|
زیر زمین خروشان
|
هر جا که قدم بگذارم
...And the road becomes my bride و جاده عروس من مي گردد
I have stripped of all but pride من همه چيز را از دست داده ام غير از غرور
So in her I do confide پس من در اينجا پنهان مي کنم
And she keeps me satisfied و او مرا ارضائ مي کند
Gives me all I need هر آنچه که نياز دارم را به من مي دهد
...And with dust in throat I crave و من با غباري در گلو حسرت مي خورم
Only knowledge will I save تنها دانش است که برايم باقي مي ماند
To the game you stay a slave و در اين بازي تو يک برده ( اسير) باقي مي ماني
Rover, wanderer سرگردان آواره
Nomad, vagabond کولي دربد ر
Call me what you will هر آنچه که دلت مي خواهد مرا بنام
But I'll take my time anywhere ولي من هر کاري که بتوانم در هر کجا که باشد انجام خواهم داد
Free to speak my mind anywhere من آزادم تا عقايدم را در هر کجا که باشم بيان کنم
And I'll redefine anywhere و هر کجا که باشم دوباره تعريف خواهم کرد
Anywhere I may roam هر کجا که قدم بگذارم
Where I lay my head is home هر کجا که سر بر بالين بگذارم منزلگه من است
...And the earth becomes my throne و زمين تخت سلطنت من مي گردد
I adapt to the unknown من به ناشناخته ها عادت کرده ام
Under wandering stars I've grown من در زير ستارگان سرگردان رشد کرده ام
By myself but not alone با خود ولي تنها نبودم
I ask no one من از هيچکس درخواستي ندارم
...And my ties are severed clean و از گره هايم پاک گشته ام
The less I have the more I gain هر چه کمتر دارم بيشتر بدست مي آورم
Off the beaten path I reign و من به راه رانده شده باز مي گردم
Rover wanderer سرگردان آواره
Nomad vagabond کولي دربد ر
Call me what you will هر آنچه که دلت مي خواهد مرا بنام
But I'll take my time anywhere ولي من هر کاري که بتوانم در هر کجا که باشد انجام خواهم داد
I'm free to speak my mind anywhere من آزادم تا عقايدم را در هر کجا که باشم بيان کنم
And I'll never mind anywhere و هيچ عقيده اي نخواهم داشت هر کجا که باشم
Anywhere I may roam هر کجا که قدم بگذارم
Where I lay my head is home هر کجا که سر بر بالين بگذارم منزلگه من است
But i'll take my time anywhere ولي من هر کاري که بتوانم در هر کجا که باشد انجام خواهم داد
Free to speak my mind آزادم تا عقايدم را بيان کنم
And I'll take my find anywhere و خواهم گرفت يافته هايم را هر کجا که باشم
Anywhere I may roam هر کجا که قدم بگذارم
Where I lay my head is home هر کجا که سر بر بالين بگذارم منزلگه من است
Carved upon my stone اين روي سنگ قبر من حکاکي شده
My body lie, but still I roam اي جسم من بيارام - اما من هنوز به گشت و گذار ادامه مي دهم
Wherever I may roam .......هر کجا که قدم بگذارم
pressure:
As the pressure grows and these feelings flow زماني كه فشار افزايش پيدا ميكنه و اين احساسات لبريز ميشوند
trample on bodies, bodies in holes of faith بدن ها را لگد مال كن، بدن هايي كه در چاه هاي اعتقاد قرار دارند
times I've asked the lord for forgiveness بعضي اوفات از پروردگار طلب بخشش كرده ام
while kept under a spell of a sweating locust's breath. زمانيكه زير طلسم نفس تبخير شده ي اقاقيا ادامه ميدادم
No need to tell me cause its written on your face هيچ نيازي نيست كه به من بگي زيرا رو صورتت نوشته شده
sliding down now with the black lights shining با چراغ هاي تيره كه ميدرخشند در حال لغزش به سمت پايين هستم
I don't care where you go you won't get away from me من اهميت نميدم كه تو كجا ميري، تو از من دور نخواهي شد
black as the night is day filled with no sympathy روزي كه بدون همدردي پر بشه مانند شب سياهه
marching down the hall for a misery من در اين راهرو به سمت پايين پيشروي ميكنم تا به بدبختي برسم
I don't care where you go you won't get away from me... من اهميت نميدم كه تو كجا ميري، تو از من دور نخواهي شد
Mouth tastes of sick stomach twisting inside دهنم مزه ي معده ي مريضم ،كه درونم پيچيده شده رو ميده
everything's wrong and I can't get away همه چيز اشتباهه و من نميتونم فرار كنم
the gravity of fear you can feel is coming near جاذبه ب ترسي كه داره نزديك ميشه و تو ميتوني حسش كني
it's coming straight for you it'll twist and drag you down اون داره مستقيم به سمت تو مياد و تو رو ميپيچونه و با ضربه اي به زمين ميزنت
I don't care where you go you won't get away from me... من اهميت نميدم كه تو كجا ميري، تو از من دور نخواهي شد
Lost Control"
Life.. has betrayed me once again
I accept that some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony
and it's left me with a chemical dependency for sanity.
Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?
I'm coming to an end,
I've realized what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control
Lost control...
کنترل از دست رفته
زندگی...باری دیگر به من خیانت نمود!
پذیرفته ام که برخی چیزها هرگز تغییر نخواهند یافت!
اجازه دادم افکار ریزت جان کندنم را زیر ذره بین قرار دهند!
و این (افکار تو) مرا همراه یک اعتیاد برای ذهنم ترک گفتند!
بله. سقوط می کنم...چه مدت طول خواهد کشید تا به زمین برخورد کنم؟!
نمی توانم به تو بگویم که به چه دلیل ناگهان سقوط می کنم (در هم می شکنم)!
آیا در شگفتی که چرا ترجیح می دهم تنها باشم؟!
آیا واقعاً کنترلم را از دست داده ام؟!
به سمت یک فرجام می آیم!
درک کرده ام چیزی را که می توانستم باشم!
نمی توانم بخوابم بنابراین نفسی می گیرم و در پشت دلیرترین نقابم(ماسکم)مخفی می شوم!
اقرار می کنم که کنترلم را از دست داده ام!
کنترل از دست رفته...
"Regret"
As I drift away... far away from you,
I feel all alone in a crowded room,
Thinking to myself
"There's no escape from this
fear,
regret,
loneliness..."
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
I wish I didn't know now that
I never knew then...
Flashback
Memories punish me again
Sometimes I remember all the pain
that I have seen
Sometimes I wonder what might
have been...
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
And sometimes I despair
At who I've become
I have to come to terms
With what I've done
The bittersweet taste of fate
We can't outrun the past
Destined to find an answer
A strength I never lost
I know there is a way
My future is not set
For the tide has turned
But still I never learned to live
without regret.
پشیمانی
مادامیکه بی مقصد در سفرم... خیلی دور از تو،
احساس می کنم در یک اتاق شلوغ بسیار تنها هستم!
پیش خود می اندیشم...
(( راه گریزی از این (اتاق) وجود ندارد،
هراس...
پشیمانی...
تنهایی...))
منظره عشق و نفرت...
تداخل رنگ پشت چشمانم...
بقایای مرگ خنده...
پژواک گریه های بی صدا...
امیدوار بودم که اکنون آنرا نمی دانستم!
هرگز نمی دانستم، پس...
یادآوری گذشته.
خاطرات دوباره مجازاتم می کنند!
گاهی به یاد می آورم، همه رنجهایی را...
که دیده بودم!
گاهی در شگفتم چه می توانستم...
باشم!
منظره عشق و نفرت...
تداخل رنگ پشت چشمانم...
بقایای مرگ خنده...
پژواک گریه های بی صدا...
و گاهی مأیوس می شوم...
در نتیجه کسی که شده ام!
مجبورم به شرایط (مناسبی) برسم!
