تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان
يكي از زيباترين آهنگاي فالنه كه سرماي فلج كننده ي ليريكسش منو مسخ ميكنه
اينم برداشت من از اين اهنگ فوق العاده...............


Hold on to me love u know I cant stay long all I wanted to say was I
love u and im not afraid can u hear me can u feel me in ur arms شايد خيليا با گوش دادن به اين آهنگ فك كنن كه اين آهنگ همون داستان
تكراريه جدايي عاشق و مجنون و ايناس البته من اولش فك ميكردم امي ميخواد خودكشي كنه ولي بعد متوجه شدم فردي كه ايمي مثلا جاي اونه بيماري لا علاجي مثل سرطان داره
از اين پاراگراف مشخصه كه زن در آغوش معشقوقه و ميخواد آروم آروم يه چيزي بهش بگه بهش ميگه كه به خاطرش صبر كنه ايمي ميگه ديگه نميتونه بيشتر از اين باهاش باشه توجه كنيد اونجا كه ميگه من نميترسم اين يه دلداري واسه معشوقشه ايمي ميخواد با اين حرفا بهش آرامش بده

Holding my last breath
Safe inside myself
Are all my thoughts of you
Sweet raptured light?
It ends here tonight من اينجاشو هروقت گوش ميدم (ميخواد )گريه ام بگيره مخصوصا با فريادهايي كه ايمي ميكشه ميشه درد و رنج اون زن بيماري رو كه زندگي و زنده بودنو با تمام وجود دوست داره حس كرد ميگه كه اخربن نفسم رو نگه ميدارم يعني سعي ميكنه تا اونجا كه ميتونه زنده بمونه ولي ميدونه كه امشب همه چي تموم ميشه همه ي اون روزهاي عاشقانه همه اون روزهاي خوب
ميدونيد منظور ايمي از
Sweet raptured light
چيه؟خاطرات زيباشه چرا لايت چون مثل يه نور داره ازش دور و دور تر ميشه چون داره ميميره در واقع زن داره تموم سعيشو ميكنه زنده بمونه تنها دليلي كه ميخواد اينكارو بكنه مرور كردن و به ياد اوردنه خاطراتش با مرد موردعلاقه شه كه اون خاطرات هم كم كم داره از دست ميده


I'll miss the winter
A world of fragile things
Look for me in the white forest
Hiding in a hollow tree

شعر پر از استعاره و تشبيه. ميگه كه با اين كه زمستون خيلي زيبا نيست ولي من حتي دلم براي اون و
همه ي اون چيز هاي زيبايي كه تو زندگي داشتم تنگ ميشه
(اينجاي شعر نكته ي اخلاقيه :يعني همه ي اون چيزهايي كه ما انجام ميديم الان اصلا به نظر نميان و اهميتشونو درك نميكنيم مثل زمستون ولي لحظه مرگ همه ي اون چيزها بارزش و قيمتي ميشن برامون)
خيلي زيبا زمستوني كه اول پاراگراف بكار برد رو به
white forest
ربط داده كه يعني گورستان چرا سفيد ؟ به خاطر ارواح و
درخت تو خالي يا
Hollow tree
در واقع قبره و گوره چرا ميگه تو خالي ؟ چون  اونو مثل يه تابوت تشبيه كرده سرد و توخالي

معني كلي پاراگراف:دلم براي زمستوني كه ازش يه عالمه خاطره داريم تنگ ميشه هر وقت زمستون شد بيا به همون جايي كه يه عالمه خاطره داريم و بيا پيش همون درختي كه من توش قايم ميشدم همون درختي هميشه منو توش پيدا ميكردي بيا دوباره دنبالم بگرد ولي اين دفعه من خودم توي جنگل سفيد (قبرستان) اروم وساكت خوابيدم  در واقع الان اون درخت حكم تابوتو واسش داره (زن اميدواره كه با ديدن زمستون معشوقش هميشه اونو بخاطر بياره و اين پاراگراف يه فلش بك از خاطرات قديميشونه )


I know u hear me I can taste it in ur tears و اينجا كه ميرسه معشوق زير گريه ميزنه ايمي بهش ميگه ميدونم حرفمو ميفهمي اينو از اشكايي كه داري به خاطر من ميريزي ميفهمم

Closing your eyes To disapear
You pray your dreams will leave you here,
But still you wake and know the truth -
No one's there.Wow
اينجاش فوق العاده ست ميگه كه چشاتو ميبندي و دوس داري همه اينا خواب باشن و دوست داري تو روياهات تا ابد پيشت باشم ولي نميتوني خودتو گول بزني نميشه از حقيقت فرار كرد
چون خود ايمي ميدونه امشب شب آخر زنده بودنشه و ميگه كه هيچكي اونجا نيست يعني ديگه نه عشقش ميتونه كمكش كنه نه هيچكس ديگه اون تنهاست و ميدونه كه بايد تسليم مرگ شه ولي توي قسمت
يه معني رعب آور ديگه اي هم هست يعني معشوق با تمام اينكه ميخواد خوابش نبره ولي نميتونه مقاومت كنه ولي وقتي بيدار ميشه ايمي مرده
No one's there
يعني روحش پرواز كرده و فقط معشوق جسم و جسد عشقشو در آغوش داره
و اينجاست كه روح ايمي از مرد درخواست مينكنه كه از اين پيكر مرده نترسه اون بالاخره آخرين نفسو هم كشيد


Say goodnight and don’t be afraid
Calling me calling me
as u fade to black
نترس عشق من و بگو شب بخير
ايمي داره به مرد دلداري ميده و صداي فريادهاي مرد رو ميشنوه ولي كم كم صدا اروم و اروم تر ميشه مثل صورت مرد كه داره محو و محو تر ميشه
من هميشه فك ميكردم چرا ميگيه
you fade to black
مگه مرد ميخواد بميره؟
ولي بعد فهميدم اين از نگاه زنه  كه داره كم كم ميميره و صورت معشوقش كمرنگ و محوتر ميشه
Wow
معركه ست خيلي اين قست آخرش دراماتيك شد مثل فيلم شد  اينكه از زبان زني كه داره ميميره داره گفته ميشه شعر رو خيلي ترسناك كرده

Awesome !
اگه تا حالا گوشش ندادين كه مطمئنم دادين برين گوشش كنين ارزشو داره يكي از قوي ترين آهنگاي نوشته ي ايميه كه تا 10 سال هم كهنه نميشه نميدونم چرا اين آهنگ روي من اينقدر تاثيرگذار بود ضجه هاي ايمي موقع خوندن اين آهنگ كه با گفتن هر پاراگراف لحن شادي و غم به صداش ميده و با تمام وجود ميخونه منو ديوونه ميكنه
واي الانه كه گوش دادنش براي هزارمين بار خيلي مي چسبه !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت 10:41  توسط پیمان آلفا  | 


