تبليغاتX
جاده ی هوی متال
زیر زمین خروشان
                                



در آغاز کار گروه در Indiana جايی اگه اشتباه نکنم در مرکز آمريکا مستقر بود.Jon Schaffer (گيتاريست rhythm guitarist) و Greg Seymour (درامزdrums) در ابتدا با هم کار می کردند.بعدا در سال ۱۹۸۵ به Florida تغيير جا داده اند.در سايت ايران متال نوشته بود که در سال ۱۹۸۴ در فلوريدا تشکيل شده!! با اينکه به نظر من سايت معتبری است چند تا اشکال تو بيوگرافی هايش هست.بگذريم؛Florida همان جايی است کهRichard Bateman (بيسbass) و Bill Owen (گيتارguitar) و Gene Adam (خوانندهvocals) به گروه آمده اند.

سال 1998 اولین Demo رو با نام Enter the Realm عرضه کردند. وقتی هنوز بک گروه زیر زمینی بودند. این Demo مورد علاقه بسیاری واقع شد تا اینکه گروه در سال 1990 با ارنج: Schaffer و Randall Sawver گیتاریست ، Gene Adams خواننده ، Dave Abell بیسیست و Mark McGill درامر کار بی نامی رو منتشر کرد. آلبوم نه چندان قابل قبول که به صورت یک کار Traditional Heavy عرضه شد. کارهایی در این اثر وجود داشت که بعدها در آلبومهای جدیدشون و با بازنوازی دوباره آورده شد.کار Iced Earth یه ترکیبی از متال کلاسیک و 80s بود.

تغییر ارنج و نتیجه اش آلبوم بعدی در سال 1991 با نام Night of the Stormrider . آلبومی که به عقیده ای نا امید کننده بود از Iced Eath. با توجه به Alternative Rock که مورد توجه قرار گرفته بود این آلبوم عرضه شد. استفاده از Guitar Acoustic و یک جو اتمسفری با کیبرد در آهنگهایی مثل Angel's Holocaust ، Before the Vision . در مجموع کار رو بد نمیدونن. اما این رو بدشانسی گروه برای زمان ارایه آلبوم میدونن. استفاده از خواننده جدید و با نفسی قوی در گروه که به نسبت کار خوبی رو ارایه داد از نقاط قوی گروهه. ولی یک آلبوم متفکرانه.

با اینکه ایرادهایی که از Iced Earth گرفته شده بود و مشکلاتی که برای گروه به وجود آمده بود با دو آلبوم اول ، گروه کارش رو ادامه داد تا در سال 1995 آلبوم بعدی خودشون با نام Burnt Offerings عرضه کردند. کاری با ارنج جدید گروه و به نسبت خوب! بیسیست و خواننده گروه تغییر کرده بود. کاری که مانند کارهای دیگر گروههای Classic متال مثل Iron Maiden از یک خوانندگی حماسی بهره میبرد. آلبومی با نهایت ظرافت در انتخاب نام Track ها ، نوازندگی قوی Drum ، گیتارهای خشن با یک همبندی زیبا با صدای لطیف Piano . Track اخر گروه با نام Dante's Inferno گه 16 دقیقه طول داره رو بهترین کار این آلبوم میدونن. آهنگی با یک پیچیدگی بسیار بالا در نوازندگی.

1996 و Dark Saga ، به عقیده عدهای بزرگترین کار گروه. کاری که باز با ارنج جدید ارایه شد، بیسیت و درامر عوض شده بودند. اشعاری قوی و کاور بسیار قوی کار شده! از این البوم 2 Track شروع آلبوم رو قوی میدونن. Dark Saga و I dead for you. دو Track نسبتا آرام و Heavy قبل از Trackی با نام Violate که خشمگین و سرعتی کار شده. Track ی بعدی Hunter نام داره و بعد از 2 Track آغازی نسبت به باقی بهتر نامبرده شده. نوازندگی گیتار Randall Sawver در این آلبوم رو بسیار قابل توجه میدونن. خصوصا نوازندگی قوی وی رو تو Trackی با نام Depths Of Hell به شهود میشه دید. Solo هایی که در این آلبوم زده شده رو خوب میدونن.

ارنج گروه بعد از Dark Saga بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که در سال 1997 آلبوم بعدی رو با نام Days of Purgatory عرضه کردند. کارشناسان بر این عقیده هستند که این آلبوم از Dark Saga هم قویتر کار شده. تا جایی که این آلبوم رو بهترین معرف برای Iced Earth میدونن. Lyric هایی قوی ، نوازندگی ملودیکه گیتار ، گروهنوازی قوی و درامی سریع! به جز معدود Track هایی از این آلبوم اکثرا ساخته شده توسط خود Schaffer هستند. Colors ، Nightmares ، When the Night falls و Desert Rain رو دارای گیتاری اتمسفریک میدونن. Angel’s Holocaust رو Trackی با یک تمه Gothic میدونن. The Funeral یک کار Instrumental قوی و در عین حال زیبا و Travel In Stygian قوی ترین Track این آلبوم.

Earth رو به جرات میشه جزو دلنشین ترین و قوی ترین گروههای متال دونست. کارها عموما آروم ، اما منحصر به فردند. یک جو Heavy در کل کارهاشون موج میزنه. بعضاکارهاشون به Pantera نزدیکه . از Acoustic گیتار در عین ظرافت استفاده شده ، عموما با Intro های زیبایی از گیتار شروع میشه که این رو از نقاط قوت گروه میدونن. ارنجش بیش از هر گروهی تغییر کرده ، اما در دو آلبوم Dark Saga و Days of Purgatory که بهترین کارهای گروه هم هستند بهتر به حساب میاد. حساسیت زیادی به نام Track ها داشتند ، Cover ها هم قوی کار شده خصوصا در Dark Saga.اما حالا گروه درHorror Show خیلی خیلی بهتر شده و در اين آلبوم از همان لحظات اول با شروع درامز Richard Christy و باس Steve DiGiorgio شما را میخکوب می کند و شما را نا خود آگاه به یاد کار مشترک آنها در Control Denied می اندازد . بعد تم اصلی اولین ترانه یعنی Wolf آغاز می شود و با صدای جذاب مت بارلو Matt Barlow همه چیز کامل می شود و Jon Schafferبار دیگر ارزشها و خلاقیت های هوشمندانه خود را آشکار می کند . موسیقی این آلبوم بسیار پر مایه تر از آلبوم های قبلی است چرا که نقیصه کوچک گروه یعنی نداشتن یک نوازنده درامز پر قدرت با آمدن Christyکاملاَ بر طرف شده است. جذابیت ریتمها مانند آلبوم های قبلی بسیار زیاد است . تکنوازيهای گیتار کم ولی به جا و پر احساس هستند . DiGiorgio هم که به عنوان نوازنده باس سنگ تمام گذاشته است. صدای باس بدون پرده او در ابتدای آهنگ Dracula ذهن شما را به خود مشغول می کند . نکته ديگر صدای جذاب و پراحساس Mat Barlowاست که با تمام وجود به هنرنمايی پرداخته است. همچنین اجرای یک آهنگ از گروه پر آوازه Iron Maiden بنام Transylvania نیز به طرزی قابل قبول و با امضای گروه قابل تحسین است . شاید گزاف نباشد اگر بگوییم گروه بهترین نوازندگانش را در طی فعالیتش در این آلبوم دارد .اشعار و حال و هوای آهنگ ها نیز همانطور که از اسم آلبوم پیداست بر پایه یک سری فیلم ها و داستان های مشهور ترسناک نگاشته شده اند . در هر جا که لازم بوده Jon Schaffer از صدای گروه کُر نیز برای القای فضای ترسناک داستانها بهره جسته است و با این آلبوم پختگی و جا افتادگی خاص خود را در آهنگسازی به خوبی نمایان ساخته است. همه اینها این آلبوم زیبا را در زمره یکی از بهترین آثار Iced Earth از آغاز تا کنون قرار می دهد.در هر حال Iced Earth یکی از مهمترین و بهترین گروه های متال هست که شاید بشه گفت کمتر دنبال تجارت موسیقی بوده اند نسبت به شبیه های خودشان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 13:59  توسط پیمان آلفا  | 

 

                                                              سال ۱۹۸۲

لارس آلريک Lars Ulrich و جيمز هتفيلد James Hetfield گروه متاليکا Metallica را تشکيل دادند.
ديو ماستين Dave Mustaine گروه Panic را ترک گفت و به متاليکا پيوست.
ران مک‌گاونی Ron McGovney بعنوان بيسيست در متاليکا شروع بکار کرد.
در ماه مارس، اولين اجرای متاليکا از راديو پخش شد.
در همان ماه متاليکا در توری که گروه Saxon با نام Denim and Leather ترتيب داده بودند، شرکت نمود.
در ماه آوريل، برد پارکر Brad Parker بعنوان گيتاريست دوم گروه انتخاب شد. به دنبال اين انتقال ماستين گروه را ترک کرد. شايان ذکر است که متاليکا فقط يک روز، گروهی پنج نفره بود.
در ماه می، هتفيلد، ريتم گيتار را بعهده گرفت علاوه بر اينکه خواننده اصلی نيز محسوب می‌شد.
در ماه ژوئن، آهنگ Hit the Lights ضبط شد و بدنبال آن نسخه اوليه آلبوم No Life 'til Leather منتشر گرديد.
کليف برتون Cliff Burton در ماه دسامبر گروه Trauma را ترک کرد و جايگزين مک‌گاونی گرديد.

سال ۱۹۸۳

در ماه مارس، کليف اولين اجرايش را با متاليکا تجربه نمود.
در ماه آوريل، ديو رسماْ از متاليکا اخراج شد و کرک همت Kirk Hammett جايگزين او گرديد. کرک قبل از اينکه به متاليکا ملحق شود در گروه Exodus  فعاليت می‌نمود.
اولين آلبوم متاليکا با عنوان Kill 'Em All عرضه شد.
ديو ماستين دست به همکاری برای تشکيل گروهی جديد با David Ellefson بعنوان بيسيست، Kerry King بعنوان گيتاريست و Lee Rausch بعنوان درامر زد. تا بالاخره گروه مگادث تشکيل يافت.
Kerry King با مگادث در تورهای کوچکی همکاری کرد تا سپس به گروه Slayer بازگشت.
در ۳۱ دسامبر ديو ماستين خواننده اصلی گروه مگادث نام گرفت.

سال ۱۹۸۴

Lee Rausch گروه را ترک کرد و Gar Samuelson جای او را گرفت.
Chris Poland به خدمت گرفته شد تا جای خالی Kerry King را پر کند.
در ماه نوامبر، مگادث با شرکت Combat Records دست به امضای قرارداد زد.

سال ۱۹۸۵

در ماه می، مگادث آلبوم Killing Is My Business... And Business Is Good را عرضه نمود.

سال ۱۹۸۶

کليف برتون در اثر سانحه تصادف اتوبوس جان خود را از دست داد.
در ماه نوامبر مگادث آلبوم Peace Sells... but Who's Buying را روانه بازار نمود.
شرکت Capitol Records با مگادث قرارداد بست و نسبت به شرکت Combat Records برتری پيدا کرد.
گروه Overkill با آنها برای برپائی توری با عنوان Wake Up Dead دست همکاری دادند.
Chris Poland و Gar Samuelson بعد از آخرين اجرای گروه در تور هاوائی از گروه جدا شدند.

سال ۱۹۸۷

در ماه فوريه، گروه با Alice Cooper توری با نام Constrictor را برپا کردند.
در همان ماه مگادث با گروه Mercyful Fate به اجرای مشترک پرداخت.
Chuck Behler بعنوان درامر در گروه استخدام شد.
Jay Reynolds با آنها بعنوان گيتاريست کمکی مساعدت نمود تا جايگزين مناسبی در گروه برای Poland پيدا شود. بعد از آن Jeff Young بعنوان گيتاريست بکار گرفته شد.

سال ۱۹۸۸

در ماه مارس، مگادث آلبوم So Far, So Good... So What را عرضه نمود.
گروه با بهمراه خواننده بزرگ سبک هوی متال، Dio ترتيب تورهای گسترده‌ای را در سراسر کانادا و ايالات متحده دادند.
در آگوست، مگادث با گروه KISS در Castle Donnington به اجرا پرداخت.
آنها در تور استراليا شرکت نکردند تا در تور بزرگتر Monsters of Rock شرکت کنند.

سال ۱۹۸۹

Jeff Young و Chuck Behler از گروه جدا شدند.
ماستين بخاطر رانندگی ديوانه‌وارش توسط پليس بازداشت شد.
در جولای، Nick Menza بعنوان درامر در گروه مشغول بکار شد.

سال ۱۹۹۰

در ماه فوريه، مارتی فريدمن Marty Friedman بعنوان ليدگيتاريست استخدام شد.
در ماه اکتبر مگادث آلبوم Rust in Peace را منتشر کرد.
گروه در همان ماه به همراه گروههائی نظير Slayer، Suicidal Tendencies و Testament در تور Clash of the Titans شرکت نمود.

سال ۱۹۹۱

در ماه مارس مگادث، از آلبوم جديد گروه Judas Priest با نام Painkiller پشتيبانی کرد و آنها را حمايت نمود.
در ماه آوريل، ديو ماستين با Pamela Anne ازدواج کرد.
در همان ماه ويدئوی Rusted Pieces منتشر گشت.
مگادث با همکاری گروههائی همچون Slayer، Anthrax و Alice in Chains ترتيب تور گسترده‌ای را داد.
در ماه جولای مگادث برای فيلم Bill & Ted's Bogus Journey آهنگ Go to Hell را ساخت.

سال ۱۹۹۲

در ماه می، موسيقی فيلم Super Mario Bros بنام Breakpoint عرضه گشت.
در جولای آلبوم Countdown to Extinction توليد شد.
در ماه نوامبر ويدئوی Exposure of a Dream منتشر شد.
مگادث ترتيب برگزاری توری را در امريکا با شرکت گروه Stone Temple Pilots داد.
پسر ماستين بنام Justis متولد شد.

سال ۱۹۹۳

مگادث با گروههائی همچون Milton Keynes Bowl، Diamond Head به همراه متاليکا ترتيب کنسرت مشترکی را داد.
آنها با گروه بزرگ Iron Maiden چندين بار در تور اروپا به اجرای مشترک پرداختند.
گروه Pantera با مگادث در تور Countdown to Extinction به اجرای مشترک پرداخت.
در ژوئن مگادث، موسيقی فيلم Last Action Hero را با نام Angry Again توليد نمود.
در ماه نوامبر، بازهم به ساخت موسيقی فيلم اين بار برای فيلم The Beavis and Butthead Experience بنام Ninty Nine 99 Ways to Die پرداختند.

سال ۱۹۹۴

در ۳۱ اکتبر مگادث آلبوم Youthanasia را عرضه نمود و در برنامه Night of the Living Megadeth که از شبکه تلويزيونی MTV پخش می‌شد به اجرای زنده پرداخت.
مگادث آهنگ Paranoid را از گروه Black Sabbath در يادبودی از آنها بازنوازی کرد.

سال ۱۹۹۵

در ماه ژانويه بود که برای فيلم Crypt Presents: Demon Knight آهنگی با عنوان Diadems تنظيم کردند.
در ژانويه و فوريه، تور جهانی Youth برپا شد.
در ماه می ويدئوی Evolver: The Making of Youthanasia عرضه شد.
در ماههای جولای و آگوست، آنها با گروههای Korn و Fear Factory به اجرای مشترک دست زدند.

سال ۱۹۹۶

الکساندر، پسر David Ellefson بدنيا آمد.

سال ۱۹۹۷

مگادث آلبوم Cryptic Writings را توليد نمود.
آهنگ Almost Honest را برای فيلم Mortal Kombat Annihilation تنظيم کردند.

سال ۱۹۹۸

در ۲۸ ژانويه، Electra دختر ماستين متولد شد.
مگادث در فستيوال Ozzfest '98 به اجرا پرداخت.
در ماه جولای Nick Menza از گروه خارج شد و به جای او Jimmy DeGrasso پشت درام مگادث نشست.
در ۲۳ اکتبر آن سال، Athena، دختر David Ellefson متولد شد.

سال ۱۹۹۹

مگادث تابستان آن سال را به اجرا در برنامه‌های راديوئی پرداخت و همچنين در تور اروپائی که گروه Iron Maiden ترتيب داده بود شرکت نمود.
آهنگ Crush 'Em برای فيلم Universal Soldier 2 ساخته شد.
آلبوم Risk در ۳۱ آگوست توليد شد.

سال ۲۰۰۰

Al Pitrelli به مگادث پيوست. اين درست همان موقعی بود که مارتی از آنها جدا شده بود.
گروه قرارداد خود را با شرکت Capitol Records لغو کرد تا با شرکت Sanctuary Records قراردادی جديد منعقد سازد.
آهنگ Kill the King شماره يک جدول موسيقی امريکا شد.
آنها اقدام به توليد Capitol Punishment: The Megadeth Years نمودند.
گروه به استوديويشان در شهر لوس‌آنجلس بازگشتند تا کار بروی آخرين اثرشان را به اتمام برسانند.

سال ۲۰۰۱

در ماه آوريل مگادث شروع به برگزاری تور آکوستيکال کوچکی در امريکا با حمايت ايستگاه راديوی محلی نمود.
در ماه ژوئن،‌ گروه در فستيوال جهانی به همراه گروه AC/DC شرکت و اقدام به اجرای زنده نمودند.
در ماه سپتامبر مگادث با گروه Endo در سواحل غربی امريکا و با گروه Iced Earth در شرق ايالات متحده به اجرای زنده پرداخت.
در ماه اکتبر DVD ويژه‌ Behind The Music روانه بازار شد.

سال ۲۰۰۲

در ماه مارس، گروه برخی از اجراهای زنده‌ خود را تحت عنوان آلبومی بنام Rude Awakening در ۲ CD عرضه نمودند.
در ماه آوريل رشته‌های عصبی بازوی ماستين دچار صدمه شد. او ديگر قادر به گيتار زدن نبود.

سال ۲۰۰۳

در ماه فوريه ماستين پشت گيتارهای Jackson را برای هوادارانش امضا کرد.
در ماه اکتبر،‌ آلبوم Peace Sells ...But Who’s Buying بروی DVD صوتی با صدای ديجيتال دالبی ۱/۵ دوباره عرضه شد.

سال ۲۰۰۴

در ماه ژانويه ديو ماستين اعلام کرد که سلامتی‌اش را کاملاْ بدست آورده است و در آينده اقدام به توليد کارهای جديد خواهد نمود.
آلبوم جديد مگادث با حضور Vinnie Colaiuta بعنوان درامر، Jimmy Sloas بعنوان بيسيست و Chris Poland بعنوان گيتاريست مهمان عرضه نمود.

سال ۲۰۰۵

ديو ماستين سال ۲۰۰۵ را به همه هوادارانش تبريک می‌گويد!

در حال حاضر اعضای گروه عبارتند از:
Dave Mustaine
 بعنوان خواننده و گيتاريست.
James MacDonough
 بعنوان بيسيست.
Glen Drover
 بعنوان گيتاريست.
Shawn Drover بعنوان درامر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 17:53  توسط پیمان آلفا  | 

Fear Factory گروه:
Fear Factory ، يه گروه خوب متال که در سال 1990 فرم گرفت. آنها رو Industrial ، Heavy و Alternative متال ديديم. گروه در آمريکا شکل گرفت با حضور Burton C. Bell به عنوان خواننده ، Raymond Herrera نوازنده پرکاشن گروه و Dino Cazares نوازنده گيتار گروه!

•Fear Factory به زيبايي هر چه تماتر توانست خشونت Death را با ريتميک يودن Industrial پيوند بزنه! Fear Factory رو به دليل اين کار ، گروهه بزرگي ميدونن. حاصل اين کار يه موسيقي زيبا شده که شمه اي از Death و Industrial رو يک جا داره.
•اولين اثر گروه در سال 1992 به بازار عرضه شد. تحت عنوان Soul of a New Machine . صداي خواننده رو در اين اثر شيطان وار به حساب ميارن. حمله هاي سريع گيتاريست رو هم در اين آلبوم درخوره توجه ميدونن. آلبوم در مجموع کاري در خوره توجه و خوب از گروه به حساب مياد. با توجه به اينکه اولين کاره رسميه يه گروه تازه کاره مهمي به حساب مياد Fear Factory خوب تونست کاري رو که ميشه نو آوري آنها به حساب آورد رو نمايانگر کنه. پس بعد از اين آلبوم مورد توجه قرار گرفت.
•گروه هميشه با Remixer هايي همکاري داشته . کساني مثل Rhys Fulber ، Bill Leeb و کسانه ديگه! خصوصا کساني که شايد سبک اصل کارشون بر پايه Techno بوده. همين امر باعث شده موسيقي Fear Factory موسيقي زيبايي باشه. نه خشونت تنها که بيشتر منحصر به متاله و نه ريتميک و سبک تر بودن Industrial . آهنگهاشون بر اساس ريتمه خواصي ادامه پيدا ميکنه . صداي خواننده هم تداعي کننده سبک Death هستش.
•دومين آلبوم تحت نام Demanufacture در سال 1995 ، Release شد. عده اي اين کار گروه رو يک پله مترقي تر از متال صرف ميدونن. چيزي که هيچ وقت به ذهن کسي هم خطور نميکرد: که روزي موسيقي متال با نوعي موسيقي اصطلاحا techno/dance کنار هم بکار برده بشه. اما اين کاري بود که گروه Fear Factory کرد. اين کار همچنان مخالفان خودشو داره. عده به هيچ وجه ورود سبکهاي ديگه مثل Rap يا Techno رو به سيک متال مجاز نميدونن. اما اگر با اين امر مشکلي نداشته باشيم اين آلبوم رو کاره قابل قبول و زيبايي در زمينه متال ميدونن.
•اين آلبوم 2 سال بعد تحت عنوان يک پروژه Remix و با نام Remanufacture ادامه پيدا کرد. براي اين پروژه FearFactory ، Remixer هاي زيادي رو به همکاري گرفت. حتي کساني که زمينه کاريه خودشون Techno صرف بود.
•بهترين و زيباترين کار گروه ار ديدگاه هواداران و متخصصان آلبوم Obsolete از گروه نام برده ميشه. اين آلبوم در سال 98 عرضه شد. البومي که اون رو يک کاره فراتر از کاره خشک متال ميدونن. يکي از Track هاي اين اثر را بانام Resurrection را بي شک بهترين کاره FearFactory تا به حال ميدونن. کاري زيبا و تکنيکي کار شده. پر فروش ترين کار Fear Factory که تا حدي پيش رفت که اونو جزو 100 البوم برتر نيز به حساب آوردن. گروه با ارايه Sound Track براي کارهاي سينمايي هر چه بيشتر و بيشتر شناخته شد.