همراه چیزهایی که انجام داده ام!
طعم تلخ و شیرین سرنوشت!
ما توانایی پیشی جستن از گذشته را نداریم!
(سرنوشت) قبلاْ انتخاب شده تا پاسخی بیابد!
نیرویی که هرگز از دست نخواهم داد!
می دانم آنجا یک راه است!
اینده آم روشن نیست!
چرا که جریان واژگون شده است!
اما هنوز هم، من هرگز نیاموخته ام که زندگی کنم...
بدون پشیمانی...!
Deep
ژرف
Feel my heart burning
Deep inside... yearning
I know it is coming
حس ميكنم اعماق قلبم ميسوزد
از اشتياق…
ميدانم كه آن فرا ميرسد
A fettered heart, waking
A tainted youth, fading
Leave it all behind
Delirious again
Mesmerise my senses
Souls entwine one more time
قلبي به بند كشيده بيدار ميشود
جواني آلوده ، محو ميشود
همه را پشت سر رها كن
هذيانگويي دوباره
احساسات مرا به خواب (هيپنوتيزم) ببر
ارواح بار ديگر در هم ميپيچند
All our times will come
Searching oblivion
Leaving nothing but the memories of
All the things you give
They're all you'll leave behind
Within their mind
زمان همهي ما فرا رسيده
جست-و-جوي فراموشي
ترك هيچ چيز به جز
خاطرهي هر آنچه تو دادهاي
كه تمام آن چيزيست كه تو در خاطرهي آنها
باقي خواهي گذاشت
Open laughter held in distant days
Eternal stars have changed
I know that it can't be the same
There's no romance for you tonight
خندههاي به جاي مانده در روزگاران دور را آشكار كن
ستارگان ازلي تغيير كردهاند
ميدانم كه اين نميتواند همان باشد
امشب اينجا (داستان) عاشقانهاي براي تو نيست
Feel my heart burning
Deep inside... yearning
I know it is coming
حس ميكنم اعماق قلبم ميسوزد
از اشتياق…
ميدانم كه آن فرا ميرسد
All our times will come
Searching oblivion
Leaving nothing but the memories of
All the things you give
They're all you'll leave behind
Within their mind
زمان همهي ما فرا رسيده
جست-و-جوي فراموشي
ترك هيچ چيز به جز
خاطرهي هر آنچه تو دادهاي
كه تمام آن چيزيست كه تو در خاطرهي آنها
باقي خواهي گذاشت
And time recedes every day
You can search your soul but you won't see
As we pass ever on and away
Towards some blank infinity
و زمان هر روز پس ميرود
تو ميتواني روحت را جست-و-جو كني اما نخواهي ديد
همچنانكه ما همواره در گذر و دور شدن هستيم
در امتداد ابديتي پوچ
One Last Goodbye
وداع واپسين
How I needed you
How I grieve now you're gone
In my dreams I see you
I awake so alone
چقدر به تو نيازمندم
چه اندازه از رفتن تو غمگينم
در روياهايم ميبينمت
چه تنها برميخيزم
I know you didn't want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way
ميدانم كه نميخواستي بروي
قلبت مشتاق ماندن بود
اما آن قدرتي كه هميشه در تو دوست ميداشتم
بالاخره راه را برگزيد
Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
And I grieve
انگار ميدانستم مرا اينگونه ترك ميكني
انگار ميدانستم كه هرگز نميتواني بماني
و در نور آغازين صبح
پس از شبي آرام و ساكت
قلبم را خواهي برد
و من اندوهگين ميشوم
In my dreams I can see you
I can tell you how I feel
In my dreams I can hold you
And it feels so real
در روياهايم تو را ميتوانم ببينم
ميتوانم احساسم را به تو بگويم
در روياهايم ميتوانم نگاهت دارم
و اين احساس چه اندازه واقعي مينمايد
I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love
من هنوز درد را حس ميكنم
هنوز عشق تو را احساس ميكنم
من هنوز درد را حس ميكنم
هنوز عشق تو را احساس ميكنم
Somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
I wished, I wished you could have stayed
انگار ميدانستم تو هرگز ، هرگز نميتوانستي بماني
و انگار ميدانستم كه تركم خواهي كرد
و در نور آغازين صبحگاه
پس از شبي ساكت و آرام
تو قلبم را بردي
آرزو ميكنم (اي كاش) ، اي كاش تو ميتوانستي بماني
Forgotten Hopes
اميدهاي فراموششده
Hey you rotting in your alcoholic shell
Banging on the walls of your intoxicated mind
Do you ever wonder why you were left alone
As your heart grew colder and finally turned to stone
آهاي تو كه در صدف الكليات داري ميپوسي
خودت را به ديوارهاي ذهن سرخوشانهات ميكوبي
تاكنون هيچ تعجب نكردي كه چرا تنهايت گذاردهاند
قلبت همينطور سرد ميشود تا در پايان به سنگ بدل شود
Did I punish you for dreaming?