The only one
متن اين شعر به نظر مي رسه در مورد رئيس جمهور امريکا جورج بوش باشه وقتي امي لي مي خونه ما هممون منتظريم تا يکي بياد و به ما رهبر بگه بعضي ها اين برداشت رو مي کنن.و مردم چگونه توسط دروغ هاي حکومت هيپنوتيزم مي شوند.يا جايي که مي گه you know you're not the only one بعضي ها مي گن اين خطاب به دولتمداران امريکا است که ميگه شما مي دونيد که شما تو دنيا تک و سر نيستين و مانند هاي شما زيادن.و يه جورايي امي مي گه هيچ رئيس جمهوري جاي خدا رو نمي گيره رو زمين جاييکه مي گه:
All our lives We've been waiting For someone to call our leaderهمه ي زندگيمونو ما منتظر يکي بوديم تا به ما رهبر بگه
All your lies I'm not believing Heaven shine a light down on me" همه ي دروغهاتو من باور نمي کنم (چون)خدا پرتوي روشنايي را بر من مي تاباند(حقيقت را به من الهام مي کند)
و يه نظر هم وجود داره که ميگه امي داره در مورد جنگ استعاره بکار مي بره جاييکه مي گه:
When they all come crashing down mid-flightموقعي که همه ي اونها (هواپيماها)در وسط مسير سقوط کردند
You know you're not the only oneتو مي دوني که تو تک نيستي
و از اون جایی که امی لی در هیچ مصاحبه ای نگفته این اهنگ در مورد جورج دبلیو بوش است پس نمی توان در مورد این تفسیر زیاد مطمئن بود
بعضی ها هم گفتن این اهنگ در مورد کسیه که می خاد خود کشی کنه(crashing down, back door out of life)
خب بهر حال نمونه ها برای نامیدن این اهنگ به عنوان اهنگی سیاسی خیلی زیاد است
اینم تحلیلش:
When they all come crashing down mid-flightموقعي که همه ي اونها (هواپيماها)در وسط مسير سقوط کردند
You know you're not the only oneتو مي دوني که تو تک نيستي
خب اینجا اگه از اون نظر که اهنگ سیاسیه نگاه کنیم فقط می تونیم به یک مفهوم درست برسیم خب چون فقط این می تونه به سیاستمداران جنگ طلب گفته بشه .موقعی که هواپیماهاتونو که بهش افتخار می کردین تو هوا زدند و اونا سقوط کردند شما سر عقل میاین و می فهمین که شما تو جهان بهترین نیستین
----------------------------------------------------------------------------------------------------
when they're so alone they find a back door out of life موقعی که اونا خیلی تنها شدند اونا یک در پشتی برای خروج از زندگی پیدا کردند
خب من اینو اگه بخام با توجه به سیاسی بودنش بگیرم می شه :داره به رئیس جمهور می گه تو اینقدر به مردم یا سربازان فشار اوردی که اونا ها خودکشی رو به ادامه ی زندگی ترجیح دادن
you know you're not the only one تو می دونی که تو تک نیستی
می خاد بگه :تو هنوز پافشاری می کردی که تو تکی ولی موقعی که مردم یا سربازانی برای اجرای خیالاتت نداشتی(چون همه خودکشی کردن)اونوقت می فهمی که تو تک نیستی
----------------------------------------------------------------------------------------------------
We're all grieving همه ی ما اندوه دار
lost and bleeding از دست رفته و خون لودیم
می خاد بگه :تو همه ی ما رو با سیاست هات غمگین و افسرده کردی
----------------------------------------------------------------------------------------------------
All our lives we've been waiting for someone to call our leader همه ی زندگیمونو منتظر یکی بودیم که به ما رهبر بگه
all your lies I'm not believing heaven shine a light down on me همه ی دروغ هاتو من باور نمی کنم(چون)خدا پرتوی روشنایی(حقیقت)رو بر من می تابونه
اینم که می گه ما هممون تموم عمرمونو درصدد یافتن لقب رهبر جهان بودیم و من دروغ های تو رو(بوش)باور نمی کنم چون خدا به من حقیقت رو الهام می کنه
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
So afraid to open your eyes- hypnotized از باز کردن چشمات(بروی حقیقت)خیلی هراسانی(چون تو در خیال تک بودن)هیپنوتیزم شده ای
you know you're not the only one تو خودت می دونی که تک نیستی
می گه تو حاضر نیستی که حقیقت رو بپذیری و در واقع نمی تونی این کارو بکنی چون تو هیپنوتیزم شده ای و اگر این جوری نبود(هیپنوتیزم نشده بودی) خودت اشکارا می فهمیدی که تک نیستی
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
never understood this life هیچ وقت این زندگی رو نفهمیده ای
and you're right I don't deserve but you know I'm not the only one تو درستکاری (و)من شایسته نیستم ولی تو می دونی من تک نیستم
می گه ما هیچ کدوممون تک و سر نیستیم و هیچ کدوممون شایسته این عنوان نیستیم و اینو هممون می دونیم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
Don't look down به پایینت نگاه نکن
don't look into the eyes of the world beneath you به چشمان جهان زیر خودت نگاه نکن
don't look down, you'll fall down به پایینت نگاه نکن (پس)تو به پایین سقوط می کنی
you'll become their sacrifice تو قربانی انها خواهی شد
می گه اگه تو همینجوری با همین عقاید ادامه بدی و مغرورانه با جهان اطرافت برخورد کنی تو سقوط خودت رو خواهی دید البته لحنش این جوریه که من ارزو دارم تا تو همین طوری ادامه بدی تا من سقوطت رو ببینم و می گه که تو قربانی همین جهانی خواهی شد که هیچ وقت صدای فریاد مخالفت اونها رو نشنیدی
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
right or wrong صحيح يا خطا.
can't hold onto the fear that I'm lost without you تو نمی تونی (منو)تو ترسی که من بدون تو از دستش دادم نگه داری
if I can't feel, I'm not mine, من اگه نتونم احساس کم(حقیقتو)من از ان خودم نیستم
I'm not real من واقعی نیستم
می گه من دیگه از تو نمی ترسم چون من اون ترسی که همیشه به من القا می کردی رو به فراموشی سپردم و اگه من هنوز مثل گذشته حقیقت رو نفهمم من دیگه خودم نیستم و یک موجود بیارزش می شم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت 10:38  توسط پیمان آلفا  | 

متالیکا

نابخشوده داستان انسان است ، داستان تمام انسانها. در واقع نابخشوده بودن ارتباطی با شرایط اجتماعی و اقتصادی ندارد و بر خلاف تصور عموم رابطه ای با دیدگاه انسان نسبت به زندگی ندارد مطالبی که در این آهنگ می بینیم دقیقا مسائلی است که بین تمام انسانها مشترک است.
هر کس اگر به گذشته اش نگاه کند به سادگی می بیند که چطور در گذر زمان مجبور شده خواست ها و تمایلات خود را تغییر دهد و بعضا برخی از آنها را فراموش کند. انسان ها در توجیه این تغییرات و یا فراموش کردن ها اعتقادات مذهبی ، اجتماعی ، قومی و یا رسوم و یا حتی منطق را قرار می دهند و بدین سان این تغییرات را الزامی و بدیهی می انگارند. در اینجا نمی توان نقش تربیتی والدین را در نظر نگرفت. خانواده ها با توجه به تربیتی که به ارث برده اند کودکان را رام می کنند که اگر نکردند جامعه این کار را خواهد کرد. بعد یا انسان رام می شود یا تنش عصبی حاصل از جدال خواست های درونی اش با اجتماع از او یک مجرم می سازد ، مجرمی که یا به جامعه آسیب می رساند یا به خودش. اما در هر کدام از این حالت ها همواره جدالی بی پایان بین خواست های واقعی انسان و الگوهای قراردادی شده جامعه در درون انسان وجود دارد که هرکسی اگر چند لحظه به درونش بنگرد آن نبرد را می بیند. این همان رام شدنی است که در ابتدای آهنگ به آن اشاره شده است رام شدنی که انسان در نهایت به آن تن می دهد.

