تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان



ریچارد کوگان - روان پزشک و پیانیست


علاقه ریچارد کوگان Richard Kogan به ارتباط میان بیماری روانی و خلاقیت، چیزی بیش از یک کار پژوهشی فرعیست. او به عنوان روانپزشک و مدیر مرکز درمانی ویل کورنل پرسبیترین نیویورک New York Presbyterian Weill Cornell و نوازنده پیانو در کنسرت، به کار تحقیق و بررسی آسیب شناسی روانی تعدادی از بزرگترین آهنگسازان-از جمله شومان Schumann، چایکوفسکی Tchaikovsky، بتهوون Beethoven و حتی جورج گرشوین George Gershwin- و تاثیرات آن بر موسیقی این آهنگسازان پرداخته است.

کوگان که خود یک اعجوبه موسیقی است، اجرای موسیقی را از سال 1961 و در سن 6 سالگی آغاز کرد، اما خانواده او همواره در مسیر طب بود، پدر وی متخصص بیماریهای معده و روده بود و پسر تیزهوش خود را نیز به سمت علوم پزشکی سوق داد. چند سال بعد کوگان که دانشجوی دوره لیسانس هاروارد بود ، با دوست صمیمی و همکلاس ویولون سل نواز خود،
یویو ما Yo-Yo Ma ، به کار اجرای موسیقی پرداخت.

کوگان با ورود به دانشکده طب هاروارد و انتخاب برنامه ای که به او امکان میداد همزمان با تحصیل به سفر و اجرای موسیقی در کنسرتها نیز بپردازد، همچنان به کار ترکیب موسیقی و طب ادامه داد. گفتگویی که میخوانید، پس از کنسرتی در مجمعی درباره بررسی موسیقی و ناهنجاریهای روحیه (مانند افسردگی) انجام شده است که کوگان در آن به نواختن قطعاتی از چایکوفسکی برای جمعی از روانپزشکان پرداخته بوده است.

قسمتی از مومان اول کنسرتو پیانوی چایکوفسکی

دانستن و درک شرایط زندگی و روانی یک آهنگساز، تا چه حد بر شیوه اجرای شما از آثار او تاثیر میگذارد؟
◊ موسیقی تنها از نتهایی که بر روی کاغذ نوشته شده تشکیل شده و اگر شخصی به اندازه کافی تعلیم دیده یا تمریم کرده باشد، میتواند این نتها را بنوازد. اما اگر نوازنده بخواهد به این نتها جان ببخشد، باید درک صحیحی از آنچه به آنها معنا داده داشته باشد. من کنسرتو پیانو اول چایکوفسکی را به مدت 25 سال مینواختم. اما اکنون که به خوبی میدانم او تا چه حد افسرده بوده، تا چه حد به خاطر پنهان نگهداشتن همجنس گرایی خود رنج میکشیده و اینکه با چه سختی خود را به خلق این جهان بسیار فانتزی وادار کرده است، این قطعه را با حسی از تحمیل اجرا میکنم.

ما میدانیم که تعدادی از بزرگترین آهنگسازان دچار ناهنجاریهای روانی بوده اند، شما مرز مشترک میان جنون و موسیقی در زندگی این افراد را چگونه تفسیر میکنید؟
◊ رابرت شومان Robert Schumann 1856-1810 آهنگساز آلمانی دچار حالتی بود که ما امروزه آن را اختلال ذهنی دو قطبی یا bipolar disorder مینامیم. (نوعی بیماری روانی که حالات شخص بین افسردگی و جنون در حرکت است) . در آن زمان کسی از این نام استفاده نمیکرد اما همه میدانستند که او تقریبا دیوانه است. در قرن نوزدهم، هنرمندان نه تنها در موسیقی که در هنرهای دیگر و ادبیات نیز، تنها در صورتی جدی گرفته میشدند که کمی مشکل روانی داشته باشند. شومان میدانست که در زمان حمله های جنون، خلاقیتش به اوج میرسد.

یکی از خصوصیات مبتلایان به جنون خفیف یا hypomanic، کاهش نیاز آنان به خواب است، به این ترتیب شومان روزی 20 تا 22 ساعت زمان داشت.او در طی دو هفته سه کوارتت زهی و در طی یک سال 138 قطعه کوتاه نوشت. سپس به قدری دچار افسردگی شد که ذهنش به کلی بسته شده و قادر به آهنگسازی نبود.

در آن زمان برای درمان چه راهی بود؟
◊ شومان برای معالجه دست به دامان تمام روانپزشکان آلمان شد، که متاسفانه تعدادشان هم زیاد نبود. او مدتی در یک آسایشگاه روانی بستری شد. یکی از پزشکان به او گفت که آنقدر آهنگ ساخته که وجود خود را از انرژی تهی کرده است. اما این چیزی نبود که شومان از شنیدنش خوشحال شود، و به این ترتیب به دنبال یک پزشک دیگر رفت.

اما اگر نبوغ و فراوانی ایدهای او را در نظر بیاوریم، این بیماری روانی مفید بود.
◊ قطعا همینطور است. همه کسانی که دچار بیماریهای روانی هستند به غایت رنج میبرند و در هر مورد، این بیماری با تضعیف بخشهایی از وجود بیمار، موجب بروز نقاط قوت دیگری در وی میشود. هنگامی که شومان دچار جنون خفیف بود، بسیار مینوشت و خوب هم مینوشت و از انرژی فراوانی برخوردار بود. هنگامی که افسرده بود نمیتوانست آهنگی بسازد. از طرف دیگر، چایکوفسکی هنگامی که واقعا افسرده بود میتوانست موسیقی بسازد. متاسفانه او به قدری افسرده بود که در اوج نبوغ خلاقانه اش خودکشی کرد.

آیا در صورت درمان، سرچشمه موسیقی در آنان خشک میشد؟
◊ من چنین تصور میکنم که اگر چایکوفسکی میدانست که با بهره مند شدن از درمانهای موجود، بسیاری از شرایط روحی تحمل ناپذیر وجودش تخفیف میابد، آنها را میپذیرفت. اما فکر میکنم اگر متوجه میشد که پس از آن هنرش به قدر گذشته پربار و موسیقی اش چندان قدرتمند نیست، درمان را متوقف میساخت. به نظر میرسد که این نوابغ بزرگ از قانونی محکم اطاعت میکنند که مطابق با آن، آنچه که خلق میکنند بسیار بیشتر از هر چیز دیگری در زندگیشان ارزش دارد.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 20:17  توسط پیمان آلفا  | 