Did I break your heart and leave you crying?
Don't you ever dream of escaping...
آيا تو را بخاطر روياپردازي مجازات كردم؟
آيا قلب تو را شكستم و تو را گريان تنها گذاردم؟
تو هرگز در روياي فرار نبودي…
Pathetic oblivion
Forgotten hopes buried in your soul's lonely grave
Pathetic oblivion
Remember how you were before you locked your heart away
فراموشي رقتانگيز
اميدهاي فراموششده در تنهايي روحت مدفون شدهاند
فراموشي رقتبار
بياد بياور كه چگونه بودي پيش از آنكه (درهاي) قلبت را قفل كني
Did I punish you for dreaming?
Did I break your heart and leave you crying?
Do you ever dream of escaping...
Don't you ever dream of escaping?
آيا تو را بخاطر روياپردازي مجازات كردم؟
آيا قلب تو را شكستم و تو را گريان تنها گذاردم؟
آيا هرگز در روياي فرار بودي…
اصلا تا بحال خواب فرار را ديدهاي؟
Anyone, Anywhere
هركس ، هركجا
No one seems to care anymore
(as) I wander through this night all alone
No one feels the pain I have inside
Looking at this world through my eyes
بنظر ميرسد هيچ كس اهميت نميدهد
(آنطور) من به تنهايي در اين شب سرگردان شدهام
هيچ كس درد درون مرا احساس نميكند
از عمق ديدگانم به اين دنيا نگاه ميكنم
No one really cares where I go
Searching to feel warmth forever more
The wheels of life they turn without me
Now you are gone... eternally
هيچ كس را پرواي آن نيست كه كجا ميروم
جست-و-جويي براي بيشتر حس كردن گرمايي جاوداني
گردونهي حيات بدون من هم ميچرخد
حالا كه تو رفتهاي … به جاودانگي
No...
Don't leave me here
The dream carries (me) on
Inside
I know...
