از سال 1980 به بعد دنیای موسیقی با چهرههای بسیار متفاوتی ظاهر شد.
بسیاری از گروههای که آمدند تاثیرات بسیاری از گروههای قوی پیش از خود گرفتند و برخی از گروهها که آمدند با تلفیق آنها و ابتکار خود سبک های دیگری را معرفی کردند و دنیای موسیقی را تغییر دادند.
حالا میخواهیم چند گروه مشهور و بزرگ و تاثیر گذار آن زمان را معرفی کنیم.
گروه بریتانیایی Iron Maiden در سال 1980 بودجود آمد و بار دیگر دنیای متال را متحول کرد. تغییر اساسی در ریتمها ایجاد کرد. پیش از ایرون میدن جوداس پریست خشونت واقعی را به متال معرفی کرده بود اما ایرون میدن نوعی دیگر از خشونت را به مردم معرفی نمود.
در واقع میتوان در خشونت Motor head و Iron Miadenو Judas Priest را هر یک در جایگاهی قرار داد. تفاوت های بسیاری بین هوی متال این سه گروه وجود داشت اما هر سه در خشونت با هم رقابت میکردند. هر یک به سبکی.
موتور هد بسیار خشک و تند رو.
جوداس پریست بسیار خشن و البته تکنیکی اما در یک خط مستقیم.
و بعد هم آیرون میدن با خوشونتی جدید و بدون قید بند. (البته نه به محکمی جوداس پریست)
در واقع میتوان گفت ایرون میدن یکی از بزرگترین گروههای موسیقی دنیای متال شد و خیلی ها آن را به عنوان مضحر هوی متال شناختند اما هیچ وقت نتوانست مانند جوداس پریست تاثیر گذار باشد چون حرکتی که آنها راه انداختند فقط مقادری با گروههای پیشن تفاوت داشت، اما جوداست پریست یک انقلاب بزرگ در موسیقی داشت و سبکی به نام خود بنا نهاد.
البته همه اینها را در یک کلمه یعنی هوی متال میشد خلاصه کرد.
به هر حال آلبوم آن سال ایرون میدن یک پله بالاتر از آلبوم سال 80 جوداس پریست قرار گرفت.
Saxson گروه دیگر انگلیسی بود که به جمع آنها پویست و در سال 80 دو آلبوم وارد بازار کرد.
البته اولین آلبوم این گروه به سال 1979 باز میگشت که در راستای حرکت NWOBH بود.
Ozzy Osbourne از Black Sabbath جدا شده بود و گروه مستقل بزرگی را تشکیل داده بود که در فضای دیگری از هوی متال فعالیت میکرد. یعنی فضایی نه به سنگینی Black Sabbath اما در حال و هوای عام پسند تر و هیجانی تری.
در واقع چند گروه بودند که کمی جوان پسند تر کار میکردند و برخی هم بودند که هنوز مرموز کار میکردند.
از این میان جوداست پریست، ایرون میدن، موتور هد در فضایی پرانرژی ظاهر شده بودند و ساکسون و بلک ثبت و چند گروه دیگر در فضای وهم آلود.
Angel Witch انگلیسی هم به جمع دیگر گروههای انگلیسی هوی متال پیوست. در این زمان آمریکایی ها هنوز ساکت بودند و دنیای موسیقی متال در دست انگلیسی ها بود.
Tygers Of Pan Tang هم به جمع موسیقی هوی متال انگلیسی پیوست. این دو گروه هر دو بزرگ بودند اما هیچ یک صاحب سبک نشدند.
در همین سال گروههایی که قبلا از آنها سخن به میان آوردیم نیز با انگیزه بیشتری آلبوم وارد بازار میکردند و عده زیادی از مردم جهان به موسیقی آنها علاقمند شده بودند.
مثلا در همان سال دف لپارد، اسکورپونز و ای سی دی سی آلبومهای موفق وارد بازار کردند.
همچنین گروههای هارد راک با جدیت خاصی به ادامه کارها میپرداختند و دهه 90 میلادی اثر شکوفایی آنها بود.
Raven انگلیسی در سال 81 به جمع گروههای New Wave Of Britsh Heavy Metal یا NWOBHM پیوست و بسیار موفق عمل کرد.
Legend نیز در همان سال ظاهر شد و این گروه هم انگلیسی بود.
Gaskin انگلیسی نیز به همین شکل.
اما دو گروه آمریکایی در این سال وارد بازارهای موسیقی هوی متال که در انحصار انگلیستان بود پیوستند اما نتوانستند مانند گروههای انگلیسی بدرخشند.
Riot و Cirith Un
نیز در سبک هوی متال فعالیت میکردند اما به علت اینکه انگلیسی نبودند نام آنها در NWOBH قرار نگرفت.
اما گروهی که امد و دنیای موسیقی متال را بار دیگر متحول کرد گروه Venom بود.
گروه ونوم در سبک هوی متال فعالیت میکرد اما وی زمینه ساز بوجود آمدن سبک Black Metal
شد. این گروه نیز انگلیسی بود اما خشونت ذاتی اعضای آنها باعث میشد در شعرها و حتی ظاهر آنها تفاوت خاصی باشد تا گروههای دیگر. این تظاهر گرایی ها بعدا در سبک بلک متال به مظهر نیز مبدل گردید.
ونوم هم یک گروه انگلیسی بود که شیطان پرست هم بودند.
در واقع آلبوم Welcome to hell زمینه ساز بوجود آمدن موسیقی Black Metal شد.
Traditional Metal سبک دیگری بود که در آن زمان بوجود آمد. این سبک در واقع یک نوع سنت گرایی است به اصل هوی متال. البته چون هوی متال انحصارا به انگلستان تعلق داشت شاید این سبک نوعی هوی متال باشد اما غیر انگلیسی و با مضامین غیر انگلیسی. اما نه خیلی دور از هوی متال.
شیاد این سبک را بشود متال سنتی هم نامید.
Accept که قبلا در سال 79 بوجود آمده بود و یک گروه آلمانی بود یکی از گروههای بود که در این سبک فعالیت میکرد و در سال 81 خوش درخشید.
گروه دیگری که در این سبک فعالیت میکرد Anvil بود که در سال 81 بوجود آمد.
Savatage هم گروه دیگری بود که در این سبک فعالیت میکرد، البته در سال 83 اولین آلبوم خود را منتشر کرد.
و اما آمریکایی ها و گروه Manowar که یکی از تاثیرگذار ترین گروههای متال به حساب می آید و احتمالا سبک Power Metal که تفاوت خاصی با Heavy Metal ندارد را بنا کرده است. البته یقین ندارم پاور متال توسط منووار ساخته شده باشد ولی چنین احتمالی خیلی دور از منطق نیست. به هر حال قوی ترین گروه پاور متال هنوز هم این گروه آمریکایی است. هیچ کس نمیتواند تاثیرات Manowar را بر دنیای متال انکار کند.
مثلا گروه Heavy Load سوئدی در سال 82 بوجود آمد و در راستای کارهای گروه منوار مشغول فعالیت شد.
Tank نیز گروه انگلیسی بود که در سبک NWOBH فعالیت میکرد. اما شیوه کار آنها بسیار شبیه به گروه Motor head بود. تانک نیز از گروههای بسیار مطرح آن زمان بود که خوش درخشید.
و اما Black Sabbath و سبک Doom Metal.
بلک ثبت به علاوه بوجود آوردن سبک متال و فعالیت در سبک Heavy Metal از نوع NWOBH سبک Doom Metal را نیز به دنیای متال معرفی کرد. دوم متال سبکی بود بسیار رمز آلود بود و تفاوت اساسی با موسیقی متال آن زمان داشت. در واقع موسیقی بسیار خاص برای افراد خاص. موسیقی که در اشعار گاها از میعارهای متال هم خارج میشد و انتخاب اشعار آنها قالب خاصی نداشت. البته دوم متال در ابتدا بسیار شبه به خود سبک هوی متال ابتدایی و دهه 70 بود. حتی در سال 80 که بسیاری از گروهها به سبک هوی متال دیگری رفته بودند دوم سنتی تر عمل میکرد اما غالب ها را میشکست.
یکی از تفاوت های دوم متال و هوی متال در این بود که دوم متال از قانون خاصی بهرمند نبود و همه چیز در دست گروه و آهنگ ساز قرار داشت و احساسات خود را بدون سانسور بیان میکردند، حتی آهنگ ها در بسیاری از مواقع بسیار آرام و بدون حرکت میشدند و یک دفعه با انفجار سکوت شکسته میشد.
از گروههای که در این سبک فعالیت میکرد (در آن زمان) میتوانم به گروه Witchfinder General که در سال 82بوجود آمد اشاره کنم.
بالاخره متال از اروپا و آمریکا هم خارج شد و گروه Loudness ژاپنی توانست در سال 82 یک آلبوم بسیار خوب وارد بازار کند. به طوری که نظر بسیاری را جلب کرد.
و اما سال 83 و بزرگترین تحول دنیای موسیقی متال با بوجود آمدن گروه MetallicA.
متالیکا گروه متالی بود که میتوان ادعا کرد با تلفیق موسیقی Speed Metal که زیر زمینی بود و رسمی نبود و تلفیق آن با هوی متال و حتی هوی متال بریتانیایی (که آن روزها در آمریکا جا نیافتاده بود) سبک نو پایی به نام Thrash Metal را به تثبت رسانید.
نمیتوان ادعا کرد که متالیکا ثرش متال را بوجود آورده است اما میتوان ادعا کرد اگر متالیکا نبود سبک ثرش متال هیچ وقت مهم ترین سبک موسیقی متال نمیشد.
ثرش متال یک خشونت واقعی بود که سرعت و تکنیک و قدرت در آن مفهوم خاص و جدی داشت.
پرداختن به مضامین اجتماعی و سیاسی همراه با مسائل اجتماعی و حتی شخصی.
وقتی متالیکا از آمریکا ظهور کرد بعد از آن گروههای دیگر آمریکایی به سرعت جایگاه واقعی خود را در آمریکا و جهان و موسیقی متال یافتند و به زودی گروههای بسیار بزرگ دیگری به دنیای موسیقی اضافه شدند.
دنیای متال انحصارا به انگلستان تعلق گرفته بود اما بعد از حضور متالیکا حتی نقش آمریکا پرنگ تر از انگلستان شد. هرچند که همیشه انگلیسی ها خاص تر از آمریکایی ها بودند، اما کارهای گروههای امریکایی بیشتر به دل مردم جهان خوش می آمد.
متالیکا به جز تاثیر گذاری روی سبک ثرش متال چندین سال بعد باعث بوجود آدن سبک های کوچک دیگری هم شد. البته میتوان ادعا کرد که بیش از 100 گروه در دنیای متال و راک به عشق گروه متالیکا بوجود آمدند و متالیکا گروه مستر آنها بوده است.
در موسیقی متال معمولا یک گروه میشود مرجعی برای گروههای دیگری که به آنها علاقمندند.
مثلا در میان گروههای که تا بحال از آنها اسم برده ایم تا الان Manowar. Judas Priest. Iron Maiden. motor head. Black Sabbath. Venom از گروههای مرجع یا مستر بودند که بعدها گروههای بوجود آمدند که در راستای حرکت این گروهها حرکت کردند و حتی بسیاری از آنها جزبزرگترین گروههای متال نام گرفتند.
از این رو میتوان متالیکا را جزء سه گروه مستر جهان نامید.
چون از اولین آلبومی که متالیکا به بازار ارائه کرد اکثر گروههای بزرگ متوجه حضور وی شدند و دریافتند به زودی متالیکا بزرگترین گروه جهان میشود. حتی افرادی مثل موتور هد که ایمان داشتند متالیکا آنها را به عنوان گروه مستر پذیرفته است و قبلها (مثلا در سال 82 این گروه و اعضایش آهنگ های آنها را کاور و بازنوازی میکردند) پذیرفت که در سالهای آینده باید به عنوان نوچه متالیکا قرار گیرد. (البته واژه نوچه خیلی هم درست نیست، در واقع دوستانی در سطح پایین تر از خود اعضا گروه)
Mercyful Fate هم گروه دانمارکی از دوستان متالیکا بودند که در همان سال آلبوم Thrash Metal به بازار عرضه کردند. البته آنها شیطان پرست بودند در حالی که متالیکا نبود.
جالب اینجا بود که مرسی فول فیت خواننده ای داشت که به سبک انگلیسی ها در سبک Thrash Metal میخواند.
تفاوت اصلی آمریکایی ها با انگلیسی ها در این بود که آمریکایی ها بم میخوانند و داد میزدند، اما انگلیسی ها جیق میزدند و کمی تکنیکی تر میخوانند، البته بیشتر با صدای زیر.
Slayer نیز گروه دیگر آمریکایی بود که متالیکا را به عنوان مرجع انتخاب کرد اما بعدها تغییر اساسی در نوع نوازندگی ثرش متال خود دادند تا حدی که ثرش متال آنها شباهت زیادی به Death metal امروزی پیدا کرد. در واقع اسلایر تکنیک بالایی داشتند اما لطافت های متالیکا را به همراه نداشتند.
اما با همه این تفاسیر بعدها اسلایر هم در گروههای مرجع و مستر قرار گرفت و گروههای بسیاری بعدها به عشق وی پا به عرصه دنیای متال گذاشتند. همچنین مخاطبان خاص خود را یافت.
و اما رونی جمیز دیو گروه Dio را احداث کرد. رونی جمیز دیو شاید مشهور ترین چهره تاریخ متال باشد که فلسفه متال مدیون این فرد است و علاوه بر موسیقی تئوری های بسیار قوی را به موسیقی متال معرفی کرد.
موسیقی جمیز دیو در سطح درجه یک بود اما هیچ وقت موسیقی وی انحصاری نبود و پیرو متالهای گذشته بود. اما رونی کسی بود که با هارد راکهای قدیمی بسیار کار کرده بود سابقه فعالیت در Rianbow در سبک hard Rock را هم داشت. وی یکی از تاثیرگذار ترین افراد در دنیای متال بود اما در موسیقی انقلاب خاصی اینجاد نکرد، اما در تئوری تاثیر گذار ترین بود. حتی تاثیر گذار تر از ماسس این سبک بلک ثبت. البته بعدها رونی جیمز دیو به بلک ثبت رفت و طلائی ترین دوران بلک ثبت زمانی بود که دیو در این گروه قرار گرفت.
دیو فقط در سبک heavy Metal فعالیت نمیکرد، بلکه بعدها Thrash Metal را نیز با هوی تلفیق کرد. جالب اینجا بود که DIO یک آمریکایی بود که به شیوه انگلیسی ها آهنگ میساخت.
سال 83 یکی از درخشان ترین سالهای دنیای متال بود. بنا بر این نام ده گروه برتر که در آن سال آلبوم انتشار کردند را میاورم.
مقام آلبومهای گروه ها در آن زمان به ترتیب عبارت بود از:
Metallica
Iron Maiden
Mercyfulfate
Slayer
Dio
Def leppard
Savatage
Black Sabbath
Motor Head
Accept
تا سال 83 داشته باشیم تا 4 شب دیگه که ادامه مطالب را خدمت شما دوستان عزیز عرض کنم.
متاسفانه جمع و جور کردن این مطالب و مراجعه به سایت های این گروهها برای پرهیز از اشتباه بسیار وقت گیر است و در این میان احتمالا گروههایی هم از قلم میافتند چون بنده آنها را نمیشناسم.
درضمن از کارهای مفید گروههای هارد راک در این زمان نامی به میان نیاوردم.
توجه داشته باشید که گروههای بزرگ قبلی که خدمت شما عرض کردم اکثرا در این سالها فعال بودند و آنها نیز با آثار قابل توجه خود دنیای را شگفت زده میکردند
نويسنده: علي
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/06/31ساعت 23:57 توسط پیمان آلفا
|
افراد مهمی در موسیقی راک تاثیر گذار بودند که بعدها با کمک گرفتن از اندیشه آنها موسیقی متال بودجود آمد.
شاید حرکت های ابتدایی را بتوان با حرکت افرادی چون اویس پریسلی و جیم موریسون و فرانک زاپا و جیم هندریکس و بیتلرزها قلم زد.
فرانک زاپا مهم ترین شخصیت تالار های راک. فردی سیاسی که علنا اعتراض میکرد و مخاطبان بسیاری داشت. شخصی که دنیای موسیقی را تغییر داد. جنس موسیقی و حتی مفاهیمی که در موسیقی به کار میرفتند. افراد زیادی برای نابودی وی تلاش کردند اما موفق نشدند و بی شک در زمان خود تاثیر گذار ترین فرد بر جامعه بود.
Doors با خوانندگی جیم موریسون یکی از تاثیر گذار ترین گروههای راک در ابتدای کار این سبک به حساب می آمد. جیم مرویسون از همان ابتدا فرهنگ اعتراض و تقیان را بنا نهاد و به بسیاری از هنجارهای غلط اجتماع غربی اعتراضات جدی وارد کرد.
Who نیز از گروههان بسیار بزرگ آن زمان بود که در این راه همقدم افرادی چون مریسون شد.
البته تبلیغهایی هم پشت سر این جریانات بود، مثلا بهره بردن از هنر سینما و همکاری افرادی چون "مارلون براندو" بهترین هنرپیشه مرد در آن زمان در فیلمی فکر میکنم به نام "جنگ تخته سیاه".
