاه منطقی بررسی کرد. باید توجه داشت که دیگر شیوه های سنتی نظارت بر تولیدآثار هنری بویژه آثارموسیقایی جوابگوی نیاز امروز جامعه ما نیست.
   سرپرست موزه موسیقی در ادامه به برخی دست اندازهای نظارتی اشاره کرد و گفت : ا ما می‌بینیم که مثلا به برخی اشعار حافظ یا مولانا مجوز داده می‌شود و به برخی دیگر نه؛من زمانی به شورای شعر پیشنهاد دادم که آقایان کل دیوان حافظ ،مولانا و...را مطالعه و بررسی کنند و آن بخش از اشعار را که نمی توان مجوز داد مشخص کنند تا تکلیف مشخص شود وموجبات اتلاف وقت مراجعه کنندگان نیزپیش نیاید.
   وی با اشاره به حاضران گفت : "واقعیت این است که در حوزه موسیقی به یک جمع‌بندی مشخص نرسیدیم؛ اینکه موسیقی حرمتهایی دارد یا نه از آن موارد است؛در شرایط حاضر کسانی که در موسیقی فعالیت دارند باید تمام خطر آن را نیز قبول کنند. جوانانی که علاقمند به کار در عرصه موسیقی هستند، ابتدا باید قد و قامت خود را در این هنر تعریف کنند که کی هستند و از چه نقطه‌ای می خواهند شروع کنند و به چه نقطه‌ای قرار است، برسند."
   مرادخانی ادامه داد : "من اعتقاد دارم هنر زلالی و ارزشهای خاص خودش را دارد، مهم این است که چگونه نگاه کنیم. اگر به دنبال مجوز هستید، باید فضا را دید که چیست؟ به یاد دارم زمانی که در ارشاد فعالیت می‌کردم، آقای سلمانیان را به عنوان مسئول بخشی گذاشته بودم تا گره ها را باز کند. او به منزل زنده یاد"فرهاد" رفت تا مسائل حاشیه‌ای حل شده و گرهها باز شود. باید بپذیریم که در کشور و اصولا درخیلی جاها هر پدیده‌ای در ابتدا با مشکلاتی همراه است. به عنوان نمونه وقتی چراغ اختراع شد، خیلی ها می‌گفتند جن دارد!ویا زمانی که بلندگو نازه آمده بود بسیاری ازسخنرانان از سخن گفتن در پشت بلندگو پرهیز داشتند و آن را منافی تدین می دانستند.
   وی با اشاره به اینکه جوانان فعال در موسیقی باید به دنبال راه ‌حل اصولی برای حل مشکلات خود باشند گفت : "به نظرم شما به یک رابط نیاز دارید تا رایزنیها مربوطه را انجام دهد. شما باید جواب سئوالات را برای خودتان مشخص کنید. آیا شما جوانان قصد دارید شما را درک کنند و برای کار اجازه فعالیت دهند؟ یا اینکه پشت کنکوری هستید؟ و ....می‌دانم شما به دنبال کسانی هستید تا کار شما را درک کنند."
   مدیر سابق مرکز موسیقی خاطر نشان ساخت : "مباحث گسترده‌ای درباره موسیقی زیرزمینی وجود دارد، اما باید قبول کرد که جامعه ما در مباحث فرهنگی در حال گذار است. بنابراین مخالفتهایی هم وجود دارد، ولی باید حوصله لازم را برای پیگیری داشته باشید. شما باید خود را جای یک مسئولی که نشسته هم بگذارید و بعد قضاوت کنید که تا چه حد می‌تواند پاسخگوی اعتراضها باشد. بنابراین باید آستانه تحمل خود را بالا ببریم."
   داوود گنجه‌ای، نوازنده کمانچه نیز در ادامه این نشست گفت : "ما با وزیر هم صحبت کرده‌ایم که چرا چارچوبی برای موسیقی نیست. فکر نکنید ما هیچ اعتراضی درباره چارچوبهای موسیقی نکردیم، چرا بارها اعتراض کرده‌ایم تا مشکلات را حل کنیم. ما قصد داریم کمک کنیم. شما مسائل پشت پرده را نمی‌بینید، ولی ما این مسائل را می‌بینیم. بنابراین باید فکر اساسی کرد تا مشکلات موسیقی حل شود. برگزاری نشست نقد و بررسی در خبرگزاری مهر برای درددل کردنها است و صحبتهای دوستانه می‌تواند کمک کند."
   وی در پاسخ به این سوال که آیا صحیح است پاوراتی درباره موسیقی شجریان نظر دهد افزود : " فرمایش شما کاملاً صحیح است و من قبول دارم هر فردی در حوزه‌ای که فعالیت می‌کند، می‌تواند نظر کارشناسی خود را ارائه دهد. به همین دلیل در شوراهای تخصصی ،افراد نظر خود را با صراحت می‌گویند.در زمان آقای مرادخانی هم شورای فنی کارش را به خوبی انجام می داد؛ کارشناسان نوارها را کاملاً گوش می‌کردند و بعد نظر خود را ارائه می‌دادند، تا به لحاظ فنی زیر سئوال نرویم.من هم می پذیرم که باید در شورای کارشناسی افراد متخصص حضور داشته باشند و آنها باید در زمینه تخصص خودشان نظر بدهند."
   علیرضا پورامید، پژوهشگر موسیقی نیزخاطر نشان ساخت : "درباره موسیقی زیرزمینی بحثهای فراوانی می‌توان کرد. هر زمان که مسائل سیاسی را وارد هنر کردند، این مسائل به وجود آمده است. در زمان آقای گنجه‌ای و قبل از انقلاب هم بحثهای زیادی وجود داشت و شاگردان نورعلی برومند نیزراحت اجازه فعالیت نداشتند."
   وی ادامه داد : "ما هم موسیقی رایج و هم موسیقی رسمی داریم. موسیقی زیرزمینی را موسیقی رایج می‌گویند. آیا شما می‌خواهید این طوری بمانید؟ یا می‌خواهید نماینده‌ای انتخاب کنید تا رایزنی کند؟ برگزاری چنین جلساتی می‌تواند به پاسخ این نوع سئوالات کمک کند."
   پورامید از صحبت وزیر یاد کرد و گفت : " او اشاره کرد ما وزارت ارشاد اسلامی هستیم. وقتی پسوند اسلامی وجود دارد. بنابراین باید مطابق اسلامی بودن حرکت کنیم."

   در ادامه نشست نقد و بررسی موسیقی زیرزمینی در خبرگزاری مهر، حاضران از مشکلات خود برای گرفتن مجوزها گفتند و اینکه چرا این شرایط حاکم است.

   فرهود قدیری اشاره کرد : "زمان آقای مرادخانی برای موسیقی من مجوز داده شده بود، اما بعد از آن به من مجوز ندادند و دلیل قانع‌کننده‌ای هم ارائه ندادند. در واقع این مجوز ندادنها باعث شد که من نا خودآگاه به سمت موسیقی زیرزمینی پیش بروم."

   یکی دیگر از حاضران گفت : " چرا از آلبومهای موسیقی ما حمایت نمی‌شود؟ حتی تصور درست از ما ندارند و می‌گویند ما گروههای شیطان پرست هستیم و برچسبهای زیادی به ما می‌چسبانند. آقای مرادخانی اطلاع دارند که یکبار به خاطر آبمیوه‌های مسموم بچه‌ها مریض شدند، اما در آن زمان برای ما حرفهای زیادی در آوردند و گفته بودند که ما چیزهایی مصرف کردیم. وقتی این مسائل وجود دارد، مسلماً ما به سمت موسیقی زیرزمینی هدایت می‌شویم."

   هومن اژدری در این نشست اشاره کرد : "ما مجوز برای کار می‌خواهیم و دوست داریم کار ما دیده شده و درک شود. اگر قرار بود به موسیقی زیرزمینی ادامه دهیم، در این نشست شرکت نمی‌کردیم. مسلماً دوست داریم شرایط بهتر شود و اجازه کار داشته باشیم. یکی دیگر از مشکلات ما ناشران هستند. قبل از اینکه اثری تبلیغ شود و کاری انجام شود، از ما چند میلیون می‌گیرند، در حالی که بعد از گرفتن این مبلغ هم تبلیغات خوبی نمی‌کنند."

   در پایان نشست مجری برنامه اشاره کرد، امیدواریم با استمرار برگزاری چنین نشست‌هایی مشکلات موسیقی نقد و بررسی شده و راه‌ حلهای مشخصی ارائه شود.

گزارشهاي تصويري:

   گزارش تصويري ۱
   گزارش تصويري ۲
   گزارش تصويري ۳
   گزارش تصويري ۴


   * این نشست 30 خرداد ماه 1386 و در ساعت 16 درسالن کنفرانس خبرگزاری مهر با حضور استادان برجسته موسیقی و همچنین سرپرستان و مدیران و اعضای چند گروه موسیقی برگزار شد.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 12:28  توسط پیمان آلفا  | 

فرزاد آجري متولد آذر ماه سال 1361 ميباشد

.يادگيري موسيقي را در دوران نوجواني نزد استاد "فرهنگ مشتاق" در تهران آغاز نمود

 و چند سالي از از تجربيات ايشان استفاده نمود

.پس از جدايي از استادش به تنهايي و با جديت شروع به تمرين کرد

 و به کسب مهارتهايي در اجراي قطعات سولويي و ريتميک دست يافت و شروع به بازنوازي
آثار برخي بزرگان راک و متال کرد و در عين حال شروع به نوشتن کارهاي خود نمود

 و در اين راه از نرم افزارها و برنامه هاي کامپيوتري کمک گرفت و چندين آلبوم بدون کلام
گرداوري کرد

 که بيشتر بر روي بداهه نوازي استوار بودند.ويديو کليپ هاي "مردي در سايه "و "دلتنگي مبهم"از کارهاي ان دوران محسوب ميشوند.

آثار فرزاد
در سبکها ي مختلف و متفاوتي ميباشد که بيشتر شامل :راک مدرن /هارد راک/هوي و ترش متال است. فرزاد پس از راه اندازي يک استوديوي خانگي شروع به
ضبط چند تراک از کارهايش کرد و بصورت يک آلبوم گرداوري نمود.وي در اين آلبوم آهنگسازي و نوازندگي و ضبط و ميکس و مسترينگ تمامي قطعات را بعهده داشته است
آلبوم با همکاري نيما موسوي نوازنده کيبورد تهيه شد.قطعات 1 تا 7 بدون کلام ميباشد ولي قطعه 8 با دکلمه "ت.ا" که يکي از دوستان فرزاد ميباشد اجرا شد.
گروه 127

اعضاى گروه ۱۲۷ عبارتند از سهراب محبى، خواننده و نوازنده گیتار، علیرضا پوراسد نوازنده‌‌‌‌ گیتار باس، سردار سرمست نوازنده‌ پیانو، سلمک خالدى نوازنده‌ ساز بادى ترومبون و یحیى الخنسى نوازنده‌ درامز. پایه ریزان اصلى این گروه سهراب و علیرضا هستند که مدتها پیش از تشکیل گروه با هم آشنا بودند. سایر اعضا به تدریج به به گروه اضافه شدند.
127 به سرعت مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت و مستند «127,an Iranian band» ساخته‌ رضا حائری از شبکه‌ چهار انگلستان پخش شد و مورد توجه انگلیسی‌های بسیاری واقع شد. مستندی دیگر درباره‌ این گروه نیز در تلویزیون سوئد روی آنتن رفت.
گروه راک ۱۲۷ در اولین دوره مسابقه موسیقى زیرزمینى موسوم به یوام‌سى که در سال ۱۳۸۱ برگزار شد، مقام سوم را کسب کرد.

موسیقی 127 جابگاه خود را در رادیوی کشورهایی همچون آمریکا، انگلستان و آلمان نیز پیدا کرده و از گروه دعوت شد که در فستیوال 2005 SXSW در آستین تگراس برنامه اجرا کند (که البته به دلایلی میسر نشد اما در 2006 SXSW شرکت کرد.) با این‌حال گروه تا به‌حال اجراهایی در ایتالیا (Arezzo Wave Festival)، نیویورک، واشنگتن و کمبریج داشته‌است.

سابق بر این اغلب کارهای گروه ۱۲۷ به زبان انگلیسی بود. البته اخیرا گروه 127 استفاده از اشعار فارسی را نیز در کار خود قرار داده‌اند. آلبوم جدید گروه با نام خال‌پانک که در دست تهیه است به زبان فارسی است. سبک 127 به‌شدت شخصی و منحصربه‌فرد است و همین باعث شده است که آن‌ها نام سبک خود را "راک تهرانی" بگذارند. در حقیقت سبک 127 برخلاف بسیاری از گروه‌های راک زیرزمینی ایران برآیند تفکرات و سلایق اعضای آن است. به زبان دیگر در 127 هرکس ساز خودش را می‌زند اما به‌طرز شگفت‌انگیزی در بستر فضایی پلی‌فونیک، خُل‌خُلی و سرخوشانه‌ای چنان به هم چفت می‌شود که دیگر نمی‌توان تشخیص داد کی با کی هماهنگ شده و موسیقی به‌صورت یک کل منسجم به گوش می‌رسد. ترکیب ملودی ایرانی، جاز و آلترناتیو. ترانه‌های127 از پلشتی‌ها و زیبایی‌های زندگی می‌گویند و در عین اینکه ریشه در بستر زمان و مکان خود دارند از دغدغه‌های جهانی ـ همچون دلزدگی و امید، تنهایی و... ـ نیز سخن می‌گویند.

مدتی پیش آلبوم "fulltime job" این گروه از طریق مرکز موسیقی بتهوون وارد بازار موسیقی ایران شد. در پرانتز می‌شود این را هم اضافه کرد که فروشگاه موسیقی بتهوون پلمب شد!

+ گفتگوی هفت‌سنگ با اعضای گروه ۱۲۷ را می‌توانید اینجا بخوانید.


گروه آبجیز

پایه‌های اصلی گروه آجیز (Abjeez) دو آبجی (خواهر) ایرانی هستند که سال‌هاست خارج از کشور زندگی می‌کنند. گروه آبجیز هفت نفره است؛ صفورا صفوی، خواهر کوچک‌تر گیتار می‌زند، می‌خواند و آهنگ‌سازی می‌کند، ملودی صفوی، خواهر بزرگتر ترانه‌‌سرایی و خوانندگی می‌کند، صوفی صفوی برادر صفورا و ملودی صدابراداری و امور فنی گروه را به عهده دارد، جوان، اردلان، رامین و پهلوان دیگر اعضای گروه هستند که نوازندگی سازهای مختلف را به عهده دارند.