درد و خفت همیشگی در واقع اشاره به درد دوری انسان از خواست های واقعی اش و خفت حاصل از اجبار به اطاعت کردن است که همواره تا دم مرگ با انسان است.
در دوران نوجوانی محروم از آرزوها و تفکرات زیر شلاق که همان فشار خانواده و اجتماع است ادامه می دهد و بعد از رسیدن به دوران جوانی یعنی دورانی که انسان در اثر اعتماد به نفس بسیار تصور می کند قادر به انجام دادن هر کار است به خود قول می دهد که از این پس آرزوهایش را دنبال کند و خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. در حالی که هیچ وقت نتوانسته احساساتش را دنبال کرده و آزاد باشد در واقع هرگز واقعا خودش نبوده است.
آنها که در واقع اشاره به خانواده و جامعه دارد همواره سعی کرده اند تا هستی او که شامل افکار ، احساسات و آرزوهایش هستند را به تاراج ببرند. و در واقع او در نبردی با خانواده و اجتماع در گیر شده که قبل شروع این نبرد بازنده بوده است و او با جگری سوخته و روحی خسته از این نبرد تنها و در مانده است و در واقع حالا که به میان سالی گام نهاده گویی دیگر کسی برایش اهمیتی قائل نیست زیرا که او تسلیم شده و نبردی درکار نیست.
در واقع شاعر زندگی را نبردی بین انسان و شرایط اجتماعی و خانوادگی تشبیه کرده که هدف خانواده و جامعه از این نبرد خرد کردن انسان تا لحظه تسلیم او و پذیرفتن سرنوشتی است که به اصطلاح برایش مقرر بوده است.




بعد از این تسلیم به قول شاعر ناشی از زجر خستگی و ناامیدی انسان موجودی می شود که دیگر نمی تواند بجنگد و اصولا احتیاجی به جنگ نیز وجود ندارد ، زیرا همین شکست احساس خفتی را در انسان بوجود می آورد که هر لحظه انسان را ضعیف تر می کند تا اینکه انسان در میان سالی در درون به سان پیر مرد خسته و رنجوری می شود که آماده مرگ خفت آور و توام با شکست است. در واقع انسان از نظر شاعر همواره محکوم به ارضا کردن اجتماع یا خانواده یا دیگر نهادهایی است که با آنها ارتباط نزدیک دارد و هرگز فرصتی به او داده نمی شود تا بدنبال خواستها و تمایلات خود رفته و خودش باشد. در اواخر آهنگ شاعر اعتراف می کند که این در حقیقت داستان زندگی خودش است و در پایان مخاطبین را نیز مفتخر به لقب نابخشوده می کند و در واقع می گوید که این نابخشودگی خاصیت تمامی انسانها است.
در کلیپ این آهنگ نیز دنیای نابخشوده مانند فاضلابی مرطوب است و از همان ابتدا شخصیت هایی که چهره اشان مشخص نیست در حال تصمیم گیری برای او هستند این شخصیت ها همان اجتماع و خانواده و دیگر نهادهای تاثیر گذار در زندگی نابخشوده اند.
در اوایل کلیپ نابخشوده با دیواری روبرو است که همان موانع خانوادگی و اجتماعی است وقتی شروع به کندن می کند تا در نهایت به آزادی برسد. نوجوانی بیش نیست اما هنگامی که کندن دیوار تمام می شود خاک دیوار ساعت را که همانا زمان و یا عمر است می پوشاند هنگامی که نور حقیقت و رهایی به او می تابد در می یابد که راز و کلید رهایی چیزی نیست جز مرگ و می فهمد که عمرش رو به اتمام است اما با بیان نکردن این حقیقت به دیگرانی که مانند او در راه آزادی خود با زندگی می جنگند نه تنها به آنها اجازه نمی دهد تا از تونلی که کنده استفاده کنند یا در حقیقت مجبور به کندن تونلی دیگر یا طی کردن راه دیگری نشوند بلکه با این کلید راه را بر آنها می بندد و آنها را مجبور می کند تا مانند خودش این راه را دوباره طی کرده و عمرشان را به حفر دیوار و مبارزه با سرنوشت صرف کنند و سپس در حالت تسلیم و با خفت سر به زمین گذاشته و به انتظار مرگ می نشیند.
قسمت اول

خون تازه ای به زمین می پیوندد
و به سرعت رام می شود
در میان درد و خفت همیشگی
پسر جوان قوانین زندگی را می آموزد

در دورانی که این کودک رشد می کند
این پسر شلاق خور کار غلطی انجام داده است
محروم از تمام افکارش
مرد جوان تلاش می کند و ادامه می دهد
در این حال به خود قول می دهد
که از این پس کسی آرزوهایش را از او نگیرد

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

آنها زندگی اشان را وقف تاراج و غارت
هستی او کرده اند
او همواره سعی کرده که تمام آنها را راضی نگه دارد
و اکنون او این مرد جگرسوخته است
او در تمامی لحظات زندگی اش
به طور همیشگی جنگیده است
اما او قطعا در این نبرد پیروز نخواهد شد
و اکنون او مرد خسته رنجور و شکسته ای است
که دیگر اهمیتی برای کسی ندارد
در انتها پیرمرد آماده می شود
تا با خفت وخواری به سوی مرگ برود
آن پیرمرد اینجا من هستم

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

تو به من لقب دادی
من نیز به تو لقبی اعطاء می کنم
پس من تو را نابخشوده می خوانم


انسان سیب را خورد سیبی که نباید آن را می چید و می خورد اما اگر نباید آن را می خورد اصولا چرا این میوه به وجود آمد جواب ساده است تا انسان آن را بخورد.
داستان ما ، آدم و حوا را حتما شنیده اید. داستانی که در آن انسان از بهشت اخراج شده به زمین تبعید می شود. آیا تا بحال شنده اید که انسان مجرم را به جای خوب و خوش آب وهوا تبعید کنند مسلما جوابتان منفی است.
پس زمین جای بسیار بدی است اما نه فقط از نظر آب و هوا بلکه از لحاظ کیفیت زندگی. آدم و حوا میلیون ها سال است که رفته اند اما انسان ها همچنان در تبعیدند پس انسان هرگز بخشیده نشد او از همان که آفریده شد نابخشوده بود. زیرا خدا می دانست که او سیب را خواهد خورد پس انسان نابخشوده آفریده شد. نابخشوده زندگی خواهد کرد و طبق تعالیم مذاهب اکثر انسان ها به جهنم خواهند رفت و دیگران نیز حداقل در طول عمر خود جهنم دنیا را خواهند گذراند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 1:27  توسط پیمان آلفا  | 

آلبوم جدید گروه لینکین پارک به بازار عرضه شده. نام این آلبوم Minutes to midnight هست . بعد از گذشت 4 سال ، این سومین آلبوم رسمی گروه بعد از آلبوم های Hibrid theory و Meteora هست. بعد از گذشت این مذت ، می توان گفت که این آلبوم جدید یکی از شاهکار های متال در چند سال اخیر هست.