Janis Joplin نیز از همدوره ای های جیمی هندریک بود. البته او یک خواننده زن بود که دنیای صدا را در زنان تغییر اساسی داد و مفاهیم جدیدی را به دنیای موسیقی عرضه کرد. هرچند که بسیاری پشت سرش حرفها زدند و در نهایت از سرطان هنجره جان سپرد.
Jefferson Airplane نیز از گروههای مطرح آن زمان بود که دیگر گروهها را در این فرایند همراهی میکرد.
جان لنون نیز یکی از نظریه پردازهای موسیقی راک بود که بعدا در بیتلز به مشهور ترین چهره تاریخ موسیقی تبدیل شد.
جان لنون افکار درونی بسیار خطرناکی در مقایسه با دیگران داشت و گاها خدا و دین را هم علنا زیر سوال میبرد و کارهای ضد دینی میکرد. مثلا در یک روز مقدس کثافت هایی را از کلیسا به پایین بر سر راحبه ها پرت میکرد و میگفت "این است باران رحمت الهی".
Bob Marley نیز از چهره های شاخص آن زمان بود که البته به نظر من تاثیر وی بر موسیقی های دیگر چون Punk بیشتر از متال جلوه کرد
(در ابتدای حرکت راک شباهت های بسیاری بین راک ها و پانک ها وجود داشت، هم از نظر نوع شعر و هم موسیقی و سازهای مورد استفاده)
اما یکی از گروههای که بعدها به دنیای راک آمد و سر و صدای زیادی هم به پا کرد گروه Rolling Stones بود که هنوز هم مخاطبان خود را دارد و مانند کارهای گروه Doors هنوز هم در دسترس علاقمندان قرار دارد و آن را میستایند. (چون کارهایی مثل کارهای گروه بیتلز به زمان خود جالب بودند و حالا دیگر ارزش هنری خاصی ندارد مگر در مفاهیم و اشعار)
بعد از مدتی نسل بعدی موسیقی راک پا به صحنه روزگار گذاشتند و هریک تحولی عظیم در دنیای موسیقی راک ایجاد کردند.
غول ترین گروه تاریخ موسیقی راک Pink Floyd بود که راجر واترز توانست درون گرایی را به صورت کامل و بدون هیچ سانسوری به اشعار و حتی موسیقی آن وارد کند.
نکته قابل توجه این بود که پینک فلیود از فیلمها و کلیپ های بسیار زیبایی استفاده میکرد و فضای کنسرتهایش همیشه متفاوت بود. در واقع گروه همیشه متفاوت.
اعضای گروه پینک فلوید نه خول بازی های افرادی چون گیتاریست دورز را داشتند و نه از اصول کلاسیک بهره میبردند. در واقع شاید اولین راکرهایی که از هر گونه تظاهر دور بودند و حرف دلشان را بدون سانسور در کنار موسیقی قوی و قدرتمند عرضه میداشتند.
Z.Z.Top یک گروه سنت شکن بود و گاها از سبک پاپ به پانک علاقه شدیدی نشان میداد. مخصوصا در انتخاب اشعار. زدزد تاپ اعتراضاتش مانند پانکی ها از جنس بی ادبی و دست انداختن بود و همین امر باعث شد جوانان کم سن و سال به آنها علاقه زیادی نشان دهند. (جالب است که هنوز هم همینطور هستند)
Sex Pistols یکی از بزرگترین گروههای پانک آن زمان بود که ناخود آگاه تاثیر بسزایی در موسیقی راک گذاشت. در واقع یکی از تاثیرگذار ترین گروهها در پیشرفت موسیقی راک که البته پرداختن به چگونگی این مطلب در تخصص بنده نیست.
Deep Purpple یکی از تکنیکی ترین گروههای راک بود که Black Sabbath اولین گروه متال این گروه را 50 درصد در بودجود آمدن موسیقی متال سهیم میداند. نوازندگان چیره دست چون ریچی بلک مور در این گروه کولاک میکردند و نوعی موسیقی با فضاسازی متفاوت را به مردم اراعه میکردند.
Led Zepplin که یکی از اسطوره های موسیقی جهان است و بسیاری بخاطر جیمی پیج ابر گیتاریست این گروه این گروه را یک گروه جادویی میخوانند.
جیمی پیج نیز از نظر افکار بسیار خطرناک بود و از شیطاین صحبت میکرد و به جادوگری نیز مشهور بود. صدای گیتار وی فوق العاده بود و همراه با یک گروه قوی خود را نشان میداد.
برخی این گروه را یک گروه راک نمیخوانند بلکه آن را یک گروه متال معرفی میکنند چون در واقع تمام معیارهای آنها معیارهایی بود که در متال مورد استفاده قرار گرفت.
Eloy از گروههای بسیار مطرح و خاص که مخاطب خاص داشت و برای عام کار نمیکرد. همچون پینک فلوید دور از هرگونه تظاهر و البته بیشتر متمایل به تکنیک گرایی و تمیز کار کردن در حد کلاسیک در فضای Progressive rock و Speac rock.
در واقع این گروه این دو سبک را به اوج خود رسانید و آثار قابل توجهی را برجای گذاشت.
Camel نیز مانند الوی بود با این تفاوت که هنوز سنت گرایی راک های ابتدایی را دارا بود و خیلی از هنجارها فاصله نگرفته بود.
البته ضدهنجارهای واقعی در گروههای نام برده همان Doors و فرانک زاپا بودند. بعد از آنها افرادی چون جنیس جاپلین و هندریکس.
نسل بعدی آنها یعنی پینک فلوید، رولنگ استون، الو، کمل، اوریو هیپ و ... نیز تاثرات دیگری بر دنیای راک گذاشتند اما جنس موسیقیشان متفاوت بود.
گروههای مانند دیپارپیل و لد زپلین را هم در یک گروه میتوان قلمداد کرد و در یک راستا که البته به هدف فرانک زاپا و دورزها نزدیک تر بودند.
درصورتی که پینک و الوی و کمل اوریوهیپ و چند گروه دیگر به افکار بیتلزی نزدیک تر بودند و موسیقی آنها چندان خشن نبود.
به هر حال موسیقی راک ژانرهای بسیاری داشت و هریک در ژانر خاصی قول شدند و به اسطورهای تاریخ مبدل گشتند.
البته گروههای بسیار دیگری هم وجود داشتند که میشود ساعت ها درباره آنها صحبت کرد اما به علت اینکه نمیتوانم از نظر تاریخی آنها را منظم در کنار هم قرار دهم بهتر دانستم از آنها صحبتی نکنم.
به هر حال شرمنده از اینکه نتوانستم اسم گروهها را بر حسب سال شکل گیری آنها مرتب کنم و ارائه کنم.
هدف آشنایی با قولهای این موسیقی بود که البته به برخی از آنها هنوز اشاره نکردم و در پست بعدی که به دنیای شکل گیری متال میرویم به توضیح خواهم پرداخت.
نويسنده: علي
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/06/31ساعت 23:52 توسط پیمان آلفا
|
میتوان گفت موسیقی راک موسیقی اعتراض است و خنجر آن به سوی مسائل و مشکلات و انتقاد از مسائل روز است. در میان ژانرهای موجود در این سبک (که ظاهرا 73 سبک رسمی وجود دارد) هوی متال اعتراضی ترین ژانر است. هوی متال پا را فراتر گذاشت و به جز اعتراض به مسائل و مشکلات روز به مسائل گذشته، آینده و حتی فلسفه پرداخت.
گروههای متال را میتوان به دو بخش Satanic (شیطان پرست) و خداپرست تقسیم کرد.
اما در میان همین افکار نیز تفاوت های عمده ای وجود دارد.
مثلا بسیاری از شیطان پرستان به پرستش شیطان میپردازند و خداوند را انکار میکنند.
عده ای خداوند و شیطان را یکی میدانند.
عده ای هم هدف را حذف پرستش بیان میکنند.
در میان خداپرستان نیز به همین صورت.
برخی از گروهها اشعار مذهبی میسرایند و به مذهب احترام میگذارند.
عده ای بی تفاوت هستند و گاها درون مایه های شیطان پرستی در آنها دیده میشود.
عده ای خداپرست هستند ولی به خداوند اعتراض دارند.
عده ای خداپرست هستند ولی به ادیان مخصوصا یهود و مسیح انتقادات شدید میکنند.
در این میان گاها گروههایی که به صورت رسمی شیطان پرست نیستند هم نوایی از شیطان پرستی سر میدهند.
التبه لازم به ذکر است که از میان 1400 گروه رسمی در ژانر متال شاید کمتر از 150 باند شیطان پرست باشند. (به صورت رسمی)
اکثر ژانرهایی که گروههای Satanic در آن فعالیت میکنند ژانرهایی مانند:
Black metal
Gothic Metal
Death Metal
تقریبا بیش از 90 درصد گروههای ژانر Black Metal افکار شیطان پرستی دارند و به صورت رسمی شیطان پرست هستند که انتقاداتی به خداوند و نحوه آفرینش و مسائل دیگر دارند.
معمولا مضامین انسانی در اشعار و فلسفه گروههای Satanic بسیار کمرنگ است.
همچنین خشونت در نوع موسیقی و حتی افکار به راحتی قابل مشاهده و دریافت است.
انتقاد و اعتراض:
میتوان گفت موضوعات انتقادی به سه بخش تقسیم میشوند:
-انتقاد به مسائل بسیار کلی، مانند آفرینش، سرنوشت، خداوند و شیطان و ...
-انتقاد به مسائل کلی و روز جهان مانند سرنوشتی که دولت ها برای مردم تایین میکنند، جنگ، خشونت، روزمرگی، اختلاف طبقاتی، مورد استحمار قرار گرفتن مردم، مخالفت با روحانیون مذهبی و کلیسا و ...
-انتقاد و اعتراض به مسائل شخصی و درونی و یا مسائلی که مربوط به اختلاف بین یک یا دو نفر وجود دارد، مانند مسائل عشقی، شکست در عشق، خیانت زنان، گرفتار شدن در میان دوراهی ها، عشق به هنر و مخصوصا موسیقی متال و ...
در میان اشعار معمولا هر گروهی از اسطوره ها سخن به میان می آورد و این سبک علاقه زیادی به اسطوره پردازی دارد.
البته گروههای اندکی هستند همیشه با ستاره بودن مشکل دارند و از ضعف و ناتوانی خود یا انسان و مقام آن سخن به میان می آورند و یا در کنار هم.
متال میخواهد سرنوشت انسانها را تغییر دهد، همچنین متمایل به همدردیست برای کسانی که دوست دارند متفاوت باشند و صاحب اندیشه و عقاید خود.
بسیاری از گروههای متال پوچ گرا هستند، اما گروههای هم وجود دارند که سعی در آبادانی دارند، به هر حال تفاوت اندیشه در این سبک بسیار است. اما سخن اصلی همان اعتراض است که معمولا به صورت بروز خشم و یا خالی کردن خود یا همان درد دل منتشر میشود.
البته اینها تقریبا نظر شخصی بنده است و برداشت بنده، هرچند که توضیح دادن آن در چند سطر بسیار دشوار است و باید در مورد هر گروه و نوع اندیشه آن سطرحا مقاله نوشته شود.
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/06/12ساعت 0:24 توسط پیمان آلفا
|
برخی حرکات خاص هستند که در فرهنگ هویمتال همه گیر شدهاند و از جمله آنها میتوان به سر کوبیدن، رقص تهاجمی/ تهاجمی رقصیدن (که به جنگیدن هم مشهور است) و سایر حرکات دست مانند حرکات گروه بدنام شاخ شیطان (که رونی جیمز دیو، خواننده افسانهای هویمتال در زمان کارش با یکشنبه سیاه و گروه سولو دیو آنرا رایج کرده بود) اشاره کرد. حرکاتی همچون شیرجه در صحنه، گیتارزنی در هوا و موجبازی بر روی جمعیت نیز انجام میشود که امروزه چندان محبوب نیستند. معمولا طرفداران متال در مورد گروههای موسیقی مورد انتخابشان خیلی سروصدا به راه میاندازند و اغلب در حالیکه علامت «شاخ شیطان» را نشان میدهند نام گروه مورد علاقه خود را فریاد میزنند و با جیغ وداد با عباراتی همچون "منو کشته و یا شبیه به آن آنها را توصیف میکنند
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:30 توسط پیمان آلفا
|
جنبههای برخوردی و پرسروصدای هویمتال باعث شدهاست در بسیاری از کشورها، میان جامعه جاز میانه و طرفدارن آن شکاف ایجاد شود. این اختلاف از آنجا ناشی میشود که افکارعمومی بویژه در جوامع محافظهکار بر این باور است که فرهنگ فرعی هویمتال، مروج لذتگرایی و گاها احساسات ضدمذهبی است. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۱در اردن، کلیه آلبومهای متالیکا، چه در گذشته، چه حال و چه در آینده ممنوع اعلام شدند.
در اروپا و امریکا، پایگاه طرفداران هویمتال را پسران سفیدپوست بین ۱۰ تا ۲۰ سال و mdash تشکیل میدهند؛ بسیاری از این افراد جذب ترانههای ضداجتماعی و در عینحال عجیبوغریب هویمتال و نیز صدای بلند و ضرب شدید آن شدهاند. بدین ترتیب تصویر کلیشهای نوجوان مخترکیده/مخبترکون که با گوش کردن به موسیقیهای گوشخراش و شوم، جنون طغیانگری خود را تخلیه میکند شکل گرفت. این تصویر با شوهای تلوزیونی و فیلمهای سینمایی همچون بیویس و کلهقنداقی و کلهبادیها، درفرهنگ عامه شاخصتر شدهاست. افراطکاریهای پرزرقوبرق هویمتال اغلب موضع هجونگاری قرار گرفته که از مشهورترین این موارد میتوان به فیلم «این شیر نخاع است» اشاره کرد.
بسیاری از سبکسازیهای هویمتال، کاربردهای روزمره پیدا کرده است؛ به عنوان مثال علامتهای دستی «شاخ شیطان» که رونی جیمز دیو آنرا باب کرده، در بسیاری از کنسرتهای راک به یک صحنه متداول تبدیل شدهاست. گفته میشود رایج شدن علامتهای دستی «شاخ شیطان» در اصل به خاطر جلد آلبوم «تفنگ عشق» (گروه) بوسه/بوسه نیز بودهاست. طی دهههای هفتاد و هشتاد، ور رفتن با درونمایههای جادوگری توسط هنرمندانی همچون یکشنبه سیاه، دوشیزه آهنین، (گروه) بوسه/بوسه، بخت بخشاینده، یهودای کشیش، لد زپلین، موتلی کرو، اوزی آزبورن، آلیس کوپر و پشه، باعث شد تاثیرات شیطان صفتی/شیطانی توسط بنیادگرایان مسیحیت/مسیحی در هویمتال شکل بگیرد. در آن زمان یک برداشت رایج این بود که در آلبومهای هوی متال نوعی پیام مخفی نهفتهاست که شنونده را به پرستش شیطان یا خودکشی ترغیب میکند (رجوع کنید به یهودای کشیش و پیام روبه عقب و اتهامات شیطانپرستی در فرهنگ عامه]]).
چیزی که کمتر از آن یاد شده، تاثیر ساختار پیچیده موسیقی هویمتال بر سبک پیشگام موسیقی کلاسیک در موسیقی پیچیدگی نو است که پیشگامان آن برایان فرنیهاف، مایکل فینیسی، جیمز دیلون و پس از آنها آهنگساز امرکایی جیسون اکارت میباشند.
در یورو ویژن ۲۰۰۶، برای اولین باردر تاریخ این رقابتها، یک گروه هویمتال برنده جایزه اول شد. این گروه که لوردی نام داشت اهل فندلاند بود و ترانه آن هارد راک هاله لویا نام داشت. با توجه به اینکه در رقابتهای یورو ویژن، هر ساله ترانههای پاپ و بالادها جایزه میگرفتند، این امر نقطه عطفی غیرمنتظره در تاریخ یورو ویژن به شمار میآمد. به علاوه، این اولین باری بود که یک گروه فندلاندی برنده رقابتها میشد و این در حالی بود که بهترین رتبهای که فندلاندیها تا آن زمان کسب کرده بودند مقام ششم بود
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:28 توسط پیمان آلفا
|
عصر متال که جریان اصلی را تحت استیلا داشت با ظهور نیروانا و دیگر گروههای موزیک که نشان دهنده موفقیتهای دوست داشتنی آلترنانیو راک بودند، به پایان رسید.
با این موفقیتها، گروههایی که از دهه هشتاد فعال بودند شهرت بیشتری به دست آوردند و در کانون توجه قرار گرفتند. مخصوصا، گروههایی که ترکیبی از سبکهای راک جایگزین و هوی متال را داشتند به تدریج شتاب بیشتری گرفتند و ژانر مرکبی تحت عنوان متال جایگزین را تشکیل دادند. این ژانر شامل موارد زیادی از جمله گروه مبتنی بر گرانج آلیس این چینز، ادیکشن جینز متاثر از گوت، زومبی مرکب از نویز راک و گروههایی بود که تحت تاثیر ژانرهای جایگزین متعدد دیگری قرار داشتند. رد هات چیلی پپرز راک جایگزین خود را با پانک، فانک، هیپ هاپ و متال، دانزیگ به عبور گلن دانزیگ از پانک، از طریق دث راک (با ساماهین (و ورود به متال، مینیستری ادغام کردن متال را به موسیقی صنعتی خود آغاز کرد و پریمس عناصری از پراگ، فانک، پانک، ترش متال و موسیفی آزمایشی را با هم در آمیخت.