در مورد سبک موسیقی گروه، آنها را در گونه‌های رگه و راک، راک- پاپ دسته‌بندی کرده‌اند. هر چند که خواهران آبجیز خود در گفتگوهایشان سبک کار گروه را پاپ جهانی (World Pop) معرفی می‌کنند. در مجموع کارهای آبجیز به آنچه اینروزها در ایران «موسیقی تلفیقی» شناخته می‌شود نزدیک‌تر است.


فرشید اعرابی

فرشید اعرابی نوازندگی گیتار را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده و در نوازندگی، تنظیم ارکستر، آهنگسازی، تنظیم، ترانه و خوانندگی و حتی ساخت موسیقی برای تئاتر و سینما فعالیت داشته‌است.

آلبوم "پنهان" که توسط استودیو بم آهنگ تهیه و به بازار عرضه شده‌است. این آلبوم شامل ده قطعه است که یکی از این قطعات بی‌کلام است. قطعات کافران، پنهان و افسانه شو (با اشعار مولانا) داد ز بی داد، خزان قصه ها، رقص بهار و تبار من (عباس روشن زاده) و خط آخر و فصل بی نشون (محمود استاد محمد) نام دارند.


گروه آوار

مهرداد پالیزبان (خواننده و نوازنده‌ گیتار)، سینا خدایی‌فر (نوازنده‌ بیس) و حسین شاهسوند (نوازنده درامز) در سال 1999 گروه آوار را پایه گذاردند.
آوار با وارد شدن به اولین فستیوال موسیقی زیرزمینی ایرانی وارد صحنه‌ راک ایران شد.
"آسمون" ـ ساخته‌ مهرداد پالیزبان ـ که در فیلم "نفس عمیق" از آن استفاده شد از اولین موفقیت‌های گروه آوار به‌شمار می‌رود. همین قطعه بعدها نامزد درسافت جایزه‌ی بهترین موسیقی در تندیس حافظ، و انتخاب اول منتقدان در دنیای تصویر و مجله‌ی فیلم بود.
به علت مشکلاتی که برای اعضای گروه پیش آمد (از جمله خدمت سربازی و...) آوار به مدت سه سال از فعالیت باز ماند. تا در سال 2005 مهرداد پالیزبان و سینا خدایی‌فر این‌بار با همکاری پویا احسائی (گیتار) و بهنام بیابان‌گردی (درامز) از نو آوار را برسر کار آوردند.
آوار در کنسرواتوار تهران برنامه اجرا کرد و با استقبال فراوان روبه‌رو شد. آوار در فستیوال راک یوسف‌اسلام (کت استیونز) سال 2006 نیز شرکت جست. در همین اجرا بود که سینا خدایی‌فر مجبور شد به دلیل پاره‌ای مشکلات شخصی گروه را ترک کند و سهراب معت به‌عنوانبر بیسیست جدید گروه بر صحنه رفت.


گروه اُرُد

اُرُد در سال 1382 به سرپرستی سیروس مهاجری(نوازنده گیتار باس و پیانو) در شیراز تشکیل شد. علت اصلی تشکیل گروه در شیراز این بود که اکثر اعضای گروه دانشجو بوده و در دانشگاه شیراز مشغول به تحصیل بودند. گروه ارد در سال 1385 در اولین فستیوال راک ایران در تهران شرکت کرد و به عنوان گروه منتخب اولین دوره این فستیوال برگزیده شد. گروه راک اُرُد هم نگاهی به موسیقی ایران دارد و هم به موسیقی راک متال. در حقیقت این گروه سبکی آلترنتیو دارد.
با توجه به بعد مسافت میان اعضای گروه، آنان به‌طور جدی به فکر تهیه‌ آلبوم نیفتاده‌بودند. تا اینکه با بازگشت موقت یکی از اعضا که مقیم لس‌انجلس است، اُرُد توانست اولین آلبوم خود با نام «کلید» را تهیه و از طریق وب‌سایت رسمی خود به انتشار آن بپردازد. گروه اُرُد هم اکنون نیز مشغول تهیه‌ی یک آلبوم از کارهای اجرا شده گروه در سالهای اخیر است. اعضا با وجود بعد مسافت هر ساله حداقل دوبار دور هم جمع می‌شوند و به ضبط آثار می‌پردازند.


گروه اکسپلود

اکسپلود یک گروه متال ایرانی است که فعالیت خود را از سال 1378 آغاز کرده است. در ابتدا فعالیت گروه محدود به بازنوازی آثار گروه‌های کلاسیک موسیقی راک و متال بوده ولی درحال حاضر در کنار بازنوازی و اجرای آثار گروه‌های صاحب‌نام، گروه به ساخت کارهای اریجینال نیز می‌پردازد.
فعلاً شش آهنگ از مجموعه‌ هشت آهنگ ساخته شده توسط گروه در غالب یک دمو آلبوم به نام "وسوسه" در مدت زمانی حدود 30 دقیقه آماده شده است و در وب‌سایت خود قرار داده‌اند.


گروه امرتاد

گروه متال امرتاد تشکیل شده از نعیم مسچیان نوازنده گیتار بیس و همخوان (27 ساله)، علی شریفی نوازنده گیتار الکتریک (29 ساله)، فرزاد گلپایگانی نوازنده گیتار الکتریک و آکوستیک (28 ساله) که همچنین به‌شکل انفرادی به‌عنوان گیتاریست و آهنگساز با گروه خود به فعالیت می‌پردازد. مهیار پورحسابی نوازنده درامز و همخوان (29 ساله)، کاوه همدانیان نوازنده ویلن‌سل (23 ساله)، بهنام کریمی ناصری نوازنده ویولن (25 ساله)، ساناز صدیقی خواننده (27 ساله)، الهام جعفری خواننده شکل‌گیری امرتاد برمی‌گردد به تیرماه1381June-July 2002)). نعیم برای شرکت در جشنواره UMC (اولین جشنواره راک زیرزمینی) که سایت تهران‌اونیو برگزار می‌کرد، به علی پیشنهاد کرد آهنگی را که ساخته بودند با هم تنظیم و به سایت ارائه کنند. فضای کلی و ترانه آهنگ توسط نعیم و ریتم و ملودی گیتار آن توسط علی ساخته شد. نعیم برای تکمیل و نوازندگی پارت‌های درامز آهنگ از مهیار دعوت به همکاری کرد و در طی مراحل ضبط، کاوه برای نواختن ویلن‌سل و بهنام برای ویلن به گروه پیوستند. آواز آهنگ به فریبا اسدی و محمدرضا صادقی سپرده شد و به این ترتیب امرتاد با آهنگی که "جاویدان" نام گرفت در جشنواره شرکت کرد و از بین 21 گروه به مقام دوم دست پیدا کرد. این آهنگ طولانی که بیش از شش دقیقه به طول می‌انجامد به‌طور متناوب ریتم و فضای خود را تغییر می‌دهد و کلاسیک را به متال و متال را به کلاسیک آغشته می‌کند. امرتاد با پیوستن فرزاد به عنوان نوازنده گیتار الکتریک و آهنگساز (در کنار نعیم و علی) گروه انسجام بیشتری پیدا کرد. فریبا بنا به‌دلایل شخصی از گروه کناره گرفت و ساناز و الهام بعنوان خواننده‌های جدید (در کنار نعیم و مهیار) به گروه پیوستند و امرتاد شکل کامل‌تری به خود گرفت.

در اساطیر ایران باستان امرتاد (امرتات ameretat) نام یکی از هفت امشاسپندان (جلوه‌های خدا بر روی زمین amshaspandan) و به معنی بی‌مرگی و جاودانگی است و همچنین نام دومین ماه از فصل تابستان مرداد یا همان امرداد / امرتاد است ، که همانند نام دیگر ماه‌های سال از امشاسپندان گرفته شده است.
امرتاد با استفاده از موسیقی کلاسیک (گوتیک (Gothic، Heavy Metal و موسیقی اصیل ایرانی در کنار هم و تلفیق آنها با هم به سبکی نو دست پیدا کرده که شاید بتوانیم نامش را Iranian Gothic Metal بگذاریم.
آلبوم "جاویدان" امرتاد که اولین آلبوم گروه است مراحل ضبط و ضوابط قانونی خودش را می‌گذراند. این هم جالب توجه است که بنابه اعلام وب‌سایت این گروه دوران زیرزمینی آن‌ها با قبول تهیه‌کنندگی شرکت "ترانه‌ی شرقی" تمام شده و پس از این امرتاد زیر پوشش این شرکت به فعالیت رسمی و قانونی می‌پردازد. همچنین امرتاد به هوادارانش قول یک کنسرت را در اواخر تابستان امسال (1386) داده است. امیدواریم!


گروه اوهام

گروه موسيقي اوهام از سال 1378 توسط شهرام شعرباف (آهنگساز و خواننده) و به همراهی شاهرخ ایزدخواه (گیتار) و بابک ریاحی پور (گيتار باس) در تهران آغاز به کار کرد.

اوهام اولین آلبوم خود «نهال حیرت» را در تابستان سال 1378 در تهران ضبط کرد ولی با وجود تلاش‌های بسیار و استدلال وزارت ارشاد اسلامی مبتنی بر «غربی بودن اثر و فقدان استانداردهای قانونی» در اثر موفق نشد مجوز آن را دریافت کند. شرکتی که برای انتشار آلبوم با اوهام قرارداد بسته‌بود قرارداد را فسخ کرد و آلبوم را به گروه بازگرداند. پس از آن، در زمستان 1389 وب‌سایت اوهام راه‌اندازی شد و گروه تمام آهنگ‌های خود را به رایگان در اختیار شنوندگان قرار داد. که در کشور و در خارج کشور با استقبال فراوان روبه‌رو شد و به گفته بسیاری از منابع خبری گروه به زودی تبدیل به سمبل موسیقي راک مدرن ایرانی شد.


تارانتیست

تارانتیست از جمله معروف‌ترین گروه‌های سبک متال ایرانی است. اعضای گروه اعتقاد دارند به علت ساختار هجایی زبان فارسی، ترکیب کلام فارسی با موسیقی راک و متال خوب از کار در نمی‌آید و ترجیح می‌دهند تنها در جایی که ترکیب زبان فارسی این موسیقی از زیبایی زبان فارسی چیزی کم نمی‌کند فارسی بخوانند. از طرف دیگر، به‌خاطر جنبه‌ی بین‌المللی زبان انگلیسی تارانتیس خواندن به این زبان را ترجیح می‌دهد.

کلمه‌ تارانتیس (Tarantis) از کلمه‌ انگلیسی رتیل گرفته‌شده؛ اگر رتیل کسی را نیش بزند فرد در اثر تحریک سم رتیل به نوع خاصی از حرکت و رقص واداشته می‌شود. بچه‌ها اعتقاد دارند که این رقص زهر رتیل را خنثی می‌کند! و این رقص را به نوعی به Head bang یا رقص متال تعبیر می کنند.


گروه خاک

گروه خاک در سال 1995 توسط سه ایرانی مقیم آلمان شکل گرفت: شهریار خاتم (خواننده و گیتار)، افشین طهماسبی (کی‌بُرد و گیتار) و خدایار بهمنی (درامز). این سه با یکدیگر آشنا بودند و پیش از این نیز در چند گروه دیگر با یکدیگر همکاری داشتند. با پیوستن کنستانتینو کستیسین ـ یک یونانی‌الاصل مقیم آلمان ـ به گروه در سال 1998، گروه شکل نهایی خود را پیدا کرد.
گروه خاک سبک خود را پاپ ـ راک معرفی می‌کند و هدف خود را درهم‌آمیختن موسیقی شرقی و غربی ـ به منظور ارتقای موسیقی ایرانی ـ و تبدیل خاک به گروهی جهانی بیان می‌کند. در وب‌سایت خاک آمده‌است: خاک یک شخص یا شی نیست. خاک یک جنبش است!
شاید با توجه به همکاری‌های این گروه با خوانندگانی چون ابی، معین، شهرام شب‌پره، نوش‌آفرین و... باید این گروه را بیشتر گروهی با گرایش عامه‌پسند به راک (البته نه به‌معنای منفی آن) دانست. درضمن ترانه‌های این گروه بیشتر به زبان فارسی‌‌است.
علاوه بر مفهوم لغوی کلمه‌ی خاک، گروه هنگام نام‌گذاری مفاهیمی را که خاک از خلوص و سخاوتمندی القا می‌کند نیز در نظر داشته‌اند.
اولین آلبوم خاک با عنوان «عاشقم باش» ـ که در استودیوی خصوصی گروه خاک ضبط شده‌بود ـ در سال 1999 متشر شد. از سال 2002 تا 2004 بنا به دلایلی فعالیت‌های گروه متوقف شد. و مروز این گروه دوباره بر سر کار بازگشته و مشغول آماده‌سازی مقدمات آلبوم‌‌های جدید است.


گروه فانوس

اعضای اصلی این گروه رامین آزاد مهر و بهزاد راشدی، دو فارغ التحصیل موسیقی پاپ وکلاسیک ازدانشگاه گوتنبرگ سوئد هستند و در همین کشور زندگی میکنند بهزاد راشدی و رامین آزاد مهر در سال 1993 با هم آشنا شدند و گروهی با نامAnonymous (گمنام) تشکیل دادند.Anonymous در 1997 منحل شد. ولی بهزاد و رامین ارتباط‌شان را فظ کردند تا اینکه دوباره با هم گروه «فانوس» را تشکیل دادند.

بهزاد و رامین در فانوس آهنگسازی ـ به سبک پاپ راک ـ روی اشعار سهراب سپهری را آغاز کردند. آنها خود معتقدند نمی‌توان اسمی روی سبک کارهایشان گذاشت؛ چون ازسبک‌های مختلفی چون بلوز، جاز، راک، کلاسیک و موسیقی ایرانی الهام گرفته‌اند.

بهزاد و رامین ترجیح می‌دهند هر کس تعبیر خودش را از نام گروه آنها داشته‌باشند.
خود هنگامی که این نام را برگزیدند به این می‌اندیشند که گروه نها نور کوچکی‌ست در میان هزاران نور دیگر که البته می‌تواند دیده شود.