Chester قول یک تحول رو در آلبوم جدید داده بود و واقعا به این قول عمل کرد. این آلبوم از هر لحاظ نسبت به کارهای قبل پیشرفت کرده. هم از نظر موسیقیایی و هم از نظر وکال و هم از نظر اشعار.

از نظر موسیقی می توان گفت که گروه تقریبا دچار تغییر سبک شده و از NU metal به Hard rock و Heavy metal روی آورده. این تغییر را در طول آلبوم به وضوح می توان حس کرد ، برای مثال دیگر اثری از Dj گروه در کارها (البته به غیر از دو آهنگ ، آن هم بسیار ضعیف) نمی توان دید.

در بعضی از آهنگ ها نیز حتی در لحظه ای ، جو Gothic بر آهنگ استوار می شود.

دو پایه ی موسیقی متال ، یعنی درام و گیتار الکتریک در این آلبوم بسیار پیشرفت کرده. درام آلبوم جدید تقریبا بی نقص و قدرتمند تر از گذشته شده ، راب بوردون واقعا قدرت نوازندگی خود رو نشون داده.

از جانب دیگر برد نلسون هم که نوازندگی گیتار الکتریک رو داره پیشرفت قابل توجهی داشته. تواختن Solo کاری که قبلا از او ندیده بودیم ، اما او از این مسئولیت بسیار خوب بر اومده . برای مثال سولوی آهنگ What I've done به تنهایی کل منظور آهنگ رو می رسونه.

از نظر خوانندگی هم احساس میشه chester صدای پخته ی خود رو پیدا کرده و در همان حال هم دیگر اثر Mike به عنوان یک MC vocal در آلبوم کمتر شده.

چستر در این آلبوم از صدای خود واقعا مایه گذاشته و استفاده می کند. نوع صدا و خش خاصی که در آن هست نیز بیان گر این امر می باشد.

هماهنگ بودن بی نقص درام و گیتار الکتریک و پشتیبانی اون توسط گیتار بیس نیز از دیگر نکات مثبت آلبوم هست. هرچند این آلبوم نکات منفی هم دارد. همانطور که قبلا هم اشاره کردم ، کمرنگ شدن نقش Mr.Hann از آن موارد است. (البته این را می توان یک نکته ی مثبت برای رسیدن به هسته ی Heavy در نظر گرفت.)همچنین زیاد بودن تعداد آهنگ های به اصطلاح Romance و عامه پسند را می توان از دیگر نکات ضعف آلبوم دانست.

یکی از نکات جالب این آلبوم ، تقریبا به یکدیگر مربوط بودن آهنگ ها به هم می باشند. برای مثال قسمت آخر آهنگ shadow of the day با صدای ضعیفی به بخش اول آهنگ بعدی یعنی What I've done ربط پیدا می کنه. البته به خیر از این مورد این دو با یکدیگر در اشعار نیز به همدیگر مربوط می شوند. همانطور که آهنگ shadow of the day در مورد امید دادن به انسان برای ادامه ی زندگی و زیبا دیدن زندگی صحبت می کند، اهنگ What I've done با به تصویر کشیدن گذشته ی انسان ، در مورد اشتباهات او در طول زندگی صحبت می کند.

اشعار این آلبوم نیز تغییراتی داشته و کم کم در حال تغییر میباشد. یعنی نسبت به آلبوم های قبلی که فقط جنبه های روانی و مشکلات شخصی رو بررسی می کردند ، این آلبوم مشکلات اجتماعی و همچنین جهانی رو بیشتر به چالش می کشاند.

از این پست ، تا چند پست دیگر ، همه ی 12 آهنگ این آلبوم رو مورد بررسی قرار میدم.

همچنین ترجمه ی کامل اونها رو همراه با تفسیرشون قرار خواهم داد. امیدوارم که لذت کافی رو برده باشيد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 1:17  توسط پیمان آلفا  | 