با موفقیت بیشتر متال به عنوان سبک جایگزین درجریان رایج، گروههای قابل توجهتراین سبک همچون فیر فکتوری، (گروه) هلمت، (گروه) ملوین منسون، طغیان علیه ماشین و (گروه) تول گروههای جدید موسیقی راک را تحت تاثیر قرار دادند. این گروهها مثل گروههای قبلی ترکیبی از راک جایگزین و هویمتال نبودند، بلکه ژانر جدیدی بودند که از آن الهام گرفته بود و با نامهای نیو متال سناخته شدند. کورن، لیمپ بیزگیت و (گروه) اسلیپنات/ اسلیپنات از سرشناسترین گروههای هویمتال هستند. نیو متال از طریق برنامههای پرسروصدای امتیوی و شکلگیری فهرست جشنوارههای موسیقی/ جشنوارههای موسیقی اوزی آبورن اوزفست متال، در جریان رایج به موفقیتهای بیشتری رسید که لینکین پارک با فروش ۳۵ میلیون آلبوم در راس آنها قرار داشت. در مورد موفقیتهای گسترده نومتال و اینکه از نقطه نظر متداول، این سبک در ردیف متال قرار دارد یا نه بحثهای فراوانی وجود دارد، مضاف بر اینکه طرفداران فهرست ژانرهای هویمتال در مقابل متال افراطی/ ژانرهای متال افراطی (که خود موضوع بحث تصفیهانگاران است) اغلب تاکید دارند که چنین نیست. در سالهای اخیر، گروههای متال کور فراوانی در اوزفست برنامه اجرا کردهاند که همین امر به افزایش محبوبیت این سبک از موسیقی کمک فراوانی کردهاست. برخی این سبک را جانشین نیو متال میدانند، در حالیکه برخی دیگر معتقدند که این سبک به روشی همچون نومتال به محبوبیت رسیده و رواج خواهد یافت.
یکی از طراحان اصلی متال وجدآور (پست تراش)، از ژانرهای فرعی موسیقی هویمتال، پنترال بود که ژانر مذکور با این سبک موسیقی شباهت اندکی دارد. پس از آنکه گروههای موسیقی به خاطر گرایش به سبک جاز بلوز و صداهای بمتر گروههای اصلی هویمتال همچون لد زپلین، اثرگذاریهای پیشپاافتاده را کنار گذاشتند، متال خوفناک که آهنگی آرامتر دارد رواج بیشتری پیدا کرد. بدون شک، سرشناسترین گروه در این سبک از احیای موج اول متال، گروه او منفی بود که ادعا میکرد از کارهای یکشنبه سیاه و حتی بیتلز الهام میگیرد. این امر برای متال نابودی محبوبیتی ناگهانی به همراه آورد و همچنین باعث شد بازهم علاقهها به سمت گروههای قدیمی هویمتال جلب شود.
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:28 توسط پیمان آلفا
|
اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد قرن بیستم از تاریخ موسیقی هوی متال یکی از دورانی است که مورخین موسیقی در مورد آن به شدت بحث و مناظره دارند. گروههایی مثل دوستدار صدف آبی به موفقیت نسبتا بالایی دست یافت و صحنه لوس آنجلس گلام متال به تدریج، بویژه در دهه هشتاد، تماشاچیان پاپ و ام دش را به خود دید. دیگران منکر اهمیت این گروهها هستند یا آن را ناچیز جلوه میدهند و به جای آن توجه خود را بر ظهور نفوذ کلایسک و ام دش که در آثار رندی روداز و نظایر آن شنیده میشود، معطوف ساختند. با وجود این، دیگران ترکیب هوی متال را با گروه جوان و سرعت بالای پانک راک (مثل تپانچههای سکس) مورد تاکید قرار میدهند که سرانجام در سال ۱۹۸۰ منجر به تشکیل گروه موج نوی هوی متال برتانیا، شد که تحت هدایت و رهبری گروههایی از قبیل جوداس پریست و آیرن میدن قرار داشت. مخصوصااین دو گروه در جنبش هوی متال بسیار محبوب شدند.
برخی از دنباله روان آن، از قبیل موسیقی دانان گروههای برجسته هوی متال، معتقدند که پایههای سبک خاص و صدای اصیل هوی متال توسط گروه NWOBHM، از طریق اجرای سه آلبوم اولیه آنها؛ یعنی «بادهای غمگین سرنوشت» (۱۹۷۶)، «گناه پشت سر گناه» (۱۹۷۷)، و «کلاس لکه دار» (۱۹۷۸) گذاشته شد.
رینبو نیز هر از گاهی به عنوان پیشروی یک نوع هوی متال اصیل خوانده میشود و حتی میتوان این ادعا را در مورد آلبومهای آخر دیپ پرپل از قبیل « سوزش» و « طوفان زا» مطرح نمود، لیکن این گروهها عموما گروههای «هاردراک» قلمداد میشوند. گروههای متال به تدریج فراتر از استفاده تقریبا انحصاری گامهای غمگین رفتند و مدهایی دیاتونیک به سولوهای خود تلفیق کردند، این اتفاق نخستین بار توسط جوداس پریست رقم خورده بود. این رویکرد پیچیده از آن زمان تاکنون به موارد زیادی گسترش یافتهاست ژانرهای فرعی متال و به همراه حس قوی و سراسری هنرمندی به عنوان اصلی ترین کمکهایی موسیقی کلاسیک و موسیقی جاز در نظر گرفته میشوند که (توسط راک تجدد طلب) به ژانر متال تبدیل شدهاست.
گیتار توسط ادی ون هالن بر سر زبانها افتاد و بسیاری معتقدند تک نوازی او در سال ۱۹۷۸ « فوران» («) ون هالن»، ۱۹۷۸] نقطه عطفی بود. ریچی بلکمور (سابقا دیپ پرپل)، رندی رودز (با اوزی آبسورنه و شورش ب صدا و اینگوی مالمستین کارهای بیشتری را با گیتار ارائه کردند؛ و در پارهای موارد گیتارهایی که سیمهای نایلونی داشت در کنسرتهای هوی متال و آلبومهای هوی متال، از قبیل Rhoades' "Dee" در «کولاک آز» نواخته میشد. شمایل کلاسیک همچون لیونا بوید نیز درصنف جدید و متفاوتی از گیتار به ستارههای هوی متال پیوستند، یعنی در جایی که گیتاریست محفظه کار و گیتاریستهای تجددطلب میتوانستند برای رد و بدل کردن قسمتهایی از موسیقی نواخته شده با گیتار کنار هم قرار گیرند.
این رشد ناگهانی در موسیقی رانی جیمز ریو (که خودش هدایت بخش آواز بلک ساباس را به عهده داشت، فروکش کرد و مقارن جوداس پریست و آین میدن که اوج نهایی و تکامل یافته هوی متال «اصیل» در تبار "پدر بزرگهاً و ام دش؛ جیمی هندریکس، لد زپلین، دیپ پرپل، و بلک ساباس بودوند، پایان یافت
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:27 توسط پیمان آلفا
|
موسیقی بلوز (blues music) برخاسته از آمریکا در میان علاقمندان به راک در انگلستان بسیار تاثیر گذار بود و محبوبیت خاصی داشت؛ گروههایی مثل the Rolling Stones و the Yardbirds بسیاری از آهنگهای کلاسیک بلوز را اجرا و ضبط کردند. آنها گاهی در اجراهای خود ضرب موسیقی را افزایش داده و از گیتار برقی استفاده میکردند، در حالیکه موسیقی در اصل با آکوستیک اجرا میشد. (این تغییرات در موسیقی بلوز و دیگر موسیقیهای آفریقای جنوبی مبنای تولید اولین نمونههای موسیقی rock and roll بود که الویس پرسلی با آن اجرا میکرد).
پس از آن موسیقی بلوز مورد توجه بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگانی قرار گرفت که سعی داشتند با بهرهگیری از این نوع موسیقی و فرصتی که گیتارهای برقی جدید و قوی ایجاد میکرد، صداهای بلندتر و بیشتری هماهنگ و ناهماهنگ ایجاد کنند. از آنجائیکه مدلهای طبلزنی در بلوز-راک استفاده از ضزبههای بسیارساده بر روی طبلهای کوچوک بود، طبلزنها شروع به استفاده از وسایل پیچیده تر و پرصداتر کردند تا بتوانند با صدای گیتار که هر روز بلند و بلند تر میشد مقابله کرده و شنیده شوند.به همین ترتیب خوانندگان نیز تکنیکهای خود را تغییر داده و با اتکای بیشتر بر روی آمپلی فایر، روند تصنعی تر و دراماتیک را پیش روگرفتند. در همین راستا پیشرفتهای حاصله در صنعت ضبط و آمپلی فایر نوازندگان و خوانندگان را قادر ساخت، این تغییر رویه و افزایش قدرت و صدا را براحتی ضبط کنند.
اولین نمونه مویقی ای که بعنوان هوی متال نامگذاری شد در اواخر دهه ۱۹۶۰ از منطقه بیرمنگام در انگلستان برخاست; در زمانیکه گروههای همچون Led Zeppelin و Black Sabbath رویههای کاملا غیرسنتی را نسبت به استانداردهای بلوز در پیش گرفته و موسیقی ای جدید بر پایهِ گامها و تنظیمات موسیقی بلوز ابداع کردند. این گروهها بشدت تحت تاثیرموزیسینهای ایالات متحده راک سایکدلیک از جمله جیمی هندریکس که گیتار بلوز-راک را تغییر داده و پر قدرت تر کرد و به عنوان پلی میان موسیقی آمریکای سیاه و نوازندگان راک اروپای سفید بود.
از دیگر افرادی که در این روند تاثیر گذار بودند وانیلا فیوج بود که تنهای پاپ را آهسته و توهمزا کرد وThe Who و The Kinks بودند که با تلقیقpower chord ورکوشتهای خشن تر در ژانر راک، راهی برای نمونههای مختلف هوی متال باز کردند. نمونه تاثیر گذار دیگر cream(band) بود که غالب power trio را ابداع کرد که در هوی متال سهم عمدهای را به خود اختصاص داد.
در اواخر سال ۱۹۶۸ اصوات هوی بلوز برای بسیاری از مردم آشنا بودند; بسیاری از طرفداران و موسیقی دانان، موسیقی Blue Cheer اثر بسیار موفق ادی کوچران[[ به نام «Summertime Blues» را بعنوان اولین آهنگ واقعی هوی متال میدانند. بسیاری از متخصصان بیتلز مخصوصا از آهنگ «Helter Skelter» در آلبومThe White Album و تک نمونه]] (آهنگ) انقلاب| انقلاب[[ (سال۱۹۶۸)یاد میکنند که استانداردهای جدیدی برای میزان تغییر و خشونت صوت در آلبومهای پاپ وضع کرد. گروه دیو اموند بنام Love Sculpture نمونهای خشن از آلبوم Sabre Dance اثر کاچاتوریان را با تستفاده از هوی گیتار در نوامبر سال ۱۹۶۸ خلق کرئ.آلبوم «چقیقت» (در اواخر سال ۱۹۶۸) ساخته گروه Jeff Beck از آلبوم بسیار مهم و تاثیرگذار راک بود که کمی پیش از اولین آلبوم لدزپلینalbum منتشر شد و برخی(خصوصا طرفداران بلوز درانگلیس) را برآن داشت که اعلام کنند«حقیقت» اولین آلبوم هوی متال است. در اینجا از تک اثر «درباره آن فکر کن» ساخته گروه یارد بردز در سال ۱۹۶۸ نیز باید یاد کرد که از صوتی استفاده کرد که مشابه صوتی بود که جیمی پیج در اثر لدزپلین استفاده کرد. برخی بر این باورند که اثر «You Really Got Me» اولین آهنگ هوی متال بود که ساخته شد، زیرا روش "distortion" برای اولین بار در این اثر استفاده شد.
همچنین گروه راک تجدد طلب کینگ کریمسون «مرد اسکیزوفرن قرن ۲۱» از آلبوم اول آنها، «در دربار شاه کریمسون» (۱۹۶۹)، دارای اغلب ویژگیهای مضمونی، تصنیفی و موسیقایی متال و ام دش بود؛ صدای بلند و درب و داغون گیتار و تک خوانی ناموزون رابرت فیلیپ با اشعاری که معطوف بر اشکالات انسان قرن۲۱ بود، به همراه فضای تاریک و آواز گرگ لیک که از درون یک جعبه کج و معوج میگذشت.
لیکن، آزادی «لد زپلین» در سال ۱۹۶۹ بود که توجه جهانیان را به شکل گیری ژانر جدیدی معطوف کرد. اولین گروههای هوی متال و ام دش؛ لد زپلین، دیپ پرپل، یوریا هیپ، یو اف او، و بلک سباس، و چند ام دش دیگر بودند که جامعه مدرن متال در حال حاضر اغلب آنها را گروههای هاردراک مینامد تا هوی متال، بویژه آن دسته از گروههایی که صدایشان بیشتر شبیه به موسیقی راک سنتی بود. به طور کلی، اصطلاحات :هوی متال«و»هاردراک«، خصوصا درهنگام بحث و صحبت در مورد دهه هفتاد قرن بیستم، اغلب به یک معنا مورد به کار میروند. در واقع، بسیاری از چنین گروههایی به خوی خود»گروههای هوی متال" نیستند، بلکه آهنگها یا آثاری از خود به جای گذاشتهاند که به این ژانر کمک کردهاست. به عنوان مثال، کمتر کسی میتواند جترو تال را به معنای واقعی هوی متال در نظر بگیرد، اما از طرف دیگر کمتر کسی میتواند منکر آن شود که آهنگ وسایل تنفس آنها یکی از اولین آهنگهای هوی متال بودهاست.
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:23 توسط پیمان آلفا
|
تاثیرپذیری موسیقی هوی متال از موسیقی کلاسیک نوعا شامل تاثیر آهنگسازان باروک، رومانتیک وموسیقی مدرنیست، مدرنیست همچون باخ، پاگانینی، واگنر و بتهوون است و نه موتسارت یا هایدن. ریکی بلک مور گیتاریست Deep Purple/رنگین کمان از اوایل دهه ۱۹۷۰ نمادهای موسیقایی به عاریت گرفته از موسیقی کلاسیک را به کار گرفت؛ به دنبال ریکی بلک مور رندی رودز و اولی جان راس از عوامل نفوذ موسیقی کلاسیک در گیتار متال در طی دهه ۱۹۸۰ برای الگوی سرعت و تکنیک خود به اوایل قرن هیجده بازگشتند؛ گیتاریست تحت تاثیر موسیقی کلاسیک اینگوی مالمستین، که تبحر فنی وی الهام بخش شمار زیادی از نوازندگان نئوکلاسیک از جمله مایکل رومئو، مایکل انگلو باسیو و تونی مک آلپاین بود، بیش از همه در این میان مشهود است.
چندین کارشناس موسیقی و آهنگساز موسیقی متال نقش تریتون در هوی متال، <مرجع>Dunn، Sam) (۲۰۰۵) را متذکر شدهاند. [ موسسه وارنر هوم ویدئو (۲۰۰۶).ارجاع> با استفاده از یک فاصله متنافر مرکب از یک نوت روت و یک چهار تقویت شده/پنج تضعیف شده، مثلا C و F، ظاهرا منجر به تولید یک صدای «سنگین»، «پلید»، تا حدی میشد که استفاده از آن در قرون وسطی ممنوع بود«Diabolus in Musica» («ابلیس در موسیقی»). تریتون محرک توسط آهنگسازان رومانتیک مورد استفاده قرار گرفت و مشخص کننده مقیاس بلوز (در مقابل مقیاس پنج آهنگی)، بخشی از میراث متال و عناصر زیربنایی تک نوازیها و برگردانهای آن، مثلا، آغاز آواز اپونیم بلک سبت است.
اواخر دوره باروک در موسیقی غرب نیز اغلب از طریق دیدگاه گوتیک تفسیر شد. مثلا، «آقای کراولی، » (۱۹۸۱) توسط اوزی اوزبورن و گیتاریست رندی رودز، از یک ابزار نی مانند سینتی سایزر و تک نوازیهای گیتار الهام گرفته از باروک برای خلق حالتی خاص برای اشعار اوسبورن در ارتباط با عالم به علم غیب آلیستر کراولی استفاده کرد.
رودز در مقدمه «خاطرات یک دیوانه» در سال ۱۹۸۲، تاثیر بسیاری از«Etude #۶» اثر آهنگساز کوبایی گیتار کلاسیک لئو بروور گرفت. رودز همانند بسیاری دیگر از گیتاریستهای متال دهه ۱۹۸۰، صراحتا از مطالعات «آموخته» نظریه موسیقی برای تثبیت صنعت ضعیف مجلات آموزشی گیتار از جمله «گیتار برای آهنگسازان حرفهای» که طی دهه شکل گرفته بود استفاده کرد. با این وجود، در اکثر موارد، آهنگسازان متال که تکنیک و بلاغت هنر موسیقی را به عاریت گرفته بودند تلاشی نکردند تا آهنگساز کلاسیک «باشند».