Fear Factory با ارايه يه کاره جديد که ميشه اونو تحت عنوان تلفيق سبک خوانده در Death Metal و استفاده از سازبنديه Industrial دانست توانست خودشو معرفي کنه. با ايجاد يک چنين موسيقي از قالب خشک متال سنتي بيرون کشيده شد و به يک موسيقي دلنشين تبديل شد. کاري که هيچوقت براي طرفداران متال کاره قابل قبولي نبود و البته همچنان هم براي عدهاي نيست. اما الان Fear Factory با اين کار شناخته شده است.
گيتاريست Fear Factory حمله هاي سريعي به گيتار داره. اين رو به راحتي در Track ، Replica از اين گروه ميشه ديد. همچنين در آلبوم Soul of a New Machine به چشم مياد. خواننده گروه صدايي در نوسان داره. صدايي کلفت که گاها در طول آهنگ نرم و کشيده ميشه. در بسياري از آهنگها صداي خواننده به چند صدا تبديل ميشه. و اين زيبايي کار رو با توجه به سبک Industrial زيبا تر ميکنه
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 20:15  توسط پیمان آلفا  | 




این گروه در سال 1992 رسما تشکيل شد .گروه در اصل همان scum بود که از سال 1988 فعاليت خود را شروع کرده بود و نهايتا به Amon Amarth تغيير نام پيدا کرد و به صورت زير زميني فعاليت خود را ادامه مي داد . نام Amon Amarth هم از کتاب معروف ارباب حلقه ها گرفته شده است و به معني کوه قدرتمند مجازات مي باشد . اين گروه در شهر تامبا سوئد در جنوب استکهلم مشغول به فعاليت شد آنها کار خود را با نوشتن آهنگهايي پر از ملودي و هارموني و اشعاري در مورد وايکينگ ها و افسانه هايشان و خدايان شمالي شروع کردند .
ترکيب تشکيل دهنده گروه هم nico ( درامر ) ، ted ( بيسيست ) ، Andres و olavi ( گيتاريست ) و john ( خواننده ) بود .
در تابستان 1993 اين ترکيب به استوديو larget رفتند تا اولين دموي خود را به نام thor arise ضبط کنند که اين دمو به خاطر ضبط ضعيف صدا پخش نشد . و گروه مشغول نوشتن آهنگهايي ديگر شد تا دوباره به استوديو رفتند و دومين دموي خود را به نام the arrival of the fimbul winter ضبط کردند . اين دمو به صورت زير زميني حدود 1000 نسخه فروش رفت .
در سال 1995 و در اوج مشکلات شديد مالي گروه لوازم گروه به سرقت رفت و اعضا با قرض کردن پول و فروش اموال شخصي خود مجددا خود را مجهز کردند تا اين بار به استوديو abyss بروند و در مدت 5 روز ميني سي دي throughout the nine worlds را ضبط کنند . اين کار هم از 5 آهنگ تشکيل شده بود که سه تاي آن جديد و دو تاي ديگر اجرايي دوباره بود . اين کار هم در در آوريل 1996 پخش شد .
در ژوئن 1996 درامر گروه nico تصميم به جدايي گرفت و از گروه جدا شد و به جاي او martin lopez به گروه پيوست و بعد از آن هم گروه با شرکت metal blade قرار داد بست .
در ماه مارس 1997 گروه مجددا به استوديو abyss رفت و اين بار با نظارت peter tagtgren ( صاحب شرکت و خواننده گروههاي hypocrisy ، pain ) اولين آلبوم خود را به نام once cent from the golden hall را ضبط کرد .
بعد از ضبط اين آلبوم banders گيتاريست گروه هم جدا شد و john soderberg به جاي او به گروه پيوست و گروه به همراه او در توري بزرگ به همراه گروههاي deicide و six feet under و brutal truth شرکت کرد .
آلبوم بعدي گروه the avenjer نام داشت که باز هم در استوديو abyss ضبط شد . اين آلبوم از هفت آهنگ تشکيل شده و در سال 2001 پخش شده است . بعد از پخش اين آلبوم گروه در تورهاي بسيار موفقي از جمله تور با ساپورت گروه marduk در آمريکا ( که به علت حادثه 11 سپتامبر نيمه کاره ماند ) و فستيوال xmas به همراه گروههاي marduk و vader شرکت کرد .
در آگوست 2002 هم گروه براي دومين بار در فستيوال open air شرکت کرد و در مقابل 12 هزار نفر به اجراي برنامه پرداخت و از آنجا هم مستقيما به استوديو berno در شهر مالمو سوئد رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند .
آخرين آلبوم اين گروه تا الان هم versus of the world نام دارد . که در 18 نوامبر 2002 پخش شد .


اعضاي گروه Amon Amarth از ابتدا تا الان :
Johan hegg : از سال 1988 تا الان خواننده گروه است .
Ted lundstorn : از سال 1988 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروه eternal oath را دارد .
John soderberg : از سال 1998 تا الان گيتاريست گروه است .
Fredrik Anderson : از سال 1998 تا الان درامر گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي a canorous quintent ، curriculum mortiis و ... را دارد .
Olavi mikonen : از سال 1988 تا الان گيتاريسست گروه بوده است .
Nico mehra : از سال 1988 تا 1996 درامر گروه بوده است .
Martin lopez : از سال 1996 تا 1998 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي opeth و requi, را دارد .
Anders hanson : از سال 1988 تا 1998 گيتاريست گروه بوده است
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:35  توسط پیمان آلفا  | 

Dark Tranquillity






اعضای گروه :

خواننده Mikael Stanne
گیتار Niklas Sundin
باس Martin Henriksson
درامز Anders Jivarp
گیتار Michael Niklasson
کیبورد الکترونیک Martin Brandstrom

نام این گروه "آرامش تاریکی" یا Dark Tranquillity بوده و متعلق به کشور سوﺋﺪ میباشد و گروه به طور آزمایشی در سال 1989 اولین کار خود را شروع کرد و به عقیده کارشناسان این آلبوم بیشتر به سبک Hard Rock نزدیک بود و بعد از مدتی گروه کشیده شد به سبک پرخاشگر Thrash متال ، اما هنوز به آن چیزی که میخواست نرسیده بود و سرانجام هسته اولیه گروه در سال ١٩٩٠ پایه گذاری شد. و سبک رسمی گروه ملودیک دث متال نامیده شد که به عقیده صاحب نظران از سال ٩٠ به بعد تحت تاثیر موسیقی گاتنبرگ بود. Anders Friden به عنوان یک خواننده موفق گروه را پایه گذاری کرد و چهار آلبوم اول را که شامل دو دمو و یک آلبوم کامل در سال ٩٣ به نام SkyDancer بود که با صدای قدرتمند او ، این آلبوم بسیار قوی کار شده بود. آلبوم بعدی در سال ٩٥ Of Chaos And Eternal Night بود که به طورت دمو عرضه شد و بعد از این آلبوم آندرس فریدن گروه را ترک کرد و به گروه دیگری به نام In Flames پیوست و به جای او Mikael Stanne از گروه In Flames که آلبوم اول توسط او در سال ٩٤ اجرا شده بود ، به عنوان خواننده در سال ٩٥ به گروه Dark Tranquillity پیوست و کار خود را با گروه شروع نمود. گروه بسیار سریع توانست در بین گروه های دث متال جایی برای خود باز نماید و بعد از مدتی توانست جزو بهترین ها قرار بگیرد. همچنین گروه با نوازندگی گیتار لیت Niklas Sundin و گیتار ریتم Michael Niklasson و گیتار باس Martin Henriksson و کیبورد Martin Brandstrom و درامر Anders Jivarp همراه بود.

آلبوم :

۱۹۹۱ Trail Of Life Decayed
۱۹۹۳ Skydancer
۱۹۹۵ Of Chaos And Eternal Night
۱۹۹۵ The Gallery
۱۹۹۶ Enter Suicidal Angels
۱۹۹۷ The Mind's I
۱۹۹۹ Projector
۲۰۰۰ Haven
۲۰۰۲ Damage Done

Dark Tranquillity
۲۰۰۵ Character
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:33  توسط پیمان آلفا  | 

در سال 1990 JESPER تصميم به ترك گروه Ceremonial Oath مي گيرد و كار خود را براي تاسيس يك گروه مستقل آغاز مي كند.او قصد داشت چهره ي متفاوتي از آنچه كه تا به حال از موسيقي متال نشان داده شده بود را به نمايش بگذارد.او گروه خود را با حضورJohan Larsson و Glenn Ljungstr تشكيل داد و به اين ترتيب In Flames متولد شد.پس از مدتي كوتاه گروه تصميم به ارايه ي يك دمو((DEMO)) مي گيرد.اين دمو داراي مشكلات بسيار زيادي بود كه لطمه ي بسيار بزرگي به آينده ي گروه زد.اما يكي از شركت هاي ريكوردر((RECORDER)) از كار گروه خوشش آمد و با آنها وارد مذاكره شد و توانست آنها را راضي كند.پس از مدت نسبتا طولاني اولين آلبوم((ALBUM))گروه روانه ي بازار شد.و توانست در بين گروه هاي زيرزميني موفقيت هاي بسيار زياد و بزرگي كسب كند.گروه پس از مدتي استراحت تصميم به تهيه ي يك MINI CD مي گيرد و كار خود را دوباره از سر مي گيرد.اين گروه با ارايه ي MINI CD خود در بين گروه هاي زيرزميني به يك اسطوره تبديل شد آنها به خاطر ارايه ي اين ميني سي دي برنده ي جايزه ي BREAKER شدند.

در اين مدت گروه فعايلت خود را در صحنه هاي زيرزميني متوفق كرد.و سپس توانست يك ليسانس معتبر از كمپاني آلمانيNuclear Blas براي RELEASE كردن آلبوم بعدي خود بگيرد.اين اتفاق باعث شد تا گروه با جديت و پشتكار بيشتري به كار خود ادامه دهند.پس از ارايه ي اين كار گروه براي تجديد قوا مدتي بي كار ماند كه با انتقادات پي در پي مردم و منتقدان روبرو شد.مردم خواستار اين بودند كه يا گروه يك آلبوم جديد ارايه دهد و يا اينكه در كنسرت ها شركت داشته باشند.گروه با مشاهده ي استقبال مردم تصميم به تكميل كردن خود گرفت و از اينجا بود كه Anders Fridén و Bjorn Gelotte به گروه اضافه شدند.آندرس به عنوان وكالر گروه فعاليت مي كرد و بي جي هم درامر گروه محسوب ميشد. THE JESTER RACE فستيوالي بود كه براي اين فليمز موفقيت هاي بزرگي را ايجاد كرد و در واقع گروه را جهاني كرد و گروه در اروپا و بخصوص ژاپن طرفداران بسيار زيادي را به سوي خود جلب كرد.گروه در آن وقت در اوج درخشندگي بود و در هان زمان يك ميني تور ((MINI TOUR)) بسيار موفق و عالي با گروه فوق محبوب DIMMU BORGIR داشتند كه براي گروه يك افتخار محسوب مي شد.پس از اين ميني تور گروه يك تور بسيار بزرگ در اروپا برگزار كرد كه همه ي طرفدران را متحير كرد.بلافاصله گروه يك هفته در ژاپن مستقر شد تا بتواند نظر آسيا را نيز به خود جلب كند.در همين سال بود كه با برگشتن گروه به زادگاه خود يعني سويد ((SWEDEN)) نيكلاس گروه را ترك كرد و به يك گروه ديگر ملحق شد.

اين اتفاق باعث شد گروه در معرض فروپاشيدن قرار بگيرد و طي تصميماتي BJ پست خود را از درام به گيتار تغيير داد.گروه براي تكميل شدن Daniel Svensson را استخدام كرد و دنيل كار درام را به عهده گرفت.اين تغييرات گروه را از قبل تكميل تر و قوي تر ساخت.گروه دوباره دست به عمل شگفت آوري زد و آن تور بزرگي در دور دنيا بود كه از اروپا آغاز و به آمريكا و سپس به ژاپن ختم مي شد.اين تور يك تجربه ي بسيار عالي براي گروه به حساب مي آمد.در آگوست سال 2000 پس از گذشت چند سال و به دست آوردن موفقيت هاي بزرگي در برگزاري تورهاي مختلف گروه تصميم به ارايه ي يك آلبوم جديد گرفت.پس از 3 ماه تلاش در استوديو كار آلبوم جديد به پايان رسيد و براي ارايه آماده شد.اين آلبوم فروش بسيار عالي و فوق العاده اي داشت.دوباره گروه شروع به شركت در فستيوال هاي مختلف كرد و اين بار با گروه هاي بسيار قوي و محبوبي از قبيل: DREAM THATER و SLiPKnoT و TESTAMENT و METHOS OF MAYHEM و ETC .در ژاپن JESPER جايزه اي را از BURRN گرفت اين جايزه به خاطر اشعار زيبا و حماسي جسپر به او داده شد.

در همين سال تقريبا 150 اجراي زنده از اين فليمز به ثبت رسيد كه در نوع خود قابل توجه بود.پيتر به خاطر مسايل شخصي در اين سال گروه را ترك كرد و در كنسرت ها شركت نداشت.اما در سال 2001 PETER دوباره به گروه ملحق شد و كار خود را دوباره از سر گرفت و در چند كنسرت كه در سويد برگزار شد شركت داشت.گروه در اين سال در چهار شبكه ي تلويزيوني و چند راديو اجراهاي زنده اي داشت.يكي از موزيك ويديو هاي اين گروه به طور متوالي 2 ماه در صدر بهترين هاي سويد قرار داشت كه يك ركورد رويايي محسوب مي شود.گروه در ميني توري كه برگزار كرده بود با 13 اجرا بيش از 20 هزار طرفدار را به كنسرت هاي خود كشانده بود. در فستيوال تابستاني همان سال گروه اعلام كرد كه قصد دارد آلبومي را ارايه دهد كه در آن اجراهاي زنده ي موفق گروه گنجانده شده باشد.نام اين آلبوم The Tokyo Showdown بود كه در آگوست در سرتاسر آمريكا ارايه گرديد.جديد ترين كار گروه COME CLARITY نام دارد كه در سال 2006 تكميل شد و از آن استقبال خوبي هم صورت گرفت.اعضاي گروه تا بحال به اين گونه بوده است:

گيتار: Bjorn Gelotte

درامز: Daniel Svensson

گيتار باس:Peter Iwers

گيتار: Jesper Stromblad

وکالز: Anders Fridé

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:31  توسط پیمان آلفا  | 

بیوگرافی Tool


گروه تول يکي از بزرگترين گروههاي جنبش Progressive Metal ( متال مترقي ) است . اين گروه در سال 1990 توسط آدام جونز adam jones ( گيتاريست ) ، ماينارد جيمز کين maynard james keenan ( خواننده ) ، پال دَمور ( باسيست ) و دني کَري danny carey ( درامر ) در لوس آنجلس شکل گرفت .
پيشتاز آنها ( ماي نارد جيمز کين ) يکي از ديوانگان موسيقي هارد راک است .
موسيقي آنان خشم آگين و قدرتمند است و با فضاهاي بي نظير ترکيب شده است . ترانه هاي بلند و غير طبيعي ، اشعار پيچيده ، معاني تجريدي و کليپهاي ويدئويی بسيار بسيار عجيب از آنها گروهي خلاف جريان اصلي موسيقي ساخته است .
براي فهميدن اينکه گروه تول از کجا پيدايش شد ابتدا لازم است سعي کنيم مغز تول يعني ماينارد( خواننده و رهبر گروه ) که به شيوني بيرحم مجهز است را بشناسيم . ماينارد در يک خانواده ي متعصب مسيحي و در شهر آکرون از ايالت اوهايوي آمريکا متولد شد و اوقات زندگي اش را در دانشکده وست پوينت و دانشکده ي نظامي ارتش آمريکا گذراند و سرانجام در 1982 به ارتش آمريکا پيوست . اگر همين مساله براي برانگيختن يک جوان به عصبيت نباشد پس بايد اين را هم اضافه کنيد که او در کودکي توسط ناپدري اش مورد تجاوز جنسي قرار مي گرفت! که در ترانه ي ( زندان سکس ) کوشيده ست تا احساس خود را از آن خاطرات تلخ نشان دهد . وي پس از رهايي از ارتش به لوس آنجلس گريخت ، جايي که دوست قديمي اش آدام جونز سعي کرد او را به تجربه اي جديد از موسيقي بکشاند .
جونز در فيلمهاي سينمايي مسئول جلوه هاي ويژه ي تصويري و مجسمه ساز بود و در شغل خود يکي از بهترينها بود . کار بر روي جلوه هاي ويژه ي فيلمهاي بي نظيري مانند : ترميناتور 2 ، غارتگر 2 و پارک ژوراسيک ذهنش را بر روي اين موضوع متمرکز کرده بود که مي تواند ويدئوهاي خوبي بسازد .
وقتي ماينارد تصميم گرفت احساسات خود را فرو بنشاند هر دو شروع کردند به نوشتن ترانه هايي و بزودي نيز براي گروه خود يک درامر جستند . چند تا آمدند و رفتند تا اينکه دني کري همسايه ي آنها در کمپاني تحت قراردادشان ZOO در گروهي بنام Green Jello درامر بود براي ورود در گروهشان ابراز علاقه کرد .
چهارمين قطعه ي پازل نيز زماني کامل شد که براي ساخت يک فيلم جستجو مي کردند . آنها در آوريل 1991 باسيست ِ گروه Spokane را از واشنگتن به لس آنجلس و گروهشان منتقل کردند . و حالا ديگر بناي گروه تول کامل شده بود.
آنها با يکديگر به يکباره تول در مسير شهرت قرار دادند . در ماه مارس 1992 آنها آلبوم کوچک اما تاثيرگذار ِ opiate را انتشار دادند . آلبومي با 7 قطعه ترانه که بشدت هرچه تمام تر از سياهي آکنده بود که مي توانست مانند الفباي جديدي براي اين گروه هوي متال بکار رود .
در آوريل 1993 مسيرشان را با شرکت در تور مشهور Rollins Band سرعت دادند و اولين آلبوم بلند خود را با نام Undertow ارائه کردند . سفري عميق به انزواي تاريک روح ماينارد ؛ و بسيار بيشتر از opiate ملوديک . با ترانه هايي بيمار گونه مانند "Sober," "Prison s/e/x” شروع و پاياني گيج کننده با ترانه ي Disgustipated .
جلد اين آلبوم تصويري از مجسمه ي يک قفس ميله اي ترسناک بود که توسط جونز ساخته شده بود .
آنها سال 93 در تور Lollapalooza راه خود را پيدا کردند . اجراهاي فراوان زنده شان که با هيجان و ديناميک فراوان همراه بود در کارشان تاثير مثبت داشت . اعضاي گروه آنقدر در اين تورها تلاش کردند تا گروه به روند رو به رشد ثابتي دست پيدا کند .
در آگوست همان سال کليپ ويدئويي Sober در MTV به نمايش در آمد و گروه ، جوايز بهترين گروه تازه وارد و بهترين کليپ موسيقي را از آن خود کرد . قبل از پايان آن سال نيز با دو گروه Fishbone و Rage against machine يک تور گروهي راه انداختند و جاي خود را در ميان گروه هاي پرطرفدار متال باز کردند .
اگرچه 3 سال طول کشيد تا تول آلبوم بعدي خود را عرضه کند اما آنها در اين زمان بيکار ننشستند و Undertow را پلاتينيوم کردند و همچنين دومين کليپ ويديويي را بر روي ترانه ي prison s/e/x ساختند که بلافاصله در 1995 و اينبار هم در MTV جايزه ي بهترين جلوه های بصری را ربود .
در سال 95 باسيست گروه پال دمور از گروه براي مدتي کوتاه جدا شد و به گروه هاي ديگري پيوست . و نزديک به سه ماه بعد جاستين چنسلور justin chancellor عضو تشکيل دهنده ي گروه Peach به گروه ملحق شد و در ماه مي سال 96 تول با عوض کردن تهيه کننده ي خود از کينگ کريمسون کنار کشيد و به استاديوي سيلويا ميسي ، که اولين پروژه هاي غير حرفه اي شان را در گذشته تهيه کرده بود ، بازگشتند . آلبوم بعدي آنها Aenima در اکتبر 96 منتشر شد و بسرعت موفقيت تجاري آلبوم قبلي را پشت سر گذاشت و در جدول فروش به مقام دومي دست يافت . اين آلبوم که گرسنگي عذاب آور هزاران طرفدار گروه را برطرف کرده بود نشان دهنده ي پيشرفت و جاه طلبي عظيم تول چه در موسيقي و چه در اشعار بود و نيز ثابت کرد که سطح سليقه و انتظار طرفداران از تول بسيار بالا رفته است . پس از اين آلبوم بود که گروه مدتي از يکديگر جدا شد و ماينارد گروهي را به نام Perfect Circle A تاسيس کرد .
تول در سال 2001 آلبوم Lateralus را انتشار داد که در آن تک آهنگ خيره کننده ي ( تفرقه ي مذهبي ) Schism برنده ي جايزه ي گرمي براي بهترين ترانه ي متال آلترناتيو در سال 2002 شد .
ماينارد در توضيح پيامهاي گروهشان مي گويد : ما در آهنگها به مسائل متفاوتي اشاره مي کنيم ولي مسئله ي اصلي پيرامون اين جريان است که چرا من در اين جهان زندگي مي کنم ؟ و اگر زنده هستم به خاطر اين دلايل است در غير اينصورت ، هرگز بدنيا نمي آمدم .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 11:26  توسط پیمان آلفا  | 