با گوش دادن به 4 آلبوم اول متاليكا (و همچنين آلبوم زيباي پنجم) و اين كه خودتون رو طرفدار متاليكا بدونين به اين معنيه كه : من طرفدار موسيقي رسا سريع و هوشمند-داراي پيامهاي واضح و تعابير و تفاسير تند و تيز هستم . بنظر من هيچ آلبومي بهتر از Ride The Lightning شاهد اين مدعا نيست.
دو تا از بهترين آهنگهاي ضد جنگ متاليكا بطور برجسته اي در اين آلبوم خودنمايي ميكنند.
در شروع آلبوم با آهنگ Fight Fire With Fire در ابتدا شاهد يك پيش درآمد آكوستيك بسيار زيبا و جذاب هستيم و پس از آن آهنگ با يك نمونه كامل Classic Thrash با كار Drums عالي لارس و صداي انفجار هسته اي آ غاز ميشود........
Blow The Universe , Into Nothingless
Nuclear Warfare, Shall Lay Us To Rest
صداي جيمز هتفيلد در هنگام خواندن جملات بالا بسيار جا افتاده تر (نسبت به آلبوم اول) و كاملا در متن
آهنگ جا افتاده همينطور داراي تن Thrash قويتري هست.
آهنگ با صداي يك انفجار هسته اي كه بازگو كننده پاياني تلخ برلي دنياست به پايان ميرسد.
بياد آوردن آهنگي كه نقطه نظرات خودشو بسيار هوشيارانه بيان كنه و داراي ريتم و ساختار قوي اي هم باشه خيلي سخته اما متاليكا بنوعي اينكار رو در آهنگ For Whom The Bell Tolls انجام داده( كه نامش رو از اثر كلاسيك ارنست همينگوي برداشته ) . در اين آهنگ ابعاد انساني در جنگ و كشمكشهاي نظامي دولتها بصورت بسيار هنرمندانه اي بيان ميشه :
For A Hill Men Would Kill,why?,they Do Not Know
Stiffened Wounds Test Their Pride
Men Of Five Still Alive Through The Raging Glow
Gone Insane From The Pain That They Surely Know
اين آهنگ نسبت به آهنگهاي ديگه آلبوم كمتر Thrash كار شده و به اصطلاح خودمون آرومتره . صداي ژرف نواخته شدن ناقوس هم به اون يك گيرايي مضاعف ميده و باعث ايجاد آهنگي شده كه بشدت جنبه هاي احساسي و سياسي رو (در كنار تركيب بسيار قوي و محكم موسيقيايي) با هم آميخته كه به جرات ميشه گفت كمتر كسي تا بحال موفق به انجام چنين كاري شده.
در ادامه شاهد يكي از آثار كلاسيك متاليكا هستيم Fade To Black يكه از پر مخاطب ترين آهنگهاي گروهه . آهنگ در ابتدا با يك مقدمه آكوستيك زيبا شروع وشدت آن (تا رسيدن به نقطه اوج) بسيار ملايم در طول زمان 7 دقيقه ايش بالا ميره:
Noone But Me Can Save Myself, But It's Too Late
Now I Cant Think Why I Should Even Try
هتفيلد جملات بالا را در زمان اوج آهنگ ميخواند.
Creeping Death در مباحث كارشناسان همواره بعنوان يكي از بهترينهاي گروه شناخته شده كه در مورد چشم انداز دهمين بلاي نازل شده بر مصريها در زمان اسارت بني اسراييل و حكومت فرعون هست
.....مرگ اولين نوزاد پسر......
آهنگ در ابتدا بسيار پرخاشگر و بطور غير متجانسي محكم و قوي بنظر ميرسه. اگه اجراهاي زنده اين آهنگو ديده باشين متوجه انرژي بالايي كه اعضاي گروه(بخصوص لارس) صرف ميكنن ميشين.
آلبوم با آهنگ زيباي Instrumental (بي كلام) The Call Of Ktulu به پايان ميرسه كه علاقمندان حتما اجراشو با گروه اركستر سمفونيك سان فرانسيسكو در آلبوم S&m شنيدن كه به مرتب زيباتر و دلنشين تره. به نواختن ليد همت در طول آهنگ توجه كنين (در قسمتهاي آرام و تند - هوي و سافت - بالا و پايين) كاملا يكنواخت و بطرز حيرت آوري گيراست.
Ride The Lightning يكي از كارهاي بسيار مهم متاليكا و متعلق به روزهاييست كه گروه داراي استعداد ابتكار اصالت و بينش بالايي بود. اين آلبوم بدون ترديد آلبومي براي طرفداران Thrash Metal هست و داراي خط اصلي و جاذبه كارهاي موسيقيايي آروم گروه نيست اما هنوز داراي چنان قدرت بي كم و كاستيه كه هر كسي آرزوي گوش دادنشو داشته باشه و در حقيقت داراي پيامهاي بسيار مهمي در باره دنياييه كه توش زندگي ميكنيم كه به آلبوم قدرتي مضاعف داده. اگه هيچ دليل ديگه اي وجود نداشته باشه سه آهنگ اول آلبوم اونو تبديل كرده به اثري جاودان براي تمامي دوران .
__________________
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 21:0  توسط پیمان آلفا  | 

وقتی اسم این آلبوم میاد اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که این آخرین کار متالیکا با کلیف بود . کلیف تو اون تصادف اتوبوس تو سوئد یا هر جای لعنتی دیگه مرد . اون باس رو عالی مینواخت ، ریتمیک و قوی تا حدی که حس میکردین بعضی قسمتها رو دارن با پرکاشن میزنن . ابتدا که آلبوم رو شنیدم متوجه شدم کیفیت مناسبی نداره و به قول خودمون یه مقدار تیز ضبط شده و بعد از اينكه با كلي زحمت كاست master اونو تهيه كردم متوجه شدم كه اشكال از كيفيت كاست نيست و بعدها ويديويي از كليف در مصاحبه با MTV ديدم كه ميگفت صداي باس تو اديت نهايي MIX DOWN شده . خيلي از مردم اهميت باس رو درك نميكنن و تهيه كننده هاي كمي هستن كه ميدونن چطوري ميشه يه صداي باس حقيقي رو بوجود آورد . داشتم از كليف ميگفتم ، اون اخلاق خاصي داشت ، خيلي رك بود و در حضور كسي ملاحظه شو نميكرد و درعين حال بسيار شوخ بود. همه اعضاي گروه براش احترام خاصي قائل بودن و تنها كسي بود كه انتقاداشو رودر رو و علني ميگفت ، براي مثال يه بار كليه اعضاي گروه در مصاحبه اي تلويزيوني دعوت بودن و در مورد اين آلبوم صحبت ميكردن. جملاتي رو كه كليف گفته عينا براتون مينويسم :
اون لعنتي ها باس رو تو اديت آخر MIX DOWN كردن ، باس هم يه گيتاره مثل بقيه گيتارها ، حالا چون چهارتا سيم كلفت به جاي شش تا سيم نازك داره دليل نميشه كم اهميت تر باشه ! همين حالا به اين آلبوم گوش بدين همش گيتار همش درامز ، گيتار گيتار گيتار، درامز درامز درامز ، جيمز جيمز جيمز ، پس باس كجاست؟ (بعد با يه لحن تهاجمي سر گوينده برنامه داد زد)
? WHERE'S THE ****ING BASS' MAN
هنوز هم وقتي ياد اون صحنه و قيافه گوينده مي افتم از خنده روده بر ميشم .
هنوز وقتي به اين آلبوم گوش ميدم ، با تمام زيباييهاش ، دلم ميخواست از هنر كليف بيشتر استفاده ميشد . اون يه نابغه تمام عيار بود . علاوه بر اين انسان خوبي بود و همه دوستش داشتن .ولي انگار بايد ميمرد ،ميدونين ، فكر ميكنم اينجور آدما بايد بميرن تا دنيا به عظمتشون پي ببره، لعنت به اين دنيا .


BATTERY
آهنگ آغازین آلبوم با شروعی آکوستیک و یک تن مالیخولیایی و توهم آمیز همراهه ، بنظر میرسه سازها برای سرزمینها و تمدنهای ویران شده ای میگریند ، هنگامی که سلاحها خاموشن .
در واقع همت با نواختن گیتار اسپانیشش تنها بعنوان یه طعمه جذاب شما رو به شنیدن یکی از سریعترین و خشن ترین ریف های متالیکا دعوت میکنه . در اینجا ما با یه نمونه ای از یک THRASH METAL سریع و جنون آمیز وارد صحنه نبرد میشیم :
"BATTERY" هتفیلد به سبک آهنگ fight fire with fire این جمله رو فریاد میزنه که سریعا با سولوی همت و ضربات کوبنده درامز لارس همراه میشه :
BA……TU…..RAY.
نکته قابل توجه اشعاری سزشار از خشم هست که مدتها همواره در ذهن شنونده تکرار میشن :
CRUSHING ALL DECEIVERS , MASHING NON BELIEVERS
NEVER ENDING POTENCY
HUNGRY VIOLENCE SEEKER , FEEDING OFF THE WEAKER
BREEDING ON INSANITY
مضمون آهنگ درباره خشونتهای گروهی هست که ما رو به انسانهایی بی قدرت ، بی دفاع و مغلوب ترس تبدیل کرده و متالیکا سعی کرده این ترس رو توسط موسیقی خاص خودش تا جای ممکن بیرحمانه و خشن (همونطوری که هست ) به ما منتقل کنه .
گیتارها بسیار عالی و همزمان همدیگر رو پوشش میدن . متالیکا هنوز در اجراهای زنده اش از این آهنگ زیاد استفاده میکنه و BATTERY یکی از آهنگهای پر طرفدار اجراهای زنده متالیکاست .