در دایره المعارف اینکارتا آمدهاست: «زمانی که متن به موسیقی ارتباط داده شد، باخ توانست برای ایدههای کلامی معادل هلی موسیقیایی بنویسد. گروههای Progressive rock مثل امرسون، لیک و پالمر و (Yes(band پیش از پیدایش هوی متال این پدیده را بررسی کردهاند. هوی متال از موضوعات فاجعه آمیز و تصاویر قدرت و تاریکی استفاده کره و قابلیت ترجمه دقیق ایدههای زبانی به موسیقی برای کسب اصالت و اعتبار آن ضروری است. الگو:حقیقت یک مثال از این آلبوم ((Powerslave)) است.
الگو:حقیقت پشت زمینه مربوط به صحنههای دراماتیک مصری است و بسیاری از آهنگهای درون آلبوم از اصواتی تشکیل شدهاند که یاد آور مرگ و زندگی هستند. نمونه آن آهنگ»((The Rime of the Ancient Mariner)) بر اساس شعری از ساموئل تیلور کالریج است. آیرن میدن نوازنده باس استیو هریس گروههای progressive rock را در اینجا مثال میزند [1] مثل ((Rush (band)) و ((Yes band)). لازم است در اینجا ذکر شود که در آلبوم A Farewell to Kings محصول سال ۱۹۷۷ گروه ((Rush (band)) یک قسمت ۱۲ دقیقهای از «Xanadu,» گنجانده شدهاست که از کالریج و پیش از آن از ساخته آیرن میدن الهام میگیرد.
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/23ساعت 14:21 توسط پیمان آلفا
|
قارچ زیرزمینی
نوشته آرش رهبری
1-زیرزمینی بودن را به زور نمی شود به خود قالب کرد. با یک روز و دو روز به خود فشارآوردن هم به دست نمی آید. ریاضت کشیدن هم چاره کار نیست. حتی تلاش برای خودنمایی جلوی دوست دخترمان - که اگر چشمهایش بگویند بلی، کوه را به روی دوش هم می توان کشید- مؤثر نیست. باید این کرم و این مریضی درخون و تن شخص از روز اول وجود داشته باشد. ولی از آن جایی که همه چیز به سبک ایرانی تعریفی متضاد دارد و در حالی که همه به دنبال قصر و کاخ و پول و تجملات هستند بازهم این زیرزمین نمور از هجوم یک سری آدمهای نااهل در امان نمانده است. این روزها زیرزمینی بودن مد شده و کسانی وارد این حریم شده اند که باعث شرم است. حتی تا جایی که وجهۀ بسیاری از زیرزمینی ها هم زیر سؤال رفته است.
2- ...متاسفانه انگلی فـرزاد ما را آلوده کرد؛ «فـرزاد گلپایگانی». شخصی که آرام و بی سروصدا فقط سرش به کار خودش است و آنقدر با شخصیت است که کسی واقعاَ باید بی شرم باشد تا به خودش اجازه دهد در حق او نامردی بکند. ولی بعضی آدمهای معلوم الحال که پرونده کثافت کاریهایشان برای خیلی ها مثل روز روشن است آنقدر «حرام خواری» کرده اند که خیلی راحت بتوانند انسانیت را زیر پا لِـه کنند. تـُف به این شرف... ولی فرزاد میداند که زیرزمینی ها همیشه نه تنها پشت او بلکه همه پشت یکدیگر هستند و همه با هم آنقدر متحد هستند که یک شب، فقط یک شب کافیست که دنیا را بلـرزانند. (22 اکتبر 2006). اما این حیوان های دوپا فکر می کنند که می توانند خودشان را به زیرزمینی ها بچسبانند و نخود آش زیرزمین هم بشوند. در صورتی که همه از وجود و بوی گند آنها آزرده خاطر هستند. پس بهتراست بدانند که زیرزمینی ها از وجود آنها حالشان به هم میخورد. راه حلی که می شود به این افراد پیشنهاد کرد« گم کردنِ گورشان» از زیرزمین است. تـُف به شرفی که با کثافت بازی در آوردن در کار بچه های زیرزمینی که هنرشان و موزیکشان دردشان است، احساسات و عواطفـشان است، آرامش میگیرد، تـُف. فرزاد! ما همه با هم هستیم و همه تا سرحد توان پشتیبان یکدیگر.
3-زیرزمینی ها باید هشیار باشند. اگر تا دیروز نگرانی چیز دیگری بود، امروز باید از گرگ هایی که به شکل «گوسفند» در آمده اند و بوی گوسفندیـشان را از فرسنگها می توان حس کرد، ترسید. گرگهای گوسفند نمایی که می شود آنها را از موزیسین تا کنسرت گذار و تدارکات و آبدارچی طبقه بندی کرد.(حیف ازاین کلمات). درست است که بقای یک "بـند" به فعالیت و اجرای زنده و... است ولی نه به هر قیمتی. زیرزمینی ها همانطور که نشان داده اند هنوز آنقدر صبر و حوصله برایشان باقی مانده که زیرزمین تاریک و نمور خودشان را به "استـیـج" های ریـا ترجیح بدهند. اگرچه که مظلوم واقع شده اند ولی آنقدر شرافت دارند که کسی اجازه تحقیر کردن و بر سرشان منت گذاشتن را به خود ندهد.
4-این روزها موزیک هایی را دربعضی پاتوق های زیرزمینی ها و به اسم زیرزمینی می شنویم که ازموزیک زدن شرم مان می شود. آیا واقعا این کثافت کاریها، کار بچه های واقعی زیرزمین است؟ آیا کسانی که قلبشان در زیرزمین می تپد و هوای زیرزمین را تنفس می کنند واقعا اینقدر احمقانه فکر می کنند؟ آیا زیرزمینی ها به دنبال کسب شهرت هستند یا به دنبال تخلیۀ روحی، روانی و احساسی؟ آیا سرچشمۀ زیرزمین برخاسته از «ندایِ آلت» است یا برخاسته از زخم دل و مغز خراب؟ آیا هدف زیرزمینی ها زدن حرف حساب است یا شنیدن تعریف و تمجیدهای احمقانه؟ آیا این نگرش متفاوتی که باعث زندگی زیرزمینی می شود واقعا همین افتضاح به بار آمده است یا اینکه جریانی به نام «قارچ زیرزمینی» به موازات موج زیرزمینی، در محیط تاریک ومناسب زیرزمین، در حال رشد و سوءاستفاده از اسم و محصولات زیرزمینی است و آنها را هدف قرار داده است؟ آیا وظیفۀ زیرزمینی ها نیست که هرچه زودتر محیط را انگل زدایی کنند و تابلوی «ورود نا اهلان ممنوع» را برافراشته نگاه دارند؟
5-زیرزمینی بودن، از بین بردن حریم و حرمت ها نیست. هنر و موزیک ارزش و احترام خاص خود را داراست. اثرهنری ای که افراط در بی ادبی در آن باشد و با این خاصیت بخواهد مخاطب پیدا کند- نه هنر است ،نه ارزش دارد، نه زیرزمینی است، نه راک است، نه پانک است، نه رپ و هیپ-هاپ است و نه متال و گرخ متال! تعریف هنر و مخصوصا از نوع زیرزمینی آن چیز دیگری است که داشتن این خصیصه به«زور چپانی» نیست. این کرم و این مریضی باید در خون آدمی باشد. پس زورِ بیهوده نزنیم.
6-کسانی که با رسانه های گوناگون به زیرزمین خدمت می کنند اهل زیرزمین اند و خود نیز زیرزمینی. زحماتشان را نمی توان نادیده گرفت، ولی لازم است که در ادامۀ روند ترویج فرهنگ زیرزمینی تجدید نظر بکنیم. زیر زمین خودجوش است. به تبلیغ و ساز وکرنا احتیاج ندارد. چرا که با گسترش محیط زیرزمین توسط رسانه ها، انگل هایی به طور ناخواسته به محیط امن و آرام «زیرزمین مان» وارد شدند، بستری مناسب برای رشد غیر زیرزمینی ها در زیرزمین فراهم شد و نا اهلان ازاین طریق خودشان را به اهالی چسباندند. افراط در این وضعیت باعث شد آرامش در زیرزمین برهم بخورد، هر کسی خود را زیرزمینی بداند و هر کثافت کاری تحت توجیه زیرزمینی بودن انجام شود. حال وظیفۀ همه مان است که محیط آلوده شدۀ زیرزمین را انگل زدایی کنیم و کمک کنیم که هر کسی به این خلوتگاه راه پیدا نکند، چرا که کلید دار زیرزمین اکنون رسانه ها هستند. نباید هر چیزی را به عنوان زیرزمینی منتشر کرد و هر وصلۀ ناجوری را به زخم زیرزمینی ها نسبت داد. تجاوز به حریم شخصی دیگران در فرهنگ زیرزمینی پسندیده نیست، هرچند که امروزه «تجاوز نکردن به حریم دیگران» امری پسندیده نیست. تشخیص نا اهل از اهل برای کسانی که از بیرون به زیرزمینی های داخل نگاه می کنند کاری دشوار است ولی این حق ساکنین است که از میهمانانِ ناخوانده ولی عزیز که قلبشان در زیرزمین می تـپد، توقع داشته باشند که در حفظ آرامش و احترام به این حریم کوشا باشند. چرا که زیرزمین برای اهالی آن مقدس است و ورود نا اهل به آن ممنوع . پس در انتخاب های خود نهایت دقت را داشته باشیم.
و حرف آخر:
7- ما زیرزمینِ امن و تاریک سابق خود را می خواهیم. از دار دنیا همین «سگ دونی» نصیب ماست و سالهاست که درهمین جا زندگی می کنیم، موزیک می زنیم، بحث می کنیم، اجرا می گذاریم و به جلو می رویم. شما ای نا اهلان، به حریم ما تجاوز نکنید، آرامش ما را بر هم نزنید و ما را به حال خود تنها بگذارید. از نظر ما سوسک ها، مارمولک ها و فضله های موش وگربه ای که در زیرزمین هایمان است از« دلالانِ هنر، ظاهرفریبان و عاشقان شهرت» خیلی با ارزش تر است. پس به این خلوتگاه زیرزمینی که تمام دردها و رنجها، تمام زشتیها و کثافت های شهر با روزمره گی هایش و تمام دغدغه ها در آن دفن می شود و دنیا در آن به گونه ایی دیگر است، تجاوز نکنید مگر آنکه اهل آن باشید. فرهنگ زیرزمینی مال شما نیست. کلمه ی زیرزمین نیز از آن شما نیست. حداقل این قدر شرف داشته باشیم که از دلخوشی های دیگران سوءاستفاده نکنیم. عجیب است که در دنیای تجملات به این «سگ دونی» که دلخـوشی عده ای نا آرام و بی قرار است قـناعت کـرده و چشم دوختـه اید و دارایی های از ما بهتران را زیر سوال نمی برید ولی به این حریم مقدس حقیر نظر دارید! شرم برتنگ نظران. یک کلمه و مکانی دیگر پیدا کنید و با آن خودتان را مطرح کنید؛ کلماتی مثل کاخ، قصر، حرم سرا و اندرونی، یا کلمات مدرن پنت هاوس،لابی و باربیکیو، یا اصلا آشپزخانه، پذیرایی و... و یا حتی یک کلمۀ بهتر: توالت!
منبع
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/11/10ساعت 11:39 توسط پیمان آلفا
|
|
موسيقي متال در ايران
اين كنسرت تحولى است در موسيقى ايران و اگر كارگزاران فرهنگى حكومت مانع از رشد و تحول اين خيزش در موسيقى ايران نشوند، موسيقى متال مى تواند در قلمرو موسيقى ايرانى يك تحول فرهنگى از نوع تحول شعر نيمايى به شعر حجم را به وجود آورد. موسيقى كلاسيك ايران هرچند كه نمايانگر بخشى از هويت فرهنگى ماست، اما به دليل ماهيت درونگرايش و پيوندش با غزل فارسى و نشانه هاى تاويل پذير عرفانى به كار امروز جوانان نمى آيد. با انقلاب بهمن سير تحول موسيقى پاپ در ايران مختل شد و به يك مفهوم موسيقى پاپ در ايران تنها شاخهء هنرى است كه ساليان دراز به كل سانسور و حذف شد از مجموعهء فرهنگى؛ و در تبعيد لس آنجلس هم هرچند كه افتان و خيزان به زندگى خود ادامه داد، اما متاسفانه تحول نيافت و حتى گاه به ورطهء ابتذال افتاد. ابتذال در اين معنا كه به گفتهء منتقدى پيام اين موسيقى با ريتم شش در هشتش اغلب ناهمخوان است. برخلاف، پيام موسيقى متال در خود موسيقى نهفته است كه عصبى است و پرخاشجوست و شورشگر. قائم به ذات است و وابسته به شعر و ترانه نيست و به لحاظ همين عصبيت و عامل شورشگرى است كه معاصر زمانهء ما و بيان عاطفى نيازهاى سركوب شدهء جوانان مى تواند باشد؛ با آن دوگانگى در كردار و گفتار كه به آنها تحميل شده است. تاريخچهء موسيقى متال كه از عصبيت، خشم و درماندگى نشان دارد، و اقبال اين موسيقى در بين جوانان ايرانى نمايانگر حقايقى است قابل تامل: موسيقى متال شاخه ايست از بلوز. گروهى به نام Black Sabbath اواخر دههء شصت، در بحبوحهء جنگ ويتنام و نهضت بيت (هيپيگرى در جهان)، در يكى از محلات كارگرى حومهء لندن هر شب در كافه اى به روى صحنه مى رفتند و موسيقى بلوز اجرا مى كردند. كارگران كافه نشين بيشتر به آبجوخورى و گپ و گفت مشغول بودند و عنايتى نداشتند به موسيقى. نوازندگان، براى جلب توجه شنوندگان از بلوز موسيقى متال را استخراج كردند كه خشمگين تر بود و حالت تهاجمى داشت و در برخى فرازها به فرياد يا حتى به جيغ خوك ها در سلاخ خانه شباهت پيدا مى كرد. اندكى بعد موسيقيدانى به نام Deep Purple كه متاثر بود از سمفونى هاى بتهوون موسيقى كلاسيك غربى را با متال درآميخت و پايه گذار سبكى شد به نام "متال سرخوش". همزمان "متال سياه" به وجود آمد كه به مفاهيم فاشيستى مى پرداخت و قتل و غارت و كشتار يهوديان و سياهپوستان را ترويج مى كرد. در واكنش به اين سبك، "متال سفيد" در حلقه هاى مذهبى رواج يافت كه برخلاف "متال سياه" بر مفاهيم مسيحى و عشق به نوع بشر استوار بود. اينها به اصطلاح نوعى موسيقى سياسى را كه حامل پيام است

نمايندگى مى كنند. وگرنه همان "متال سرخوش" گرايش غالب است در اين نوع موسيقى. از مهمترين ويژگى هاى موسيقى متال صراحت و برهنگى زبان است در بيان كردن مفاهيم اجتماعى و عاشقانه يا حتى در پرداختن به سكسواليته. استعارات و كنايه هاى بلوز كه از سركوب سياهپوستان و از ترس آنان نشان داشت، در موسيقى متال كاملا عريان بيان مى شود. پس در يك نگاه مى شود به اين نتيجه رسيد كه اندك اندك آن درماندگى و ياس در موسيقى بلوز، همزمان با تحولات اجتماعى جاى خود را مى دهد به خشم و عصبيت در موسيقى متال. اقبال جوانان به موسيقى متال در ايران از اين نظر اهميت دارد كه جوانان يا دست كم گروهى از آنان در پوشش اين موسيقى برونگرايى را به گوشه گيرى هاى عرفانى (در موسيقى كلاسيك) يا به عواطف رمانتيك (در موسيقى راك و پاپ) ترجيح مى دهند. زبان مجامله و تعارف و تصويرهاى استعارى را كنار مى گذارند و به موسيقيى روى مى آورند كه بيانى كاملا صريح دارد و حتى خشن است و در نفس خود شورشگر |
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/11/10ساعت 11:18 توسط پیمان آلفا
|
تحليل اول
موسيقي Rock شامل سبک هاي بسيار زيادي مي گردد، از Hard Rock, Progressive Rock, Grunge و ... تا Heavy Metal. آن چيزي که ما امروزه از آن به نام Heavy Metal ياد مي کنيم در حقيقت زير مجموعه اي است از موسيقي گسترده ي Rock. موسيقي متال به وسيله ي عده اي جوان همزمان با آغاز دوره ي شکل گيري ابرقدرت ها به وجود آمد. در طول اين عصر پيشرفتهايي عالي در تمدن غرب حاصل گرديد که نتيجه ي آن غلبه بر فاشيسم، ناسيوناليسم و بسياري از نظام هاي اجتماعي ديگر حاکم بر دنياي قديم بود. نظام هايي که هر کدام در طول قرن ها تکامل يافته و در جامعه ريشه دوانده بودند. در اين دوره بشر خودش را با استنتاجي عالي در جايگاهي انساني از دموکراسي آزاد (Liberal Democracy) که به شخص و فرد بيشتر از هر نظام گذشته اي در طول تاريخ سود مي رساند تصور کرد. در طي اين عصر نظام اجتماعي به شهروندان در تلاش و جستجويشان براي يافتن مناسبترين و راحت ترين شيوه ي ممکن زندگي خدمتي عظيم کرد. هر پرسش يا هدفي خارج از ديدگاه فردي بي اهميت تلقي گرديد. پيشرفت و توسعه ي انساني از حالت تکاملي تدريجي ابتدايي خود خارج گرديد و به صورتي مترقي مطرح گشت. در عقايد اجتماعي، زندگي فردي بر پايه ي عدالت و بشريت معين و تعريف گرديد و شخص بر دنياي طبيعي پيرامونش غالب گشت. دوره ي زماني بين سال هاي 1865 تا 1949 ميلادي را مي توان دوران "مردم گرايي" يا به عبارت امريکايي ها "پشتيباني از حزب مردم" نام نهاد. در اين دوران هنر به سمت فرد گرايي گرايش يافت. اما از آنجايي که موسيقي متال نشأت گرفته از موسيقي راک مي باشد براي صحبت در اين زمينه ترجيحآ در اولين قسمت از معرفي سبک هاي Heavy Metal، به موسيقي راک و شکل گيري اين سبک خواهم پرداخت.