آلبوم «آب روان» فانوس به زودی روانه‌ی بازار خواهد شد. تمام ترانه‌های این آلبوم بر اساس شعر بلند «صدای پای آب» سهراب است؛ هر قطعه یک بخش از این شعر و در واقع هر قطعه ادامه‌ی قطعه‌ی قبل. قرار بود این آلبوم با نام «صدای پای آب» منتشر شود. که به علت وجود آلبوم دیگری با این نام ارشاد از مجوز دادن به آلبوم خودداری کرد تا اینکه نام آن به «آب روان» تغییر یافت.


فرشاد فزونی

خواننده‌ و نوازنده‌ه‌ی راک و از جله شرکت‌کنندگان در مسابقه‌ی راک زیرزمینی وب‌سایت "تهران اونیو" است. فرشاد خود از سبک‌اش به عنوان آلترنتیو راک نام می‌برد و تنبک، کی‌برد و گیتار می‌نوازد. از جمله کارهای جالب فرشاد فزونی آهنگ‌سازی برای شعرهای ساده و طنزگونه‌ی شل‌سلوراستاین است.


گروه کهت‌مایان

کهت مایان فعالیت خود را از ژانویه‌ی 2003 آغاز کرد. البته بیشتر آهنگ‌ها را پیش از این زمان همایون مجدزاده نوشته‌بود اما فعالیت رسمی این گروه پس از پیوستن اردلان انذابی‌پور، خالد سندزاده و علی خدادوست آغاز شد. بعدها وانیک وارطانیان جایگزین خالد سندزاده شد. مدتی بعد علی اظهری نیز به گروه پیوست.

در اوایل فعالیت، موسیقی کهت‌مایان ترکیبی بود از موسیقی هوی‌متال و فولک ایرانی.
آثار: کهت‌مایان پیش از انتشار آلبوم اولش ـ Virtual Existence ـ به چندین اجرای زنده پرداخت. Virtual Existence شامل 9 قطعه است که همه‌ی این قطعات را همایون مجدزاده در سال 2002 نوشته‌بود. کهت‌مایان "اکسیر" نام دارد که در جولای 2005 توسط شرکت آوا خورشید منتشر شد.


گروه کیوسک

با اینکه نمی‌توان رگه‌های موسیقی بلوز و جاز را که در آثار کیوسک به چشم می‌خورد نادیده گرفت، می‌توان کیوسک را گروهی راک نامید. اشعار اجتماعی کیوسک انتقادی و طنزگونه‌اند و به زبان نسل امروز ایران. نقطه‌قوت کار این گروه اشعار روان، گویا و ساده‌ی آن‌ها به زبان فارسی‌ست که با درک صحیح آواها و تکیه‌های خواننده‌ی خوش صدای گروه، در هنگام خواندن به اوج می‌رسد و به‌سادگی با مخاطب خود ارتباط برقرار می‌کند.

کیوسک زمینی شکل گرفت که ساز دست گرفتن در خیابان‌های تهران چندان معمول نبود و به قول آرش «باعث می‌شد به آدم گیر بدن». همین‌که خانه‌ی یکی از اعضا خالی می‌شد بچه‌ها به آنجا پناه می‌بردند و آن را «کیوسک» خود می‌نامیدند. کیوسک جای ثابتی نداشت، گاهی خانه‌ی این یکی، گاهی هم خانه‌ی دیگری. حتی اعضای کیویک هم اعضای ثابتی نبودند؛ یکی از کشور می‌رفت، یکی ازدواج می‌کرد، یکی دیگر اضافه می‌شد... ولی همیشه «کیوسک»ی بود که پناه گروه باشد.

آلبوم اول گروه با نام «آدم معمولی» در سال 2005 و در کشور کانادا ـ با همکاری بم‌آهنگ ـ منتشر شد. نکته‌ی جالب توجه این آلبوم پوستر زیبای این آلبوم بود که توسط گرافیست حرفه‌ای ایرانی مقیم لس‌آنجلس یعنی زرتشت سلطانی کار شده بود.
آلبوم جدید کیوسک ـ «عشق سرعت»ـ نیز در همان کشور و با همکاری بم‌آهنگ کانادا منتشر شده است.


گروه میرا

فرزام رحیمى، بابک آخوندى و دارا دارایى که هسته اصلى این گروه را تشکیل مى دادند، پیش از شکل گیرى میرا در گروه دیگرى به نام «آور» در کنار هم بودند؛ یکى از نخستین گروه هاى پاپ ـ راکى که فعالیت خود را در کشور آغاز کرد. گروه میرا پس از پیوستن رضا مقدس نوازنده‌ی کیبورد و کسرى ابراهیمى، نوازنده‌ی درامز به و برگزارى دو کنسرت نخستین آلبوم خود را عرضه کرد.

بعد از انتشار آلبوم اول گروه، سه نفر از اعضاى میرا ـ بابک آخوندى ، رضا مقدس و کسرا ابراهیمى به دلیل مهاجرت به آلمان و کانادا، به فعالیتشان با گروه پایان دادند و نوازنده‌هایى جدیدی ـ آگاه بهارى نوازنده‌ی گیتار الکترونیک، آرش مقدم نوازنده‌ی درامز و پویا محمودى نوازنده‌ی گیتار الکترونیک و گیتار آکوستیک ـ به گروه پیوستند. با مهاجرت فرزام ـ خواننده و گرداننده‌ی گروه ـ به آمریکا فعالیت‌هاى میرا قطع شد.
ه گفته اعضاى میرا ،به دلیل تفاوت هایى که در سلایق آنها نسبت به انواع سبک هاى موسیقى وجود دارد و شیوه اى که براى کار انتخاب کرده اند، خود را به هیچ سبک خاصى محدود نمى کنند. اما موسیقى آلترناتیو فارسى دغدغه اصلى این گروه است.
گروه میرا آلبوم خود را به عنوان اولین اثر آلترناتیوراک در ایران معرفى می‌کنند اما عده‌ای معتقدند آثار گروه میرا به سمت پاپ راک متمایل است تا در جذب مخاطب نیز موفق عمل کند.

اولین آلبوم میرا پس از دوندگی‌های بسیار برای کسب مجوز در ایران منتشر شد. فرزام رحیمی اکنون در آمریکا قطعات گروه را که در ایران مجوز نگرفتند نیز منتشر کرد. هم‌اکنون مجموعه‌ای از آثار میرا در آمریکا راهی بازار شده و چند سایت اینترنتی هم به فروش آنها می‌پردازند.


گروه نبض

گروه دو نفره‌‌ای که در آمریکا توسط آرش و علی شکل گرفت. بیشتر آهنگ‌ها را علی می‌سازد و آرش روی آنها شعر می‌گذارد. دو آلبوم "پیام سادگی" و "زرد، آبی، سبز" از طریق وب‌سایت گروه نبض قابل دسترسی‌ است.


ـ اطلاعات مربوط به اکثر گروه‌ها از زبانی غیر ازفارسی ترجمه شده‌است. نگارنده، چنانچه در املای فارسی اسامی افراد اشتباهی وجود دارد، عذرخواهی می‌کند. در ضمن، نگارنده مایل بود در مورد افراد و گروه‌های بیشتری از جمله اهورا، اپریگون، آرش رادان، داد، اگزوپری، مرداب، صفیر عرش، هایپرنووآ، داد، هادی پاکزاد، کاویان، و... نیز مطالبی آماده کند که SDS (Seven Deadly Sins) آباتور، هاله، هتک، هومن اژدری،
که متاسفانه به‌دلیل عدم دسترسی به منابع کافی میسر نشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 11:57  توسط پیمان آلفا  | 

گروه تارانتیست از جمله معدود گروه‌های موسیقی سبک متال در ایران است. تارانتیستی‌ها گروهی زیرزمینی هستند و علاقه‌ای هم به کسب مجوز و روزمینی شدن ندارند. کارهای گروه تارانتیست به زبان انگلیسی است، اما دو اجرای دو قطعه معروف موسیقی فارسی در سبک متال از جمله کارهای معروف آنهاست.

  


گفتگو هفت سنگ با اعضای گروه متال تارانتیست
زیرزمینی هستیم و هیچ‌وقت مجوز نمی‌خواهیم

گروه تارانتیست از جمله معدود گروه‌های موسیقی سبک متال در ایران است. تارانتیستی‌ها گروهی زیرزمینی هستند و علاقه‌ای هم به کسب مجوز و روزمینی شدن ندارند. کارهای گروه تارانتیست به زبان انگلیسی است، اما دو اجرای دو قطعه معروف موسیقی فارسی - آهنگ شکلات و مجوعه آهنگ‌های بنیامین - در سبک متال از جمله کارهای معروف آنهاست. تارانتیست گروه چهار نفره‌ای است که در آن آرش گیتاربیس می‌زند و می‌خواند، بهمن گیتار می‌زند و با آرش هم‌خوانی می‌کند، ارسلان گیتار می‌زند و رضا هم درام می‌زند.
با بچه‌های تارانتیست در مورد موسیقی زیرزمینی، موسیقی متال و کارهای گروه‌شان صحبت کردیم.



بخش اول - موسیقی زیرزمینی

هفت‌سنگ - من از تو (آرش) مقاله‌ای به نام «قارچ زیرزمینی» در سایت زیرزمین ‌خواندم. لحن آن مقاله خیلی تند بود. در آنجا حرف اصلی شما این بود که عده‌ای تلاش می‌کنند خودشان را زیرزمینی نشان دهند ولی واقعا زیرزمینی نیستند. به نحوی برای زیرزمین یک حریمی قائل شده بودید و سعی داشتید از آن دفاع کنید. می‌خواهم بدانم با این اوصاف تعریف شما از زیر زمین چیست؟

تارانتیست - شاید نتوانم با کلمه تعریف کنم. به نظرم یک احساسی است که باید در درون شخص باشد. ادا و اطوار نیست. ما هم ادعا نداریم که حتما زیرزمینی هستیم. برای زیرزمینی بودن باید یک چیزی از درون اذیتت کند، باید یک کرم درون داشته باشی! باید یک نگرش ذاتی داشته باشی. نمی‌شود به خودت فشار بیاوری که زیرزمینی باشی، مثل خط ریش گذاشتن یا ریش و سیبیل گذاشتن نیست.

هفت‌سنگ - آنجا بیشتر صحبتت این بود که این موسیقی زیرزمینی یک حریم است و هر کسی نباید وارد این حریم شود. می‌خواهم بدانم این حریم چیست؟ به نظر شما خط قرمزی که می‌شود یک عده را زیرزمینی دانست و یک عده را نمی‌شود زیرزمینی دانست کدام است؟

تارانتیست - این جریان یک حالت مد پیدا کرده است. هر کسی که نتوانست مجوز بگیرد، یا هرکسی که خواست کلاس بگذارد و بیاید خودش را جز بقیه بداند ادعا کرده که زیرزمینی است. با وجود اینکه هر اثر هنری قابل احترام است، ولی اینها بخاطر داشتن کمبود محبت از طرف دوست‌دخترشان یا برای اینکه بخواهند خودشان را بین بقیه نشان دهند، با یک سری کارهای لوث وارد این فضا شدند. من واقعا اینها را به چشم خودم دیده‌ام. این دلایل کاذب برای ورود به موسیقی است که باعث می‌شود اینها موزیسین‌های کاذب باشند. وقتی یک جوهره‌ای داشتی و خواستی کاری بکنی، نمی‌آیی در ساز و بوق کنی که بیایید من را گوش کنید، من این‌طوری هستم، «ببینید من چه باحال هستم!» به این نوع موسیقی نمی‌شود گفت زیرزمینی، اصلا نمی‌شود به آن هنر گفت. به نظر ما موسیقی و کلا هنر چیزی است که خودش صدایش در بیاید، به قول معروف «مشک آن است که ببوید»، مسئله موسیقی زیرزمینی هم همین است.

ما چندین سال است در این زیرزمین یا زیرزمین‌های از اینجا کوچک‌تر موسیقی کار کرده‌ایم و ساز زده‌ایم، کسی هم از ما خبرنداشته است. به کسی نگفته‌ایم که بیایید ما را گوش کنید. دوستان نزدیک ما به دوستان‌شان گفته‌اند و اینطوری بوده که کار ما کمی گسترش پیدا کرده است و دوستان بیشتری پیدا کرده‌ایم و بقیه فهمیده‌اند ما داریم ساز می‌زنیم. همین الان هم خیلی از دوستان نزدیک ما نمی‌دانند که داریم موسیقی کار می‌کنیم، چون دلیلی ندارد من راه بیفتم و بگویم فلانی بیا ببین ما داریم ساز می‌زنیم و کارمان اینطوری است.

هفت‌سنگ - پس از صحبت‌های خودتان می‌شود نتیجه گرفت که آن حریم و خط قرمز زیرزمین، مسئله شهرت است. یعنی کسانی که از موسیقی فقط دنبال شهرت هستند نمی‌توانند در دایره زیرزمینی باشند.

تارانتیست - دقیقا همین است. ببینید اینجا ارضای درونی مطرح است و ملاک این است. چرا ما جمع می‌شویم و در زیرزمین ساز می‌زنیم؟ حالا زیرزمین یا واقعا به معنای در زیرزمین بودن است مثل جایی که ما الان هستیم و یا به معنای مخفی بودن است. البته منظورم مخفی بودن از دست مزاحم‌ها و عوام است نه مخفی به معنای منفی و خلاف‌کارانه آن. پنهانی و در خلوت خود ساز زدن، برای این است که این جور ساز زدن و موسیقی کار کردن تو را ارضا می‌کند.

هفت‌سنگ - کار شما یک نوع حالت کناره گرفتن از جامعه ندارد؟ یعنی به نظر شما اصلا مهم نیست مردم به موسیقی‌تان گوش می‌کنند یا نه؟

تارانتیست - دقیقا این است. البته ببینید ما از جامعه کناره نگرفته‌ایم. ما داریم در جامعه زندگی می‌کنیم. خیلی هم آدم‌های اجتماعی‌ای هستیم.

هفت‌سنگ - منظور من زندگی شخصی‌تان نیست، منظور من موسیقی شماست. یعنی این دیدگاه که «اصلا مهم نیست مردم به موسیقی من گوش کنند یا نکنند، من برای دل خودم می‌زنم.» را قبول دارید؟

تارانتیست - ببینید موسیقی ما برگرفته از رفتار و شخصیت ماست. ما نمی‌گوییم که بیایید تو را به خدا ما را گوش کنید، چون این موسیقی نتیجه یک چیز درونی بوده است. از اول هم بخاطر دل خودمان بوده است. لزومی هم ندارد که بیاییم جار و جنبال کنیم که بیایید و ببینید ما چه‌کاره هستیم.