MASTER OF PUPPETS:
سپس نوبت به ضربت دوم ميرسه. نيازي به گفتن نيست كه اين آهنگ از شناخته شده ترين آهنگهاي گروهه و همونطور كه ميدونين مضمونش در مورد اعتياد به مواد مخدر و تاثير اين مواد بر فرد معتاده .
آهنگ قبل از اينكه بتونين از فضاي BATTERY بيرون بياين و نفسي تازه كنين شروع ميشه و در طول مدت 8 دقيقه اي خودش حتي براي يك ثانيه هم خسته كننده نميشه . آهنگ با يه تم پرخاشگرانه و يك ريف منقطع شروع ميشه همراه با صداي رعد آساي جيمز و اشعاري زيبا كه در نهايت ساختار اين آهنگ رو تشكيل ميدن . در اين آهنگ از زيباترين استعارات ممكن براي تشريح حالات فرد مبتلا استفاده كرده بطوريكه يه شنونده ( مثل من!) هيج احتياجي نداره كه معتاد باشه تا در بطن آهنگ قرار بگيره و دركش كنه :
TASTE ME YOU WILL SEE, MORE IS ALL YOU NEED
YOU'RE DEDICATED TO, HOW I'M KILLING YOU
COME CRAWLING FASTER, OBEY YOUR MASTER
يكي از بهترين قسمتهاي آهنگ قسمت آروم اون ، پس از طي شدن اولين جزء THRASH و خشن هست ، جايي كه يك گيتار ريف ملوديك زيبايي رو اجرا ميكنه و گيتار ديگه در وراي اين پس زمينه زيبا يه سولوي غمگين و دلتنگ كننده بسيار زيبا و گيرا رو مينوازه كه بيانگر ژرفاي فاجعه ايست كه فرد معتاد گرفتارش شده . يه قسمت مياني بسيار زيبا و جذاب كه پايانش ما رو آروم آروم به سمت پرتگاهي ميبره كه از اونجا مجددا به جريان اصلي آهنگ هدايت ميشيم و اين جريان تا انتهاي آهنگ به زيبايي ادامه پيدا ميكنه . گامها و تغيير حالتهاي متفاوت و زيبا در طول آهنگ باعث ميشه شنونده هرگز از شنيدنش خسته نشه و واقعا ارزش اينو داره كه عنوان آلبوم رو رو خودش داشته باشه .
اين آهنگ تجربه اي پالايش شده و يك نمايش با شكوه از زندگي كوتاه وخشن بر لبه تيغ و سرشار از ترسهايي نمايان و مشخص هست. تراژديهاي يوناني پايان خوبي ندارن ، اينجا هم از اين قاعده مستثنا نيست :
MASTER…..MASTER……..MASTER….
هنگامي كه هتفيلد با ناله اي دلخراش جملات بالا رو بيان ميكنه فقط ميتونم نفسمو حبس كنم و درتفكري عميق فرو برم........
ودر انتها جمله اي از مكس كاوالرا ليدر و خواننده سابق گروه SEPULTURA :
حدود 4 ماه طول كشيد تا بتونم اين آهنگ رو ياد بگيرم . همه گيتاريستهاي واقعي بايد يه لطفي به خودشون بكنن و اين سريعترين و سخت ترين تركيب آهنگ رو كه توسط متاليكا نوشته شده ياد بگيرن.

THE THING THAT SHOULD NOT BE :
آهنگي ساده تر ، داراي تمپوي آرومتر نسبت به آهنگهاي ديگه كه با فضاي THRASH دو آهنگ ديگه متفاوته ، البته اين تمپوي آروم با فضاي مكدر و وهم آلود آهنگ هماهنگي كامل داره و بيشتر شبيه به سبكي هست كه متاليكا بعدها در مسير زندگي خود دنبال ميكنه . اين آهنگ نميتونه بهترين آهنگ غير THRASH گروه باشه اما بينهايت شنيدني هست و اشاره به توانايي گروه در ايجاد آهنگهاي متفاوت داره كه در آلبومهاي قبلي شاهدش نبوديم. همراه با اشعاري هراس انگيز و وهم آلود :
HE SEARCHES HUNTER OF THE SHADOWS IS RISING
IMMORTAL, IN MADNESS YOU DWELL
ساختار اصلي آهنگ بر پايه يك آكورد پيشرفته ، بهمراه نوع خاص صداي هتفيلد و باس كوبنده ايست كه واقعا اسپيكرهاي شما رو تست ميكنه . درامز بخوبي همراهي ميكنه و يه سولوي عالي هم داريم كه با دو سولوي آهنگهاي اول و دوم متفاوت بنظر ميرسه ولي باز هم مشخصا نقطه برجسته اين آهنگ بحساب مياد .
مضمون آهنگ به ترس از جنبه عمومي اون پرداخته ، نه وضعيتهاي خاص كه ترسهاي ما رو ايجاد ميكنه . در اين آهنگ ما با هيولاهايي سروكار داريم كه بيانگراز ناتواني ذهني ما د ر فهم بعضي مسايل هست كه نميتونيم بهشون احاطه داشته باشيم يا دركشون كنيم . در هر صورت هوي متال مشهور به دست انداختن هيولاهاست!
اين آهنگ اگرچه از نظر منتقدين نسبت به بقيه آهنگهاي آلبوم ضعيف تر ارزيابي شده ولي مطمئن باشيد به يه اثر كلاسيك متال داراي ساختاري محكم و حساب شده گوش ميدين .