Its not too late
Lost moments blown away
Tonight
نه…
مرا اينجا ترك مكن
روياها (مرا) به درون
ميبرند
من ميدانم…
خيلي دير نيست
لحظههاي از دست رفته امشب
به باد خواهند رفت
Mankind, with your heresy
Can't you see that this is killing me
There's no one in this life
To be here with me at my side
بشريت، با الحاد تو
نميبيني كه اين مرا ميكشد
هيچ كس در اين زندگي نيست
كه با من در طرف من باشد
Pitiless
بي ترحم
Is it the emptiest of
All your broken hearted feelings
A serious misconception
To choose a path that led to ruin
اين پوچترين احساس
در تمام قلبِ شكستهي توست
يك تصور واقعاً نادرست
براي انتخاب مسيري كه تو را به تباهي خواهد كشاند
I live for today
Can't get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من براي امروز زندهام
نميتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
So quick to point the finger
When you're the source of your condition
Why should I feel sympathy
When you only show me nothing
پس در متهم كردن عجله نكن
وقتي كه خود تو منشا وضعيتت هستي
چرا من بايد احساس همدردي كنم؟
وقتي كه جز هيچ ، چيزي نشانم ندادهاي؟
I live for today
Can’t get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من براي امروز زندهام
نميتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
I could stare for a thousand years
Penetrate your deepest fears
Leave you cold with a faceless embrace
Then disappear without a trace
من ميتوانستم هزارها سال خيره بمانم
درون ژرفترين ترسهاي تو نفوذ كنم
ترا با آغوش خداحافظي سرد ترك كنم
آنگاه بيهيچ ردپايي ناپديد شوم
I live for today
Can't get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من براي امروز زندهام
نميتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
Make It Right
درستاش كن
I know that I want you
I know that I need you
But I can't pretend that
This'll make it right
من ميدانم كه ميخواهمت
ميدانم كه به تو نياز دارم
اما نميتوانم وانمود كنم كه
اين مسئله را درست ميكند (همه چيز را حل ميكند)
You whisper your name
But I can't hear you
Don't leave me behind
Lend me your hand
تو نامت را زمزمه ميكني
اما من صدايت را نميشنوم
مرا پشت سر نگذار
دستت را به من قرض بده
I can feel them
I think they're closing in
Don't leave me behind
Lend me your hand
ميتوانم آنها را حس كنم
حس ميكنم آنها بسته ميشوند
مرا پشت سر نگذار
دستت را به من قرض بده
Let me feel you
By my side
Be where I can hear you
I long to feel
بگذار تا احساست كنم
در كنارم
جايي باش كه بتوانم تو را بشنوم
من مشتاق حس كردنم
Parisienne Moonlight
مهتاب پاريسي
I feel I know you
I don't know how
I don't know why
احساس ميكنم كه تو را ميشناسم
نميدانم چگونه
نميدانم چرا
I see you feel for me
You cried with me
You would die for me
ميبينم كه چه احساسي (نسبت به من) داري
تو با من گريستهاي
تو حاضري برايم بميري
I know I need you
I want you
To be free of all the pain
You have inside
ميدانم كه به تو نياز دارم
تو را ميخواهم
تا از تمامي دردهايي رها شوم
كه تو (درونم) ايجاد كردهاي
You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn't be
You tried to see inside of me
تو نميتواني پنهان شوي
ميدانم كه كوشيدهاي
تا كسي باشي كه نميتواني
تو كوشيدي تا درون مرا ببيني
And now i'm leaving you
I don't want to go
Away from you
و اكنون تركت ميكنم
نميخواهم كه
از كنار تو بروم
Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside
لطفاً سعي كن بفهمي
دست مرا بگير
مرا از دردهايي كه درونم نگاهداشتهاي
رها كن
You cannot hide
I know you tried
To feel...
To feel...
تو نميتواني پنهان شوي
ميدانم كه كوشيدهاي
تا حس كني…
تا حس كني
Don't Look Too Far
به دورها نگاه نكن
If I begin to feel lighter
Hold me down
And I'll be yours for evermore
اگر من شروع به احساس سبكشدن كردم
مرا پايين نگاه دار
و من براي هميشه متعلق به تو خواهم بود
God bless this mess I'm in
For it is time
To be rid of a certain sin
خدا اين آشفتگي را كه در آن هستم حفظ كند
چونكه زماني است
براي پاك شدن از گناهي مطلق
A cool breeze down my spine
And if I'm really here
Then I feel fine
نسيمي خنك بر استخوان پشتم فرو مينشيند
و اگر واقعاً اينجا باشم
آنگاه احساس خوبي دارم
A freelance child
You bring it all back
This world is eating me inside
يك كودك بدون وابستگي
تو كاملا بازگردانيدياش
اين جهان مرا از درون ميبلعد
Don't look too far
به دورها نگاه نكن
Missing a degree of warmth
A name without a face
I'm losing grip all the same
از دست دادن مقداري گرما
نامي بدون چهره
من هرآنچه به چنگ آوردهام از دست ميدهم
I sever the line that divides
I sever the feelings inside
I sever between you and me
من خطي كشيدهام كه جدا ميسازد
من احساسات دروني را جدا كردم
بين خودم و تو جدايي آوردم
And I want to learn to fly
Bring the pain right back again
Is this all there is of me
و ميخواهم كه پرواز بياموزم
باز هم دردها را التيام ببخش
هرآنچه اينجاست همه از من است
Hearts and minds, find the time
That in the end there was no
possible reason for anything
قلبها و ذهنها ، يافتن زمان
كه در پايان آن هيچ دليلي
براي هيچ چيز وجود ندارد
Rant & rave
ياوه سرايي و جار و جنجال
In the eyes of the beholder
You've gotta face this straight on
You've gotta go head to head
If you want to understand
And begin to turn this thing around.