هفت‌سنگ - یعنی شما هیچ وقت نمی‌خواهید شهرت پیدا کنید و موسیقی‌تان شناخته شده باشد؟ برای‌تان جالب نیست اگر کسی موسیقی شما را شنید بگوید این موسیقی تارانتیست است؟

تارانتیست - ببینید تا الان ما هیچ کار تبلیغاتی نداشته‌ایم. هر چقدر شناخته شده‌ایم توسط خودمان نبوده است. ما اصلا نه پول داریم که خرج تبلیغات کنیم، نه حوصله و رغبت آن را که مثلا بعضی‌ها کارهایمان را سی‌دی کنیم و پخش کنیم تا بیشتر شنیده شویم. با این اوصاف تا الان کار ما تا این حد گسترده شده است. با جدیتی هم که ما در هدف‌مان داریم، مطمئنیم که کار ما خودش صدا خواهد کرد و تا حدی که ارزشش باشد گروه ما و موسیقی‌اش بالا می‌آید. تا حدی که مخاطبان و هوادارانش برای آن ارزش قائل باشند بالا می‌رود. حالا اگر ما می‌توانستیم در کشور خودمان کنسرت برگزار کنیم، اجرای زنده داشته باشیم، پشتیبانی بشویم، به صورت رسمی در تیراژ بالا سی‌دی منتشر کنیم، طبیعتا قضیه خیلی فرق می‌کرد.

هفت‌سنگ - یکی از نکات دیگر در مورد موسیقی زیرزمینی همین جنبه مالی و تجاری آن است. برخی می‌گویند کسانی که برای اجرای موسیقی به زیرزمین می‌روند، دیگر شهرت و فروش بالای محصولات و پول درآوردن برای‌شان مطرح نیست. یعنی بیشتر همان‌طور که گفتید دنبال ارضای درونی هستید. به تبع آن یک طیف خاصی از جامعه - که عامه مردم نیستد - با موسیقی‌شان ارتباط برقرار می‌کنند. حالا شما می‌خواهید از کارتان پول در بیاورید؟

تارانتیست - تا حدی که بتوانیم کنسرت بعدی‌مان را بگذاریم، آهنگ بعدی‌مان را ضبط کنیم، گروه‌مان پا برجا باشد، ساز بخریم، سیم عوض کنیم، کابل بخریم، تا این حد، بله. همه اینها پول لازم دارد چون این کار ماست. داریم به‌طور حرفه‌ای این را انجام می‌دهیم. البته اینجا فضای پول درآوردن نبوده‌است و ما تا جایی که توانسته‌ایم حتی شده با پول توجیبی‌هایی که داشته‌ایم آنرا جلو برده‌ایم. ما بابت اجراهایی که داشته‌ایم از کارمان سودی در نیاورده‌ایم و هزینه‌ها همش سر به سر شده است.
ببینید ما موسیقی کار می‌کنیم. بالاخره یک قشر خاصی مخاطب ما هستند و ما را حمایت می‌کنند. این حمایت هر چقدر گسترده‌تر باشد ما هم می‌توانیم فعالیت‌های بیشتری داشته باشیم. اگر پول زیاد داشته باشیم من خودم ترجیح می‌دهم بجای اینکه مثلا فلان ملک را بخرم یا به تجملات بپردازم، تمام سال شب‌ها در جاهای مختلف ساز بزنم.
هر چقدر بیشتر پول دربیاریم خوشحالیم، چون می‌دانیم می‌توانیم با خیال راحت کارمان را انجام دهیم و راحت به فلان شهر یا کشور سفر کنیم و ساز بزنیم، دغدغه معیشت نداریم.

هفت‌سنگ - ولی هدف اصلی‌تان این نیست پول در بیاورید.

تارانتیست - نه، نه. اصلا تجاری نیستیم. پول برای ما یک مسئله جانبی است که خودش می‌آید.

هفت‌سنگ - پس می‌توانیم یکی دیگر از حریم‌ها و وجه مشخصه‌های موسیقی زیرزمینی را اینجا بفهمیم. آن این است که قرار نیست تجاری و هدف اصلی‌اش کسب درامد باشد.

تارانتیست - ببینید. برای پول درآوردن و تجارت در موسیقی بهترین راه این است که موهایت را ژل بزنی و سیخ‌سیخ کنی. بعد به‌جای اینکه عربده بزنی توی مخ مردم، بیایی با آه و ناله سوزناک کمبود محبتت را بخوانی و به‌جای اینکه صدی زجه کرگدن زخمی از گیتارت دربیاوری بیایی یک آهنگ ملایم بگذاری که چهار نفر دختر و پسر برایت غش کنند و آخ و اوخ بگویند. این یعنی پول. ولی وقتی آمدی واقعا داد زدی و دیوانه‌بازی‌هایت ریخت بیرون چه کسی می‌آید برای این پول بدهد؟ کسی خوشش می‌آید بیاید پول بدهد عربه گوش کند؟ ما این کار را هم ما انجام نمی‌دهیم که ضد مردم، ضد بشریت و ضد جریان جامعه باشیم، برای اینکه اینها را دوست داریم، خودش از درون ما بیرون می‌آید.

هفت‌سنگ - خب چه اشکالی دارد که این باشد. مثلا شما جریان جامعه را غلط می‌دانید حالا می‌خواهید اعتراض‌تان را به شکل موسیقی بیان کنید.

تارانتیست - نه. اشکالی ندارد. ما اینطور نیستیم. هر چیزی جای خودش دارد. آنها هم هستند در جای خودشان در جامعه و قابل احترام هم هستند. ما هم در جای خودمان را داریم. اصلا قابل احترام هم نبودیم، نبودیم. ما هواداران خودمان را داریم که پشت ما هستند. هواداران ما با حمایت‌شان هر چند در حد آفرین گفتن و «ایولا» و «دم‌تان گرم» گفتن بوده، تا الان ما را سرپا نگه داشته‌اند.

هفت‌سنگ - خب حالا برگردیم به آن گله و شکایتی که داشتی. شما می‌گویید هر کسی آمده و وارد جریان زیرزمینی شده. این در موسیقی راک و مثال هم وجود دارد یا بیشتر منظورت طیف پاپ و رپ است؟

تارانتیست - کلا. البته منظورم همه نیستند. تعدادی را می‌شود جدا کرد. اگر دقت کنی متوجه می‌شوی این شخصی که با این شرایط وارد موسیقی شده دارد خودش را فریب می‌دهد. منشا این خودفریبی و عوام‌فریبی آن چیزی است که از بچگی با آن بزرگ شده، در ناخوداگاهش شکل گرفته و جزئی از شخصیتش شده است.

هفت‌سنگ - از این جهت گفتم که کار متال و راک ساختن خیلی مشکل‌تر از کار رپ کردن است. رپ‌کردن این روزها مشکل نیست و خیلی‌ها بخاطر سادگی وارد آن شده است. یک بیت را می‌دزدی و روی آن حرف می‌زنی. اما در راک و متال باید آهنگ‌بسازی، اجرا کنی، شعر بگویی و ... حالا می‌خواهم بدانم با این سختی کار آن جریان مد شدن که از آن گله‌مند هستی به‌جز در رپ فارسی در راک و متال فارسی هم وارد شده است؟

تارانتیست - بله. کم و بیش بوده است البته با رپ و هیپ‌هاپ فرق می‌کند. چون طیف سنی سازندگان و مخاطبان آن هم فرق می‌کنند و به قول ما «تینیج» هستند. ولی در راک‌بازها و متال‌بازها هم وجود دارد.

هفت‌سنگ - شما برای موسیقی زیرزمینی محدوده‌ای قائل می‌شوید که هر کسی وارد آن نشود. فکر نمی‌کنید این یک نوع تعصب است؟

تارانتیست - نه، تعصب نیست. ما دوست نداریم دیگران راجع به ما جوری فکر کنند که راجع به فلان کسی که در فکر دختربازی و مطرح شدن و بچه معروف شدن است فکر می‌کنند. دوست نداریم هم به ما و هم به او زیرزمینی بگویند، چون او واقعا زیرزمینی نیست. من رسما و صریحا می‌گویم که آنها زیرزمینی نیستند. نه اینکه ما زیرزمینی خالص باشیم، چون خیلی راه مانده تا به راه خوب بودن و کامل بودن برسیم.
ما واقعا هم اصراری هم نداریم که بگوییم این یک محدوده است و کسی پایش را این‌طرف‌تر نگذارد. وظیفه ما این است که هر کسی اینجا می‌آید این توضیح را برای او می‌دهیم. حالا اگر دوست داشت به بقیه هم بگوید. چون جا انداختن یک چنین چیزی در جامعه سخت است.

هفت‌سنگ - می‌توانید از این زیرزمینی و حس زیرزمینی بیشتر برای ما بگویید؟ مخاطبان اصلی این زیرزمین چه کسانی هستند؟

تارانتیست - صف اول کله خراب‌ها هستند! ببینید کسانی هستند که یه جور متفاوتی فکر می‌کنند، نگاه خاصی دارند. فکر می‌کنم بیشتر آدم‌های درون‌گرایی هستند. آدم‌هایی که زیاد اهل ظاهر نیستند.

هفت‌سنگ - حالا بیایید از یک زاویه دیگر نگاه کنیم. کسانی که مسئولان فرهنگی جامعه ما هستند کارهای موسیقی را تقسیم‌بندی می‌کنند. آنها به تعدادی از کارها مجوز می‌دهند و به بقیه مجوز نمی‌دهند و می‌گویند اینکارها از دید ما فاقد ارزش هستند که مجوز بگیرند. از نظر آنها کارهایی که شایستگی مجوز را ندارد زیرزمینی می‌شوند.
حالا شما می‌گویید که ما هم برای خودمان تقسیم بندی داریم. می‌گویید این حیطه ماست و ما زیرزمینی هستیم و بقیه نیستند. کار شما به نحوی همان کار نمی‌شود؟

تارانتیست - من شخصا اصلا کلمه مجوز را قبول ندارم. از نظر من تعریف اثر هنری این است که یک شخصی یک سری عواطف و درونیات داشته است و آنها را تبدیل به اثر هنری کرده. مجسمه‌ساز مجسمه ساخته، نقاش روی بوم آورده و موسیقی‌دان تبدیل به نت کرده است. یک اثر هنری که به وجود می‌آید، عصاره یک شخص است. به آقای ایکس چه ربطی دارد که مجوز بدهد یا بیاید این را تایید کند؟ غلط می‌کند کسی بیاید این را تایید کند، چیزی که من از درونم به وجود آورده‌ام.
پس این قضیه که یک سری مجوز ندارند را من اصلا از معادله‌ام خط می‌زنم. همه باید بیایند کارشان را ارائه بدهند. حالا یک عده که خودشان خواستند، خودشان را کنار می‌کشند و می‌گویند ما رفتیم آن طرف.
پس اینجا سیستم غلط است که یک عده مجوز بگیرند، یک عده بگویند ما زیرزمینی هستیم، یک عده هم بلاتکلیف این وسط بمانند. سیستم غلط است که برویم سمت مجوز و دچار خودسانسوری بشویم که مجوز بگیریم و یک شخصی که اصلا نمی‌داند هنر یعنی چه بیاید کار ما را تایید کند یا نه بیاییم خودمان را بچسباینم به این طرفی‌ها
و ادای خاص بودن را در بیاوریم. نتیجه یک حالت سرگردانی است، همین بلبشویی که الان هست. پس بیرون از زریزمین از نظر من یکسان است، من بحث مجوز را من اصلا خط می‌زنم. حالا یک عده خودشان را کنار می‌کشند. خودمانی قضیه این است که می‌گویند جان عزیزتان به ما کار نداشته باشید.

هفت‌سنگ - باز به نحوی موسیقی زیرزمینی می‌شود موسیقی‌ای که سیستم رسمی خیلی آن را تایید نمی‌کند. البته علاوه بر سیستم رسمی تا حدی جامعه هم همین واکنش را دارد.

تارانتیست - اصلا سیستم رسمی چه در ایران، چه در غرب و هر جای دیگری غلط می‌کند نظر بدهد. «سیستم رسمی کیه؟». بیخود می‌کند تصمیم بگیرد. کل جهان را می‌گویم. بیخود می‌کند نظر بدهد.

هفت‌سنگ - خب قضیه این است که این مسئله وجود دارد. یعنی بالاخره روند گرفتن مجوز یک واقعیتی است که وجود دارد.

تارانتیست - خب باشد. برای همین ما کشیدیم کنار.

هفت‌سنگ - یعنی شما خودتان هم هیچ وقت نمی‌خواهید مجوز بگیرید و دنبال آن هم نبوده‌اید؟

تارانتیست - نه. اصلا. اصلا.

هفت‌سنگ - پس خودتان دوست دارید در زیرزمین بمانید و خودتان را زیرزمینی اصیل می‌دانید.

تارانتیست - نه اینکه خودمان را خیلی اصیل بدانیم. دوست داریم باشیم. دوست داریم در یک گوشه‌ای کار خودمان را بکنیم. بدون هیچ حاشیه‌ای، هیچ جنجالی، هیچ «بیاید ما رو ببینید»ی. هرکی به ما گفت سلام، ما چاکرش هستیم، هر کسی هم به ما کاری نداشت باز هم چاکرش هستیم.

هفت‌سنگ - پس هیج وقت دنبال مجوز نبوده‌اید و نمی‌خواهید بروید.

تارانتیست - نه. به هیچ عنوان.

هفت‌سنگ - فقط چون فکر می‌کنید آنها حق ندارند این نظر را بدهند یا اینکه فکر می‌کنید با گرفتن مجوز اصالت زیرزمین خدشه دار می‌شود؟

تارانتیست - من آدمی هستم که خودسانسوری را حماقت محض می‌دانم. خودسانسوری را تظاهر می‌دانم. اگر بخواهم حرفی را بزنم، اگر کسی گفت اصلاحش گفت که به کام بقیه خوش بیاید، می‌خواهم نیاید. بقیه بیخود می‌کنند، غلط می‌کنند که خوش‌شان بیاید، می‌خواهم خوش‌شان نیاید.
«بقیه کی هستند؟» من می‌خواهم حرف خودم را بزنم. نه اینکه مغرور باشم. ولی من می‌گویم برای چه باید تظاهر کنم، برای چه باید خودسانسوری کنم، برای چه نباید با واقعیت‌ها روبرو شویم؟ البته من راجع به ایران صحبت نمی‌کنم، من کلا راجع به هنر صحبت می‌کنم. چون ما جاهای دیگری هم اجرا داشته‌ایم و تا حدی دیده‌ایم.