SANITARIUM (WELCOME HOME)
من شخصا طرفدار آهنگهاي THRASH و با تمپوي سريع هستم . در ابتدا بايد اين جمله رو يادآوري كنم و همينطور از ياد ببرم چون براي نوشتن نقد اين اثر زيبا مجبورم هر گونه تعصبي رو به نوع دلخواه موسيقي خودم كنار بذارم :
زیرکانه ، ماهرانه ، موشکافانه ، لطیف ، تیزبینانه ، .......تمام جملات زیبای ذکر شده در واقع قادر به توصیف نیمی از ارزشهای این اثر برجسته نیستند .
جمله بالا از تونی آیومی گیتاریست برجسته بلک سبت به تنهایی میتونه معیاری برای سنجش ارزشهای این اثر بیادموندنی باشه . من به جرات میتونم بگم مثل قسمت مقدمه و شروع این آهنگ در قلمرو هوی متال سراغ نداریم و در این میان شاید تنها آهنگ BLACK SABBATH از گروه BLACK SABBATH بتونه باهاش برابری کنه . در شروع تنها یک نت میشنویم ، بسیار غمگین و محزون ، بنظر میرسه در هوا معلقه وکم کم تحلیل میره تا محو بشه . واین دوباره تکرار و تکرار میشه که نشاندهنده لحظه ای تکان دهنده از یاس و ناامیدی و توهمات مالیخولیایی هست سپس سازها بدنبال هم وارد میشن ، یه الگوی DRUMING ساده بدنبال اون میاد و سپس صدای گیتار همت بصورت بسیار برجسته ای وارد میشه و صدای هتفیلد که به ما رعب و وحشت ایجاد شده از تجربه جنون رو یادآور میشه . آهنگ اشاره ای ضمنی به فشارهای سیاسی در جامعه داره : دیوونه ها زندانی میشن چون جرات داشتن دولتهاشون رو به چالش بگیرن . اما اونا برای انتقام میان .....
در انتهای آهنگ ، متالیکا این انتقام رو ( پس از طی قسمتهایی از یاس ،ناامیدی ، ترس وخشم ) به زیبایی هرچه تمامتر با یک ردیف سولوی بسیار عالی بیان میکنه : GOT SOME DEATH TO DO
اشعار فوق العاده این آهنگ بر پایه ترس از ناتوانی در مواجهه با قدرت از دیدگاه شخصی مقیم در یک تیمارستان روانی هست که میتونه اشاره به جامعه ای باشه که در اون زندگی میکنه .
از بعد موسیقیایی ، متالیکا با ساخت این آهنگ این نکته رو به ما یادآور میشه که یه آهنگ هیچ احتیاجی نداره تا بینهایت شلوغ و درهم باشه تا بهش بگن هوی متال و بعبارت دیگه سرعت و شلوغی تمام اون چیزی نیست که یه اثر برجسته بهش احتیاج داره . متالیکا خشم خود رو در خالص ترین نوع هوی متال بیان میکنه و ما رو با افکار بسیاری در باره جامعه ای که در اون زندگی میکنیم تنها میزاره :
THEY THINK OUR HEADS ARE IN THEIR HANDS
BUT VIOLENT USE BRING VIOLENT PLANS
جملات بالا از نظر من میتونه نقطه اوج اشعار باشه .


DISPOSABLE HEROES
پس از آهنگ زیبای قبلی و در حالی که هیچکس نمیتونه انتظار چیز بهتری رو داشته باشه ،متالیکا آهنگی رو بخوبی آهنگ قبلی ارئه میکنه ( یکی از انواع مورد علاقه من!) .
موضوع آهنگ در مورد رعب و وحشت و بلایای جنگ هست و توصیف میکنه که ما چقدر آسون میتونیم بواسطه اهداف صاحبان قدرت ( ودر بازی جنگ اونها ) به سمت مرگ سوق داده بشیم .در اینجا فاکتور ترس بصورت مجازی به نحو زیبایی تشریح شده : SOLDIER BOY , MADE OF CLAY
خیلی زیبا به CLAY اشاره شده بمعنی گل و دقیقا خاک رس و گل کوزه گری و میتونه تشبیهی از این باشه که این سرباز ساخته و پرداخته دستان همون افراد قدرتمنده که برای برآوردن مقاصد خودشون ساختنش . این گل تمام وجود اون رو میپوشونه و احاطه میکنه بطوریکه دیدن واقعیت براش غیر ممکن میشه تا اینکه جنگ اونو تبدیل به یه یه پوسته توخالی میکنه : NOW AN EMPTY SHELL
تعبیری بسیار زیبا که در سرتاسر آهنگ مثل اون زیاد به چشم میخوره .
شروع آهنگ با یک ریف منقطع ، بسیار قوی و کشنده ، به ما نشون میده که با یه آهنگ THRASH خالص و پیشرفته سرو کار داریم . در اینجا اشاره ای میکنم به اصطلاح SONIC WEIGHT بمعنای بار یا وزن صوتی . احتمالا دوستان میدونن که ایجاد صداهای سریع و بم در کار ضبط ایجاد اختلال و اغتشاش میکنه ، بنحوی که باعث میشه کل کار بصورت آشفته و گنگ بنظر برسه و در نهایت اون چیزی که شنیده میشه با اون چیزی که باید باشه و گروه اجرا میکنه متفاوته یعنی انتظار شما رو برآورده نمیکنه . بعبارتی شما میخواین از این صداهای بم و سریع استفاده کنین ولی دست شما بسته ست . به همین دلیل مجبورین یه سری از فاکتورها ( از جمله میزان باس) رو در هنگام ضبط کاهش بدین تا آشفتگی از بین بره و صدای ساز ها بوضوح شنیده بشه .یا اینکه ترتیب و توالی نواختن سازها باید بقدری حساب شده و دقیق باشه که بتونیم از این طریق میزان بار صوتی رو افزایش بدیم . DISPOSABLE HEROES داراي يكي از بارهاي صوتي در بين آهنگهاي اين آلبوم و به جرات در تمام آثار متاليكاست و هنوز براي كارشناسان خيلي عجيب و تحسين برانگيزه كه متاليكا چقدر هوشمندانه تونسته بدون هيچگونه آشفتگي و اغتشاش در آهنگ به اين بار صوتي بالا برسه .
سولوي بسيار زيبا هم از دلايلي هست كه شمارو بيشتر ترغيب به گوش دادن اين آهنگ ميكنه و تغيير ريتم از ملوديك به سريع و از سريع به ملوديك بسيار عالي تنظيم شده . خيلي از آلبومهاي دهه 80 آهنگي در باره جنگ يا چيزي شبيه اون داشتن . اين آهنگ متمم بسيار زيبايي از متاليكا بر آهنگهاي ذكر شده محسوب ميشه .

LEPER MESSIAH
تهاجمي به مسايل مذهبي . مضمون آهنگ در مورد استفاده رهبران مذهبي از فاكتور ترس براي كسب قدرت (بطور كلي ) هست . بنظر میرسه آهنگ توصیف افرادیه که تو زندگیشون تسلیم یه امید واهی شدن . آهنگ موثريه كه بعد ديگه اي به نقشه ترس طراحي شده متاليكا داده . اشعار بسيار واضح و شفافن . يه ريف تقريبا معمولي (نسبت به بقيه آهنگا ) اما با اين وجود قوی و محکم . سولو به اندازه کافی جالبه ولی خب بعد از شنیدن آهنگهای قبلی میتونیم بگیم ضعیفتر بنظر میرسه . نکته مثبت و قابل توجه که در مورد این آهنگ میتونم بگم اینه که شاهد ترکیب متفاوتی از درامز و گیتار تقریبا میشه گفت یه ترکیبی از hip hop رو تو هوی متال بکار بردن که در زمان خودش نوآوری خاصی بود ( توجه کنید که صحبت از حدود 20 سال پیشه ! ) و اینجا باید به برو بچه های korn و limp bizkit بگم متاسفم بچه ها ! سبکی رو که شما ادعای ایجادش رو دارین متالیکا 20 سال پیش تجربه کرده ! بگذریم .
این آهنگ با اینکه از طرف کارشناسا به عنوان ضعیف ترین آهنگ آلبوم ارزیابی شده ولی در هر حال دارای یه جور نوآوری در ریفهاست که بسیار قدرتمند توسط هتفیلد اجرا میشه و بخوبی فضای دلهره آور آهنگ رو توصیف میکنه . اصولا وارد شدن در این محدوده خاص همیشه دلهره آور بوده و هست .