به واقع Rock اوليه ترکيبي بود از Celtic folk music - German popular music و English drinking songs که شامل والس (رقص يا موزيک سه ضربي) و سرود هاي Proto-Gospel مهاجران اسکاتلندي بود. اين سبک در مراحل اوليه ي خود سبکي ساده بود که بيشتر بر ريتم هاي رقص مانند ، ملودي ها و هارموني هاي رايج و اشعاري که با دل مشغولي هاي شنوندگانش(عشق جواني، بلوغ و رانندگي) همدردي مي کرد متکي بود. نوعي از موسيقي که امروزه با نام Rock شناخته مي شود ترکيبي است از موسيقي هاي Blues و Country. موسيقي Country Folk نمودي از فرهنگ آمريکايي از اولين روزهاي جمهوريت بوده است، اما چون در حومه ي شهر (و نه خود شهر) وجود داشت به ندرت به رسميت شناخته شد. با گذشت زمان نسل جديد روي کار آمدند و با افراد قديمي جايگزين شدند. به کمک امکانات و توانايي هاي جديد و رشد فرهنگي مردم اکثر تاريخ موسيقي هاي نسل گذشته به فراموشي سپرده شد. پخش راديويي که به مناطق روستايي نيز ميرسيد به گسترش سبک هاي جديد موسيقي کمک شاياني نمود. به ويژه موسيقي Country ، (که سبکي رقص مانند و روايي است که از تصنيف هاي انگليسي- آمريکايي سفيد پوستان جنوب و غرب گرفته شده بود) در اين دوران به پيروزي چشمگيري دست يافت. بخشي از اين پيشرفت ها داراي دلايل سياسي بود... افراد جامعه که موسيقي مردمي آمريکايي را همانند يک فرم هنري ترقي دادند از مردم اصلي اروپاي شمالي نبودند. آنها نياز داشتند تا خود چيزي را اختراع کنند و انتشار بدهند. اما موسيقي Blues سياهان در آن عصر به عنوان تنها سبک هنري افريقايي-امريکايي مطرح بود که انکار کننده ي Celtic و همچنين تأثيرات Folk انگليسي و امريکايي(سبک هاي رايج آن زمان) بود. در فاصله ي سال هاي 1930 تا 1950 Blues-Country به Rock تبديل شد که دليل اصلي آن رشد تکنولوژي بود.
Adolph Rickenbacker در 1931 گيتار الکترونيک را اختراع کرد که موجب تحولي عظيم در موسيقي شد. وي همچنين تجهيزاتي پيشرفته تر و ارزان تر از وسايل قديمي ساخت که حمل و نقل آنها نيز ساده تر بود. پس از آن تکنولوژي ترانزيستور ظهور يافت. ميکروفون ها قابليت يافتند تا اختلافات مختصر صدا را تفکيک کنند و حجم صداي وکال ها را افزايش دادند. صداي وکال بر انگيخته تر و پر آشوب تر از قبل گشت. همچنين صداي گيتارها، با Amplifier (تقويت کننده) تقويت شد. تمام اين عوامل سبب شدند تا موسيقي ساده ي دورگه ي Blues-Country به نوعي موسيقي استاندارد شناخته شده و البته تجاري به نام Rock n Roll و پس از آن Rock تبديل گردد. موسيقي جديد جذب جريان اصلي موسيقي آمريکايي شد. باند هاي اوليه Rock کاستي هاي زيادي از جهت سبک داشتند. آنها قطعاتي از خود راضيانه و هارمونيک بر پايه ي موسيقي عامه پسند اروپايي اي که در دهه ي 30 در کلوپ ها رايج بود مي نوشتند. (اکثر گروه هاي جاز نيز که در دهه ي 30 اوج گرفته بودند، بر پايه ي نوعي موسيقي مشابه استوار بودند.) در دهه ي 50 ميلادي Rock & Roll توسط الويس پريسلي و شخصيت هاي ديگر ظهور کرد. Rock & Roll جذابيت موسيقيايي خود را فقط براي چند سال حفظ کرد. گوناگوني بسياري که در سبک هاي راک پديد آمد هسته ي اصلي راک را از هم پاشيد.
در دهه ي 60 اشکال پيچيده تر Rock & Roll به موسيقي Rock معروف گرديد که عناصر بنيادين آن عبارتند از تعدادي گيتار شديدآ تقويت شده (شامل ريتم، ليد و باس) و درامز. از ميان ديگر سازهايي که معمولا به کار برده مي شوند مي توان از پيانوي الکتريکي، ارگ الکتريکي، سينت سايزر، پرکاشن، دي جي و برخي سازهاي بادي و ضربي فرعي نام برد. نت هاي کليدي Rock گونه اي ضرب پشتي(Backbeat) کوبنده، همراه با آوازهاي عاطفي و نواي به شدت تقويت شده ي گيتار است. با گذشت زمان Style هاي مختلف پديدار گشتند. ترانه ها با تثبيت هاي فرهنگي، ساده تر گشتند. کارها برجسته تر و مترقي تر گشتند و شاه کارهاي موسيقي راک شکل گرفتند. Rock در مرحله ي بلوغ ،پيچيدگي بيشتري يافت و برخي از با استعدادترين نمايندگان آن مانند بيتلز توجه منتقدين جدي موسيقي را به خود جلب کرد. هيچکس نمي تواند موسيقي Rock را بدون توجه به ريشه هاش در نظر بگيرد. در واقع براي صحبت پيرامون موسيقي Rock بايد خواستگاه هاي اين سبک به نوبت مورد توجه، تجزيه و تحليل قرار گيرند. مسائلي مانند رويدادها و پيشامدهاي سياسي و شرايط محيطي که موسيقي Rock را شکل دادند. اساسآ سبک هاي رايج در آن زمان مانند Folk , Country و Celtic داراي تنوع زيادي در فرم ها بودند که Rock اثرات شگرفي بر تمام آن ها گذاشت.
راک انگليسي اولين بار در دهه ي 60 به دست بيتلز و گروه رولينگ استونز و ديگر گروه هاي 4 يا 5 نفره بنيان گذاشته شد. در اواسط دهه ي 60 ، موسيقيدانان جوان به کاوش توانايي راک براي برخورد با مضامين اجتماعي و سياسي پرداختند. گروه هايي نظير رولينگ استونز، دورز و ديگران، شعر هايي تخيلي را به شکل بي سابقه اي با هنر تنظيم آهنگ ترکيب کردند که نمونه ي آن قرار دادن قطعات طولاني بديهي سازي تک نفره، در بافتهايي با پيچيدگي رشد يابنده و ساختارهاي موسيقيايي-ترانه اي راک است. آواز خوان هاي قدرتمند مانند جانيس جوپلين و گيتاريست هايي مانند جيمي هندريکس در مضامين سنتي Rhythm و Blues انقلابي به پا کردند. در اواخر دهه ي 60 و اوايل دهه ي 70 ، ازدياد دسته هاي آمريکايي و انگليسي به اوج خود رسيد. راک به سرعت ، نوجوانان غربي را که پس از جنگ با افزايش سطح زندگي، پول بيشتري در اختيار داشتند به خود جلب کرد و آنان به شنوندگان اصلي اين نوع جديد موسيقي تبديل شدند. در دهه ي 70 نگاه تجاري به موسيقي راک سبب ايجاد سبک هايي همچون Soft Rock شد. گروه هايي مانند شيکاگو و کارپنترز از آغاز کنندگان اصلي اين سبک بودند. اگر چه که در سال هاي بعد سبک هاي جديدي در موسيقي راک شکل گرفتند و گروه هاي بزرگي مانند Pink Floyd, Black Sabbath و Beatles در اين سبک تحولات عظيمي به وجود آوردند اما اين سبک رفته رفته با افول مواجه گرديد. البته در سال هاي اخير راک با حضور گروه هاي پرطرفداري مانند Evanescence و بازگشت مجدد گروه Bon Jovi تا حدودي احيا شده...
پس تا اينجا عدهاي راک رو زير شاخه اي از هوي متاي ميدونن
تحليل دوم
موسيقي متال جزو زير دسته هاي موسيقي Rock قرار داره. کارشناسان Rock رو به زير مجموعه هايي تقسيم ميکنند و Hard Rock رو زير مجموعه اون قرار دادن
rock &roll :
راک اند رول که يکي از سبکهاي تاثير گذار و متداول در موسيقي راک است، روندي غير قابل پيش بيني را طي کرده است. در ابتدا زماني که راک باز ها موسيقي "کانتري" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک داراي مشخصه هاي بارزي مثل آنارشيسم بود ولي بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقي به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقي پر انرژي Chuck Berry گرفته تا هارمونيهاي زيباي بيتل ها و موسيقي روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايي خود را فقط براي چند سال حفظ کرد. گوناگوني بسياري که در سبکهاي مختلف راک پديد آمد، به قول بعضي از متخصصين هسته اصلي راک از هم پاشيد.
Pop rock :
پاپ-راک يکي از عمده ترين شاخه هاي موسيقي محسوب مي شود که به طور کلي به هر نوع موسيقي پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock مي گويند. از ويژگيهاي اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقي آن است و تکيه آن بر موسيقي لاينقطاع است که با چيره دستي نواخته مي شود. از گروههاي مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست مي توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.
Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاري شد اما زمزمه هاي آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقي ملايمي است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاري نگاه کردن به موسيقي يکي از ويژگيهاي اين سبک است. Soft Rock تا حدي متمايل به پاپ-راک است اما با فضايي ملايمتر و نرمتر. گروههايي مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقي ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفي کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقي را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدي موسيقي تلفيقي هم اثر خود را دچار دگرگوني کرد.
Grunge :
سبکي که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختي ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.
Alternative Rock:
آلترنيتيو راک يکي از شاخه هاي راک است که تمام گروهاي پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثير خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهاي گوناگوني ميشود .از ملوديهاي زيباي jangle_pop گرفته تا ملوديهاي آزار دهنده و يک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بي سابقه "نيروانا" در سال 1991 مي توان به نوعي گروهاي آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندي کرد:
در طي دهه 80 اکثريت گروهاي alternative تحت نظارت شرکتهاي توزيع و پخش مستقل فعاليت داشتند. گروهايي که تحت نظارت شرکتهاي بزرگ فعاليت ميکردند، توانستند شرايط ايده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههاي alternative دهه 80 ميتوان گفت، آن است که به علت شرايط موجود آن دوران از مسير اصلي خود منحرف شدند.
در ميان سبکهايي که جزو اين گروه دسته بندي شده اند، مي توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام اين ژانرها بعد از انقلابي که نيروانا در اين زمينه بوجود اورد پايه گذاري شدند.ولي مشخصا زماني راه براي آنها هموار شد که خيلي از گروههاي تازه کارِ alternative با شرکتهاي بزرگ قرارداد بستند. در نتيجه alternative rock در دهه نود داراي نظم بيشتر و هارمونيک تر از همتاي خود شد.مخصوصا از دوره اي که ثابت شد سازهاي سنگين تر داراي جذابيت تجاري بيشتري هستند، بيشتر گروههاي دههء نودي با شرکتهاي بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهاي مستقل که محدوديت کمتر و آزادي بيشتر داشتند، همکاري کنند.
Hard Rock:
از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقي، دو سبک هارد راک و هوي متال مشابه هستند. چرا که شباهتهاي بسيار زيادي بهم دارند. در هر دو مورد صداي خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسي را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازي را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهاي اساسي نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقي هارد راک. در صورتي که اين ويژگي در موسيقي هوي متال ديده نمي شود بلکه اين نوع موسيقي بر صداي خشن و وحشي گيتار و ريتمهاي کوبه اي تکيه دارد.
هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقي روان گردان باب شد و تحولي در زمينه موسيقي راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازي استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوي متال نيست. اگرچه همان سولوهاي طولاني و همان صداهاي خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.
Punk Rock
3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلي، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):
*Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
*Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
*Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي
تا اينجاي کار همه بر يک عقيده هستند. اما از اين پس عده اي بر اين عقيده هستند که موسيقي متال جزو زير مجموعه هاي موسيقي Hard Rock هست و عده اي اين 2 رو با توجه به خصيصه هاي اون يکسان ميدونن. در هردو داراي Loud بالا ، گيتارهاي Distoured و عموما استفاده از يک Lead Vocal که سازي هم مينوازه يکسان وجود داره.
گيتاريست هاي سبک متال عموما داراي سرعت ، نوآوري و سبکهاي خاص خودشون در مقابل ديگر سبکهاي موسيقي هستند. به طوري که در اين سبک گيتار مرکزيت خاصي نسبت به سازهاي ديگه داره. سبکي که ريفهاي سرعتي و عموما خشن و سولوهاي سريع با گيتار در صدر اون قرار داره. چيزي که ما بيشتر از موسيقي متال ديديم ( يعني در واقع زير دسته هاي سبک متال ) به شرح زيره. اما چيزي که کاملا مشخص اينه که غير از اين موارد مذکور زير دسته هاي ديگري از موسيقي متال وجود داره که شايد به اندازه اينها آشنا نباشند يا کمتر مورد استفاده از طريق گروههاي مختلف قرارگرفته باشند.
Thrash Metal
Heavy Metal
Alternative Metal
Progressive Metal
RapMetal
PopMetal
Punk Metal
Scandinavian Metal
Doom Metal
Sludge Metal
Death Metal
Black Metal
Speed Metal
Industrial Metal
Stoner Metal
Goth Metal
Symphonic Black Metal
Power Metal
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/27ساعت 22:28 توسط پیمان آلفا
|
Aggressive
اصطلاح Aggressive عموما به موسيقي گروه هايي اطلاق مي گردد كه در چهارچوب سبك خود داراي آثاري به شدت سريع تر و تهاجمي تر نسبت به ساير گروه ها مي باشند. در موسيقي Metal معمولا گروه هاي Thrash, Power و Progressive اين استايل را در آثار خود به كار مي برند.
Atmospheric
اصطلاح Atmospheric براي موسيقي گروه هايي كاربرد دارد كه با استفاده از اصوات ديجيتالي و افكت هاي صوتي, فضايي رويايي و پراحساس در آثار خود خلق مي كنند. اين گروه ها تكيه بسياري بر موسيقي Dark Ambient دارند. استايل Atmospheric بيشتر با سبك هاي Black, Doom و Gothic در ارتباط است.
Avante-Garde
عده اي Avante-Garde Metal را به عنوان يك Sub Genre مي شناسند, با اين حال عده نيز آن را تنها به عنوان يك استايل پديرفته اند. موزيسين هاي اين سبك كه تقريبا همگي به زير شاخه Black Metal تعلق دارند, علاقه وافري به استفاده از اصوات و سازهاي نامعمول در موسيقي متال از خود بروز مي دهند. اين نوازندگان همچنين گرايش بسياري نيز به سبك هاي جز و آوانگارد دارند, با اين حال نبايد آن را با موسيقي Progressive كه در آن نيز گرايش به سمت جز ديده مي شود اشتباه گرفت.
Brutal
اصطلاح Brutal عموما در مورد گروه هاي Death و Grindcore كاربرد دارد. از كلمه Brutal براي متمايز ساختن گروه هايي استفاده مي گردد كه داراي موسيقي به مراتب سنگين تر و خشن تري نسبت به گروه هاي معمول در اين سبك ها مي باشند.
Dark
اصطلاح Dark بيانگر فضايي تيره و افسرده در موسيقي متال است. استيل Dark يا Dark Metal كه بيش از هر چيز با گروه هاي Doom پيوستگي دارد, بيانگر گروه هايي در اين سبك است كه به جاي فضاي غمناك, از فضايي تيره و ترسناك در آثار خود بهره مي جويند.
Electronic
اين اصطلاح طيف گسترده اي از معاني را شامل مي شود. گاه به گروه هايي اطلاق مي گردد كه در آثار خود از سبك Industrial استفاده مي كنند و گاه نيز به گروه هايي كه اصوات سازهاي اصلي موسيقي Metal مانند گيتار يا درامز را بوسيله ادوات الكترونيكي ضبط مي كنند. از سوي ديگر گروه هايي كه داراي موسيقي تجربي بوده و از اصوات الكترونيك بهره مي گيرند نيز با نام Electronic شناخته مي شوند.