در ديدگاه ناظرين
تو بايد با صراحت مواجه شوي
تو بايد با سر پيش بروي
اگر بخواهي بفهمي
و شروع به دگرگون كردن چيزهاي اطرافت كني
Wings Of God
بالهاي خداوند
No one can find me
Here in my soul
Kicking and screaming
Out of control
هيچ كس نميتواند مرا اينجا
درون روحم پيدا كند
لگدزن و فريادكش
خارج از كنترل
Calm myself down
Nobody knows
No one can find me
Here in my soul
خودم را آرام ميكنم
هيچ كس نميداند
هيچ كس نميتواند پيدايم كند
اينجا درون روحم
Hooked on your problems
Do I know why
And if you come my way again
Would I lend a hand
Would I understand
گرفتار مشكلات خود هستيد
آيا من ميدانم چرا
و اگر دوباره به راه من بازگرديد
دستتان را خواهم گرفت
آيا خواهم فهميد
Solitude was never seen as loneliness
And things need time
And time leads to other things
And playing roles
Which are limited
By the poor fund of knowledge
In this sick, sick world
We all fall down
Once in a while
Escaping the law of the unexplained pains
انفراد (انزوا) هرگز همچون تنهايي نيست
و هرچيزي نياز به زمان دارد
و زمان راهنماي بقيه چيزهاست
و قوانين بازي هم
كه محدود هستند ،
به سرمايهي ناچيز دانش ،
در اين دنياي بيمار، دنياي بيمار
ما سقوط خواهيم كرد
يكبار ديگر مگر وقتيكه
از قوانين رنجهاي غيرقابل توجيه فرار كنيم
Judgement
داوري
The inequity of fate
The pains of love and hate
The heart-sick memories
That brought you to your knees
نابرابری تقدير و سرنوشت
دردهای عشق و نفرت
تمام خاطرات غمناک
که تو را به زانو در ميآورند
And the times when we were young
When life seemed so long
Day after day
You burned it all away
و زمانی که جوان بوديم
زمانی که زندگی بلند به نظر می رسيد
هر روز پس از روز ديگر
تمام آن را سوزاندی
All the hate that feeds your needs
All the sickness you conceive
All the horror you create
Will bring you to your knees
تمام نفرتی که نيازهايت را برآورده می کند
تمام مرضی که در سر می پرورانی
تمام وحشتی که بوجود آوردی
تو را به زانو در خواهند آورد
متن انگلیسی در ادامه مطالب
Band: Anathema
Song: Re-Connect
Album: Alternative 4
The fragments of connection died
Some things just won't fade with time
Hide behind a transparent eye
You can't see me but I can you...
Betray without a moment's thought
Regret nothing but getting caught
Your time has come and here I stand
Why should I hold out my hand to you...
I could never turn to you
Silenced by that look in your eye
Feel I'm slipping back again
Black cold night I toss and turn I'm sinking, feel so
...drained
Shroud me, blind me, sick, weak, empty, drag me
...into pain
I tried so hard, don't drown me, bound to me,
self indulgently ...crazed
Black as coal, my sunken soul, will it ever be
...saved?
Come on and twist that knife again
Well I'd like to see you fucking try
Never going back again
An answer won't come from me
Confront your own worst enemy
What does your mirror see
Is it time to face up to me?