مقدمه :
سالها و شايد قرنها قبل از آن كه قوانين حاكم بر آكوستيك موسيقي كشف شود، بشر از شنيدن اصوات موسيقيايي لذت ميبرده است و همواره براي خلق آثار ماندگار موسيقيايي و هنري در تلاش بوده است. نخستين گام را شايد، فيثاغورث در عهد يونان باستان برداشته ، او بامقايسه ارتفاع صداهاي موسيقي با طولهاي مولد آنها در تار مرتعش، نخستين بار ارقام را در فيزيك وارد ساخته است.فارابي و ابن سينا ايجاد و خواص ارتعاشات صوتي را كامل تر از پيشينيان خود تشريح كرده اند. از سوي ديگر، آكوستيك ساختماني از قرن ها پيش از ميلاد عملا مورد توجه بوده است.در ساختمان تئاتر هاي قديم يوناني و رومي برخي از مسائل مربوط به آكوستيك ساختماني مراعات و حل شده است. در بناهاي تاريخي ايران ، اثرات و عواملي از اكوستيك و هنر موسيقي نمودار است كه شايسته مطالعه و تحقيق ميباشد. بعد از آن در دوره تجديد عقايد، بيكن و گاليله با نظريات و آزمايشات خود ، علوم را از ركورد چند هزار ساله خارج ساختند. در قرن هفدهم، مرسن با اندازه گيري ارتفاع صدا هاي موسيقي (‌ گام)، بين آكوستيك و موسيقي پلي برقرار ميسازد. بعداز آن اثبات شدكه صوت در خلاء منتشر نميشود و در اواخر همان قرن ، وجود گره و شكم را در موج هاي صوتي كشف كرد. در همان سالها نيوتن نيز معادلات حاكم بر آنها را نوشت و تشريح نمود. از آن زمان تا كنون دانشمندان زيادي همچون دالامبر ، برنولي ، ورتايم بر روي ارتعاش تار ، اندازه گيري سرعت صوت انجام داده اند و كشف اين قوانين راه را براي مطالعات بعدي هموار ساخت.
بيان نظريه هويگنس نتيجه اين بررسي ها و محاسبه فركانس و طول موج اصوات بوده است.
هنگامي كه ماكسول نظريه هاي الكترومغناطيسي نور را به ميان آورد، انقلابي در نحوه تفكر و پيدايش نظريه ها به وجود آمد بعد از اختراع ضبط صوت به وسيله اديسون و وسايل انتقال الكتريكي به وسيله گراهام بل استفاده از اين نظريات در صنعت فزوني يافت و پيشرفت روز افزون آن كه تا به امروز ادامه دارد را موجب شده است.
گستره شنوايي گوش انسان از ٢٠ تا ٢٠٠٠٠ هرتز ( ارتعاش در ثانيه ) ميباشد. ما امروز در همين گستره كه اصوات موسيقيايي جزئي از آن است به دنبال صدا هاي نو با كيفيت بهتري ميباشيم.
از مطالعه آكوستيك ( علم صوت ) در ميابيم كه هر سيم پيانو يا هر ساز زهي ديگر همچون تار ، سه تار، سنتور و ... كه در آنها از سيم مرتعش براي ايجاد امواج ايستاده با طول موجهاي مختلف استفاده ميشود نتهاي فرعي ديگري مثل نت مبنا ايجاد ميكند. اين نت هاي فرعي مضربي صحيح از نت مبنا ميباشند و تركيب نت هاي فرعي متفاوت باعث به وجود آمدن صداي مجزا براي هر ساز موسيقي زهي ميشود. شايد شما با آزمايش كردن سيم هاي متفاوت در محيط هاي گوناگون بخواهيد كه صدا هاي جديدي را بدست آوريد. اما بايد بدانيد كه تمام فركانس هاي صدا هاي ايجاد شده داراي فركانس هاي اصلي يكسان با كيفيت متفاوت نسبت به آن ميباشند. رسيدن به پيانو بسيار مشكل بوده است چرا كه ما كيفيت و گستره صدايي بيشتري را ميخواستيم . مطمئنآ شما در مطالعات خود در زمينه موسيقي به چيزهايي درباره سينتي سايزر ( Synthesizer ) صوت و كيبوردهاي الكترونيكي برخورد داشته ايد. فيزيكدانان و مهندسين صوت با دانستن اينكه صوت چگونه ايجاد ميشود و اينكه آلات موسيقي متفاوت مولد نت هاي مختص به خود با فركانس هاي متفاوت ميباشند، توانستند صوت را كپي برداري الكترونيكي كنند. ولي نه طور شانسي ، بلكه با آناليز دقيق صوت ( طبق اصل فوريه ) كه نتيجه آن بوجود آمدن تكنولوژي جديد كيبورد الكترونيكي است كه در همه جا قابل دسترسي ميباشد. ميتوان صداي مجازي هر وسيله موسيقي را با تركيب ديجيتالي الكترونيكي و خلق مجدد صوت توليد كرد ، براي به وجود آوردن صداهايي كه قبلآ شنيده و نواخته نشده باشد بايد پشت ميز كامپيوتر خود بنشينيد و برنامه اي براي توليد آن بنويسيد.
با دانستن مفاهيم بنيادي فيزيك كه اساس موسيقي بر آنها استوار است، ميتوانيد صداهايي برتر از آنچه قبلآ شنيده ايد را بوجود آوريد.همچنين طريقه ضبط صداي يك گروه موسيقي را مد نظر قرار دهيد.
توانايي مجدد صوت به طور دقيق يعني همانطوري كه نواخته شده باشد، خيلي بيشتر از يك قرن اين موضوع از دغدغه هاي بشر و دانشمندان علم فيزيك و الكترونيك بوده است. شما در چند سال قبل نسبت به ايجاد خراش و شيار هاي مخرب روي نوار موسيقي مورد علاقه تان به وسيله ضبط صوت مطمئن بوديد. هر چه از آن نوار بيشتر استفاده ميكرديد، بيشتر به نوار صدمه وارد ميشد و بيشتر صدا هاي ازار دهنده ميشنيديد. اما امروز شما صدا هايي كه از يك ديسك نوري ( CD ) ميشنويد به نظر ميرسد كه اگر هزاران بار هم از آن استفاده كنيد باز هم كيفيت آن همچون روز اول ميباشد.
حال به بعضي از كاربرد هاي فيزيكي براي ضبط كارتان توجه كنيد. اولين ضبط توسط توماس اديسون در سال ١٨٧٧ وسيله اي كاملآ مكانيكي بوده و امواج صوتي را مستقيمآ به ارتعاشات مكانيكي تبديل ميكرده است كه بعد از ان روي صفحه استوانه اي شكل از جنس فلز يا شيشه ذخيره مي شده است . براي پخش مجدد صوت لازم بود كه يك سوزن مغناطيسي با شيار هاي به وجود امده روي آن بلغزد. بنابراين بلندگوي صوتي باعث تقويت مكانيكي صدا و توليد صوت به صورت امواج طولي ميشود. اين چنين فرايندي خيلي پرسر و صدا و سريع بود اما به هر حال آغازي براي ضبط بوده است.
ولي امروز با تكنيك هاي ضبط ليزري ميتوان از فوايد بسيار زياد صفحات فشرده چند رسانه اي ( Multi Media ) بهره جست.
برگرفته از كتاب فيزيك صوت كنسرواتوار تهران

منبع : ارتعاش
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 20:15  توسط پیمان آلفا  | 

اولین زیرزمین
شاید به‌خاطر علاقه‌ام به "زیر زمین" امیر کوستوریتسا ناخودآگاه از مرور این‌ کلمه به یاد آدم‌های محصور در آن زیرزمین می‌افتم. اما حقیقت‌اش قبل از این که این فیلم را ببینم، زیرزمین برای من خلاصه می‌شد در زیرزمینی که روزهای بمباران را در شهر کوچک‌مان، از ترس هواپیماهای دیکتاتور مرده به آن پناه می‌بردیم. تصویرهای گنگی که تنها با هفت‌تیر کودکی‌ام که رو به آسمان نشانه می‌رفت در ذهنم تداعی می‌شود، که فکر می‌کردم کودکانه هم باید جنگید.

روایتی از یک زیرزمین
چند روز پیش بود که دوست خوب آهنگ‌سازم، داریوش تقی‌پور از زیرزمینی می‌گفت که خیلی از بچه‌های امروز موسیقی در سال‌هایی که به اوایل دهه‌ هفتاد می‌خورد آن‌جا گرد هم می‌آمدند تا بتوانند "صدا" تولید کنند. لابد صدا همان هف‌تیر کودکی من بود.

جشنواره‌ای در زیرزمین
آرش سبحانی می‌گوید: " من با شهروز مولایی و رامین بهنا در گروه زیرزمینی «تاتار 2» همكاری داشتیم،‏ 16 ساله بودیم و تا 20 سالگی درگیر ساخت و ضبط چهار آلبوم با این گروه بودیم كه البته كلام فارسی نبود. بعد از آن با شهروز و رامین گروه «اسم شب» را شروع كردیم كه هومن جاوید هم به ما اضافه شد،‏ ولی ارشاد به ما اجازه‌ استفاده از نام «اسم شب» را نداد و ما مجبور شدیم با نام «راز شب» فعالیت كنیم كه نتیجه‌اش دو آلبوم موسیقی بود." و من فکر می‌کنم این زیرزمین‌ها با زیرزمین کودکی من فرق دارند یا نه؟!

تنبلی در زیرزمینی
قرار است در مورد موسیقی راک زیرزمینی بنویسم و وقت زیادی هم ندارم، یعنی تقصیر خودم است که فکر می‌کردم فرصت زیادی خواهم داشت و زمانی برای مطالعه و تحقیق نگذاشتم تا یک یادداشت به درد بخور تحویل دهم، حالا تازه فهمیده‌ام تا فردا ظهر وقت دارم و از من خواهش شده که سعی کنم حتما چیزی بنویسم!

راک زیرزمینی
یاد "اوهام" می‌افتم که از جدی‌ترین و شاید جدی‌ترین اتفاق زیرزمینی سال‌های گذشته بود. دوستان زیادی هم دارم که کارهای خودشان را با گیتار می‌زنند و چه کارهایی هم دارند، ولی فکر می‌کنند اگر قرار است زیرزمینی باشند بهتر است نباشند، پس فعلا دوست ندارند آلبومی منتشر کنند. یاد "کاوه یغمایی" می‌افتم که او هم یک‌جورهایی غیرمجاز بود و زیر سبیلی مجوز می‌گرفت، ولی خیلی‌ از راک‌بازهای حرفه‌ای همیشه می‌گویند کاوه "راک نیست" و من هم حرفی ندارم بزنم. اصلا مگر مهم است که چه کسی راک است یا نیست؟! فقط صدای غیر متعارف ممنوع است و زیرزمینی! این مهم است!