Epic
اصطلاح Epic به استايل گروه هايي در موسيقي متال اشاره دارد كه فضايي حماسي و باشكوه را در موسيقي خود به نمايش مي گذارند. اين گروه ها معمولا گرايش بسياري به استفاده از كيبورد و چندين خواننده و گروه هاي كر دارند. اصطلاح Epic بيشتر در كنار سبك هاي Folk, Black, Gothic و Death ديده مي شود.
Melancholic
اصطلاح Melancholic بيانگر حالتي بسيار افراطي در ايجاد فضاي هاي افسرده و نااميدانه است. اين فضا البته تا حدود بسياري نيز حالت روانپريشانه داشته و بدين صورت بيش از هر چيز با سبك Doom و بويژه با زيرشاخه Funeral Doom در ارتباط است. البته برخي گروه هاي Symphonic Gothic و Symphonic Black نيز به اين استايل گرايش دارند. اين استايل را با نام Depressive نيز مي شناسند.
Melodic
استايل Melodic عموما به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضاي ملوديك تري را به نسبت گروه هاي هم سبك خود به نمايش مي گذارند. در گروه هاي Melodic تكيه بر ريف هاي سنگين كمتر ديده مي شود, در عوض ملودي ها نمود بيشتري به خود مي گيرند. اين صطلاح بيش از هم با سبك هاي Power, Death و Black داراي ارتباط مي باشد.
Operatic
اصطلاح Operatic بيانگر شيوه گروه هايي در موسيقي Metal است كه از موسيقي و آوازهايي به شيوه سنتي اپراهاي اروپايي در آثار خود بهره مي گيرند. اين استايل بيش از هرچيز با استايل گروه هاي Symphonic درايا پيوند مي باشد.
Raw
اصطلاحا به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضايي بسيار خشك و خشن را به مانند گروه هاي دهه هشتاد در آثار خود به نمايش مي گذارند. در موسيقي چنين گروه هايي از اصوات كيبورد و افكت هاي ديجيتالي استفاده نمي گردد. از اين اصطلاح عموما براي تمايز گروه هاي اوليه سبك Black از گروه هاي Symphonic استفاده مي كنند.
Symphonic
اصطلاح Symphonic بيانگر استايل گروه هايي است كه از اصوات سمفونيك در آثار خود استفاده مي كنند. اين اصوات معمولا بوسيله كيبورد اجرا مي شوند, با اين حال گروه هاي معدودي از سازهاي واقعي نيز در آثار خود بهره مي گيرند. گروه هاي Symphonic معمولا هارموني سنگين و حجم صداي بلايي در قياس با ساير گروه ها توليد مي كنند.
Technical
اين اصطلاح بيانگر گروه هايي است كه نوازندگان آنها داراي توانايي بسيار بالايي در اجراي ساز خود مي باشند. اصطلاح Technical را نبايد با Progressive اشتباه گرفت, با اين حال اكثر گروه هاي Technical داراي موسيقي قدرتمندي نيز از لحاظ ساختارهاي تكنيكي مي باشند. اين استايل معمولا در كنار سبك هاي Death و Thrash كاربرد دارد.
پي نوشت1: موسيقي Progressive در كنار ساير سبك هاي Metal نقش يك استايل را ايفا مي كند و عموما نمي توان آن را به صورت يك سبك تلفيقي در نظر گرفت.
پي نوشت2: عده بسياري معتقدند موسيقي Folk Metal را به دليل ماهيت آن بايد به صورت يك استايل در نظر گرفت , نه يك sub Genre از موسيقي Heavy Metal
***
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/08/08ساعت 20:16 توسط پیمان آلفا
|
در هوی متال نیز مانند محبوب ترین انواع موسیقی، تصاویر و ایماژها بخشی از موسیقی را تشکیل میدهد. گرچه جلدآلبوم و نمایشهای صحنهای هیچ گاه از خود موسیقی اهمیتی بیشتر نیافت اما به اندازه خود موسیقی ابزاری برای نشان دادن محتوا شد. بنابراین، بسیاری از هنرمندان، از طریق هوی متال، با هم همکاری میکنند تا فهرستی از تجربه در هر قطعه و mdash ایجاد کنند؛ تا از این طریق تجربیات متنوع تری برای شنوندگان ایجاد کنند. در این رابطه، هوی متال از دیگر انواع هنر که تنها یکه روش برای ابراز خود داشتند از تنوع بیشتری برخوردار است. در حالیکه بایک نقاشی از طریق تصویر ارتباط برقرار میشود، یک سمفونی از طریق شنیداری درک میشود،ایماژ هوی متال و درون مایه عمومی که تمامی موسیقیهای آنان را مقید کرده علاوه بر صدای موسیقی از طریق تصاویر روی آلبوم، اجرای صحنه، آهنگ اشعار، و لباسهای دسته ابراز میشود.
مورخان موسیقی راک معتقدند تاثیر موسیقی پاپ غربی هویت فرار از واقعیت را از طریق اشعار و mdash عجیب و خیالی، به موسیقی هوی متال داده است؛ در همین حال موسیقی بلوز سیاهان آمریکا، با تمرکز بر خسران، افسردگی و تنهایی حقیقت واقعیت برهنه هوی متال را به آن میدهد.
اگر مولفههای فضا و درون مایه هوی متال عموما واقعیت متاثر از بلوز است، مولفه تصویری آن عموما تحت تاثیر خیالپردازی موسیقی پاپ است. درون مایههای تاریکی،پلیدی، قدرت و الهام مولفههای زبانی خطاب قرار دادن مشکلات زندگی هستند. هوی متال در واکنش به «صلح و عشق» فرهنگ هیپی در دهه ۱۹۶۰، به عنوان یک ضد فرهنگ، نشان داد که تاریکی جای نور را میگیرد و واقعیت برهنه جایگزین پایان خوش پاپ شده و همه چیز پایان خوشی نخواهد داشت. در حالیکه برخی از طرفداران معتقدند که ابزار تاریکی پیام هوی متال نیست، منتقدان هوی متال این نوع موسیقی را متهم به ستایش جنبههای منفی واقعیت کردهاند.
درون مایههای هوی متال عموما عمیق تر از درون مایههای ساده انگارانه پاپ دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ که توجه آن معطوف به جنگ، نابودی اتمی، مسائل زیست محیطی، و تبلیغات سیاسی یا مذهبی بود. «خوکهای جنگی» اثر بلک سبت، و قاتل بزرگان اثر اوزی اوسبورن...و عدالت برای همه آلبوم)|...و عدالت برای همه و نیزاسبهای فنا شدنی (متالیکا)|اسبهای فناشدنی، و دو دقیقه به نیمه شب اثر گروه Iron Maiden، و بسیار از آوازهای System Of A Dawn نمونههایی از بحث وضعیت امور هستند. گاهی اوقات تفسیر بیش از حد ساده میشود چرا که واژگان شعری متال در اصل به دوگانگی تاریکی در برابر روشنایی، امید در برابر نومیدی، یا خوب در برابر بد میپردازد، و جایی برای سایههای پیچیده خاکستری باقی نمیگذارد.
درون مایههای هوی متال عموما عمیق تر از درون مایههای ساده انگارانه پاپ دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ که توجه آن معطوف به جنگ، نابودی اتمی، مسائل زیست محیطی، و تبلیغات سیاسی یا مذهبی بود. «خوکهای جنگی» اثر بلک سبت، و قاتل بزرگان اثر اوزی اوسبورن...و عدالت برای همه آلبوم)|...و عدالت برای همه و نیزاسبهای فنا شدنی (متالیکا)|اسبهای فناشدنی، و دو دقیقه به نیمه شب اثر گروه Iron Maiden، و بسیار از آوازهای System Of A Dawn نمونههایی از بحث وضعیت امور هستند. گاهی اوقات تفسیر بیش از حد ساده میشود چرا که واژگان شعری متال در اصل به دوگانگی تاریکی در برابر روشنایی، امید در برابر نومیدی، یا خوب در برابر بد میپردازد، و جایی برای سایههای پیچیده خاکستری باقی نمیگذارد.
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/30ساعت 14:20 توسط پیمان آلفا
|
معتاد، خلاف ، دیوانه، فاسد، غیرطبیعی، ضدخدا، شیطان پرست وانواع و اقسام برچسبهایی از این قبیل. اینها معمولا اولین برچسب هایی است که زده میشود و شاید شایع ترین برداشتی است که طیف عمومی مردم ایران (و یا شاید در خیلی از نقاط جهان) از اعضای یک گروه موسیقی متال دارند. شاید در خوش بینانه ترین حالت ممکنه لقب غیرطبیعی و آنرمال اولین چیزی باشد که به ذهن یک شنونده ناآشنا با موسیقی متال می رسد. برداشتهایی که شاید در نگاه اول اجتناب ناپذیر و در عمل بی انصافانه باشد.
فرم آرایش چهره و مو، لباسهای نامتعارف و جنس صدای موسیقی راک از دیگر عواملی هستند که چنین پیش داوریی را آسانتر میکنند. به خصوص برای مردم ایران، به تجربه ثابت شده که یکی از عادات مذموم مردم ما قضاوت و داوری کردن بر اساس ظاهر افراد است.
موسیقی متال در ذاتموسیقی اعتراض است و به طور طبیعی ذات اعتراضی آن شباهتی به جریان عامه پسندی که در جامعه وجود داشته و مقبول اکثریت است باقی نمی گذارد. در بسیاری از کشورها از جمله کشور ما ، ایران ، این عدم تشابه به موسیقی مردم پسندتر و مقبول تر توسط عامه مردم ، باعث شده تا پذیرش آن نیز برای مردم سخت تر شود. سنتی تر بودن جامعه خود مزید بر علت است.
ساز بندی موسیقی متال و استفاده از یک مجموعه ساز بندی مینیمال ، معمولا دو گیتار الکتریک ، یک گیتار بیس ، یک ست درامز و گاها کیبرد و ذات صدای دیستورشن ایجاد شده توسط امپلی فایرهای Tube Driven گیتار و صدای گاها" غیر طبیعی خواندن خواننده و متن اشعار باعث می شود که شنونده ای که گوشش با صدای موسیقی متال آشنا نیست آنرا غیر طبیعی و گوش خراش بیابد. در حالی که تمامی آنچه با آن روبرو هستیم فقط نوعی از موسیقی است! نه بیشتر و نه کمتر.
در ایران صرف نظر از عده ای از طرفداران این نوع موسیقی که بیشتر به خاطر مسائل ظاهری خود را طرفدار موسیقی متال (اصطلاحا متال باز!!) می دانند و اطلاعاتی که در مورد این نوع موسیقی دارند بعضا اشتباه ، مغرضانه و نادرست است قسمت اعظمی وجود دارند که ذات این موسیقی را به علل دیگری محترم و مورد علاقه میشمرند که به صورت خلاصه می توان آنها را در چند دسته قرار داد:
1- علاقه به متن : متن اشعار این سبکها بسیار بسیار فکورانه تر و عمیق تر از موسیقی پاپ رایج در جهان است، نگاه به مسائلی همچون جنگ ، مرگ و حقایق زندگی جزو مواردی است که کمتر در اشعار سایر سبکهای موسیقی دیده میشوند.
2- توجه به موسیقی : برخلاف موسیقی پاپ ، هنرمندان موسیقی متال خود نوازنده و خالق آثار خود هستند. این موضوع برای بسیاری از طرفداران که طیفی از آنها خود به عنوان یک نوازنده فعال هستند جذابیت دارد. قوی بودن بعد موسیقیایی این سبک در قیاس با موزیک پاپ از دیگر عامل هایی است که برای بسیاری از طرفداران این موسیقی جذابیت دارد.
شاید بهتر باشد قبل از قضاوت زودهنگام در مورد هنرمندان / نوازندگان و طرفداران این سبک و زیرشاخه های آن توجهی هرچه بیشتر به موارد ذکر شده داشته باشیم و وجود چند گروه با خصوصیات نامناسب را به کلیت یک سبک و طرفداران آن تعمیم ندهیم.
منبع :Zirzamin
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:22 توسط پیمان آلفا
|
فریاد هایی خشمگینانه از مدت ها پیش جزو ارکان اصلی موسیقی دث متال بود یعنی زمان پا گرفتن این سبک در سال 80 میلادی توسط گروهی به همین نام ، یعنی Death بود، اما چرا باید همچنین صدایی به مانند خرخر کردن ! برای چنین ژانری از موسیقی به کار برده شود؟ و توسط منتقدان، این نوع صدای خواننده متهم به غیر اصیل بودن، صدایی خسته کننده شود و در واقع این طور به نظر میرسد، اما همیشه این گونه نمی باشد. بسیاری از گروه های دث متال از این تکنیک استفاده نموده و صاحب امتیاز می باشند، تعدادی گروه ها از صدایی کاملا آرام استفاده می کنند، که در واقع استفاده از صدایی آرام و ملایم در این گروه ها باعث از دست دادن قدرت لازمه شده و ادامه این کار از آنها یک گروه معمولی و خنثی میسازد، اما این جمله در مورد گروه های دث صدق نمی کند
خواننده به عنوان یکی از اعضای اصلی در تشکیل یا منحل شدن گروه های دث متال نقشی کلیدی را ایفا می کند، و اگر این خواننده نتواند پیشرفت کند و خود را با گروه وفق دهد ، باعث کم کردن تاثیر موسیقی گروه شده و به این معناست که یا باید عضو جدیدی وارد گروه شود یا خواننده به دلیل ضعف خود از گروه طرد گردد.
قدرت خوانندگان در سبک دث متال مثال زدنی نیست. من به گروه های دث متال زیادی گوش داده ام که بعضی از خوانندگان آنها آنقدر ها هم صدایی سهمگین و ترسناکی نداشتند. با این اوصاف فرق میان یک گروه خوب و یک گروه عالی ، در واقع در قدرت خواننده گروه نهفته است. اگر کار یک خواننده یک بعدی و یکنواخت باشد مسلم است که به مرور زمان از شنوندگان گروه کم خواهد شد. من به آن میگویم hardcore syndrome یا "ساندروم از نوع hardcore" و به این دلیل چنین نامی را انتخاب کردم چون این یک مشخصه خوانندگان سبک hardcore میباشد. صدای آنها همچون خرخر کردن یک پیرمرد بوده، روش خواننده با تمام سبک های دیگر بسیار متفاوت میباشد. چرا آنها، که من در حال اشاره به hardcore در میان مقاله ای در باب صدای خوانندگان دث متال هستم؟ زیرا گروه های hardcore، طرد شده های دث متال هستند. بیشترین بخش آن بر میگردد به این که آنها علاقه کافی یا استعداد برای اجرای سبک دث متال را ندارند یا در واقع فاقد درنده خویی سبک دث متال میباشند.
اما چرا باید فاقد این درنده خویی باشند؟ چرا معمولا این گونه است. زیرا خوانندگان با صدای آرام و ساکن باعث از بین رفتن تاثیر موسیقی میشوند، اما چطور با مثال های خوبی در مورد گروه های موفق در سبک دث متال چنین اتفاقی نمی افتد؟ بهترین مثال هایی که میتوان در این سبک نام برد به نظر من Peter Tagtgren از گروهHypocrisy و Max Cavalera از گروه Sepultura هستند. هر دو توانستند تحول بنیادی در ارتقاء این سبک ایجاد کنند و هر دو مرد، دارای قدرت بسیار بالایی میباشند. با جیغ های Peter Tagtgren - که جزو بهترین افرادی است که به آن علاقه دارم - یک حس عصبی و پر هرج و مرج به آدم دست میدهد و آرام خرخر کردن او از زیباترین مراحل آن است. او یک چنین قدرتی دارد و به راحتی میتواند شنوندگان خود را همچنان راضی نگه داشته و سرگرم کند. و نیز برای Max Cavalera، خوانندگی یعنی بروز خشم و انتقام در موسیقی. احساسات سرد و خشم، به کمک او آمد تا در گروه قبلی خود Sepultura آهنگ های زیبایی را به اجرا بگذارد.
این است هدف اصلی خرخر کردن یا growling در دث متال، برای افزودن آشفتگی و خشم به یک موسیقی که خود عامل یا دارای هرج و مرج میباشد. تصور کنید که HammerFall بخواهد از Cannibal Corpse آلبوم Hammer Smash Face را کاور کند، ولی به شما میگویم که هیچ گاه این کاور به خوبی اجرای اصلی آلبوم نخواهد شد، یعنی تمام هیجان خود را از دست میدهد و دیگر این کاور از آلبوم، یک اثر دث متال نخواهد بود.
تمام انتقاد ها از سبک دث متال فقط استفاده از خرخر کردن است، و متهم کردن آن به غیر اصیل بودن و چیز هایی از این قبیل است، اما در موردش کمی فکر کنید، که خرخر کردن جزء علامت های سبک شناسی در این ژانر میباشد. حذف کردن خرخر کردن از دث متال، باعث میشود که فقط به گروه چیزی را اطلاق کرد نه به موسیقی آن، یا گفته شود گروهی با موسیقی blues با آوازهایی در مورد چیزهای شاد، و یا اطلاق هر سبک راک دیگری به خاطر این تحریف سبکی! این تغییر در سبک و ساختن یک موسیقی بی نقص از آن، ولی بدون خرخرکردن! دث متال هیچ گاه دث متال نخواهد شد. حالا هر چه قدر سعی کنند که این سبک را تکنیکی تر نمایند و از خوانندگان خشن تر استفاده کنند، سبک دث متال را وسعت دهند تا از همه نظر کامل نشان دهد! اما این کار، جزء تعدادی تکنیک موسیقی بیش نیست و اگر کسی واقعاً از آن خسته شده باشد بداند که لازمه یک صدای خوب در سبک دث متال برخورداری از خرخر کردن است. به همین دلیل من سبک دث متال را برای خرخر کردن یا growling ستایش میکنم و حاضرم هر کاری را برای آن انجام دهم.