systemofadown

سابقه ی گروه:
System Of A Down در سال 1995 در Los Angeles, CA, United States به عنوان یه گروهtrash Metal پایه گزاری شد هر چند که گروه بعد ها به این سبک بسنده نکرد و به NU رو آورد!!! گروه کار خودشو با سه ارمنی الاصل به نامهای Serj Tankian به عنوان وکالز , Daron Malakian (گیتاریست) و Shavo Odadjian (بیسیست) و همچنین John Dolmayan (درامر) آغاز کرد. Tankian , Malakian و Odadjian قبل از اون در سال 1993 با هم با نام Soil کار می کردن اما در سال 95با الهام از شعری که Malakian سروده بود به(System Of A Down (SOAD تغییر نام دادند. در همین سال با اضافه شدن John به گروه,اونا نیرویی تازه گرفتند و با سفری دوره ای در جنوب California و اجراهای زنده ای که بسیار با استقبال مواجه شد به سرعت محبوب شدن.گروه در سال 97 به صورت رسمی به کار خود ادامه داد و خیلی زود در سال 98 اولین آلبوم گروه تهیه شد.کارهای System با نام هایی همچون P.L.U.C.K که مخفف ("Politically, Lying, Unholy, Cowardly Killers") به معنای سیاسی,دروغگوئی,کفر آمیز و قاتل های نامرد بود و همچنین اجرای زنده ی محبوب "?War" جهت گیری سیاسی پیدا کرد.آلبوم بعدی گروه Toxicity نام گرفت که کاملا متفاوت با کار قبلی اونا بود و حال و هوای گروه رو تغییر داد.این آلبوم درسپتامبر۲۰۰۱ عرضه شد و بین 200 آلبوم برتر در صدر قرار گرفت. تنها در ایالات متحده بیش از سه میلیون و سیصد هزار نسخه به فروش رفت و در مجموع پنج میلیون نسخه فروش داشت. System در مدت کوتاهی که به عضویت خانواده بزرگ متال در اومده اثرات زیادی رو از خودش در این سبک به جا گذاشته و تونسته به یکی از ده گروه محبوب متال تبدیل بشه. System Of A Down رو با گروههای NU مثل Korn یا The Deftones مقایسه می کنن.
نقل قولی از مجله ی Towe Pulse در مورد System : آهنگ های گروه سرشار هستند از
طغیان,سرکشی,شورش و اعتراض. و موسیقی متفاوت اونا که ترکیبی است ازMetal, Rap,
Hardcore-Rock, Jazz وملودی های خاور میانه ای گویای نیاز به حرکت و متحد شدن در
برابرتبعیض, تعصب و بی عدالتی است.
Malakian گیتاریست گروه در اظهار نظری گفته:" ما یک آهنگ رو به طور کامل می نوازیم و ضبط می کنیم , به اون گوش می دیم و بعد تصمیم می گیریم که چه چیزی می تونه اونو بهتر کنه.با تغییراتی جزئی در تنظیم آهنگ و همفکری آهنگ رو تکرار می کنیم. همه ی ما یکدیگر رو تکمیل می کنیم.بعضی از ترانه های جدید حقیقتا لحظاتی بزرگ و با شکوه دارند. ما می خواهیم تا تمام ترانه ها را به لحظاتی با شکوه تبدیل کنیم."
آلبوم جدید یا آلبوم های جدید؟
گروه در هفتم جولای 2004 کار ضبط آلبوم جدید خودش رو درHome استودیویی در کالیفرنیا درHollywood Hills شروع کرد. اکثر اشعار آلبوم جدید را Malakian سروده.به گفته ی او این آلبوم بر گرفته از کارهای Kraftwerk , Darkthrone , Zombie و Bezch Boys و در حقیقت تلفیقی از اوناست. Serj Tankian وکال گروه در این خصوص گفت:" ما آماده ی یک تغییر بودیم.ما کاری جدید رو می خواستیم و نیاز به پیشرفت داشتیم. ما پیش از این همواره در استودیو های رسمی (Traditional) کار هامون رو ضبط کردیم ، اما این یک حرکت خوب بود. این جا مکان بزرگیه،جائی سر سبز با زمین هائی زیبا که میشه هر کاری در اون جا انجام داد. ما از با هم بودن و موزیکی که می سازیم لذت می بریم." آلبوم جدید System شامل تأثیرات زیاد شگفت انگیزی خواهد بود.به گفته ی Tankian آهنگ های جدید سرشار از تفسیر های اجتماعی ، عشق ، یاد آوری گذشته ، ارتباط خویشاوندی ، سیاست ، تجربیات عجیب و مسائل عاطفی است!
بنا به گفته ی مجله ی آلمانی Rock Hard نام آلبوم جدید Hypnotize است.قرار بود تا این آلبوم در 18 ژانویه ی 2005 (احتمالا یک رو زودتر در سراسر جهان)عرضه بشه اما در دهم نوامبر(سه-چهار روز پیش)خبرهای بسیار جالب و جدیدی روی اینترنت مخابره شد که حاکی از اون بود که System قصد داره عرضه ی آلبوم رو تا ماه مارس به تاخیر بندازه. گروه قراره تا در بیست و یکم ژانویه ی 2005 در فستیوالی به نام Big Day Out در Auckland, New Zealand به همراه Hatebreed ،Beastie Boys ، The Donnas، Powderfinger و SLIPKNOT شرکت کنه.نام کامل آلبوم جدید "Hypnotize/Mesmerize" است که در واقع مجموعه ای است شامل 2 آلبوم که 6 ماه تمام روش کار شده. کار انشار این مجموعه بر عهده ی American Recordings/Columbia خواهد بود.مجموعه ی اول با نام Hypnotize در اواخر سه ماهه ی اول سال 2005 (ماه مارس) عرضه خواهد شد و مجموعه ی دوم یعنی Mesmerize در اواخر تابستان یا اوایل پاییز 2005 در بازار موسیقی خواهد بود.Malakian در رابطه ی مجموعه ی جدید گفته: " وقتی ما شروع به ضبط کردیم کاملا تمرکز داشتیم تا هر آهنگ به بهترین حالتی که می تونه باشه ساخته بشه و هر Track نمره ی هزار در صد رو بگیره!!! مجموعه ای شامل 2 آلبوم هیچ وقت به ذهن ما نرسیده بود ما به تمام آهنگ هامون نگاه کردیم و می خواستیم تا چهارده تا از بهترین ها رو برای یک آلبوم انتخاب کنیم اما متوجه شدیم که آهنگهای خیلی خوبی داریم که همگی با هم مرتبط اند و میتونن دو آلبوم رو تشکیل بدن. ما این عقیده رو دنبال نکردیم بلکه این عقیده به سراغ ما اومد." تصمیم برای ساخت آلبومی با 2 CD این اجازه رو به هواداران گروه می ده تا با آلبوم اول قبل از به بازار اومدن آلبوم دوم زندگی کنن. کار تنظیم ، ضبط و میکس هر دو آلبوم به صورت همزمان انجام میشه.گروه هم اکنون در لس آنجلس مشغول ضبط Vocals است. Rick Rubin تهیه کننده ی مشهور متال و Malakian گیتاریست گروه تهیه کنند گی آلبوم جدید System رو بر عهده دارند. مهندسی صدای این کار هم بر عهده ی Jonny Polonsky است.به هر صورت باید صبر کنیم و ببینیم که آلبومی که این همه روش تبلیغ می شه چی از آب در میاد؟!
S.O.A.D
System Of A DOWN
سيستم آف اِ داون

اين گروه در سال ۱۹۹۵ در كاليفرنياي جنوبي آغاز به كار كرد اعضاي اين گروه ارمني الاصل هستند و اسامي آنها عبارت است از:
سرژ تانكيان، دارون ملكيان، جان دولماپان و شيواوجانيان. اين گروه جزو گروه‌هاي متاليست Metalist محسوب مي‌شود در واقع سبك‌تراش متال Metal Trash و آلترناتيوراك Altemative Rolc را با هم تلفيق كرده اند و به نوعي با اين تركيب به بلك متال Black Metal رسيده‌‌اند. خيلي تحت تاثير گروه كورن Korn هستند. در سال ۱۹۹۸ اولين آلبومشان با نام خود گروه منتشر شد. دو سال بعد آلبوم مسمويت Toxicity را منتشر كردند كه در بين دويست آلبوم مقام اول را كسب كرد. و ترانه Chop Suey نيز از اين آلبوم به صدر جدول ترانه‌هاي راك راه برد.



اين گروه هم چنين براي چند فيلم ساندتراك ساخت و در چندين شبكه تلويزيوني و ايستگاه‌هاي راديويي آثارشان پخش يا اجراي زنده داشتند. اختلاط سبك اجرايي گروه به همراه لحن و سخنان ضد امريكايي خيلي زود در شنوندگان آثار آنها موثر افتاد و مورد توجه منتقدين قرار گرفتند. در سال ۲۰۰۲ سومين آلبومشان با نام Steal This Album منتشر شد .
سرژ خواننده گروه مي‌گويد: ما حرف‌هاي زيادي براي گفتن داريم، در اشعارمان از كنترل افكار، يا لغو حمل اسلحه گفته ايم و از نيروي شيطاني ClA و بي‌عدالتي‌ها در جامعه امريكا مخصوصاً عليه ارمنيان، اما ما سياسي نيستم و از سياست بي‌زاريم ما سياست را مثل لوازم آرايش مي‌دانيم كه براي محو و استثار گناهان از آن استفاده مي‌شود حالا اگر سياست با همه چيز آميخته ما بي‌گناهيم.
چند مطلب مهم در مورد سیستم اف ا داون:
انها به دلیل مشکلی که برای اهنگهای گروه در اینترنت به وجود امد و باعث شد کارهای این گروه به صورت غیر قانونی دانلود شود نام یکی از البومهای
خود را به عنوان این البوم را بدزد! گذاشتند.
یکی از علل معروف شدن گروه شیوه ابداعی و زیبای خواندن تانکیان وکالر گروه است.
همراه گروه اسلیر در ان شرکت کردند.ozzfestا نها در تور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 22:27  توسط پیمان آلفا  | 

جان مایکل اُزبورن حرفه موسیقی خود را در اواخر دهه 90 آغاز کرد ، یعنی زمانی که با گیتاریستی به نام تونی ایومی نوازنده بیسی به نام جیزار باتلر و درامری به نام بیل وارد گروه بلک سبث را تشکیل داد.
گروه شیوه خود را با ساختن ملودی های غم انگیز و تم های سیاه شروع کرد و اولین آلبوم خود را در سال 1970 با عنوان بلک سبث منتشر کرد . پس از آلبوم Never Say Die از گروه در سال 1987 ، ازبورن راه خود را از بلک سبث جدا کرد و پروژه های شخصی خود را از سر گرفت . او با مدیر جدید برنامه هایش شارون ازدواج کرد و گروه خود را تشکیل داد که نام Blizzard of ozz را برایش انتخاب کرد . در این گروه رندی رودز نوازنده گیتار ٬ باب دیزلی نوازنده گیتار باس و لی کرسلیک نوازنده درام بودند . اولین آلبوم گروه با عنوان ود گروه در سپتامبر 1980 در انگلستان منتشر شد . گروه که متاثر از اشعار و شیوه بلک سبث کار خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفت از صدایی بلند تر و هوی تر استفاده کند . آن ها فرمول های استاندارد متال را با شیوه های مبدعانه خود در هم آمیختند و آلبوم به مقام هفتم در چارت های انگلستان دست یافت و در رده بندی بهترین های آمریکا مقام 21 را دریافت کرد . آلبوم در کمال تعجب دو سال تمام در صدر فروش بود به یک موفقیت عظیم تبدیل شد . دو عضو گروه یعنی کرسلیک و دیزلی جای خود را به تومی آلدریچ و و رودی سارزو دادند و مدتی کوتاه پس از آن آلبوم Diary of a Madman در نوامبر منتشر می شود.
این بار آلبوم در آمریکا مقام 16 را به دست می آورد و با فروش بالایی رو برو می شود . . به نظر می آمد که ازبورن توانسته بود هواداران خود را از بلک سبث جدا کند . اما نا گهان شهرتش با خدشه ای جدی رو برو شد و ازبورن با لقب حیوان آزار به شهرت سوئی رسید .
در خلال یکی از کنسرتها خفاشی به روی سن پرتاب می شود و ازبورن هم این حرکت یکی از هواداران را با حرکتی عجیب تر پاسخ می دهد . به این ترتیب که سر خفاش را با دندان از بدنش جدا می کند ! :( این مسئله باعث بروز بیماری در او می شود و ازبورن به بیمارستان منتقل می گردد . اندک زمانی بعد رودز در یک حادثه غیر منتظره هواپیمایی کشته می شود و موفقیت های پی در پی گروه به لحظاتی نا امید کننده تبدیل می شود . ازی با از دست دادن بهترین دوست خود به افسردگی دچار می شود و نقشه های وی برای یک آلبوم از اجرا های زنده تغییر پیدا می کند . او در یک نمایش زنده با دو کبوتر ما جرایی جنجالی می آفریند . یکی از کبوتر ها را رها می کند و سر دیگری را مثل دفعه پیش که سر خفاش را کنده بود ٬ از بدنش جدا می کند و با این حرکت می تواند نظر مثبت مدیران کمپانی جت رکوردز را جلب کرده و با آنها قرار دادی را امضاء کند . از اینجا گیتاریستی به نام جیک ای.لی به او ملحق شده و The Moon Bark at در 1984 منتشر می شود . آلبوم نقد های خوبی را شاهد است و در حالی که دو سال بعد وقتی در 1986 اوزبورن با Ultimate Sinباز می گردد از این نقد های مثبت خبری نیست اما این باعث نمی شود ارزشهای مو جود در آن را نا دیده بگیریم . در همان سال ازبورن متهم می شود که با اشعار خود توانسته شنوندگانش را به خود کشی جلب کند و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را ترویج می دهد . اگر چه این اتهام بعدا" رفع می شود اما باعث می شود تا شهرت سوء ازبورن شدت پیدا کند . سال 1987 با آلبوم زنده ای که سال 1981 ضبط شده بود و عنوان Tribute  را را بر آن گذاشته بود باز می گردد که یکی از قدرتمند ترین کار های او تا به امروز محسوب می شود . او از کنسرت خود نیز آلبومی تهیه و در سال 1990 راهی بازار می کند و آلبوم جدید خود را یک سال بعد در استدیو ضبط می کند . تا اینجا ازبورن توانسته صدای خودش را مطرح کند . پس کمی از موسیقی کناره گرفت تا وقت بیشتری را کنار خانواده اش صرف کند . وقتی آلبوم No More Tears  در پاییز منتشر می شود شایع می گردد که ازبورن می خواهد با اجرای یک تور کار خود را برای همیشه پایان دهد . اما به دنبال تور آلبومی از آن تهیه و در 1993 با عنوان Live loud منتشر می شود . سال بعد ازبورن Ozzmosis را بیرون می دهد که سه میلیون نسخه از آن به فروش میرسد . بعد از آن بود که ازبورن دست به ابتکار جدیدی به نام  Ozzfestمیزند که در واقع برنامه کنسرتی بود که سالانه به عرفی برنامه های خودش در کنار سایر گروه های متال می پرداخت . در سال 97 گروه هایی همچون پنترا ٬ مریلین منسون و بلک سبث در این برنامه شرکت کردند و ازی آلبومی از این اجراها منتشر ساخت . او همراه با گروه سابق خود (بلک سبث) قطعاتی از را ضبط و البومی تحت عنوان Reunion را ساخته و ارایه می دهد .او مدتی بعد همراه با درامر سابق گروه فيت نومور يعنی مايک بوردن و رابرت تروجيلو نوازنده سابق باس  در گروه T.I.G , و وايلد نوازنده گيتار دنباله ای برای Ozzmosis را ساخته و ارايه می دهد .  او با آلبوم Downto Earth که در پاییز 2001 منتشر می شود دور تازه ای از فعالیت انفرادی را پس از مدت ها آغاز می کند و همراه با راب زامبی یک تور عظیم به راه می اندازد و در همین اثنا از سویM T V برای برنامه ای دیدنی دعوت به همکاری می شود و به این صورت که زندگی خانوادگی او هوراه با سایر اعضا خانواده به صورت یک سریال شبانه تلویزیونی در می آید که با نام خانواده ازبورن سرو صدای فراوانی به راه می اندازد.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 18:55  توسط پیمان آلفا  | 

اينم بيو وديسكوگرافي جمع بندي شده Megadeth و قسمت كوتاهي از بيوگرافي ديو ماستين:

ديويد ماستين ملقب به ديو ماستين در 13 سپتامبر 1961 در لامسا ي كاليفرنيا بدنيا اومد ، پدر مادرش بقدري دلسوز و مسئوليت پذير بودن موقعيكه ديو هفت سالش شد ازهم جدا شدند و ديو بيچاره هم در اقصي نقاط حومه شمال كاليفرنيا روزگارو گذروند ، در دوران نوجواني علاقه وافري به موسيقي پيدا كرد و شروع به يادگيري و تمرين گيتار نمود ،ديو از اون دوران به بدي ياد ميكنه چون مقطعي از زندگيشو در كنار خواهران دلسوزش گذروند كه با درگيري و سركوفتهاي شوهر خواهراش مواجه شد (عجب داماداي با مرامي!)، خلاصه ديو موند و گيتار و مسير زندگي ،همچنين ديو بعداز دعوا و جدائي از خواهراش در ميان جمعي از مسيحيان معتقد زندگي كرد ولي به هيچ وجه تحت تاثير اونا قرار نگرفت بالاخره ديو يه شغل درست حسابي برا خودش رديف كرد(فروشنده دراگ) و تا حضورش در Panicاين شغلو حفظ كرد ،از اين ببعد ميتونيم فعاليتاي ديو رو در دنياي موسيقي دنبال كنيم:



سال ۱۹۸۱ جيمز آلن هتفيلد (James Alan Hetfield) و لارس آلريخ (يا آلريک يا آلريچ يا هر چي حال ميکني) [Lars Ulrich] با هم ديگه يه بند زدن به نام MetallicA که همون سال ران مک گاوني (Ron Mc Goveney) به عنوان بيسيست وارد گروه شد !!!

سال ۱۹۸۲ ديويد ماستين (Dave Mustaine)بعد از قبول شدن در آزمون ورودي متاليكا توسط جيمز و لارس ، گروه Panic رو ترک ميکنه و به عنوان ليد گيتاريست به متاليکا ملحق ميشه ...
(ديو در اين باره ميگه :وقتي آزمون تموم شد لارس و جيمز هيچي بمن نگفتند و همشون رفتن تو يه اتاق ديگه ، منم ازشون پرسيدم خوب بالاخره من تو اين باندم يا نه؟ و اونا بهم گفتن 'You've got the gig.'من نميتونستم باور كنم كه به اين زودي قبول شدم و بعد از اون همگي رفتيم واسه يه beer celebrate )دسامبر همون سال مرحوم کليف برتون (Cliff Burton) از گروه Trauma بيرون مياد و به جاي ران ٬ وارد گروه ميشه !!!

سال ۱۹۸۳ ديو ماستين از گروه اخراج ميشه ،( به خاطر علاقه خاصش به الكل و دراگ ؛به گفته ماستين جيمز شخصيت جنتلمني داشت و اونموقعا با اين كاراي من شديدا مخالف بود و عقيده داشت اين رفتار من گروه رو به نابودي ميكشونه .
- يه مثل قديمي ميگه "منع كني ،سرت مياد" مسئله اي كه سر خود جيمز اومد و آخر سر اونو تو مراكز بازپروري ترك الكل ديديم ) ،خلاصه ... ديو تصميم ميگيره که خودش يه بند مستقل بزنه به نام Fallen Angels که موفق نميشه ولي همون سال ديو ٬ با ديويد الفسون (David Ellefson) نوازنده ي بيس گيتار آشنا ميشه و بعد از اينکه لي راش (Lee Raush) به عنوان درامر بهشون ملحق ميشه ...و مگادث (Megadeth) کار خودشو آغاز ميکنه ...



سال ۱۹8۴ اولين تور مگادث با کمک کري کينگ (Kerry King) گيتاريست اسلير (Slayer) برگذار ميشه كه كري در اين مورد ميگه : من در ۵ کنسرت ابتدائي اونها حضور داشتم و احتمالا اگر ميخواستم در اين گروه بمونم بيش از يک سال نميتونستم دوام بيارم!
براي اينکه Dave Mustaine يک فرمانرواي بسيار خوبه و ايده ها و نظراتش بسيار بهتر از من بود! به همين خاطر من نميتونستم اونجا خوب کار کنم!!
اونزمان من و Jeff Hanneman به کنسرت متاليکا ميرفتيم و از گيتار وحشتناک ديو ماستين به وجد ميومديم!
و وقتي که ديو از من خواست که به کمکش در مگادث برم واقعا خوشحال شدم اما بعد از ۵ کنسرت احساس کردم که اينجا اسلير هست و هيچ چيزي هم عوض نشده! و واقعا خيلي عالي بود.
همون سال گرگ هندويت (Greg Handevidt) به عنوان ريتم گيتار وارد گروه ميشه ولي بعد از چند هفته جاش با کريس پلند (Chris Poland) عوض ميشه ... و لي راش (درامر) هم جاي خودشو به گر سامولسون (Gar Samuelson) ميده !!!

سال ۱۹۸۵ اولين آلبوم مگادث به نام Killing Is My Business ... And Business Is Good بيرون مياد اين البوم جريان بي اماني از تراش متال بود كه تهيه كنندگي ضعيف به كيفيت ان لطمه زده بود. شرکت Combat Records، هشت هزار دلار براي ضبط آلبوم در اختيار گروه قرار ميده، اما قبل از شروع ضبط، نصف اون پول خرج مواد مخدر و دراگز شده بود و با بقيه اون پول هم ديگه نمي شد يک تهيه کننده براي آلبوم استخدام کرد. ولي با اين وجود اولين البوم با استقبال خوبي مواجه شده بود . عاقبت شركت كاپيتول به توانايي اين گروه پي برد..و بي درنگ با انها قرارداد بست.اين در شرايطي بود كه طرز بيان ماستين در حال مشهورشدن بود..
همون سال مايک آلبرت (Mike Albert) به جاي کريس پلند (ريتم گيتار) وارد گروه ميشه (البته فقط براي تور Killing Is My Business)

سال ۱۹۸۶ گروه آلبوم Peace Sells , But Who's Buying رو بيرون ميده اين البوم نسبت به البوم قبلي پيشرفت زيادي كرده بود و با بودجه بيشتري ضبط شد. 15000 دلار که مقداري از اين مبلغ براي اين بود که گروه، طرح خوبي براي جلد آلبوم، انتخاب کنه. اما اين پول به نظر باز هم کافي هم نبوده. اين آلبوم، شايد از اون آلبومهاي خوبي باشه که کيفيت بد بزرگترين اشکالشونه. خود Chris Poland هم بعدها به sloppy و کثيف بودن سولوهاي اين آلبوم اشاره کرد، اين البوم با ريف هاي سنگين و جيغ گيتار تبديل به يكي از آلبوم هاي قوي شد.اشعار اين البوم بازتاب عقايد ماستين درباره مسائل سياسي بود. همون سال کريس پلند (ريتم) و گري سامولسون (درامز) از گروه اخراج ميشن !!! ولي ۱ سال بعد چاک بهلر (Chuck Behler) به عنوان درامر و جف يانگ (Jeff Young) به عنوان ريتم گيتاريست به گروه ملحق ميشن !!!