کاوه و زیرزمین
گفت‌وگویی با کاوه یغمایی داشتم که در مورد موسیقی زیرزمینی حرف‌های جالبی زده بود: "این موسیقی تنها حرکت موسیقی ایرانی در چارچوب‌ها و استانداردهای امروزی‌ا‌ست. البته این حرکت قبل از انقلاب شروع شده بود و به موازات موسیقی پاپ آن‌روز گروه‌ها و موزیسین‌ها معتبری مثل گروه دوستان (Friends) ، اعجوبه‌ها و ... در مکان‌هایی مثل German Club اجراهای بی‌نظیری داشتند. ولی در آن زمان هم وزارت فرهنگ توجه زیادی به این حرکت خودجوش هنری نمی‌کرد. این حرکت بعد از جنگ ایران و عراق مجددا فعال شد و در نهایت گروه‌هایی مثل اوهام، 127، پیکولو، راز شب، مین و ... شکل گرفتند. استعدادهای بی‌شماری که دیگر در موسیقی امروز ایران از آن‌ها اثر و نشانی نیست بسیارند. موسیقی موسوم به زیرزمینی موسیقی آینده ایران است و همگان باید این حقیقت بزرگ را بدون چون و چرا قبول کنند."

چیزهای زیرزمینی
دو سال اخیر برای من سال‌های امید بودند. محسن نامجو، آبجیز، کیوسک و حتی بعضی از صداهایی که در بین صداهای آزاردهنده و ضعیفی که به عنوان موسیقی رپ می‌شنویم ما را نسبت به آینده موسیقی باکلام ایران امیدوارتر می‌کند. گرچه تقریبا همه‌ این‌ها به‌جز آلبوم "ترنج" محسن نامجو که آن هم مجوز ارشاد ندارد، زیرزمینی‌اند. ولی قبل از این هم صداهایی از این دست در موسیقی ‌ما بوده است که تعداد انگشت‌شماری مثل "اوهام" توانسته‌اند در ذائقه‌ افرادی که به صورت جدی موسیقی را پیگیری می‌کنند تاثیرگذار باشند. حالا در طی یکی دو سال اخیر این ‌همه اتفاق را حتی با عنوان "زیرزمینی" باید مثبت شمرد. مگر نه این‌که "نازی نازی نازگل من" یا "تف به مرامت عوضی" هم زیرزمینی‌ا‌ست یا همه صداهایی که از خارج از ایران شنیده می‌شوند غیرمجاز، ولی به واقع این کجا و آن کجا؟!

تفاوت زیرزمینی
می‌گویم مگر فرقی می‌کند راک باشد، پاپ باشد یا ...؟ روی زمین باشد یا زیر زمین؟ مهم این است که یکی حرفی می‌زند که دوست داری و یکی دیگر بلد نیست یا نمی‌زند. اصلا بحث این‌که کدام ‌یکی فضیلت‌مند‌تر است را هم نمی‌کنم. من "نازی نازی ناز گل من"‌ را وقتی قرار است فکر نکنم و خوشحال باشم دوست خواهم داشت. ولی چون اکثر اوقات سعی به فکر کردن دارم "یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم" را لذت‌بخش‌تر می‌یابم و با "یکی می‌بره، یکی‌ می‌خوره، من و تو چیکاره‌ایم؟! – شما روتو کن اونور داداش، به شما اصلا مربوط نیست" کیفور می‌شود و از موسیقی "آبجی‌ها" خوشحال‌تر.

تجربه‌های زیرزمینی
تجربه‌هایی که آرش سبحانی و کیوسک در ترانه می‌کنند را دوست دارم، حالا اگر دوستی هم بگوید تو مشکل داری که از "کلنگی قابل سکونت" لذت می‌بری و می‌گویی آرزو داشتی آن را گفته باشی ناراحت نمی‌شوم. من عقیده‌ام را گفتم و او نظرش را. تجربه‌های محسن نامجو را دوست دارم، حتی اگر دوستانی که یک‌بار هم به طور دقیق آهنگ‌هایش را گوش نکرده‌اند آن را پس بزنند یا عده‌ای از تب روشنفکری "نامجو پرست" شوند. به آرش و محسن گفته‌ام که کاش کمی دقیق‌تر و تمیزتر ترانه می‌گفتند و تالیفات کم‌نقص‌تری را عرضه می‌کردند که این حرف‌ها هم نباشد، اما مگر این حرف‌ها اهمیتی دارند؟! مهم این است که هردویشان می‌فهمند چه کار می‌کنند و کلام هم فقط ابزرای‌ا‌ست برای تجربه‌هایشان.

جنگ زیرزمینی
دوست داشتم یک یادداشت درس و حسابی در مورد موسیقی زیرزمینی بنویسم ولی فرصت و حوصله‌اش نیست. اما می‌خواهم بگویم که از "زیرزمین" انسان‌های بازی خورده یا به بازی گرفته نشده‌ فیلم امیر کوستوریتسا را به‌خاطر می‌آورم یا ترس کودکی‌هایم را. هردوی آن‌ها وقتی بود که دشمنی وجود داشت و جنگی. حالا جز این‌که فکر کنیم این‌ها دشمنند و نباید بازی کنند دلیل دیگری برای "زیرزمینی" بودنشان نخواهیم داشت. که هنر دشمن ندارد. جنگ ندارد. زیرزمین ندارد. خلاص!!

میثم یوسفی

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 17:37  توسط پیمان آلفا  | 

موسیقی صنعتی است با قوانین مختص به خود و به نظر می رسد هر یک از ما به نوعی با جنبه های مختلف آن درگیرهستیم. از یک شخص حقیقی گرفته تا اتحادیه ها و شرکت های معروف، از ناشرین گرفته تا صادر کنندگان پروانه کار، از آژانس های مسئول گردآوری قطعات موسیقی گرفته تا دفاتر کپی رایت و ثبت علائم تجاری، همه و همه درگیر این صنعت هستند.


برای شروع هر کار موسیقی قبل از هر چیز لازم است دفتر ثبت علائم تجاری و حقوق انحصاری - در آمریکا - پیش از ادعای هر گونه حق و حقوقی، نسخه ای اطلاعات از گروه یا شخص - مانند نام - یا آرم ثبت شده مربوطه را در اختیار داشته باشد.

قوانین این دفتر تعیین می کنند که تحت شرایط موجود، افراد مجاز به انتخاب چه نام و چه آرمی می باشند. بنابراین عاقلانه تر این است که هر یک از گروه های موسیقی برای اجرا، ضبط و فروش آثار خود در بازار، به منظور دفاع از حق و حقوق مربوطه و کسب سود در بازار موسیقی، نام خود را به ثبت قانونی برساند.

به ندرت پیش می آید که هنرمندی شخصا مالک یک شرکت نشر، بازاریابی و حتی استودیوی ضبط بوده و قدرت مالی و محبوبیت لازم جهت عقد قرارداد را دارا باشد. اکثریت هنرمندان استطاعت مالی لازم برای عقد قراردادها و نشر آثارشان را ندارند، در نتیجه حدود پنجاه درصد از سود کار، صرف پرداخت هزینه پخش آثار در بازار می شود.

زمانی که یک ناشر مشخص، حقوق انحصاری یک آهنگ را در اختیار می گیرد، در حقیقت اوست که تعداد اجراها و ظرفیت بازار برای حضور این آهنگ در آلبوم های جدید را تعیین می کند؛ در صورتی که گروه دیگری قصد اجرای مجدد این آهنگ داشته باشد، این کار تنها با کسب اجازه و جلب رضایت از ناشر اولیه امکان پذیر است.

همچنین هنرمندانی که مایلند حق امتیاز پخش رادیویی یا تلویزیونی آثار خود را در اختیار داشته باشند، باید به عضویت انجمنها و گرو ههایی چون ASCAP (انجمن آهنگسازان، نویسندگان و ناشرین آمریکا)، BMI (اتحادیه ناشرین موسیقی آمریکا) و یا گروه های مشابه که قادر به گرفتن اطلاعات مربوط به روشها و سیسمتهای پخش و نشر (Broadcast Data Systems) باشند، درآیند.

اطلاعات و سیستمهایی که در اخیتار این سازمانها قرار دارد، کمک می کند تا تعداد دفعات پخش یک آهنگ و نظریات مختلف راجع به هنرمندان اجرا کننده موسیقی را کنترل کرد.

ASCAP به شخص اجازه می دهد با پرداخت عوارض، اثرش را ثبت کند و اعضای BMI تضمین می کنند که شخص قدرت پرداخت هزینه های مربوطه را دارد.