هفت‌سنگ - خب راجع به همین بیشتر بگو. بر اساس تجربیات خودتان در جاهای دیگری که اجرا داشته‌اید، برخورد آنها با موسیقی زیرزمینی چطور است؟

تارانتیست - ساده‌ترین مسئله این است که یک گروه می تواند هر جا دلش خواست اجرا بگذارد. طرفدارنش جمع می‌شوند. ممکن است ۱۰ شب هم دو-سه نفر بیشتر نیاید، از شب یازدهم سی نفر می‌آیند اصلا تعریف گروه (band) یعنی همین. اصلا گروه یعنی اینکه تو تمام مدت ساز بزنی و تور داشته باشی، حداقل یکی دو شب در هفته کنسرت بدهی. به هر حال موزیسین بودن یک شغل است.

هفت‌سنگ - برخورد جامعه با آنها چطور است؟

تارانتیست - مخاطب خاص خودشان را دارند. در این جمعیت چند میلیاردی جهان هر موزیکی که زده شود بالاخره ده نفر طرفدار پیدا می‌کند. گروه‌های زیرزمینی هر شب اجراهای مختلف می‌گذارند و این خودش کار را وسعت و گسترش می‌دهد. از این اجرا ها بالاخره یک پولی در می‌اورند، از این پول خرج انتشار یک آلبونم در می‌آید. از فروش آلبوم هزینه تور و اجرا در کشورهای دیگر در می‌آید و به همین ترتیب. راه این است. متاسفانه در جامعه ما در این زمینه محدودیت وجود دارد.

بخش دوم - تارانتیست


هفت‌سنگ - حالا به سراغ خود تارانتیست برویم. بهتر است قبل از هر چیزی در مورد سبک کارتان توضیح بدهید، در مورد سبک متاال و ویژگی‌های آن.

تارانتیست - ما هیچ وقت خودمان روی سبک کارمان اسم نمی‌گذاریم. ما هیچ‌وقت نگفته‌ایم و نمی‌گوییم راک یا متال هستیم. این را دیگران در مورد ما می‌گویند که شما متال یا دث‌متال یا پانک هستید. هر کسی می‌توان به زعم خودش اینها را بگوید ولی ما هیچ‌وقت هیچ تعصبی نداشته‌ایم روی این اسامی که ما فلان سبک هستیم.

هفت‌سنگ - البته این تعصب نیست، طبقه‌بندی موسیقی است.

تارانتیست - من این را به نوعی تعصب می‌دانم. کسی که می‌گوید سبک کار من دث‌متال است منحصرا می‌خواهد جور خاصی موزیک بزند. ولی ما درونیات خودمان را به شکل موسیقی درمی‌آوریم، حالا هر چه شد، شد. ممکن است یک موقع آهنگ ملایمی باشد.
این اسم‌ها بیشتر تجاری هستند. اصلا این طبقه‌بندی‌ها برای مقاصد تجاری ایجاد شده‌اند و هر روز هم بیشتر می‌شود. همین الان در موسیقی متال ۳۰ تا ژانر وجود دارد که من خودم حتی اسامی آنها را نمی‌دانم! در خود این ژانرها هم باز طبقه‌بندی کرده‌اند. مثلا دث‌متال، بلک‌متال، هوی‌متال، تراش‌متال، اینداستریال متال و ...

هفت‌سنگ - البته خودتان در یک مصاحبه گفتید که سبک ما «گرخ متال» (Gorkh Metal) است!

تارانتیست - (خنده) همه اصرار دارند که ما یک چیزی بگوییم. اینقدر همه از ما می‌پرسیدند سبک کار شما چه چیزی است، تصمیم گرفتیم یک چیز بیخود بگوییم که اصلا وجود نداشته باشد! برای همین گفتیم سبک ما «گرخ‌متال» است! عمدا این را گفتیم که دیگر کسی چیزی نپرسد. اگر قرار باشد پست سر هم طبقه‌بندی انجام بدهیم، هر گروهی باید یک سبک خاص خودش را داشته باشد.
البته این آلبوم جدید ما که منتشر شود تعداد قطعات بیشتر است و مخاطب می‌تواند بهتر به موسیقی ما گوش کند و دستش بازتر است اگر بخواهد روی سبک‌ ما اسم‌گذاری کند.

هفت‌سنگ - پس شما طبقه‌بندی موسیقی را اصلا قبول ندارید؟

تارانتیست - شاید روی هر آهنگ بهتر بشود قضاوت کرد که چه سبکی دارد تا در مورد یک گروه به طور کلی. ضمن اینکه این طبقه‌بندی بیشتر در مورد مخاطب معنی پیدا می‌کند تا نوازنده. من خودم وقتی می‌خواهم موسیقی گوش کنم، جستجو می‌کنم می‌بینم فلان گروه، فلان سبک را می‌نوازد پس به چیزی که من دوست دارم نزدیک‌تر است و سراغش می‌روم که ان را گوش کنم. این طبقه‌بندی بیشتر از سمت مخاطب است. معمولا نوازنده دنبال این نیست که چه چیزی می‌زند. مسئله دیگر این است که وقتی گروهی اعلام می‌کند سبک ما این است، به نوعی دست‌وپای خودش را برای ارائه کارهای متنوع می‌بندد و ما نمی خواهیم این کار را بکنیم.

هفت‌سنگ - به هر حال حداقل این را می‌توان گفت که سبک کار شما به سبک کار گروه‌هایی که با عنوان گروه‌های متال شناخته می‌شوند نزدیک‌تر است.

تارانتیست - بله، درست است. فکر می‌کنم سبک کار ما حالتی بین راک، متال و پانک است. این‌را هم که می‌گویم به این خاطر است که همیشه سوال می‌شود و سوال خواهد شد.
دلیلش هم این است که اینها موسیقی‌های مورد علاقه ما هستند. هر کسی هر نوع موسیقی‌ای که گوش می‌کند، در موسیقی‌ای که می‌سازد تاثیرگذار است.

هفت‌سنگ - حالا که بالاخره تا حدی خودتان را متال می‌دانید به ما بگویید ویژگی این نوع موسیقی از نظر شما چیست؟

تارانتیست - می‌توانم در مورد تاریخچه موسیقی متال کمی بگویم. از اواخل دهه ۶۰ میلادی یک سری گروه‌ها در امریکا آمدند جنس صدای گیتار را عوض کردند. از صدای وکال خشن‌تر استفاده شد. اشعار کمی اعتراضی شد. موضوعات اشعار این گروه‌ها از طرفی به سمت سیاسی و از طرفی به سمت فلسفی-درونی کشیده شد. این یک تحول و انقلاب در موسیقی بود. چون در ابتدا این کارها بر خلاف جریان عرف جامعه بود، با مخالفت روبرو شد.

هفت‌سنگ - این مخالفت از طرف چه کسی بود؟

تارانتیست - از طرف عامه مردم. مردم می‌گفتند اینها چرا اینکارها را می‌کنند؟ چرا اینطوری داد می‌زنند؟ مردمی که سالها به یک نوع موسیقی عادت دارند و یک‌دفعه یک چیز جدید و آوانگارد می‌شوند، شوکه می‌شوند. شاید به‌طرف خواننده‌اش چهار تا تخم‌مرغ هم پرت کنند و فحش هم بدهند. اما کم‌کم این موسیقی جا افتاد و طرفدارانش بیشتر شد.
تا رسید به اوایل دهه هشتاد تا گروه‌هایی مثل متالیکا که خیلی در دنیا شاخص و شناخته شدند به وجود آمدند. اواخر دهه هشتاد موسیقی متال به اوج خود رسید تا جایی که در کنسرت‌ گروه‌هایی مثل متالیکا و آیرن‌روبن گاهی ۴۰۰ هزار نفر هم شرکت می‌کردند. از بچه تا پیر در این کنسرت‌ها شرکت می‌کردند و هد می‌زدند چون این موسیقی خیلی هیجان دارد. موسیقی متال ادامه پیدا کرده تا امروز که خیلی ظریف‌تر و تکنیکی‌تر شده است. تفاوتش با سبک‌های دیگر یکی در اشعار است که حالت اعتراضی دارد و یکی در صدای سازها و درامز هم در این موسیقی خیلی تاثیر دارد.

هفت‌سنگ - نوع مخاطبش چه کسانی هستند؟

تارانتیست - در اوایل شاید یک سری افراد خاص بودند. افرادی که با خلاقیت و کارهای جدید مخالفت نمی‌کنند. شاید بشود گفت روشنفکر، آدم‌هایی که خودشان هم معترض بودند و با آن جریان اعتراض موافق بودند. البته در اواخر دهه هشتاد این موسیقی فراگیر شد و همه مخاطب آن بودند.

هفت‌سنگ - یک مسئله‌ای در مورد موسیقی متال وجود دارد که تا حدی در ذهن عامه جامعه و از طرف جریان غالب جامعه بدنام است. برخی چیزهای مذموم در جامعه را به موسیقی متال مرتبط می‌دانند، مثل شیطان‌پرستی و خودکشی. از نظر شما که در این سبک موسیقی می‌زنید اینها به هم ربطی دارند؟

تارانتیست - ببینید نمی‌شود منکر شد در بین گروه‌های راک و متال، تعدادی در حد ظاهر و شوآف (show off) کارهایی کرده‌اند. بله این نوع گروه‌ها هم وجود داشته‌اند. متاسفانه گاهی یک سری کار جلف زود همه‌گیر می‌شود تا کارهایی که پشت سرش تفکری وجود دارد. این ظاهر بازی‌ها از قبیل اینکه روی صحنه خوک بکشند در بین برخی گروه‌ها وجود داشته است.
پس به هر حال گروه‌هایی هم وجود داشتند که شوآف‌هایی اجرا می‌کردند که به این تصورات دامن می‌زد. البته بعضی از این گروه‌ها که این شوآف‌ها را اجرا می‌کنند فقط برای هیجان ان است، خیلی‌ از این گروه‌های معروف که این نوع اجراها را دارند در مصاحبه‌هایشان می‌گویند کار ما دو جنبه موسیقی و تئاتر دارد. این نوع اجرا را تئاتر می‌دانند. مثلا شما یک تئاتری می‌بینی که یک نفر نقش دیو را بازی می‌کند، شما نمی‌توانی بگویی که این شخص حتما آدم دیوصفتی است.

ممکن است حالا گروه متالی هم وجود داشته که عقاید شیطان‌پرستانه داشته است، ولی اصلا اینطور نیست که هر کسی موسیقی متال کار می‌کند این طور باشد.
سی سال پیش که این موسیقی شروع شد در امریکا هم این تصورات وجود داشت. در دهه هفتاد در امریکا هم گاهی می‌گفتند این گروه‌ها آدم‌های بدی هستند. اینها شیطان‌پرست و خون‌خوارهستند و افکار پلید دارند.
اگر کسی در موسیقی متال تحمل کند و تامل کند متوجه می‌شود که حرف‌های جدی برای گفتن دارد و این حرفا ایجاب می‌کند که با این موسیقی گفته شود. یک موسیقی ملایم نمی‌تواند این اعتراض و هیجان را برساند. بخاطر این، بعضی‌ها یک‌سری وصله به موسیقی متال چسباندند.
این بدبینی ابتدا در غرب هم وجود داشته است. اما مردم به تدریج متوجه شده‌اند که واقعا اینطور نیست که گروه‌های متال همه شیطان پرست باشند. چون ما نسبت به آنها سی سال تاخیر فاز داریم و این موسیقی را دیر شروع کردیم این حرف‌ها الان در ایران مطرح می‌شود.

بیینید مثلا چند وقت پیش یک اتفاقی افتاد و در یک مهمانی عده‌ای را به اسم کنسرت شیطان پرستی گرفته بودند. تا چند روز بعد از آن تلفن و ایمل‌باکس ما پر بود و یک عده آدم خبرنگارنمای فضول مدام تماس می‌گرفتند و در این مورد از ما می‌پرسیدند! اصلا چه ربطی به ما دارد؟ مگر ما که برای خودمان موسیقی می‌زنیم شیطان پرست هستیم؟! بعدها فهمیدیم که اصلا در آن کنسرت کسی موسیقی متال نزده است.

هفت‌سنگ - حالا از خود تارانتیست بگویید. از چه زمانی کارتان را شروع کردید؟

تارانتیست - تارانتیست از امسال بچه‌ مدرسه‌ای است. شش سالش تمام شد و وارد هفت‌سال شد. ما کارمان از سال ۸۰ شروع شد. در زیرزمین‌های کوچک و انباری‌‌ها می‌زدیم. اینجایی که الان هستیم نسبت به آنجاها لوکس هست. جاهایی بودیم که در موقع ساز زدن سوسک توی پاچه‌مان می‌رفت. سم می‌ریختیم که سوسک نیاید بجای آن مارمولک می‌آمد، بعد مارمولک سوسک را می‌خورد و مسموم می‌شد! همین‌طوری تمرین می‌کردیم. آن اوایل گاهی دو نفر تماشاچی برای دیدن کارهایمان می‌آمد.

هفت‌سنگ - پس از همان اول زیرزمینی بودید و در زیرزمین تمرین می‌کردید.

تارانتیست - بله. همین طوری تمرین‌هایمان را ادامه می‌دادیم. چند سال پیش چند اجرای زیرزمینی داشتیم قبل از اینکه اینکارها لوث بشود. بعد قرار شد چند اجرا روی سن و در فرهنگ‌سراها داشته باشیم.
برای اجرای اول قرار بود سال ۸۲ در فرهنگ‌سرای ابن‌سینا در شهرک غرب اجرا داشتیم، وقتی رفتیم روی سن که شروع کنیم یک دفعه گفتند چرا سازتان را بدون مجوز آوردید توی فرهنگ‌سرا؟ خلاصه ما را در باران با سازهایمان ریختند بیرون، ما هم سازهایمان را زدیم زیر بغل‌مان و برگشتیم و در زیرزمین ساز زدیم. بعد سه روز اجرای زیرزمینی گذاشتیم که حدود ۱۷۰ - ۱۸۰ نفر از دوستان‌مان در روزهای مختلف آمدند. اسفند ۸۳ بود.