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:11 توسط پیمان آلفا
|
این سبک از متال یکی از زیر شاخه های هوی متال محسوب میشود که در اواخر دهه ی هفتاد و اوایل هشتاد تحت تاثیر صدای متال انگلیسی مانند جوداس و فاکتور های پانک به وجود آمد.
میزان های هوی متال تغییر پیدا کرد سولو ها حذف شدند گرچه در زمانی نه چندان دور به ترش بازگشتند!!!
میزان ها تغییر پیدا کرد و علائم زمان کوتاه تر شدند معنا و مفهوم ریف به سرعت و نهایت خود رسید و سولوهای هوی متال شدت و سرعت گرفتند.دیستورت گیتارها بی نهایت بالاتر رفت و استفاده از پالم میوتینگ(خفه کردن سیم ها به وسیله ی دست راست)به اوج خود رسید.
درام ها سریع تر شدند و استفاده از دبل باس رایج شد و تاکید ها از سرضرب ها به نیم ضرب ها انتقال پیدا کرد .
احساس این موسیقی همانند موسیقی های جز یا کلاسیک غیر متعارف است و کمتر زیبایی شنیداری دارد .
این موسیقی صرفا برای احساس پدید نیامده و بار فلسفی سنگین و عمیقی هراه خود دارد کما اینکه ترش به معنی کوبیدن و له کردن نام این سبک است!!!
در سال 1971 بلک سابات دو کار از آلبوم خود را سریعتر و محکمتر عرضه میکند آهنگ های Into the VoidوChildren of the Grave که با آلبوم Symptom of the Universe در سال 1975 این حرکت کامل شده و اولین ریف های ترش عرضه میشوند همچنین آهنگ سنگ سرد از کویین در سال 1974 نقطه ی شروعی در آن زمان محسوب میشود این آهنگ هم برای زمان خود و هم برای گروه خود از سرعت بالایی برخوردار است .
گروهی به اسم Overkill که گویا این نام از یکی از کارهای موتور هد گرفته میشود اولین آهنگ ترش متال تاریخ را در سال 1981 عرضه میکند Unleash the Beast Within
و دومین آهنگ را جوانی از جنوب کالیفرنیا آهنگساز گروه Leather Charm مینویسد با نامHit the Lights این آهنگ بعد ها در گروه بعدی این جوان یعنی متالیکا عرضه میشود جیمز هتفلد کار خود را آغاز میکند...
اولین دموی ترش به وسیله ی گروه متال چرچ عرضه میشود دمویی اینسترومنتال و ترکیبی از ترش و اسپید و پاور با نام Red Skies...
متالیکا باز هم دوم است دموی پاور متال در آپریل 1982 و زندگی نیست تا شلاق هست در جولای 1982 دومین دموهای ترش متال محسوب میشوند ترش متال در 1981 و 1982 زاده میشود...
اولین آلبوم رسمی و استودیوی ترش متال در جولای 1983 به بازار عرضه میشود متالیکا این بار در ترش اول است چیزی که تا پایان تاریخ برای این گروه ادامه پیدا میکند .همه را بکش به بازار عرضه میشود و ترش رسمیت پیدا میکند...
در 1984 سلیر برنامه ای زنده با نام Haunting the Chapel اجرا میکند که آهنگChemical Warfare با فضای تیره تر خود آغازی برای دث متال میشود...
گروه های سپولترا و کریتور نیز به جمع بزرگان ترش اضافه میشوند اما جای یکی از بزرگان ترش و خالق اسپید متال هنوز خالی است این جای خالی با عرضه ی آلبوم کشتن شغل من است پر میشود یکی از اعضای قدیمی متالیکا و یکی از آفرینندگان ترش به این موسیقی باز میگردد دیو ماستین کبیر
سال 1986 مهمترین سال ترش متال محسوب میشود سال حکومت بند های ترش متال دارک انجلDarkness Descends را ریلیز میکند که یکی از سنگین ترین و تیره ترین کارهای ترش محسوب میشود گرچه آن چنان مورد توجه قرار نمیگیرد حکومت در خون سلیر به یک کلاسیک تمام عیار در ترش تبدیل میشود Pleasure to Kill آلبوم گروه کریتور به مهمترین احساس دث متال بدل میگردد و در کنار همه ی اینها بزرگترین و مهمترین آلبوم ترش متال تاریخ عرضه میگردد ارباب عروسک ها بر قله ی ترش متال جای میگیرد و تا امروز در کنار آلبوم زنگار در صلح به عنوان کاملترین آلبوم ترش متال بر این قله قرار دارد...
Larry LaLonde, شاگرد جو ساتریانی گروه Possessed را به عنوان اولین گروه دث متال دنیا تشکیل میدهد و به فاصله ی اندک چاک شولدینر کبیر گروه دث را راه اندازی میکنید اولین شاخه از ترش منشعب میشود...
در سال 1988 و عدالت برای همه به بازار میاید که آهنگ یگانه اولین ویدیوی متالیکا در این آلبوم است این سیر در سال 1990 با پیوستن بهترین گیتاریست تاریخ ترش متال و یکی از بهترین های دنیا به گروه مگادث کامل میشود پیوستم مارتی فریدمن به دیو ماستین باعث خلق زنگار در صلح کاملترین آلبوم تاریخ ترش میشود این آلبوم از لحاظ تئوری و سولویینگ حرف اول را در ترش متال میزند گرچه از آهنگسازیه ضعیف تری نسبت به ارباب عروسک ها بر خوردار است این آلبوم صدای مخصوص مگادث و بهترین ریلیز آنها میشود آهنگ آشانه ی 18 در کنار آهنگ ارباب عروسک ها کاملترین کار های ترش شناخته میشود و این اوج ترش متال و همچنین پایان آن میشود!!!!گروه های پانک با موسیقی جدید خود یعنی آلترنیتیو دنیای راک را تسخیر میکنند مگادث به سمت اسپید میرود و متالیکا پس از یک آلبوم نیمه هوی نیمه ترش که آخرین تلاش متالیکا برای اعتلای متال است موهای خود را کوتاه میکنند!!!!!و برای آلترنیتیو آماده میشوند آلبوم های لود و ریلود با وجود آهنگسازیه زیبا مرثیه ای برای ترش متال محسوب میشوند Larry LaLonde, به گروه آلترنیتیو پرایموس میپیوندد تا در کناریکی از خدایان بیس لس کلی پول از بهترین های آلترنیتیو شود...
دث متال به بیراهه میرود و بلک زاده میشود فریاد های چاک بزرگ هم تاثیری در گمراهی ندارد سولوها از دث حذف میشوند و موسیقی کلاسیک اروپایی جایگزین هامونی های اگرسیو ترش میشود ماشین هد و پنترا هم به اندازه ی کافی قوی نیستند و با مرگ چاک کبیر ترش دوباره به زیر زمین های تاریک کالیفرنیا بر میگردد...
مارتی ماستین را ترک میگوید و متالیکا آلبومی بی نهایت ابتدایی و دم دستی عرضه میکند از ترش ناب دههی هشتاد اثری نمانده مگر آلبو جدید مارتی فریدمن موسیقی برای سرعت که یک اثر هم نمیتواند ناجی یک سبک باشد...
هنوز هم ارباب عروسک ها و زنگار در صلح قله های رفیع ترش محسوب میشوند گرچه تکرار نا شدنی به نظر میرسند...
بند های کلیدی ترش متال:
Metallica
Megadeth
Slayer
Anthrax
بندهای که نقشی پررنگ در ترش دارند گرچه به اندازه ی 4 بند ذکر شده قدرت ندارند:
Destruction
Kreator
Sodom
بندهای عادی ترش متال:
Annihilator
Artillery
Coroner
Dark Angel
Demolition Hammer
Death Angel
Doomsday
Exodus
Flotsam and Jetsam
Forbidden
Heathen
Metal Church
Nuclear Assault
Onslaught
Overkill
Sabbat
Sadus
Sepultura
Stormtroopers Of Death (S.O.D.)
Tankard
Testament
Vio-lence
Voivod (Early)
Watchtower
Wrath
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:9 توسط پیمان آلفا
|
امروزه Heavy Metal ، شامل Doom Metal نیز می گردد. کسانی که در رأس های مدرسه ی قدیمی متال بودند و بسیار آهسته می نواختند تا شنوندگانشان را افسرده کنند. Doom Metal یکی از اصلی ترین شاخه های Heavy Metal و به عبارتی، امروزه به عنوان سبکی مستقل شناخته می شود. Doom در لغت به معنای محشر، فنا، سرنوشت بد، زوال و نابودیاست که این معانی خود گویای بسیاری از حقایق در مورد این سبک می باشند. در واقع Doom Metal ، هنگامی که Black Sabbath موسیقی خود ( Heavy Metal) را آهسته کرد بهوجود آمد. سبک جدید نسبت به قبل آهسته تر شد و بیشتر به نوشتن ترانه هایی افسرده کننده گرایش داشت. برای شنوندگان این سبک، جو سرد این موسیقی در بسیاری از موارد بامصرف مواد مخدر، به خصوص ماری جوآنا همراه می شود. هنگامی که اکثر سبک های دیگرمتال برای افزایش گام، میزان سرعت و همچنین مهارت و کارایی فنی تلاش می کردند، Doom Metal بر احساسات و هیجانات تأکید می کرد. احساساتی معمولآ غمگین، افسرده و پریشان همراه با طنزی حزن انگیز. Doom Metal به سرعتی آهسته تر همراه با Riff های یعزاگونه(اغلب با تن صدای پایین) و تاریک، و هارمونی های ملودیک غم انگیز روی آورد. اکثر باندهای Doom Metal از وکال های Death و Black متال استفاده می کردند. صداهای بکر و خالص مردان و زنانی که اغلب برای عبوس تر کردن و غمناک تر کردن فضا و حالت تاریک موسیقی به کار گرفته می شد. در این سبک آلات کلاسیک موسیقی مانند آلات زهی وپیانو اغلب مورد استفاده قرار می گرفتند. کانون توجه لایریک ها اغلب متمرکز برموضوعات و ریشه هایی مانند عزاداری، سوگواری و ماتم، عشق از دست رفته و شکست خورده،تراژدی، مصیبت و خود تردیدی بودند. اما با تمام این وجود، این لایریکها اغلب تصدیق کننده و اثبات کننده ی زندگی، و ترانه هایی با ملاحظه و همراه با تفکر هستند. درمجموع Doom Metal از لحاظ محتوی و مضمون سبکی بسیار غنی است. از بزرگترین پیشگاماناین سبک می توان به Candlemass, Black Sabbath و Saint Vitus اشارهکرد.
سبکی با صدایی آرام، پایین و کوتاه و موسیقی سنگین که بسته به موقعیتبر سرعتش افزوده می گردد و صدای بلندتری می گیرد. گیتار در Doom Metal به آهسته ومحکم حرکت کردن در میان ریف های هیولا گونه و سنگین گرایش دارد! کیبورد اکثرآ برایاثرات وحشت زده و غیر عادی استفاده می شود و گاهی فلوت هم مورد استفاده می گردد. محتوی لایریک ها اغلب بر پایه ی مسائل روحانی و معنوی و غیر مادی است. Doom Metal به طور گسترده ای از سرود عذای آرام و سنگین Black Sabbath الهام گرفت. و یکی ازمعدود زیر سبک های Heavy Metal است که برای احساس، بیشتر از تکنیک های نمایشی و زرقو برق دار ارزش قائل می شود و حالت های انسانی را مغتنم می شمارد... اما گروه بزرگدیگری که استحقاق دارد تا نامش برده شود و یادی از آن شود گروه Candlemass است. گروهی که برای دوباره جوان کردن و از سر گرفتن این سبک در دهه ی 80 تلاش های عظیمیانجام داد. چهار آلبوم کلاسیک اول این گروه همواره به عنوان نمونه های عالی Doom Metal مورد احترام اند. از دیگر باندهای برجسته ی Doom Metal می توان اشاره کرد به: (Elegion (Australia ؛ (Anathema (Britain ؛ (Paradise Lost (Britain ؛ (Cathedral (Britan ؛ (My Dying Bride (Britain ؛ (Ras Algethi (Italy ؛ (Dolorian (Finland
در حالی که سبکی مانند Thrash بر سرعت متمرکز شده، Doom Metal رابا یک کلمه ی ساده می توان توصیف کرد: آهسته... ریف های خیلی سنگین، برتر، عالی ومعمولآ وکالی ملودیک از خصوصیات این سبک از متال است. به واقع Doom Metal همان Heavy Metal اصیل آهسته شده، همراه با تغییراتی محتوایی است. به طور کلی، کارهایاولیه ی Black Sabbath ، به عنوان یکی از پدران متال، بر ریفهای آهسته متمرکز بود وبدین گونه Black Sabbath نخستین تأثیر را بر باند های Doom Metal گذاشت. حقیقتآ Doom Metal با سه آلبوم اول Black Sabbath شکل گرفته است: کار هایی آرام و آهسته،یکنواخت و سنگین همراه با ریفهای شرورانه و لاییریک هایی غم افزا. اما پس از آن چندسبک دیگر متال نیز از کارهای Black Sabbath مشتق شدند... اما این شکل پر ارزش ازصدای آنها تنها نوعی غیر روحانی از موسیقی بود، تا این که باند آمریکایی St.Vitus وپس از آن Candlemass همراه با این سبک جلو آمدند و تحولات گسترده ای در آن ایجادکردند. به واقع Candlemass پدران اصلی Doom Metal هستند و تمام باندهای با کیفیت وبسیار خوب Doom امروزی، یا از آنها الهام گرفتند یا با آنها در بعضی جهات و اهدافمقایسه می شوند. اصولآ ماهیت و وجود Doom Metal آهسته و کند است، Riff هایی خردشونده (مانند صدای شکستن)، ترانه های بلند حماسی و فضایی کلی از غم افزایی ونومیدی. باند های Doom درباره ی مرگ، سوگواری، عزاداری، ماتم، تباهی، نابودی، مصیبتو تراژدی می خواندند. و گاهی اوقات همه ی آن ها را با هم در ترانه ای می گنجاندند ! اما به مرور مرکز توجه و تمرکز اشعار این سبک، با تعدادی گروه که بیشتر بر پایه یحقیقت و واقعیت استوار بودند و لایریک های خارق العاده می نوشتند کمی تغییر کرد. این لایرییک ها اغلب در مورد پادشاهی های نابود شده و همچنین اقوام و نژادهای ازدست رفته، شکست خورده و مفقود شده بود. سایر باندهای قابل توجه Doom Metal عبارتنداز: Type O Negative ؛ Doomsword ؛ Morgion ؛ Solitude Aeturnus ؛ While Heaven Wept ؛ Pantheist
دو مکتب اصلی در Doom Metal وجود دارد. یکی سبک یا همان استایل سنتی و رایج، باوکالی ملودیک که در مجموع پا در جای پای Candlemass گذاشته و از آنان پیروی می کند. نمونه های امروزی و مدرن این استایل گروه هایی مانند While Heaven Wept, Solitude Aeturnus و Doomsword هستند. این شیوه در باند های اوایل دهه ی 90 پدیدار شد. آنانراه موسیقیایی Doom کلاسیک را با فرمی از وکال Death Metal ترکیب می کردند. باندهای Paradise Lost و My Dying Bride پیشگامان این سبک بودند. سبکی که امروزه کاملآرسمی، و متکی بر دارایی های خودش است. Runemagick و Morgion هم دو باند دیگر قابلتوجه این مکتب اند... اما مکتب دیگر رایج در Doom Metal سبکی است که امروزه " Funeral Doom" نامیده می شود. (کلمه ی Funeral در لغت به معنای مراسم تدفین و تشییعجنازه است.) سبکی که با گروه هایی مانند Pantheist و Tyranny پشتیبانی شد و بهجایگاه امروزی خود دست یافت. Funeral ذاتآ نوعی از Doom با صدا و وکالی مرگ آور استکه حتی آهسته تر از آن چیزی که در شیوه ی معمول Doom Metal رایج است نواخته میگردد. به عبارت دیگر این موسیقی به طوری باور نکردنی آهسته و سرد است. Funeral Doom در واقع یک مکتب از Doom Death Metal است که نخستین بار در اسکاندیناوی پایه گذاریشد. این سبک نیز مانند دیگر سبک های Doom Metal بر موسیقی و سرود عزا تأکید می کرد. در مجموع موسیقی ای خلسه آور، سخت، سنگین، با صدایی بم و با گام هایی به صورت غیرعادی آهسته. گروه فنلاندی Skepticism و گروه بریتانیایی Esoteric از پیشگامان اینشیوه بودند.