مقررات اجرای مجدد یک موسیقی
اگر گروهی برای اهداف مالی تصمیم بگیرد آهنگی را مجددا اجرا نماید، برای هریک از کاربردهای زیر لازم است از آژانس مخصوصی (Harry Fox Agency) مجوز کپی رایت داشته باشد :

"مجوز قطعات ساخته شده جهت ضبط تجاری، کاست، سی دی و فرمت های کامپیوتری با هدف تکثیر انبوه و پخش در بازار. "

"مجوز بین المللی قطعات ساخته شده جهت استفاده های صوتی و تصویری از قبیل تصاویر متحرک، برنامه های تلویزیون کابلی، سی دی های تصویری و ویدیوهای خانگی. "

"مجوز جهت استفاده در تلویزیون، رادیو و آگهی های بازرگانی."

"مجوز قطعات موسیقی برای ضبط های غیر خصوصی، مانند موسیقی متن، موسیقی کامپیوتری، شبکه های رادیویی صنفی، MIDI، Karaoke و چندرسانه ای."

"مجوز برای ضبط برنامه هایی خارج از خاک آمریکا و واردات به این کشور برای فروش. "

"پخش و گردآوری کلیه حق التالیف های یک اثر در پی انتشار آن. "

"بررسی مجوز های ثبت شده که از یک قطعه منتشر شده استفاده کرده اند، و نیز شناسایی یک محصول بدون مجوز."

در حالیکه ناشرین محافظت از کلیه حقوق نشر را به عهده دارند، ASCAP ، BMI یا SESAC از حقوق اجرایی مراقبت می کنند و HFA حقوق مکانیکی جهت تکثیر مجدد و توزیع را عهده دار است، هنرمندان به اینکه از آثارشان هیچگونه سوء استفاده ای نخواهد شد، اطمینان خواهند داشت.

از طرف دیگر شرکت های تکثیر کننده با پیوستن به RIAA (انجمن صنعت ضبط آمریکا) از امکانات ویژه ای جهت حمایت از آثار برخوردار می شوند. شعار RIAA این است :

"هدف ما حمایت از حقوق استعدادها در تمام جهان و احیای حقوق اولیه هر هنرمند، راهنمایی مصرف کنندگان، تخقیقات و بازنگری قوانین و سیاست ها می باشد."

به این ترتیب هر کس کپی غیر قانونی از یک اثر را استفاده نماید، مورد پی گرد قانونی قرار خواهد گرفت. همچنین در آمریکا شرکت هایی مانند AFM، AEA و AFTRA نیز در حمایت از موسیقی دانانی که در ارکسترها و سالن های تئاتر مشغول به کار هستند، فعالیت می کنند.

به طور کلی ، می توان گفت صنعت موسیقی در صدد است که هم از حقوق اشخاص حقیقی و هم شرکت های بزرگ دفاع کند، اما با حضور روز افزون چهره های جدید که با استفاده از سایت های اینترنتی به پخش غیر قانونی آثار خود مشغولند، طبیعتا شرکت های پخش را به فکر درخواست تدوین قوانین مشخصی برای سایت های اینترنتی انداخته است.

در حال حاضر، ASCAP اقدامی در این مورد انجام داده که در آن توزیع فایل های MP3 نیز به مجوزپخش نیاز دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 14:46  توسط پیمان آلفا  | 

   موسیقی زیرزمینی اعتراض دارد!


   ادیب وحدانی :موسیقی زیر زمینی قابل کنترل نیست!
   نمی توان جلوی ادامه حرکت موسیقی زیر زمینی را گرفت چون امروزه فناوری های صوتی و تصویری امکان ضبط و پخش موسیقی به شکل های مختلف را فراهم کرده است.
   ادیب وحدانی در نخستین سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی گفت: "گاهی از من می پرسند که چرا گروه متالیکا کنسرت نمی گذارد. مسئله این است که فرهنگ خاص اهالی موسیقی زیر زمینی به گونه ای است که اصولا" از دیده شدن پرهیز می کنند. برای آنها یک توهین تلقی می شود که کلیپ شان از شبکه های مشهور موسیقی دنیا پخش شود. به همین خاطرکلیپی می سازندکه اصولا قابل پخش نباشد.
   وی ادامه داد: "این موضوع در ایران کاملا" متفاوت و حتی برعکس است. به این مفهوم که وقتی موسیقی زیر زمینی می شود که امکان ارایه در شکل عادی و عمومی را ندارد. علاوه بر این، گروه های موسیقی زیر زمینی دوست دارند که دیده شوند و آثارشان روی صحنه به اجرا دربیاید. این گروه ها می خواهند که به صورت گسترده ای حاضر باشند و همانند دیگر گروه های موسیقی مورد توجه و استقبال قرار بگیرند."
   این فعال موسیقی با اشاره به ویژگی های مضمونی این نوع آثار اظهار داشت: "زمانی که در جامعه پخش CD غیر اخلاقی یکی از بازیگران پخش می شود و جنجال آفرینی می کند، حنجره های رسمی همانند سراج یا اصفهانی نمی توانند در این مورد آهنگ وترانه ای بخوانند. اما من یک آهنگ از نوع موسیقی زیر زمینی شنیدم با این عنوان که "CD رو بشکن" که اشاره ای به نابود کردن کپی های این فیلم غیراخلاقی داشت. موسیقی زیر زمینی از چنین کارکردهای اجتماعی نیز برخوردار است."
   وحدانی با بیان اینکه موسیقی زیر زمینی نیاز به ساماندهی دارد، اظهار داشت: "برخی مواقع در قالب این شیوه موسیقایی ترانه هایی خوانده می شود که حتی خوانندگان آن حاضر نیستند، برادرشان این نوع موسیقی را بشنود یا آن را تکرار کند. به همین خاطر باید به کیفیت این نوع موسیقی توجه کافی صورت بگیرد تا بتواند با رشد کیفی مواجه شود. اصولا" در خصوص آثار این گونه موسیقایی معیار تشخیص آثار قابل قبول و نامناسب وجود ندارد."
   وی ادامه داد: "یکی از مشکلاتی که در حال حاضر وجود دارد اینکه گروه های زیر زمینی به دنبال این هستند که آثار خود را روی صحنه و در قالب کنسرت ارایه کنند، اما نوع برخورد مخاطب این اجازه را به آنها نمی دهد. بسیاری از اهالی موسیقی هستند که وقتی کنسرت می گذارند به خاطر کنترل هیجان مردم مجبور می شوند، ریتم آهنگ های خود را آرام کنند یا حتی زودتر آن را به پایان ببرند تا مشکلی پیش نیاید. مردم می خواهند همان کارهایی را انجام دهند که در ماهواره می بینند!

   دکتر محمد سریر :موسیقی بدون تنش باید مجاز باشد.
   هر نوع موسیقی که در جامعه تنش ایجاد نکند و از ترکیب هایی برخوردار باشد که درصدی از هنر را انعکاس دهد، باید به صورت مجاز در جامعه مورد توجه و استفاده قرار بگیرد.
   دکتر محمد سریر به عنوان دومین سخنران سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی با اشاره به تفاوت قایل شدن میان تولید اصوات و ساخت موسیقی گفت: "این نوع از موسیقی می تواند از نظر کیفیت بسیار ضعیف یا حتی خیلی هنری باشد، اما باید به این موضوع توجه شود که تولید هر صدایی با استفاده از سازهای موسیقی یک نوای موسیقایی نیست. من در اینجا حتی به مسئله ترکیب اشاره نمی کنم؛ در وهله نخست مسئله تولید صدای خوب مطرح است."
   وی ادامه داد: "موسیقی باید درصدی از تفکر هنری و معماری را در خود داشته باشد و این مسئله باید در تولید و ترکیب به خوبی رعایت شود تا نتیجه قابل قبولی در برداشته باشد. به نظر من موسیقی زیر زمینی در کشور ما به موسیقی ای گفته می شود که مجوز پخش ندارد. مسئله این است که اگر موسیقی تنشی در جامعه ایجاد نمی کند و با اعتقادات شرقی یا سنت هایی که داریم در تضاد قرار نمی گیرد، قابل پخش است."
   این موسیقیدان و استاد دانشگاه با بیان اینکه موسیقی و ترانه در جامعه با مفاهیمی خاص همراه است، توضیح داد: "در فرهنگ ما یک سری از افعال یا کلمات یا موسیقی هایی وجود دارد که بیان آنها گاهی تنش هایی را در جامعه به جهت اجتماعی و فرهنگی ایجاد می کند. شکل اجرای موسیقی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. یعنی اگر در کشور ما یک خواننده مرد با صدای زنانه آواز بخواهند و تکیه کلام های بانوان را به کار ببرد، از نظر عموم پذیرفتنی نیست. در صورتی که همین حرکت در غرب حتی ممکن است جالب توجه هم باشد."
   سریر با اشاره به اینکه باید به تفاوت های موسیقی و دیگر صداها توجه داشت، توضیح داد: "هر کاری که یک درصدی از مسایل هنری و خلاقیت در آن وجود داشته باشد، باید مورد توجه و تشویق قرار بگیرد تا میزان توجه صاحب اثر مورد نظر نسبت به مسایل هنری و زیبایی شناسانه افزایش پیدا کند. برخی از آثار موسیقایی در اصل فقط صداهای تولید شده توسط یک دستگاه موسیقی است و از ایده در آن خبری نیست. این گونه آثار زودگذر و دور از خلاقیت هستند."
   وی خاطر نشان کرد: "در حال حاضر بیشتر جوانانی که به سمت ارایه آثار موسیقایی در این بخش تمایل پیدا می کنند از دانش به نسبت خوبی برخوردارند که حاصل به دست آوردن اطلاعات و مطالب علمی مورد نیاز از طریق کتاب، اینترنت و سایر ابزارهای فرهنگی و ارتباطی است. با توجه به این موضوع باید در خصوص نزدیکی آثار موسیقی زیر زمینی به اصول هنری تلاش صورت بگیرد تا در جهت بحث ماندگاری آثار و القای تفکری قابل ذکر گام هایی برداشته شود.