سال ۱۹۸۸ گروه آلبوم So Far , So Good ... So What رو بيرون ميده . در اين البوم پيام ضد جنگ با نوازندگي عالي فريدمن اميخته شده بود.كه اين آلبوم به فستيوال Monsters Of Rock دعوت ميشه ... ۱ سال بعد جف يانگ و چاک بهلر اخراج ميشن!!! و همون سال ديو ماستين به خاطر ترک اعتياد در بيمارستان بستري ميشه !!! ولي خوشبختانه بعد از چند ماه بيرون مياد و با روحيه اي بهتر به کارش ادامه ميده !!! و همون سال نيک منزا (Nick Menza) به عنوان درامر استخدام ميشه ...

سال ۱۹۹۰ ديو خودش ريتم گيتار رو بر عهده ميگيره و مارتي فريدمن (Marty Friedman) [که من شخصا" به عنوان يکي از بهترين نوازنده ها قبولش دارم] به عنوان ليد گيتاريست به گروه ملحق ميشه !!! و همون سال مگادث يکي از بهترين (شايدم بهترين) آلبومشو به نام Rust In Peace بيرون ميده ، . آلبوم Rust In Peace گر چه کيفيت صداي خوبي داره اما شايد مي تونست از اين بهتر هم باشه. کما اينکه آلبوم Black متاليکا با استفاده از سيستم ديجيتالي ضبط شد که کيفيت به مراتب بهتري داشت .


سال ۱۹۹۱ ديو ماستين با زني به نام پاملا آنا کاسلبري (Pamela Anne Casselberry) ازدواج ميکنه و يک سال بعد هم پسرش به نام جاستيس (Justis) به دنيا مياد !!! (ماستين کوچولو ) !!! و همون سال آلبوم پنجم مگادث به نام Countdown To Extinction بيرون مياد كه اولين آلبوم ظبط ديجيتاله مگادثه.

سال ۱۹۹۳ ديو ماستين دست به خودکشي به وسيله ي مواد مخدر ميزنه ولي خوشبختانه موفق نميشه A Tout Le Monde در رابطه با همين قضيه است، کليپ اين آهنگ، افرادي رو نشون مي ده که در کمال ارامش(بهتره بگم بدون هيچ ترديد و دودلي) به درون قبر مي پرند که Mustaine روي لبه قبر ايستاده و تصاويري از جاستيس و پاملا، پسر و زنش هم ديده مي شه که اونها هم در اواخر کليپ به داخل قبر مي پرند و در اول و آخر کيليپ هم سنگ تراش کچلي در حال نوشتن اسم Mustaine روي يک سنگ قبره!
به نظر من در خوشبينانه ترين حالت، مي شه از روي کليپ اين طور برداشت کرد که Dave هنوز در مورد مرگ، شک و ترديد داره.به هر حال Mtv کليپ رو پخش نمي کرد، چون ظاهراً خودکشي رو تشويق مي کرد... مگر اينکه مگادث يك پيام ضد خودكشي بر اول و آخر نماهنگ ميذاشت!در هر صورت خود ديو ماستين هم گفته که چندان از کليپ راضي نبوده.

سال ۱۹۹۴ بعد از ازدواج ديويد الفسون (بيسيست) ٬ گروه ٬ آلبوم Youthanasia رو بيرون ميده ، کاور آلبوم، يک تصوير تقريباً سورئاليستيه که يک دشت رو نشون مي ده. در اين دشت، يک پيرزن نوزادهايي رو مثل لباس روي بند رخت پهن مي کنه! و اتفاقاً، اين آلبوم به خاطر کاورش، در مالزي و سنگاپور ممنوع شده بود و در کانادا و آلمان هم به مشکلاتي برخورد ، کلمه Youthanasia از ترکيب کلمه هاي Youth و Euthanasia (به معني کشتن از روي ترحم يا همونmercy killing) درست شده که تلفظ هاي Youthanasia و Euthanasia يکي هستند. اين اسم، اشاره به روش معمول تعليم و تربيت بچه ها داره که سعي مي کنيم اونها رو بر طبق اصول و آرمانهايي بار بياريم که خودمون بهش اعتقاد داريم و دلمون مي خواد همه چيز رو بهشون ديکته کنيم تا رشد فکري شون کاملاً تحت سلطه ما باشه.
و از طرفي به اين مطلب مي پردازد كه دولتمردان امريكا دنيا را با تسليحات الودگي و مواد مخدر به تباهي كشانده اند و در عمل جوانان امريكاي را به نيستي سو ميدهد.


سال 1995 هم آلبوم Hidden Treasures بيرون مياد ... كه مجموعه اهنگهاي بود كه جدا از البوم هاي اصلي گروه منتشر شد.

و همون سال هم مارتي فريدمن آلبوم Introduction رو به صورت مستقل (با همکاري نيک منزا به عنوان درامر) بيرون ميده!!!

سال ۱۹۹۶ مارتي فريدمن آلبوم True Obsessions رو بيرون ميده .

سال ۱۹۹7
آلبوم هشتم مگادث ٬ به نام Cryptic Writngs بيرون مياد !!!

سال ۱۹۹۸ دختر ديو ماستين به نام الکترا (Electra) به دنيا مياد و همون سال دختر ديويد الفسون هم به دنيا مياد (يه کم بچه پس بندازين!) و همون سال گروه به فستيوال OzzFest دعوت ميشه ... و نيک منزا (درامر) جاي خودشو به جيمي دگراسو (Jimmy Degrasso) ميده و سال ۱۹۹۹ گروه آلبوم Risk رو بيرون ميده و به فستيوال Woodstock دعوت ميشه !!!

سال ۲۰۰۰ مارتي فريدمن گروه رو ترک ميکنه و ال پيترلي (Al Pitrelli) به گروه ملحق ميشه ... و گروه رو پروژه جديد كار ميكنن.

سال ۲۰۰1 آلبوم The World Needs A Hero رو بيرون مياد كه واقعا معركس !


سال ۲۰۰۲ آلبوم Rude Awakening که شامل آهنگاي Live ميشه رو بيرون ميده ... همون زمان دست چپ ديو به علت تکيه ي زياد رو اون (در هنگام خواب) به شدت آسيب ميبينه (ماستين در باره اين حادثه ميگه : دسامبر 2001 بود ،چند روز قبل از كريسمس داشتم از مركز شكار تكزاس برميگشتم كه دچار مسموميت شدم و كارم به بيمارستان كشيد .7 ژانويه 2002 هنگامي كه تو بيمارستان بستري بودم ، در حاليكه روي صندلي نشسته وروي دست چپم تكيه داده بودم خوابم برد بعد از دو ساعت وقتي بيدار شدم ديدم دستم لمس شده با مراجعه به مركز پرستاري اونا منو به بيمارستان مركزي معرفي كردند و دكتر بمن گفت كه هشتاد درصد رشته هاي عصبي دستم آسيب ديده ،من در طول اين مدت تحت نظر Dr. Rahj Singh بودم كه كمك زيادي به فعال شدن عصبهاي دستم به همراه يك دستگاه محرك اعصاب و سه روز فيزيوتراپي در هفته كرد) .
خلاصه ديو مجبور ميشه گروه را ديس بند كنه و به مداواي خودش بپردازه!!

سال 2004 آلبوم جديدشون ... به نام The System Has Failed كه نشون داد هنوزدود از كنده بلند ميشه .تركيب گروه در اين سال به اين ترتيبه:
Dave Mustaine: Lead vocals, lead & rhythm guitar
Chris Poland: Lead guitar
Jimmy Lee Sloas: Bass guitars & backing vocal
Vinnie Colaiuta: Drums
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 18:56  توسط پیمان آلفا  | 

 

گروه نیروانا که یکی از محبوب ترین گروه های دهه 90 است در سال 1988 در Aberdeen واشنگتن در امریکا تشکیل شد و اعضای ان را Kurt Cobain که در 20 فوریه 1967 در Hoquiam به دنیا امد و در 5 اوریل 1994 در سیاتل خودکشی کرد . Krist Novoselic نوازنده گیتار باس متولد 16 می 1969 و Dave Grohl نوازنده درامز متولد 14 جون 1969 تشکیل می دهند . کرت توضیح می دهد که Grohl در واقع حدودا ششمین درامر ما بود که قبلا با گروه های دیگری کار کرده بود و بعد به ما پیوست . این گروه سه نفره پس از مضای قرار داد با کمپانی  Seattle- based Sub pop Records اولین اهنگ خود را با نام Love Buzz/Big Cheese را منتشر کردند.

Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به آنها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت . با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به  Mind Funk .  Soundgarden یا Shunk بپیو ندد . این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان افزود .

Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد . پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید . اما  Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست . او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد . دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید . گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records قرار دادی ابرومندانه می بندد . بستن این قرار داد البوم  Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد . البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت کننده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست . خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد . و در سال 1992 در صدر جداول امریکا قرار گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت . نخستین قطعه البوم با نام  Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد . در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) است . بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود . نخستین داستان بزرگ انها زمانی بود که مقاله ای در Vanity Fayre  به چاپ رسید و در ان ادعا شد که  Love  در زمان بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .

مصاحبه های انها بازگو کننده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به گفته خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ... در ان بی تاثیر نبود . در همان زمان ضبط  In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود  هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea . All Apologies   و Rape me  پیشرفت کرده بود .

انتشار  MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت . در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد .حرکت به سوی نابودی در سال 1996 افزایش یافت . به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند . در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.

مردی که مدت زیادی با این نظریه که :( نیروانا فقط یک گروه پانک است ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد . پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند .

نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از آنها فعالیت خود را شروع کردند داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 14:31  توسط پیمان آلفا  | 

Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel .

•Anathema یه گروه انگلیسیه Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست.
•Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن.
•سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای!
•بعد از این آلبوم خواننده گروه از اونها جدا شد برای تشکیل یه گروه مستقل. خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشیم شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرباد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد.
•سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد.
•بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن.

Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 18:22  توسط پیمان آلفا  | 

لينكين پارك

 

اطلاعات کلی
ملیت لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
سبک نومتال
رپ‌کور
مدت فعالیت ۱۹۹۶ - تاکنون
برچسب Warner Brothers Records
Machine Shop Recordigns

اعضا
چستر بنینگتون
مایک شینودا
جوزف هان
برد دلسون
دیو «فواِنیکس» فارل
راب بوردون

لینکین پارک (انگلیسی: Linkin Park) گروه راک آمریکایی در سبک نومتال/رپ‌کور است. این گروه با اولین آلبوم خود به نام «Hybrid Theory» (نظریهٔ دورگه) به فروش میلیونی و شهرت فراوان دست‌ یافت
---------------------------
آلبوم‌ها
۲۰۰۰ -Hybrid Theory (نظریهٔ دورگه)
۲۰۰۲ - Reanimation (جانی دوباره)
۲۰۰۲ - Meteora (نام محلی در یونان)
۲۰۰۳ - Live in Texas (زنده در تگزاس)
۲۰۰۴ - Collision Course (مسیر برخورد) (با جی-زی)
۲۰۰۷ - Minutes to midnight
دقایقی در نیمه شب

Chesterبه محض فارغ التحصيل شدن از دبيرستان واشينگتن واقع در شهر Phoenix در ايالت Arizona در سال 1994 وارد گروهي به نام Grey Daze شد. Grey Daze دو آلبوم به نامهاي Wake Me و No Sun Today منتشر كرد. بعدها Chester به دليل اختلافات شخصي از گروه جدا شد.

در سال 1996 ، Brad Delson و Mike Shinoda از دبيرستان Agoura واقع در محلي به نام Agoura Hills كه در حومه شهر لس انجلس از ايالت كاليفرنيا واقع شده، فارغ التحصيل ميشن و به محض فارغ التحصيل شدن به همراه دوستشون Rob Bourdon گروهي به نام SuperXero تشكيل ميدن. قبل از اين Brad و Rob در گروهي به نام Relative Degree با هم به مدت يكسال فعاليت داشتن.

هرسه پس از ورود به دانشگاه با هم به تمرين موسيقي ميپرداختن. Brad وارد دانشگاه كاليفرنيا واقع در Westwood شد، Mike هم وارد دانشكده هنر Pasadena واقع در كاليفرنيا شد. Brad پس از ورود به دانشگاه UCLA با Dave Farrell آشنا ميشه. Brad و Dave هم اتاقي بودن و هر از گاهي با همديگه تمرين ميكردن. قبل از اين Farrell به همراه Mark Fiore در گروهي به نام Tasty Snax فعاليت داشت كه بعدا نام گروه به The Snax تغيير پيدا ميكنه. Mark Fiore در حال حاضر در Linkin Park به عنوان مستند ساز و فيلمبردار گروه مشغول به فعاليته. در همين زمانها بود كه Mike در دانشكده هنر با Joe Hahn آشنا ميشه.

پس از اين آشنايي ها Farrell و Hahn هم وارد گروه SuperXero ميشن و نام گروه رو تغيير ميدن كه به صورت كوتاه شده Xero ناميده ميشن. پس از مدتي Mark Wakefield هم به عنوان Vocalist به گروه پنج نفره Xero ميپيونده و گروه اولين نوار دموي خودش رو با نام Xero ضبط ميكنه. اين نوار دمو رو براي شركتهاي مختلف موسيقي ميفرستن ولي مورد توجه هيچ كدومشون قرار نميگيره و شركتي حاضر به عقد قرارداد براي انتشار اين آلبوم با اونها نميشه. پس از مدتي Mark Wakefield گروه رو ترك ميكنه (در حال حاضر مديريت گروه Taproot رو بر عهده داره).

پس از رفتن Mike Shinoda ، Wakefield كار جستجو براي پيدا كردن Vocalist جديد رو آغاز ميكنه. در همين حال Brad Delson هم به دليل داشتن تحصيلات در زمينه ارتباطات به قسمت A&R شركت Warner Brothers Records مراجعه ميكنه و با Jeff Blue آشنا ميشه. (A&R به كسي گفته ميشه كه به دنبال استعداديابي هست و اگر كسي مثلا دنبال نويسنده آهنگ يا خواننده ميگرده A&R درخواست دهنده ها رو با هم آشنا ميكنه) Jeff Blue هم به عنوان نماينده A&R در بخش ارتباطات Chester رو به Mike و Brad به عنوان خواننده با استعداد و جواني از شهر Phoenix كه به دنبال گروه جديدي براي عضو شدن ميگرده، معرفي ميكنه.

Shinoda و Delson نواري رو كه شامل آهنگي بدون كلام بود براي Bennington ميفرستن تا بر روي اين آهنگ صداش رو ضبط كنه. Chester هم پس از ضبط كردن Vocal بر روي نوار با Mike Shinoda تماس تلفني ميگيره و نوار رو از پشت تلفن براي Mike پخش ميكنه. اين آغازگر همكاري Bennington با گروه بود و طولي نكشيد كه اعضاي گروه پي به استعداد و توانايي ها او و همچنين صداي انعطاف پذيرش ميبرن و ازش دعوت به همكاري ميكنن.

به محض ورود Chester به گروه، نام گروه به Hybrid Theory تغيير پيدا ميكنه و اعضاي اصلي گروه شكل ميگيرن. البته Farrell به دليل عضويتش در گروه The Snax موقتا گروه Hybrid Theory رو ترك ميكنه براي همين بر روي آلبوم Hybrid Theory EP به عنوان بيسيست حضور نداره و كار نواختن Bass Guitar رو براي اين آلبوم Brad Delson و شخصي به نام Kyle Christener انجام ميدن. آلبوم Hybrid Theory EP در اواسط سال 1999 منتشر ميشه و تنها يك هزار نسخه چاپ ميشه. چندين نسخه از اين آلبوم براي شركتهاي مختلف موسيقي من جمله Warner Brothers فرستاده ميشه. بعدها كل نسخه هاي منتشر شده به اعضاي اوليه Street Team به منظور كارهاي تبليغاتي واگذار ميشه. پس از ترك موقت Farrell از گروه، بيسيست جديدي به نام Scott Koziol جايگزين او ميشه. Scott در ويديوي One Step Closer از آلبوم Hybrid Theory حضور داره.

بعدها به لطف Jeff Blue گروه موفق ميشه قراردادي رو با Warner Brothers در سال 1999 امضاء كنه. اما به دليل رعايت مسايل كپي رايت گروه مجبور ميشه مجددا نام خودش رو تغيير بده. چونكه گروهي بريتانيايي با نام Hybrid وجود داشت كه در سبك Electronic فعاليت داشتن. پيشنهادهاي زيادي براي نام جديد گروه ارائه شد مثل: Clear, Probing Lagers, Platinum Lotus Foundation و Ten P.M. Stockers كه نام اخير به شوخي به اونها پيشنهاد شد چون هميشه آخر شب و ديروقت شروع به تمرين و فعاليت ميكردن.

سرانجام Chester نام Lincoln Park رو پيشنهاد ميده. چون هر وقت كه براي ضبط آلبوم جديدشون به استوديو ميرفته از اين پارك كه در Santa Monica واقع در ايالت كاليفرنيا قرار داره عبور ميكرده و پيش خودش فكر كرده كه اسم خوبي براي گروهشون ميتونه باشه چون پاركهاي زيادي با نام Lincoln Park در سطح كشور وجود داره و هر دفعه هم كه گروه به شهرهاي مختلف براي اجراي برنامه سفر كنه ديگه مهم نيست كه از كجا اومدن چون با شنيدن نامشون فكر ميكنن كه اونها يك گروه محلي هستن! ولي از اونجايي كه آدرس دامين lincolnpark.com قبلا ثبت شده بود و توانايي خريدش رو نداشتن تصميم ميگيرن تا املاء اين نام رو به Linkin تغيير بدن تا بتونن linkinpark.com رو براي خودشون ثبت كنن.



در تاريخ 24 اکتبر سال 2000 لینکین پارک اولین آلبوم خودش رو با نامHybrid Theory در آمريكا منتشر كرد. آهنگ High Voltage كه سبكش Hip-Hop بود و بر روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار داشت، بر روي اين آلبوم قرار نگرفت و از ليست آهنگها حذف شد. اولين Single آلبوم يعني One Step Closer در شبكه MTV پخش ميشد و آهنگ برنامه هاي راك اين شبكه شده بود.

در تاريخ 17 دسامبر سال 2000 گروه اولين كنسرت خودش رو در برنامه Almost Acoustic Christmas شبكه راديويي KROQ برگزار كرد كه باعث شناخته شدن گروه در سطح بين المللي شد. Shinoda آهنگ جديدي به نام My December براي اين كنسرت نوشت كه اجرا كردن ولي از اونجايي كه اين آهنگ بر روي آلبوم Hybrid Theory قرار نگرفته بود همه تصور ميكردن كه اين آهنگ B-Side باشه. بعدها اين آهنگ بر روي آلبومي مخصوص كريستمس متعلق به شبكه KROQ با نام DJs Kevin and Bean قرار گرفت.

اوايل سال 2001 ، Farrell مجددا وارد گروه شد و دومين Single گروه با نام Crawling منتشر شد كه موفق به دريافت جايزه Best Hard Rock Performance از Grammy Award در سال 2002 شد. گروه اولين تور بين المللي خودش رو در Ozzfest در كنار گروههايي مثل Black Sabbath, Marilyn Manson, Slipknot, Papa Roach, Crazy Town, Disturbed و Black Label Society برگزار كرد.

اواسط سال 2001 گروه سومين Single خودش رو با نام In The End منتشر كرد. اين آهنگ رو معروفترين و محبوبترين آهنگ گروه تا به امروز ميدونن كه جزو محبوبترين آهنگهاي سال 2001 هم به حساب مياد. ويديوي اين آهنگ توسط Nathan Karma Cox و Joe Hahn كارگرداني شده كه توضيحات مربوط به اين ويديو در قسمت Videography سايت قرار داره.

در تاريخ دوم سپتامبر سال 2001 گروه اولين DVD خودش رو با نام Frat Party at the Pankake Festival منتشر كرد. اين DVD شامل تمام ويديو موزيكهاي گروه تا اون تاريخ بود و مستندي هم از تورهاي برگزار شده توسط گروه براي حمايت از آلبوم Hybrid Theory شون روي اين DVD قرار داره. علاوه بر اينها تعداد زيادي هم ويديو و بخشهاي مخفي روي DVD قرار داره كه از جمله اونها ميشه به ويديوي Esaul اشاره كرد كه گروه رو در حال اجراي اين آهنگ در استوديويي در سال 1999 نشون ميده. (Esaul دموي آهنگ A Place For My Head هست.)

در ماه نوامبر سال 2001 يكي از دوستان گروه به نام Jessica Bardas پيشنهاد تشكيل يك Fan Club رو به گروه ميده كه با استقبال اعضاي گروه مواجه ميشه و به اين ترتيب Linkin Park Underground يا LPU متولد ميشه. اعضاي LPU هر سال يك CD ، پوستر ، تي شرت ، پيك گيتار و نامه از اعضاي گروه به اضافه امكانات و وسايل ديگه دريافت ميكنن. هر سال هم بايد عضويتشون رو تمديد كنن. اولين آلبوم LPU كه به اعضا داده شد ورژن جديدي از آلبوم Hybrid Theory EP با طرح روي جلد جديد بود.