اما Doom Death Metal که در بالا به آن اشاره شد، نوعی سبکتلفیقی است. ترکیب ساده ای از میزان سرعت آرامتر و گامی آهسته تر نسبت به Doom Metal رایج و سنتی. سبکی با فضایی عبوس، تلفیقی از کج خلقی خاص Doom Metal همراه باسنگینی Death Metal ، معمولآ با آهنگ و تن صدای آهسته و وکالی خرناس مانند. حس پیشگویی، مکاشفه و تشریفات مراسم تدفین از مضامین مورد توجه این سبک اند. سبکی همراهبا ترانه هایی بلند، ماندنی، تاریخی و شگفت آور. آلات کلاسیک موسیقی که اغلب در Doom Death به کار گرفته می شوند، معمولآ به پیانو، آلات بادی چوبی، و سازهایی ازخانواده ی ویولن محدود می شوند. استفاده از وکال های زن در این سبک کاملآ رایج است. وکال هایی اغلب با صدایی پایین، پراکنده و همراه با خرناس های گلویی آهسته. این سبکبر پایه ی داغداری،عذا داری، محرومیت، گسستگی، نومیدی و یأس تثبیت شد. زیر سبکی از Doom Metal ، که گام آهسته و آرام Doom را با صدای افتاده و خرناس مانند مختص Death Metal که از ته گلو خارج می شود ترکیب می کند. در مجموع سه باند بریتانیایی Paradise Lost , My Dying Bride,و Anathema به عنوان بدعت گذاران و نوآوران در اینسبک مورد توجه اند که البته دو تای آخر در سال های اولیه ی فعالیت خود با استایل Doom Death Metal می نواختند... سایر باندهای برجسته در این سبک عبارتند از: (Celestial Season (Holland ؛ (Winter (USA ؛ (Disembowelment (Australia ؛ (Silent Stream of Godless Elegy (Czech Republic ؛ (Sorrow (USA و...
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/07/22ساعت 11:0 توسط پیمان آلفا
|
اکثر دوستداران موسیقی متال موقع گوش دادن به موسیقی محبوبشان احتمالا جمله هایی مثل این را زیاد از دوروبزیهایشان شنیده اند <بابا این که مثل صدای اره برقی است!> یا <این را مگر توی مغازه ی آهنگری ضبط کرده اند؟!> یا در نهایت جمله های اعتراض آمیزی که اکثرا با ترجیع بند <خاموش اش کن!> همراه است.در عین حال خیلی از این دوروبری ها ممکن است علاقه یه موسیقی متال را نشانه ی انکار ناپذیری از جنون یا عطش به ویرانگری تلقی کنند.البته تعبییرهایی مثل اره برقی یا آهنگری خیلی هم از ماهیت واقعی موسیقی متال به دور نیست.به هر حال بی دلیل نیست که نام این گونه ی خاص از موسیقی را گذاشته اند متال.شکی نیست که متال در کل میان علاقه مندان به موسیقی غربی محبوبیت و رواج گونه های مردم پسندتر و به قول خود متال دوستان <پاستوریزه تر> موسیقی را ندارند و عمدتا با سوتفاهم و سوتعبیر رودروست.از طرفی خیلی از دوستداران متال گونه های مردو پسندتر موسیقی به خصوص هیپ هاپ , تکنو و ... را به شدت تحقیر می کنند و آنها را خنثی و بی خاصیت می دانند.ولی واقعا چرا متال بیش از هر گونه ی دیگری از موسیقی مدرن با نفرت و بدفهمی مواجه بوده است ؟ فکر می کنم این اتفاق بیشتر موقعی رخ می دهد که آدم ها سعی م یکنند موسیقی متال را از صافی زیبایی شناسی متعارف و معمول عبور دهند.در حالی که اصولا زیبایی شناسی خاص متال در زیر پا گذاشتن و نقض کردن معیار ها و چاچوب های زیبایی شناسی معارف موسیقی , معنی پیدا می کند و هویت مستقل خود را می یابد.انتظار مخاطب خو گرفته به زیبایی شناسی معمول , این است مه خواننده صدای لطیف و گوش نوازی داشته باشد و اشعار موزون و احساس بر انگیز و ترجیحا رمانتیکی را هم بخواند و اگر هم از گیتار استفاده می شود , نوای روح نواز و پراحساس آن , همسو با همین حال و هوای احساساتی و رقیق و به نوعی مکمل آن باشد , ولی در زیرگونه های مختلفی از موسیقی متال , صدای خواننده را با معیارهای متعارف نمی توان لطیف و گوش نواز و یا اصولا زیبا به حساب آورد (هر چند که مخاطب علاقهمند به متال , با اتکا به معیارهای خاص زیبا شناسی متال , همین صدا را زیبا می یابد , البته با زیبایی از جنسی متفاوت از زیبایی کلیشه ای مرسوم).در واقع در مثلا زیرگونه ی Death Metal صدای خواننده معمولا بیشتر به غرش , آن هم غرشی از ته گلو شبیه است و در زیر گونه ی Black Metal صدای خواننده بیشتر به جیغی هولناک می ماند.از طرفی صدای گیتار , صدایی است به شدت به اصطلاح دیستورت شده و تقویت شده و برای اغلب گوش ها ناآشنا , ناهنجار.اشعار آهنگ ها نیز اغلب درباره ی جنبه های تاریک زندگی و روح بشرندیا دست کم اینکه شباهتی به اشعار رمانتیک و پرسوز و گداز و در بسیاری موارد , جنسی اغلب گونه های یگر موسیقی ندارند.در حالی که اشعار اغلب ترانه های مردم پسند , از موضوع هایی مثل جفا و دورنگی معشوق یا پارتی رفتن و تفریح یا --- و از این قبیل می گویند.اشعار آهنگ های متال اغلب از درد و رنج , بیماری , جنون , مرگ جنگ طبیعت موضوع های سیاسی یا فلسفی و ... می گویند.موسیقی متال اگر گاهی هم از عشق می گوید , اغلب آن را با واژه ها و تعابیری متفاوت با واژه ها و تعابیر معمول موسیقی مردم پسند حکایت می کند.بیشتر اشعار متال آمیخته به خشم , اندوه یا اعتراض هستند.به عنوان مثال خواننده ی گروه معروف Pantera که تازه گروهی محبوب و با معیار های متال زیرزمینی , تجاری است - وقتی جمله ی عاشقانه ی کلیشه ای و غافلگیر کننده ی (من خودم را به خاطر تو می کشم) را در آهنگی می گوید , بلافاصله با این جمله ی غیر عاشقانه ی غیر کلیشه ای و البته باز هم غافلگیر کننده ی ادامه میدهد که (من تو را به خاطر خودم می کشم).البته در کار گروه های دث و بلک زیرزمینی , حتی با این میزان از عشق هم روبرو نمی شویم و همان طور که اشاره شد , این گروه ها امثال پنترا را متظاهر و تجاری و مزخرف می دانند; یعنی گروه هایی را که از نظر عامه ی بی علاقه به متالو حتی دوستدارات متال از نوع بازاری ترش , نقطه ی اوج رادیکالیسم و شمایل شکنی به حساب می آیند.
به نظر من موسیقی متال را با توجه به همه ی ویژگی های مختلفش , بیش از همه ی گونه های موسیقی مدرن می توان فرزند زمانه ی خویش به حساب آورد.در دنیایی سرشار از درد و رنج و نابسامانی های مختلف , متال بیش از هر موسیقی دیگری , زبان حال انسان امروزی است , به خصوص انسان شهر نشین.در عین حال صدای دیستورت شده و خشن گیتار , دقیق ترین معادل موسیقیایی است , برای آنچه موسیقی متن زندگی روزمره ی ما انسان های مدرن شهرنشین شده است.حتی تصورش هم نمی شود کرد که چیزی حتی شبیه به موسیقی متال در مثلا قرن نوزدهم یا در جوامع غیر شهری می توانست امکان شکل گرفتن و پا گرفتن داشته باشد.قاعده ای که در مورد مثلا موسیقی الکترونیک یا Industrial هم صدق می کند , در حالی که این دو گونه ی دیگر , به خصوص اولی , بیشتر ستایشی بر ماشین و تکنولوژی و دنیای مدرن به نظر می رسند.موسیقی متال بیشتر ادعانامه ای خشمگینانه علیه همه ی اینهاست.متال , مختصات آشنای موسیقی متن زندگی پرغوغا و مغشوش انسان مدرن را می گیرد و - به طرز معجزه آسایی - آن را دستمایه ای می سازد برای آفریدن اثری هنری , متناسب , نظام مند و در نوع خودش زیبا که از عمیق ترین دردهای انسان مدرن با او می گوید.یکی از دلایل زیبایی این موسیقی , هماهنگی و همبستگی تمام اجزای تشکیل دهنده اش است.با این حال در برخی زیرگونه ها , به خصوص بلک متال که به نظر من غنی ترین و زیباترین زیرگونه ی متال است , این هماهنگی به طرز غریبی خیلی وقت ها از دل نوعی تضاد پدید می آید.در واقع آنچه کار برترین گروه های بلک متال را تا این حد جذاب می سازد , نضاد جذاب و حیرت انگیز میان خشونت و لطافت در بافت و ساختار موسیقی است , گاه حتی خشونت محض و لطافت محض.در کار این گروه ها می توان عناصری را که شاخصه ی خشونت موسیقی متال است (مثل همان عناصری که به آنها اشاره شد)در کنار یا حتی لابه لای عناصر دیگری که عموما حال و هوای لطیفی به موسیقی می بخشد (مثل گیتار آکوستیک با نوایی ملودیک , نوای کیبورد یا پیانو , سازهای زهی سمفونیک , صدای لطیف خوانندگان زن و به خصوص در برخی شاخه های بلک , سازهای Folk و سنتی و ...) شنید.این تضاد و تقابل و توامان ترکیب و تلفیق غریب , به اصطلاح کمپوزیسیون فوق العاده جذابی را شکل می دهد.ممکن است آهنگی که مثلا با نوای پیانو یا گیتار آکوستیکی که نغمه ای ملودیک را می نوازد شروع شده , در حالی که در پس زمینه , آوای دوردست سازهای زهی را می شنویم - و به طرزی ناگهانی با ورود درامز و گیتار الکتریکی و بیس و در نهایت , صدای جیغ آسای خواننده به اوج خشونت کشیده شدو و ممکن است دوباره همین مقدار ناگهانی با مثلا آوای کرال زنانه همراه با نوایی محسور کننده ی پیانو , غرق در لطافت شود.حتی از این هم عجیب تر , امکان دارد همه ی این عناصر و شاخصه ها یا برخی از آنها را به طور همزمان در موسیقی بشنویم.حاصل کار , موسیقی چند لایه و پیچیده ایست که گاه به شدت محسور کننده و تاثیرگذار است.از آنجا که یکی از مایه ها و مضمون های اصلی و بسیار رایج موسیقی بلک متال , ستایش طبیعت و شیوه های کهن تر و می توان گفت بدوی تر زندگی و ترویج نوعی بازگشت به طبیعت است.از طرفی به خصوص با دقت در مضمون اشعار , این احساس به مخاطب دست می دهد که این دوگانگی خاص که گاه به دویل شبیه می شود , در واقع کنایه ای است از همان تقابل و تعارضی که هنرمندان و فیلسوفان مختلفی به آن پرداخته اند , یعنی تعارض میان زندگی پرهیاهو و پرغوغای جاری در کلان شهرهای شلوغ و زندگی توام با آرامش و مکاشفه در جوار طبیعت.دوگانگی که در وجود خیلی از ما هست , نیازها و اجبارها ما را به زندگی شهری می کشاند , نیاز به رفاه , کار و برخی امکانات مختص شهر های بزرگ.ولی از طرفی روح و قلبمان مادر طبیعت را می طلبد و آرزومندانه در اشتیاق آن می سوزد.اکثر ما تمام عمرمان زا در شهر سر می کنیم و احتمالا حسرت می خوریم و خواب طبیعت با تمام زیبایی ها و جذابیت هایش را می بینیم.اقلیتی شاید صبورتر و قطعا خوشبخت تر هم بالاخره برای همیشه بار سفر می بندند و می روند در گوشه ای دنج و نزدیک تر به طبیعت , و اگر خیلی خوش شانس باشند , در دل طبیعت زندگی می کنند.
نویسنده :شهرزاد رحمتی
ماهنامه ی فرهنگی اجتماعی تازه
شماره ی اول , بهمن 85
صفحه ی 54 و 55
+
نوشته شده در جمعه
1386/07/20ساعت 21:27 توسط پیمان آلفا
|
در متال اصیل و پایه از 3 ساز گیتار الکتریک و بیس و درامز استفاده میشود که باز در گروههای اصیل 2 نفر هستند که گیتار الکتریک میزنند که یکی زدن ریتم و دیگری لید را بر عهده دارد .
(ریتم مجموعه ای از چند ریف (Riff) هست که در زیر گیتار لید نواخته میشود و اکثرا 2-3 ریف هست که تکرار میشود ریف هم خودش میتواند مجموعه ای از Palm Mute هایی باشد ( پالم میوت تکنیک خاصی هستش که در سبک متال کاربرد بسیاری داره که دست راست که پیک یا مضراب رو میگیرد روی قسمتی از انتهای بدنه گیتار جایی که سیمها وارد بدنه گیتار میشود ( Bridge ) قرار میگیرد و بعد پیک روی سیمها زده میشود که صدای سیمها خفه شده و صدای جالبی رو ایجاد میکند) و یا ریف میتواند مجموعه ای از آکوردهایی باشه که به صورت متناوب اجرا شود که بسته به گرایش خاص موسیقی متال متفاوت هستندولی در کل وجود پالم میوت در بخش ریتم بسیار حائز اهمیت هست . ) ( لید مجموعه ای از ملودیها و لیکهایی (Lick) هستند که روی گیتار ریتم نواخته میشود و گیتار لید کار تکنوازی و نواختن سولو رو بر عهده دارد .
لیک هم مجموعه ای از تنهایی هست که طبق قانون خاصی اجرا میشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنیده میشن هر گیتاریستی از لیکهای خاصی استفاده میکنه که حالتی سلیقه ای داره و میشه گفت از روی ملودی ها و لیکهایی که گیتاریست از اونها استفاده میکنه میشه لهجه یک گیتاریست رو مشخص کرد ) گیتار بیس که حالت متداولش در سبک متال سازی هستش که از 4 سیم تشکیل شده ولی خوب بیس 5 سیم 6 سیم 8 سیم و … هم وجود دارند .
در حالت استفاده درست از بیس فضاهای خالی در موسیقی متال رو با بداهه نوازی خوب و قوی که از نوازنده بیس شنیده میشود پر میکند ولی در اکثر گروهها هم هست که بیس همان نتهای گیتار ریتم را میزند با تفاوتی جزئی که میشه ایجاد این تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسیاری جاها بیس با درامز هماهنگ میشود .
درامز هم که از تیکه های متفاوتی تشکیل شده در حالت متداول سبک متال 3-4 Tom یک Snare و 2 تا بیس درام به همراه چندین سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چی بیشتر باشند مشخصا تنوع برای ساخت لاین درامز بیشتر میشود و دست درامر بازتر میشود انواع سنجهایی که متداول هستند و صدای آنها را در آهنگهای متال میشنویم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صدای “های هت” اگه باز باشه و یا بسته باشه متفاوته و صدای راید هم اگه روی قسمت Bell زده بشه و یا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکیبی از این چند ساز موسیقی متال رو با این همه تنوع ایجاد کرده است .
در موسیقی متال برای تغییر صدای گیتار از افکت های زیادی استفاده میکنند . انواع صداهای Distortion (نوعی افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهایی از قبیل Flanger و Chorus و … ترکیب میشن و یا صداهای Clean هستند که باز میتوانند به صورت تنظیمات مختلفی مورد استفاده قرار بگیرند . گیتار لید باز از انواع پدالهای Wah استفاده میکنه که در صدا تغییرات خاص و جالبی ایجاد میکنند .
گرایشهای مختلف سبک متال
سبک متال دارای گرایشهای مختلفی هست که به نحوی در اون گرایش خاص یا صدای خواننده ( وکالز ) فرق میکند و یا نوع نواختن همان 3 ساز اصلی و یا سازهای دیگه ای به این 3 ساز اضافه میشوند . این عوامل و بعضی از عوامل دیگه که میتوانند محتوای متنهای گروهها هم باشد باعث میشود که گرایشهای مختلفی از سبک متال زاده بشود! انواع مختلفی از قبیل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal,Thrash metal و ….. رو میتوانیم گرایشهای مختلف سبک متال دانست که باز خود این گرایشها نیز تقسیم بندی میشوند .
ساختار آهنگهای متال
اصولا آهنگهای این سبک از قسمتهای مختلفی تشکیل شدند که این ساختار میتواند تغییر پذیر باشه ولی در حال کلی یک آهنگ در سبک متال باید از قسمتهای زیر تشکیل شده باشد :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز این قسمتها اضافه و یا کم میشود . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار میگیرد و قسمتی هست که وکالز همراه گیتار ریتم اجرا میشه و متن نسبتا طولانی تری نسبت به Chorus رو به همراه دارد .
قسمت Chorus قسمتی هست که اکثرا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میماند و این در ذهن بودن از معیارهای Chorus هست شاید دلیلش این باشد که ملودی خاصی دارد و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشود اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشوند . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکند و میشود گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود دارد.
ا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میمونه و این تو ذهن بودن از معیارهای Chorus هستش شاید دلیلش این باشه که ملودی خاصی داره و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشه اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشن . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکنه و میشه گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود دارد.
منبع: guitar4all
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/06/27ساعت 15:59 توسط پیمان آلفا
|