   مانی جعفرزاده :موسیقی زیر زمینی مخاطب عام و خاص را جذب می کند
  
مهمترین ویژگی موسیقی زیرزمینی این است که هم امکان جذب مخاطب نخبه و صاحب اندیشه را دارد و هم اینکه به آسانی می تواند با مخاطب عام و مردم عادی ارتباط خوبی برقرار کند.
   دکتر مانی جعفرزاده در سمینار بررسی موسیقی زیرزمینی با اشاره به این مطلب گفت: "مسئله اصلی نوع برخورد با تفکر موسیقایی یا شنیداری نهفته در آثار زیر زمینی است. این نوع موسیقی وقتی بروز می کند که یک آهنگ یا ترانه به خاطر اعمال سلیقه ای خاص یا سایر موانع جانبی امکان بروز و ارایه در قالب شیوه ای رسمی و قانونمند را نداشته باشد و نتواند به صورت منظم و بر اساس قاعده عمومی ظهور پیدا کند. موسیقی زیر زمینی به خاطر موانعی که بر سر راهش وجود دارد، به نوعی در جستجوی دهن کجی است."
   این آهنگسازخاطر نشان کرد: " این موسیقی هویت خود را در این شکل خاص از ارایه جستجو می کند. یعنی معیار زیبایی شناسی آن شبیه معیارهای جاری نیست و مشکل اصلی در همین جا خود را نشان می دهد. اصولا" باور این نوع موسیقی در خصوص هنر با چارچوب های کلی متفاوت است. این تفاوت در کشور ما در قالب تعارض با ممیزی و در کشورهای غربی ممکن است در تقابل با نگاه و سلیقه مدیر تولید یک شرکت معتبر و بزرگ موسیقی نمایان شود."
وی با بیان اینکه موسیقی زیر زمینی از یک امتیاز ویژه برخوردار است، توضیح داد: "مهمترین فایده این نوع موسیقی برقراری ارتباط بدون هیچ واسطه و حجابی است. به این خاطر که این سبک از موسیقی در زیر لایه های اجتماع جای می گیرد. به بیان استوارت هیوز همه آنچه در زیر لایه های جامعه می بینیم از سطوح عالی تر به پایین ترشح کرده است."
   جعفرزاده ادامه داد: "مزیت مهم موسیقی زیرزمینی در این است که نشان می دهد در زیر لایه های اجتماع چه می گذرد. این موضوع هم نشان دهنده شرایط هنری جامعه و هم مسایل مربوط به حاکمیت است. اصولا" این نوع موسیقی چون خود را محدود به پیروی از تفکر یا شیوه ای خاص نمی بینید، حرفش را به آسانی بیان می کند. همین موضوع باعث می شود که من از شنیدن چنین آثاری لذت ببرم."
   وی با تاکید بر برخورداری موسیقی زیر زمینی از جنبه های آزاد و رها از چارچوب های رایج اعلام کرد: "وقتی من به این نوع موسیقی گوش می دهم از شعف و انرژی فوق العاده ای برخوردار می شوم که در آن وجود دارد. به عقیده من، موسیقی زیر زمینی به این موضوع اشاره دارد که چگونه می توان از لحظه لحظه زندگی لذت برد و به همین خاطر این نوع موسیقی را دوست دارم.

   محسن نامجو :موسیقی زیرزمینی اعتراض دارد
  
موسیقی زیر زمینی آن نوع موسیقی است که از سوی نظام حاکم به رسمیت شناخته نشده و در مکانی که موقعیت رسمی ندارد و بیشتر شبیه استودیوهای خانگی است به صورت مخفیانه و با مضامین اعتراض گونه تولید می شود .
   محسن نامجو خواننده و نوازنده سه تار ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد ضمن بیان این مطلب درباره خاستگاه این نوع موسیقی گفت : موسیقی زیرزمینی نتیجه نوعی اختلاف نظر قدرت حاکم با گروه های موسیقی است که بنابر دلایل مختلف اجازه کار و فعالیت به آنها داده نشده و به دلیل ممنوعیتی که از سوی نظام حاکم اعمال می شوداین گروه ها به شکل غیررسمی فعالیت می کنند و نوعی موسیقی به نام زیرزمینی را پدید می آورند.
   وی در ادامه خاطرنشان کرد : موسیقی زیرزمینی از جنبه های مختلف قابل بررسی است به این معنی که گاهی اوقات بنابر موقعیت مکانی و ضبط و اجرا در زیرزمین تعریف می شود -که این مسئله تنها مختص به ایران است - و دوم از جهت فرم که معمولاموسیقی راک است وبه دلیل داشتن المان های اعتراض که در اغلب موارد هم به مسائل اجتماعی پرداخته می شود مورد قبول نهاد رسمی مانند وزارت ارشاد قرار نمی گیرد و در مواجه و تقابل با موسیقی قرار می گیرد که تریبون رسمی دارد و با مجوز رسمی وزارت ارشاد فعالیت می کند.
   نامجو با ذکر مثالی در تعریف جایگاه اجتماعی موسیقی زیرزمینی گفت : موسیقی زیرزمینی مانند یادداشت های انتقادی شخص نسبت به موضوع و یا مسئله ای است که همواره او را مورد آزار قرار می داده ولی برحسب عرف و یا قانون مجبور است به آن عقیده احترام بگذارد مثلا فردی را در نظر بگیرید که نسبت به رفتار پدرش موضع انتقادی دارد اما به هر دلیلی باید به پدرش احترام بگذارد همانطور که باید باید به قوانین و ارزش های انقلاب اسلامی احترام گذاشت.
   اما اگر کسی نسبت به سیاست های وزارت ارشاد معترض بود مجاز و مختار است که یادداشت هایی را در اعتراض به این سیاست ها بنویسد ولی وقتی این یادداشت های شخصی از حریم خصوصی افراد خارج می شود و به شکل سی دی های قاچاق در دست عموم قرار می گیرد دیگرنوشته های شخصی نیست در واقع جایگاه و خاستگاه موسیقی زیرزمینی از دل همین یادداشت های خصوصی در می آید و نمی توان انتظار داشت که این انتقادها به کسی برنخورد.
محسن نامجو در پایان خاطرنشان کرد : با این اوصاف به نظرمن موسیقی زیرزمینی فی نفسه پدیده بدی نیست و هیچ نهاد و ارگان رسمی و غیررسمی نمی تواند جلوی این یادداشت های شخصی را بگیرد ضمن اینکه بعضی از این موسیقی های زیرزمینی هم به لحاظ محتوا و هم به جهت فرم، آثار خوب و شنیدنی است و چه خوب است که نهادهایی مانند وزارت ارشاد به عنوان تنها نهاد رسمی از این نوع موسیقی، پدرانه حمایت کند تاموسیقی زیرزمینی به موسیقی رو زمینی تبدیل شود
.

   احمد علی راغب :موسیقی زیرزمینی وارداتی است!
  