اوايل سال 2002 گروه اولين سري تورهاي خودش با نام Projekt Revolution رو برگزار كرد. اولين سري اين تورها شامل گروههاي Adema, Cypress Hill و DJ Z-Trip بود. در طول برگزاري كنسرت Mike Shinoda و Joe Hahn در اجراي آهنگ It’s Going Down با گروه X-Ecutioners همكاري كردن. پس از به پايان رسيدن تور گروه مجددا پس از گذشت دوسال وارد استوديو شد.

Mike پس از دريافت چند تا آهنگ Remix از آهنگهاي توسط گروههاي مختلف Linkin Park تصميم ميگيره تا يك آلبوم ريميكس منتشر كنه. در ابتدا قرار بود كه اين آلبوم تنها شامل چند تا آهنگ باشه و به صورت EP منتشر بشه. اما Mike با تشويق همگروهي هاش مثل Delson و Joe Hahn تصميم ميگيره كه پا رو فراتر بذاره و يك آلبوم ريميكس كامل منتشر كنه.

اين آلبوم ريميكس با نام Reanimation شامل ريميكسي از تمام آهنگهاي آلبوم Hybrid Theory به اضافه آهنگهاي My December و High Voltage هست. هر آهنگ توسط يك Artist ريميكس شده و گفته ميشه تعداد آهنگهاي ريميكس شده بالاي پنجاه تا هست ولي Mike پس از گوش دادن به ورژنهاي مختلف بهترين اونها رو براي اين آلبوم انتخاب كرده. تنها دو آهنگ ريميكس بر روي اين آلبوم قرار بود قرار بگيرند كه در آخرين لحظات اين امر محقق نشد. يكي آهنگ Points of Authority كه توسط Crystal Method ريميكس شده بود و بعدا بر روي آلبوم LPU v2.0 قرار گرفت و ديگري ريميكس Marilyn Manson از آهنگ By Myself. ريميكس ديگه اي كه مورد تاييد قرار گرفت مربوط به ريميكس آهنگ My December از گروه Team Sleep ميشه. البته اين ريميكس هم بعدها كنار گذاشته شد چون آهنگ رو از اون چيزي كه بود غمناكتر كرده بود. به همين دليل Mike ورژن ديگه اي از اين آهنگ رو كه كمي شادتر بود روي آلبوم قرار داد.

تعدادي از هنرمنداني كه در ريميكس كردن اين آلبوم نقش داشتن عبارتند از: Chali 2na از گروه Jurassic 5 ، Stephen Richards از گروه Taproot ، Kelli Ali از گروه Sneaker Pimps ، Aaron Lewis از گروه Staind ، The Humble Brothers ، Jonathan Davis از گروه Korn ، Aceyalone ، Pharoah Monch ، The X-ecutioners ، Black Thought و Jay Gordon از گروه Orgy.

اين آلبوم ريميكس در تاريخ 30 جولاي سال 2002 منتشر شد و تنها يك Single از اين آلبوم با نام Pts.of.Athrty كه توسط Jay Gordon از گروه Orgy ريميكس شده منتشر شد. در ماه نوامبر دومين نسخه LPU به نام Underground 2 منتشر شد كه آلبوم EP اين نسخه شامل آهنگ ريميكس Crystal Methos از Points of Authority و همچنين آهنگي به نام Dedicated بود كه گفته ميشه قرار بود روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار بگيره. همچنين يك آهنگ 50 ثانيه اي بدون كلام به نام A.06 كه بيانگر موسيقي سنگينتر گروه هست بر روي اين آلبوم قرار گرفته. اين آهنگ به طرفدارن اين باور و اميد رو داد كه آلبوم بعدي گروه از Hybrid Theory ، قوي تر و سنگين تر خواهد بود.



گروه اواخر سال 2002 به استوديو ميره تا آلبوم جديد خودش رو ضبط كنه. نام آلبوم تا ماه دسامبر به صورت محرمانه باقي ميمونه و سپس افشا ميشه كه نام آلبوم جديد Meteora هست. Meteora نام يكسري صومعه هاي قديميه كه بر روي صخره هايي در ارتفاعات ساخته شده و در كشور يونان قرار دارن. اولين Single از آلبوم Meteora آهنگ Somewhere I Belong بود كه در ماه فوريه سال 2003 منتشر شد و بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. در تاريخ 25 مارچ سال 2003 آلبوم Meteora منتشر شد و براي اولين بار پس از فروش 810,000 نسخه در هفته اول در جدول Billboard قرار گرفت. اين آلبوم حدودا يازده ميليون نسخه در دنيا فروش داشته كه نصف اين فروش رو تنها در آمريكا داشت!

پس از انتشار آلبوم Meteora گروه دومين سري تورهاي خودش رو با نام Projekt Revolution در كنار گروههاي Blindside, Mudvayne و Xzibit آغاز كرد. پس از پايان تور گروه دومين Single از آلبوم Meteora رو با نام Faint منتشر كرد. گروه Metallica در همان سال و پس از پايان Projekt Revolution از Linkin Park دعوت ميكنه تا در تورهاي مخصوصشون با نام Summer Sanitarium حضور پيدا كنن. علاوه بر Linkin Park گروههاي ديگري نيز مانند Limp Bizkit ، Deftones و Mudvayne نيز حضور داشتن. پس از پايان اين سري از تورها گروه Single بعدي خودش رو با نام Numb منتشر ميكنه كه ويديوي اين آهنگ رو در شهر پراگ واقع در كشور جمهوري چك فيلمبرداري كردن. همزمان با اين ويديو گروه كار فيلمبرداري براي ويديوي From The Inside رو هم آغاز كرد. البته گفته ميشه ويديوي From The Inside قبل از Numb فيلمبرداري شده. Chester Bennington قبل از به اتمام رسيدن كار فيلمبرداري ويديوي Numb دچار يك مريضي ميشه بنابراين ادامه كار فيلمبرداري پس از بهبود Chester در يك كليسا واقع در شهر لس انجلس انجام ميشه.

در تاريخ 18 نوامبر سال 2003 گروه يك پكيج به صورت DVD/CD به نام Live In Texas منتشر ميكنه كه شامل اجراهاي زنده گروه در تور تابستاني Sanitarium در شهرهاي Dallas و Houston تگزاس هست. اين DVD كاملا منحصر به فرده چون تركيبي از دو اجراي زنده گروه در دو برنامه جداگانست كه با هم در قالب يك اجرا تدوين شدن براي اينكه اين كار انجام بشه گروه مجبور بوده در دو روز متوالي يك لباس مشابه بپوشه. اگر دقت كرده باشيد در اوايل يك صحنه پشت لباس Chester خيس عرقه ولي در آخر همون قسمت اجرا شده تصوير نشون ميده كه پشت Chester كاملا خشكه! DVD منتشر شده شامل 17 Track هست و CD هم شامل 12 Track به صورت منتخبه.

در ماه نوامبر ورژن شماره سه LPU منتشر شد كه شامل پنج آهنگ از Live In Texas ، DVD بود. LPU 3 زياد مورد توجه طرفداران قرار نگرفت چون اونها انتظار دارن كه گروه بر روي سري آلبومهاي LPU آهنگهايي رو قرار بده كه تا به حال منتشر نشده نه آهنگهاي Live رو.

در انتهاي سال 2003 گروه سومين كنسرت خودش در سري كنسرتهاي KROQ Almost Acoustic Christmas رو اجرا كرد. اونها در شب دوم اين كنسرت به اجراي برنامه پرداختند كه 17 آهنگ رو اجرا كردن. در اواخر برنامه كه طبق معمول در حال اجراي آهنگ One Step Closer بودن Sonny Sandoval خواننده گروه P.O.D روي صحنه مياد و به طور مشترك با گروه به اجراي اين آهنگ ميپردازن.

با شروع سال 2004 گروه سري تورهاي Meteora World Tour رو با گروههاي P.O.D, Hoobastank و Story of The Year آغاز ميكنه. Linkin Park اعلام ميكنه كه اين آخرين تور بين المللي خواهد بود كه پس از انتشار آلبوم Meteora انجام خواهند داد و بعد از اين تور تا انتشار آلبوم بعديشون توري برگزار نخواهند كرد.

در طول برگزاري تورها ويديوي From The Inside به صورت بين المللي منتشر شد. پس از Meteora World Tour گروه كار بر روي ويديوي جديد خودش رو با نام Breaking The Habit آغاز ميكنه. براي ساخت اين ويديوي از انيميتورهاي ژاپني استفاده شده و كار ساخت انيميشن هم در همان استوديويي كه صحنه هاي فيلم Kill Bill گرفته شده، انجام شده و كار كارگرداني اين ويديو هم بر عهده Kazuto Nakazawa و Joe Hahn بوده. (توضيحات بيشتر در قسمت Videography). قبل از انتشار Breaking The Habit آهنگ Lying From You به عنوان يك Single راديويي منتشر شد.

Linkin Park براي سومين بار سري تورهاي Projekt Revolution خودش رو برگزار ميكنه كه بزرگترين سري از اين تورها بود كه شامل دو Stage ميشد و قسمتهاي مختلفي هم براي تفريح در نظر گرفته شده بود و ميشه گفت بيشتر شبيه يك شهر بازي بود كه به همين خاطر گروه نام اين سري از تورها رو Revolution Village گذاشته بود. حاضرين در هنگام ورود به اين دهكده ميتونستن از هر دو Stage كه در يك زمان گروههاي مختلف بر روي اونها به اجراي برنامه ميپرداختن استفاده كنن و در بين برنامه هم از برنامه هاي تفريحي ديگه لذت ببرن. از اين لحاظ ميشه گفت شباهت زيادي به Ozzfest و Vans Warped Tour داشت. Stage اصلي شامل گروههاي Linkin Park, Korn, Snoop Dogg, The Used و Less Than Jake بود و Stage شماره دو هم شامل گروههاي Ghostface, Funeral For A Friend, M.O.P, downset, No Warning, instruction و Autopilot Off بود. DJ Z-Trip هم همراه گروه در كنسرتها حضور داشت و در بين اجراها برنامه اجرا ميكرد. همينطور Ivan هم كه يك Break Dancer شناخته شده هست هر از گاهي رو Stage ظاهر ميشد و برنامه اجرا ميكرد. علاوه بر اينها قسمتي به نام Remixing Stages وجود داشت كه در اون بازديدكننده ها با امكاناتي كه در اختيارشون قرار داده شده بود به ميكس كردن آهنگهاي اجرا شده در تور ميپرداختن و در آخر هم برنده از بين شركت كننده ها انتخاب ميشد. Projekt Revolution سال 2004 به عنوان پرفروش ترين تور سال انتخاب شد.

اواخر سال 2004، Linkin Park اعلام كرد كه قصد داره به درخواست شبكه MTV با Jay-Z براي انتشار يك آلبوم همكاري كنه. نتيجه اين همكاري آلبومي EP به نام Collision Course بود كه در تاريخ 30 نوامبر سال 2004 منتشر شد. اين آلبوم شامل تركيبي از هفت آهنگ Linkin Park با شش آهنگ از Jay-Z بود. اولين Single از اين آلبوم Numb/Encore نام داشت كه پس از انتشار رتبه نخست جدول موسيقي رو به خودش اختصاص داد و به مدت شش ماه همچنان در مكان اول جدول قرار داشت، براي همين ميرفت كه جايزه Grammy رو از آن خودش كنه. آلبوم هم خودش پس از انتشار در مكان اول پرفروشهاي جدول قرار گرفت.

چهارمين ورژن از LPU هم ماه نوامبر منتشر شد. آلبوم چهارم شامل دو آهنگ جديد بود. آهنگ اول كه حدود دو دقيقه زمانش بود، Sold My Soul to Yo Mama نام داشت كه توسط Joe Hahn ساخته شده بود و آهنگ بعدي Standing in the Middle نام داشت كه براي ساخت اين آهنگ با Motion Man همكاري شده بود. Standing in the Middle در سال 2001 ضبط شده بود و يك آهنگ تمريني براي ضبط آلبوم Reanimation به حساب ميومد. Motion Man سرانجام با Kutmasta Kurt آهنگ In The End رو براي آلبوم Reanimation ريميكس كرد كه با نام Enth E ND بر روي آلبوم قرار گرفت.



سال 2005 تقريبا سالي آرام براي Linkin Park به شمار ميره. گروه در اين سال موسسه اي خيريه به نام Music For Relief تاسيس كرد كه كارش كمك به حادثه ديدگان بلاهاي طبيعي هست مثل فاجعه سونامي و طوفانهاي Katrina و Rita كه جان بسياري رو گرفت و خيليها رو بي خانمان كرد حتي در سايت اصلي اين موسسه اطلاعيه هم مبني به درخواست كمك براي حادثه ديدگان زلزله بم ايران قرار گرفته بود. گروه دو كنسرت در سال 2005 اجرا كرد يكي در ايالت كاليفرنيا براي موسسه Music For Relief و ديگري در كنسرتهاي معروف Live 8 براي كمك به فقراي آفريقا كه اين سري از كنسرتها به طور همزمان در سراسر دنيا برگزار شدند، و Linkin Park در فيلادلفيا حضور داشت.

در ماه May گروه اعلام كرد كه به دليل نداشتن اعتماد قصد داره قراردادش رو با شركت Warner Bros. فسخ كنه و به دنبال شركت جديدي براي عقد قرارداد ميگرده. Linkin Park طبق قراردادي كه از سال 2000 با شركت Warner Bros امضاء كرده بود بايد چهار آلبوم رسمي ديگه از طريق اين شركت منتشر ميكرد. در ماه دسامبر سال 2005 گروه بالاخره پس از رايزني هايي كه انجام ميدن اعلام ميكنه كه به توافقهايي با شركت Warner Bros. براي ادامه همكاري رسيدن. طبق توافقنامه جديد كه مورد تاييد دوطرف رسيد قرار شد كه شركت Warner Bros. براي انتشار آلبوم جديد گروه يك و نيم ميليون دلار پيش پرداخت كنه و علاوه بر اين حق الزحمه گروه هم به بيست درصد به ازاي هر نسخه فروش آلبوم، افزايش پيدا كنه. مدت زمان اعتبار قرارداد هم منوط ميشه به انتشار 5 آلبوم ديگه توسط گروه. يعني به عبارتي طبق قرارداد قبلي و فعلي گروه ملزم به انتشار كلا يازده آلبوم از طريق شركت وارنر خواهد بود يعني يك آلبوم بيشتر از قرارداد قبليشون.

در ماه جولاي Mike Shinoda اعلام ميكنه كه در حال انجام يك پروژه جانبي در سبك Hip-Hop به نام Fort Minor هست. به گفته Mike هدفش از انجام اين كار بازگشت به سبك اصلي خودش در موسيقي يعني Hip-Hop هست. Mike ميخواست با اين كارش با دوستان قديمي خودش همكاري داشته باشه، چيزي كه خيلي وقت بود آرزوش رو داشت يعني همكاري با گروه Styles of Beyond (كه اين گروه در حال حاضر با شركت موسيقي مخصوص Linkin Park يعني Machine Shop Recprds قرارداد امضاء كردن) ، Black Thought از گروه The Roots و همچنين Common (كه جزو اونهايي هست كه در تهيه آلبوم Reanimation نقش داشته).

حدود يك ماه قبل از انتشار آلبوم Fort Minor آهنگ Remember The Name در اينترنت منتشر شد و شركت وارنر هم سايتي رو كه ارتباطي با اين موضوع نداشت تهديد كرد و خيلي از سايتها رو كه اين آهنگ رو براي دانلود روي سرورهاشون گذاشته بودن مجبور كرد كه آهنگ رو از رو سايتشون بردارن. آهنگ Remember The Name بر روي بازي NBA Live 2006 قرار داره و خيلي از شبكه هاي ورزشي از اين آهنگ در طول مسابقه فينال بسكتبال در سال 2006 استفاده كردن.

در تاريخ 30 اكتبر سال 2005 آلبوم Mixtape گروه Fort Minor با نام DJ Green Lantern Presents Fort Minor: We Major در اينترنت منتشر شد و خيلي از طرفداران Fort Minor در اينترنت به دنبال اين آلبوم بودن تا اينكه سايت RapBasement.com اين آلبوم رو به طور كامل براي دانلود در دسترس قرارداد. در تاريخ 22 نوامبر سال 2005 بالاخره اولين آلبوم گروه Fort Minor با نام The Rising Tied منتشر شد. اولين Single از اين آلبوم Petrified نام داشت كه هنوز خيلي از شبكه ها پخشش ميكنن. با اينكه اين آلبوم مورد توجه خيلي از طرفداران سبك Hip-Hop قرار گرفت ولي نتوست در جدول موسيقي موفق ظاهر بشه. اما در سال 2006 با انتشار سومين Single از اين آلبوم به نام Where’d You Go كه مورد توجه همه قرار گرفت باعث شد كه اين آهنگ در مكان چهارم جدول Billboard Hot 100 قرار بگيره.

Chester Bennington هم در حال كار بر روي آلبوم سولوي خودش با همكاري Amir Derakh(كه اصليت ايراني داره) و Ryan Shuck از گروه Orgy هست. پروژه انفرادي Snow White Tan ، Chester نام داره. يكي از آهنگهاي اين گروه The Morning After نام داره كه اين آهنگ رو Chester قبل از ورودش به گروه Linkin Park ساخته بوده و براي پروژه سولوش مجددا در استوديو ضبطش كرده. علاوه بر اين Bennington با Amir Derakh و Ryan Shuck در گروه ديگري با نام Julien-K همكاري ميكنه و هنوز هم دقيقا معلوم نيست كه سهمش از اين همكاري در چه قسمتي هست. همچنين Chester گروهي به نام Bucket of Weenies تشكيل داده كه به كاور كردن آهنگها ميپردازن و اخيرا آهنگ The Morning After رو در جشن سالگرد Club Tattoo با همين گروه كاور كردن. گفته ميشه كه آلبوم گروه Snow White Tan بعد از انتشار آلبوم سوم گروه Linkin Park منتشر خواهد شد.

به خاطر پروژه هاي جانبي كه Chester و Mike در اين مدت دنبالش بودن و انجام دادن خيلي از طرفداران شايعه هايي رو مبني بر از هم پاشيدن گروه Linkin Park درست كردن كه Mike و Chester هر دو اين شايعات رو رد كردن. طبق گفته Mike و ديگر اعضاي گروه Linkin Park در حال كار بر روي آلبوم جديدش هست و چندين آهنگ Demo هم ضبط كردن. قرار بود آلبوم جديد گروه اواخر تابستان 2006 منتشر بشه كه اين امر تحقق نيافت و طبق آخرين اخبار كه Mike در گفتگوي خودش با اعضاي LPU انجام داده اعلام كرده كه آلبوم جديد اوايل سال 2007 منتشر خواهد شد.

ورژن شماره پنج LPU هم 21 نوامبر سال 2005 منتشر شد كه CD اين ورژن شامل اجراهاي زنده گروه در كنسرت Live 8 بود.

در ماه نوامبر توسط Phoenix اعلام شد كه Linkin Park آهنگ جديدي رو براي آلبوم Mixtape شركت Machine Shop Records ضبط كرده ولي هنوز منتشر نشده. در ماه دسامبر 2005 اعلام شد كه Mike Shinoda به عنوان دستيار تهيه آلبوم جديد گروه انتخاب شده. قبل از اين Mike آلبوم Hybrid Theory EP و Collision Course رو هم تهيه كنندگي كرده بود. در تاريخ 8 فوريه سال 2006 گروه Linkin Park خبر داد كه تهيه كننده آلبوم جديدشون رو انتخاب كردن و او كسي نيست غير از مرد اسطوره اي يعني Rick Robin كه با گروههاي بزرگي مانند The Beastie Boys, Weezer, Metallica, Audioslave, Slipknot, Rage Against The Machine, Red Hot Chili Peppers, System Of A Down و گروههاي بيشمار ديگه كار كرده.

در طول برگزاي مراسم Grammy Award سال 2006 گروه آهنگ تركيبي به نام Yester/Numb رو به همراه Jay-Z و Paul McCartney اجرا كرد.

در طول مراسم Grammy مجله Rolling Stone مصاحبه اي رو با Chester انجام داد در مورد آلبوم جديد كه Chester عنوان كرد آلبوم جديدشون نسبت به آلبومهاي قبليشون متفاوت تر خواهد بود كه تركيبي از Rap و Hard Rock بوده. آلبوم جديد به گفته Chester غمناك، ترسناك و ملوديك خواهد بود. به گفته او آلبوم جديد سبكي سنگين نخواهد داشت ولي ديوانه كننده خواهد بود. اين لغاتي بود كه Chester براي تشبيه آلبوم جديد ازشون استفاده ميكرد. به گفته او گروه تا به حال بيش از پنجاه آهنگ براي آلبوم جديد ضبط كرده و در حال حاضر هم در مراحل ضبط به سر ميبرن. Linkin Park اخيرا در فستيوالي با شركت گروههاي بزرگي مثل Metallica در كشور ژاپن به نام Summer Sonic Festival شركت كرد كه در اين كنسرتها آهنگ جديدي رو اجرا كردن كه با نام نسبتا عجيب QWERTY در ليست قرار داشت. البته به احتمال زياد اين نام اصلي آهنگ نيست. Mike جايي اظهار كرده كه هنوز مشخص نيست كه اين آهنگ بر روي آلبوم جديد قرار بگيره يا نه. به گفته Mike متن آهنگ رو زماني كه داشتن داخل هواپيما به سمت ژاپن ميرفتن نوشتن و چون از اين آهنگ خوششون اومده تصميم گرفتن تا در كنسرت جديدشون اجرا كنن. (احتمالا به خاطر تنوع!)

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 17:57  توسط پیمان آلفا  | 

 اریک آدامز متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۸ در مادرید اسپانیاست. پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود. اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا ادامه داد ولی بعد از ۲ سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد.

سپس به مادرید بارگشت و در سال ۱۹۸۱ با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد. جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد. جوای متولد ۲۱ جولای ۱۹۶۰ و اهل مادرید بود. جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد.

دنی متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۵۹ در فلوریدا بود. اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد. روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد ۱۷ مارس ۱۹۵۶ بارسلونا اسپانیا. اریک بعد از تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.
منووار نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد. اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.

اریک کار خود را با تشکیل گروهی در ۱۷ اگوست ۱۹۸۱ به طور رسمی شروع کرد. اریک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.