تابستان سال بعد قرار شد در دانشگاه بهشتی ساز بزنیم. ما شروع کردیم به تمرین کردن که آن برنامه هم لغو شد. خرداد ۸۴ در فستیوال آوای همبستگی در فرهنگسرای شفق (دانشجو) شرکت کردیم. فستیوال رسمی بود و گروه‌ها هم اکثر سنتی و پاپ بودند. همه اجرا کردند، نمی‌خواستند بگذارند ما اجرا کنیم. ما قرار بود ساعت هفت تا هفت و نیم روی استیج برویم، ساعت نزدیک ۱۱ شب شد که می‌گفتند اجرا نکنید و از این حرفها. ولی رفتیم روی استیج. وقتی رفتیم و هنوز شروع نکرده بودیم و داشتیم صدا می‌گرفتیم و صدا تنظیم می‌کردیم هر کس بیرون بود به سالن برگشت. ما در آن فستیوال دو آهنگ momental madnes و standing along را اجرا کردیم. شب فردای اجرا در مراسم اختتامیه به ما سکه طلا دادند.
بعد شهریور آن سال توی خانه فرهنگ گلها یک اجرا داشتیم. قرار بود سه شب اجرا داشته باشیم. چون برخورد بدی با ما داشتند فقط شب اول را اجرا کردیم. علی رغم اینکه پول صدابردار و سالن را برای سه شب داده بودیم. خلاصه از جیبمان یک چیزی گذاشتیم.
بعد از آن گذشت و ما بیشتر کارهای‌مان را ضبط می‌کردیم و تک آهنگ بیرون می‌دادیم. در همان ایام از طریق دوستان‌مان که به بقیه خبر داده بودند رسانه‌های زیادی به سراغ‌مان آمدند. اوایل هم همه رسانه‌های غیر ایرانی بودند. با نیویورک تایمز، اسکای.‌تی.‌وی، ان.‌اچ.‌کی.‌تی.‌وی، بی‌.بی.‌سی و ... گفتگو داشتیم.

هفت‌سنگ - چه دوره ای بود که کارتان رسانه‌ای شده بود؟

تارانتیست - از ۸۳ شروع شد و به تدریج بیشتر شد. حدود یک سال هم بیشتر تمرین می‌کردیم و استودیو می‌رفتم تا از صدابردار و تنظیم کننده چیزهایی یاد بگیریم. بعد از مدتی هم دعوت شدیم به یک فستیوال در هلند. یک ای‌پی (EP) شامل پنج ترک هم برای هلند تهیه کردیم. کار سلف‌پرودیوس (self produce) بود. آنجا بین دوستان‌مان پخش کردیم و شب کنسرت هر کس می‌خواست می‌توانست بخرد. کار در اروپا و امریکا هم پخش شد. رسانه ها هم بیشتر سراغمان آمدند. با زد.‌دی.‌اف، ست.وان، آی.تی.اف، دویچوله و خیلی‌های دیگر گفتگو داشتیم.

بعد از عید امسال هم قرار بود در دانشکاه علم و صنعت اجرا داشته باشیم باز دو-سه روز مانده به آخر لغو شد. بعد از اینکه اجرای آخرمان لغو شد، مشغول ضبط آهنگ‌های آلبوم جدیدمان هستیم. تولید کردن کار هم واقعا یک کار جدی است. اینجا گروه‌ها خودشان هم متن می‌نویسند، آهنگ را هم می‌نویسند، هم نوازنده را پیدا می‌کنند، پول می‌گذارند ساز می‌خرند، خودشان ضبط می‌کنند، تنظیم را هم خودشان انجام می‌دهند. بعد از اینها هم تبلیغات است که خودشان انجام می‌دهند. طراحی هم خودشان انجام می‌دهند، از کارشان سی‌دی تهیه می‌کنند و بعد کارها را هم خودشان پخش می‌کنند!
اینجا واقعا کلمه سلف‌پرودیوس به تمام معنا وجود دارد. این روند هم واقعا سخت است. بالاخره ما هم آدم هستیم با توانایی‌ها و ظرفیت‌های خاص و محدود، عواطف خیلی حساس‌تر از خیلی کسان دیگر، با حد بضاعت مالی، سواد و شعور محدود. لازم است بالاخره کسی کمک‌مان کند. بالاخره یک دست که تارانتیست باشد چقدر می‌تواند صدا داشته باشد. برای همین است که کار به کندی پیش رفته است. ولی الان بالاخره اواخر ضبط کردن آهنگ‌ها هستیم.

هفت‌سنگ - تا الان چند تک‌آهنگ و آلبوم داشتید؟

تارانتیست - اولین تک‌آهنگ رسمی ما ممنتال مدنس بود. این را ضبط کردند. بعد از ما خواستند که در مسابقاتی مثل تامو شرکت کنیم. ما هم شرکت کردیم. بعد این آهنگها را هم دوستان‌مان می‌گفتند می‌شود بدهید ما گوش کنیم و ما به آنها می‌دادیم. همین طوری کارها پخش شد. یک‌دفعه دیدیم وب‌سایت های معتبر امریکایی در مورد ما مطلب نوشته‌‌اند. یک دفعه دیدیم از جاهای مختلف برای ما ایمیل می‌آید و رسانه‌ها هم می‌خواستند با ما صحبت کنند.
البته اولین قطعه که برای تارانتیست ساخته شد استندینگ الون بود ولی اولین آهنگی که بیرون آمد ممنتال مدنس بود. به ترتیب قطعه ‌های دیگر بیرون آمد. الان نزدیک به سی قطعه داریم که با توجه به محدودیت‌های‌مان ۱۲-۱۳ تای آن ضبط شده که البته هنوز جای کار دارند.
کار جدید هم امیدوارم به زودی اماده شود. ضبط کردن در استودیو پول می‌خواهد و ما مجبوریم بیشتر کارها را خانگی انجام دهیم. ما خودمان پول‌هایمان را جمع کردیم و لوازم ضبط صدا خریدیم. خلاصه بضاعت ما در همین حد است.

هفت‌سنگ - کارهای‌تان را همین‌جا ضبط کردید؟

تارانتیست - بعضی را اینجا، بعضی را در اتاق خانه‌مان. در استودیو هم چندبار ضبط کردیم ولی خب بیشتر پول نداریم.

هفت‌سنگ - مضامین شعرهای‌تان بیشتر در چه موردی است؟

تارانتیست - مثلا من امروز یک دفعه چیزی می‌بینم، به ذهنم می‌آید و می‌نویسم. فردا نگاهم به مسئله دیگری است و ممکن است در مورد آن بنویسم. بیشتر حول و حوش مسائل اجتماعی است. یک کمی هم درون‌گرایی و مسائل فلسفی وجود دارد.

هفت‌سنگ - اسم گذاری شما تارانتیست هم ظاهرا تحت تاثیر همین حال و هواست.

تارانتیست - بله. در کتاب «چنین گفت زرتشت» نیچه بخشی به اسم درباره رتیلان وجود دارد. در آن بخش آمده که تارانتولا یک جور رتیل است. نیچه در مورد آن می‌نویسند که یک رتیلی است که زهری سمی دارد. افسانه‌ها در مورد این رتیل می‌گویند وقتی این رتیل کسی را نیش می‌زند، زهرش شخص را وادار به حرکاتی می‌کند که زهر را از بدنش بیرون کند. ما می‌گوییم جنون رقص. یعنی شخص جنون رقص می‌گیرد که زهر را از بدنش بیرون کند.
این رقص چیست؟ هدبنگ زدن (Head bang) است. تعبیری است که ما برای آن درست کردیم. با هدبنگ زدن و حرکات خاصی که در اینده در شوآف‌ما خواهید دید. این جنون رقص را روی استیج خواهید دید. ما اسم این جنون رقص را گذاشتیم تارانتیسم. احتملا آلبوم کامل اولمان هم اسمش تارانتیسم خواهد بود. بعد هم تارانتیست شخصی است که از رتیل نیش خوردن و زهر در بدنش وجود دارد.

هفت‌سنگ - این عبارت را اتفاقی پیدا کردید یا عقیده خاصی به فلسفه نیچه دارید؟

تارانتیست - خب ما این را خوانده بودیم. این کلمه به نظرمان اصطلاحا به دهن خوشمزه آمد و جالب به نظر رسید. راجع به این کلمه کمی تحقیق کردیم و دیدیم کلمه قشنگ و خوبی است و در مورد ما و تفکراتمان مصداق دارد. پس اسم آنرا ساختیم که شد نارانتیست و مکتب آنرا که شد تارانتیسم یا جنون رقص.

هفت‌سنگ - یک خوانده گرخ متال صدایش جطور است؟

تارانتیست - الان نتیجه‌گیری ها بر اساس چند قطعه بوده که منتشر کردیم. اگر صبر کنید که آلبوم ما بیرون بیاید می‌توانید بهتر قضاوت کنید. امیدوارم آلبوم خیلی زود بیرون بیاید. در مورد پخش و ارائه آن هنوز نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. اما بالاخره به گوش همگان خواهد رسید.

هفت‌سنگ - برنامه‌ای برای پخش کارهایتان دارید؟

تارانتیست - طرح‌هایی وجود دارد. باید ببینیم کدامش برای ما بهتر است. اما مطمئن باشید پخش خواهد شد، حتی اگر همه آهنگ‌ها را مجانی بگداریم که همه گوش کنند چون در قید و بند این مسائل نیستیم. هر چند جدیدا قطعات ما کپی رایت دارد ولی ما اینجور آدم‌هایی نیستم که در قید مسائل مالی باشیم.


بخش سوم - آنتی جلف


هفت‌سنگ - یکی دیگر از کارهای تارانتیست حرکت «آنتی‌جلف» است. شما دو قطعه در این راستا ساخته‌اید. یکی آهنگ شکلات کامبیز و یک آهنگ در مورد کارهای بنامین. این قطعه‌ها را به سبک متال اجرا کرده‌اید و البته اجرا حالت تمسخرآمیز دارد. هدف‌تان از این کار چیست؟ اصلا این آنتی جلف قضیه اش چیست؟

تارانتیست - یک جور اعتراض است. تمسخر نیست و به هجو کشیدن نیست ولی اعتراض است. البته ما هیچ موقع نخواسته‌ایم نظری را القا کنیم. خواسته‌ایم تلنگری زده باشیم به گوش شنونده‌ها و ذائقه مخاطب.

هفت‌سنگ - شما با این نوع موسیقی دامبولی «حال می‌کنید» و بعد حالا می‌خواهید با آن شوخی کنید؟ یا اینکه به شدت متنفر هستید و می‌خواهید مسخره‌اش کنید؟

تارانتیست - ما واقعا اعتراض داریم. نه با آن حال می‌کنیم و نه به‌شدت از آن متنفر هستیم. این اعتراض به دو نفر است. یکی اعتراض به کسی است که این موسیقی را می‌سازد، و دیگری به تعداد زیاد مخاطبی است که این موسیقی را گوش می‌کند. شکلات سمبل این نوع موسیقی آن ور آبی بود، بنیامین سمبل این نوع موسیقی این ور آبی

هفت‌سنگ - حالا اینکار شما ادامه هم دارد؟

تارانتیست - بله. ولی چون فعلا در گیر کارهای آلبوم‌مان هستیم در این مورد تصمیمی‌ نگرفته‌ایم. بگذارید ببینیم چه می‌شود. این یک جریانی است که خیلی آرام در کنار جریان اصلی تارانتیست فعالیت می‌کند. هنوز برای بعدی آن تصمیمی نگرفته‌ایم.

هفت‌سنگ - استقبال از این آهنگ‌ها چطور بوده؟

تارانتیست - ما در دنیا با آهنگ ممنتال مدنس تارانتیست شدیم. در ایران، به جز در بین یک قشر خاص، با آهنگ شکلات تارانتیست شدیم. شما تفاوت فکری و ذائقه را داشته باشید.

هفت‌سنگ - کسانی که ترانه‌های آنها را دوباره خوانده‌اید، با آنها برخوردی نداشته‌اید؟ نمی‌دانید چه واکنشی به کار شما داشته‌اند؟

تارانتیست - خودمان برخوردی نداشتیم، ولی از دوستان دیگر شنیده‌ایم که خیلی شاکی هستند و می‌ترسند ابراز وجود کنند و به ما بگویند چرا. و روزی که فهمیدیم که اینها واقعا از ما می‌ترسند، احسنتی به خودمان گفتیم! حواسشان را برای کارهای بعدی جمع کنند. ما یک خط و نشانی برایشان می‌کشیم اگر خواستی جلف باشید اینطوری قلع و قمع‌تان می‌کنیم! هر چند کاری به کارتان نداریم، ولی اگر خواستنید دیگر اینقدر گند بزنید، مطمئن باشید چنان می‌زنیم توی سرت که نتوانی بلند شوی. تو سر زدن اینطوری البته. آن شماره یک یعنی کامبیز که کلا محو شد، از دومی هم خبری نداریم!

هفت‌سنگ - شما خودتان چه نوع موسیقی گوش می‌کنید؟

تارانتیست - همه نوع موسیقی گوش می‌کنیم.

هفت‌سنگ - یعنی موسیقی رپ هم گوش می‌کنید؟

تارانتیست - (خنده) نه! اصلا! نه دیگر در آن حد! هر موسیقی که ارزش داشته باشد گوش می‌کنیم. مثلا کارهای جاز، بلوز، کلاسیک، پانک، راک، متال، کانتری و سبک‌های دیگر.

هفت‌سنگ - این همه سبک‌های مختلف در کارتان تاثیر نمی‌گذارد؟ با هم هماهنگ هستید؟

تارانتیست - بله. هماهنگ هستیم. خیلی هم مفید است. شما وقتی دامنه لغاتت زیاد باشد جملات بیشتری می‌توانی بگویی. در موسیقی هم همین مطرح است. شما وقتی گوشت با موسیقی بیشتری آشنا باشد بهتر می‌توانی بسازی.
موسیقی‌های متفاوتی گوش می‌کنیم و اختلاف سلیقه هم در بین ما خیلی وجود دارد. یکی از تفریحات ما این است که هر کس هر چیزی گوش می‌کند بقیه مسخره‌ می‌کنند!
البته این اختلاف سلیقه خوب است. اصلا به نظر من مفهوم گروه یعنی اینکه اگر چهار نفر کنار هم هستند سلیقه متفاوت داشته باشند، اگر عین هم باشند کنار هم قرار گرفتن‌شان لطفی ندارد. مهم این است که شما بتوانی با سلیقه‌ها و نگرش‌های مختلف کتار هم قرار بگیری و کار مشترک انحام بدهی. این خیلی بهتر است و در متنوع‌تر بودن موسیقی تاثیر دارد. در واقع ما فکر‌های‌مان را روی هم می‌ریزیم.