موسیقی زیرزمینی فرهنگی وارداتی است و به هیچ عنوان سنخیتی با فرهنگ موسیقایی ایران ندارد که متاسفانه در سال های اخیر در بین جوان های مشتاق به موسیقی ریشه دوانده است.
   احمد علی راغب عضو شورای نظارت و ارزشیابی موسیقی در صدا و سیما ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد گفت : اصولا با هر عنوانی از موسیقی و با هرحرکت مثبت در این عرصه و درهر جای این مملکت موافقم و گمان می کنم هرنوع تلاش در این زمینه قابل ستایش است به شرط اینکه آن نوع موسیقی با هویت و فرهنگ برخاسته از موسیقی ایران همخوانی داشته باشد.
   وی درباره ماهیت موسیقی زیرزمینی گفت : ما وارث ان نوع موسیقی هستیم که از طریق سفیران روح به ما به ارث رسیده و چه حیف است که این هنر را در راهی خرج کنیم که کمترین سود و بیشترین ضرر را ازآن می بریم چراکه زبان موسیقی ما فاخر و با بسیاری از معیارهای موسیقی روز دنیا تفاوت دارد که متاسفانه آن نوع از موسیقی که به نام زیرزمینی در بین جوان ها رایج است با معیارهای انسانی و هنرمندانه موسیقی ایرانی همراه نیست و جایگاه موجهی در موسیقی ایرانی ندارد.
   راغب افزود : موسیقی ایرانی به وجود نیروهای جوانی که در این عرصه مشغول هستند نیازمند است و من واقعا دلم می سوزد که چرا چنین استعدادها و نیروی جوان انسانی باید اینچنین هدر رود.
   این آهنگساز در ادامه خاطرنشان کرد : جامعه 70 میلیونی ایران با وجود داشتن انواع و اقسام سلیقه و تنوع فرهنگی به هر نوع موسیقی نیاز دارد و می دانم که مسئولان در وزارت ارشاد از هر نوع موسیقی که ارزش هنری داشته باشد استقبال می کنند کما اینکه در بسیاری موارد شاهد بوده ام که برخی از این گروه های به اصطلاح زیرزمینی به دلیل داشتن قابلیت های هنری در وزارت ارشاد مورد تایید قرار گرفتند و از زیرزمین به رو زمین نقل مکان کرده اند.
   وی در پایان خاطرنشان کرد : اطلاق نام موسیقی زیرزمینی به این نوع موسیقی یک عنوان عاریه گرفته شده است که من این نوع نام گذاری را قبول ندارم چراکه معتقدم این نوع موسیقی، موسیقی هدایت نشده است که با کمی توجه و مساعدت مسئولان می تواند در مسیر درستی قرار بگیرد.

   بهمن خلیلی:ما نمی خواهیم زیر زمینی باشیم.
  
هیچ یک از گروه های موسیقی راک فعال در ایران دوست ندارند جزو گروه های زیرزمینی باشند.
   سرپرست گروه موسیقی راک "آتشباد" ضمن بیان این مطلب در سمینار بررسی موسیقی زیر زمینی که در سالن همایش خبرگزاری مهر برگزار شد گفت : وقتی گروهی برای برگزاری کنسرت از وزارت ارشاد مجوز می گیرد نمی توان نام موسیقی زیر زمینی را بر آن گذاشت و گمان نمی کنم کسی هم مایل باشد عنوان موسیقی زیرزمینی را روی خودش بگذارد و به عبارت بهتر ما در ایران گروه موسیقی زیرزمینی شناخته شده نداریم.
   وی در ادامه خاطر نشان کرد : علی رغم همکاری های نسبی که وزارت ارشاد با گروه های موسیقی راک در ارائه مجوز برای برگزاری کنسرت داردهیچ گاه شاهد فراهم کردن بستر مناسب برای برگزارشدن کنسرت از سوی این نهاد نبوده ایم و جالب اینکه دلیل آن را هم نمی دانیم و هیچ جواب مشخصی هم به ما نمی دهند.
   سرپرست گروه موسیقی "آتشباد" گفت : برای توضیح بیشتر به سال 82 بر می گردم که پس از پایان کنسرت بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشد سه روز روانه زندان شدیم و هیچ کس نپرسید چرا و به چه جرمی به زندان رفتیم و تا همین الان هم متوجه نشدیم که چرا برخورد امنیتی با ما شد؛ما نمی دانیم که آیا به این دلیل بوده که می خواستیم نوعی موسیقی راک را اجرا کنیم؟ و این شرایط در حالی است که جوان ها درگوشه و کناراین مملکت به گونه های مختلف موسیقی نیاز دارند.
   وی در پایان خاطر نشان کرد : گروه های موسیقی راک به دلیل برگزار نشدن کنسرت هیچ گونه در آمدزایی ندارند و متاسفانه تحت پوشش هیچ سازمان و نهادی هم نیستند پس به ناچار برای باقی ماندن در عرصه مجبوریم کارها را به صورت زیرزمینی دراختیار مخاطب قرار دهیم و این به معنی قرار گرفتن در دسته گروه های موسیقی زیرزمینی نیست و ما از مسئولان می خواهیم که از ما حمایت های لازم را به جا آورندچرا که ما نمی خواهیم زیر زمینی باشیم.

   علی مرادخانی :موسیقی را از نگاه منطقی باید بررسی کرد.
  
فشارهای زیادی روی موسیقی است، اما باید موسیقی را از نگاه منطقی بررسی کرد.
   علی مرادخانی، مدیر اسبق مرکز موسیقی وزارت ارشاد در نشست نقد و بررسی موسیقی زیرزمینی که در خبرگزاری مهر برگزار شد، گفت : "فشارهای زیادی روی موسیقی است، اما باید موسیقی را از نگاه منطقی بررسی کرد. باید توجه داشت که دیگر شیوه های سنتی نظارت بر تولیدآثار هنری بویژه آثارموسیقایی جوابگوی نیاز امروز جامعه ما نیست.
   سرپرست موزه موسیقی در ادامه به برخی دست اندازهای نظارتی اشاره کرد و گفت : ا ما می‌بینیم که مثلا به برخی اشعار حافظ یا مولانا مجوز داده می‌شود و به برخی دیگر نه؛من زمانی به شورای شعر پیشنهاد دادم که آقایان کل دیوان حافظ ،مولانا و...را مطالعه و بررسی کنند و آن بخش از اشعار را که نمی توان مجوز داد مشخص کنند تا تکلیف مشخص شود وموجبات اتلاف وقت مراجعه کنندگان نیزپیش نیاید.
   وی با اشاره به حاضران گفت : "واقعیت این است که در حوزه موسیقی به یک جمع‌بندی مشخص نرسیدیم؛ اینکه موسیقی حرمتهایی دارد یا نه از آن موارد است؛در شرایط حاضر کسانی که در موسیقی فعالیت دارند باید تمام خطر آن را نیز قبول کنند. جوانانی که علاقمند به کار در عرصه موسیقی هستند، ابتدا باید قد و قامت خود را در این هنر تعریف کنند که کی هستند و از چه نقطه‌ای می خواهند شروع کنند و به چه نقطه‌ای قرار است، برسند."
   مرادخانی ادامه داد : "من اعتقاد دارم هنر زلالی و ارزشهای خاص خودش را دارد، مهم این است که چگونه نگاه کنیم. اگر به دنبال مجوز هستید، باید فضا را دید که چیست؟ به یاد دارم زمانی که در ارشاد فعالیت می‌کردم، آقای سلمانیان را به عنوان مسئول بخشی گذاشته بودم تا گره ها را باز کند. او به منزل زنده یاد"فرهاد" رفت تا مسائل حاشیه‌ای حل شده و گرهها باز شود. باید بپذیریم که در کشور و اصولا درخیلی جاها هر پدیده‌ای در ابتدا با مشکلاتی همراه است. به عنوان نمونه وقتی چراغ اختراع شد، خیلی ها می‌گفتند جن دارد!ویا زمانی که بلندگو نازه آمده بود بسیاری ازسخنرانان از سخن گفتن در پشت بلندگو پرهیز داشتند و آن را منافی تدین می دانستند.
   وی با اشاره به اینکه جوانان فعال در موسیقی باید به دنبال راه ‌حل اصولی برای حل مشکلات خود باشند گفت : "به نظرم شما به یک رابط نیاز دارید تا رایزنیها مربوطه را انجام دهد. شما باید جواب سئوالات را برای خودتان مشخص کنید. آیا شما جوانان قصد دارید شما را درک کنند و برای کار اجازه فعالیت دهند؟ یا اینکه پشت کنکوری هستید؟ و ....می‌دانم شما به دنبال کسانی هستید تا کار شما را درک کنند."
   مدیر سابق مرکز موسیقی خاطر نشان ساخت : "مباحث گسترده‌ای درباره موسیقی زیرزمینی وجود دارد، اما باید قبول کرد که جامعه ما در مباحث فرهنگی در حال گذار است. بنابراین مخالفتهایی هم وجود دارد، ولی باید حوصله لازم را برای پیگیری داشته باشید. شما باید خود را جای یک مسئولی که نشسته هم بگذارید و بعد قضاوت کنید که تا چه حد می‌تواند پاسخگوی اعتراضها باشد. بنابراین باید آستانه تحمل خود را بالا ببریم."
   داوود گنجه‌ای، نوازنده کمانچه نیز در ادامه این نشست گفت : "ما با وزیر هم صحبت کرده‌ایم که چرا چارچوبی برای موسیقی نیست. فکر نکنید ما هیچ اعتراضی درباره چارچوبهای موسیقی نکردیم، چرا بارها اعتراض کرده‌ایم تا مشکلات را حل کنیم. ما قصد داریم کمک کنیم. شما مسائل پشت پرده را نمی‌بینید، ولی ما این مسائل را می‌بینیم. بنابراین باید فکر اساسی کرد تا مشکلات موسیقی حل شود. برگزاری نشست نقد و بررسی در خبرگزاری مهر برای درددل کردنها است و صحبتهای دوستانه می‌تواند کمک کند."
   وی در پاسخ به این سوال که آیا صحیح است پاوراتی درباره موسیقی شجریان نظر دهد افزود : " فرمایش شما کاملاً صحیح است و من قبول دارم هر فردی در حوزه‌ای که فعالیت می‌کند، می‌تواند نظر کارشناسی خود را ارائه دهد. به همین دلیل در شوراهای تخصصی ،افراد نظر خود را با صراحت می‌گویند.در زمان آقای مرادخانی هم شورای فنی کارش را به خوبی انجام می داد؛ کارشناسان نوارها را کاملاً گوش می‌کردند و بعد نظر خود را ارائه می‌دادند، تا به لحاظ فنی زیر سئوال نرویم.من هم می پذیرم که باید در شورای کارشناسی افراد متخصص حضور داشته باشند و آنها باید در زمینه تخصص خودشان نظر بدهند."
   علیرضا پورامید، پژوهشگر موسیقی نیزخاطر نشان ساخت : "درباره موسیقی زیرزمینی بحثهای فراوانی می‌توان کرد. هر زمان که مسائل سیاسی را وارد هنر کردند، این مسائل به وجود آمده است. در زمان آقای گنجه‌ای و قبل از انقلاب هم بحثهای زیادی وجود داشت و شاگردان نورعلی برومند نیزراحت اجازه فعالیت نداشتند."
   وی ادامه داد : "ما هم موسیقی رایج و هم موسیقی رسمی داریم. موسیقی زیرزمینی را موسیقی رایج می‌گویند. آیا شما می‌خواهید این طوری بمانید؟ یا می‌خواهید نماینده‌ای انتخاب کنید تا رایزنی کند؟ برگزاری چنین جلساتی می‌تواند به پاسخ این نوع سئوالات کمک کند."
   پورامید از صحبت وزیر یاد کرد و گفت : " او اشاره کرد ما وزارت ارشاد اسلامی هستیم. وقتی پسوند اسلامی وجود دارد. بنابراین باید مطابق اسلامی بودن حرکت کنیم."