جو لمن مدیر استودیوی وبستر از این تک آهنگ که بسیار هم مورد توجه او قرار گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اریک آدامز، جوای دمایو، روس د بوس و دنی هازمیک) بست و شروع کار این گروه که نام آن را منووار گذشته بودند از اواخر سال ۱۹۸۱ به طور رسمی و قراردادی شروع شد.

اریک آدامز متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۸ در مادرید اسپانیاست. پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود. اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا ادامه داد ولی بعد از ۲ سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد.

سپس به مادرید بارگشت و در سال ۱۹۸۱ با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد. جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد. جوای متولد ۲۱ جولای ۱۹۶۰ و اهل مادرید بود. جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد.

دنی متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۵۹ در فلوریدا بود. اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد. روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد ۱۷ مارس ۱۹۵۶ بارسلونا اسپانیا. اریک بعد از تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.
منووار نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد. اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.

اریک کار خود را با تشکیل گروهی در ۱۷ اگوست ۱۹۸۱ به طور رسمی شروع کرد. اریک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.

جو لمن مدیر استودیوی وبستر از این تک آهنگ که بسیار هم مورد توجه او قرار گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اریک آدامز، جوای دمایو، روس د بوس و دنی هازمیک) بست و شروع کار این گروه که نام آن را منووار گذشته بودند از اواخر سال ۱۹۸۱ به طور رسمی و قراردادی شروع شد.

پس از چند وقت یعنی در آوریل ۱۹۸۲ گروه اولین کار خود را با نام اشعار جنگ به بازار عرضه کرد. با این کار و فروش فوق العاده آن اریک مصمم شد تا کارهای بیشتری را انجام دهد. گروه منووار با ترکیب چهار مرد طلایی توانسته بودند کاری منحصر به فرد با سبک مارش راک وارد عرصه موسیقی کنند. ار این به بعد بود که هماهنگی گروه منووار روز به روز بیشتر شد.

گروه دومین کار خود را در ژوئن ۱۹۸۳ به نام سوار بر شکوه به بازار عرضه کرد. این آلبوم نیز یکی از پر فروش ترین آلبوم های راک ماه شد و به سرعت باعث محبوبیت گروه منووار شد.
ترانه های گروه را خود اریک می سرود و تنظیم می کرد تا با پیشنهاد جالبی از طرف شخصی به نام اکس شکین رو به رو شد.
اکس شکین یک حقوقدان بود که علاقه زیادی به کارها و آلبوم های گروه نشان می داد و از طرفداران پر و پا قرص گروه بود و پس از مشورت با اریک، درخواست همکاری سرودن اشعار را با او در میان گذاشت که با موافقت اریک مواجه شد.
طی ۱۰ ماه همکاری بین اکس و اریک ۱۲ سروده و ۲ اینسترو منتال آماده و ضبط گردید. اریک با پیشنهاد و همکاری اعضای گروه این ۱۲ سروده و ۲ تکنوازی را در دو آلبوم به نامهای درود بر انگلستان و نشان چکش در دو سال پیاپی به بازار عرضه کرد. درود بر انگستان در نوامبر ۱۹۸۴ و نشان چکش در فوریه ۱۹۸۵ و با ۴ ماه تاخیر وارد بازار آلبوم های راک شد و همانطور که اریک و اعضای گروه پیش بینی کرده بودند با استقبال زیادی مواجه شد و آلبوم درود بر انگلستان تا ۶ ماه پرفروش ترین آلبوم هوی متال آمریکا بود.

گروه، دیگر جای خود را بین گروههای راک و هوی متال پیدا کرده بود و شاید هم موفق تر از دیگر گروهها بود. شعرهای اریک، اشعار حماسی و افسانه ای بود که بسیاری از طرفداران آن به این نکته توجه زیادی داشتند. اریک توانسته بود با حس جنگجویی و حماسی خود شعرهای قابل قبولی را به بازار عرضه کند.
اکس شکین با گرفتن مبلغ مالی اندکی طبق قرارداد گروه را ترک کرد و مسئولیت سرودن اشعار دوباره به گردن اریک افتاد.
بعد از گذشت ۲ سال خاموشی گروه باز هم آلبوم دیگری به نام در مصاف با دنیا که یکی دیگر از کارهای خوب گروه بود را به بازار عرضه کرد. اما به خاطر متن اشعار این آلبوم، بین اریک و روس مشکلاتی پیش آمد که باعث سد روس با رضایت خود از گروه بیرون رود و روند پیشرفت آلبوم ۲ ماه به تاخیر افتاد تا جای روس را شخصی به نام اسکات کلمبوس بگیرد.
اسکات از گیناریستهای خوب گروه پانکی به نام پاپی کوچ بود که با درخواست اریک و بستن قرارداد گزافی به گروه منووار پیوست. اریک از کار اسکات راضی بود و آلبوم در مصاف با دنیا را پس از نواختن گیتار آن توسط اسکات با رضایت کامل در اکتبر ۱۹۸۶ روانه بازار کرد.
آلبوم در مصاف با دنیا به گفته خود اریک برگرفته از اشعار و ریتم های گروه جوداس پیریست و کیس می باشد. در همان سال یعنی ۱۹۸۶ بود که گروه تصمیم گرفت یک استودیوی اختصاصی بخرد و قرارداد خود را با شرکت وبستر لغو کند تا بتواند تمامی کارهای خود را در استودیوی اختصاصی خود انجام دهد.
پس از گذشت چند ماه استودیوی سن جرج واقع در محله لیفراک ویرجینیا توسط گروه خریداری شد. هزینه این استودیو تماما ار فروش آلبوم ها بود و این استودیوی اختصاصی کوچک که قابلیت ضبط آلبومهای گروه را داشت در حدود ۷۵۰۰۰ دلار برای گروه هزینه داشت.

تا این سال گروه برنامه های خود را با هزینه شرکت وبستر اداره می کرد. تا اینکه توانست برای خود استودیوی اختصاصی دایر کند. با این که این استودیو کوچک بود ولی جوابگوی کارهای گروه بود.

در سال ۱۹۸۷ بود که اریک تصمیم به ازدواج با صدابردار استودیوی اختصاصی خود که چند ماهی بود با آن آشنا شده بود گرفت. خانم آنجلیکا پرستر با پیشنهاد اریک موافقت کرد و در دسامبر ۱۹۸۷ در کلیسای دوپر دیترید مراسم ازدواج آنها برگزار شد.
آنجلیکا متولد ۲۵ اکتبر ۱۹۶۵ در دیترید بود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای راپیدوین در انریش در رشته تئاتر به پایان رسانده بود و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشت.
آنجلیکا به اریک علاقه زیادی داشت و در خاطراتش می گوید: از اراده اریک برای اداره استودیو احساس حقارت می کردم. اریک بسیار مصمم بود تا بتواند بهترین کار را برای اجراء ارائه دهد.
جوای دمایو در همان سال با پیشنهاد گزافی به موزیک فلارمونیک شهر تگزاس دعوت شد . اما جوای از این همکاری سر باز زد و گروه را ترجیح داد.

جوای تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان آلمانی به پایان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش گیتار تدریس می کرد.
حدود یک سال بعد اریک و اعضای گروه که آنجلیکا هم دیگر جزء آنها شده بود، آلبومی به نام سلاطین فلزی را آماده عرضه به بازار کردند. این آلبوم که در نوامبر ۱۹۸۸ وارد بازار شد، یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کارهای گروه منووتر محسوب می شود.

اریک درباره این آلبوم می گوید: با آنجلیکا درباره نام آلبوم صحبت کردم که آنجلیکا نام چهار پادشاه فلزی را پیشنهاد داد که بعدها طی صحبت با اعضای گروه به سلاطین فلزی تغییر نام داد. اما زمینه فکری نام این آلبوم را آنجلیکا پایه ریزی کرد. اریک این آلبوم را شاه تمام آلبومهای راک سال ۸۸ می دانست و با توجه به آنچه در انتظار داشت این آلبوم به مدت ۷ ماه پرفروش ترین آلبوم راک سال ۸۸ شد. اریک توانسته بود گروه خوبی را تشکیل دهد. هنوز مدتی از ورود این آلبوم به بازار نگذشته بود که پیشنهاد جالبی از طرف دنی هامزیک برای اجرای کنسرت و یک تور تفریحی به اریک شد.

اریک بعد از صحبت با اعضای گروه تصمیم به اجرای یک کنسرت ۸۰ دقیقه ای و یک تور ۲۰ روزه در اسپانیا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت تا هم تنوعی برای گروه باشند و هم بتوانند انرژی تازه ای کسب کنند. ۲ روز بعد از این تصمیم گیری گروه در شهر مادرید اسپانیا در پی کسب انرژی تازه ای برای ادامه کار بود.
شهری که خود اریک زاده آنجا بود. گروه بعد از تور مادرید به میشیگان رفت و قرار شد که کنسرت در ۲۲ جولای ۱۹۹۰ در سالن گرین مک میشیگان برگزار شود. گروه خود را برای اجرای کنسرت آماده می کرد. اریک . اعضای گروه با توجه به مدت زمانی که برای کنسرت در نظر داشتند و ترک از آلبومهای خود جدا کردند و پس از هماهنگی با سالن ۲۲۰۰ نفری گرین مک خود را برای اجرای کنسرت آماده می کردند که ناگهان اریک با فوت پدرش دنی مواجه شد و کنسرت به ۱۷ اکتبر موکول گشت.

این اولین کنسرت منووار بود که به نام شمشیرهای بیرون از غلاف نامگذاری شد و بعدها به صورت یک آلبوم به بازار عرضه شد. در سالن گرین مک شی ۱۷ اکتبر در حدود ۲۰۰۰ بلیط فروخته شد و میانگین سنی کنسرت ۱۸ تا ۲۴ سال اعلام گردید. کنسرت بدون هیچ مشکلی برگزار شد و گروه ۴ روز بعد از کنسرت به ویرجینیا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.

در همین سال یعنی ۱۹۹۰ اریک صاحب فرزند پسری شد که به احترام نام پدرش نام او را دنی گذاشت. آنجلیکا ار استودیو بیرون رفت تا از دنی نگهداری کند و گروه دوباره با همان ترکیب قبلی به کار خود ادامه داد.
اریک شیفته اشعار حماسی، جنگ و مبارزه بود و دوست داشت تمام این احساسات خود را در مضمون شعرهایش بیان کند و این کار را با با ساخت آلبوم پیروزی پولادین به کرسی نشاند. این آلبوم در جولای ۱۹۹۲ وارد بازار شد و برگرفته از اشعار هومر بود.

اریک می گوید: من شیفته افسانه آشیل بودم و همیشه بعد از خواندن این افسانه حماسی مو بر بدنم راست می شد. دوست داشتم در ذهنم یک تراوای واقعی داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم. این آلبوم را با داستان افسانه ای شهر تراوا شروع کردم تا برای همیشه این افسانه پایدار بماند و همه بدانند که آشیل هنوز هم زنده است و منووار نام آن را همیشه زنده نگاه خواهد داشت.
آلبوم پیروزی پولادین بر خلاف جایزه ای که از F.O.R به خاطر اجرای حماسی افسانه آشیل گرفت فروش چندان موفقی نداشت. یکی از قسمتهای جذاب این آلبوم درام دنی هامزیک بود که بر خلاف نظر اریک در آلبوم نواخته شد و یکی ار نقاط قوت آلبوم محسوب می شود. این آلبوم شاید آخرین آلبومی از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملا رعایت کرده است.
اریک همان طور که خودش هم بعد ار آلبوم پیروزی پولادین گفته بود دیگر سبک کاری برایش اهمیتی ندارد بلکه مضمون شعرهاست که به کارهایش اهمیت می بخشد.

اریک تصمیم به یک دوره استراحت گرفت و با اعضای گروه هم در میان گذاشت و با توجه به موافقت اعضای گروه تصمیم گرفت تا چند سالی از آلبومهای Best استفاده کند و شعذی نگوید که بعد از آن بهترین کارهای خود را در آلبومی به نام چرخهای جهنمی عرضه کردند. این آلبوم در مارس ۱۹۹۴ به بازار عرضه شد.
این کار اثر جوای دمایو بود و کار تنظیم این آهنگ را هم خود جوای به دست گرفت و اریک هم از این کار بسیار راضی بود. این آلبوم با این که به نظر نمی رسید فروش چندانی کند ولی مبلغ قابل توجهی از فروش آلبوم به دست آمد.
اریک و اعضای منووار آلبوم بعدی خود را پس از ۴ سال خاموشی بر خلاف تمام آلبومهای قبای خود چه از نظر ریتم و سبک و چه از نظر مضمون شعری بیرون دادند. اریک برای ساخت این آلبوم از شخصی به نام راجر هیومن کمک گرفت. راجر یک نویسنده و شاعر خوب بود که اریک می توانست از او برای متن شعرهای خود کمک بگیرد.

بعد از بستن قرارداد و شروع به کار حدود ۱ سال برای سرودن اشعار و تنظیم ترکها وقت صرف شد تا در دسامبر ۱۹۹۶ کار در استودیوی اختصاصی منووار اجرا و وارد بازار شد. این آلبوم فراتر از جهنم نام گرفت و کار کاملا هوی متال و عام پسند بود و بعدها حتی گروههای پانکی نیز از ریتم این آهنگها در آلبوم های خود استفاده کردند.
گروه بعد از ساخت این آلبوم به یک تور یک ماه و نیمه به سواحل هاوایی رفت.. در این سفر راب هالفورد و بوروس دیکنسون هم همراه گروه بودند.
اریک بعد از این سفر با همسر و فرزندش رابطه نزدیکتری برقرار کرد و از سال ۹۶ به بعد تمام کارهای این گروه به صورت Best اجراء و به بازار عرضه شد و یا به صورت کنسرت هایی که اشعارش قبلا سروده شده بود، اجراء گردید.
در سال ۱۹۹۶ و قبل از ضبط آلبوم فراتر از جهنم دنی هامزیک از گروه خداحافظی کرد و کارل لوگان به جای او وارد گروه شد. اکنون بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال اعضای گروه منووار عبارتند از:
۱) اریک آدامز
۲) جوای دمایو
۳) اسکات کولومبوس
۴) کارل لوگان
از آلبومها و کنسرتهای دیگر گروه منووار می توان چرخهای جهنمی، مرحله ای از جهنم و جنگاوران جهان را نام برد.


+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 10:11  توسط پیمان آلفا  | 

جان مایکل اُزبورن حرفه موسیقی خود را در اواخر دهه 90 آغاز کرد ، یعنی زمانی که با گیتاریستی به نام تونی ایومی نوازنده بیسی به نام جیزار باتلر و درامری به نام بیل وارد گروه بلک سبث را تشکیل داد.
گروه شیوه خود را با ساختن ملودی های غم انگیز و تم های سیاه شروع کرد و اولین آلبوم خود را در سال 1970 با عنوان بلک سبث منتشر کرد . پس از آلبوم Never Say Die از گروه در سال 1987*، ازبورن راه خود را از بلک سبث جدا کرد و پروژه های شخصی خود را از سر گرفت . او با مدیر جدید برنامه هایش شارون ازدواج کرد و گروه خود را تشکیل داد که نام*Blizzard of ozz را برایش انتخاب کرد . در این گروه رندی رودز نوازنده گیتار ٬ باب دیزلی نوازنده گیتار باس و لی کرسلیک نوازنده درام بودند . اولین آلبوم گروه با عنوان ود گروه در سپتامبر 1980 در انگلستان منتشر شد . گروه که متاثر از اشعار و شیوه بلک سبث کار خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفت از صدایی بلند تر و هوی تر استفاده کند . آن ها فرمول های استاندارد متال را با شیوه های مبدعانه خود در هم آمیختند و آلبوم به مقام هفتم در چارت های انگلستان دست یافت و در رده بندی بهترین های آمریکا مقام 21 را دریافت کرد . آلبوم در کمال تعجب دو سال تمام در صدر فروش بود به یک موفقیت عظیم تبدیل شد . دو عضو گروه یعنی کرسلیک و دیزلی جای خود را به تومی آلدریچ و و رودی سارزو دادند و مدتی کوتاه پس از آن آلبوم Diary of a Madman در نوامبر منتشر می شود.
این بار آلبوم در آمریکا مقام 16 را به دست می آورد و با فروش بالایی رو برو می شود . . به نظر می آمد که ازبورن توانسته بود هواداران خود را از بلک سبث جدا کند . اما نا گهان شهرتش با خدشه ای جدی رو برو شد و ازبورن با لقب حیوان آزار به شهرت سوئی رسید .
در خلال یکی از کنسرتها خفاشی به روی سن پرتاب می شود و ازبورن هم این حرکت یکی از هواداران را با حرکتی عجیب تر پاسخ می دهد . به این ترتیب که سر خفاش را با دندان از بدنش جدا می کند ! این مسئله باعث بروز بیماری در او می شود و ازبورن به بیمارستان منتقل می گردد . اندک زمانی بعد رودز در یک حادثه غیر منتظره هواپیمایی کشته می شود و موفقیت های پی در پی گروه به لحظاتی نا امید کننده تبدیل می شود . ازی با از دست دادن بهترین دوست خود به افسردگی دچار می شود و نقشه های وی برای یک آلبوم از اجرا های زنده تغییر پیدا می کند . او در یک نمایش زنده با دو کبوتر ما جرایی جنجالی می آفریند . یکی از کبوتر ها را رها می کند و سر دیگری را مثل دفعه پیش که سر خفاش را کنده بود ٬ از بدنش جدا می کند و با این حرکت می تواند نظر مثبت مدیران کمپانی جت رکوردز را جلب کرده و با آنها قرار دادی را امضاء کند . از اینجا گیتاریستی به نام جیک ای.لی به او ملحق شده و*The Moon Bark at*در 1984 منتشر می شود . آلبوم نقد های خوبی را شاهد است و در حالی که دو سال بعد وقتی در 1986 اوزبورن با*Ultimate Sinباز می گردد از این نقد های مثبت خبری نیست اما این باعث نمی شود ارزشهای مو جود در آن را نا دیده بگیریم . در همان سال ازبورن متهم می شود که با اشعار خود توانسته شنوندگانش را به خود کشی جلب کند و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را ترویج می دهد . اگر چه این اتهام بعدا" رفع می شود اما باعث می شود تا شهرت سوء ازبورن شدت پیدا کند . سال 1987 با آلبوم زنده ای که سال 1981 ضبط شده بود و عنوان*Tribute *را را بر آن گذاشته بود باز می گردد که یکی از قدرتمند ترین کار های او تا به امروز محسوب می شود . او از کنسرت خود نیز آلبومی تهیه و در سال 1990 راهی بازار می کند و آلبوم جدید خود را یک سال بعد در استدیو ضبط می کند . تا اینجا ازبورن توانسته صدای خودش را مطرح کند . پس کمی از موسیقی کناره گرفت تا وقت بیشتری را کنار خانواده اش صرف کند . وقتی آلبوم No More Tears *در پاییز منتشر می شود شایع می گردد که ازبورن می خواهد با اجرای یک تور کار خود را برای همیشه پایان دهد . اما به دنبال تور آلبومی از آن تهیه و در 1993 با عنوان*Live loud*منتشر می شود . سال بعد ازبورن*Ozzmosis را بیرون می دهد که سه میلیون نسخه از آن به فروش میرسد . بعد از آن بود که ازبورن دست به ابتکار جدیدی به نام**Ozzfestمیزند که در واقع برنامه کنسرتی بود که سالانه به عرفی برنامه های خودش در کنار سایر گروه های متال می پرداخت . در سال 97 گروه هایی همچون پنترا ٬ مریلین منسون و بلک سبث در این برنامه شرکت کردند و ازی آلبومی از این اجراها منتشر ساخت . او همراه با گروه سابق خود (بلک سبث) قطعاتی از را ضبط و البومی تحت عنوان*Reunion را ساخته و ارایه می دهد .او مدتی بعد همراه با درامر*سابق گروه فيت نومور يعنی مايک بوردن و رابرت تروجيلو نوازنده سابق*باس**در گروه*T.I.G ,*و وايلد نوازنده گيتار دنباله ای*برای Ozzmosis را ساخته و ارايه می دهد .**او با آلبوم Downto Earth که در پاییز 2001 منتشر می شود دور تازه ای از فعالیت انفرادی را پس از مدت ها آغاز می کند و همراه با راب زامبی یک تور عظیم به راه می اندازد و در همین اثنا از سویM T V برای برنامه ای دیدنی دعوت به همکاری می شود و به این صورت که زندگی خانوادگی او هوراه با سایر اعضا خانواده به صورت یک سریال شبانه تلویزیونی در می آید که با نام خانواده ازبورن سرو صدای فراوانی به راه می اندازد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 13:9  توسط پیمان آلفا  | 

گروه evanescence نه سال پیش توسط ben moody و amy lee که هم مدرسه ای بودن به طور کاملا اتفاقی تشکیل شد.
amy lee خواننده و آهنگساز21 ساله و ben moody هم گیتاریست و آهنگساز 28 ساله گروه هستن که البته ben moody حدود 1 سال پیش بنا به دلایلی از گروه جدا شد. دیگر اعضای این گروه john lecompt که گیتار میزنه william boyd که بیسیست هستش و rocky gray درامر گروه هستن terry blasmo هم از گروه the cold جایگزین ben moody شد.
زادگاه این گروه هم ارکانزاس و شهر کوچک لیتل راک هستش.
قبل از آلبوم جاودانه fallen چند آلبوم ديگه هم درست شده بود كه public نشدن و فقط حدود 200 كپي از آنها تهيه شد.
در مورد سبك آهنگها هم بايد بگم gothic rock هستش . آلبوم fallen حدود 17 ماه پيش release شد و 43 هفته در top 10 بيلبورد بود .5.3 مليون كپي تو آمريكا و 12 مليون كپي هم در كل دنيا فروش داشت . من خودم 15 ماهه كه دارم 11 تا آهنگ fallen رو گوش ميكنم ولي هنوز هم آهنگهاش برام جذابن و تكراري نشدن
يكي از مهمترين دلايل موفقيت fallen اينه كه 7 سال رو اين آلبوم كار شده به طور مثال آهنگ my immortal مربوط به سال 98 هستش
خصوصيت منحصر به فرد آهنگهاي evanescence كه اونها رو از هر نظر با بقيه آهنگها متمايز ميكنه شعر هاي فوق العاده پر معني و عميق اونهاست . آهنگهايي مثل my immortal و tourniuet و imaginary و ... داراي بالاترين سطح محتوا هستن . به نظر من amy lee و ben moody قبل از اينكه آهنگساز خوبي باشن شاعرهاي قابلي هستن.
اين بخش اول معرفي evanescence بود اگر از اين متن خوشتون اومد بهم بگين تا بخشهاي بعديش رو هم بنويسم ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 12:45  توسط پیمان آلفا  | 

پیشگفتار

سراینده اشعار گروه tool مینارد جیمز کینان است .اگر بخواهیم ریشه افکار و اندیشه های مینارد کینان را جستجو کنیم به جرات می توان وی را یک نظریه پردازخواند . فلسفه ی گروه tool برگزیدن شیوه ی طریقت است . در ابتدا رنجهای ناشی از زندگی روزمزه را بیان می کند که بدون شناخت و انتخاب فرد بر وی تحمیل شده است opiate . او به علت انزجار از این زندگی به طریقت عارفانه روی می اورد تا خویش و معبود خویش را بشناسد زیرا این تنها راه رسیدن به ارامش و ازادیاست. سپس به بیان سختی ها و مشکلات این راه دشوار می پردازد . او اکنون عاشقی است که تمام دلبستگی هایش را - که در دوره اول زندگی به تقلید از دیگران برگزیده بود کنار گزاشته و به دنبال معشوق خود است و در سر گردانی ها و گمراهی ها هیچ نشانی به جز اندیشه و احساس درونی اش وی را راهنمایی نمی کندundertow . اما زندگی را به همان گونه ای که هست می پزیرد و با خطرات و مشکلات ان روبرو میشود و با اراده ی استوار راه را تا رسیدن به هدف ادامه می دهدaenima . بالا خره جهان به گونه ای دیگر در نظرش پدیدار میشود و عابت ثبات و پایداری و شیوه ای از زندگی را که بتوان در عالم مستی باقی ماند می یابدlateralus .