گروه گفتگو: نیناجمشیدنژاد، محمدمهدی مولایی، اشکان نیری

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 11:43  توسط پیمان آلفا  | 

قارچ زیرزمینی

نوشته آرش رهبری

1-زیرزمینی بودن را به زور نمی شود به خود قالب کرد. با یک روز و دو روز به خود فشارآوردن هم به دست نمی آید. ریاضت کشیدن هم چاره کار نیست. حتی تلاش برای خودنمایی جلوی دوست دخترمان - که اگر چشمهایش بگویند بلی، کوه را به روی دوش هم می توان کشید- مؤثر نیست. باید این کرم و این مریضی درخون و تن شخص از روز اول وجود داشته باشد. ولی از آن جایی که همه چیز به سبک ایرانی تعریفی متضاد دارد  و در حالی که همه به دنبال قصر و کاخ و پول و تجملات هستند بازهم این زیرزمین نمور از هجوم یک سری آدمهای نااهل در امان نمانده است. این روزها زیرزمینی بودن مد شده و کسانی وارد این حریم شده اند که باعث شرم است. حتی تا جایی که وجهۀ بسیاری از زیرزمینی ها  هم زیر سؤال رفته است.  

2- ...متاسفانه انگلی فـرزاد ما را آلوده کرد؛ «فـرزاد گلپایگانی». شخصی که آرام و بی سروصدا فقط سرش به کار خودش است و آنقدر با شخصیت است که کسی واقعاَ باید بی شرم باشد تا به خودش اجازه دهد  در حق او نامردی بکند. ولی بعضی آدمهای معلوم الحال که پرونده کثافت کاریهایشان برای خیلی ها مثل روز روشن است  آنقدر «حرام خواری» کرده اند که خیلی راحت بتوانند انسانیت را زیر پا لِـه کنند. تـُف به این شرف... ولی فرزاد میداند که زیرزمینی ها همیشه نه تنها پشت او بلکه همه پشت یکدیگر هستند و همه با هم آنقدر متحد هستند که یک شب، فقط یک شب کافیست که دنیا را بلـرزانند. (22 اکتبر 2006). اما این حیوان های دوپا فکر می کنند که می توانند خودشان را به زیرزمینی ها بچسبانند و نخود آش زیرزمین هم بشوند. در صورتی که همه از وجود و بوی گند آنها آزرده خاطر هستند. پس بهتراست بدانند که زیرزمینی ها از وجود آنها حالشان به هم میخورد. راه حلی که می شود به این افراد پیشنهاد کرد« گم کردنِ گورشان» از زیرزمین است. تـُف به شرفی که با کثافت بازی در آوردن در کار بچه های زیرزمینی که هنرشان و موزیکشان دردشان است، احساسات و عواطفـشان است، آرامش میگیرد، تـُف.  فرزاد! ما همه با هم هستیم و همه تا سرحد توان پشتیبان یکدیگر.

3-زیرزمینی ها باید هشیار باشند. اگر تا دیروز نگرانی چیز دیگری بود، امروز باید از گرگ هایی که به شکل «گوسفند» در آمده اند و بوی گوسفندیـشان را از فرسنگها می توان حس کرد، ترسید.  گرگهای گوسفند نمایی که می شود آنها را از موزیسین تا کنسرت گذار و تدارکات و آبدارچی طبقه بندی کرد.(حیف ازاین کلمات). درست است که بقای یک "بـند" به فعالیت و اجرای زنده و... است ولی نه به هر قیمتی. زیرزمینی ها همانطور که نشان داده اند هنوز آنقدر صبر و حوصله برایشان باقی مانده که  زیرزمین تاریک و نمور خودشان را به  "استـیـج" های ریـا ترجیح بدهند. اگرچه که مظلوم واقع شده اند ولی آنقدر شرافت دارند که کسی اجازه تحقیر کردن و بر سرشان منت گذاشتن را به خود ندهد.

 4-این روزها موزیک هایی را دربعضی پاتوق های زیرزمینی ها و به اسم زیرزمینی می شنویم که ازموزیک زدن شرم مان می شود. آیا واقعا این کثافت کاریها، کار بچه های واقعی زیرزمین است؟ آیا کسانی که قلبشان در زیرزمین می تپد و هوای زیرزمین را تنفس می کنند واقعا اینقدر احمقانه فکر می کنند؟ آیا زیرزمینی ها به دنبال کسب شهرت هستند یا به دنبال  تخلیۀ روحی، روانی و احساسی؟ آیا سرچشمۀ زیرزمین برخاسته از «ندایِ آلت» است یا برخاسته از زخم دل و مغز خراب؟ آیا هدف زیرزمینی ها زدن حرف حساب است یا شنیدن تعریف و تمجیدهای احمقانه؟ آیا این نگرش متفاوتی که باعث زندگی زیرزمینی می شود واقعا همین افتضاح به بار آمده است یا اینکه جریانی به نام «قارچ زیرزمینی»  به موازات موج زیرزمینی، در محیط تاریک ومناسب زیرزمین، در حال رشد و سوءاستفاده از اسم و محصولات زیرزمینی است و آنها را هدف قرار داده است؟ آیا وظیفۀ زیرزمینی ها نیست که هرچه زودتر محیط را انگل زدایی کنند و تابلوی «ورود نا اهلان ممنوع» را برافراشته نگاه دارند؟

5-زیرزمینی بودن، از بین بردن حریم و حرمت ها نیست. هنر و موزیک ارزش و احترام خاص خود را داراست. اثرهنری ای که افراط در بی ادبی در آن باشد و با این خاصیت بخواهد مخاطب پیدا کند- نه هنر است ،نه ارزش دارد، نه زیرزمینی است، نه راک است، نه پانک است، نه رپ و هیپ-هاپ است و نه متال و گرخ متال! تعریف هنر و مخصوصا از نوع زیرزمینی آن چیز دیگری است که داشتن این خصیصه به«زور چپانی» نیست. این کرم و این مریضی باید  در خون آدمی باشد. پس زورِ بیهوده نزنیم.

6-کسانی که با رسانه های گوناگون به زیرزمین خدمت می کنند اهل زیرزمین اند و خود نیز زیرزمینی. زحماتشان را نمی توان نادیده گرفت، ولی لازم است که در ادامۀ روند ترویج فرهنگ زیرزمینی تجدید نظر بکنیم. زیر زمین خودجوش است. به تبلیغ و ساز وکرنا احتیاج ندارد. چرا که با گسترش محیط زیرزمین توسط رسانه ها، انگل هایی به طور ناخواسته به محیط امن و آرام «زیرزمین مان» وارد شدند، بستری مناسب برای رشد غیر زیرزمینی ها در زیرزمین فراهم شد و نا اهلان ازاین طریق خودشان را به اهالی چسباندند. افراط در این وضعیت باعث شد آرامش در زیرزمین برهم بخورد، هر کسی خود را زیرزمینی بداند و هر کثافت کاری تحت توجیه زیرزمینی بودن انجام شود. حال وظیفۀ همه مان است که محیط آلوده شدۀ زیرزمین را انگل زدایی کنیم و کمک کنیم که هر کسی به این خلوتگاه راه پیدا نکند، چرا که کلید دار زیرزمین اکنون رسانه ها هستند. نباید هر چیزی را به عنوان زیرزمینی منتشر کرد و هر وصلۀ ناجوری را به زخم زیرزمینی ها نسبت داد. تجاوز به حریم شخصی دیگران  در فرهنگ زیرزمینی پسندیده نیست، هرچند که امروزه «تجاوز نکردن به حریم دیگران» امری پسندیده نیست. تشخیص نا اهل از اهل برای کسانی که از بیرون به زیرزمینی های داخل نگاه می کنند کاری دشوار است ولی این حق ساکنین است که از میهمانانِ ناخوانده ولی عزیز که قلبشان در زیرزمین می تـپد، توقع داشته باشند که در حفظ آرامش و احترام به این حریم کوشا باشند. چرا که زیرزمین برای اهالی آن مقدس است و ورود نا اهل به آن ممنوع . پس در انتخاب های خود نهایت دقت را داشته باشیم.

  و حرف آخر:

7- ما زیرزمینِ امن و تاریک سابق خود را می خواهیم. از دار دنیا همین «سگ دونی» نصیب ماست و سالهاست که درهمین جا زندگی می کنیم، موزیک می زنیم، بحث می کنیم، اجرا می گذاریم و به جلو می رویم. شما ای نا اهلان، به حریم ما تجاوز نکنید، آرامش ما را بر هم نزنید و ما را به حال خود تنها بگذارید. از نظر ما سوسک ها، مارمولک ها و فضله های موش وگربه ای که در زیرزمین هایمان است از« دلالانِ هنر، ظاهرفریبان و عاشقان شهرت» خیلی با ارزش تر است. پس به این خلوتگاه زیرزمینی که تمام دردها و رنجها، تمام زشتیها و کثافت های شهر با روزمره گی هایش و تمام دغدغه ها در آن دفن می شود و دنیا در آن به گونه ایی دیگر است، تجاوز نکنید مگر آنکه اهل آن باشید.  فرهنگ زیرزمینی مال شما نیست. کلمه ی زیرزمین نیز از آن شما نیست. حداقل این قدر شرف داشته باشیم که از دلخوشی های دیگران سوءاستفاده نکنیم. عجیب است که در دنیای تجملات به این «سگ دونی» که دلخـوشی عده ای نا آرام و بی قرار است قـناعت کـرده و چشم دوختـه اید و دارایی های از ما بهتران را زیر سوال نمی برید ولی به این حریم مقدس حقیر نظر دارید! شرم برتنگ نظران. یک کلمه و مکانی دیگر پیدا کنید و با آن خودتان را مطرح کنید؛ کلماتی مثل کاخ، قصر، حرم سرا و اندرونی، یا کلمات مدرن پنت هاوس،لابی و باربیکیو، یا اصلا آشپزخانه، پذیرایی و... و یا حتی یک کلمۀ بهتر: توالت!

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 11:39  توسط پیمان آلفا  | 


موسيقي متال در ايران

اين كنسرت تحولى است در موسيقى ايران و اگر كارگزاران فرهنگى حكومت مانع از رشد و تحول اين خيزش در موسيقى ايران نشوند، موسيقى متال مى تواند در قلمرو موسيقى ايرانى يك تحول فرهنگى از نوع تحول شعر نيمايى به شعر حجم را به وجود آورد. موسيقى كلاسيك ايران هرچند كه نمايانگر بخشى از هويت فرهنگى ماست، اما به دليل ماهيت درونگرايش و پيوندش با غزل فارسى و نشانه هاى تاويل پذير عرفانى به كار امروز جوانان نمى آيد. با انقلاب بهمن سير تحول موسيقى پاپ در ايران مختل شد و به يك مفهوم موسيقى پاپ در ايران تنها شاخهء هنرى است كه ساليان دراز به كل سانسور و حذف شد از مجموعهء فرهنگى؛ و در تبعيد لس آنجلس هم هرچند كه افتان و خيزان به زندگى خود ادامه داد، اما متاسفانه تحول نيافت و حتى گاه به ورطهء ابتذال افتاد. ابتذال در اين معنا كه به گفتهء منتقدى پيام اين موسيقى با ريتم شش در هشتش اغلب ناهمخوان است. برخلاف، پيام موسيقى متال در خود موسيقى نهفته است كه عصبى است و پرخاشجوست و شورشگر. قائم به ذات است و وابسته به شعر و ترانه نيست و به لحاظ همين عصبيت و عامل شورشگرى است كه معاصر زمانهء ما و بيان عاطفى نيازهاى سركوب شدهء جوانان مى تواند باشد؛ با آن دوگانگى در كردار و گفتار كه به آنها تحميل شده است.
تاريخچهء موسيقى متال كه از عصبيت، خشم و درماندگى نشان دارد، و اقبال اين موسيقى در بين جوانان ايرانى نمايانگر حقايقى است قابل تامل:
موسيقى متال شاخه ايست از بلوز. گروهى به نام Black Sabbath اواخر دههء شصت، در بحبوحهء جنگ ويتنام و نهضت بيت (هيپيگرى در جهان)، در يكى از محلات كارگرى حومهء لندن هر شب در كافه اى به روى صحنه مى رفتند و موسيقى بلوز اجرا مى كردند. كارگران كافه نشين بيشتر به آبجوخورى و گپ و گفت مشغول بودند و عنايتى نداشتند به موسيقى. نوازندگان، براى جلب توجه شنوندگان از بلوز موسيقى متال را استخراج كردند كه خشمگين تر بود و حالت تهاجمى داشت و در برخى فرازها به فرياد يا حتى به جيغ خوك ها در سلاخ خانه شباهت پيدا مى كرد. اندكى بعد موسيقيدانى به نام Deep Purple كه متاثر بود از سمفونى هاى بتهوون موسيقى كلاسيك غربى را با متال درآميخت و پايه گذار سبكى شد به نام "متال سرخوش". همزمان "متال سياه" به وجود آمد كه به مفاهيم فاشيستى مى پرداخت و قتل و غارت و كشتار يهوديان و سياهپوستان را ترويج مى كرد. در واكنش به اين سبك، "متال سفيد" در حلقه هاى مذهبى رواج يافت كه برخلاف "متال سياه" بر مفاهيم مسيحى و عشق به نوع بشر استوار بود. اينها به اصطلاح نوعى موسيقى سياسى را كه حامل پيام است 