   در ادامه نشست نقد و بررسی موسیقی زیرزمینی در خبرگزاری مهر، حاضران از مشکلات خود برای گرفتن مجوزها گفتند و اینکه چرا این شرایط حاکم است.

   فرهود قدیری اشاره کرد : "زمان آقای مرادخانی برای موسیقی من مجوز داده شده بود، اما بعد از آن به من مجوز ندادند و دلیل قانع‌کننده‌ای هم ارائه ندادند. در واقع این مجوز ندادنها باعث شد که من نا خودآگاه به سمت موسیقی زیرزمینی پیش بروم."

   یکی دیگر از حاضران گفت : " چرا از آلبومهای موسیقی ما حمایت نمی‌شود؟ حتی تصور درست از ما ندارند و می‌گویند ما گروههای شیطان پرست هستیم و برچسبهای زیادی به ما می‌چسبانند. آقای مرادخانی اطلاع دارند که یکبار به خاطر آبمیوه‌های مسموم بچه‌ها مریض شدند، اما در آن زمان برای ما حرفهای زیادی در آوردند و گفته بودند که ما چیزهایی مصرف کردیم. وقتی این مسائل وجود دارد، مسلماً ما به سمت موسیقی زیرزمینی هدایت می‌شویم."

   هومن اژدری در این نشست اشاره کرد : "ما مجوز برای کار می‌خواهیم و دوست داریم کار ما دیده شده و درک شود. اگر قرار بود به موسیقی زیرزمینی ادامه دهیم، در این نشست شرکت نمی‌کردیم. مسلماً دوست داریم شرایط بهتر شود و اجازه کار داشته باشیم. یکی دیگر از مشکلات ما ناشران هستند. قبل از اینکه اثری تبلیغ شود و کاری انجام شود، از ما چند میلیون می‌گیرند، در حالی که بعد از گرفتن این مبلغ هم تبلیغات خوبی نمی‌کنند."

   در پایان نشست مجری برنامه اشاره کرد، امیدواریم با استمرار برگزاری چنین نشست‌هایی مشکلات موسیقی نقد و بررسی شده و راه‌ حلهای مشخصی ارائه شود.

گزارشهاي تصويري:

   گزارش تصويري ۱
   گزارش تصويري ۲
   گزارش تصويري ۳
   گزارش تصويري ۴


   * این نشست 30 خرداد ماه 1386 و در ساعت 16 درسالن کنفرانس خبرگزاری مهر با حضور استادان برجسته موسیقی و همچنین سرپرستان و مدیران و اعضای چند گروه موسیقی برگزار شد.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 12:28  توسط پیمان آلفا  | 

موسيقي زيرزميني پديده‌ايست كه ريشه در فرهنگ موسيقايي غرب دارد و به آن دسته از آثار موسيقايي اطلاق مي‌شود كه برخلاف جريان رايج موسيقي عمل مي‌كنند و تبعات آن دامنگير خودشان مي‌شود.


اولين و مهم‌ترين اتفاقي كه براي گروه‌هاي زيرزميني (underground music) در مغرب‌زمين مي‌افتد، اين است كه شركت و موسسات تهيه‌كننده از آنها استقبال نمي‌كنند اما آنچه در اين ميان موسيقي زير‌زميني را مطرح مي‌كند، و بر سر زبان‌ها مي‌اندازد، جريان‌ساز بودن آنهاست، به‌همين دليل بسياري از گروه‌هاي موسيقي مطرح امروز در سطح جهان همان جوان‌هاي جوياي نام ديروز بودند كه با داشتن سليقه‌اي متفاوت از سليقه حاكم بر اجتماع‌شان و تحمل بسياري از دشواري‌ها، به يك جايگاه متفاوت و قابل‌اعتنا رسيده‌اند.



اما اين جريان مثل بسياري از جريانات وارداتي ديگر به شكل صحيح و سالمي به‌دست ما نرسيد و در همان ابتداي مسير، شكل ديگري به خود گرفت.



از آنجايي كه امروزه هنر در ايران با جنبه‌هاي اقتصادي پيوند بيشتري دارد تا جنبه فرهنگي، اغلب موسيقي تجربي با صبغه متفاوت‌انديشي حيات چنداني پيدا نكرده است.



موسيقي زير‌زميني در ايران تعريف ديگري دارد. هر اثر موسيقايي كه موفق به دريافت مجوز رسمی وزارت ارشاد نمي‌شود، تحت‌عنوان موسيقي زيرزميني و از دريچه‌هاي غير‌قانوني منتشر مي‌شود. پيمان سلطاني، رهبر اركستر ملل كه مطالعات گسترده‌اي در زمينه تئوريك موسيقي دارد، درباره موسيقي زيرزميني ايران مي‌گويد: اين عنوان در غرب تعريف خودش را دارد اما وقتي كه به ايران مي‌رسد، شكل ديگري پيدا مي‌كند.



من در وهله اول بايد بگويم كه با اين واژه مانوس نيستم و احيانا موسيقي زير‌زميني در ايران به آثاري اطلاق مي‌شود كه يا مجوز انتشار نمي‌گيرد يا اگر هم دارد، اجازه مولف را ندارد. اين مي‌تواند جنبه تازه‌اي از موسيقي زير‌زميني باشد چون به‌هرحال موسيقي زيرزميني چه در غرب و چه در ايران اولين مولفه‌اش حمايت‌نشدن است. موسيقي زيرزميني نسبت به ادبيات زير‌زميني كه ريشه‌اي كهن‌تر دارد، مي‌تواند به دسته‌اي از آثار اطلاق شود كه كلامشان بار سياسي دارد و از طرفي مجوز انتشار هم پيدا نمي‌كند.



پيمان سلطاني كه تاكنون مقالات متعددي را در حوزه‌هاي نظري مختلف براي موسيقي نوشته است، درباره تبعات فعاليت گروه موسيقي زيرزميني مي‌گويد: «فكر مي‌كنم كه پاسخ اين پرسش را بايد وزارت ارشاد بدهد. به‌هرحال وقتي يك اثر توليد مي‌شود، حتماً جامعه به آن نياز دارد. من معتقدم كه دولت نتوانسته جلوي نياز جامعه به هر موسيقي را بگيرد و موسيقي در شكل‌هاي مختلف توليد و ارائه مي‌شود.»