بیوگرافی گروه tool

گروه tool در سال 1990 در لوس انجلس در امریکا شکل گرفت و به سرعت به یکی از پیشگامان سبک alternative progressive metal تبدیل شد. البوم کوتاه opiate به تهیه کنندگی سیلویامسی شروعی قدرتمند وهیجان انگیز برای گروه بود . تور مشترک انها با گروه های rage aginy the machine در اروپا وrolling band در امریکا باعث شد تا گروه مورد توجه محافل موسیقی امریکا قرار گیرد. در سال 1993 البوم undertow با اشعاری پر مغز و مفهومی واهنگسازی تجربی و جسورانه انتشار یافت . با این البوم گروه tool موفق به دریافت جایزه پلانتیوم از جشنواره موسیقی لولاپالوزا شد . در سال 1996 البوم aenima با حضور جاستین چانسلور justin chansellor بیسیست جدید گروه ساخته شد در همین سال عنوان بهترین موسیقی سبک راک اروپا و امریکا به اینالبوم داده شد . در دسامبر سال 2000 مجموعه ای از اجراهای زنده ی چند اهنگ منتشر نشده و چند اهنگ از البوم های قبلی گروه به نام salival در اختیار علاقمندان قرار گرفت که در حقیقت این البوم نشانه قدرت و توانایی گروه در اجرای بی کم وکاست و زیبای ترانه ها - به صورت زنده به حساب می اید . وسرانجامدر سال 2001 البوم lateralus - به عنوان اخرین کار گروه تا این زمان - با موسیقی و اهنگسازی متفاوت و در حقیقت متکامل روانه بازار شد . tool در لغت به معنای ابزار و نیز تهذیب است. که در واقع می توان موسیقی و اشعار این گروه را وسیله و ابزاری برای خود شناسی و جهان شناسی به شمار اورد.


بیو گرافی اعضای گروه


مینارد جیمز کینان meynard james keenan با نام اصلی james herbet keenan متولد اوریل 1964 در راونا ravena :

پدرش معلم دبیرستان بود . خوانواده او ار معتقدان یکی از فرقه های مسیحیت به نام بپتیسم baptism بودند . در 12 سالگی از طرفداران پر وپا قرص kiss به شمار می رفت . او دوره دبیرستان را در اسکات ویل میشیگان به پایان رساند و در سال 1982 وارد ارتش شد . در این دوره وارد باشگاه ورزش های صحرایی ارتش شد. باشگاهی که با شعار من دروغ نمی گویم تقلب نمی کنم دزدی نمی کنم و کسانی که چنین میکنند را تحمل نمی کنم . مورد توجه میتارد قرار گرفته بود در سال 1984 با ترک ارتش در اکادمی هنر های مفهومی کندال میشیگان ثبت نام کرد . او در دهه هشتاد در گروه های texant...,anarchronistic dynasty در مقام وکال فعالیت کرده است .سپس به لوس انجلس نقل مکان کرد و در این شهر مدتی را با دیو ماستین dave mustin خواننده و گیتاریست و مغز متفکر گروه mega death همخانه بود. بعد ها پس از همسایگی با دنی کری و اشنایی با ادام جونز گروه tool راپایه گذاری کرد میناد در حال حاضر در گروه aperfect circle نیز کار میکند .


(( به عقیده من موسیقی قدرتی است در درون خودش که به یک روزنه خروج با واسطه نیاز دارد . در این صورت ما فقط واسطه هستیم ))


دنی کری danny carey :


با نام اصلی daniel edwin carey متولد اول می 1961 در پایولا paola کانزاس متولد شد.


پدرش کارشتاس بیمه و مادرش معلم مدرسه بود . از 10 سالگی نواختن درامز را با یک اسنیر snare اغاز کرد . در سیزده سالگی اولین مجموعه ی درامز خود را خریداری کرد . سه سال در دانشگاه میسوری موسیقی خواند . جغرافیا و علوم ماوراءالطبیعه نیز از دیگر علایق علمی از به شمار می امدند . او عضو تیم بسکتبال دانشکده بود و به رغم پیشرفت قابله ملاحظه در این رشته موسیقی را انتخاب کرد . در سال 1986 به لوس انجلس نقل مکان کرد او چهار سال در گروه های مختلف به طور نه چندان جدی به نواختن درامز پرداخت و همزمان در یک شرکت ضبط موسیقی کار کرد تا اینکه در سال 1990 به گروه tool پیوست .او در لوس انجلس در همسایگی مینارد زندگی می کرد . دنی کری به گروه هایی به نام زایوم zaum نیز همکاری داشته است و بیلی کوپن billy cophan از نوازندگان مورد علاقه اوست . (( ما از معدود گروه هایی هستیم که مجبور نشده ایم بر اساس مد روز کار کنیم و همواره توانسته ایم هنر را در درجه اول قرار دهیم)


ادام جونر adam jones :


با نام اصلی adam thoma jones متولد 15 زانویه 1965 در لیبریتی ویل در ایلی نویز است .


در کودکی ویولون می نواخت . سپس در گروه electric ships به نواختن بیس bass پرداخت . او بعد از اشنایی با تام مورلو tom morello گیتاریست گروهrage against the machine نواختن گیتار را اغار کرد و همزمان در رشته فیلم سازی به تحصیل پرداخت . او در بخش جلوه های ویzhe فیلم هایی چونterminator ll وjurasic park lll همکاری داشته و کلیپ های ویدیویی گروه tool تماما ساخته و پرداخته ی ذهن خلاق اوست . او در لوس انجلس با مینارد اشنا شد و این اشنایی منجر به شکل گیری گروه tool در سال 1990 شد . اشنایی تام مورلو سهم به سزایی در پیشرفت هنری و اشنایی او با دنی کری داشته است


(( ما همه منحصر به فردیم و نظرات خودمان را داریم ما دور هم جمع شده ایم و انچه را که شما به عنوان tool میشنوید تولید می کنیم ))


پل دامور paul d'amour:


متولد 12 ماه می 1967 در اسپوکین واشنگتن است . او که موسیقی را با نواختن گیتار الکتریک اغاز کرد برای ورود به عرصه سینما به مهد این صنعت - لوس انجلس - امد . ولی پس از اشنایی با ادام جونز و موسیقی محکم و پر قدرت tool به عنوان نوازنده بیس bass به انان پیوست .پل دامور پیش از این در گروه های king of oblivion و failure گیتار نواخته است . او در سال 1994 پس از انتشار undertow از گروه جدا شد . و علت این جدایی نه اختلاف فکری بلکه گرایش شخصی او به نوعی موسیقی ملایم تربود. او پس از این جدایی از tool گروه lusk را تشکیل داد و دراین گروه به نواختن ساز اصلی خود یعنی گیتارپرداخت .


عقیده ی او(بزرگترین وجه تمایز انسان ها طرزتفکر انهاست که یک موسیقی خوب می تواند انها را برای لحظاتی همسو کند.))


جاستین چانسلور justin chansellor :


او در 19 نوامبر 1971 در انگلستان متولد شد . در سن 8 سالگی نواختن گیتار را اغاز کرد . 14 سال سن داشت که به همراه چند تن از دوستانش گروه peach راتشکیل داد. سال 1992 در نیو یورک با گروه tool و اعضای ان اشنا شد . دو سال بعد یعنی 1994 به همراه گروه tool اجرایی مشترک را در اروپا راه اندازی کرد . همان سال پس از جدایی پل دامور از گروه tool گروه با جاستین وارد مذاکره شد . او ابتدا از پیوستن به گروه tool امتناع کرد اما هنگامی که گروه peach 6 ماه پس از اجرای مشترک با گروه tool از هم پاشید جاستین به پیشنهاد گروه جواب مثبت داد و در سال 1995 به انها پیوست .

((من هرگز در چنین جمعی نبوده ام . جمعی که به لحاظ روحی و شخصیتی و اعتقادی بسیار متفاوت باشند و ضمنا این توانایی را داشته باشند که اختلافات خود را

به صورتی همه جاتبه همساز کنند و انها را به صورت قدرت خلاقه مثبت در اورند . ))

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 22:30  توسط پیمان آلفا  | 

Iced Earth ، یک گروهه Power Metal و Heavy Metal که در سال 1984 در Florida شکل گرفت. گروهی که بارها و بارها تغییر ارنج داد. اما به آرامی کار رو ادامه داد تا جایی که برای همیشه یکی از بزرگترین گروههای Classic متال تا الان بوده. گروهی که از Cover آلبوم هاشون میشه اسطوره و حماسه رو دریافت کرد.
گروه با نوازندگی گیتار Jon Schaffer بنا نهاده شد. 5 سال متمادی به کارشون ادامه دادن ، با تاثیر پذیری از گروههای بزرگی مثل Iron Maiden . در سال 1998 اولین Demo رو با نام Enter the Realm وقتی هنوز بک گروه زیر زمینی بودند عرضه کردند. این Demo مورد علاقه بسیاری واقع شد تا اینکه گروه در سال 1990 با ارنج: Schaffer و Randall Sawver گیتاریست ، Gene Adams خواننده ، Dave Abell ، بیسیست و Mark McGill درامر ، کار بی نامی رو منتشر کرد. آلبوم نه چندان قابل قبول که به صورت یک کار Traditional Heavy عرضه شد. کارهایی در این اثر وجود داشت که بعدها در آلبومهای جدیدشون و با بازنوازی دوباره آورده شد.
تغییر ارنج دوباره و آلبوم بعدی در سال 1991 با نام Night of the Storm rider . آلبومی که به عقیده ای از Iced Earth نا امید کننده بود. با توجه به Alternative Rock که مورد توجه قرار گرفته بود این آلبوم عرضه شد. استفاده از Guitar Acoustic و یک جو اتمسفری با کیبرد در آهنگهایی مثل Angel's Holocaust ، Before the Vision . در مجموع کار رو بد نمیدونن. اما این رو بدشانسی گروه برای زمان ارایه آلبوم میدونن. استفاده از خواننده جدید و با نفسی قوی در گروه که به نسبت کار خوبی رو ارایه داد از نقاط قوی گروهه.
علیرغم ایرادهایی که از Iced Earth گرفته شده بود با دو آلبوم اول ، گروه کارش رو ادامه داد تا در سال 1995 آلبوم بعدی خودشون با نام Burnt Offerings عرضه کردند. کاری با ارنج جدید گروه و به نسبت خوب! بیسیست و خواننده گروه تغییر کرده بود. کاری که مانند کارهای دیگر گروههای Classic متال مثل Iron Maiden از یک خوانندگی حماسی بهره میبرد. آلبومی با نهایت ظرافت در انتخاب نام Track ها ، نوازندگی قوی Drum ، گیتارهای خشن با یک همبندی زیبا با صدای لطیف Piano . Track اخر گروه با نام Dante's Inferno گه 16 دقیقه طول داره رو بهترین کار این آلبوم میدونن. آهنگی با یک پیچیدگی بسیار بالا در نوازندگی . آهنگی که خیلی آروم شروع میشه و تا دقیقه 1:40 همینجوری باقی میمونه و یکباره به طرز وحشتناکی ریتم عوض میشه و Power Metal رو به راحتی در اون میشه دید. در دقایق 7:30 تا 8 و بعد از اون در هر چند ثانیه یک بار با صدایی Opera مانند مواجه میشیم که خیلی زیباست.
1996 و Dark Saga ، به عقیده خودم بهترین و بزرگترین کار گروه. کاری که باز با ارنج جدید ارایه شد، بیسیت و درامر عوض شده بودند. اشعاری قوی و کاور بسیار قوی کار شده! از این البوم 2 Track شروع آلبوم رو قوی میدونن: Dark Saga و I dead for you. دو Track نسبتا آرام و Heavy قبل از Trackی با نام Violate که خشمگین و سرعتی کار شده. Track بعدی Hunter نام داره و بعد از 2 Track آغازی نسبت به باقی بهتر نامبرده شده. نوازندگی گیتار Randall Sawver در این آلبوم رو بسیار قابل توجه میدونن. خصوصا نوازندگی قوی وی رو تو Trackی با نام Depths Of Hell به شهود میشه دید. Solo هایی که در این آلبوم زده شده رو خوب میدونن. اما به نظر من این آلبوم تمام آهنگاش خوبه که اگر قرار باشه به اونا امتیاز بدم، به همه 99 میدم به غیر از 3 Track : Dark Saga ، I Dead For You و Question Of Heaven که فکر میکنم باید امتیازی بالا تر از 100 بهشون اختصاص بدم. صدای Jon Schaffer فوق العاده کار میکنه، صدایی زیبا و رسا و در عین حال بسیار کلفت و خشن. صدایی که با صدای بقیه خواننده ها فرق داره . برای این که متوجه بشین فقط باید صداش رو گوش کنین.
ارنج گروه بعد از Dark Saga بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که در سال 1997 آلبوم بعدی رو با نام Days of Purgatory عرضه کردند. کارشناسان بر این عقیده هستند که این آلبوم از Dark Saga هم قویتر کار شده. تا جایی که این آلبوم رو بهترین معرف برای Iced Earth میدونن. Lyric هایی قوی ، نوازندگی ملودیک گیتار ، گروهنوازی قوی و درامی سریع! به جز معدود Track هایی از این آلبوم اکثرا ساخته شده توسط خود Schaffer هستند. Colors ، Nightmares ، When the Night falls و Desert Rain رو دارای گیتاری اتمسفریک میدونن. Angel’s Holocaust رو Trackی با یک تمه Gothic میدونن. The Funeral یک کار Instrumental قوی و در عین حال زیبا و Travel In Stygian قوی ترین Track این آلبوم! این آلبوم بسیار قوی کار شده اما به نظر من نتونست جای Dark Saga رو بگیره و هنوز اون رو بهترین آلبوم Iced Earth میدونم.
کارهای گروه با آلبومهایی مثل Horror Show و Tribute to the Gods ادامه پیدا کرد که همین ها هم کارهای قدرتمندی هستند.
Iced Earth رو به جرات میشه جزو دلنشین ترین و قوی ترین گروههای متال دونست. کارها عموما آروم ، اما منحصر به فردند. یک جو Heavy در کل کارهاشون موج میزنه. به عقیده بسیاری از کارشناسان کارهای اونا به کارهای pantera شبیه ، در صورتی که اصلا اینطور نیست و این کاملا غلطه. از Acoustic گیتار در عین ظرافت استفاده شده ، عموما با Intro های زیبایی از گیتار شروع میشه که این رو از نقاط قوت گروه میدونن. ارنجش بیش از هر گروهی تغییر کرده . در دو آلبوم Dark Saga و Days of Purgatory که بهترین کارهای گروه هم هستند ،حساسیت زیادی به نام Track ها داشتند ، Cover ها هم قوی کار شده خصوصا در cover ، Dark Saga ...
خودتون ببینین
دو تا از بهترین Track های آلبوم Dark Saga با حجم خیلی کم

Dark Saga

I Dead For You

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 13:33  توسط پیمان آلفا  | 

Troy Stetinaتروی استتینا یک گیتاریست جهانی و یک استاد موسیقی است که صاحب بیش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal می باشد و همین امر باعث حسن شهرت او شده. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده است. او همچنین نوازنده Solo و نویسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One می باشد.
بعلاوه او استودیوی ضبط خود Artist Underground را در میلواکی، ویسکانسین Wisconsin اداره می کند.
سالهای اولیه:
تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در ایندیانا متولد شد وی جوانترین عضو یک خانواده سرشناس در موتورسواری المپیک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتورسواری آمریکا بزرگ شد و توانست چندین مدال ملی کسب کند.
اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بیش از یک انتخاب شخصی بود ولی موسیقی عشق واقعی تروی محسوب می شد. مادر او یک خواننده چیره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسیقی حمایت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقه اش به گیتار الکتریک صحبت کرد، مادرش برای او یک گیتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتدیان و یک آمپلی فایر AMP تمرینی کوچک خرید.
"اوون یه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در یک گروه توی مدرسه، کلارینت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسیقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar.
بعد از مدتی یه نفر به من طرز گرفتن Chord های باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله یا کمی بیشتر بودم شروع کردم به یادگیری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و یه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰ " اولین گروه زیرزمینی او Private Wave نام داشت.
بعد از تغییر چند عضو، آنها در مسیر سنگین تری حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغییر یافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به یک گروه بنام Titan که در کلوپها می نواختند پیوست. در ۱۸ سالگی مسیرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسیه تحصیلی در رشته فیزیک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنیای موسیقی پرید!
"باید بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصمیم، واقعا الان پرمخاطره بنظر می رسه. من مطمئنم به پسرم نصیحت می کنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانیکه شخصه دیگه ای بخاد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصمیم برای من خوب بود و حدس می زنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهمیدم که علاقه من به کیهان شناسی خیلی بیشتر از یه جستجوی شخصی برای حقیقت و وجود خدا بود.
این یه منطق فیلسوفانه از فیزیک جدید و مکانیک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمی کنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. ریاضیات مسلما منو می سوزوند."
علاوه بر تاثیرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند.
از سوی دیگر، سبک متاثر از موسیقی کلاسیک Randy دوباره علاقه او به موسیقی کلاسیک را که ریشه در دوران کودکی او داشت برانگیخت و او شروع کرد به یادگیری قطعاتی از باخ و پاگانینی.
معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را می طلبند. من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم
"من این اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم یه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ایجاد پیوند در من شد. چیزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب می کرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد.
من همه چیزو با گوش از اون نوار یاد گرفتم. Randy مسلما یکی از تاثیرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگین بودن اما هدفدار و در عین حال ملودیک و اون یکی از چیزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسیقی خودم تلاش می کنم."
تروی شروع به تدریس خصوصی گیتار در یک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سریعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختیار دارد. استتینا بسرعت بعنوان یکی از بهترین معلمها در ایندیاناپلیس مشهور شد.
زمانیکه برخورد شانسی او با Will Schmid نویسنده و ویراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن یک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومین تلاش تروی، کتاب Original و بسیار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترین متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد. "
معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را می طلبند.
من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که یکی رو انتخاب کنم،‌ همیشه این احساس رو داشتم که در درجه اول یک نوازنده هستم و بعد از اون یک معلم و نویسنده.
هنوزم نوشتن احساس یه کار زیاد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط یا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستن." تروی در سال ۱۹۸۶ به میلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسیقی Wisconsin را دریافت کند. بیشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسیقی شده بودند! با این همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند.
تروی مختصرا تئوری پیشرفته موسیقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بیشتر بنیان پیچیده موسیقی کلاسیکی که او اجرا می کرد، تدریس کرد. "
من چندتا Solo از ۲۴ کاپریس پاگانینی و همچنین رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. می دونین با یه صدای بلند و یه دیستروشن کاملا متال.
علاقه من به موسیقی کلاسیک دو جانبه بود. من ظاهر تنش زا و کیفیت دراماتیک خود موسیقی رو دوست داشتم. دوم اینکه، اون یه مبارزه طلبی تکنیکی بود. اگه می تونستم اونو بزنم این احساس رو داشتم که قادرم هر چیز دیگه ای رو بزنم.
من همیشه خیلی بیشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسیک رو با گیتار الکتریک اجرا کنم تا اینکه ایده های کلاسیک رو با موسیقی راک منطبق کنم.
احساس می کردم که موسیقی آهنگسازان کلاسیک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترینه. من اون موسیقی رو برای خشنودی خودم اجرا می کردم، نه برای معروف شدن یا برای فروش رکوردهام."