نمايندگى مى كنند. وگرنه همان "متال سرخوش" گرايش غالب است در اين نوع موسيقى. از مهمترين ويژگى هاى موسيقى متال صراحت و برهنگى زبان است در بيان كردن مفاهيم اجتماعى و عاشقانه يا حتى در پرداختن به سكسواليته. استعارات و كنايه هاى بلوز كه از سركوب سياهپوستان و از ترس آنان نشان داشت، در موسيقى متال كاملا عريان بيان مى شود. پس در يك نگاه مى شود به اين نتيجه رسيد كه اندك اندك آن درماندگى و ياس در موسيقى بلوز، همزمان با تحولات اجتماعى جاى خود را مى دهد به خشم و عصبيت در موسيقى متال. اقبال جوانان به موسيقى متال در ايران از اين نظر اهميت دارد كه جوانان يا دست كم گروهى از آنان در پوشش اين موسيقى برونگرايى را به گوشه گيرى هاى عرفانى (در موسيقى كلاسيك) يا به عواطف رمانتيك (در موسيقى راك و پاپ) ترجيح مى دهند. زبان مجامله و تعارف و تصويرهاى استعارى را كنار مى گذارند و به موسيقيى روى مى آورند كه بيانى كاملا صريح دارد و حتى خشن است و در نفس خود شورشگر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 11:18  توسط پیمان آلفا  | 




این گروه در سال 1992 رسما تشکيل شد .گروه در اصل همان scum بود که از سال 1988 فعاليت خود را شروع کرده بود و نهايتا به Amon Amarth تغيير نام پيدا کرد و به صورت زير زميني فعاليت خود را ادامه مي داد . نام Amon Amarth هم از کتاب معروف ارباب حلقه ها گرفته شده است و به معني کوه قدرتمند مجازات مي باشد . اين گروه در شهر تامبا سوئد در جنوب استکهلم مشغول به فعاليت شد آنها کار خود را با نوشتن آهنگهايي پر از ملودي و هارموني و اشعاري در مورد وايکينگ ها و افسانه هايشان و خدايان شمالي شروع کردند .
ترکيب تشکيل دهنده گروه هم nico ( درامر ) ، ted ( بيسيست ) ، Andres و olavi ( گيتاريست ) و john ( خواننده ) بود .
در تابستان 1993 اين ترکيب به استوديو larget رفتند تا اولين دموي خود را به نام thor arise ضبط کنند که اين دمو به خاطر ضبط ضعيف صدا پخش نشد . و گروه مشغول نوشتن آهنگهايي ديگر شد تا دوباره به استوديو رفتند و دومين دموي خود را به نام the arrival of the fimbul winter ضبط کردند . اين دمو به صورت زير زميني حدود 1000 نسخه فروش رفت .
در سال 1995 و در اوج مشکلات شديد مالي گروه لوازم گروه به سرقت رفت و اعضا با قرض کردن پول و فروش اموال شخصي خود مجددا خود را مجهز کردند تا اين بار به استوديو abyss بروند و در مدت 5 روز ميني سي دي throughout the nine worlds را ضبط کنند . اين کار هم از 5 آهنگ تشکيل شده بود که سه تاي آن جديد و دو تاي ديگر اجرايي دوباره بود . اين کار هم در در آوريل 1996 پخش شد .
در ژوئن 1996 درامر گروه nico تصميم به جدايي گرفت و از گروه جدا شد و به جاي او martin lopez به گروه پيوست و بعد از آن هم گروه با شرکت metal blade قرار داد بست .
در ماه مارس 1997 گروه مجددا به استوديو abyss رفت و اين بار با نظارت peter tagtgren ( صاحب شرکت و خواننده گروههاي hypocrisy ، pain ) اولين آلبوم خود را به نام once cent from the golden hall را ضبط کرد .
بعد از ضبط اين آلبوم banders گيتاريست گروه هم جدا شد و john soderberg به جاي او به گروه پيوست و گروه به همراه او در توري بزرگ به همراه گروههاي deicide و six feet under و brutal truth شرکت کرد .
آلبوم بعدي گروه the avenjer نام داشت که باز هم در استوديو abyss ضبط شد . اين آلبوم از هفت آهنگ تشکيل شده و در سال 2001 پخش شده است . بعد از پخش اين آلبوم گروه در تورهاي بسيار موفقي از جمله تور با ساپورت گروه marduk در آمريکا ( که به علت حادثه 11 سپتامبر نيمه کاره ماند ) و فستيوال xmas به همراه گروههاي marduk و vader شرکت کرد .
در آگوست 2002 هم گروه براي دومين بار در فستيوال open air شرکت کرد و در مقابل 12 هزار نفر به اجراي برنامه پرداخت و از آنجا هم مستقيما به استوديو berno در شهر مالمو سوئد رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند .
آخرين آلبوم اين گروه تا الان هم versus of the world نام دارد . که در 18 نوامبر 2002 پخش شد .


اعضاي گروه Amon Amarth از ابتدا تا الان :
Johan hegg : از سال 1988 تا الان خواننده گروه است .
Ted lundstorn : از سال 1988 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروه eternal oath را دارد .
John soderberg : از سال 1998 تا الان گيتاريست گروه است .
Fredrik Anderson : از سال 1998 تا الان درامر گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي a canorous quintent ، curriculum mortiis و ... را دارد .
Olavi mikonen : از سال 1988 تا الان گيتاريسست گروه بوده است .
Nico mehra : از سال 1988 تا 1996 درامر گروه بوده است .
Martin lopez : از سال 1996 تا 1998 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي opeth و requi, را دارد .
Anders hanson : از سال 1988 تا 1998 گيتاريست گروه بوده است
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:35  توسط پیمان آلفا  | 

Dark Tranquillity






اعضای گروه :

خواننده Mikael Stanne
گیتار Niklas Sundin
باس Martin Henriksson
درامز Anders Jivarp
گیتار Michael Niklasson
کیبورد الکترونیک Martin Brandstrom

نام این گروه "آرامش تاریکی" یا Dark Tranquillity بوده و متعلق به کشور سوﺋﺪ میباشد و گروه به طور آزمایشی در سال 1989 اولین کار خود را شروع کرد و به عقیده کارشناسان این آلبوم بیشتر به سبک Hard Rock نزدیک بود و بعد از مدتی گروه کشیده شد به سبک پرخاشگر Thrash متال ، اما هنوز به آن چیزی که میخواست نرسیده بود و سرانجام هسته اولیه گروه در سال ١٩٩٠ پایه گذاری شد. و سبک رسمی گروه ملودیک دث متال نامیده شد که به عقیده صاحب نظران از سال ٩٠ به بعد تحت تاثیر موسیقی گاتنبرگ بود. Anders Friden به عنوان یک خواننده موفق گروه را پایه گذاری کرد و چهار آلبوم اول را که شامل دو دمو و یک آلبوم کامل در سال ٩٣ به نام SkyDancer بود که با صدای قدرتمند او ، این آلبوم بسیار قوی کار شده بود. آلبوم بعدی در سال ٩٥ Of Chaos And Eternal Night بود که به طورت دمو عرضه شد و بعد از این آلبوم آندرس فریدن گروه را ترک کرد و به گروه دیگری به نام In Flames پیوست و به جای او Mikael Stanne از گروه In Flames که آلبوم اول توسط او در سال ٩٤ اجرا شده بود ، به عنوان خواننده در سال ٩٥ به گروه Dark Tranquillity پیوست و کار خود را با گروه شروع نمود. گروه بسیار سریع توانست در بین گروه های دث متال جایی برای خود باز نماید و بعد از مدتی توانست جزو بهترین ها قرار بگیرد. همچنین گروه با نوازندگی گیتار لیت Niklas Sundin و گیتار ریتم Michael Niklasson و گیتار باس Martin Henriksson و کیبورد Martin Brandstrom و درامر Anders Jivarp همراه بود.

آلبوم :

۱۹۹۱ Trail Of Life Decayed
۱۹۹۳ Skydancer
۱۹۹۵ Of Chaos And Eternal Night
۱۹۹۵ The Gallery
۱۹۹۶ Enter Suicidal Angels
۱۹۹۷ The Mind's I
۱۹۹۹ Projector
۲۰۰۰ Haven
۲۰۰۲ Damage Done

Dark Tranquillity
۲۰۰۵ Character
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:33  توسط پیمان آلفا  | 

در سال 1990 JESPER تصميم به ترك گروه Ceremonial Oath مي گيرد و كار خود را براي تاسيس يك گروه مستقل آغاز مي كند.او قصد داشت چهره ي متفاوتي از آنچه كه تا به حال از موسيقي متال نشان داده شده بود را به نمايش بگذارد.او گروه خود را با حضورJohan Larsson و Glenn Ljungstr تشكيل داد و به اين ترتيب In Flames متولد شد.پس از مدتي كوتاه گروه تصميم به ارايه ي يك دمو((DEMO)) مي گيرد.اين دمو داراي مشكلات بسيار زيادي بود كه لطمه ي بسيار بزرگي به آينده ي گروه زد.اما يكي از شركت هاي ريكوردر((RECORDER)) از كار گروه خوشش آمد و با آنها وارد مذاكره شد و توانست آنها را راضي كند.پس از مدت نسبتا طولاني اولين آلبوم((ALBUM))گروه روانه ي بازار شد.و توانست در بين گروه هاي زيرزميني موفقيت هاي بسيار زياد و بزرگي كسب كند.گروه پس از مدتي استراحت تصميم به تهيه ي يك MINI CD مي گيرد و كار خود را دوباره از سر مي گيرد.اين گروه با ارايه ي MINI CD خود در بين گروه هاي زيرزميني به يك اسطوره تبديل شد آنها به خاطر ارايه ي اين ميني سي دي برنده ي جايزه ي BREAKER شدند.

در اين مدت گروه فعايلت خود را در صحنه هاي زيرزميني متوفق كرد.و سپس توانست يك ليسانس معتبر از كمپاني آلمانيNuclear Blas براي RELEASE كردن آلبوم بعدي خود بگيرد.اين اتفاق باعث شد تا گروه با جديت و پشتكار بيشتري به كار خود ادامه دهند.پس از ارايه ي اين كار گروه براي تجديد قوا مدتي بي كار ماند كه با انتقادات پي در پي مردم و منتقدان روبرو شد.مردم خواستار اين بودند كه يا گروه يك آلبوم جديد ارايه دهد و يا اينكه در كنسرت ها شركت داشته باشند.گروه با مشاهده ي استقبال مردم تصميم به تكميل كردن خود گرفت و از اينجا بود كه Anders Fridén و Bjorn Gelotte به گروه اضافه شدند.آندرس به عنوان وكالر گروه فعاليت مي كرد و بي جي هم درامر گروه محسوب ميشد. THE JESTER RACE فستيوالي بود كه براي اين فليمز موفقيت هاي بزرگي را ايجاد كرد و در واقع گروه را جهاني كرد و گروه در اروپا و بخصوص ژاپن طرفداران بسيار زيادي را به سوي خود جلب كرد.گروه در آن وقت در اوج درخشندگي بود و در هان زمان يك ميني تور ((MINI TOUR)) بسيار موفق و عالي با گروه فوق محبوب DIMMU BORGIR داشتند كه براي گروه يك افتخار محسوب مي شد.پس از اين ميني تور گروه يك تور بسيار بزرگ در اروپا برگزار كرد كه همه ي طرفدران را متحير كرد.بلافاصله گروه يك هفته در ژاپن مستقر شد تا بتواند نظر آسيا را نيز به خود جلب كند.در همين سال بود كه با برگشتن گروه به زادگاه خود يعني سويد ((SWEDEN)) نيكلاس گروه را ترك كرد و به يك گروه ديگر ملحق شد.

اين اتفاق باعث شد گروه در معرض فروپاشيدن قرار بگيرد و طي تصميماتي BJ پست خود را از درام به گيتار تغيير داد.گروه براي تكميل شدن Daniel Svensson را استخدام كرد و دنيل كار درام را به عهده گرفت.اين تغييرات گروه را از قبل تكميل تر و قوي تر ساخت.گروه دوباره دست به عمل شگفت آوري زد و آن تور بزرگي در دور دنيا بود كه از اروپا آغاز و به آمريكا و سپس به ژاپن ختم مي شد.اين تور يك تجربه ي بسيار عالي براي گروه به حساب مي آمد.در آگوست سال 2000 پس از گذشت چند سال و به دست آوردن موفقيت هاي بزرگي در برگزاري تورهاي مختلف گروه تصميم به ارايه ي يك آلبوم جديد گرفت.پس از 3 ماه تلاش در استوديو كار آلبوم جديد به پايان رسيد و براي ارايه آماده شد.اين آلبوم فروش بسيار عالي و فوق العاده اي داشت.دوباره گروه شروع به شركت در فستيوال هاي مختلف كرد و اين بار با گروه هاي بسيار قوي و محبوبي از قبيل: DREAM THATER و SLiPKnoT و TESTAMENT و METHOS OF MAYHEM و ETC .در ژاپن JESPER جايزه اي را از BURRN گرفت اين جايزه به خاطر اشعار زيبا و حماسي جسپر به او داده شد.

در همين سال تقريبا 150 اجراي زنده از اين فليمز به ثبت رسيد كه در نوع خود قابل توجه بود.پيتر به خاطر مسايل شخصي در اين سال گروه را ترك كرد و در كنسرت ها شركت نداشت.اما در سال 2001 PETER دوباره به گروه ملحق شد و كار خود را دوباره از سر گرفت و در چند كنسرت كه در سويد برگزار شد شركت داشت.گروه در اين سال در چهار شبكه ي تلويزيوني و چند راديو اجراهاي زنده اي داشت.يكي از موزيك ويديو هاي اين گروه به طور متوالي 2 ماه در صدر بهترين هاي سويد قرار داشت كه يك ركورد رويايي محسوب مي شود.گروه در ميني توري كه برگزار كرده بود با 13 اجرا بيش از 20 هزار طرفدار را به كنسرت هاي خود كشانده بود. در فستيوال تابستاني همان سال گروه اعلام كرد كه قصد دارد آلبومي را ارايه دهد كه در آن اجراهاي زنده ي موفق گروه گنجانده شده باشد.نام اين آلبوم The Tokyo Showdown بود كه در آگوست در سرتاسر آمريكا ارايه گرديد.جديد ترين كار گروه COME CLARITY نام دارد كه در سال 2006 تكميل شد و از آن استقبال خوبي هم صورت گرفت.اعضاي گروه تا بحال به اين گونه بوده است:

گيتار: Bjorn Gelotte

درامز: Daniel Svensson

گيتار باس:Peter Iwers

گيتار: Jesper Stromblad

وکالز: Anders Fridé

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:31  توسط پیمان آلفا  |