تکه های ارتباط از بین رفتند
بعضی چیزها در زمان محو نخواهند شد
مخفی پشت یک چشم ناپیدا
تو نمی توانی من را ببینی اما من می توانم ...
خیانت بدون یک لحظه فکر
بی هیچ افسوس اما گرفته شد
زمان (نوبت) تو می آید و من اینجا ایستاده ام
چرا باید دستان من از تو پرهیز کنند
من هرگز نمی توانستم برگردم به طرف تو
ساکت شده بودم با نگاه کردن در چشم تو
احساس میکنم بار دیگر می لغزم
شب تاریک و سرد من پرتاب میکنم و فرو میروم
احساسی چون گذشتن از زیر آب...
من را کفن کن. کورم کن. بیمار.سست.پوچ
من را بکشان در درد...
من به سختی تلاش میکنم. من را غرق نکن. مشرف به من.
زیاده روی. دیوانه شده...
سیاه چون ذغال. روح غرق شده من. آیا برای همیشه محافظت خواهد شد؟
بیا و دوباره آن چاقو را پیچ و تاب بده
خوب من میخواهم تو را ببینم که تلاش (لعنتی) میکنی
هیچ گاه عقب نشینی نکن (تسلیم نشو)
من هیچ جوابی نمی دهم
روبرو شدن با بدترین دشمن تو
آیا این زمان روبرو شدن تو با من است؟
I hear the sound
In a metal way
I feel the power
Rolling on the stage
Cause only one thing
Really sets me free
Heavy metal
Loud as it can be
Baby I was born to play music
I am man with a screaming guitar
There is a middle of the stage
In a minute I'll be wearing it all
I don’t know another way of living
Baby I don’t really care
Give me a pair of chains
The girls Id love to share
Heavy metal, metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Living like there's no tomorrow
Yeah, I could resist we're all on the edge
This is: man you really graft it
This band: soil waste
Well, we all got arms made of metal
And our glories are no deblock
And if I don’t hear the sound of metal
I go into shock!
Heavy metal, metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
So mister D.J
Play just one from me
You know t he one
With the crushin and the screams
Cause only one thing
Really sets me free
Heavy metal
Loud as it can be
Heavy metal, metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Heavy metal, Heavy metal daze
Heavy metal
Loud as it can be
صدایی را شنیدم
در راه متال
قدرتی را احساس کردم
غرشی در این مرحله
چون تنها این یکی ست
که حقیقتا به من آزادی می دهد
هوی متال
بالاتر از آنچه می توانی باشی
پسر از وقتی زاده شدم موسیقی می نوازم
من یک مرد هستم با یک گیتار که جیغ می زند
آنجا در میان صحنه یک نوار است
در زمانی همه چیز را خواهم پوشید
راه دیگری برای زندگی کردن نمی شناسم
ای پسر من واقعا نگران نیستم
یک جفت زنجیر به من بده
دخترها من عاشق تقسیم کردنم
هوی متال ابهت فلز
هوی متال ابهت هوی متال
هوی متال و ابهت هوی متال
زندگی همانند آنجا بدون فرداست
بله می توانم ایستادگی کنم ما همه بر روی تیغ ایم
این است: مرد حقیقت پیوندها
این گروه: یک پس مانده اجتماع است
ما همه اسلحه های ساخته شده از فلز داریم
و شکوهمان هستند نه تنزلمان
و اگر متال را نشنویم
به ما شوک دست می دهد!
هوی متال ابهت فلز
هوی متال ابهت هوی متال
هوی متال و ابهت هوی متال
پس آقای دی جی فقط برای من یکی را بنواز
تو می دانی کدام را
با کراشها و جیغ ها
چون تنها این یکی ست
که حقیقتا به من آزادی می دهد
هوی متال
بالاتر از آنچه می توانی باش
هوی متال ابهت فلز
هوی متال ابهت هوی متال
هوی متال و ابهت هوی متال
هوی متال و ابهت هوی متال
هوی متال
بالا تر از آنچه می توانی باش!