بعنوان یک گروه،‌ یک مشکل برای تروی همیشه این بود که علائق او برای جمع کردن در Style یک گروه خیلی گوناگون بود. با این حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکیل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بیسیست.
"من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملودیک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنین موسیقی کلاسیک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چیزی که خوب بود.
خب من یه آهنگ رو در یه سبک می‌نوشتم و احساس می‌کردم آنچه که می‌خواستم بگم رو در اون گفتم و بعد یه آهنگ دیگه در یه جهت دیگه. وقتی که ما برای تبدیل Demo هامون به رکوردهای اسم‌دار رفتیم، نمی‌دونستیم کدوم طرفی باید بریم! منظورم اینه که ما ۴ نوع دموی مختلف داشتیم."
تروی سرپرست بخش مطالعات گیتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گیتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسیقی دانهای مختلف به نیویورک رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در لوس‌آنجلس، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود،‌ مدتی را گذراند.
بالاخره تروی تشخیص داد که می‌تواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهایت تصمیم گرفت که به میلواکی برگردد، نزدیک ناشر خود، برای برپائی استودیوی شخصی و فرستادن ایده های جدیدش بروی Disc.
در بازگشت دوباره به میلواکی او استودیوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در تولید موسیقی جدی و با کیفیت بالا، نهاد. پروژه اول او در استودیوی جدید، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به تولید،‌ برای گروههای دیگر کرد.
"خیلی از مردم برای مدت زیادی از من می‌پرسیدن که آیا من کار بدون کلامی بیرون دادم؟ خب راستش من واقعا هیچوقت در موسیقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسیقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خیلی بیشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ایده های Instrument زیادی به ذهنم رسید.
برای بیرون کشیدنشون اونطور که می‌خواستم لازم بود که تجهیزات استودیو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپیوتر اما اون خیلی سختر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عیب یابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم.
من هرگز نمی‌خواستم که یه متخصص کامپیوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که می‌خواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چند تا از بهترین اجراهای من اونجاس.
Heavy و هدفمندانه ملودیک. تعداد زیادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق می‌افتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر می‌کنم خیلی زیبا هستند. سود دیگه این کار این بود که من استودیو را باز کردم برای تولید با کیفیت گروههای دیگه. همون چیزی که برای مدت زمان زیادی می‌خواستم انجام بدم."
اگرچه تروی بوسیله خیلی‌ها بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیا معرفی شده است، اما او بدنبال رسیدن به معروفیت در سطحی گسترده و موقعیت یک ستاره Rock نیست.
"شهرت یعنی تغذیه غرور خودتون برای اینکه احساس کنین مهم هستین. به من توجه کنین! وجود من موجه است، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هیچ ایرادی نداره. ولی این یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خیلی کار کنی، منظورم اینه که ما درباره درمان سرطان یا جنگ پایانی، یا هر چیز خیلی مهم اینجا صحبت نمی‌کنیم.
این فقط گیتار زدن بخاطر مسیحه! بهتره که یه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنیم. در یک سطح عمیقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستیم و تا اون سطح هممون یکی هستیم. فکر می‌کنم این خیلی مهمه که بفهمیم واقعا موفقیت در صنعت موسیقی چی هست و چی نیست.
این تا اندازه‌ای مربوط می‌شه به موسیقی و استعداد. همچنین مربوط می‌شه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاریابی و در خیلی از موارد تمایلی به یه کم خل بودن! مثل یه تصادف ماشینی که از عابران توجه می‌گیره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار می‌کنند و درهای شانس هم به روشون باز می‌شه.
به بقیه موقیتهای دیگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داریم تا وانمود کنیم خودمون موفقیتهامونو ساختیم، ولی حقیقت اینه که هیچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق می‌افته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنیم، ما می‌تونیم و با چیزهائی که زندگی جلومون میندازه معامله می‌کنیم و فقط بخاطر همینه که بعضیا نمی‌تونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشین صنعت موسیقی شدن بدست بیارن.
این به این معنی نیست که اونا یا موسیقی اونا از ارزش کمتری در یه سطح هنری برخورداره.
این فقط به این معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذیرفتن اون در یک مسیر بزرگ آماده نیست. مطمئنا من ترجیح میدم که CD های بیشتری بفروشم. اما این مهمترین چیز در زندگی من نیست. اهداف من راجع به گسترش یه کمی بیشتر مهربونی تو این دنیاست.
من احساس خوش شانسی می کنم که یه سابقه ۲۴ ساله تو موسیقی دارم و همیشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بیشتر مواقع این کار رو کرده‌ام. همچنین احساس رضایت می‌کنم از تدریس و تعلیم و بوجود آوردن هزاران گیتاریست.
مسلما همیشه می‌تونست بهتر باشه اما من خیلی خوب این کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی می‌کنم."
جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیده‌های روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی می‌شود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است.
آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 18:36  توسط پیمان آلفا  | 

گروه Anathema آناتما از مرکز شهر ليورپول به تمام هوادارانش درود می‌فرستد. در تابستان سال ۱۹۹۰ گروهی ۵ نفره‌شان تشکيل شد. گروه در ابتدا با نام Pagan Angel شروع به فعاليت بهمراه صدای قوی و خشن خواننده نمود. آنها سبک نمونه دوم متال Doom Metal را با زمينه‌ بزرگی از تواناييهائی که در اختيار داشتند برگزيدند. گروه در نوامبر سال ۱۹۹۰ برای ضبط اولين آهنگ خود با نام An Iliad of Woes وارد استوديوئی محلی شدند.

با ارائه اين دمو در ژانويه سال ۱۹۹۱ آنان تصميم به عوض کردن نام گروه به Anathema آناتما گرفتند که برگرفته شده بود از عبارتی در کتاب مقدس به معنی لعنت خدا.

آناتما بوسيله اجرای مشترک با گروههائی نظير Bolt Thrower و Paradise Lost حمايت شد. در ميان همين اجراها پايگاهی جدی در ليورپول از طرفدارانشان شکل گرفت که آرام آرام و با گذشت زمان تا سراسر اروپا گسترش پيدا کرد. چند ماه بعد آنان با تمرينهای جديشان تصميم به ورود به همان استوديوی محلی برای ضبط اثر افسانه‌ای خود با نام All Faith is Lost را گرفتند. آلبومی با همين نام در جولای ۱۹۹۱ منتشر شد. آنها با عرضه اين آلبوم سروصدای جنجال‌برانگيزی در مجله‌ها و کلوپهای زيرزمينی ايجاد کردند که سود قابل توجهی نصيب آنها گرداند. آهنگ They Die از اين آلبوم در کشور سوئيس منتشر و بوسيله شرکت Witchunt Records ضبط شد که آنهم موفقيتهائی را برای آنها بهمراه داشت.

در اولين اجرای زنده گروه تمامی بليطها پيش‌فروش شد. شرکت Peaceville Records با آنها تماس برقرار کرد تا ضبط آهنگ Lovelorn Rhapsody را متحمل شود و در اکتبر سال ۱۹۹۲ منتشر شد. آناتما نام آلبوم بعدی خود را The Crestfallen EP نهادند و آنرا در نوامبر همان سال روانه بازار کردند. اين آلبوم توسط گروه Hammy تهيه شد. گروه بعد از انتشار اين آلبوم تصميم به برگزاری توری در انگلستان گرفت که از سوی گروه امريکائی Cannibal Corpse حمايت می‌شد. تور با هنرنمايی گروه آناتما به موفقيت بزرگی دست يافت. آنها در اين کنسرتها خيلی قوی ظاهر شدند. آناتما ديگر تبديل به يک گروه باهوش و فعال شده بود و به محض رهايی از پروژه‌ای، بسرعت درگير کار و ايده‌های جديد خودشان می‌شدند.

آلبوم Serenades در استوديوی آکادمی ضبط شد و در فوريه سال ۱۹۹۳ عرضه گشت. اين آلبوم بعنوان بهترين آلبوم ماه برگزيده شد و بخاطر آن نشان Metal Hammer را از آن خود کردند. حتی آلبومشان در شبکه عظيم تلويزيونی MTV هم بعنوان آلبوم ماه شناخته شد. با بدست آوردن اين افتخارات آناتما وارد Kerrang شد و شماره ۲ جدول موسيقی امريکا شدند. ويدئوی آهنگ Sweet Tears در کانال MTV طرفداران زيادی را به خود جذب کرد و باعث اضافه شدن هواداران آناتما گرديد.


گروه اقدام به برگزاری تور و شرکت در فستيوال و اجرای برنامه‌های پی‌در‌پی نمود که می‌توان از شرکت در ۱۵ تور و فستيوالهای کوتاه اروپائی و نمايش بهمراه گروه My Dying Bride و At The Gates بطور مشترک و چند اجرا با گروه At The Gates نام برد. آنها همچنين ظهور ويژه‌ای در برنامه Headbangers Ball که متعلق به شبکه MTV بود داشتند و پله‌پله به شهرت نزديک می‌شدند.

در ژانويه سال ۱۹۹۴ اولين تور کامل دور اروپای خود را به اجرا گذاشتند و در فستيوالهايی که در کشورهای رومانی، هلند و بلژيک برگزار می‌شد شرکت نمودند. در همان سال برای ضبط آلبومی کوچک که مدتهايی طولانی انتظارش را می‌کشيدند، وارد استوديو شدند. در آگوست آن سال برای اجرا در فستيوال Independant Rock که قرار بود در کشور برزيل و چند کشور اروپائی ديگر برگزار شود، شرکت نمودند.

پس از موفقيهای پی‌در‌پی، آلبوم بعدی آنها با نام Pentecost III با استقبال چندانی مواجه نشد که شکستی برای آناتمای ديگر معروف محسوب می‌شد. تا اينکه در ماه می سال ۱۹۹۵ تغييراتی در گروه داده شد. خواننده گروه Darren White آنها را ترک گفت و گروه مجبور به استخدام عضو جديد گرديد.

کار خوانندگی به دست گيتاريست گروه يعنی Vinnie Cavanagh سپرده شد. پس از انتشار اين آلبوم، گروه تصميم به برگزاری توری در انگلستان گرفت. با اين کار آنها اين شانس را به هوادارانشان دادند که تغيير سبک در خوانندگی را از نزديک لمس کنند. در اکتبر سال ۱۹۹۵ گروه اقدام به نشر آلبومی جديد با نام The Silent Enigma نمود که با تغيير محسوس سبک به موفقيت بزرگی نيز دست يافت. مخصوصا درخشش خواننده جديد بهمراه گروه که تلفيقی از تنظيم‌های ارکستری و ملوديهای غمناک با صدايی باشکوهتر از صدای خواننده قبلی که همه آنها دست‌به‌دست هم داده تا گروه به آرزوهای خود نزديکتر شود.

آلبوم باشکوه بعدی آنها با نام Eternity در نوامبر سال ۱۹۹۶ عرضه شد که پيشرفت موسيقيائی برتری بهمراه رسيدن به نقطه اوج سبک را گواهی می‌نمود. در حاليکه با انتشار اين آلبوم و توليد آهنگهايی بزرگ همانند Hope و Eternity Part 2 و Angelica مورد تحسين رسانه‌ها قرار گرفته بودند، گاهی اوقات هم از آنها انتقاد می‌شد.

تلفيقی از سازهای بادی با ملوديهايی که شباهتهای زيادی با کارهای پينک فلويد داشت بهمراه وضوح صدای خواننده ترکيب کاملی را ايجاد کردند. بازهم پس از توليد اين آلبوم آنها در فستيوالها و تورهای کامل بدور اروپا شرکت کردند. آناتما همچنان راهش را با بدست آوردن طرفداران پروپا قرص ادامه می‌داد. اولين ويدئوی کامل آنها در می همان سال با نام A Vision of A Dying Embrace که شامل تمام پيشرفتهای آنها با هم بود، می‌شد. در قسمتهايی از اين ويدئو اجراهای زنده آنها در کراکو و لهستان که بوسيله گروه My Dying Bride حمايت می‌شد، قابل رويت است.

هرچند موفقيت برای آنها هنوز هم ارزش داشت اما آنها تصميم به تعويض درامر گروه John Douglas گرفتند که سريعا Shaun Steels را جايگزين او نمودند. در بين زمانيکه درامر عوض شد گروه شروع به کار کردن بروی چند آهنگ از گروههای مختلف نمود که از برجسته‌ترين آنها می‌توان به آهنگهای معروفی از گروه پينک فلويد مانند One of The Few از آلبوم The Final Cut و Goodbye Cruel World از آلبوم The Wall اشاره نمود. شايان ذکر است که راجر واترز عضو اصلی پينک فلويد و سازنده اصلی اين آهنگها از درام در آنها استقاده نکرده است.

اثر خارق‌العاده و مشهور آنها به سال ۱۹۹۸ و با عنوان Alternative 4 منتشر شد. تفاوت جنس موسيقيائی در اين آلبوم بخاطر دخالتهای پررنگ بيسيست گروه Duncan Patterson بخوبی قابل درک است که آلبوم را تا حدودا ٪۸۰ در انحصار خود قرار داد. البته او در آلبوم قبليشان آثاری از خود بجای گذاشت که معروفترين آنها همان آهنگ سه قسمتی Eternity می‌باشد. از جمله آهنگهايی که در اين آلبوم فکر شنونده را می‌تواند مدتها به خود معطوف کند می‌توان به:
Shroud of False، Lost Control، Inner Silence، Alternative 4 و Regret اشاره نمود.

بعد از درخشش آلبوم موفق Alternative 4 تعويض ناموفق گروه منجر به رکود موسيقی آنان در آلبومهای بعدی شد که آن تعويض بيسيست گروه Duncan Patterson با عضو جديد Dave Pybus بود. بعلاوه Martin Powell نوازنده کيبورد گروه My Dying Bride بطور پاره‌ وقت به آنها ملحق شد. در حرکت جالب توجه ديگر آنها John Douglas درامر و عضو سابق گروه در روزهای پايانی سال به آنها پيوست.
آلبوم بعدی آنها با نام Judgement در ژوئن سال ۱۹۹۹ منتشر شد که با انتقاد جنجال برانگيزی مواجه شد.


از آهنگهايی که در اين آلبوم حرفی برای گفتن داشتند می‌توان به آهنگ One Last Good-bye، Deep و Emotional Winter اشاره نمود. گروه در همان سال در فستيوال Dynamo شرکت کرد. Martin Powell به گروه Cradle of Filth پيوست و کيبورديست قديمی Cradle of Filth که با آناتما در تورهايشان همکاری داشت بطور عضو دائم در گروه شروع به فعاليت کرد.


کمی قبل از انتشار آلبوم بعديشان با نام A Fine Day to Exit بيسيست گروه Dave Pybus کسيکه ديگر نتوانسته بود جای Duncan Patterson را در آناتما چه برای هواداران و چه در عرصه آهنگسازی بگيرد اعلام کرد که قصد ترک کردن گروه را دارد تا بيس گروه Cradle of Filth را بعهده گيرد و اين کار را انجام داد. George Roberts دوست قديمی آنها که قدم در جهت برگزاری تورهای آناتما برداشت و کسيکه دورادور از اخبار آناتما مطلع بود بعنوان نيمه وقت جايگزين بيسيست ناموفق گروه شد.


در سال ۲۰۰۲ Danny Cavanagh خواستار ترک گروه شد. طی اين امر Duncan Patterson عضو فعال، موفق و قديمی گروه دوباره به آناتما برگشت. در خلال اين جريانات آنها تصميم به انتشار بهترين‌ آهنگهای خود با نام Resonance 2 گرفتند که شامل کارهای قديمی‌شان هم می‌شد. اين کار دقيقا نماد يک شکست، در پی جريانات ترک اعضاء از گروه بود. هنوز هيچ خبری از آينده آناتما توسط هيچ رسانه‌ای داده نشده است. به اميد رسيدن دوباره آناتما به روزهای اوج و فرار از حيطه غرور.

[منبع سایت guitar4all]
+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 21:22  توسط پیمان آلفا  | 

گروه بلك سبث (يكي از اصلي ترين و اولين پايه گذاران سبك هوي متال) را امروزه به طور گسترده اي به عنوان پدر خوانده گروههاي فعال در اين سبك در دهه هشتاد و نود ميدنند.گروه بلك سبث يعني جان ‌«آزي»آزبُرن،فرانك «توني»آيومي و تري «گيزر»بالتر دردوران كودكي در فاصله نزديك به هم در آستون واقع در حومه بيرمنگام انگلستان زندگي ميكردند.البته در اين دوران روابطشان چندان دوستانه نبود.همچنان كه بزرگ تر مي شدندعلاقه مشتركشان به موسیقی بیشتر میشد و هر كدام شروع به فعاليت در گروههاي مختلفي كردند. بعد از مدتي آنها يكديگر را پيدا كردند و به همراه بيل وارد نوازنده درام با هم مشغول به كار شدند و در سال 1976 گروه پلكا تالك Polka Tulk را تشكيل دادند كه اعضاي آن شامل بود از:آزي آزبورن(خواننده)،توني آيومي(گيتار ليد)،گيزر بالتر (بيس)،بيل وارد(درامز)،جيمي فيليپس(گيتار ريتم) و اِيكر(سكسيفون).
خيلي زود فيليپس و ايكر از گروه اخراج شدند.4نفر باقيمانده نام گروه را ارت بلوز كمپني
Earth Blues Company تغير دادند كه بعد از مدت كوتاهي به ارت Earth كوتاه شد.آنها در اين گروه موسيقي بلوز هوي راك مي نواختند و به اين ترتيب توانستند در كلوپ هاي محلي طرفداران محدودي كسب كنند.در سال 1969 آيومي ارت را ترك كرد تا به گروه جترو تال Jethro tull بپيوندد ولي چند ماه بعد به گروه باز گشت. او اين بار ايده اي جديد داشت.آيومي از اينكه مردم به ديدن فيلمهاي ترسناك و دلهره آور كه در آن زمان بازار خوبي داشتند ميروند و در حقيقت براي ترسيدن پول ميدهند به اين فكر افتاد كه نوعي موسيقي ترسناك خلق كند.همراه با باتلر به علوم خفيفه و داستان هاي فانتزي ، گروه چندين آهنگ باحال و هواي مهيب و تيره ساختند كه يكي از آنها آهنگ بلك سبث بود كه نام يكي از فيلمهاي ترسناك بوريس كارلوف بازيگر برجسته دورانصامت سينما را برخورد داشت.خود گروه هم به بلك سبث تغير نام داد.با اين رويه جديد بر تعداد طرفداران گروه افزوده شد.قبل از ضبط آلبوم اول گروه بلك سبثBlack Sabbath آيومي سرانگشتان دست راست خود را در يك حادثه صنعتي از دست داد.او چپ دست بود وبا سرانگشتان مصدومش نمي توانست فشار لازم را براي به صدا در آوردن سيمهاي روي فرت برد گيتار ايجاد كند.از اين رو او از نوعي روكش پلاستيكي براي انگشتانش استفاده كرد و در عين حال كوك گيتار را بم تر كرد تا فشار كمتري احتياج داشته باشد.همه اين عوامل باعث به وجود آمدن صدايي عميق تر و خشن تر شد كه به همراه ريف هاي سرد و تيره اش كاملا با حال و هواي اشعار گروه هماهنگي داشت. اشعار گروه كه اكثر توسط باتلر نوشته مي شد بر روي مضامين سنگيني همچون سرشت پليدي،جدال خير و شر،نادودي محيط زيست و جنگ متمركز بود.آلبوم بلك سبث در سال 1970 منتشر شد و هفته اول در ليست پر فروشهاي بريتانيا شماره 13 شد.با اين آلبوم بلك سبث جوهره ان چيزي را پديد آورد كه اكنون در پايان دهه نود متال اطلاق مي شود.با آهنگ بلك سبث اين گروه پيشتاز استفاده از فواصل نا مطبوع و به كار گيري اثرات رواني و عاطفي اين گونه از فواصل موسيقي راك شد. آلبوم پارانويد Paranoidبه فاصله كمي در همان سال منتشر شد. تركيب هول انگيز صداي جيغ مانند آزبرن،گيتار آيومي،بيس غرنده باتلر و نوازندگي جنون آميز وارد آلبوم را تبديل به يك موفقيت بي نظير كرد. آهنگ هايي همچون پارانويد،خوك هاي جنگ War Pigs و مرد آهنينIron man از اين تبديل به معيارهاي ماندگار موسيقي متال شدند.درسال 1971بلك سبث آلبوم ارباب واقعيت Master Of Reality را منتشر كردند كه آهنگهاي ماندگاري همچون كودكاني از قبر Children of the Grave ((هركي معني درست شو ميدونه لطفا به من بگه تا اصلاحش كنم)) ، وراي ابديت After Forever و بسوي خلا Into The Void همه از اين آلبوم هستند. در سال 1972 آلبوم جلد چهارم Vol Four منتشر شد.سال 1973 بلك سبث با همكاري ريك وِيكمَن نوازنده كيبورد از گروه يس Yes آلبوم سبث خونخوار Sabbath Bloody Sabbath را منتشر كردند كه هم از نظر اشعار و موسيقي آلبومي قوي و ماندگار بود.در اين آلبوم توانايي گيگزر باتلر را در سرودن اشعار عميق و جاندار مشاهده ميكنيم كه يكي از عوامل بالا برنده كيفيت يك كار متــــال است.اين تركيب گروه تا سال 1978 پايدار ماند.در اين فاصله گروه سه آلبوم ديگر منتشر كرد كه از آن جمله ميتوان به آلبوم سابوتاژ Sabotage (1975) اشازه كرد كه آهنگ ناخوشي نماد گيتي (دنيا) Symptom of the Universe از اين آلبوم است. در سال 1978 آزي آزبرن از گروه جدا شد تا به صورت تنها فعاليت كند.گروه او در دهه هشتاد تبديل به موفقترين گروههاي هوي متال شد.جانشين آزبرن در بلك سبث راني جيمز ديو خواننده گروه رويبوRainbow بود.او با آمدنش توانست گروه را به روز كند و ارائه ايده هاي نو سطح كار گروه را كه در انتهاي دهه هفتاد افت پيدا كرده بود ارتقا ببخشد.در سال 1980 با انتشار آلبوم بهشت و دوزخ Heaven & Hell بلك سبث دوباره به صف گروه هاي طراز اول متال دنيا بازگشت.آهنگ هاي سطح بالايي چون شواليه هاي نئوني Neon Knights،بهشت و دوزخ Heaven & Hell و كودكان Children Of The Sea شاهدي بر اعتبار و قابليت اين پيشتازان هوي متال در رقابت با گروه هاي جوان نوظهور اين سبك بود.سال 1982گروه يك آلبم دو تايي از اجراهاي زنده گروه در تورهاي دو آلبوم قبلي منتشر كرد.بعد از انتشار اين آلبوم راني جيمز ديو از گروه اخراج شد.از اين زمان تا اوايل دهه نود گروتركيب هاي متفاوتي را به خود ديد.در ابتداي دهه نود آلبومي با نام ان آي بي N.I.B كه هم نام يكي از آهنگ هاي آلبوم اول گروه بلك سبث را اجرا كردند.اين آلبوم برگذاشت و اداي ديني بود نسبت به اين به وجود آورندگان سبك هوي متال

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/11ساعت 19:28  توسط پیمان آلفا  |