وي ادامه مي‌دهد: «به هر روي موسيقي زير‌زميني و خوب و بد‌بودن آن به سلايق افراد برمي‌گردد اما اگر شما هر پديده‌اي را در خفا نگه داريد، روزنه‌اي جديد پيدا مي‌كند و خود را بروز مي‌دهد. از همه بدتر اينكه مردم فكر مي‌كنند هر پديده‌اي با چنين مختصاتي ظهور كند، چيز مهمي است. به‌عنوان مثال شما از فردا نان‌قندي را ممنوع كنيد. ببينيد چه اتفاقي مي‌افتد. از طرفي ديگر موسيقي هنوز براي ملت ما به‌عنوان يك مدل انديشه مطرح نيست و هنوز جنبه مصرفي دارد. براي اينكه بتوانيم مردم را خوش‌مصرف كنيم، بايد سليقه‌ها را تغيير دهيم تا تشخيص درست در مردم به‌وجود بيايد.»



اين نوازنده تار معتقد است كه بايد انتشار موسيقي آزاد باشد و رسانه‌هاي دولتي هم به مردم خوراك بدهند. با آزاد‌شدن موسيقي و پخش موسيقي‌هاي خوب و ارزشمند از رسانه‌ها، مردم صاحب سليقه مي‌شوند. آن وقت خودبه‌خود آثار غربال مي‌شوند.



موسيقــي زيرزمينـي، مجموعــه‌اي از سبك‌هاي موسيقي است كه در زمان توليد مورد توجه تهيه‌كنندگان يا دستگاه‌هاي دولتي قرارنمي‌گيرد. در حوزه مربوط به ناشران بايد گفت كه عمدتا ناشران و فعالان عرصه نشر در ايران صورتي كاملاً منفعلانه، با همه انواع موسيقي نامتعارف سر ناسازگاري دارند و نتيجه فعاليت آنها در عرصه محصولات متفاوت ـ كه موسيقي زيرزميني بخشي از آن است ـ بسيار اندك مي‌شود اما براي اينكه حتي يك ناشر علاقه‌مند بتواند روي اثري زيرزميني فعاليت كند، به يك شرط اوليه نيازمند است كه همانا مجوز باشد. وقتي به اين قسمت مي‌رسيم، پاي ارزش و طرح مسائل اجتماعي ـ سياسي هم به ميان مي‌آيد و پرداختن به اين مقوله دشوارتر؛ زيرا همان‌طور كه اشاره كرديم، موسيقي زير‌زميني در ايران به موسيقي‌اي اطلاق مي‌شود كه به‌دليل نگرفتن مجوز، سير ديگري را براي توليد و عرضه خود انتخاب مي‌كند.



بابك رياحي‌پور، نوازنده برجسته گيتار كه حدود 2 سال است آلبومي به نام «آتما» ساخته و همچنان موفق به دريافت مجوز آن نشده است، مي‌گويد: «موسيقي زيرزميني در غرب برخلاف جريان تجاري عمل مي‌كند و به‌نوعي موسيقي‌اي متعهد و ارزشمند محسوب مي‌شود اما در ايران به آثاري گفته مي‌شود كه مجوز نگيرند.»



رياحي‌پور كه خود با آلبوم «آزمون و خطا» يك اثر تجربي را ارائه داده است، درباره وضعيت اين موسيقي در ايران معتقد است: «موسيقي زيرزميني به اين شكل كه ما داريم، يك پديده تاسف‌بار است. چند نفر دور هم جمع مي‌شوند، با اميد و انگيزه كار مي‌كنند و وقتي كه بعد از سال‌ها تلاش به جايي نمي‌رسند، در دام افسردگي و اعتياد مي‌افتند.»



اين نوازنده گيتار بيان مي‌كند: «من معتقدم بايد مساله‌اي مانند مجوز از ميان برداشته شود و اجازه بدهند همه فعاليت كنند. آن وقت است كه سره از ناسره مشخص مي‌شود و گروه‌هاي واقعي به حيات خود ادامه مي‌دهند.»



آنچه كه مي‌تواند موسيقي زير‌زميني را به مقوله‌اي آسيب‌رسان تبديل كند، علاوه بر غفلت متصديان امور فرهنگي و سياستگذاران اين حوزه، فعاليت جوان‌ها ـ كه در واقع آينده هر مملكتي را تشكيل مي‌دهند ـ در اين عرصه است. نگاهي كه مديران كلان فرهنگي به جوان دارند، نگاهي ناقص و گاه نادرست است. جوان تا زماني كه مورد قضاوت مديريت‌هاي فرهنگي اينچنيني قرار بگيرد، به‌دنبال مفري براي عرض‌اندام مي‌گردد. طبيعي است كه راه قانوني و قابل‌عرضه‌اي براي او پيدا نمي‌شود و پس از ساخت قطعات موسيقي نمي‌تواند باز حوزه‌هاي آن را مطالعه و در نتيجه رشد كند.



رضا يزداني ـ خواننده و نوازنده گيتار ـ كه با ارائه آثاري متفاوت بر سر زبان‌ها افتاده است، در اين باره بيان مي‌كند: «ما خودمان سال 71 يك گروه زيرزميني داشتيم كه با خواندن آثار بزرگان موسيقي راك، فعاليت مي‌كرديم اما نتيجه چنداني نداشت.»



او معتقد است: «موسيقي زيرزميني در ايران به‌دليل تعريف متفاوتي كه دارد، به‌جاي مثبت‌بودن، تبعات منفي دارد.



با وجود رسانه‌هاي مختلف، ارائه آثار صوتي با هر كيفيتي، كار چندان دشواري نيست. اينجاست كه موسيقي شكل ناسالمي به خود مي‌گيرد و براي بيان تفاوت و اعتراض خود، دست به دامن فحش و ناسزا مي‌شود. البته اين آثار نه‌فقط بار اجتماعي ندارند، بلكه به دليل توليد آسان و سهل‌انگارانه بار موسيقايي هم ندارند.»



يزداني در پاسخ به اينكه چه بايد كرد، مي‌گويد: «مقصر كسي است كه مجوز نمي‌دهد. اين كار نتايج و تبعات منفي زيادي دارد. وقتي يك نوازنده يا آهنگساز جوان مي‌خواهد خودش را بروز بدهد، به‌محض اينكه يك كيبورد و كامپيوتر در اختيارش قرار مي‌گيرد، شروع مي‌كند به ساختن و كار كردن. كاركردني كه ضعيف و بي‌كيفيت است. در نتيجه فرهنگ موسيقي در جامعه پايين مي‌آيد.
اين وظيفه مركز موسيقي و تلويزيون است كه با اجازه پخش آثار خوب به رفع اين آسيب كمك كند ولي در این زمینه ضعیف عمل می کند. شما اگر به كشورهاي عقب‌مانده دنيا هم كه نگاه كنيد مي‌بينيد يكي دو كانال مستقل براي موسيقي دارند.



واقعاً جاي تعجب است مردم دنيا حتی در گلخانه‌هايشان موسيقي پخش مي‌كنند، درحالي كه اينجا موسيقي شكل زيرزميني و پنهاني به خود مي‌گيرد.



طبيعي است كه در چنين شرايطي پنهاني افراد راه خود را پيش مي‌گيرند و فكر مي‌كنند هر سنت‌شكني‌اي نتيجه خواهد داشت اما واقعاً چه بايد كرد؟ و موسيقي زيرزميني چه وقت مي‌تواند به عنوان يك جريان مثبت به رشد و تعالي نيروي خلاقه موسيقي ما كمك كند. فارغ از اينكه انقباض‌هاي اجتماعي و فرهنگي و وجود سياست‌هاي دستگاه حاكم باعث به وجود آمدن اين جريان پنهاني شده است، بايد گوشزد كرد كه اغلب اتفاق‌ها و جريان‌هاي پنهان در واقع يك ناهنجاري و بيرون‌زدگي نامتناسب به وجود مي‌آورد كه نخستين آسيب‌اش متوجه بدنه اصلي فرهنگ است.همان‌طور كه در نظرات موزيسين‌ها آمد، وجود يك نوع تفكر تك‌صدايي در مساله اعطاي مجوز موجب چنين مساله‌اي مي‌شود كه در نهايت به توليد آثاري بسيار بي‌محتوا ختم مي‌شود اما وقتي اين آثار به دليل داشتن كلام متفاوت، متفاوت تلقي مي‌شوند طبيعي است كه مردم هم از آن استقبال مي‌كنند. البته مردم در اين ماجرا تقصير چنداني ندارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 14:55  توسط پیمان آلفا  |