ORION
یه آهنگ بی کلام هشت دقیقه ای که به عقیده بسیاری از کارشناسان برجسته ، بهترین آهنگ instrumental هوی متال در تمامی اعصاره . این آهنگ پیشرفت متالیکا رو در فاکتورهای موسیقیایی ، نسبت به آلبوم اول ، جایی که شدیدا تشنه سرعت بودن ، نشون میده و ما یه بار دیگه مبهوت تبحر بالای متالیکا میشیم . نه ، بیاین این بار منصفانه قضاوت کنیم ، این بار برنده کلیف هست و تقریبا به تنهایی ( هر چند همه در فرم بسیار عالی خودشون بودن ) . اجرای عالی کلیف در این آهنگ و به جرات تا به الان بهترین اجرای باس در هوی متال ، همیشه این سوال رو تو ذهن ایجاد میکنه که اگه اون امروز زنده بود واقعا چیکار میکرد؟
از نظر شخصی من ، اینو براحتی میتونم بگم که orion بهترین آهنگ بی کلام هوی متاله که تا به الان شنیدم ، با در نظر گرفتن تمامی فاکتور های موسیقیایی و احساسی . فکر میکنم اگه جیمی هندریکس هوی متال کار میکرد آهنگ هایی شبیه این میساخت . در طول این آهنگ ما شنونده دلپذیرترین لحظات آلبوم هستیم ، بسیار گیرا ، که در اعماق وجود شنونده رسوخ میکنه ، مثل یه رویا از حالتی متلاطم به آراستگی میرسه و میذاره برای یه لحظه هم که شده از ترسهامون خلاص بشیم .
آهنگ بسیار آروم شروع میشه و کم کم خودشو به یه ریتم پایدار میرسونه با یه ریف ساده و درامز محکم و کوبنده. لحظه بسیار عالی زمانیه که ریتم متوقف میشه و آهنگ تقریبا به سوی نیستی هدایت میشه ام دوباره با یه ریف به مراتب کوبنده تر شروع میشه . اینجا جایی هست که ما اولین سولوی این آهنگو میشنویم که بسیار زیبا و متفاوت بنظر میرسه . اما چیزای بیشتری هم واسه شنیدن تو راهه ، آهنگ پس از این به یه نقطه سکون میرسه تا جایی که فقط یه خط باس بسیار گیرا باقی میمونه و خیلی زود به یه قطعه گیتار زیبا متصل میشه که سرانجام این قطعه تقریبا کلاسیک آهنگو به سوی یه سری سولوی ملودیک بسیار شگفت انگیز هدایت میکنه . این قطعه واقعا از زیبا ترین و پر احساس ترین قطعات موزیکیه که در عمرم شنیدم و در عین حال چیزی که واقعا در مورد متالیکا منو متحیر میکنه اینه که چطور اونا میتونن تا این حد در آهنگها شون محکم و خشن باشن و در اینجا تا این حد آرامش بخش و در هر دو حالت هم در اوج ، انگار دو گروه متفاوت اين آهنگ رو اجرا كردن پس از اين قسمت ملوديك ، قسمت كوبنده آهنگ بار ديگه ظاهر ميشه و هر چند اين بار خيلي محكمتر بنظر ميرسه و آهنگ با يه سولوي ديگه كه خيلي سريع و بسيار نزديك به سبك سولوهاي ديگه آلبوم هست به پايان رسيده و با درامز و گيتارهاي كوبنده فيد ميشه . در انتهاي اين آهنگ ياد جمله معروف لارس در جواب به سوال كارشناسي كه ازش در مورد امكان ارايه كارهايي در اين سبك در آينده پرسيده بود مي افتم و افسوس ميخورم.
لارس بسادگي جواب داد : NO CLIFF , NO MORE ORION


DAMAGE INC.
آهنگ با مقدمه ای آروم شروع میشه و حدود یک و نیم دقیقه طول میکشه تا این مقدمه تموم بشه و به شروع آهنگ برسیم . این آهنگ احتمالا میتونه سریعترین آهنگ آلبوم باشه و در نظر اول بسیار پیچیده ، یادمه اولین باری که به این آهنگ گوش دادم چند دقیقه طول کشید تا ریتمش تو ذهنم جا بیفته و به اصطلاح باهاش Adjust بشم ، اما بعدش بهش علاقمند شدم. هر چند این آهنگ رو خواهر کوچکتر Battery نامگذاری کردن ، جدا از این ، Damage Inc. دارای شرایط محکم و استوار مختص خودش هست و از نظر موسیقیایی دارای ترفندها و نوآوریهای خاص خودشه . مضمون آهنگ در مورد خشونت گروههای تبهکار و گانگستری هست و رعب و وحشت ناشی از اون ، هر چند که در هر جامعه ای بنا به مقتضیات اون جامعه کم و بیش شاهد این گروههای خودسر و در اختیار قدرتهای بزرگ هستیم .
آهنگ پر از هارمونیهای محو شونده ست که یه بافت خاص و جذاب رو به آهنگ اضافه کرده و مثل آهنگ Battery ، خشونت صوتی موجود در آهنگ با مضمون آهنگ هماهنگی خاصی داره و به آهنگ قدرت مضاعفی میده : BLOOD WILL FOLLOW BLOOD
آهنگ بعد از اون مقدمه آروم در فضایی هراس انگیز ادامه پیدا میکنه ، مثل طوفانی که همه چیزو سر راهش خراب میکنه . نکته بسیا برجسته ای که در این آهنگ خودنمایی میکنه اینه که ( از نظر من ) بهترین سولوی این آلبوم رو میتونین تو این آلبوم بشنویم . هرکسی اگه با نواختن گیتار آشنایی داشته باشه متوجه هنرمندی همت در نواختن این سولوی بسیار دشوار میشه . این سولوها که اصطلاحا به Rapid solo معروفن برای نواخته شدن جدا از تمرین زیاد احتیاج به نوعی نبوغ هم دارن . شما میتونین دستهای همت رو در حال پرواز روی دسته گیتار ) ( Fret board ، بالا و پایین ، مجسم کنی . من واقعا اون لحظه قبل از سولو رو که جیمز فریاد میکشه (Go) خیلی دوست دارم . ریتم پس زمینه آهنگ هنگام نواختن سولو ، بنظر میرسه حتی سریعتر هم میشه و آهنگ با همین ریتم سریع تا انتها ادامه پیدا میکنه و با چند کورد غمگین به پایان میرسه .
LIVING ON YOUR KNEES , CONFORMITY
OR DYING ON YOUR FEET FOR HONESTY
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 18:40  توسط پیمان آلفا  |